ریشهٔ ج ف و
دوری، فاصله گرفتن و جفاء؛ از جدا شدن جسمانی تا سردی روابط انسانی
صورتهای قرآنی و لغوی
تَتَجَافَىٰ
مضارع باب تفاعل؛ صورت قرآنی
جَفَا / يَجْفُو
ثلاثی مجرد؛ غیرقرآنی
جَفْو
مصدر؛ غیرقرآنی
جَفَاء
مصدر؛ غیرقرآنی
جَفْوَة
اسم مرتبط با جفاء؛ غیرقرآنی
جَافَى
باب مفاعله؛ غیرقرآنی
تَجَافَى
باب تفاعل؛ مضارع آن در قرآن
أَجْفَى
باب إفعال؛ غیرقرآنی
اسْتَجْفَى
باب استفعال؛ غیرقرآنی
جَافٍ / مَجْفُوّ
اسم فاعل و مفعول؛ غیرقرآنی
جُفَايَة
کشتی خالی؛ غیرقرآنی
۱. معرفی ریشه
ریشهٔ سهحرفی «ج ف و» در زبان عربی با دور شدن، فاصله گرفتن و نچسبیدن چیزی به جایگاه یا چیز دیگری ارتباط دارد. واژهها و فعلهای این خانواده در دو میدان اصلی دیده میشوند: یکی فاصله و جدایی جسمانی، مانند بلند شدن پهلو از بستر یا فاصله گرفتن زین از پشت حیوان؛ و دیگری دوری در روابط انسانی، مانند ترک پیوند، بیمهری و رفتار درشت با دیگران.
فعل «جَفَا» میتواند درباره چیزی به کار رود که از جایگاه خود فاصله میگیرد و دیگر بر آن قرار نمیگیرد. همین فعل هنگامی که درباره رابطه انسانها به کار میرود، میتواند به رویگردانی، ترک محبت یا قطع ارتباط اشاره کند.
در زبان فارسی، «جفا» بیشتر با بیمهری، سختدلی و رفتار نامهربانانه شناخته میشود. اما میدان معنایی ریشه در عربی گستردهتر است. فاصله گرفتن جسمانی از چیزی لزوما به معنای بیمهری یا رفتار ناپسند نیست.
برای مثال، وقتی در عربی گفته میشود پهلوی کسی از بستر فاصله گرفته است، سخن از یک وضعیت جسمانی است. اما وقتی گفته میشود شخصی با دوست خود جفا کرده، موضوع به رابطه و رفتار انسانی مربوط میشود. معنای کوتاه ریشه: فاصله گرفتن و دور ماندن؛ در روابط انسانی، رویگردانی و بیمهری.
قرآن این ریشه را تنها یک بار، در سورهٔ سجده، آیهٔ ۱۶، به صورت «تَتَجَافَىٰ» به کار برده است:
پیکرهٔ عربی قرآن؛ یک کاربرد از ج ف و
«تَتَجَافَىٰ جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ».
در این عبارت، سخن از پهلوهای انسانهایی است که از بسترهای خود دور میشوند و پروردگارشان را با بیم و امید میخوانند.
پس کاربرد قرآنی ریشه در شاخه فاصله گرفتن جسمانی قرار دارد، نه در معنای بیمهری یا درشتی رفتار.
بااینحال، شناخت شاخه انسانی جفاء برای فهم کامل خانواده زبانی ضروری است؛ زیرا نشان میدهد چگونه فاصله و دوری میتواند هم درباره اشیا و اندامهای بدن و هم درباره روابط میان انسانها بیان شود.
۲. هسته معنایی ریشه در عربی کهن
فاصله گرفتن و نچسبیدن
ابن فارس در مقاییس اللغة مینویسد:
الْجِيمُ وَالْفَاءُ وَالْحَرْفُ الْمُعْتَلُّ يَدُلُّ عَلَى أَصْلٍ وَاحِدٍ: نُبُوُّ الشَّيْءِ عَنِ الشَّيْءِ.
ترجمه: «جیم، فاء و حرف عله بر یک اصل دلالت دارند: فاصله گرفتن و جدا ایستادن چیزی از چیز دیگر.»
ابن فارس، مقاییس؛ نبوّ و فاصله
واژهٔ «نُبُوّ» در این توضیح اهمیت دارد. در عربی، این واژه میتواند به حالتی اشاره کند که چیزی بر چیز دیگر قرار نمیگیرد، به آن نمیچسبد یا از آن فاصله میگیرد.
برای مثال، اگر زین اسب بهدرستی بر پشت آن قرار نگرفته باشد و میان زین و پشت حیوان فاصله ایجاد شود، در عربی میتوان از فعل «جَفَا» استفاده کرد.
همچنین، اگر پهلوی شخص از بستری که بر آن دراز کشیده است بلند شود، تعبیر «جَفَا جَنْبُهُ عَنِ الْفِرَاشِ» به کار میرود.
در هر دو مورد، میان دو چیز رابطهای وجود دارد که معمولا میتوانند با یکدیگر تماس داشته باشند؛ اما اکنون یکی از دیگری فاصله گرفته است.
این تصویر، هسته روشنی برای فهم شاخه جسمانی ریشه فراهم میکند.
بااینحال، نباید «ج ف و» را به معنای هر نوع دوری در جهان محدود یا تعمیم داد. در زبان عربی، واژههای دیگری نیز برای دوری، جدایی، حرکت و فاصله وجود دارند و هر یک میدان کاربرد خود را دارند.
زین و پشت حیوان
در لسان العرب آمده است:
جَفَا السَّرْجُ عَنْ ظَهْرِ الْفَرَسِ.
یعنی: «زین از پشت اسب فاصله گرفت.»
زین وسیلهای است که بر پشت حیوان قرار میگیرد. هنگامی که درست بر جای خود باشد، با پشت حیوان تماس دارد و بر آن استقرار مییابد.
اگر از پشت حیوان بلند شود یا دیگر بهدرستی بر آن قرار نگیرد، رابطه تماس و استقرار تغییر میکند.
در این کاربرد، فعل «جَفَا» به همین فاصله گرفتن مربوط است.
در مقابل، اگر شخصی خود زین را از پشت اسب بردارد، میتواند از فعل «أَجْفَى» استفاده کند؛ یعنی سبب دور شدن یا برداشته شدن آن شود.
این تفاوت نشان میدهد که در خانواده ریشه، هم دور شدن یک چیز و هم دور کردن آن بهوسیله عامل دیگری بیان شده است.
اما خود دور شدن ضرورتا به معنای بیرون انداختن با خشونت نیست. شدت عمل باید از فعل، متعلق و سیاق شناخته شود.
پهلو و بستر
در عربی آمده است:
جَفَا جَنْبُهُ عَنِ الْفِرَاشِ وَتَجَافَى.
یعنی: «پهلوی او از بستر فاصله گرفت و بلند شد.»
این کاربرد با تعبیر قرآنی «تَتَجَافَىٰ جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ» ارتباط مستقیم دارد.
هنگامی که انسان بر بستر دراز میکشد، پهلوی او با بستر تماس پیدا میکند. وقتی برمیخیزد، مینشیند یا از حالت درازکش بیرون میشود، پهلویش از جایگاه استراحت فاصله میگیرد.
در اینجا، فعل «تَجَافَى» بر جدا شدن و فاصله گرفتن تاکید دارد.
اما از خود این فعل معلوم نمیشود که شخص چرا از بستر برخاسته است. ممکن است برای کار، سفر، عبادت، رسیدگی به کسی یا هر دلیل دیگری باشد.
علت فاصله گرفتن از بستر باید از ادامه جمله یا سیاق شناخته شود.
در سورهٔ سجده، این علت با خواندن پروردگار و رفتارهای ایمانی اشخاص پیوند پیدا میکند.
آیا فاصله گرفتن همیشه با حرکت همراه است؟
در کاربردهای جسمانی، ممکن است فاصله گرفتن نتیجه حرکت باشد؛ مانند بلند شدن بدن از بستر یا برداشتن زین از پشت حیوان.
اما خود واژه میتواند وضعیت فاصله داشتن را نیز توصیف کند.
برای مثال، اگر چیزی بر جایگاه خود استقرار نداشته باشد، ممکن است حالت آن با «جَفَا» بیان شود، حتی اگر تمام مراحل حرکت آن توصیف نشده باشد.
بنابراین، باید میان خود فاصله، ایجاد فاصله و نتیجه دور شدن تفاوت گذاشت.
در قرآن، «تَتَجَافَىٰ» صورت فعلی است و جدا شدن پهلوها از بستر را بیان میکند. بااینحال، آیه جزئیات حرکت بدن، مانند ایستادن، نشستن یا مدت دور ماندن از بستر را در خود این فعل مشخص نمیکند.
۳. جفاء در روابط انسانی
از فاصله جسمانی تا دوری در رابطه
در عربی، «جَفَا فُلَانًا» درباره شخصی به کار میرود که از دیگری روی میگرداند، رابطه خود را با او سرد میکند یا پیوند و نیکی پیشین را ترک میگوید.
در این کاربرد، دوری دیگر ضرورتا جسمانی نیست.
دو انسان ممکن است در یک خانه زندگی کنند و از نظر مکانی نزدیک باشند، اما رفتار آنان با یکدیگر سرد و همراه با جفاء باشد.
در مقابل، ممکن است دو شخص در دو شهر دور از یکدیگر زندگی کنند، ولی پیوند محبت، احترام و رسیدگی میان آنان برقرار باشد.
بنابراین، فاصله مکانی و جفاء در روابط انسانی یکسان نیستند.
جفاء در این شاخه به رفتار و کیفیت رابطه مربوط است، نه صرف اندازه فاصله میان دو شخص.
جفاء در برابر پیوند و نیکی
در منابع لغوی آمده است:
الْجَفَاءُ خِلَافُ الْبِرِّ.
یعنی: «جفاء خلاف نیکی و رفتار نیکوست.»
در توضیح دیگری، جفاء در برابر «صِلَة» قرار گرفته است.
«صِلَة» در روابط انسانی با حفظ پیوند، رسیدگی و ارتباط دارد. در مقابل، جفاء میتواند ترک همین پیوند یا رویگردانی از شخص باشد.
برای مثال، کسی ممکن است نسبت به خویشاوند یا دوست خود وظیفهای داشته باشد، اما از رسیدگی به او خودداری کند و رابطه را به سردی بکشاند.
در چنین سیاقی، رفتار او میتواند جفاء نامیده شود.
بااینحال، ترک یک رابطه در همه شرایط به معنای ظلم یا رفتار ناروا نیست. ممکن است ادامه یک رابطه زیانبار باشد یا شخص برای حفظ حق و امنیت خود ناچار به فاصله گرفتن شود.
پس معنای لغوی جفاء و داوری اخلاقی درباره یک رفتار باید جدا بررسی شوند.
در زبان عربی، جفاء میتواند در زمینهای نکوهشی به کار رود، اما نباید از این کاربرد نتیجه گرفت که هر فاصله گرفتن انسانی ضرورتا مذموم است.
درشتی و خشونت رفتار
«جَفاء» در کاربرد انسانی میتواند به درشتی خلق، رفتار خشن و نداشتن نرمی در معاشرت نیز اشاره کند.
در لسان العرب، تعبیرهای «جَافِي الْخِلْقَةِ» و «جَافِي الْخُلُقِ» ثبت شدهاند.
نخستین تعبیر در برخی کاربردها به درشتی ظاهر و ساختمان جسمانی اشاره دارد، در حالی که دومین تعبیر به خلقوخو و شیوه رفتار شخص مربوط است.
این دو را نباید یکی گرفت.
ممکن است انسانی ظاهری درشت و نیرومند داشته باشد، اما رفتارش نرم و مهربان باشد. در مقابل، ممکن است شخصی ظاهری لطیف داشته باشد، ولی در برخورد با دیگران سختگیر و خشن رفتار کند.
در نتیجه، هنگامی که «جَافِي» وصف انسان است، باید دید آیا درباره ظاهر جسمانی سخن میرود یا درباره رفتار و رابطه او با دیگران.
«جَفْوَة» و «جَفاء»
در منابع لغوی، هر دو صورت «جَفْوَة» و «جَفاء» ثبت شدهاند.
ازهری توضیح میدهد که «جَفْوَة» میتواند به یک نوبت جفاء اشاره کند، در حالی که «جَفاء» مصدر عمومی رفتار است.
لیث نیز میان این دو تفاوتی مطرح کرده و در بعضی کاربردها «جَفْوَة» را در ترک پیوند شدیدتر یا پایدارتر دانسته است.
لیث و ازهری در لسان؛ جفوه و جفاء
این توضیحها برای شناخت کاربردهای زبانی مفیدند، اما نباید به قانون مطلقی تبدیل شوند که هر «جَفْوَة» حتما یک بار و هر «جَفاء» همیشه رفتار دائمی باشد.
در عربی، مصدرها و اسمهای مربوط به یک رفتار ممکن است با یکدیگر همپوشانی داشته باشند.
آنچه اهمیت دارد، وجود میدان معنایی سردی، دوری و درشتی در روابط انسانی است.
سنگینی چیزی بر انسان
در لسان العرب، کاربرد «جَفَا الشَّيْءُ عَلَيْهِ» نیز ثبت شده است؛ یعنی چیزی بر شخص سنگین یا دشوار آمد.
در این ساخت، حرف اضافه «عَلَىٰ» اهمیت دارد.
موضوع دیگر فاصله گرفتن یک جسم از جایگاه خود نیست، بلکه دشوار یا سنگین شدن امری برای شخص است.
ابن سیده این کاربرد را با معنای «ثَقُلَ عَلَيْهِ» توضیح میدهد.
اما نباید از همین یک کاربرد نتیجه گرفت که تمام خانواده «ج ف و» در اصل به معنای دشواری و سنگینی است.
معنای سنگینی در یک ساختمان مشخص فعلی ثبت شده و باید در همان جایگاه بررسی شود.
۴. صورتها و مشتقهای مهم ریشه
«جَفَا»؛ فاصله گرفت یا جفاء کرد
«جَفَا» فعل ثلاثی مجرد است و مضارع آن «يَجْفُو» آمده است.
این فعل میتواند لازم باشد؛ یعنی از فاصله گرفتن چیزی سخن بگوید، مانند جدا شدن زین از پشت اسب.
در کاربرد متعدی، میتواند درباره رویگردانی یا رفتار نامهربانانه شخص نسبت به دیگری به کار رود.
مصدرهای آن «جَفْو» و «جَفاء» هستند.
همین تفاوت میان فعل لازم و متعدی نشان میدهد که تعیین نقش مفعول و حروف اضافه در فهم معنا ضروری است.
«جَافَى»؛ دور کرد یا فاصله داد
«جَافَى» از باب مفاعله است.
در کاربرد جسمانی، میتواند به دور نگه داشتن یا فاصله دادن چیزی از چیز دیگر اشاره کند.
برای نمونه، «جَافَى جَنْبَهُ عَنِ الْفِرَاشِ» یعنی پهلوی خود را از بستر دور نگه داشت.
در کاربرد انسانی نیز «جَافَى فُلَانًا» میتواند به دوری گزیدن، رویگردانی یا رفتار نامهربانانه با شخص اشاره کند.
از باب مفاعله نباید بهتنهایی نتیجه گرفت که جفاء ضرورتا از هر دو طرف صورت گرفته است.
ممکن است یک شخص از دیگری دوری کند، بیآنکه طرف مقابل همان رفتار را انجام داده باشد.
«تَجَافَى»؛ فاصله گرفت و از جایگاه جدا شد
«تَجَافَى» از باب تفاعل است.
در عربی، این فعل با معنای دور شدن و جدا ماندن از چیزی شناخته میشود.
برای مثال، «تَجَافَى جَنْبُهُ عَنِ الْفِرَاشِ» به معنای دور شدن پهلو از بستر است.
در این ساخت، خود پهلو بهعنوان فاعل جمله معرفی میشود.
«تَجَافَى» در قرآن تنها به صورت «تَتَجَافَىٰ» آمده است.
این صورت، سومشخص مفرد مؤنث مضارع است و فاعل آن «جُنُوبُهُمْ» است.
مفرد مؤنث آمدن فعل در کنار جمع «جُنُوب» با ساختمان شناختهشده عربی برای جمعهای غیرعاقل سازگار است.
«أَجْفَى»؛ دور ساخت
«أَجْفَى» از باب إفعال است.
در کاربرد مربوط به اشیا، میتواند به دور ساختن یا برداشتن چیزی از جایگاهش اشاره کند.
برای مثال، «أَجْفَيْتُ السَّرْجَ» درباره بلند کردن زین از پشت اسب به کار رفته است.
در کاربرد دیگری، «أَجْفَى الْمَاشِيَةَ» درباره راندن سخت و خستهکننده دام آمده است؛ بهگونهای که حیوانات فرصت کافی برای خوراک خوردن پیدا نکنند.
در اینجا، راندن و سختگیری با یکدیگر همراه شدهاند.
اما خود باب إفعال ضرورتا به معنای آزار رساندن نیست. معنای آزار یا خستگی از کاربرد مشخص فعل و وضعیت دام شناخته میشود.
«اجْتَفَى»؛ کنار زد یا دور ساخت
«اجْتَفَى» از باب افتعال است؛ در منابعی مانند «الرائد»، معنای دور کردن یا برطرف ساختن چیزی برای آن زیر «ج ف ي» ثبت شده است. بنابراین، ثبت این صورت بهتنهایی برای معرفی آن بهعنوان مشتق قطعیِ «ج ف و» کافی نیست.
در لسان العرب نیز «جَفَيْتُ الْبَقْلَ وَاجْتَفَيْتُهُ» با یاء درباره کندن گیاه آمده و به صورتهای مهموز «جَفَأَ» و «اجْتَفَأَ» نزدیک دانسته شده است.
این نزدیکی به سبب وجود حرف عله در پایان ریشه اهمیت دارد.
اما نباید تمام صورتهای «ج ف و» و «ج ف ي» را بدون بررسی ضبط و شواهد تاریخی یکسان گرفت.
«اسْتَجْفَى»؛ جافی دانست
«اسْتَجْفَى» از باب استفعال است.
در یکی از کاربردهای شناختهشده، به معنای جافی دانستن کسی یا چیزی است.
برای نمونه، اگر شخص بستری را ناراحتکننده یا زبر بداند، میتواند درباره آن از همین ساخت استفاده کند.
در این کاربرد، شخص درباره ویژگی چیزی داوری میکند.
معنای دقیق آن به متعلق فعل بستگی دارد؛ ممکن است درباره درشتی رفتار انسان یا نامناسب بودن بستر سخن گفته شود.
«جَافٍ» و «مَجْفُوّ»
«جَافٍ» اسم فاعل است و به کسی یا چیزی اشاره دارد که فاصله میگیرد یا در رفتار خود جفاء دارد.
«مَجْفُوّ» اسم مفعول و به شخصی اشاره دارد که دیگران با او جفاء کردهاند یا از او روی گرداندهاند.
در برخی شواهد شعر، صورت «مَجْفِيّ» نیز آمده است.
درباره این صورت، لغویانی مانند ابن سکیت و فراء اختلاف داشتهاند و آن را با مسئله تبدیل واو و یاء در ساختمان صرفی توضیح دادهاند.
این اختلاف نشان میدهد که در ریشههای دارای حرف عله، صورت ظاهری واژه همیشه برای تعیین ریشه کافی نیست.
«جُفَايَة»؛ کشتی خالی
از کاربردهای کمتر شناختهشده این خانواده، «جُفَايَة» به معنای کشتی خالی است.
ابوعمرو این معنا را ثبت کرده و آن را از کشتی بارگیریشده متمایز دانسته است.
تاج العروس؛ جُفایه با ضمهٔ جیم
در این کاربرد، موضوع به وضعیت کشتی از نظر داشتن یا نداشتن بار مربوط است.
میتوان میان خالی بودن و دور شدن محتویات از ظرف یا محل نگهداری شباهتی دید، اما این شباهت بهتنهایی علت تاریخی نامگذاری را ثابت نمیکند.
این واژه در قرآن نیامده است و نباید معنای آن به «تَتَجَافَىٰ» منتقل شود.
۵. شواهد شعر و زبان عربی کهن
فاصله گرفتن از بستر در شعر عبدالله بن رواحه
در شعری از عبدالله بن رواحه آمده است:
يَبِيتُ يُجَافِي جَنْبَهُ عَنْ فِرَاشِهِ
إِذَا اسْتَثْقَلَتْ بِالْمُشْرِكِينَ الْمَضَاجِعُ
ترجمه: «شب را در حالی میگذراند که پهلوی خود را از بستر دور نگه میدارد، آنگاه که بسترها از خفتگانِ مشرک گرانبار شدهاند.» این تصویر به خواب سنگین آنان اشاره دارد؛ مقصود این نیست که خود بستر بر آنان باری سنگین شده است.
این بیت در وصف محمد آمده است.
«يُجَافِي جَنْبَهُ عَنْ فِرَاشِهِ» به دور نگه داشتن پهلو از بستر اشاره دارد.
در مقابل، بسترهای گرانبار از خفتگان، تصویری از خواب سنگین و ادامه استراحت دیگران میسازند.
در اینجا، تفاوت دو وضعیت روشن است: کسی از بستر فاصله گرفته، در حالی که دیگران در بستر ماندهاند.
از نظر لغوی، این شاهد با کاربرد قرآنی «تَتَجَافَىٰ جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ» بسیار نزدیک است.
اما عبدالله بن رواحه شاعر دوره اسلامی است و این شعر درباره محمد سروده شده است. بنابراین، نباید آن را شاهد شعر جاهلی معرفی کرد.
اهمیت آن در نشان دادن کاربرد روشن و نزدیک به عصر نزول است.
فاصله جسمانی در شعر عجاج
عجاج، شاعر دوره اموی، در وصف گاو وحشی میگوید:
وَشَجَرَ الْهُدَّابَ عَنْهُ فَجَفَا
ترجمه: «و شاخههای آویخته را از خود بالا زد؛ پس آنها از او فاصله گرفتند.»
در توضیح این پاره شعر آمده است که حیوان با شاخ خود شاخههای آویخته درختچه ارطی را بالا میبرد و سبب میشود آنها از او فاصله بگیرند.
لسان؛ ضبط الهُدّابَ و نقش حیوان در بالا زدن شاخهها
در اینجا، «فَجَفَا» به دور شدن و جدا ماندن شاخهها مربوط است.
این شاهد برای فهم کاربرد لازم فعل اهمیت دارد. شاخهها پس از کنار رفتن، دیگر با جایگاه پیشین خود در تماس نیستند.
در این کاربرد، هیچ معنایی از بیمهری انسانی یا درشتی خلق مطرح نیست.
اما عجاج شاعر دوره پس از اسلام است و شاهد او را نمیتوان شعر جاهلی شمرد.
جفاء در رفتار انسانی؛ شعر ابوالنجم عجلی
ابوالنجم عجلی، شاعر و رجزخوان دوره اموی، در وصف چوپانی میگوید:
صُلْبُ الْعَصَا جَافٍ عَنِ التَّغَزُّلِ
كَالصَّقْرِ يَجْفُو عَنْ طِرَادِ الدُّخَّلِ
ترجمه: «چوپانی سخترفتار و دور از عشقورزی است؛ همچون باز شکاری که از دنبال کردن پرندهای کوچک روی میگرداند.»
مقاییس؛ ابوالنجم و دوری از تغزل
در این بیت، «جَافٍ عَنِ التَّغَزُّلِ» به دوری از رفتار عاشقانه و نداشتن نرمی در معاشرت مربوط است.
تعبیر «صُلْبُ الْعَصَا» نیز در توصیف شخصیت و شیوه رفتار چوپان نقش دارد.
شاعر با استفاده از تشبیه، کسی را وصف میکند که در رفتار و معاشرت خود نرمش چندانی ندارد.
این کاربرد با شاخه انسانی جفاء ارتباط دارد.
اما نباید «جَافٍ» را در تمام کاربردها فقط «سنگدل» ترجمه کرد. در این بیت، معنای دوری از عشقورزی و درشتی رفتار از ترکیب واژهها و تصویر شاعر به دست میآید.
این شاهد نیز متعلق به دوره اموی است، نه شعر جاهلی.
تصویر فاصله گرفتن در شاهد منسوب به معدیکرب
در کتاب العين و لسان العرب، این بیت نقل شده است:
إِنَّ جَنْبِي عَنِ الْفِرَاشِ لَنَابٍ
كَتَجَافِي الْأَسَرِّ فَوْقَ الظِّرَابِ
معنای بخش نخست روشن است: «پهلوی من از بستر فاصله گرفته و بر آن قرار نمیگیرد.»
در بخش دوم، «الأَسَرّ» به شتری دچار درد یا زخم در ناحیهٔ زیر سینه مربوط است و «الظِّراب» به بلندیهای کوچک و زمین سنگلاخی اشاره دارد. تصویر چنین است: «همچون فاصله گرفتن شترِ زخمدیده بر فراز بلندیهای سنگی»؛ چنین شتری هنگام نشستن از تماس دردناک با زمین ناهموار پرهیز میکند. پس تشبیه فقط نامی مبهم برای پستیوبلندی زمین نیست.
لسان، سرر؛ شتر دچار زخم و بلندیهای زمین
این بیت از نظر کاربرد «تَجَافِي» مهم است، زیرا همان تصویری را بیان میکند که در سورهٔ سجده نیز دیده میشود: فاصله داشتن پهلو از بستر.
در نقلِ این بیت ذیل «جفا»، نام شاعر نیامده است؛ اما لسان العرب در مادۀ «سرر» آن را به معدیکربِ معروف به غلفاء، در رثای برادرش شرحبيل، نسبت میدهد. در الأغانی نیز همین انتساب در اخبار خاندان کنده و روز کُلاب آمده است.
الأغانی؛ نسبت شاهد به معدیکرب غلفاء
این انتساب کهن، بیت را به اخبار پیش از اسلام پیوند میدهد و باید گزارش شود؛ بااینحال، نقل آن در منابع متأخر بهتنهایی تاریخ دقیق سرایش یا تمام جزئیات روایت تاریخی را قطعی نمیکند.
لسان، سرر؛ انتساب و مرثیهٔ شرحبيل
نتیجه شواهد تاریخی
شواهد شعر، سه کاربرد مهم را روشن میکنند: فاصله گرفتن پهلو از بستر، دور شدن جسمانی شاخهها و دوری در معاشرت انسانی.
در هر سه، مفهوم فاصله یا نپیوستن به جایگاه پیشین حضور دارد، اما متعلق و نوع فاصله متفاوت است.
شواهد از نظر تاریخی یکسان نیستند: شعر ابن رواحه به آغاز اسلام و شواهد عجاج و ابوالنجم به دورههای پس از اسلام مربوطاند؛ اما بیت «إن جنبي» در منابع کهن به معدیکربِ غلفاء و اخبار پیش از اسلام نسبت داده شده است. بنابراین، درست نیست تمام شواهد موجود را اسلامی یا بیانتساب معرفی کنیم؛ در عین حال، تاریخگذاری و اعتبار هر نقل باید جداگانه سنجیده شود.
این محدودیت نباید با نسبت دادن بیسند ابیات به شاعران جاهلی جبران شود.
با وجود این، کاربرد قرآنی نشان میدهد که معنای فاصله گرفتن از بستر در عربی عصر نزول شناختهشده و قابل فهم بوده است.
۶. کاربرد قرآنی ریشه؛ سجده ۳۲:۱۶
تَتَجَافَىٰ جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ
ترجمهٔ موجود فرقان: «پهلوهایشان از بسترها دور میشود؛ پروردگارشان را با بیم و امید میخوانند و از آنچه روزیشان دادهایم انفاق میکنند.»
این آیه تنها کاربرد قرآنی ریشه «ج ف و» را در خود دارد.
در آیه پیشین، سجده ۳۲:۱۵، از کسانی سخن رفته است که در برابر آیات خداوند تکبر نمیورزند و با یادآوری آیات، سجده و تسبیح میکنند.
آیهٔ ۱۶ یکی دیگر از ویژگیهای آنان را معرفی میکند: پهلوهایشان از بسترها فاصله میگیرد، پروردگارشان را با بیم و امید میخوانند و از روزی خود انفاق میکنند.
در سجده ۳۲:۱۷ نیز از پاداشی سخن میرود که برای آنان پنهان نگه داشته شده است.
بنابراین، «تَتَجَافَىٰ» در سیاق توصیف مؤمنانی آمده است که رفتارشان با یاد خدا، فروتنی، دعا و انفاق پیوند دارد.
ساختمان «تَتَجَافَىٰ»
«تَتَجَافَىٰ» فعل مضارع از باب تفاعل است.
صورت پایه آن «تَجَافَى» و ریشه آن «ج ف و» است.
در این آیه، فعل سومشخص مفرد مؤنث آمده، زیرا فاعل آن «جُنُوبُهُمْ» است؛ یعنی پهلوهایشان.
در عربی، جمعهای غیرعاقل میتوانند با فعل مفرد مؤنث بیایند.
بنابراین، مفرد بودن فعل به معنای آن نیست که فقط پهلوی یک شخص از بستر فاصله میگیرد. ضمیر «هُمْ» نشان میدهد که سخن درباره گروهی از اشخاص است.
از نظر ساختمان صرفی نیز نباید «تَتَجَافَىٰ» را به سبب وجود دو تاء در آغاز آن، دو فعل یا عملی دوسویه دانست.
این صورت از فعل مضارع باب تفاعل ساخته شده است. در اینجا، معنای آن به دور شدن و فاصله گرفتن مربوط است.
«جُنُوبُهُمْ»؛ چرا پهلوها؟
«جُنُوب» جمع «جَنْب» است و به پهلوها اشاره دارد.
پهلو بخشی از بدن است که انسان هنگام دراز کشیدن میتواند بر آن قرار گیرد.
بنابراین، آوردن «جُنُوب» در کنار «الْمَضَاجِع» تصویری جسمانی و طبیعی میسازد.
شخص هنگام استراحت بر بستر قرار میگیرد، اما هنگامی که از آن بلند میشود، پهلوهایش از محل دراز کشیدن فاصله میگیرند.
این تصویر بهویژه برای توصیف کسی که از خواب یا استراحت برمیخیزد مناسب است.
اما نباید از آن نتیجه گرفت که آیه فقط درباره خوابیدن بر پهلوی راست یا چپ است یا شیوه معینی از قرار گرفتن بدن را واجب میسازد.
«جُنُوبُهُمْ» در اینجا در پیوند با بستر و دور شدن از آن آمده است، نه برای تعیین یک دستور پزشکی یا آیینی درباره وضعیت خواب.
نقش حرف اضافه «عَن»
در عبارت «عَنِ الْمَضَاجِعِ»، حرف اضافه «عَن» به دور شدن و فاصله گرفتن از یک جایگاه مربوط است.
«الْمَضَاجِع» جمع «مَضْجَع» و به جایگاه دراز کشیدن و استراحت اشاره دارد.
بنابراین، جمله یک رابطه مکانی روشن دارد: پهلوها از بسترها دور میشوند.
اگر «عَن» نادیده گرفته شود، تفاوت میان قرار گرفتن بر بستر و فاصله گرفتن از آن از دست میرود.
همچنین، نباید «تَتَجَافَىٰ» را در این ساخت به «از خواب متنفر میشوند» یا «بستر را ناپسند میشمارند» ترجمه کرد.
آیه از دور شدن سخن میگوید، نه از بد بودن خود خواب یا بستر.
آیا آیه درباره شب است؟
بستر و مضجع در زبان عادی با خواب و استراحت ارتباط دارند و شب، زمان شناختهشده خواب بسیاری از انسانهاست.
از همین رو، مفسران کهن این آیه را با برخاستن برای عبادت در شب مرتبط دانستهاند.
این خوانش با تصویر آیه سازگار است.
اما خود «تَتَجَافَىٰ» به معنای شب نیست و «الْمَضَاجِع» نیز نام یک ساعت معین از شبانهروز نیست.
در متن آیه، ساعت، مدت و شمار دفعات برخاستن مشخص نشده است.
بنابراین، میتوان گفت آیه تصویری از ترک بستر برای خواندن پروردگار ارائه میکند و عبادت شبانه یکی از مصداقهای روشن آن است؛ اما نمیتوان زمان دقیق یک عبادت یا تعداد رکعات آن را از خود این فعل استخراج کرد.
آیا «تَتَجَافَىٰ» به معنای نماز خواندن است؟
خود فعل «تَتَجَافَىٰ» به معنای نماز خواندن نیست.
این واژه دور شدن پهلو از بستر را بیان میکند.
در ادامه، «يَدْعُونَ رَبَّهُمْ» آمده است؛ یعنی پروردگارشان را میخوانند.
در سیاق آیات پیشین و پسین، این رفتار با عبادت، یاد خدا و فروتنی در برابر او ارتباط دارد.
بنابراین، ممکن است برخاستن برای صلاة و عبادت از مصداقهای آیه باشد.
اما از نظر ترجمه، نباید «تَتَجَافَىٰ» مستقیما به «نماز شب میخوانند» تبدیل شود.
چنین برگردانی، عمل و زمان مشخصی را به جای معنای مستقیم واژه قرار میدهد.
در تفسیرهای کهن نیز درباره مصداق زمانی آیه اختلاف دیده میشود. برخی آن را درباره برخاستن برای عبادت شبانه دانستهاند؛ برخی به عبادت میان مغرب و عشا اشاره کردهاند و برخی بر یاد خدا هنگام بیداری در شب تاکید داشتهاند.
لسان؛ خوانشهای متفاوت از زمان عبادت
وجود این خوانشها نشان میدهد که اصل تصویرِ دور شدن از بستر روشن است، اما تعیین شکل دقیق عبادت نیازمند شواهد دیگری است.
برای بررسی گستردهتر معنای صلاة و رابطه آن با دعا، سجده و عبادت عملی، پژوهش مستقل «صلاة در قرآن» در فرقان قابل مراجعه است.
«يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا»
پس از دور شدن پهلوها از بستر آمده است:
«يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا».
این عبارت نشان میدهد که دور شدن از بستر در این سیاق با خواندن پروردگار ارتباط دارد.
«خَوْفًا» به بیم و «طَمَعًا» به امید و چشمداشت مربوط است.
این دو حالت در کنار یکدیگر آمدهاند.
بنابراین، آیه تنها از عبادتی برخاسته از ترس سخن نمیگوید و تنها امید را نیز معرفی نمیکند؛ بلکه خواندن پروردگار با هر دو حالت همراه شده است.
این دو معنا از ریشههای «خ و ف» و «ط م ع» به دست میآیند، نه از خود «ج ف و».
«تَتَجَافَىٰ» وضعیت جسمانی برخاستن را بیان میکند و ادامه جمله، جهت و انگیزه عبادت را روشنتر میسازد.
«وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ»
آیه با یاد کردن از انفاق ادامه مییابد.
در نتیجه، توصیف این اشخاص به دور شدن از بستر و خواندن پروردگار محدود نیست.
آنان از آنچه روزیشان داده شده نیز انفاق میکنند.
در اینجا، عبادت و رفتار مربوط به روزی و بخشیدن در یک توصیف قرار گرفتهاند.
بااینحال، نباید نتیجه گرفت که «ج ف و» در معنای لغوی خود به انفاق، بخشندگی یا گذشت مالی اشاره دارد.
انفاق از فعل «يُنْفِقُونَ» شناخته میشود.
پیوند آن با دور شدن از بستر، پیوند سیاقی آیه است؛ یعنی قرآن چند ویژگی را در توصیف یک گروه کنار هم قرار داده است.
آیا دور شدن از بستر همیشه فضیلت است؟
از نظر لغوی، دور شدن از بستر یک رخداد جسمانی است.
شخص ممکن است برای کاری سودمند یا زیانبار از بستر برخیزد. بنابراین، نفس برخاستن بهتنهایی ارزش اخلاقی رفتار را تعیین نمیکند.
در سجده ۳۲:۱۶، ارزش این عمل با سیاق ایمان، خواندن پروردگار و انفاق ارتباط دارد.
پس نباید از آیه نتیجه گرفت که هر اندازه انسان کمتر بخوابد، ضرورتا نزد خداوند جایگاه بالاتری دارد.
خواب و استراحت از نیازهای طبیعی زندگی انساناند و قرآن در آیات دیگر از خواب و آرامش نیز بهعنوان بخشی از سامان زندگی سخن میگوید؛ مانند نبأ ۷۸:۹ و روم ۳۰:۲۳.
همچنین، نمیتوان از این آیه حکم کرد که انسان بیمار، خسته یا کسی که به استراحت بیشتری نیاز دارد، تنها به سبب خوابیدن از چنین فضیلتی محروم یا گناهکار است.
آیه گروهی از مؤمنان و رفتار آنان را توصیف میکند. از این توصیف، زمان و مقدار خواب یا دستور عمومی برای محروم کردن بدن از استراحت به دست نمیآید.
نسبت آیه با سجده و فروتنی
در سجده ۳۲:۱۵، از کسانی سخن میرود که هنگام یادآوری آیات خداوند، سجده میکنند و تکبر نمیورزند.
در آیهٔ ۱۶، همان جریان توصیف ادامه مییابد و از دور شدن پهلوها از بستر، خواندن پروردگار و انفاق سخن گفته میشود.
این پیوند نشان میدهد که رفتارهای جسمانی و عملی در کنار جهتگیری درونی انسان قرار گرفتهاند.
سجده، برخاستن، دعا و انفاق میتوانند صورتهای مختلف پاسخ انسان به یاد خدا باشند.
اما هیچیک از این مفاهیم نباید به معنای لغوی دیگری تبدیل شود.
«تَتَجَافَىٰ» همچنان به دور شدن از بستر اشاره دارد و ارزش عبادی این رفتار از جایگاهش در مجموعه آیات شناخته میشود.
۸. چالشهای فهم و ترجمه
آیا «جفاء» همیشه رفتاری ناپسند است؟
در کاربرد انسانی، جفاء غالبا بار منفی دارد؛ بهویژه هنگامی که از بیمهری، قطع پیوند یا درشتی معاشرت سخن میرود.
اما خود ریشه در کاربرد جسمانی چنین بار ارزشی ثابتی ندارد.
بلند شدن پهلو از بستر ممکن است برای کاری نیک باشد، همانگونه که دور شدن یک شیء از جایگاهش میتواند رخدادی کاملا عادی باشد.
بنابراین، نمیتوان معنای اخلاقی جفاء را به تمام صورتهای ریشه منتقل کرد.
آیا تجافی همان کنار گذاشتن همیشگی است؟
خیر.
«تَجَافَى» در معنای فاصله گرفتن، بهتنهایی مدت این فاصله را مشخص نمیکند.
شخص ممکن است لحظهای از بستر بلند شود و دوباره برگردد.
همچنین ممکن است برای مدت طولانی از جایگاه استراحت دور بماند.
در سجده ۳۲:۱۶، مدت فاصله گرفتن از بستر تعیین نشده است.
پس ترجمهای که از ترک همیشگی خواب یا نخوابیدن مطلق سخن بگوید، از معنای مستقیم فعل فراتر میرود.
آیا تجافی به معنای نفرت داشتن از بستر است؟
خیر.
در زبان عربی، دور شدن از چیزی ضرورتا به معنای نفرت از آن نیست.
انسان ممکن است چیزی را دوست داشته باشد، اما برای انجام مسئولیتی مهمتر آن را موقتا ترک کند.
در آیه، دور شدن از بستر با خواندن پروردگار پیوند دارد.
بنابراین، نمیتوان از این عمل نتیجه گرفت که خواب یا استراحت ذاتا ناپسند دانسته شده است.
آیا «تَتَجَافَىٰ» حتما یک حرکت آیینی معین است؟
خیر.
خود فعل به فاصله گرفتن اشاره دارد.
اگر در یک سیاق آیینی به کار رود، ممکن است حرکت معینی از بدن را نیز توصیف کند. اما صورت قرآنی آن در سجده ۳۲:۱۶ به دور شدن پهلوها از بستر مربوط است.
از این عبارت نمیتوان دستور مستقلی درباره وضعیت دستها، پاها، پهلوها یا جزئیات سجده استخراج کرد.
آیا معنای انسانی جفاء به آیه منتقل میشود؟
در آیه، فاعل فعل «جُنُوبُهُمْ» و متعلق فاصله گرفتن «الْمَضَاجِع» است.
بنابراین، معنای مستقیم جسمانی روشن است.
ترجمهای مانند «پهلوهایشان با بسترها جفاء میکنند» اگرچه ممکن است در فارسی تصویری ادبی بسازد، طبیعی و دقیق نیست.
همچنین، «از بسترها بیمهری میکنند» معنای انسانی جفاء را بیدلیل وارد جمله میکند.
ترجمه «پهلوهایشان از بسترها دور میشود» این مشکل را ندارد.
۹. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
برای ریشهٔ «ج ف و» نمیتوان یک معادل ثابت را در تمام کاربردها به کار برد.
در شاخه جسمانی، معادلهایی مانند «دور شدن»، «فاصله گرفتن»، «بلند شدن از جایگاه» و «دور ساختن» مناسباند.
برای «جَفَا السَّرْجُ عَنْ ظَهْرِ الْفَرَسِ» میتوان نوشت: «زین از پشت اسب فاصله گرفت.»
برای «جَافَى جَنْبَهُ عَنِ الْفِرَاشِ»، معادل «پهلوی خود را از بستر دور نگه داشت» مناسب است.
در شاخه انسانی، «جَفَا فُلَانًا» بسته به سیاق میتواند «با او جفاء کرد»، «از او روی گرداند»، «با او سردی کرد» یا «پیوند خود را با او سست کرد» ترجمه شود.
«جَافِي الْخُلُقِ» به معنای «درشتخو» یا «بدرفتار» است.
«مَجْفُوّ» را میتوان «مورد بیمهری قرارگرفته» یا «کسی که از او روی گرداندهاند» ترجمه کرد.
اما برای تنها صورت قرآنی ریشه، «تَتَجَافَىٰ»، معادل اصلی «دور میشود» یا «فاصله میگیرد» است.
عبارت:
تَتَجَافَىٰ جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ
در نسخه فعلی فرقان چنین ترجمه شده است:
«پهلوهایشان از بسترها دور میشود.»
این برگردان معنای مستقیم فعل، فاعل و حرف اضافه را حفظ میکند.
«از بسترها برمیخیزند» نیز در فارسی طبیعی است، اما نسبت به ترجمه موجود، تصویر فاصله گرفتن پهلوها را کمتر آشکار میسازد.
در مقابل، «نماز شب میخوانند»، «تمام شب بیدار میمانند» یا «از خواب بیزارند» معادل مستقیم «تَتَجَافَىٰ» نیستند.
چنین تعبیرهایی، اگر با سیاق یا شواهد دیگر پشتیبانی شوند، باید در تحلیل مطرح شوند، نه به جای معنای لغوی واژه قرار گیرند.
۱۰. جمعبندی
ریشهٔ «ج ف و» در عربی با دور شدن، فاصله گرفتن و نچسبیدن چیزی به جایگاه یا چیز دیگر ارتباط دارد.
ابن فارس هسته معنایی آن را «نُبُوُّ الشَّيْءِ عَنِ الشَّيْءِ» معرفی میکند؛ یعنی جدا ایستادن یا فاصله گرفتن چیزی از چیز دیگر.
در کاربردهای جسمانی، این معنا درباره زین و پشت حیوان، پهلو و بستر و دیگر اشیایی دیده میشود که میان آنها تماس یا استقرار وجود داشته است.
در روابط انسانی، همین خانواده برای رویگردانی، ترک پیوند، بیمهری و درشتی رفتار نیز به کار رفته است.
این کاربردهای انسانی واقعیاند، اما نمیتوان آنها را معنای ثابت تمام مشتقهای ریشه دانست.
شواهد شعر عربی، هر دو میدان را روشن میکنند. در شعر عبدالله بن رواحه، پهلو از بستر فاصله میگیرد؛ در شعر عجاج، شاخهها از حیوان دور میشوند؛ و در شعر ابوالنجم عجلی، جفاء به دوری در رفتار و معاشرت مربوط است.
شواهد ابن رواحه، عجاج و ابوالنجم به دورههای آغازین اسلامی و اموی مربوطاند؛ در مقابل، بیتِ منسوب به معدیکربِ غلفاء در منابع با اخبار پیش از اسلام پیوند دارد. این تفاوت تاریخی باید حفظ شود و هیچ شاهدی بیدلیل به دورهای دیگر منتقل نگردد.
قرآن این ریشه را تنها یک بار، در سجده ۳۲:۱۶، به صورت «تَتَجَافَىٰ» به کار برده است.
در این آیه، پهلوهای گروهی از مؤمنان از بسترها دور میشوند. ادامه آیه نشان میدهد که آنان پروردگارشان را با بیم و امید میخوانند و از روزی خود انفاق میکنند.
بنابراین، معنای لغوی فعل فاصله گرفتن از بستر است و ارزش عبادی رفتار از سیاق آیه شناخته میشود.
از خود «تَتَجَافَىٰ» نمیتوان زمان دقیق عبادت، مدت بیداری یا شکل مشخصی از نماز را تعیین کرد. همچنین این واژه به معنای نفرت از خواب، ترک دائمی استراحت یا جفاء اخلاقی نیست.
میان این خانواده و ریشهٔ «ج ف أ» نیز ارتباط معنایی قابل بررسی وجود دارد. لغویان درباره رابطه تاریخی صورتهای واوی و مهموز دیدگاههایی مطرح کردهاند؛ اما در کاربرد قرآنی، «تَتَجَافَىٰ» به دور شدن پهلوها و «جُفَاءً» در رعد ۱۳:۱۷ به کف راندهشده مربوط است.
در نتیجه، هسته معنایی ریشهٔ «ج ف و»، فاصله گرفتن و نپیوستن به جایگاه یا رابطه پیشین است.
این فاصله در جهان جسمانی میتواند خنثی باشد؛ در روابط انسانی میتواند به بیمهری و ترک پیوند تبدیل شود؛ و در سجده ۳۲:۱۶، بهعنوان بخشی از رفتار عبادی مؤمنان توصیف شده است.
برای فرقان، ترجمهٔ موجود «پهلوهایشان از بسترها دور میشود» دقیق و مناسب است. این ترجمه تصویر جسمانی آیه را حفظ میکند و اجازه میدهد رابطه آن با دعا، بیم، امید و انفاق از ادامه خود آیه فهمیده شود.