ریشهٔ ب ر د (بَرْد، بَرَد و بارِد) در قرآن

نوشتن تبصره دربارهٔ این اثر

خنکی و تگرگ؛ از آسودگی جسم تا آب گوارا، آتش ابراهیم و محرومیت از خنکی در توصیف عذاب

صورت‌های قرآنی و لغوی

۱. معرفی ریشه و صورت‌های قرآنی

ریشهٔ «ب ر د» در زبان عربی به سردی و خنکی مربوط است. این خانواده هم برای توصیف دمای هوا و آب به کار می‌رود و هم در کاربردهای گسترده‌تر می‌تواند با آرام گرفتن، فروکش کردن شدت چیزی و آسودگی ارتباط پیدا کند. واژهٔ «بَرَد» نیز، با حرکت متفاوت، نام تگرگ است؛ دانه‌های یخی که از ابر فرو می‌ریزند.

در قرآن، این ریشه پنج بار در پنج آیه از پنج سوره آمده است. سه صورت صرفی آن عبارت‌اند از:

  • «بَرْدًا» در انبیاء ۲۱:۶۹ و نبأ ۷۸:۲۴؛ اسم به معنای خنکی یا سردی.
  • «بَرَدٍ» در نور ۲۴:۴۳؛ اسم به معنای تگرگ.
  • «بَارِدٌ» در ص ۳۸:۴۲ و «بَارِدٍ» در واقعه ۵۶:۴۴؛ اسم فاعل با معنای وصفیِ خنک یا سرد.

این شمارش مطابق نمایهٔ صرفی قرآن است. تمام صورت‌های قرآنی از نوع اسم یا وصف‌اند و هیچ فعل مستقلی از این ریشه در متن قرآن نیامده است.

اهمیت این پنج کاربرد در تفاوت سیاق آنهاست. در انبیاء، آتش برای ابراهیم خنک و سلامت‌بخش می‌شود؛ در نور، از فرو فرستادن تگرگ سخن می‌رود؛ در ص، آب خنک برای شست‌وشو و نوشیدن معرفی می‌شود؛ در واقعه، سایه‌ای وصف می‌شود که خنک نیست؛ و در نبأ، خنکی یا آسایشی که اهل عذاب از آن محروم‌اند مطرح می‌شود.

این تفاوت‌ها نشان می‌دهند که سردی و خنکی در قرآن به‌خودی‌خود نه عذاب‌اند و نه نعمت. ارزش و اثر آنها به شرایط و سیاق بستگی دارد.

۲. هسته‌های معنایی ریشه در عربی کهن

سردی در برابر گرمی

معنای مستقیم و شناخته‌شدهٔ «بَرْد»، سردی در برابر گرمی است. در لسان العرب آمده است:

«الْبَرْدُ ضِدُّ الْحَرِّ»

یعنی: «سردی در برابر گرمی است.»

از همین معنا، فعل «بَرُدَ» برای سرد شدن و «بَرَّدَ» برای سرد کردن چیزی به کار رفته است. «بارِد» نیز وصف چیزی است که سرد یا خنک است. در منابع، «ماء بارد»، «ماء برود» و «ماء براد» از صورت‌هایی‌اند که برای آب خنک ثبت شده‌اند.

میان «سرد» و «خنک» در فارسی تفاوتی نسبی وجود دارد. «سرد» می‌تواند از کاهش ملایم دما تا سرمای آزاردهنده را دربر گیرد، درحالی‌که «خنک» در بسیاری از جمله‌ها به سردی مطبوع اشاره می‌کند.

اما خود ریشهٔ عربی چنین مرز ثابتی میان سردی سودمند و سردی زیان‌آور ندارد. این تفاوت از موقعیت جسمانی و واژه‌های همراه فهمیده می‌شود.

آب خنک در گرمای شدید ممکن است مایهٔ آسایش باشد، ولی هوای بسیار سرد در شرایط نامناسب می‌تواند انسان را بیازارد. در هر دو، رابطه با پایین بودن دما برقرار است، اما نتیجه یکسان نیست.

چهار شاخه در مقاییس اللغة

ابن فارس برای «ب ر د» چهار اصل گزارش می‌کند:

«أَحَدُهَا خِلَافُ الْحَرِّ، وَالْآخَرُ السُّكُونُ وَالثُّبُوتُ، وَالثَّالِثُ الْمَلْبُوسُ، وَالرَّابِعُ الِاضْطِرَابُ وَالْحَرَكَةُ»

ترجمه: «یکی در برابر گرمی است؛ دیگری آرام گرفتن و پابرجا شدن؛ سومی پوشیدنی؛ و چهارمی جنبش و حرکت.»

این تقسیم‌بندی نشان می‌دهد که لغویان همهٔ واژه‌های ثبت‌شده زیر این ماده را به یک معنای ساده محدود نکرده‌اند.

شاخهٔ نخست به سردی و خنکی مربوط است. شاخهٔ دوم در تعبیرهایی مانند ثابت شدن حق، آرام گرفتن یا خوابیدن دیده می‌شود. شاخهٔ سوم به «بُرْد» به معنای جامه، به‌ویژه پارچه یا پوشش راه‌راه، تعلق دارد. شاخهٔ چهارم در بحث «برید» و رفت‌وآمد پیام‌رسانان مطرح شده است.

وجود این چهار شاخه به معنای اثبات چهار منشأ تاریخی کاملا مستقل نیست؛ همان‌گونه که نمی‌توان همه را بدون دلیل از سرد شدن آب مشتق دانست.

در پژوهش لغوی باید نخست خود کاربردها را شناخت و سپس درباره پیوند تاریخی آنها داوری کرد.

«بَرْد» و «بَرَد»؛ تفاوت دو صورت

در عربی، تفاوت یک حرکت می‌تواند دو اسم نزدیک را از یکدیگر جدا کند.

«بَرْد» با سکون راء، به سردی و خنکی اشاره دارد.

«بَرَد» با فتح راء، به تگرگ گفته می‌شود؛ یعنی دانه‌های یخی که از ابر فرو می‌ریزند.

در منابع لغوی، «بَرَد» با تعبیر «حَبُّ الْغَمَامِ» نیز توصیف شده است؛ یعنی دانه‌های ابر. لسان العرب، در نقل از لیث، آن را به باران منجمد توضیح داده است.

رابطهٔ معنایی این دو روشن است: تگرگ شکل مشخصی از آب منجمد و سرد است.

اما تگرگ، هر نوع سردی نیست. برای نمونه، وقتی قرآن می‌گوید آب خنک است، نمی‌توان به سبب اشتراک ریشه نتیجه گرفت که آن آب ضرورتا تگرگ دارد.

این تفاوت در کاربردهای قرآنی آشکار خواهد شد: در نور ۲۴:۴۳، سخن از تگرگ است؛ اما در انبیاء ۲۱:۶۹ و نبأ ۷۸:۲۴، «بَرْدًا» به سردی یا خنکی اشاره دارد.

سرد شدن و آرام گرفتن

در لسان العرب، کاربردهایی مانند «بَرَدَتْ عَيْنُهُ» برای آرام شدن درد چشم و «بَرَدَ الْأَمْرُ» برای فروکش کردن شدت کاری گزارش شده‌اند.

همچنین «عَيْشٌ بَارِدٌ» به زندگی خوش و آسوده گفته شده است. در چنین تعبیرهایی، خنکی از یک ویژگی جسمانی به وصف آسایش گسترش می‌یابد.

این گسترش برای مردمانی که با گرمای شدید روبه‌رو بوده‌اند، از نظر تجربه روزمره قابل فهم است. خنکی می‌تواند شدت گرما را کاهش دهد و به انسان فرصت آرام گرفتن بدهد.

اما نباید از این تجربه نتیجه گرفت که عرب‌های کهن هر کاربرد «بَرْد» را ضرورتا به معنای آرامش روانی می‌فهمیده‌اند.

میان سردی واقعی، آرام گرفتن درد و آسودگی زندگی، رابطه معنایی وجود دارد؛ ولی این سه در همه جمله‌ها مترادف نیستند.

خواب و معنای «بَرْد»

در فرهنگ‌های لغوی، «بَرْد» برای خواب نیز ثبت شده است.

لسان العرب توضیح می‌دهد که خواب می‌تواند به سبب آرام کردن بدن یا فرو نشاندن تأثر و رنج، با مفهوم خنکی ارتباط پیدا کند.

این معنا در تفسیر نبأ ۷۸:۲۴ اهمیت دارد. برخی لغویان و مفسران «بَرْدًا» را در آن آیه به خواب تفسیر کرده‌اند.

بااین‌حال، باید دو پرسش را جدا نگه داشت: آیا «برد» در زبان عربی می‌تواند به خواب اشاره کند؟ و آیا همین معنا در نبأ ۷۸:۲۴ از همه خوانش‌های دیگر قوی‌تر است؟

پاسخ پرسش نخست مثبت است؛ این کاربرد در منابع کهن ثبت شده است. اما برای پاسخ پرسش دوم، باید سیاق آیه و شواهد زبانی را مستقل بررسی کرد.

۳. شواهد شعر و کاربردهای روزمره عرب

خنکی، رهایی از گرما و آرامش

در شعری منسوب به عروة بن أذینه، شاعر دوره اموی، آمده است:

إِذَا وَجَدْتُ أُوَارَ الْحُبِّ فِي كَبِدِي

أَقْبَلْتُ نَحْوَ سِقَاءِ الْقَوْمِ أَبْتَرِدُ

ترجمه: «هرگاه سوز عشق را در درونم احساس می‌کنم، به سوی مشک آب مردم می‌روم تا خود را خنک سازم.»

این بیت در لسان العرب و منابع ادبی کهن نقل شده است. انتساب آن یکسان نیست: در برخی مجموعه‌ها به عروة بن أذینه و در اساس البلاغه به «راهب مکی» نسبت داده شده است؛ در ضبط مصراع دوم نیز صورت‌هایی مانند «عَمَدْتُ» به جای «أَقْبَلْتُ» دیده می‌شود.

شاعر از دو نوع گرمی سخن می‌گوید. یکی سوز درونی عشق است که با زبان ادبی توصیف می‌شود؛ دیگری گرمایی است که آب می‌تواند از بدن برطرف کند.

فعل «أَبْتَرِدُ» در اینجا به خنک کردن خود با آب اشاره دارد. اما خود واژهٔ «برد» به معنای عشق یا درمان اندوه نیست.

این بیت نمونه روشنی از آن است که معنای جسمانی یک ریشه چگونه می‌تواند در کنار تجربه‌ای احساسی قرار گیرد، بی‌آنکه تعریف خود ریشه تغییر کند.

عروة بن أذینه از شاعران پس از نزول قرآن است و انتساب این بیت نیز اختلاف دارد. بنابراین، این شاهد را نباید جاهلی یا گواه قطعی معنای واژه پیش از نزول قرآن معرفی کرد؛ ارزش آن در ثبت کاربردی از عربی کلاسیک دورهٔ نخست اسلامی است.

«أَبْرَدَيْهِ»؛ دو زمان یا جایگاه خنک

در بیتی منسوب به شمّاخ بن ضرار آمده است:

إِذَا الْأَرْطَى تَوَسَّدَ أَبْرَدَيْهِ

خُدُودُ جَوَازِئٍ بِالرَّمْلِ عِينِ

ترجمهٔ معنایی: «هنگامی که گاوهای وحشی درشت‌چشم، بر شنزار، گونه‌های خود را در خنکای سایه‌های درخت ارطی بر آن نهاده‌اند.» «جوازئ» به جانورانی اشاره دارد که با گیاه تازه از نوشیدن آب بی‌نیاز شده‌اند؛ در شرح این بیت، «عین» قرینهٔ گاوهای وحشی دانسته شده است.

در این بیت، «أَبْرَدَيْهِ» صورت مثنی است و خنکای سایه و سایهٔ بازگشته، یا «ظِلّ» و «فَیء»، با تصویر استراحت جانوران تناسب دارد. در منابع لغوی، «الأبردان» به صبحگاه و شامگاه نیز گفته شده است.

پس نمی‌توان بدون بررسی سیاق، یک معنای زمانی یا مکانی ثابت برای همه کاربردهای این صورت تعیین کرد.

اهمیت شاهد در آن است که خنکی در زبان عربی می‌توانسته به زمان‌های ملایم روز و جایگاه‌های سایه‌دار نیز نسبت داده شود.

شمّاخ شاعری مخضرم بود و تا دوره اسلامی زندگی کرد. تاریخ سرایش همین بیت به‌طور قطعی مشخص نیست؛ ازاین‌رو، آن را نباید بی‌احتیاط شاهد یقینی پیش از قرآن معرفی کرد.

«سَتَبْرُدُ أَكْبَادًا»؛ فروکش کردن سوز درون

در بیتی مشهور که در لسان العرب به مالک بن ریب نسبت داده شده، آمده است:

وَعَطِّلْ قَلُوصِي فِي الرِّكَابِ فَإِنَّهَا

سَتَبْرُدُ أَكْبَادًا وَتُبْكِي بَوَاكِيَا

ترجمه: «شتر جوان مرا در میان شتران بی‌کار بگذار؛ زیرا این کار دل‌هایی را آرام خواهد کرد و کسانی را به گریه خواهد انداخت.»

در این خوانش از بیت، بازگشت ماده‌شتر بی‌سوار و خبر مرگ شاعر برای دشمنانش مایهٔ فروکش کردن سوز دشمنی و برای دوستدارانش سبب اندوه خواهد شد.

صورت «سَتَبْرُدُ» در اینجا به خنک شدن واقعی کبد انسان محدود نیست، بلکه در تعبیری ادبی برای آرام شدن سوز درون به کار رفته است.

در الأغانی، عبارت نزدیک به این بیت در شعر جعفر بن علبه نیز آمده است؛ در نقل‌های مربوط به مرثیهٔ مالک بن ریب، صورت «سَتَفْلِقُ» به جای «سَتَبْرُدُ» هم ثبت شده است. این اختلافِ ضبط و انتساب باید در ارزیابی شاهد حفظ شود.

بنابراین، بیت برای شناخت یک کاربرد ثبت‌شده در منابع لغوی سودمند است، ولی نمی‌توان ضبط یا انتساب آن را بدون احتیاط قطعی دانست. مالک بن ریب و جعفر بن علبه هر دو از دورهٔ اسلامی‌اند؛ این نقل نیز شاهد یقینی پیش از قرآن نیست.

خواب به‌عنوان آسودگی

طبری هنگام بررسی نبأ ۷۸:۲۴، بیتی منسوب به شاعری کِندی نقل می‌کند که در آن «البَرْدُ» به خواب و چیرگی آن اشاره دارد:

بَرَدَتْ مَرَاشِفُهَا عَلَيَّ فَصَدَّنِي

عَنْهَا وَعَنْ قُبُلَاتِهَا الْبَرْدُ

ترجمهٔ معنایی: «لب‌هایش بر من خنک شد، اما خواب مرا از او و از بوسه‌هایش بازداشت.»

طبری این شاهد را برای نشان دادن امکان معنای خواب ذکر می‌کند، ولی در تفسیر آیه، معنای رایج‌تر خنکی را ترجیح می‌دهد.

نام دقیق شاعر و زمان سرایش بیت در نقل مورد بررسی روشن نشده است. پس این شاهد را نیز نباید بی‌دلیل شعر جاهلی معرفی کرد.

دیگر شاخه‌های ثبت‌شده

در فرهنگ‌های لغوی، «بُرْد» به جامهٔ شناخته‌شده، «مِبْرَد» به ابزار ساییدن فلز و «بَرِيد» به پیام‌رسانی و نظام رفت‌وآمد مربوط است.

ابن فارس جامه را در شاخهٔ سوم و برید را در شاخهٔ چهارم بررسی می‌کند و پیوند مبرد با شاخهٔ حرکت را یک احتمال می‌داند، زیرا دست هنگام کار با آن رفت‌وبرگشت می‌کند. دربارهٔ پیوند تاریخی «برید» با دیگر صورت‌ها نیز باید احتیاط کرد؛ صرف یکسانی حروف، منشأ تاریخی مشترک را ثابت نمی‌کند.

به همین دلیل، توضیح این معانی در شناخت گستره خانواده لازم است، اما برای تفسیر آیات سردی و تگرگ نباید آنها را بدون شاهد به متن قرآن وارد کرد.

۴. انبیاء ۲۱:۶۹؛ آتش برای ابراهیم خنک و سلامت‌بخش می‌شود

انبیاء ۲۱:۶۹

قُلْنَا يَا نَارُ كُونِي بَرْدًا وَسَلَامًا عَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ

ترجمه: «گفتیم: ای آتش، بر ابراهیم خنک و بی‌آسیب باش.»

معنای «بَرْدًا» در این آیه

در اینجا «بَرْدًا» اسم منصوبی است که در جایگاه خبر «كُونِي» قرار گرفته است. «سَلَامًا» نیز با آن عطف شده و همان جایگاه نحوی را دارد.

قرآن دو وصف را در کنار یکدیگر بیان می‌کند: سردی و سلامت.

«بَرْد» از ریشه «ب ر د» و «سلام» از ریشه «س ل م» است. این دو واژه نزدیک و هماهنگ‌اند، اما هم‌معنا نیستند.

سردی به ویژگی حرارتی مربوط است، درحالی‌که سلامت به بی‌آسیب بودن و در امان ماندن اشاره دارد.

بنابراین، اگر آیه تنها به «آتش سرد شد» ترجمه شود، نقش «سلاما» از میان می‌رود. در مقابل، اگر «بردا» صرفا به «بی‌خطر» تبدیل شود، تصویر شگفت تغییر حرارت آتش کم‌رنگ می‌شود.

در منابع تفسیری نیز به این تفاوت توجه شده است. برخی مفسران گفته‌اند که سرد شدن آتش به‌تنهایی کافی نبود و سلام بودن آن نیز اهمیت داشت؛ زیرا سرمای شدید هم می‌تواند آسیب‌رسان باشد.

این توضیح با تفاوت لغوی دو واژه سازگار است، اما نباید به یک گزارش فیزیکی قطعی درباره درجه دمای آتش تبدیل شود.

خود آیه دما، سازوکار سرد شدن یا ویژگی‌های شیمیایی و فیزیکی آتش را شرح نمی‌دهد.

آیا آتش ماهیت خود را از دست داد؟

در انبیاء ۲۱:۶۸، مخالفان ابراهیم از سوزاندن او سخن می‌گویند. سپس در انبیاء ۲۱:۶۹، فرمان الهی به آتش بیان می‌شود و در انبیاء ۲۱:۷۰، شکست تدبیر مخالفان یادآوری می‌گردد.

پس زمینه روشن است: کسانی خواسته‌اند آتش وسیله آسیب رساندن به ابراهیم شود، اما نتیجه خواسته آنان تحقق نیافته است.

بااین‌حال، آیه نمی‌گوید همه آتش‌های جهان در همان لحظه سرد شدند یا قوانین طبیعی برای همیشه تغییر کردند.

عبارت «عَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ» نقش تعیین‌کننده دارد. سردی و سلامت آتش با نام ابراهیم پیوند یافته است.

در نتیجه، معنای مستقیم آیه به رخدادی مشخص و شخصی مشخص مربوط می‌شود.

آیه همچنین روشن نمی‌کند که آیا خود آتش از نظر ماده و ساختار تغییر کرده بود، اثر حرارت آن بر بدن ابراهیم از میان رفته بود یا رخداد به گونه دیگری تحقق یافت.

این پرسش‌ها از مرز ریشه‌شناسی فراتر می‌روند. آنچه از خود متن روشن است، فرمان الهی برای خنک و بی‌آسیب شدن آتش بر ابراهیم است.

آیا «بَرْد» در اینجا معنای آسودگی روانی دارد؟

در زبان عربی، خنکی می‌تواند برای آرامش و فروکش کردن رنج نیز به کار رود؛ اما در این آیه مخاطب فرمان، خود آتش است.

ازاین‌رو، معنای جسمانی و مستقیم سردی بر معنای استعاری آسودگی ترجیح دارد.

اگر «بردا وسلاما» را صرفا به «مایه آرامش و آسایش باش» تبدیل کنیم، احتمال دارد واقعیت صحنه آتش و نقش خنکی در آن از دست برود.

همچنین نباید از این آیه نتیجه گرفت که واژه «برد» در زبان قرآن همیشه به معنای امنیت یا نجات است. امنیت در این جمله با واژه مستقل «سلام» بیان شده است.

۵. نور ۲۴:۴۳؛ «بَرَد» به معنای تگرگ

نور ۲۴:۴۳

أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُزْجِي سَحَابًا ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيْنَهُ ثُمَّ يَجْعَلُهُ رُكَامًا فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ جِبَالٍ فِيهَا مِنْ بَرَدٍ فَيُصِيبُ بِهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَصْرِفُهُ عَنْ مَنْ يَشَاءُ ۖ يَكَادُ سَنَا بَرْقِهِ يَذْهَبُ بِالْأَبْصَارِ

ترجمه: «آیا نمی‌بینی که آن معبود یگانه ابرهایی را پیش می‌راند، سپس میان آنها پیوند برقرار می‌کند و آنگاه آنها را متراکم می‌سازد؟ پس باران را می‌بینی که از میان آنها بیرون می‌آید، و از آسمان، از کوه‌هایی که در آن است، تگرگ فرو می‌فرستد؛ پس آن را به هرکه بخواهد می‌رساند و از هرکه بخواهد بازمی‌گرداند. نزدیک است درخشش برق آن دیدگان را از میان ببرد.»

معنای «بَرَدٍ»

«بَرَدٍ» در این آیه نام تگرگ است.

این واژه با «بَرْدًا» در انبیاء ۲۱:۶۹ از یک خانواده است، اما صورت و موضوع آن تفاوت دارد.

تگرگ پدیده‌ای مشخص است؛ دانه‌های منجمدی که در شرایط جوی معین پدید می‌آیند و از ابر فرو می‌ریزند.

بنابراین، «مِنْ بَرَدٍ» را نباید «از خنکی» یا «از سردی» ترجمه کرد. در این سیاق، نام ماده‌ای که از آسمان فرو می‌آید مطرح است.

همچنین در همین آیه، «الْوَدْقَ» برای باران آمده است. قرآن نخست از باران و سپس از تگرگ سخن می‌گوید.

این دو پدیده به یکدیگر مربوط‌اند، اما یکسان نیستند. باران مایع است و تگرگ به صورت دانه‌های یخی فرو می‌آید.

«مِنْ جِبَالٍ فِيهَا مِنْ بَرَدٍ»؛ کوه‌های تگرگ یا ابرهای کوه‌مانند؟

این عبارت از نظر نحوی و تصویری، بخش دشوار آیه است.

در عبارت مربوط به فرو فرستادن تگرگ، سه بار حرف «مِنْ» دیده می‌شود: نخست در «مِنَ السَّمَاءِ»، سپس در «مِنْ جِبَالٍ» و سرانجام در «مِنْ بَرَدٍ».

بر اساس یکی از تحلیل‌های نحوی، «من» نخست ابتدای مبدأ فرود آمدن، «من» دوم تبعیض، و «من» سوم بیان جنس است. این تحلیل با خوانشِ کوه‌هایی از تگرگ پیوند دارد؛ در خوانشِ ابرهای کوه‌مانند، برای «من» دوم نیز معنای آغاز مبدأ، با بدل بودن از عبارت نخست، مطرح شده است.

اما درباره معنای «جبال» اختلاف وجود دارد.

در یک خوانش، سخن از کوه‌هایی از تگرگ در آسمان است.

در خوانش دیگر، تعبیر می‌تواند به ابرهای بزرگ و متراکمی اشاره کند که به سبب حجم و شکلشان به کوه تشبیه شده‌اند.

گزارش این دیدگاه‌ها در منابع یکسان نیست. طبری دو توضیحِ «کوه‌هایی از تگرگ در آسمان» و «تگرگ به اندازه یا مانند کوه‌ها» را نقل می‌کند؛ قرطبی نیز این توضیحات را گزارش کرده است. خوانشِ «جبال» به معنای ابرها در تفسیر ابن کثیر به‌صراحت مطرح شده است.

از نظر ساخت آیه، چند نکته باید محفوظ بماند.

نخست اینکه «بَرَد» به معنای تگرگ است؛ اختلاف درباره ماهیت کوه‌ها، معنای این واژه را تغییر نمی‌دهد.

دوم اینکه قرآن پیش از این عبارت، از گرد آمدن و متراکم شدن ابرها سخن گفته است. بنابراین، خوانش مربوط به ابرهای کوه‌مانند از سیاق پشتیبانی می‌گیرد.

سوم اینکه خود واژه «جبال» در متن آمده است و نباید بدون توضیح، آن را چنان حذف کرد که خواننده گمان کند آیه تنها از ابرهای معمولی سخن گفته است.

از سوی دیگر، نباید صرف حضور واژه «جبال» را اثبات قطعی وجود کوه‌هایی از جنس سنگ یا یخ، با ساختاری همانند کوه‌های زمین، در آسمان دانست.

تصویر لفظی قرآن باید حفظ شود و تعیین ماهیت فیزیکی آن از پژوهش لغوی جدا بماند.

آیا آیه سازوکار علمی تشکیل تگرگ را توضیح می‌دهد؟

امروزه می‌دانیم تگرگ در ابرهای توفانی و در شرایطی که آب می‌تواند منجمد شود پدید می‌آید.

این دانش برای شناخت پدیده طبیعی سودمند است، اما نباید از آیه جزئیاتی مانند ارتفاع دقیق ابرها، دمای لایه‌های جو، اندازه دانه‌های تگرگ یا تعداد مراحل انجماد را استخراج کرد.

قرآن حرکت، گرد آمدن و تراکم ابرها، بارش و فرو آمدن تگرگ را توصیف می‌کند.

این توصیف با مشاهده پدیده‌های جوی ارتباط دارد، اما یک گزارش کامل هواشناسی نیست.

«فَيُصِيبُ بِهِ مَنْ يَشَاءُ»؛ رسیدن تگرگ

پس از بیان فرود آمدن تگرگ، آیه می‌گوید آن معبود یگانه آن را به هرکه بخواهد می‌رساند و از هرکه بخواهد بازمی‌گرداند.

فعل «يُصِيبُ» از ریشه «ص و ب» است و معنای رسیدن یا برخورد کردن را در این سیاق دارد.

اما از خود واژه «برد» نمی‌توان نتیجه گرفت که تگرگ همیشه نشانه خشم الهی یا مجازات انسان است.

تگرگ می‌تواند آثار گوناگون داشته باشد. ممکن است موجب کاهش گرما یا فراهم شدن آب شود و ممکن است به کشتزار، جانور یا دارایی آسیب برساند.

طبری در توضیح همین آیه بر امکان آسیب‌رسانی تگرگ تاکید کرده است. ابن کثیر نیز در تفسیر آن، هم احتمال سودمندی بارش و هم آسیب‌رسانی تگرگ را بررسی کرده است.

بااین‌حال، خود آیه واژه مستقلی به معنای «مجازات» را در کنار «برد» نیاورده است.

بنابراین، نام پدیده طبیعی و داوری درباره نتیجه آن باید جدا بمانند.

۶. ص ۳۸:۴۲؛ آب خنک برای شست‌وشو و نوشیدن

ص ۳۸:۴۲

ارْكُضْ بِرِجْلِكَ ۖ هَٰذَا مُغْتَسَلٌ بَارِدٌ وَشَرَابٌ

ترجمه: «با پایت بزن؛ این، آبی خنک برای شست‌وشو و نوشیدن است.»

معنای «بَارِدٌ»

در این آیه، «بَارِدٌ» اسم فاعل از ریشه «ب ر د» است و معنای خنک یا سرد دارد.

این وصف درباره «مُغْتَسَل» آمده است؛ واژه‌ای که به جای شست‌وشو یا آبی که با آن شست‌وشو می‌شود اشاره دارد.

«وَشَرَابٌ» نیز در ادامه آمده و نوشیدن را به صحنه اضافه می‌کند.

پس آیه از چیزی سخن می‌گوید که برای شست‌وشو و نوشیدن مناسب معرفی شده است. در ترجمه فارسی، «آب» از موضوع شست‌وشو و نوشیدن فهمیده می‌شود؛ هرچند این اسم به‌صورت مستقل در عبارت عربی نیامده است.

طبری نیز «مغتسل» را به آب یا جایی که با آن شست‌وشو انجام می‌شود توضیح داده است.

نکته اساسی این است که «بارد» در اینجا وصف دماست. خود واژه به معنای درمان، شفا یا پاک شدن از بیماری نیست.

جایگاه آیه در داستان ایوب

در ص ۳۸:۴۱، از ایوب سخن می‌رود که از رنج و عذاب به پروردگارش شکایت می‌کند.

پس از آن، فرمان «ارْكُضْ بِرِجْلِكَ» و معرفی آب خنک برای شست‌وشو و نوشیدن آمده است.

از پیوند این آیات می‌توان فهمید که آب در جریان رفع گرفتاری ایوب نقش دارد.

اما خود آیه بیماری معین، علت پزشکی آن یا سازوکار درمانی آب سرد را شرح نمی‌دهد.

بنابراین، نمی‌توان بر اساس این کاربرد نتیجه گرفت که آب سرد برای درمان همه بیماری‌ها سودمند است یا باید در هر بیماری به جای آب گرم استفاده شود.

از نظر لغوی، تنها نکته روشن این است که آبِ مورد اشاره خنک بوده و در همان رخداد برای شست‌وشو و نوشیدن معرفی شده است.

آیا «بارد» به معنای پاک و شفابخش است؟

خنک بودن و شفابخش بودن دو وصف متفاوت‌اند.

ممکن است آبی خنک باشد، اما نوشیدن آن از نظر بهداشتی مناسب نباشد. همچنین ممکن است آب گرم در شرایطی دیگر برای شست‌وشو و درمان سودمند باشد.

پس وصف «بارد» به‌تنهایی نشانه پاکیزگی، درمانگری یا سلامت آب نیست.

در داستان ایوب، سودمندی آب از زمینه کامل رخداد فهمیده می‌شود. خود ریشه «ب ر د» به سردی و خنکی اشاره دارد.

این تمایز مانع آن است که یک کاربرد ویژه قرآنی به تعریف عمومی و اجباری واژه تبدیل شود.

۷. واقعه ۵۶:۴۴؛ سایه‌ای که خنک نیست

واقعه ۵۶:۴۴

لَا بَارِدٍ وَلَا كَرِيمٍ

ترجمه: «نه خنک است و نه دلپذیر.»

این آیه ادامهٔ توصیفی است که در واقعه ۵۶:۴۱، واقعه ۵۶:۴۲ و واقعه ۵۶:۴۳ دربارهٔ اصحاب شمال آمده است.

در واقعه ۵۶:۴۲ از «سَمُومٍ وَحَمِيمٍ» سخن می‌رود؛ باد سوزان و آب بسیار داغ. سپس در واقعه ۵۶:۴۳، «ظِلٍّ مِنْ يَحْمُومٍ» آمده است؛ سایه‌ای از دود یا تیرگی بسیار تیره.

آیه ۴۴ وصف همان سایه را ادامه می‌دهد: نه خنک است و نه دلپذیر.

معنای «بَارِدٍ» در این سیاق

«بارد» در این آیه مجرور است و وصف سایه‌ای است که در آیه پیشین آمده است.

در تجربه معمول انسان، سایه جایگاهی است که از تابش مستقیم خورشید می‌کاهد و می‌تواند خنکی و آسایش فراهم کند.

اما سایه مورد اشاره در این آیه چنین نیست.

قرآن با نفی «بارد» نشان می‌دهد که این سایه ویژگی آسایش‌بخش مورد انتظار از سایه را ندارد.

در ادامه، «وَلَا كَرِيمٍ» نیز آمده است. «کریم» در این سیاق به پسندیده و خوشایند بودن مربوط است. قرطبی نیز آن را به خوشایند نبودن و نداشتن خیر در این سایه توضیح داده است.

از نظر لغوی، «بارد» و «کریم» یک معنا ندارند. اولی وصف حرارتی است و دومی وصف ارزشی.

اگر هر دو را تنها «راحت نیست» ترجمه کنیم، تمایز واژه‌ها از میان می‌رود.

آیا «بارد» در این آیه به معنای آرامش است؟

خنکی و آرامش می‌توانند در تجربه انسان به یکدیگر پیوند داشته باشند، اما در اینجا قرینه جسمانی بسیار روشن است.

آیات پیشین از باد سوزان، آب داغ و سایه‌ای تیره سخن می‌گویند. بنابراین، «لا بارد» در معنای مستقیم خود، نبود خنکی را بیان می‌کند.

از این معنا می‌توان نتیجه گرفت که سایه مورد بحث آسایش‌بخش نیست، اما آسایش نبودن نتیجه سیاقی است؛ نه اینکه «بارد» در فرهنگ لغت فقط به معنای آسوده باشد.

همچنین نباید از این توصیف، جزئیات فیزیکی جهان آخرت را با معیارهای هوای زمین تعیین کرد. قرآن تصویری محسوس و روشن ارائه می‌کند، ولی کیفیت دقیق آن عالم را در این آیه شرح نمی‌دهد.

۸. نبأ ۷۸:۲۴؛ «بَرْدًا» به معنای خنکی یا خواب؟

نبأ ۷۸:۲۴

لَا يَذُوقُونَ فِيهَا بَرْدًا وَلَا شَرَابًا

ترجمه: «در آنجا نه خنکی‌ای می‌چشند و نه نوشیدنی‌ای.»

این آیه درباره کسانی است که در سیاق پیشین، جایگاه عذاب برای آنان بیان شده است.

در نبأ ۷۸:۲۵، پس از نفی خنکی و نوشیدنی، استثنای «إِلَّا حَمِيمًا وَغَسَّاقًا» آمده است. بنابراین، مقصود نفی هر چیزی که بتوان آن را از نظر مادی نوشید نامید نیست؛ بلکه محرومیت از خنکی و نوشیدنی سودمند در برابر آنچه در ادامه معرفی می‌شود، مطرح است.

اما معنای دقیق «بَرْدًا» در این آیه محل اختلاف لغویان و مفسران بوده است.

خوانش نخست: خنکی و کاهش گرمای عذاب

در خوانش نخست، «برد» همان معنای شناخته‌شده خنکی را دارد.

آیه می‌گوید آنان در آن جایگاه، خنکی‌ای که از شدت گرما بکاهد نمی‌یابند و نوشیدنی گوارایی نیز ندارند.

طبری این معنا را ترجیح داده است. او توضیح می‌دهد که در تفسیر قرآن باید تا حد امکان معنای رایج و شناخته‌شده واژه در زبان عربی را مقدم داشت.

این خوانش از سیاق نیز پشتیبانی می‌گیرد.

در آیه بعد، «حمیم» آمده است؛ واژه‌ای که به آب بسیار داغ مربوط است. پس تقابل خنکی با نوشیدنی داغ در همین زمینه قابل فهم است.

همچنین در واقعه ۵۶:۴۴، قرآن از سایه‌ای سخن می‌گوید که خنک نیست. این آیه پشتیبان مناسبی برای شناخت نقش خنکی در توصیف آسایش و محرومیت از آن است.

در نتیجه، برگردان «نه خنکی‌ای می‌چشند» از نظر معنای رایج ریشه و پیوندهای قرآنی، پشتوانه روشنی دارد.

خوانش دوم: خواب و آسودگی

در منابع کهن، معنای دیگری نیز برای «برد» ثبت شده است: خواب.

کسائی، ابوعبیده و بعضی مفسران این معنا را در توضیح نبأ ۷۸:۲۴ مطرح کرده‌اند.

در این خوانش، آیه می‌گوید اهل عذاب نه خوابی دارند که اندکی از رنجشان بکاهد و نه نوشیدنی‌ای که عطششان را برطرف کند.

بغوی این معنا را همراه با تعبیر عربی «مَنَعَ الْبَرْدُ الْبَرْدَ» گزارش می‌کند؛ یعنی سرما مانع خواب شده است. در این تعبیر، واژه نخست به سردی و دومی به خواب اشاره دارد.

این کاربرد نشان می‌دهد که معنای خواب صرفا یک تصور جدید یا بی‌پشتوانه نیست.

بااین‌حال، وجود این معنا در عربی لزوما به معنای برتری آن در آیه نیست.

در سیاق نبأ ۷۸:۲۴، سخن از خنکی و نوشیدنی و سپس از «حمیم» است. این رابطه، خوانش مستقیم خنکی را تقویت می‌کند.

طبری نیز معنای خواب را گزارش کرده، ولی آن را نسبت به معنای رایج سردی مرجوح دانسته است.

خوانش سوم: آسایش و فراغت از رنج

توضیح دیگری نیز در منابع تفسیری آمده است: «برد» به آسودگی و راحتی اشاره دارد.

در گزارش‌هایی منسوب به حسن بصری و عطاء، تعبیر به نبود آرامش و آسایش تفسیر شده است.

این معنا با تجربه خنکی به‌عنوان عاملی برای آسایش ارتباط دارد.

اما باید میان ترجمه خود واژه و نتیجه نهایی تصویر تفاوت گذاشت.

اگر «برد» به خنکی اشاره کند، نبود خنکی در جایگاهی سوزان، محرومیت از آسایش را به ذهن می‌آورد. این نتیجه قابل فهم است؛ ولی لازم نیست خود واژه را در ترجمه به «هرگونه آسایش» تبدیل کنیم.

بنابراین، «آسایش» می‌تواند توضیحی مناسب برای پیامد نبود خنکی باشد، اما از نظر ترجمه مستقیم، عمومی‌تر از لفظ است.

داوری میان سه خوانش

با بررسی شواهد، سه درجه را می‌توان از یکدیگر شناخت.

معنای «خنکی» معنای عمومی و قطعی ریشه در زبان عربی است و در این آیه نیز با سیاق گرما و نوشیدنی تناسب مستقیم دارد.

معنای «خواب» کاربردی ثبت‌شده در عربی کهن است و در تفسیر آیه پیشینه دارد، اما برای ترجیح آن بر خنکی در همین سیاق، قرینه‌ای قوی‌تر لازم است.

معنای «آسایش» نیز می‌تواند نتیجه و گسترش طبیعی مفهوم خنکی باشد، ولی به‌عنوان ترجمه پایه، بخشی از تحلیل معنایی را جایگزین خود واژه می‌کند.

ازاین‌رو، ترجمه مرجح برای فرقان «خنکی» است و دو خوانش دیگر باید در توضیح پژوهشی حفظ شوند.

با این انتخاب، نه معنای ثبت‌شده خواب انکار می‌شود و نه خوانش مستقیم واژه به سبب وجود یک احتمال ثانوی کنار گذاشته می‌شود.

۱۰. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان

برای «بَرْد» در کاربرد مستقیم، «سردی» و «خنکی» مناسب‌اند.

«خنکی» هنگامی طبیعی‌تر است که سیاق از سردی مطبوع و سودمند سخن بگوید. در مقابل، «سردی» می‌تواند معنای عام‌تر و خنثی‌تر را منتقل کند.

برای «بَرَد» با فتح راء، معادل روشن «تگرگ» است.

برای «بارد» نیز «سرد» یا «خنک» بر اساس سیاق مناسب خواهد بود.

انبیاء ۲۱:۶۹: «ای آتش، بر ابراهیم خنک و بی‌آسیب باش.» در اینجا «خنک» معنای برد و «بی‌آسیب» معنای سلام را منتقل می‌کند.

نور ۲۴:۴۳: «تگرگ» برای «بَرَدٍ» مناسب است. در تحلیل آیه، اختلاف درباره تعبیر کوه‌ها جدا بررسی شود و نباید آن را به تعریف خود واژه تگرگ منتقل کرد.

ص ۳۸:۴۲: «آبی خنک برای شست‌وشو و نوشیدن» برگردانی طبیعی برای مضمون جمله است. در مطالعه واژه‌به‌واژه، «بارد» تنها «خنک» معنا شود.

واقعه ۵۶:۴۴: «نه خنک است و نه دلپذیر.» در این سیاق، وصف به سایه آیه پیشین بازمی‌گردد.

نبأ ۷۸:۲۴: «در آنجا نه خنکی‌ای می‌چشند و نه نوشیدنی‌ای.» معنای خواب در یادداشت لغوی بررسی شود، اما بدون دلیل قوی‌تر جای ترجمه اصلی را نگیرد.

در همه این موارد باید میان معنی کوتاه ریشه و معنی واژه در آیه تفاوت گذاشت.

معنای کوتاه خانواده، سردی و خنکی است؛ اما کاربرد مشخص در نور ۲۴:۴۳، تگرگ است. همچنین در نبأ ۷۸:۲۴، بحث درباره خنکی در جایگاهی سوزان مطرح است و نه هر نوع سردی به‌صورت انتزاعی.

۱۱. جمع‌بندی

ریشه «ب ر د» در قرآن پنج بار و در پنج آیه آمده است. صورت‌های آن «بَرْد»، «بَرَد» و «بارد» هستند.

در عربی کهن، معنای اصلی و شناخته‌شده این خانواده سردی در برابر گرمی است. واژه «بَرَد» به‌طور خاص نام تگرگ است و «بارد» وصف چیزی است که سرد یا خنک باشد.

در کنار این معانی، کاربردهایی مانند خواب، آرام گرفتن، ثابت شدن، جامه و پیام‌رسانی نیز در منابع لغوی ثبت شده‌اند. اما وجود این شاخه‌ها به معنای آن نیست که همه آنها مستقیما از یک تصویر نخستین ثابت‌شده پدید آمده باشند.

در انبیاء ۲۱:۶۹، سردی همراه با سلامت آمده و در داستان ابراهیم، نقش رهایی از آسیب آتش را دارد.

در نور ۲۴:۴۳، تگرگ در توصیف حرکت و تراکم ابرها و فرو آمدن بارش مطرح شده است. در ص ۳۸:۴۲، آب خنک در داستان ایوب آمده و در واقعه ۵۶:۴۴، نبود خنکی، وصف سایه‌ای است که آسایش نمی‌بخشد.

در نبأ ۷۸:۲۴، «برد» از نظر لغوی می‌تواند با خواب نیز ارتباط داشته باشد، اما خوانش خنکی با معنای رایج ریشه و سیاق آیه سازگارتر است.

مهم‌ترین نتیجه آن است که سردی و خنکی در قرآن ارزش اخلاقی یا معنوی ثابت ندارند. در یک رخداد می‌توانند مایه آسایش باشند و در موقعیتی دیگر، سردی شدید خود می‌تواند زیان‌آور باشد. نام پدیده، اثر آن و داوری درباره آن باید از یکدیگر جدا بمانند.

تعریف نهایی مناسب برای فرقان:

«ب ر د» در عربی به سردی و خنکی در برابر گرمی مربوط است. از همین خانواده، «بَرَد» به معنای تگرگ و «بارد» به معنای سرد یا خنک آمده است. در کاربردهای توسعه‌یافته، آرام گرفتن، آسودگی و حتی خواب نیز با این خانواده ارتباط یافته‌اند. قرآن این ریشه را درباره خنک شدن آتش بر ابراهیم، تگرگ، آب خنک و محرومیت از خنکی در وصف عذاب به کار می‌برد. سردی، آسایش و سلامت معنای یکسان ندارند؛ همان‌گونه که تگرگ و خنکی نیز با وجود اشتراک ریشه، دو کاربرد متفاوت‌اند. معنای هر صورت باید از ساختمان واژه و سیاق آیه شناخته شود.