ریشه قرآنی ب ه ت

نوشتن تبصره دربارهٔ این اثر

مبهوت شدن در برابر امری غیرمنتظره؛ و بهتان به معنای نسبت ناروا و دروغی سنگین

صورت‌های قرآنی و لغوی

ریشه «ب ه ت» در زبان عربی دو کاربرد برجسته دارد. نخست، حالتی که انسان بر اثر رویارویی با امری غیرمنتظره، سخنی تکان‌دهنده یا حجتی که پاسخی برای آن نمی‌یابد، دچار حیرت و درماندگی می‌شود. دوم، دروغ یا نسبت ناروایی که حقیقت را به‌شدت وارونه می‌کند و به‌ویژه هنگامی که متوجه شخص بی‌گناه باشد، می‌تواند او را در معرض اتهامی سنگین قرار دهد.

این دو کاربرد از نظر معنایی با یکدیگر ارتباط دارند. در هر دو، امری رخ می‌دهد که می‌تواند شخص را از حالت معمول شناخت و پاسخ‌گویی بیرون ببرد. اما تفاوت آنها اساسی است: مبهوت شدن، وضعیتی است که برای شخص پیش می‌آید؛ بهتان، سخن یا ادعایی نارواست که شخصی می‌سازد یا به دیگری نسبت می‌دهد.

در قرآن، این ریشه هشت بار آمده است. دو کاربرد فعلی آن به حیرت و مبهوت شدن مربوط‌اند. شش کاربرد دیگر از صورت «بُهْتَان» هستند و در زمینه اتهام ناروا، سخن دروغ، آزار بی‌گناهان و رفتار ظالمانه آمده‌اند.

پیکرهٔ عربی قرآن؛ دو فعل و شش کاربرد بهتان

یکی از نکات مهم این ریشه آن است که بهتان در قرآن تنها درباره یک نوع اتهام، مانند نسبت دادن رابطه جنسی ناروا، به کار نرفته است. در یک آیه، کسی گناه خود را به گردن بی‌گناهی می‌اندازد؛ در آیه دیگر، درباره مریم سخنی دروغ گفته می‌شود؛ و در آیه‌ای دیگر، گرفتن ناحق مال زن با تعبیر «بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِينًا» نکوهش می‌گردد.

بنابراین، برای شناخت این خانواده باید میان حیرت، درماندگی در پاسخ، دروغ‌پردازی، نسبت ناروا و ظلم ناشی از آن تفاوت گذاشت. این مفاهیم به یکدیگر پیوند دارند، اما در هر جمله لزوما یک معنا را بیان نمی‌کنند.

۱. هسته معنایی ریشه در عربی کهن

ابن فارس در «مقاییس اللغة» برای ریشه «ب ه ت» یک اصل معرفی می‌کند:

«أَصْلٌ وَاحِدٌ، وَهُوَ كَالدَّهَشِ وَالْحَيْرَةِ»

یعنی این ریشه یک اصل دارد که به دهش و حیرت نزدیک است.

او سپس از مبهوت شدن انسان سخن می‌گوید و «بَهْتَة» را به معنای حیرت معرفی می‌کند. درباره «بُهْتَان» نیز می‌گوید که معنای آن دروغ است.

در «کتاب العین»، دو کاربرد اصلی خانواده روشن‌تر از یکدیگر جدا شده‌اند.

نخست، «بُهِتَ الرَّجُلُ» که درباره کسی است که در برابر امری دچار حیرت شده و مبهوت می‌ماند.

دوم، «بَهَتَهُ فُلَانٌ» که درباره کسی است که ادعایی ناروا را متوجه دیگری می‌کند، در حالی که شخص مورد اتهام از آن بری است.

راغب اصفهانی نیز در «مفردات» هنگام توضیح «بُهْتَان»، آن را دروغی معرفی می‌کند که از شدت زشتی و ناروا بودن، شنونده را مبهوت می‌سازد.

این توضیح، ارتباط معنایی دو شاخه را قابل فهم می‌کند. کسی که ناگهان با اتهامی کاملا دروغ و سنگین روبه‌رو می‌شود، ممکن است از شدت شگفتی و ناراحتی نتواند بلافاصله پاسخ دهد.

با این حال، نباید این تصویر را به شرط ثابت همه کاربردها تبدیل کرد. ممکن است شخصی مورد بهتان قرار گیرد و با آرامش و استدلال پاسخ دهد. همچنین ممکن است انسانی در برابر حقیقتی روشن مبهوت شود، بی‌آنکه هیچ دروغ یا اتهامی در میان باشد.

پس حیرت و درماندگی یکی از جهت‌های اصلی این خانواده است، اما «بهتان» در کاربرد تثبیت‌شده خود به دروغ و نسبت ناروا اشاره دارد، نه به هر چیزی که شگفت‌آور باشد.

منابع لغوی؛ تفاوت مبهوت شدن و نسبت ناروا

حیرت و ناتوانی در پاسخ

در عربی، مبهوت شدن می‌تواند درباره کسی به کار رود که رویدادی غیرمنتظره دیده، سخنی تکان‌دهنده شنیده یا در برابر حجتی قرار گرفته که پاسخ آن را نمی‌داند.

در چنین حالتی، شخص ممکن است خاموش بماند، از پاسخ بازایستد یا مدتی در حیرت فرو رود.

اما خاموشی و حیرت به‌خودی‌خود یکسان نیستند.

کسی ممکن است از روی اختیار سکوت کند، زیرا نمی‌خواهد به سخنی پاسخ دهد. دیگری ممکن است پاسخ را بداند، ولی فرصت بیان آن را نداشته باشد. شخص سوم ممکن است واقعا در برابر سخنی که پیش‌بینی نکرده، درمانده و مبهوت شده باشد.

«بُهِتَ» در کاربرد روشن قرآنی به حالت سوم نزدیک است؛ وضعیتی که شخص بر اثر غلبه سخن یا حجت مقابل، از پاسخ بازمی‌ماند.

با این حال، از خود فعل نمی‌توان نتیجه گرفت که او حتما در درون به درستی سخن مقابل ایمان آورده یا آن را پذیرفته است. مبهوت شدن ممکن است لحظه‌ای باشد و پذیرش آگاهانه حقیقت، مسئله دیگری است.

بهتان و نسبت ناروا

در کاربرد دوم، شخص سخنی دروغ یا ادعایی بی‌اساس را به دیگری نسبت می‌دهد.

در اینجا، مسئله فقط تعجب یا حیرت شنونده نیست؛ خود سخن از حقیقت فاصله دارد.

اگر شخصی دیگری را به عملی متهم کند که انجام نداده است، آن اتهام می‌تواند بهتان باشد.

اگر کسی جرم خود را به گردن انسان بی‌گناهی بیندازد، نیز چنین است.

در مواردی، بهتان می‌تواند از راه ساختن داستان، تحریف واقعیت یا ادعای حقی که وجود ندارد، در رفتار اجتماعی و حقوقی اثر بگذارد.

بنابراین، بهتان را نباید تنها «حرفی که شنونده را حیران کند» تعریف کرد. یک ادعای راست نیز ممکن است بسیار شگفت‌آور باشد؛ اما شگفت‌آوری آن را بهتان نمی‌سازد.

ویژگی تعیین‌کننده بهتان در کاربرد مربوط به اتهام، ناروا بودن و نداشتن حقیقتی است که ادعا به شخص یا موضوع نسبت می‌دهد.

۲. صورت‌های لغوی و شواهد زبان عربی

«بَهَتَ» در ساختمان متعدی، درباره نسبت دادن سخن ناروا به دیگری به کار رفته است.

در تعبیر «بَهَتَ فُلَانٌ فُلَانًا»، فاعل ادعایی دروغ یا اتهامی بی‌اساس را متوجه شخص دیگر می‌کند.

در مقابل، صورت «بُهِتَ» درباره کسی آمده که دچار حیرت و درماندگی می‌شود.

در منابع لغوی، صورت‌های «بَهِتَ» و «بَهُتَ» نیز برای همین حالت حیرت ثبت شده‌اند. میان لغویان درباره فصاحت و رواج این صورت‌ها تفاوت نظر وجود دارد، اما این اختلاف به معنای وجود چند ریشه مستقل نیست.

«بَهْت» و «بَهْتَة» در کاربرد مربوط به حیرت و مبهوت شدن آمده‌اند.

«بُهْتَان» اسم شناخته‌شده دروغ یا نسبت نارواست.

«بَهِيتَة» نیز در منابع کهن به معنای دروغ و بهتان آمده است.

«بَهَّات» صیغه مبالغه برای کسی است که بسیار بهتان می‌زند یا دیگران را با ادعاهای ناروا متهم می‌کند.

«بَاهَتَهُ» از باب مفاعله، در کاربردی به معنای روبه‌رو کردن شخص با اتهامی بی‌اساس ثبت شده است. در برخی موارد، «مُبَاهَتَة» درباره درگیری و رویارویی همراه با نسبت دادن سخنان ناروا نیز به کار رفته است.

«مَبْهُوت» به شخصی گفته می‌شود که از شدت حیرت یا شگفتی، درمانده شده است. البته در بعضی ساختمان‌ها، همین صورت می‌تواند شخصی را نشان دهد که مورد نسبت ناروا قرار گرفته است. بنابراین، مرجع و نقش واژه باید از جمله شناخته شود.

این صورت‌ها نشان می‌دهند که خانواده «ب ه ت» هم حالت شخص مبهوت و هم رفتار کسی را که سخن ناروا می‌سازد، دربر می‌گیرد.

اما در قرآن همه این مشتق‌ها نیامده‌اند. صورت‌های قرآنی به فعل و اسم «بهتان» محدودند.

شاهدی از زبان منظوم کهن

در «کتاب العین» و «لسان العرب»، رجزی با این صورت نقل شده است:

أَأَنْ رَأَيْتَ هَامَتِي كَالطَّسْتِ
ظَلِلْتَ تَرْمِينِي بِقَوْلٍ بَهْتِ

ترجمه: «آیا چون سر مرا همچون طشتی دیدی، پیوسته مرا با سخنی دروغ و ناروا هدف قرار می‌دهی؟»

در این عبارت، «بَهْت» وصف سخن است و به گفتاری ناروا اشاره دارد که متوجه شخص شده است.

فعل «تَرْمِينِي» نیز اهمیت دارد. سخن ناروا به چیزی تشبیه شده است که به سوی شخص پرتاب می‌شود. این تصویر با کاربردهای مربوط به اتهام و نسبت دادن دروغ هماهنگ است.

اما درباره ضبط و انتساب این رجز باید احتیاط کرد. در منابع لغوی، قطعه بدون انتساب قطعی آمده است. در بعضی بررسی‌های دیوان رؤبه، بخشی از همین عبارت شناخته شده، ولی ادامه نقل در آن صورت به‌روشنی تثبیت نشده است.

از این رو، نمی‌توان تمام این رجز را با اطمینان به یک شاعر جاهلی نسبت داد.

این شاهد برای شناخت کاربرد «بَهْت» در زبان عربی سودمند است، اما تاریخ دقیق آن اثبات نشده است. در نقلِ «لسان العرب»، واژهٔ پایانی «بُهْت» نیز با ضم باء ضبط شده است؛ ضبطِ «بَهْت» در نقلِ «العین» دیده می‌شود.

کتاب العین؛ رجز و یادداشت انتساب

اختلاف ضبط یک شاهد دیگر

در «الصحاح» و «لسان العرب»، عبارتی از رجز منسوب به ابوالنجم عجلی با صورت «وَابْهَتِي عَلَيْهَا» نقل شده است.

بر پایه این ضبط، برخی لغویان درباره چگونگی همراه شدن فعل «بهت» با حرف «على» بحث کرده‌اند.

اما صاغانی در نقد این نقل گفته است که صورت «وابهتي» تصحیف است و ضبط درست «وَانْهَتِي» با حرف نون است؛ واژه‌ای از خانواده دیگری که به صدا مربوط می‌شود.

این اختلاف بر اصل شاهد اثر مستقیم دارد.

اگر ضبط دوم درست باشد، اصلا فعل «بهت» در آن عبارت وجود ندارد و نمی‌توان آن را شاهد کاربرد فعل با حرف «على» دانست.

بنابراین، این رجز نباید بدون روشن کردن اختلاف ضبط، مبنای اثبات یک قاعده نحوی درباره ریشه «ب ه ت» قرار گیرد.

همین نمونه نشان می‌دهد که وجود یک عبارت در فرهنگ لغوی، به‌تنهایی برای اثبات ضبط قطعی و تاریخ کاربرد آن کافی نیست.

لسان و تاج؛ نقد صاغانی و اختلافِ وابهتی/وانهتی

۳. مبهوت شدن در برابر حجت؛ بقره ۲:۲۵۸

متن آیه:

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رَبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ ۖ قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ ۗ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ

ترجمه:

«آیا به کسی ننگریسته‌ای که درباره پروردگار ابراهیم با او مجادله کرد، از آن رو که خداوند به او فرمانروایی داده بود؟ هنگامی که ابراهیم گفت: پروردگار من کسی است که زنده می‌کند و می‌میراند، او گفت: من نیز زنده می‌کنم و می‌میرانم. ابراهیم گفت: پس خداوند خورشید را از مشرق می‌آورد، تو آن را از مغرب بیاور. پس آن کسی که کفر ورزیده بود مبهوت شد؛ و خداوند مردم ستمگر را هدایت نمی‌کند.»

در این آیه، «فَبُهِتَ» درباره شخصی آمده است که با ابراهیم درباره پروردگار او مجادله می‌کرد.

آیه نخست سخن ابراهیم را درباره زنده کردن و میراندن بیان می‌کند. شخص مقابل مدعی می‌شود که او نیز زنده می‌کند و می‌میراند.

سپس ابراهیم استدلال را به موضوعی منتقل می‌کند که شخص مدعی نمی‌تواند با قدرت فرمانروایی خود آن را انجام دهد: آوردن خورشید از مغرب به جای مشرق.

در اینجا، «فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ» نتیجه رویارویی او با این حجت را بیان می‌کند.

معنای «فَبُهِتَ»

در قرائت مورد بررسی، «بُهِتَ» فعل ماضی مجهول است.

فاعلِ انجام‌دهنده عملی که سبب حیرت شده، در ساختمان خود فعل نام برده نمی‌شود؛ بلکه شخصی که در این حالت قرار گرفته، با «الَّذِي كَفَرَ» معرفی شده است.

از نظر معنایی، او مبهوت و در پاسخ درمانده شده است.

این تعبیر با سکوت ناشی از شکست در استدلال ارتباط دارد، اما «ساکت شدن» تمام معنای لغوی آن نیست.

شخص ممکن است پس از شنیدن حجتی خاموش بماند، زیرا پاسخ مناسبی نمی‌یابد. در این حالت، خاموشی نتیجه حیرت و درماندگی است.

در مقابل، مبهوت شدن لزوما به معنای خاموشی طولانی یا از دست رفتن کامل توان سخن گفتن نیست.

آیه درباره مدت این حالت توضیحی نمی‌دهد.

آیا شخص مقابل به حقیقت ایمان آورد؟

از «فَبُهِتَ» به‌تنهایی نمی‌توان نتیجه گرفت که شخص مجادله‌کننده حقیقت را پذیرفت یا ایمان آورد.

ممکن است انسانی در یک مناظره با حجتی روبه‌رو شود که نتواند پاسخ دهد، ولی پس از آن همچنان بر موضع خود پافشاری کند.

آیه نیز پس از بیان مبهوت شدن او، از ظلم و هدایت سخن می‌گوید.

بنابراین، باید میان شکست در پاسخ‌گویی و پذیرش آگاهانه حقیقت تفاوت گذاشت.

همچنین آیه نام تاریخی آن فرمانروا را ذکر نمی‌کند. در بعضی گزارش‌های تفسیری، او با شخصیتی معین شناسانده شده است؛ اما چنین نام‌گذاری‌ای معنای ریشه «ب ه ت» را تغییر نمی‌دهد.

از نظر لغوی، نتیجه روشن است: «بُهِتَ» در این آیه به درماندگی و حیرت در برابر حجتی اشاره دارد که شخص برای آن پاسخ مناسبی نمی‌یابد.

این کاربرد ربطی به بهتان زدن یا نسبت دادن دروغ به ابراهیم ندارد. موضوع، حالت کسی است که در مجادله مبهوت شده است.

۴. غافلگیری و مبهوت شدن؛ انبیاء ۲۱:۴۰

متن آیه:

بَلْ تَأْتِيهِمْ بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ رَدَّهَا وَلَا هُمْ يُنْظَرُونَ

ترجمه:

«بلکه ناگهان بر آنان فرا می‌رسد و مبهوتشان می‌سازد؛ پس نه توان دفع آن را دارند و نه به آنان مهلت داده می‌شود.»

این آیه یکی از مهم‌ترین شواهد برای شناخت تفاوت «ب ه ت» و «ب غ ت» است.

در یک جمله، دو واژه نزدیک از دو ریشه مستقل آمده‌اند:

«بَغْتَةً» از ریشه «ب غ ت» و «فَتَبْهَتُهُمْ» از ریشه «ب ه ت».

در آیات پیشین، کسانی درباره وعده الهی پرسش می‌کنند و در رسیدن آن شتاب می‌خواهند. سپس انبیاء ۲۱:۴۰ از فرا رسیدن ناگهانی آنچه مورد هشدار بوده سخن می‌گوید.

«بغتة» چگونگی رسیدن رخداد را بیان می‌کند؛ یعنی آمدنی غیرمنتظره.

اما «فتبهتهم» به اثری اشاره دارد که همان رخداد بر مخاطبان می‌گذارد: آنان را مبهوت و درمانده می‌سازد.

پس ناگهانی رسیدن و مبهوت کردن، دو مرحله یا دو جنبه مرتبط‌اند، نه یک معنای تکراری.

ساختمان «فَتَبْهَتُهُمْ»

«تَبْهَتُ» فعل مضارع معلوم از ثلاثی مجرد است.

«هُمْ» ضمیر مفعولی است و به کسانی بازمی‌گردد که با رخداد روبه‌رو می‌شوند.

بنابراین، برخلاف «فَبُهِتَ» در بقره ۲:۲۵۸، در اینجا فعل به صورت معلوم و متعدی آمده است.

در بقره، شخص مبهوت می‌شود.

در انبیاء، رخداد آنان را مبهوت می‌سازد.

این تفاوت، با آنکه هر دو صورت از یک خانواده‌اند، باید در ترجمه حفظ شود.

مبهوت شدن و ناتوانی در دفع

ادامه آیه می‌گوید:

«فَلَا يَسْتَطِيعُونَ رَدَّهَا»

یعنی توان دفع آن را ندارند.

این جمله، پیامد دیگری را بیان می‌کند؛ اما نباید ناتوانی در دفع را تعریف خود «بهت» دانست.

ممکن است انسانی در برابر خبری مبهوت شود، ولی پس از مدت کوتاهی توان اقدام پیدا کند.

در این آیه، رخداد مورد بحث چنان است که مخاطبان هم مبهوت می‌شوند و هم توان دفع آن را ندارند.

جمله پایانی، «وَلَا هُمْ يُنْظَرُونَ»، نداشتن مهلت را نیز می‌افزاید.

بنابراین، آیه سه نکته متمایز دارد: ناگهانی فرا رسیدن، مبهوت شدن و ناتوانی از دفع همراه با نداشتن مهلت.

این تفاوت برای پژوهش لغوی ضروری است.

«بغتة» وصف چگونگی آمدن است؛ «فتبهتهم» اثر آن بر مخاطب را نشان می‌دهد.

تاج العروس؛ تمایزِ بغتة و مبهوت کردن

۵. بهتان در گرفتن ناحق مال؛ نساء ۴:۲۰

متن آیه:

وَإِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَكَانَ زَوْجٍ وَآتَيْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنْطَارًا فَلَا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئًا ۚ أَتَأْخُذُونَهُ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِينًا

ترجمه:

«و اگر خواستید همسری را به جای همسری دیگر بگیرید و به یکی از آنان مال فراوانی داده باشید، چیزی از آن پس نگیرید. آیا آن را با بهتان و گناهی آشکار پس می‌گیرید؟»

این آیه یکی از کاربردهای مهم و در عین حال دشوار «بهتان» است.

در بسیاری از موارد قرآنی، بهتان درباره سخن دروغ و اتهام ناروا آمده است. اما در این آیه، موضوع اصلی گرفتن مال زن هنگام جدایی و جایگزین کردن همسر است.

از همین رو، نمی‌توان بدون بررسی ادعا کرد که «بهتان» در تمام کاربردهای قرآن فقط یک اتهام لفظی درباره کردار جنسی است.

بهتان در سیاق رابطه مالی و حقوقی

آیه از مردانی سخن می‌گوید که می‌خواهند همسری را کنار بگذارند و همسر دیگری اختیار کنند.

در چنین وضعیتی، اگر به زن مال فراوانی داده باشند، قرآن از پس گرفتن آن نهی می‌کند.

سپس با پرسشی نکوهش‌آمیز، گرفتن مال را با «بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِينًا» توصیف می‌کند.

طبری در توضیح این عبارت، «بهتانا» را به گرفتن مال از راه ظلم و بدون حق مربوط دانسته است.

زجاج نیز آن را با رفتار بهتان‌آمیز و گناه‌آلود توضیح می‌دهد.

از نظر سیاق، این توضیح‌ها نشان می‌دهند که «بهتان» در آیه فقط یک احساس حیرت نیست؛ بلکه به ناروا بودن رفتار و ادعای حق نسبت به مالی مربوط است که بازپس‌گرفتن آن مجاز شمرده نشده است.

ممکن است کسی برای گرفتن مال زن، ادعایی دروغ درباره او بسازد یا حقی را برای خود مطرح کند که وجود ندارد.

چنین رفتاری با معنای شناخته‌شده بهتان ارتباط روشن دارد.

اما خود آیه به‌صراحت نمی‌گوید که مرد حتما زن را به یک گناه مشخص متهم کرده است.

بنابراین، نباید در ترجمه پایه عبارتی مانند «با متهم کردن زن به زنا» افزود.

چرا «بهتان» و «اثم» کنار هم آمده‌اند؟

«بهتان» و «اثم» از دو ریشه مستقل‌اند.

بهتان در این سیاق، ناروا بودن ادعا و رفتار را برجسته می‌کند.

«اثم» به گناه و مسئولیت ناشی از آن اشاره دارد.

در نتیجه، آیه هم روش و ماهیت ناروا بودن گرفتن مال را نکوهش می‌کند و هم گناه آشکار آن را بیان می‌کند.

این کاربرد نشان می‌دهد که بهتان می‌تواند در زمینه تضییع حق مالی و رفتار ظالمانه نیز مطرح شود.

اما نباید از این یک آیه نتیجه گرفت که معنای لغوی بهتان صرفا «ظلم مالی» است. موضوع مالی از سیاق به دست می‌آید؛ ریشه همچنان با ناروا بودن و وارونه نشان دادن حقیقت ارتباط دارد.

طبری؛ بهتان در گرفتن ناحق مال

۶. نسبت دادن گناه خود به بی‌گناه؛ نساء ۴:۱۱۲

متن آیه:

وَمَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْمًا ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئًا فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِينًا

ترجمه:

«و هرکس خطایی یا گناهی مرتکب شود، سپس آن را به بی‌گناهی نسبت دهد، به‌راستی بهتانی و گناهی آشکار بر دوش گرفته است.»

این آیه از روشن‌ترین کاربردهای قرآنی «بهتان» است.

نخست، شخصی خطا یا گناهی مرتکب می‌شود.

سپس همان عمل را به دیگری نسبت می‌دهد که از آن بری است.

در چنین وضعیتی، شخص تنها یک دروغ نگفته است؛ بلکه حقیقت مسئولیت را وارونه کرده و کوشیده است شخص بی‌گناهی را در جایگاه عامل خطا قرار دهد.

معنای «يَرْمِ بِهِ بَرِيئًا»

«يَرْمِ» از ریشه «ر م ي» است که در معنای محسوس به پرتاب کردن مربوط می‌شود.

در این آیه، موضوع پرتاب جسمانی نیست؛ گناه یا خطا به شخص بی‌گناه نسبت داده می‌شود.

این کاربرد با تصویری از افکندن اتهام بر دوش دیگری ارتباط دارد.

اما «رمی» و «بهتان» یک معنا ندارند.

«رمی» در این سیاق عمل نسبت دادن اتهام را بیان می‌کند.

«بهتان» ماهیت ناروا و دروغین آن نسبت را روشن می‌سازد.

به همین دلیل، آیه برای شناخت تفاوت فعل اتهام زدن با خود اتهام ناروا اهمیت دارد.

معنای «بَرِيئًا»

«بریء» در این جمله کسی است که از همان خطا یا گناه نسبت‌داده‌شده بری است.

لازم نیست شخص مورد اتهام از هر خطا و گناه دیگری در تمام زندگی پاک باشد تا نسبت دادن این عمل به او بهتان محسوب شود.

برای نمونه، ممکن است انسانی در موضوعی خطا کرده باشد، ولی از سرقت مشخصی که به او نسبت داده می‌شود بی‌گناه باشد.

اگر کسی آن سرقت را بدون حقیقت به او نسبت دهد، نسبت نارواست؛ حتی اگر شخص در زمینه‌های دیگر رفتار نادرستی داشته باشد.

این تفاوت از نظر اخلاقی و حقوقی اهمیت دارد.

برای سنجش صدق یک اتهام، باید همان عمل مشخص و شواهد مربوط به آن بررسی شوند؛ نه اینکه بدنامی یا سابقه نامطلوب یک شخص جای دلیل را بگیرد.

معنای «احْتَمَلَ بُهْتَانًا»

«احْتَمَلَ» از ریشه «ح م ل» است و در اینجا به بر دوش گرفتن بار مسئولیت اشاره دارد.

شخص گناه را به دیگری نسبت داده، اما بار بهتان و گناه آشکار بر عهده خود او قرار گرفته است.

این تقابل از نظر معنایی روشن است: او می‌خواهد مسئولیت رفتار خود را به دیگری منتقل کند، ولی با همین کار، مسئولیت تازه‌ای بر دوش خویش می‌گذارد.

بهتان در این آیه، دروغی ساده و بی‌پیامد نیست؛ اتهامی است که می‌تواند آبرو، حقوق و سرنوشت به انسان بی‌گناه آسیب برساند.

طبری؛ نسبت گناه به بی‌گناه

۷. بهتان بزرگ درباره مریم؛ نساء ۴:۱۵۶

متن آیه:

وَبِكُفْرِهِمْ وَقَوْلِهِمْ عَلَىٰ مَرْيَمَ بُهْتَانًا عَظِيمًا

ترجمه:

«و به سبب کفرشان و گفتن بهتانی بزرگ درباره مریم.»

این آیه از نظر ساختمان جمله با آیات پیشین و پسین پیوند دارد و بخشی از بیان رفتارهای گروه مورد نقد است.

در اینجا، «بُهْتَانًا عَظِيمًا» مستقیما به سخنی مربوط می‌شود که درباره مریم گفته شده است.

در مریم ۱۹:۲۷، مریم ۱۹:۲۸ و مریم ۱۹:۲۹ نیز از رویارویی مریم با قوم خود پس از آوردن فرزند سخن رفته است.

در آن صحنه، سخنان قوم نشان می‌دهد که آنان درباره پاکدامنی مریم گمان و اتهامی ناروا مطرح کرده‌اند.

بنابراین، با توجه به شبکه آیات، «بهتان عظیم» در نساء ۴:۱۵۶ به نسبت ناروایی مربوط است که درباره مریم و تولد فرزندش مطرح شده است.

آیا بهتان همیشه اتهام جنسی است؟

این آیه نمونه روشنی از بهتان در موضوع پاکدامنی است.

اما نمی‌توان از همین کاربرد نتیجه گرفت که «بهتان» در زبان عربی یا در تمام قرآن فقط به اتهام جنسی گفته می‌شود.

نساء ۴:۱۱۲ به نسبت دادن خطا یا گناهی نامشخص به شخص بی‌گناه اشاره دارد.

نساء ۴:۲۰ نیز به گرفتن ناحق مال در رابطه همسری مربوط است.

بنابراین، اتهام جنسی یکی از مصداق‌های مهم بهتان است، نه تمام معنای آن.

قید «عَظِيمًا»

«عظیم» در این آیه، سنگینی و بزرگی بهتان را برجسته می‌کند.

از آنجا که «بهتان» خود در کاربرد شناخته‌شده‌اش سخنی ناروا و سنگین است، همراه شدن آن با «عظیم» شدت نکوهش را بیشتر می‌کند.

اما نباید نتیجه گرفت که بهتان بدون صفت «عظیم» حتما اتهامی سبک و بی‌اهمیت است.

شدت و پیامد هر بهتان به موضوع، دامنه انتشار، میزان آسیب و شرایط آن نیز بستگی دارد.

۸. بهتان و گسترش شایعه؛ نور ۲۴:۱۶

متن آیه:

وَلَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُمْ مَا يَكُونُ لَنَا أَنْ نَتَكَلَّمَ بِهَٰذَا سُبْحَانَكَ هَٰذَا بُهْتَانٌ عَظِيمٌ

ترجمه:

«و چرا هنگامی که آن را شنیدید نگفتید: ما را نسزد که درباره چنین چیزی سخن بگوییم. تو منزهی! این بهتانی بزرگ است.»

این آیه در میان آیاتی آمده که درباره انتشار یک اتهام ناروا سخن می‌گویند.

در نور ۲۴:۱۱، از گروهی یاد می‌شود که سخنی دروغ و آسیب‌رسان را پدید آورده‌اند.

در نور ۲۴:۱۲، از مؤمنان خواسته می‌شود در برابر چنین اتهامی گمان نیک داشته باشند.

در نور ۲۴:۱۳، مسئله آوردن شاهد مطرح می‌شود.

در نور ۲۴:۱۵، رفتار کسانی نکوهش می‌شود که سخنی را با زبان‌های خود از یکدیگر می‌گرفتند و با دهان خود چیزی می‌گفتند که درباره آن دانش نداشتند.

سپس نور ۲۴:۱۶ تاکید می‌کند که مخاطبان می‌بایست از سخن گفتن درباره آن اتهام خودداری می‌کردند.

شنیدن یک سخن با دانستن حقیقت آن یکی نیست

این آیه تفاوت مهمی میان شنیدن و دانستن را نشان می‌دهد.

ممکن است شخصی اتهامی درباره دیگری بشنود. صرف شنیدن آن، نه صدق ادعا را اثبات می‌کند و نه مجوز تکرار آن به‌عنوان حقیقت است.

اگر سخنی بدون شاهد کافی منتشر شود، تکرارکنندگان آن ممکن است به گسترش آسیب کمک کنند؛ حتی اگر خود نخستین سازندگان ادعا نبوده باشند.

در اینجا، قرآن تنها سازنده نخستین اتهام را موضوع مسئولیت قرار نمی‌دهد، بلکه رفتار کسانی را نیز بررسی می‌کند که سخن بی‌دانش را میان یکدیگر منتقل می‌کنند.

اما باید میان اتهامی که ناروا بودن آن روشن شده و گزارشی که هنوز حقیقتش معلوم نیست تفاوت گذاشت.

نمی‌توان هر ادعای اثبات‌نشده را با قطعیت بهتان نامید؛ همان‌گونه که نمی‌توان آن را بدون دلیل حقیقت دانست.

معیار درست، امانت‌داری در نقل، بررسی شواهد و خودداری از تبدیل گمان و شنیده‌ها به حکم قطعی است.

بهتان و مسئولیت اجتماعی

«هَٰذَا بُهْتَانٌ عَظِيمٌ» در این سیاق درباره اتهامی است که می‌تواند حیثیت و زندگی انسان را دچار آسیب کند.

این آیه نشان می‌دهد که بهتان تنها رابطه میان یک دروغ‌گو و یک فرد مورد اتهام نیست.

هنگامی که یک ادعای ناروا در جامعه منتشر می‌شود، کسانی که آن را بازگو می‌کنند نیز در گسترش پیامدهای آن نقش پیدا می‌کنند.

با این حال، میزان مسئولیت هر شخص باید با دانش، رفتار و نقش واقعی او سنجیده شود. شنیدن اتفاقی یک سخن، با ساختن آگاهانه آن یا انتشار عمدی آن یکسان نیست.

بهتان در این آیه، دروغ و اتهام سنگینی است که نباید بدون حق در گردش سخن مردم قرار گیرد.

۹. آزار بی‌گناهان و بهتان؛ احزاب ۳۳:۵۸

متن آیه:

وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِينًا

ترجمه:

«و کسانی که مردان مؤمن و زنان مؤمن را بی‌آنکه مرتکب آنچه به آنان نسبت داده می‌شود شده باشند، آزار می‌دهند، به‌راستی بهتانی و گناهی آشکار بر دوش گرفته‌اند.»

این آیه از کسانی سخن می‌گوید که به مردان و زنان مؤمن آزار می‌رسانند، در حالی که رفتار آنان توجیهی در کردار واقعی اشخاص مورد آزار ندارد.

عبارت «بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا» برای تعیین دامنه سخن اهمیت دارد.

«اكتسبوا» از ریشه «ك س ب» است و به آنچه اشخاص از راه کردار خود به دست آورده‌اند اشاره دارد.

بنابراین، آیه از آسیب رساندن بر مبنای چیزی سخن می‌گوید که شخص مورد آزار مرتکب نشده یا مسئول آن نبوده است.

رابطه آزار و بهتان

در این آیه، «يُؤْذُونَ» و «بُهْتَانًا» دو واژه مستقل‌اند.

آزار رساندن ممکن است از راه گفتار، رفتار، محروم‌سازی یا شیوه‌های دیگر رخ دهد.

اما همراه شدن آن با بهتان، ناروا بودن نسبت و مسئولیتی را برجسته می‌کند که آزاردهندگان بر دوش می‌گیرند.

این کاربرد به نساء ۴:۱۱۲ نزدیک است؛ زیرا در هر دو، انسان بی‌گناهی در معرض رفتار یا نسبتی ناروا قرار می‌گیرد.

با این حال، این دو آیه از نظر ساختمان یکسان نیستند.

در نساء ۴:۱۱۲، شخصی خطا یا گناه خود را به بی‌گناه نسبت می‌دهد.

در احزاب ۳۳:۵۸، آزار بی‌گنـاهان با تعبیر گسترده‌تری بیان شده است.

بنابراین، نباید تمام کاربرد آیه احزاب را فقط به اتهام زدن درباره یک جرم مشخص محدود کرد. همچنین نباید از آن نتیجه گرفت که هر نقد مستند و منصفانه درباره کردار واقعی یک مؤمن، بهتان است.

معیار، ناروا بودن نسبت یا آسیب و نداشتن پشتوانه در رفتار واقعی شخص مورد نظر است.

اهمیت نام بردن مردان و زنان

آیه به‌صراحت از «الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ» سخن می‌گوید.

این تعبیر نشان می‌دهد که حمایت از حیثیت و حقوق اشخاص مورد بحث به مردان محدود نشده است.

مرد و زن هر دو می‌توانند قربانی نسبت ناروا و آزار ناشی از آن شوند.

با این حال، نمی‌توان از این آیه نتیجه گرفت که نسبت ناروا به انسان‌های بیرون از این گروه مجاز است. حکم اخلاقی گسترده‌تر درباره عدالت، شهادت و دروغ باید از مجموعه آیات قرآن شناخته شود.

در خود این آیه، موضوع مشخص، آزار ناروا نسبت به مردان و زنان مؤمن است.

۱۰. بهتان در پیمان زنان مؤمن؛ ممتحنه ۶۰:۱۲

متن آیه:

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءَكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ عَلَىٰ أَنْ لَا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئًا وَلَا يَسْرِقْنَ وَلَا يَزْنِينَ وَلَا يَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَلَا يَأْتِينَ بِبُهْتَانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلَا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ فَبَايِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ ۖ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ

ترجمه:

«ای پیامبر، هنگامی که زنان مؤمن نزد تو می‌آیند تا با تو پیمان ببندند که چیزی را شریک خداوند قرار ندهند، دزدی نکنند، زنا نکنند، فرزندان خود را نکشند، با بهتانی که میان دست‌ها و پاهای خود برمی‌سازند نیایند، و در هیچ کار پسندیده‌ای از تو نافرمانی نکنند، با آنان پیمان ببند و برایشان از خداوند آمرزش بخواه؛ بی‌گمان خداوند آمرزنده و مهربان است.»

در این آیه، «بُهْتَان» همراه فعل «يَفْتَرِينَهُ» آمده است.

این همراهی برای شناخت معنا اهمیت دارد.

«افتراء» از ریشه «ف ر ي» است و در این ساختمان به ساختن و نسبت دادن سخن دروغ اشاره دارد.

بنابراین، آیه تنها از سخنی شگفت‌آور یا رفتاری که دیگران را حیران کند سخن نمی‌گوید؛ بلکه بهتانی را مطرح می‌کند که زنان آن را برمی‌سازند.

معنای «بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ»

این عبارت محل اختلاف در توضیح‌های کهن است.

نظر مشهور در آثار تفسیری آن است که مقصود، نسبت دادن فرزندی به شوهر است که فرزند واقعی او نیست.

در توضیح این خوانش، گفته شده که کودک هنگام تولد در موقعیتی میان دست‌ها و پاهای مادر قرار می‌گیرد و آیه از ساختن نسب دروغین سخن می‌گوید.

برخی گزارش‌ها نیز از حالتی سخن گفته‌اند که زنی کودکی را به خود یا شوهرش نسبت دهد، در حالی که واقعیت چنین نباشد.

این تفسیر، نمونه‌ای روشن از بهتان است؛ زیرا نسبتی خانوادگی ساخته می‌شود که حقیقت ندارد و می‌تواند حقوق و مسئولیت‌های اشخاص را دگرگون کند.

اما باید میان این مصداق و دامنه خود عبارت تفاوت گذاشت.

از نظر لغوی، «بُهْتَان» به نسب دروغین محدود نیست.

در خود آیه نیز نام کودک، شوهر یا نسبت پدری مستقیما در عبارت مورد بحث تکرار نشده است.

در برخی توضیح‌های دیگر، «بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ» به کردار و رفتار انسان یا به آنچه شخص با دست و پا انجام می‌دهد ارتباط داده شده است.

این خوانش گسترده‌تر، تمام رفتارهای همراه با ساختن نسبت ناروا را در میدان بررسی قرار می‌دهد.

با این حال، نمی‌توان فقط با تکیه بر گستردگی معنای «بهتان» نتیجه گرفت که تعبیر ویژه «میان دست‌ها و پاها» هیچ نقش محدودکننده‌ای ندارد.

آنچه روشن است، نهی از ساختن بهتان است. مصداق مشهور جعل نسب با آیه سازگار و در توضیح‌های کهن ثبت شده، اما اینکه تمام دامنه عبارت به همین مورد محدود باشد، نیازمند دلیل مستقل است.

طبری؛ توضیح بهتان و جعل نسب

چرا این نهی جدا از زنا و دزدی آمده است؟

در آیه، پیش از بهتان، دزدی، زنا و کشتن فرزندان جداگانه نام برده شده‌اند.

این ترتیب نشان می‌دهد که بهتان در این فهرست عنوان مستقلی دارد.

اگر زنی مرتکب زنا شود، یک رفتار مشخص رخ داده است.

اگر سپس نسبت فرزندی را برخلاف حقیقت بسازد، رفتار ناروا و مسئولیت دیگری نیز مطرح می‌شود.

بنابراین، حتی در خوانش مربوط به نسب کودک، بهتان با خود زنا یکسان نیست.

به همین ترتیب، دزدی و بهتان نیز دو عنوان متفاوت‌اند؛ هرچند ممکن است شخصی برای پنهان کردن دزدی خود به دیگری اتهام بزند.

این استقلال معنایی باید در ترجمه حفظ شود.

از آنجا که آیه «بِبُهْتَانٍ» را به کار برده است، ترجمه پایه بهتر است واژه «بهتان» را حفظ کند و مصداق احتمالی جعل نسب را در توضیح جداگانه بیاورد.

۱۲. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان

برای «بُهِتَ» در کاربرد مربوط به حیرت، «مبهوت شد»، «درمانده شد» یا در سیاق استدلال «در پاسخ درماند» مناسب است.

برای فعل متعدی «بَهَتَ» در معنای ایجاد حیرت، «مبهوت کرد» مناسب است.

برای «بَهَتَ» در کاربرد مربوط به اتهام، «بهتان زد» یا «سخنی ناروا به دیگری نسبت داد» مناسب خواهد بود.

برای «مَبْهُوت»، «مبهوت» یا «حیرت‌زده و درمانده» مناسب است.

برای «بُهْتَان»، معادل شناخته‌شده فارسی «بهتان» است. در جمله‌هایی که توضیح بیشتری لازم باشد، «نسبت ناروا»، «اتهام دروغین» یا «دروغی سنگین» نیز قابل استفاده‌اند.

اما نباید در هر آیه همه این معادل‌ها را یکجا وارد ترجمه کرد. معنای مشخص باید از سیاق انتخاب شود.

ترجمه‌های پیشنهادی برای هشت کاربرد قرآنی

بقره ۲:۲۵۸

«فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ»

«پس آن کسی که کفر ورزیده بود مبهوت شد.»

در توضیح می‌توان روشن کرد که شخص در برابر حجت ابراهیم از پاسخ درمانده است.

نساء ۴:۲۰

«أَتَأْخُذُونَهُ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِينًا»

«آیا آن را با بهتان و گناهی آشکار پس می‌گیرید؟»

موضوع گرفتن ناحق مال زن است. توضیح مربوط به ظلم مالی و ادعای ناروا باید جداگانه بیاید.

نساء ۴:۱۱۲

«فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِينًا»

«پس بهتانی و گناهی آشکار بر دوش گرفته است.»

سیاق نشان می‌دهد که شخص، خطا یا گناه خود را به بی‌گناه نسبت داده است.

نساء ۴:۱۵۶

«وَقَوْلِهِمْ عَلَىٰ مَرْيَمَ بُهْتَانًا عَظِيمًا»

«و گفتن بهتانی بزرگ درباره مریم.»

مصداق اتهام از شبکه آیات مربوط به مریم روشن می‌شود.

انبیاء ۲۱:۴۰

«فَتَبْهَتُهُمْ»

«و مبهوتشان می‌سازد.»

در اینجا نباید فعل به «ناگهان بر آنان می‌رسد» ترجمه شود؛ زیرا ناگهانی بودن با «بغتة» بیان شده است.

نور ۲۴:۱۶

«هَٰذَا بُهْتَانٌ عَظِيمٌ»

«این بهتانی بزرگ است.»

در این آیه، موضوع سخن ناروا و انتشار اتهام بی‌اساس است.

احزاب ۳۳:۵۸

«فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِينًا»

«پس بهتانی و گناهی آشکار بر دوش گرفته‌اند.»

سیاق درباره آزار ناروا نسبت به مردان و زنان مؤمن است.

ممتحنه ۶۰:۱۲

«وَلَا يَأْتِينَ بِبُهْتَانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ»

«و با بهتانی که میان دست‌ها و پاهای خود برمی‌سازند نیایند.»

این برگردان تصویر خود آیه را حفظ می‌کند. احتمال مربوط به ساختن نسب دروغین کودک در توضیح جداگانه بررسی می‌شود.

در هیچ‌یک از این موارد نباید «بهتان» به هر سخن عجیب یا هر اختلاف نظر تبدیل شود.

همچنین نباید معنای ویژه یک آیه، مانند اتهام جنسی یا تضییع حق مالی، تعریف تمام خانواده قرار گیرد.

۱۳. جمع‌بندی

ریشه «ب ه ت» در عربی دو کاربرد برجسته دارد که از نظر معنایی با یکدیگر ارتباط دارند: حیرت و درماندگی در برابر امری غیرمنتظره، و دروغ یا نسبت ناروایی که حقیقت را به‌شدت وارونه می‌کند.

در «مقاییس اللغة»، حیرت و دهش اصل خانواده معرفی شده و در «کتاب العین» نیز مبهوت شدن و بهتان زدن به‌عنوان دو کاربرد شناخته‌شده آمده‌اند.

در قرآن، دو کاربرد فعلی به مبهوت شدن مربوط‌اند.

در بقره ۲:۲۵۸، شخص مجادله‌کننده در برابر حجت ابراهیم از پاسخ درمانده می‌شود.

در انبیاء ۲۱:۴۰، رخدادی ناگهانی مخاطبان را مبهوت می‌سازد.

در شش کاربرد دیگر، «بهتان» در زمینه سخن یا رفتار ناروا آمده است.

در نساء ۴:۲۰، موضوع گرفتن ناحق مال زن در جریان جدایی است.

در نساء ۴:۱۱۲، شخصی خطا یا گناه خود را به انسان بی‌گناهی نسبت می‌دهد.

در نساء ۴:۱۵۶، اتهامی بزرگ درباره مریم مطرح شده است.

در نور ۲۴:۱۶، از انتشار یک سخن دروغ و سنگین انتقاد می‌شود.

در احزاب ۳۳:۵۸، آزار ناروا نسبت به مردان و زنان مؤمن با بهتان و گناه آشکار همراه دانسته شده است.

در ممتحنه ۶۰:۱۲، زنان مؤمن از ساختن بهتان نهی شده‌اند؛ تعبیری که در توضیح‌های کهن، جعل نسب فرزند از مصداق‌های مهم آن دانسته شده است.

این کاربردها نشان می‌دهند که «بهتان» تنها نام یک اتهام جنسی نیست. همچنین نباید آن را به هر اختلاف، انتقاد یا ادعایی که شنونده از آن شگفت‌زده می‌شود تعمیم داد.

برای تشخیص بهتان، حقیقت ادعا، موضوع نسبت، شواهد موجود و مسئولیت گوینده اهمیت دارند.

تعریف نهایی ریشه: «ب ه ت» در یک شاخه به حیرت و درماندگی انسان در برابر امری تکان‌دهنده یا حجتی پاسخ‌ناپذیر اشاره دارد؛ و در شاخه دیگر، «بُهْتَان» به دروغ و نسبت ناروایی گفته می‌شود که حقیقت را وارونه نشان می‌دهد و می‌تواند شخصی بی‌گناه را در معرض اتهام یا آسیب قرار دهد.

پیوند معنایی این دو شاخه در امکان مبهوت شدن انسان در برابر امری غیرمنتظره یا سخنی بسیار ناروا قابل توضیح است؛ اما این پیوند نباید معنای مستقل هر شاخه را از میان ببرد.

در ترجمه قرآن، «مبهوت شدن» باید برای کاربرد مربوط به حیرت حفظ شود و «بهتان» برای کاربرد مربوط به دروغ و نسبت ناروا. علت حیرت، نوع اتهام و مسئولیت ناشی از آن نیز باید از سیاق هر آیه شناخته شود، نه از تحمیل یک مصداق ثابت به تمام مشتق‌های ریشه.