ریشهٔ ج م م

نوشتن تبصره دربارهٔ این اثر

فراوانی، انباشته شدن و بازگشت توان؛ از آب چاه و استراحت تا محبت بسیار به مال در قرآن

صورت‌های قرآنی و لغوی

۱. معرفی ریشه

ریشهٔ سه‌حرفی «ج م م» در زبان عربی با فراوانی، گرد آمدن و انباشته شدن چیزی ارتباط دارد. «جَمّ» در کاربرد شناخته‌شده خود به معنای بسیار و فراوان است. «جَمَّ» می‌تواند به زیاد شدن آب یا چیز دیگری اشاره کند و «جِمَام» در بعضی کاربردها به مقدار آبی گفته می‌شود که در چاه گرد آمده است.

از همین خانواده، «جُمَّة» به مجموعه موی سر یا آب گردآمده در چاه، «جَمَام» به استراحت و بازگشت نیرو، و «جَمُوم» به چاه پرآب یا اسبی که توان دویدن آن تجدید می‌شود گفته شده است.

میان این کاربردها رابطه‌ای قابل فهم وجود دارد. آبی که پس از برداشت دوباره در چاه جمع می‌شود، افزایش می‌یابد. مویی که پرپشت شده، از تارهای فراوان تشکیل شده است. حیوانی که پس از استراحت نیروی خود را بازمی‌یابد، توان ادامه حرکت پیدا می‌کند.

اما نباید از این شباهت نتیجه گرفت که تمام مشتق‌ها دقیقا یک معنا دارند. فراوانی آب، انبوهی مو و استراحت حیوان سه وضعیت متفاوت‌اند؛ هرچند در تحلیل لغوی میان آنها رابطه‌ای وجود دارد.

در کنار این میدان معنایی، شاخه دیگری نیز در منابع عربی ثبت شده است. «أَجَمّ» می‌تواند به حیوان بی‌شاخ یا انسانی که در جنگ نیزه ندارد اشاره کند. در این کاربرد، موضوع فراوانی نیست، بلکه نبودن چیزی است که در وضعیت معمول انتظار می‌رود.

این تفاوت نشان می‌دهد که خانواده «ج م م» را نمی‌توان بدون بررسی شواهد به یک تصویر واحد محدود کرد.

قرآن این ریشه را تنها یک بار، در سورهٔ فجر، آیهٔ ۲۰، به صورت «جَمًّا» به کار برده است:

پیکرهٔ عربی قرآن؛ تنها کاربرد صفت جمّ در فجر ۸۹:۲۰

وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا

ترجمهٔ موجود فرقان: «و مال را بسیار دوست می‌دارید.»

در این آیه، «جَمًّا» وصف «حُبًّا» است و شدت و فراوانی محبت به مال را بیان می‌کند.

بنابراین، آیه مستقیما از فراوانی دارایی اشخاص سخن نمی‌گوید، بلکه میزان دلبستگی آنان به مال را توصیف می‌کند.

ممکن است انسانی مال فراوان داشته باشد، اما نسبت به آن دلبستگی افراطی نداشته باشد. در مقابل، ممکن است شخصی دارایی اندکی داشته باشد، ولی محبت او به مال چنان شدید باشد که حقوق دیگران را نادیده بگیرد.

در سیاق فجر ۸۹:۱۷، فجر ۸۹:۱۸، فجر ۸۹:۱۹، فجر ۸۹:۲۰، محبت بسیار به مال در کنار بی‌اعتنایی به یتیم، تشویق نکردن به خوراک دادن به نیازمند و خوردن میراث قرار گرفته است.

ازاین‌رو، برای فهم کاربرد قرآنی این ریشه باید هم معنای لغوی «جَمًّا» حفظ شود و هم رابطه آن با رفتارهای نکوهش‌شده در آیات پیشین بررسی گردد. معنای کوتاه ریشه: فراوانی، گرد آمدن و انباشته شدن؛ در کاربرد قرآنی، بسیار و شدید بودن محبت.

۲. هسته معنایی در عربی کهن

فراوانی و گرد آمدن

ابن فارس در مقاییس اللغة درباره این ریشه می‌نویسد:

الْجِيمُ وَالْمِيمُ فِي الْمُضَاعَفِ لَهُ أَصْلَانِ: الْأَوَّلُ كَثْرَةُ الشَّيْءِ وَاجْتِمَاعُهُ، وَالثَّانِي عَدَمُ السِّلَاحِ.

ترجمه: «جیم و میم در ریشه مضاعف دو اصل دارند: نخست فراوانی و گرد آمدن چیز؛ و دوم نداشتن سلاح.»

ابن فارس؛ فراوانی و اجتماع، و نبودن سلاح

ریشه «ج م م» از ریشه‌های مضاعف عربی است؛ یعنی حرف دوم و سوم آن یکسان‌اند.

در صورت‌هایی مانند «جَمّ»، دو میم با تشدید تلفظ می‌شوند.

ابن فارس نخستین شاخه را با فراوانی و اجتماع توضیح می‌دهد. این دو مفهوم به یکدیگر نزدیک‌اند، اما کاملا یکسان نیستند.

«فراوانی» به مقدار زیاد اشاره دارد، در حالی که «گرد آمدن» به جمع شدن اجزا یا افراد در یک محل مربوط است.

ممکن است چیزهایی فراوان باشند، اما در یک محل جمع نشده باشند. همچنین، ممکن است مقدار اندکی از یک ماده در ظرف کوچکی گرد آمده باشد.

پس جمع شدن و فراوانی دو ویژگی متفاوت‌اند که در کاربردهای این خانواده می‌توانند با یکدیگر همراه شوند.

در لسان العرب آمده است:

الْجَمُّ وَالْجَمَمُ: الْكَثِيرُ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ.

ترجمه: «جَمّ و جَمَم، مقدار فراوان از هر چیزی است.»

این تعریف، میدان عمومی صفت را روشن می‌کند.

واژه تنها درباره مال یا آب نیست. هر چیزی که از نظر مقدار یا شدت فراوان باشد، در کاربرد مناسب می‌تواند با این صفت توصیف شود.

از همین رو، در عربی گفته می‌شود:

«مَالٌ جَمٌّ»؛ یعنی مالی فراوان.

اما در فجر ۸۹:۲۰، قرآن از ترکیب «حُبًّا جَمًّا» استفاده کرده است، نه «مَالًا جَمًّا».

بنابراین، فراوانی در آن آیه به محبت نسبت داده شده است، نه مستقیما به مقدار مال.

لسان العرب؛ جمّ و جمَم به معنای فراوان

آیا «جَمّ» فقط به تعداد زیاد اشاره دارد؟

خیر.

فراوانی ممکن است به شمار، مقدار، حجم یا شدت یک ویژگی مربوط باشد.

برای مثال، آب فراوان از نظر مقدار زیاد است.

موی انبوه از نظر شمار تارها و تراکم آنها فراوان است.

محبت بسیار نیز از نظر شدت و گستردگی دلبستگی توصیف می‌شود.

پس «جَمّ» هنگامی که وصف یک احساس مانند محبت باشد، نباید به شمارش واحدهای مادی آن احساس تبدیل شود.

در عبارت «حُبًّا جَمًّا»، معنای مناسب «محبت بسیار» یا «محبت شدید» است.

این تفاوت نشان می‌دهد که هسته فراوانی بر جای می‌ماند، اما نوع فراوانی از واژه‌ای شناخته می‌شود که «جَمّ» آن را وصف می‌کند.

۳. صورت‌ها و مشتق‌های مهم ریشه

«جَمَّ»؛ فراوان شد

«جَمَّ» فعل ثلاثی مجرد است.

در منابع عربی، مضارع آن به دو صورت «يَجُمُّ» و «يَجِمُّ» ثبت شده است.

در کاربرد مربوط به مقدار، به زیاد شدن و گرد آمدن چیزی اشاره دارد.

برای مثال، «جَمَّ الْمَاءُ» یعنی آب فراوان شد یا در جایی گرد آمد.

«جَمَّ الْمَالُ» نیز می‌تواند به افزایش مال اشاره کند.

این کاربردها از نظر متعلق متفاوت‌اند، اما هر دو با افزایش و فراوانی ارتباط دارند.

مصدر «جُمُوم» نیز برای همین شاخه ثبت شده است.

«جَمّ» و «جَمَم»

«جَمّ» صفتی به معنای بسیار و فراوان است.

«جَمَم» نیز در بعضی منابع برای فراوانی ثبت شده است.

در کاربرد قرآنی، صورت «جَمًّا» آمده که منصوب و نکره است.

این صورت در آیه وصف «حُبًّا» قرار گرفته و مقدار یا شدت محبت را بیان می‌کند.

«جِمَام» و «جُمَام»

در منابع لغوی، «جِمَام» و «جُمَام» در بعضی کاربردها به آب گردآمده یا مقدار پرشدگی ظرف اشاره دارند.

در زمینه چاه، این واژه‌ها با جمع شدن آب ارتباط پیدا می‌کنند.

در زمینه ظرف پیمانه نیز به مقدار آرد یا ماده‌ای اشاره می‌کنند که ظرف را پر کرده یا نزدیک لبه آن رسیده است.

اما ضبط دقیق واژه در این دو زمینه همیشه یکسان نیست و لغویان درباره برخی حرکت‌ها اختلاف دارند.

بنابراین، نباید تمام این صورت‌ها را با یک حرکت ثابت و یک تعریف واحد معرفی کرد.

تاج و اساس؛ اختلاف ضبط آب و پرشدگی پیمانه

«جَمَام»؛ استراحت و تجدید نیرو

«جَمَام» با فتح جیم در کاربرد شناخته‌شده دیگری به استراحت و رفع خستگی مربوط است.

در این کاربرد، انسان یا حیوان پس از مدتی کار و حرکت، فرصتی برای بازیافتن توان خود پیدا می‌کند.

در عربی، «أَجَمَّ نَفْسَهُ» می‌تواند به استراحت دادن به خود اشاره کند.

«اسْتَجَمَّ» نیز در بعضی کاربردها به استراحت کردن یا بازگشت نشاط و توان مربوط است.

این شاخه باید از معنای مستقیم فراوانی آب جدا شناخته شود، هرچند لغویان میان گرد آمدن و بازگشت نیرو ارتباط برقرار کرده‌اند.

«جَمُوم»؛ چاه پرآب یا اسب پرتوان

«جَمُوم» در یک کاربرد به چاهی گفته می‌شود که آب فراوان دارد.

در کاربرد دیگری، وصف اسبی است که پس از یک مرحله دویدن، توان ادامه حرکت سریع در آن باقی می‌ماند یا دوباره پدید می‌آید.

این دو کاربرد از نظر مصداق متفاوت‌اند.

چاه دارای آب فراوان است و اسب دارای نیروی حرکت.

در هر دو، وفور یا بازگشت یک ظرفیت مطرح است.

اما نباید نتیجه گرفت که خود واژه «جَمُوم» همیشه به معنای سریع‌بودن است. در کاربرد مربوط به چاه، سرعت موضوعیتی ندارد.

«جُمَّة»؛ موی انبوه و آب چاه

«جُمَّة» در عربی به مجموعه یا انبوه موی سر گفته می‌شود.

در بعضی تعریف‌ها، مویی است که تا نزدیکی گوش یا شانه‌ها می‌رسد؛ اما درباره اندازه دقیق آن میان لغویان اختلاف وجود دارد.

«جُمَّة» در کاربرد دیگری به آب جمع‌شده در چاه یا محل گرد آمدن آن نیز اشاره دارد.

این دو کاربرد نشان می‌دهند که یک صورت می‌تواند در زمینه‌های متفاوت، با مفهوم اجتماع و فراوانی ارتباط پیدا کند.

اما موی سر و آب چاه دو چیز متفاوت‌اند و معنای دقیق واژه در هر جمله باید از سیاق شناخته شود.

«جَمِيم»؛ گیاه انبوه یا تازه‌روییده

«جَمِيم» در زبان عربی درباره گیاهی به کار رفته است که رویش آن افزایش یافته یا به صورت انبوه پدید آمده است.

در بعضی گزارش‌ها، به گیاهی گفته شده که هنوز رشد کامل نکرده است.

بنابراین، واژه می‌تواند به وضعیت رشد و تراکم گیاهان اشاره داشته باشد.

اما نباید آن را بدون شاهد به نام یک گونه گیاهی مشخص تبدیل کرد.

«جُمَّة» در اجتماع انسانی

در کاربرد دیگری، «جُمَّة» به گروهی از مردم گفته شده که برای مطالبه یا دریافت کمک در پرداخت دیه گرد می‌آیند.

در اینجا، اجتماع اشخاص برجسته است.

این معنا به خود دیه محدود نیست، بلکه از گرد آمدن اشخاص در یک موقعیت اجتماعی شناخته می‌شود.

البته نمی‌توان هر اجتماع انسانی را بدون شاهد «جُمَّة» نامید.

این کاربرد در منابع لغوی ثبت شده و باید در همان حدود فهمیده شود.

«أَجَمّ» و «جَمَّاء»

«أَجَمّ» در بعضی کاربردهای عربی به انسانی گفته شده که در جنگ نیزه ندارد.

«جَمَّاء» نیز درباره حیوان بی‌شاخ، مانند گوسفند یا بز بی‌شاخ، آمده است.

این صورت‌ها در شاخه‌ای قرار دارند که ابن فارس آن را جدا از فراوانی و اجتماع بررسی کرده است.

بنابراین، نباید از صورت «جَمَّاء» نتیجه گرفت که حیوان حتما دارای شاخ‌های فراوان است. معنای ثبت‌شده آن برعکس، نداشتن شاخ است.

«جُمْجُمَة» و «جَمَاجِم»

«جُمْجُمَة» به جمجمه انسان گفته می‌شود.

در سنت لغوی، این واژه با دربرگرفتن و گرد آوردن استخوان‌ها یا بخش‌های سر توضیح داده شده است.

«جَمَاجِم» نیز در بعضی کاربردهای تاریخی درباره قبایل بزرگی آمده است که گروه‌ها و شاخه‌های قبیله‌ای را در خود جمع می‌کنند.

اما ساختمان «جُمْجُمَة» دارای تکرار حروف است و باید از صورت ساده سه‌حرفی «جَمَّ» از نظر صرفی جدا شناخته شود.

وجود آن در بحث لغوی خانواده، به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که هر صورت چهارحرفی دارای جیم و میم دقیقا مشتق مستقیم از «ج م م» است.

این صورت‌ها نیز در قرآن نیامده‌اند.

مقاییس؛ مشتق‌ها و صورت تکراری جمجمه

۴. آب چاه؛ تصویر روشن فراوانی و اجتماع

بازگشت آب پس از برداشت

در زبان عربی کهن، یکی از روشن‌ترین کاربردهای ریشه درباره آب چاه است.

چاهی که آب آن برداشت شده، ممکن است پس از مدتی دوباره پر شود.

آب از منابع زیرزمینی یا مسیرهای طبیعی به درون چاه بازمی‌گردد و در آن جمع می‌شود.

در چنین وضعیتی گفته می‌شود:

«جَمَّتِ الْبِئْرُ».

یعنی: «آب چاه فراوان شد و دوباره گرد آمد.»

در لسان العرب، اصمعی این کاربرد را با جمع شدن آب پس از برداشت توضیح داده است.

این تصویر برای شناخت شاخه فراوانی و اجتماع اهمیت دارد.

آب، نخست کم شده و سپس مقدار آن افزایش یافته است.

اما خود فعل درباره علت علمی بازگشت آب سخن نمی‌گوید. چگونگی تغذیه چاه از منابع زیرزمینی، موضوعی جداگانه است.

در زبان عربی، آنچه برجسته است افزایش و تجمع آب در چاه است.

«جَمّ»؛ آب گردآمده

در بعضی کاربردها، «جَمّ» به مقدار آبی گفته می‌شود که در چاه گرد آمده است.

ممکن است این آب پس از برداشت، دوباره جمع شده باشد.

در این کاربرد، نام از مفهوم فراوانی و اجتماع به خود ماده گردآمده منتقل شده است.

این انتقال در زبان طبیعی است.

برای مثال، یک واژه ممکن است هم عمل جمع شدن و هم حاصل آن عمل را در کاربردهای متفاوت معرفی کند.

اما این به معنای آن نیست که «جَمّ» در همه زمینه‌ها نام آب است.

در فجر ۸۹:۲۰، این واژه وصف محبت است و معنای آب در آن حضور ندارد.

«مَجَمّ»؛ جای تجمع

«مَجَمّ» در بعضی گزارش‌ها به محل جمع شدن آب اشاره دارد.

در اینجا، تفاوت میان ماده و جایگاه آن مهم است.

آب می‌تواند در چاه، حوض یا محل دیگری جمع شود.

اما خود آب و محلی که آن را نگه می‌دارد، یک چیز نیستند.

«مَجَمّ» در کاربرد مربوط به آب، جایگاه تجمع را برجسته می‌کند.

پر شدن پیمانه

در عربی، صورت‌هایی از خانواده «ج م م» درباره پر شدن پیمانه نیز ثبت شده‌اند.

«جِمَام» یا ضبط‌های نزدیک به آن می‌تواند به مقدار ماده‌ای اشاره کند که پیمانه را تا لبه یا بالاتر از لبه پر کرده است.

این کاربرد با فراوانی و انباشته شدن ارتباط دارد.

اما از آن نباید نتیجه گرفت که «جَمًّا» در قرآن به معنای لبریز شدن یک ظرف واقعی است.

در آیه، موضوع محبت به مال است؛ نه اندازه‌گیری آرد یا آب.

تصویر پر شدن پیمانه می‌تواند برای فهم شدت و فراوانی مفید باشد، اما نباید به معنای مستقیم عبارت قرآنی تبدیل شود.

لسان؛ آب چاه، مَجَمّ و پیمانه

۵. استراحت و بازگشت نیرو

«جَمَام»؛ فرصت بازیافتن توان

در زبان عربی، «جَمَام» به استراحت و رفع خستگی گفته شده است.

برای مثال، ممکن است اسبی پس از دویدن طولانی خسته شود. اگر مدتی از کار بازداشته شود و فرصت استراحت پیدا کند، توان حرکت آن بازمی‌گردد.

در چنین وضعیتی، درباره اسب از «جَمَّ» یا صورت‌های نزدیک آن استفاده شده است.

ابن فارس این کاربرد را با مجتمع بودن بدن و ناآرام نبودن اندام‌ها توضیح می‌دهد.

بازگشت نیرو پس از استراحت نیز با همین شاخه پیوند دارد؛ اما تصویرِ «دوباره جمع شدن توان پس از مصرف» توضیحی تکمیلی است، نه عین عبارت ابن فارس.

این یک توضیح لغوی و تصویری است؛ نباید آن را به‌عنوان نظریه‌ای علمی درباره چگونگی تولید انرژی در بدن معرفی کرد.

از نظر زیستی، بازیافتن توان به فرایندهای مختلف مربوط است، اما واژه عربی تنها وضعیت رفع خستگی و بازگشت نیرو را توصیف می‌کند.

ابن فارس؛ استراحت و مجتمع بودن اندام‌ها

«أَجِمَّ نَفْسَكَ»؛ استراحت دادن به خود

در عربی، تعبیر «أَجِمَّ نَفْسَكَ» به معنای «به خود استراحت بده» ثبت شده است.

در اینجا، شخص از کار یا فشار مداوم فاصله می‌گیرد تا توان خود را باز یابد.

این کاربرد نشان می‌دهد که شاخه استراحت به حیوانات محدود نیست و درباره انسان نیز وجود دارد.

اما خود استراحت به معنای تنبلی یا ترک مسئولیت نیست.

ممکن است انسان برای ادامه کاری مهم، به استراحت نیاز داشته باشد.

در مقابل، ممکن است شخصی از انجام مسئولیت فرار کند و نام آن را استراحت بگذارد.

این دو وضعیت از نظر رفتار و مسئولیت متفاوت‌اند، هرچند هر دو ممکن است با توقف فعالیت همراه باشند.

معنای لغوی استراحت به‌تنهایی درستی یا نادرستی انگیزه شخص را تعیین نمی‌کند.

«اسْتِجْمَام» در عربی

«اسْتِجْمَام» در زبان عربی امروز نیز برای استراحت و تجدید نیرو به کار می‌رود.

این کاربرد با معنای ثبت‌شده در منابع کهن ارتباط دارد.

اما کاربرد امروزی آن در زمینه سفر، تفریح یا تعطیلات، تمام معنای تاریخی واژه را تشکیل نمی‌دهد.

در عربی کهن، استجمام می‌توانست درباره چاه، حیوان یا انسان به کار رود و همیشه به سفر تفریحی اشاره نداشت.

بنابراین، نباید مفهوم امروزی تعطیلات و گردشگری را به معنای قرآنی «جَمًّا» منتقل کرد.

۶. کاربردهای مربوط به مو، گیاه و اجتماع

«جُمَّة»؛ انبوهی موی سر

موی سر از تارهای فراوان تشکیل شده است.

در عربی، «جُمَّة» به مجموعه مویی گفته شده که بر سر جمع شده و در بعضی کاربردها تا نزدیکی گوش یا شانه‌ها امتداد یافته است.

در منابع لغوی، درباره اندازه دقیق این مو تفاوت‌هایی وجود دارد.

برخی جمه را از «وَفْرَة» و «لِمَّة» بلندتر دانسته‌اند و برخی مرزهای دیگری میان آنها مطرح کرده‌اند.

این اختلاف نشان می‌دهد که اصطلاحات مربوط به بلندی مو در تمام منابع به یک اندازه ثابت محدود نشده‌اند.

اما معنای کلی «جُمَّة» با انبوهی و مجموعه موی سر ارتباط دارد.

این کاربرد از نظر معنایی با فراوانی و اجتماع سازگار است، ولی خود «جُمَّة» در قرآن نیامده است.

«جَمِيم»؛ رویش و تراکم گیاه

در زبان عربی، «جَمِيم» درباره گیاهی آمده است که رشد کرده و سطحی از زمین را پوشانده یا به‌صورت مجموعه‌ای از گیاهان ظاهر شده است.

در بعضی گزارش‌ها، به گیاهی اشاره دارد که هنوز کاملا بلند نشده است.

این تفاوت نشان می‌دهد که «جَمِيم» را نباید فقط به «گیاه بلند» یا فقط به «گیاه تازه» ترجمه کرد.

در هر کاربرد باید مرحله رشد و نوع توصیف از شاهد شناخته شود.

«الْجَمَّاءُ الْغَفِيرُ»؛ گروه بسیار

تعبیر «الْجَمَّاءُ الْغَفِيرُ» در عربی برای گروه فراوانی از مردم ثبت شده است.

در این کاربرد، موضوع نه آب چاه است و نه موی سر؛ بلکه جمعیت انسان‌هاست.

ویژگی مشترک، شمار زیاد و اجتماع گروهی است.

اما از این تعبیر نمی‌توان نتیجه گرفت که هر گروه بزرگی از نظر رأی یا رفتار، درستکار است.

فراوانی شمار افراد و حقانیت آنان دو موضوع متفاوت‌اند.

در قرآن نیز برای داوری درباره حق و باطل، شمار زیاد پیروان به‌تنهایی معیار نهایی معرفی نشده است.

«جُمَّة» در موضوع دیه

ابن فارس کاربرد «جُمَّة» را درباره گروهی ثبت کرده است که برای مطالبه یا دریافت کمک در پرداخت دیه گرد می‌آیند.

در این کاربرد، موضوع اجتماع انسانی است.

این گروه ممکن است برای یک مسئولیت مالی مشترک جمع شده باشد.

اما خود واژه «جُمَّة» به معنای دیه یا قصاص نیست؛ بلکه به گروه گردآمده اشاره دارد.

در پژوهش ریشه «ج م م»، این کاربرد تنها شاهدی برای شاخه اجتماع است.

منابع لغوی؛ مو، گیاه، اجتماع و دیه

۷. شاخه مستقل؛ نبودن شاخ یا سلاح

«أَجَمّ»؛ بی‌نیزه

ابن فارس برای این ریشه اصل دومی معرفی کرده است که آن را «عَدَمُ السِّلَاحِ» نامیده است.

یکی از کاربردهای این شاخه «رَجُلٌ أَجَمّ» است؛ یعنی شخصی که در جنگ نیزه ندارد.

در اینجا، سخن از فراوانی یا اجتماع نیست.

موضوع، نبودن ابزاری است که در وضعیت جنگی می‌تواند مورد انتظار باشد.

این کاربرد ممکن است درباره شخصی باشد که به دلایلی نیزه همراه ندارد.

اما خود واژه تعیین نمی‌کند که او شجاع، ترسو، ناتوان یا بی‌دفاع به معنای کامل است.

فقط نبودن سلاح مشخصی در وصف او مطرح می‌شود.

«شَاةٌ جَمَّاءُ»؛ حیوان بی‌شاخ

«جَمَّاء» در عربی درباره گوسفند یا حیوانی به کار رفته است که شاخ ندارد.

در این کاربرد، تفاوت آن با حیوان شاخ‌دار روشن است.

اما نداشتن شاخ به معنای نداشتن تمام توان دفاعی حیوان نیست.

همچنین، خود این وصف درباره علت بی‌شاخ بودن سخن نمی‌گوید.

ممکن است نبود شاخ ویژگی طبیعی یا نتیجه وضعیت دیگری باشد.

در پژوهش لغوی، معنای روشن همان بی‌شاخ بودن است.

آیا این شاخه از فراوانی مشتق شده است؟

برای ارتباط دادن بی‌شاخ بودن با فراوانی، شاهد روشنی وجود ندارد.

از همین رو، ابن فارس دو اصل جدا برای خانواده معرفی کرده است.

ممکن است پژوهش تاریخی زبان در آینده درباره رابطه دورتر این شاخه‌ها نظریه‌ای ارائه کند، اما در بررسی فعلی نباید با تصویرسازی ذهنی، نبودن شاخ را به معنای نوعی فراوانی تبدیل کرد.

این نمونه نشان می‌دهد که یک ریشه می‌تواند در زبان عربی چند شاخه معنایی داشته باشد و پژوهشگر نباید برای حفظ وحدت ظاهری، تفاوت واقعی کاربردها را از میان ببرد.

تفاوت «جَمَّاء» و «جَمّ»

«جَمّ» به معنای بسیار و فراوان است.

«جَمَّاء» در کاربرد مربوط به حیوان، به بی‌شاخ بودن اشاره دارد.

این دو صورت با وجود اشتراک ریشه، در دو شاخه معنایی متفاوت قرار می‌گیرند.

در نتیجه، نمی‌توان «جَمًّا» در فجر ۸۹:۲۰ را از شاخه بی‌شاخ بودن یا نداشتن سلاح توضیح داد.

کاربرد قرآنی به‌روشنی در شاخه فراوانی و شدت قرار دارد.

مقاییس؛ شاخهٔ مستقلِ بی‌سلاح بودن

۸. شواهد شعر کهن

فراوانی آب در شعر زهیر بن ابی سلمی

زهیر بن ابی سلمی، شاعر شناخته‌شده جاهلی، در یکی از ابیات خود می‌گوید:

فَلَمَّا وَرَدْنَ الْمَاءَ زُرْقًا جِمَامُهُ
وَضَعْنَ عِصِيَّ الْحَاضِرِ الْمُتَخَيِّمِ

ترجمه: «پس هنگامی که به آب رسیدند و آب گردآمده آن زلال و آبی‌فام بود، در آنجا فرود آمدند و اقامت کردند.»

در این بیت، «جِمَامُهُ» به آب جمع‌شده مربوط است.

«زُرْقًا» رنگ و نمود آب را توصیف می‌کند.

در شرح‌های کهن، زلالی آب و جمع شدن آن در جایی که پیش‌تر به هم نخورده، از ویژگی‌های این تصویر دانسته شده است.

طبری نیز برای توضیح «حُبًّا جَمًّا» در فجر ۸۹:۲۰ به همین بیت استناد می‌کند.

این شاهد اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا رابطه میان گرد آمدن آب و فراوانی را در شعر عربی پیش از اسلام نشان می‌دهد.

اما نباید از این تصویر نتیجه گرفت که محبت در آیهٔ قرآن به‌طور واقعی مانند آب در ظرف جمع می‌شود.

شعر، کاربرد جسمانی خانواده را نشان می‌دهد؛ قرآن همان میدان فراوانی را درباره شدت محبت به کار می‌برد.

طبری؛ شاهد زهیر برای محبت بسیار

بازگشت توان در شعر امرؤالقیس

در لسان العرب، از امرؤالقیس این بیت نقل شده است: در نقل لسان، ضبط «المُحَيَّض» دیده می‌شود؛ در المعانی الکبیر و نقل دیوان، «المَخِيض» آمده است. در اینجا ضبط دوم برگزیده شده که با توضیحِ تکان دادن آب با دلو سازگار است.

يَجِمُّ عَلَى السَّاقَيْنِ بَعْدَ كَلَالِهِ
جُمُومَ عُيُونِ الْحِسْيِ بَعْدَ الْمَخِيضِ

ترجمه: «پس از خستگی، با تحریک ساق‌های سوار دوباره نیرو می‌گیرد؛ همچون بازآمدن آبِ چشمه‌های کم‌عمق پس از به‌هم‌خوردن با دلوها و برداشت آب.»

در این بیت، تصویر بازگشت توان و فراوان شدن آب در کنار یکدیگر آمده است.

«كَلَال» به خستگی و فرسودگی مربوط است.

«جُمُوم» در تصویر آب، به بازگشت و گرد آمدن دوباره آن اشاره دارد.

در توضیح ابن قتیبه، «على الساقين» به فشردن و تحریک اسب با ساق‌های سوار مربوط است؛ شاعر برای وصف بازیافتن توان اسب، از تصویر بازآمدن آبِ چاه بهره می‌گیرد.

این شاهد نشان می‌دهد که رابطه میان استراحت، بازگشت نیرو و اجتماع آب، در زبان عربی کهن قابل فهم بوده است.

اما نباید از آن نتیجه گرفت که «جَمَام» در همه کاربردها به معنای حرکت سریع است.

در کاربرد انسانی یا حیوانی، استراحت ممکن است سبب بازگشت نیرو شود؛ ولی خود واژه درباره مقدار دقیق سرعت یا توان عضلانی سخن نمی‌گوید.

ابن قتیبه؛ ساق‌های سوار و ضبطِ المخيض

«جَمُومُ الشَّدّ» در شعر نمر بن تولب

نمر بن تولب، شاعر مخضرم که دوران جاهلیت و آغاز اسلام را درک کرده است، در وصف اسبی می‌گوید:

جَمُومُ الشَّدِّ شَائِلَةُ الذُّنَابَى
تَخَالُ بَيَاضَ غُرَّتِهَا سِرَاجَا

ترجمه: «اسبی است پرتوان در دویدن، که دم خود را بالا نگه می‌دارد و سفیدی پیشانی‌اش همچون چراغی می‌درخشد.»

در این بیت، «جَمُومُ الشَّدِّ» به توان فراوان و پیوسته برای دویدن اشاره دارد.

در توضیح‌های لغوی آمده است که چنین اسبی پس از یک مرحله دویدن، توان دویدن دیگری پیدا می‌کند.

این کاربرد، شاخه بازگشت نیرو و فراوانی توان را نشان می‌دهد.

اما از نظر تاریخ سرایش باید احتیاط کرد.

نمر بن تولب شاعری مخضرم است و درباره زمان دقیق سرودن این بیت شاهد قطعی در دست نیست.

بنابراین، می‌توان آن را شاهد زبان عربی کهن و نزدیک به عصر نزول دانست، اما نباید بدون دلیل اظهار کرد که همین بیت حتما پیش از اسلام سروده شده است.

جمهرة اللغة؛ شاهد نمر بن تولب

نتیجه شواهد شعری

شواهد زهیر، امرؤالقیس و نمر بن تولب سه زمینه متفاوت را نشان می‌دهند.

در شعر زهیر، آب فراوان و گردآمده مطرح است.

در شعر امرؤالقیس، بازگشت توان با بازگشت آب مقایسه می‌شود.

در شعر نمر بن تولب، توان فراوان اسب برای ادامه دویدن برجسته است.

این کاربردها نشان می‌دهند که خانواده «ج م م» پیش از قرآن و در زبان نزدیک به عصر نزول با فراوانی، اجتماع و بازیافتن توان ارتباط داشته است.

اما هیچ‌یک از این شاهدها دلیل نمی‌شود که در فجر ۸۹:۲۰، «جَمًّا» به معنای آب، اسب یا استراحت باشد.

در آیهٔ قرآن، این وصف به محبت نسبت داده شده است و معنای مناسب آن فراوانی یا شدت محبت است.

۹. کاربرد قرآنی؛ فجر ۸۹:۲۰

وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا

ترجمهٔ موجود فرقان: «و مال را بسیار دوست می‌دارید.»

این آیه تنها کاربرد قرآنی ریشه «ج م م» را در خود دارد.

در نگاه نخست، جمله کوتاه است. اما جایگاه آن در میان آیات پیش و پس، برای شناخت منظور قرآن اهمیت فراوان دارد.

ساختمان «حُبًّا جَمًّا»

«تُحِبُّونَ» از ریشه «ح ب ب» و به معنای دوست می‌دارید است.

«الْمَالَ» مفعول فعل است؛ یعنی چیزی که دوست داشته می‌شود.

«حُبًّا» مصدر منصوب از همان خانواده فعل است و از نظر نحوی مفعول مطلق به شمار می‌رود.

«جَمًّا» صفت «حُبًّا» است.

بنابراین، ساخت جمله چنین است: شما مال را دوست می‌دارید، آن هم دوست داشتنی بسیار.

در اینجا، «جَمًّا» مستقیما وصف «الْمَالَ» نیست.

اگر مقصود فقط مال فراوان بود، ساختمان جمله می‌توانست با صفتی برای خود مال بیان شود.

اما قرآن از «حُبًّا جَمًّا» استفاده کرده است.

پس شدت محبت و دلبستگی موضوع اصلی این وصف است.

این نکته مهم است، زیرا فراوان بودن مال و فراوان بودن محبت به مال دو مفهوم متفاوت‌اند.

انسان ممکن است ثروتمند باشد، ولی از مال خود برای یاری نیازمندان و انجام مسئولیت‌ها استفاده کند.

در مقابل، انسان ممکن است دارایی اندکی داشته باشد، اما دلبستگی او به مال چنان شدید باشد که برای به دست آوردن یا نگه داشتن آن، حقوق دیگران را نادیده بگیرد.

خود واژه «جَمًّا» مقدار دارایی شخص را تعیین نمی‌کند.

آیا «جَمًّا» به معنای محبت بسیار است یا محبت شدید؟

در منابع لغوی، «جَمّ» به معنای بسیار و فراوان آمده است.

در توضیح‌های کهن آیه نیز تعبیرهای «كَثِيرًا» و «شَدِيدًا» به کار رفته‌اند.

این دو توضیح در سیاق محبت به یکدیگر نزدیک‌اند.

«بسیار» شدت و فراوانی احساس را بیان می‌کند.

«شدید» بر نیرومندی و غلبه آن احساس تاکید دارد.

بنابراین، هر دو می‌توانند برای توضیح «حُبًّا جَمًّا» مناسب باشند.

اما ترجمه پایه «بسیار دوست می‌دارید» طبیعی‌تر و نزدیک‌تر به معنای عمومی صفت است.

از خود «جَمًّا» نمی‌توان به‌تنهایی نتیجه گرفت که محبت مورد نظر حتما به مرحله مشخصی از بیماری روانی، اعتیاد یا ناتوانی کامل در تصمیم‌گیری رسیده است.

اینها داوری‌هایی فراتر از معنای لغوی واژه‌اند.

نکوهش رفتار در آیه از مجموع سیاق شناخته می‌شود.

طبری؛ کثیر و شدید در تفسیر جمّاً

۱۰. فجر ۸۹:۱۵، فجر ۸۹:۱۶، فجر ۸۹:۱۷، فجر ۸۹:۱۸، فجر ۸۹:۱۹، فجر ۸۹:۲۰؛ محبت مال در سیاق آزمون و مسئولیت

ثروت و فقر؛ دو وضعیت آزمون

در فجر ۸۹:۱۵ آمده است:

فَأَمَّا الْإِنسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ

ترجمه: «اما انسان، چون پروردگارش او را بیازماید و گرامی دارد و نعمت دهد، می‌گوید: پروردگارم مرا گرامی داشت.»

در آیهٔ بعد آمده است:

وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ

ترجمه: «و اما چون او را بیازماید و روزی‌اش را بر او تنگ گیرد، می‌گوید: پروردگارم مرا خوار کرد.»

در هر دو آیه، فعل «ابْتَلَىٰ» حضور دارد.

این نکته نشان می‌دهد که برخورداری و تنگی روزی، هر دو در زمینه آزمون مطرح شده‌اند.

اما انسان در واکنش خود، برخورداری را نشانه گرامی بودن و تنگی روزی را نشانه خوار شدن خویش می‌پندارد.

آیهٔ بعد با «كَلَّا» این برداشت را رد می‌کند.

در نتیجه، پیش از آنکه قرآن از محبت بسیار به مال سخن بگوید، یک معیار نادرست درباره ارزش انسان را مطرح و نقد کرده است: سنجیدن منزلت انسان تنها با مقدار دارایی و رفاه او.

بنابراین، محبت مال در آیهٔ ۲۰ در فضایی مطرح می‌شود که جایگاه نادرست ثروت در داوری انسان درباره خود و دیگران نیز موضوع نقد است.

بی‌اعتنایی به یتیم

فجر ۸۹:۱۷

كَلَّا ۖ بَل لَّا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ

ترجمه: «چنین نیست؛ بلکه شما یتیم را گرامی نمی‌دارید.»

این آیه پس از رد برداشت نادرست درباره برخورداری و تنگی روزی آمده است.

به جای آنکه ارزش انسان با ثروت سنجیده شود، قرآن از رفتاری سخن می‌گوید که در آن حق و کرامت یک فرد آسیب‌پذیر نادیده گرفته شده است.

در اینجا، موضوع مال تنها به مقدار دارایی شخص مربوط نیست، بلکه به رفتار او با دیگری نیز ارتباط پیدا می‌کند.

البته «تُكْرِمُونَ» از ریشه «ك ر م» است و معنای آن نباید به ریشه «ج م م» منتقل شود.

پیوند میان این دو از سیاق آیات به دست می‌آید.

تشویق نکردن به خوراک دادن به نیازمند

فجر ۸۹:۱۸

وَلَا تَحَاضُّونَ عَلَىٰ طَعَامِ الْمِسْكِينِ

ترجمه: «و یکدیگر را به خوراک دادن به نیازمند تشویق نمی‌کنید.»

این آیه موضوع مسئولیت اجتماعی را ادامه می‌دهد.

تنها از خوراک دادن شخصی سخن نمی‌رود، بلکه تشویق و ترغیب دیگران به رسیدگی به نیازمند نیز مطرح است.

«تَحَاضُّونَ» از ریشه دیگری است و با برانگیختن و تشویق متقابل ارتباط دارد.

بنابراین، مسئولیت یادشده به رفتار فردی محدود نیست؛ رابطه انسان‌ها با یکدیگر نیز در آن حضور دارد.

در این زمینه، محبت بسیار به مال می‌تواند با بی‌میلی به بخشیدن یا رسیدگی به نیازمندان ارتباط پیدا کند.

اما خود آیهٔ ۱۸ از ریشه «ج م م» نیست و نباید معنای تشویق کردن را جزء تعریف آن قرار داد.

خوردن میراث

فجر ۸۹:۱۹

وَتَأْكُلُونَ التُّرَاثَ أَكْلًا لَّمًّا

ترجمه: «و میراث را یکسره می‌خورید.»

در این آیه، «لَمًّا» از ریشه «ل م م» است.

این واژه با «جَمًّا» در آیه بعد از نظر آهنگ و ساختمان ظاهری به یکدیگر نزدیک است، اما ریشه آنها متفاوت است.

«أَكْلًا لَمًّا» در سیاق خوردن میراث، به خوردن فراگیر و گرد آوردن آن برای خود مربوط است.

در توضیح‌های کهن، از آمیختن حق خود و حق دیگران در میراث و تصاحب آن سخن رفته است.

این خوانش با سیاق نکوهشی آیه سازگار است، اما باید میان معنای مستقیم تعبیر و توضیح مصداق آن تفاوت گذاشت.

در آیه، مسئله تنها داشتن مال فراوان نیست. سخن از شیوه برخورد با میراث است.

بنابراین، وقتی آیه بعد از محبت بسیار به مال سخن می‌گوید، این محبت در کنار رفتارهایی قرار می‌گیرد که می‌توانند حقوق دیگران را ضایع کنند.

طبری؛ خوردن میراث و حق دیگران

محبت بسیار به مال

فجر ۸۹:۲۰

وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا

ترجمهٔ موجود فرقان: «و مال را بسیار دوست می‌دارید.»

این جمله پس از سه نقد اجتماعی و اقتصادی آمده است: گرامی نداشتن یتیم، تشویق نکردن به خوراک دادن به نیازمند و خوردن میراث به صورت فراگیر.

در چنین سیاقی، محبت شدید به مال تنها یک احساس شخصی و بی‌ارتباط با رفتار نیست.

این محبت در کنار مجموعه‌ای از رفتارهای نکوهیده قرار گرفته است.

ازاین‌رو، می‌توان دریافت که موضوع نقد، دلبستگی‌ای است که مال را در جایگاهی برتر از حقوق و مسئولیت‌های انسانی قرار می‌دهد.

اما باید دقت کرد که این نتیجه از مجموع آیات به دست می‌آید، نه از خود صفت «جَمًّا» به‌تنهایی.

خود صفت به فراوانی و شدت اشاره دارد.

سیاق نشان می‌دهد که چنین محبتی، در وضعیت توصیف‌شده، با بی‌اعتنایی به حق دیگران و داوری نادرست درباره ارزش انسان همراه شده است.

آیا قرآن اصل محبت به مال را نکوهش می‌کند؟

انسان برای زندگی، خوراک، مسکن، خانواده و انجام بسیاری از مسئولیت‌های خود به امکانات مادی نیاز دارد.

داشتن مال، تلاش برای تامین معاش و استفاده درست از نعمت‌ها به‌خودی‌خود همان رفتار نکوهیده فجر ۸۹:۱۷، فجر ۸۹:۱۸، فجر ۸۹:۱۹، فجر ۸۹:۲۰ نیست.

قرآن در آیات دیگر، از کار و کسب روزی، تجارت مشروع و بهره‌برداری از نعمت‌های الهی سخن گفته است؛ از جمله بقره ۲:۱۹۸، نساء ۴:۲۹ و جمعه ۶۲:۱۰.

در مقابل، در توبه ۹:۲۴، از حالتی سخن می‌رود که دارایی و تعلقات دیگر بر وفاداری به خداوند و راه او ترجیح داده می‌شوند.

این شبکه آیات نشان می‌دهد که داشتن مال و نوع رابطه انسان با مال باید از یکدیگر جدا شوند.

آیهٔ فجر نیز مستقیما از شدت محبت سخن می‌گوید و آن را در سیاق رفتارهای نادرست قرار می‌دهد.

پس نمی‌توان از آن نتیجه گرفت که هر فرد ثروتمند نکوهیده است یا هر شخص فقیر از دلبستگی نادرست به مال آزاد است.

معیار مهم‌تر، رفتار انسان در برابر حق و مسئولیت است.

«حُبًّا جَمًّا»؛ آیا محبت به مال جای دیگر ارزش‌ها را می‌گیرد؟

انسان ممکن است خانواده، دوستان، دانش، جایگاه اجتماعی و دارایی خود را دوست داشته باشد.

خود محبت، در همه موارد، نادرست نیست.

اما هنگامی که یک محبوب سبب شود انسان حق دیگری را نادیده بگیرد، از عدالت بگذرد یا مسئولیت روشن خود را ترک کند، آن محبت وارد مسئله‌ای اخلاقی می‌شود.

در فجر ۸۹:۱۷، فجر ۸۹:۱۸، فجر ۸۹:۱۹، فجر ۸۹:۲۰، این مسئله با نمونه‌های عینی بیان شده است.

یتیم گرامی داشته نمی‌شود.

نیازمند از حمایت و تشویق اجتماعی محروم می‌ماند.

میراث به شکلی نکوهیده خورده می‌شود.

و مال با محبتی بسیار دوست داشته می‌شود.

در نتیجه، پیام این مجموعه تنها توصیه‌ای انتزاعی درباره کم کردن محبت به مال نیست؛ بلکه خواننده را با رابطه میان دارایی، حقوق دیگران و رفتار واقعی انسان روبه‌رو می‌کند.

بااین‌حال، نباید تمام این تحلیل اخلاقی را به معنای لغوی «جَمًّا» تبدیل کرد.

«جَمًّا» همچنان به معنای بسیار و فراوان است.

۱۲. چالش‌های فهم و ترجمه

آیا «جَمًّا» به معنای مال فراوان است؟

خیر؛ در فجر ۸۹:۲۰، «جَمًّا» وصف «حُبًّا» است.

بنابراین، آیه از محبت بسیار به مال سخن می‌گوید.

ممکن است محبت شدید به مال سبب تلاش برای انباشتن دارایی شود، اما این نتیجه احتمالی رفتار انسان است؛ نه معنای مستقیم ساختمان جمله.

آیا «جَمًّا» ضرورتا به معنای محبت حرام است؟

خود واژه «جَمًّا» تنها فراوانی و شدت را بیان می‌کند.

داوری درباره نادرستی رفتار از سیاق آیات به دست می‌آید.

در فجر ۸۹:۱۷، فجر ۸۹:۱۸، فجر ۸۹:۱۹، فجر ۸۹:۲۰، محبت بسیار به مال در کنار رفتارهای نکوهیده نسبت به یتیم، نیازمند و میراث آمده است.

پس در این زمینه، محبت مال با مسئله حقوق دیگران و مسئولیت اجتماعی پیوند دارد.

اما نمی‌توان در تمام زبان عربی هر کاربرد «جَمّ» را صفتی منفی دانست.

آیا هر شخص ثروتمند مشمول نکوهش آیه است؟

از خود آیه چنین نتیجه‌ای به دست نمی‌آید.

موضوع «حُبًّا جَمًّا» شدت محبت است، نه مقدار دارایی.

ممکن است شخصی دارایی فراوان داشته باشد و از آن به‌درستی استفاده کند.

در مقابل، ممکن است شخصی با دارایی اندک، حقوق دیگران را برای به دست آوردن مال ضایع سازد.

بنابراین، مقدار مال و کیفیت رابطه انسان با آن دو موضوع متفاوت‌اند.

آیا «جَمّ» همیشه به معنای گرد آوردن است؟

خیر.

در بعضی کاربردها، اجتماع و فراوانی با یکدیگر ارتباط دارند.

اما در فجر ۸۹:۲۰، معنای مناسب «بسیار» است.

اگر آیه به «مال را با جمع کردن دوست دارید» ترجمه شود، ساختمان و معنای جمله تغییر می‌کند.

«جَمًّا» صفت محبت است و همین نقش باید در ترجمه حفظ شود.

آیا «جَمَام» در معنای استراحت، همان محبت بسیار است؟

خیر.

این دو صورت از یک خانواده‌اند، اما متعلق و معنای کاربردی آنها متفاوت است.

در یک مورد، فراوانی و شدت مطرح است.

در مورد دیگر، رفع خستگی و بازگشت توان.

نباید تنها به دلیل اشتراک ریشه، این دو معنا را در یک عبارت ادغام کرد.

آیا «أَجَمّ» به معنای بسیار و فراوان است؟

در بعضی کاربردهای وصفی، «أَجَمّ» می‌تواند با فراوانی ارتباط داشته باشد.

اما در شاخه مستقل ثبت‌شده، «أَجَمّ» درباره شخص بی‌نیزه و «جَمَّاء» درباره حیوان بی‌شاخ آمده است.

بنابراین، بدون سیاق نمی‌توان از صورت ظاهری واژه معنای قطعی استخراج کرد.

این تفاوت یکی از دلایل ضرورت بررسی مستقل تمام مشتق‌هاست.

آیا جمجمه از همین ریشه است؟

در منابع لغوی، «جُمْجُمَة» در پیوند با اجتماع اجزای سر توضیح داده شده است.

اما ساختمان چهارحرفی تکراری آن باید جداگانه بررسی شود.

پس نمی‌توان بدون شاهد تاریخی، تمام صورت‌های دارای جیم و میم را مشتق مستقیم و ساده از «جَمَّ» دانست.

این واژه در قرآن نیز نیامده است.

۱۳. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان

برای «جَمّ» در کاربرد فراوانی، معادل اصلی «بسیار» یا «فراوان» است.

در بعضی زمینه‌ها، «انبوه» نیز می‌تواند مناسب باشد.

«مَالٌ جَمٌّ» به «مال فراوان» ترجمه می‌شود.

«مَاءٌ جَمٌّ» نیز به «آب فراوان» اشاره دارد.

اما در فجر ۸۹:۲۰، ترکیب «حُبًّا جَمًّا» به معنای «محبت بسیار» یا «محبت شدید» است.

ترجمه کامل آیه در فرقان چنین آمده است:

وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا

«و مال را بسیار دوست می‌دارید.»

این ترجمه دقیق و طبیعی است و نیازی به تغییر آن نیست.

«جَمًّا» در اینجا «بسیار» ترجمه شده و شدت محبت را منتقل می‌کند.

در توضیح تحلیلی می‌توان افزود که این محبت در سیاق بی‌اعتنایی به حقوق یتیم و نیازمند و رفتار نکوهیده درباره میراث آمده است.

اما این توضیح نباید در خود ترجمه آیه به‌صورت عبارتی مانند «مال را چنان دوست می‌دارید که حق مردم را می‌خورید» وارد شود؛ زیرا چنین جمله‌ای، هرچند ممکن است رابطه سیاقی را بیان کند، معادل لفظی آیهٔ ۲۰ نیست.

برای مشتق‌های غیرقرآنی، معادل‌ها به صورت و سیاق بستگی دارند.

«جَمَّ الْمَاءُ» به معنای «آب فراوان و گردآمده شد» است.

«جَمَّتِ الْبِئْرُ» می‌تواند «آب چاه دوباره جمع شد» ترجمه شود.

«جِمَام» در کاربرد مربوط به چاه، به آب جمع‌شده اشاره دارد.

«جَمَام» در کاربرد استراحت، «آسودگی» یا «تجدید نیرو» است.

«أَجَمَّ نَفْسَهُ» به معنای «به خود استراحت داد» است.

«اسْتَجَمَّ» در کاربرد انسانی می‌تواند «استراحت کرد» یا «نیرویش بازگشت» باشد.

«جُمَّة» در زمینه مو به «موی انبوه» یا «مجموعه موی سر» اشاره دارد.

«جَمِيم» در کاربرد گیاهی به رویش یا تراکم گیاه مربوط است.

«جَمُوم» درباره چاه می‌تواند «پرآب» و درباره اسب «پرتوان در دویدن» باشد.

«أَجَمّ» در کاربرد جنگی به «بی‌نیزه» و «شَاةٌ جَمَّاءُ» به «گوسفند بی‌شاخ» اشاره دارد.

این معانی نباید بدون قرینه به کاربرد قرآنی «جَمًّا» منتقل شوند.

۱۴. جمع‌بندی

ریشهٔ «ج م م» در زبان عربی، در شاخه اصلی خود، به فراوانی، گرد آمدن و انباشته شدن چیزی مربوط است.

ابن فارس این خانواده را دارای دو اصل دانسته است: نخست فراوانی و اجتماع؛ و دوم نبودن سلاح یا ابزار دفاعی در کاربردهایی مانند انسان بی‌نیزه و حیوان بی‌شاخ.

در شاخه فراوانی، «جَمّ» به مقدار بسیار اشاره دارد.

«جَمَّ» می‌تواند درباره افزایش آب یا مال به کار رود.

«جِمَام» در بعضی کاربردها به آب جمع‌شده یا پرشدگی ظرف مربوط است.

«جُمَّة» درباره انبوهی موی سر یا آب گردآمده در چاه استفاده شده و «جَمِيم» نیز درباره رویش و تراکم گیاه ثبت شده است.

در شاخه دیگری از کاربردهای مرتبط، «جَمَام» به استراحت و بازگشت توان اشاره دارد.

شواهد شعری زهیر بن ابی سلمی، امرؤالقیس و نمر بن تولب نشان می‌دهند که تصویر فراوانی آب و بازیافتن نیرو در زبان عربی کهن شناخته‌شده بوده است.

اما این کاربردها نباید سبب شوند که معنای هر مشتق به معنای مشتق دیگر تبدیل شود.

قرآن این ریشه را تنها یک بار، در فجر ۸۹:۲۰، به صورت «جَمًّا» به کار برده است.

در عبارت «وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا»، واژه «جَمًّا» وصف «حُبًّا» است.

پس قرآن مستقیما از فراوانی مال سخن نمی‌گوید، بلکه شدت محبت به مال را بیان می‌کند.

این تفاوت اساسی است.

ممکن است کسی دارایی فراوان داشته باشد، ولی حقوق دیگران را رعایت کند. همچنین ممکن است شخصی دارایی اندکی داشته باشد، اما محبت شدید او به مال سبب شود حق دیگری را نادیده بگیرد.

در سیاق فجر ۸۹:۱۵، فجر ۸۹:۱۶، فجر ۸۹:۱۷، فجر ۸۹:۱۸، فجر ۸۹:۱۹، فجر ۸۹:۲۰، این محبت در کنار داوری نادرست انسان درباره منزلت خود بر اساس ثروت، گرامی نداشتن یتیم، تشویق نکردن به خوراک دادن به نیازمند و خوردن میراث آمده است.

از همین رو، نقد قرآن متوجه رابطه‌ای با مال است که در رفتار انسان و مسئولیت او در برابر دیگران آثار نادرست بر جای می‌گذارد.

اما این نتیجه اخلاقی از مجموع سیاق به دست می‌آید، نه از اینکه خود واژه «جَمّ» به معنای حرص، ظلم یا خوردن حق دیگران باشد.

در مقایسه با ریشه «ج م ع»، باید توجه کرد که گرد آوردن و فراوان بودن یکسان نیستند.

همچنین، «لَمًّا» در فجر ۸۹:۱۹ و «جَمًّا» در فجر ۸۹:۲۰، با وجود نزدیکی آهنگ، دو ریشه متفاوت دارند و دو جنبه جدا را بیان می‌کنند: شیوه خوردن میراث و شدت محبت به مال.

برای فرقان، ترجمه موجود «و مال را بسیار دوست می‌دارید» دقیق و مناسب است.

معنای مستقیم «جَمًّا» در این آیه، بسیار و فراوان است؛ وصفی برای شدت محبت، نه برای مقدار دارایی.

حفظ این تفاوت اجازه می‌دهد نقد قرآنی محبت افراطی به مال، بدون محکوم کردن خودکار ثروت یا تبدیل یک صفت لغوی به حکم اخلاقی مستقل، از سیاق کامل آیات فهمیده شود.