ریشه قرآنی

ریشه قرآنی ر و د

خواستن، اراده کردن، قصد داشتن، رو آوردن به مقصود، و طلب همراه با کوشش یا اصرار

صورت‌های مهم این ریشه

نکته زبان‌شناسی

هسته معنایی ر و د، رو آوردن خواست به سوی مقصود است. اراده فقط میل خام نیست؛ جهت‌گیری درونی یا عملی به سوی چیزی است که خواسته شده است. وقتی کسی چیزی را اراده می‌کند، نیت، تصمیم یا عمل او به طرف همان مقصد تنظیم می‌شود.

در قرآن، اراده می‌تواند به خدا نسبت داده شود یا به انسان. اراده خدا با علم، حکمت، عدل و احاطه همراه است؛ اراده انسان محدود، آمیخته با خواسته‌ها، گمان‌ها و توان اندک اوست. بنابراین يُرِيدُ اللَّهُ را نباید مانند خواستن انسان فهمید. خدا اراده می‌کند، اما نه با تردید، نیاز، آزمون و خطا یا کشش نفسانی.

شاخه مراوده از همین میدان خواستن است، اما خواستنی است که به دیگری نزدیک می‌شود، دور او می‌گردد، او را می‌کشد یا می‌کوشد به مقصود وادارد. در داستان یوسف، این شاخه معنای بسیار روشن و حساسی دارد.

معنای مرکزی

ریشه ر و د در قرآن به خواستن، اراده کردن، قصد داشتن، رو آوردن به مقصود، و در برخی صورت‌ها به طلب کردن همراه با کوشش، اصرار یا نزدیک شدن تدریجی برای به دست آوردن چیزی اشاره دارد.

أَرَادَ و يُرِيدُ خواستن و اراده کردن را نشان می‌دهند. رَاوَدَ و مراوده به طلب کردن چیزی از دیگری همراه با اصرار، کشش، چرخیدن پیرامون مقصود و کوشش برای نرم کردن طرف مقابل نزدیک است. رُوَيْدًا به آهستگی، مهلت اندک و آرام گرفتن در کار اشاره دارد.

تصویر مادی ریشه

تصویر مادی این ریشه، کسی است که به سوی مقصدی می‌رود، آن را می‌جوید، راه‌های نزدیک شدن به آن را می‌سنجد، و آرام یا پیوسته به طرف آن حرکت می‌کند. در کاربردهای کهن عربی، رائد به کسی گفته می‌شد که برای یافتن آب و چراگاه پیشاپیش قوم می‌رود. این تصویر برای فهم ریشه مفید است: اراده، رو آوردن به مقصد است؛ مراوده، گردیدن و کوشش برای به دست آوردن مطلوب.

از همین تصویر، تفاوت اراده با میل ساده روشن می‌شود. میل ممکن است فقط کشش باشد؛ اما اراده جهت‌گیری به سوی مقصود است. مراوده نیز وقتی این جهت‌گیری به صورت اصرار و طلب از دیگری درمی‌آید، آشکار می‌شود.

در گزارش‌های لغوی، مِرْوَد به ابزار ظریفی گفته شده که در سرمه‌دان رفت‌وآمد می‌کند. این تصویر برای فهم مراوده کمک می‌کند: رفت‌وآمد، چرخیدن پیرامون یک مرکز، و تلاش نرم و پیوسته برای رسیدن به مقصود. با این حال، معیار اصلی در این مقاله کاربرد قرآن است.

تبصره تاریخی و کاربرد عربی

در عربی کلاسیک، ر و د با طلب، خواستن، حرکت آرام، جست‌وجو، و کوشش برای رسیدن به مقصود پیوند دارد. راود معمولاً طلب کردن چیزی از کسی همراه با رفت‌وبرگشت، نرم کردن، فریب دادن یا اصرار را می‌رساند. این معنا در قرآن، به‌ویژه در داستان یوسف، دقیق و زنده است.

گزارش مشهور الرَّائِدُ لَا يَكْذِبُ أَهْلَهُ نیز با همین میدان سازگار است: کسی که برای یافتن آب و چراگاه پیشاپیش قوم می‌رود، باید درست خبر دهد، چون خواست و حیات جمع به جهت‌یابی او وابسته است. این تصویر نشان می‌دهد که اراده فقط میل درونی نیست؛ نوعی رو کردن، سنجیدن و جهت گرفتن به سوی مقصد است.

در کاربرد قرآنی، اراده از یک میل روانی ساده گسترده‌تر است. اراده می‌تواند برنامه، حکم، جهت‌گیری، مقصد، یا خواست تشریعی و تکوینی را نشان دهد. به همین دلیل، ترجمه «خواست» همیشه کافی نیست؛ گاهی «اراده کرد»، «می‌خواهد»، «قصد دارد»، «در پی آن است»، یا «رو به آن دارد» دقیق‌تر است.

اراده خدا؛ خواست همراه با حکمت و تنزیه

یکی از مهم‌ترین کاربردهای این ریشه، نسبت دادن اراده به خداست. در البقره ۲:۱۸۵ آمده است:

يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ

خدا برای شما آسانی می‌خواهد و برای شما دشواری نمی‌خواهد.

در این آیه، اراده خدا به آسان‌گیری و رفع سختی مربوط است. این اراده، خواست بی‌حکمت یا میل انسانی نیست؛ بیان جهت تشریع الهی است. حکم روزه در همین سیاق با امکان سفر و بیماری همراه می‌شود تا روشن شود خدا سختی بی‌هدف نمی‌خواهد.

در المائده ۵:۶ آمده است: مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُم مِّنْ حَرَجٍ وَلَٰكِن يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ. خدا نمی‌خواهد بر شما تنگنا قرار دهد، بلکه می‌خواهد شما را پاک سازد و نعمتش را بر شما تمام کند. حکم وضو، غسل و تیمم در این بافت برای فشار دادن انسان نیست؛ برای پاک‌سازی، سامان دادن و کامل کردن نعمت است.

اراده خدا در بیان، تخفیف و هدایت

در سوره نساء چند آیه پشت سر هم جهت اراده الهی را روشن می‌کند. در النساء ۴:۲۶ آمده است:

يُرِيدُ اللَّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ وَيَهْدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ وَيَتُوبَ عَلَيْكُمْ ۗ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ

خدا می‌خواهد برای شما روشن سازد، شما را به راه‌های کسانی که پیش از شما بودند هدایت کند، و بر شما بازگردد؛ و خدا دانای حکیم است.

در النساء ۴:۲۸ آمده است: يُرِيدُ اللَّهُ أَن يُخَفِّفَ عَنكُمْ ۚ وَخُلِقَ الْإِنسَانُ ضَعِيفًا. خدا می‌خواهد از شما بکاهد و سبک کند؛ و انسان ناتوان آفریده شده است.

در این آیات، اراده خدا در جهت بیان، هدایت، توبه‌پذیری و تخفیف است. این برای ترجمه مهم است: يُرِيدُ اللَّهُ در چنین بافت‌هایی فقط خبر از خواست نیست؛ جهت و مقصد تشریع را نشان می‌دهد.

اراده خدا و مشیئت الهی

اراده و مشیئت نزدیک‌اند، اما یکی نیستند. مشیئت بیشتر به امکان‌بخشی، نفوذ قدرت و تحقق در قلمرو آفرینش نزدیک است. اراده بیشتر جهت خواست، مقصد، غایت و حکمت یک امر را نشان می‌دهد.

به زبان ساده، مشیئت به این نزدیک است که چیزی در قلمرو قدرت و امکان الهی رخ دهد یا امکان رخ دادن پیدا کند؛ اراده به این نزدیک است که خدا چه جهتی را برای هدایت، تشریع، پاک‌سازی، تخفیف یا اتمام نعمت می‌خواهد. خدا ممکن است در نظام آفرینش، امکان انتخاب و حتی امکان باطل را برای انسان فراهم کرده باشد؛ اما در تشریع، آسانی، پاکی، هدایت و بازگشت را برای انسان اراده می‌کند.

این فرق نباید خشک و مطلق شود، اما برای ترجمه و فهم آیات کمک می‌کند. هرجا قرآن می‌گوید يُرِيدُ اللَّهُ، باید دید مقصد و جهت این اراده چیست.

اراده خدا درباره اهل بیت در الأحزاب ۳۳:۳۳

در الأحزاب ۳۳:۳۳ آمده است:

وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَىٰ وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ ۚ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا

اینجا يُرِيدُ اللَّهُ اراده پاک‌سازی و برداشتن رجس را نشان می‌دهد. آیه در همان بافتی آمده که همسران پیامبر مستقیم مخاطب‌اند. بنابراین نخستین مرجع أَهْلَ الْبَيْتِ خانه پیامبر در همین سیاق است. ممکن است تعبیر از نظر عرفی به خانواده نزدیک نیز گسترش یابد، اما خود آیه یک گروه مقدس، انحصاری و جدا از همسران پیامبر تأسیس نمی‌کند.

از نظر ریشه ر و د، نکته اصلی این است که اراده الهی در اینجا به پاک‌سازی و مسئولیت اخلاقی خانه پیامبر مربوط است؛ نه به ساختن امتیاز فرقه‌ای یا گروهی بیرون از سیاق آیه.

اراده انسان؛ خواست محدود و جهت‌دار

قرآن اراده انسان را نیز نشان می‌دهد. در الشورى ۴۲:۲۰ آمده است:

مَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ ۖ وَمَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِن نَّصِيبٍ

هر کس کشت آخرت را بخواهد، برای او در کشتش می‌افزاییم؛ و هر کس کشت دنیا را بخواهد، از آن به او می‌دهیم و برای او در آخرت بهره‌ای نیست.

در این آیه، اراده انسان جهت زندگی او را نشان می‌دهد. یکی کشت آخرت را می‌خواهد و مسیر خود را به سوی آن تنظیم می‌کند؛ دیگری کشت دنیا را می‌خواهد و در همان افق می‌ماند. اراده در اینجا فقط آرزو نیست؛ جهت‌گیری عملی و مقصد زندگی است.

در الإسراء ۱۷:۱۸ نیز آمده است: مَن كَانَ يُرِيدُ الْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُ فِيهَا مَا نَشَاءُ لِمَن نُّرِيدُ. يُرِيدُ الْعَاجِلَةَ یعنی کسی که مقصدش همین نزدیک و شتابان است. اراده، افق انسان را تعیین می‌کند.

دیواری که می‌خواست فرو ریزد

در الكهف ۱۸:۷۷، اراده به چیزی نسبت داده شده که انسان نیست:

فَوَجَدَا فِيهَا جِدَارًا يُرِيدُ أَن يَنقَضَّ فَأَقَامَهُ

پس در آنجا دیواری یافتند که می‌خواست فرو ریزد؛ پس آن را برپا کرد.

جِدَارًا يُرِيدُ أَن يَنقَضَّ به معنای اراده روانی دیوار نیست. دیوار در وضعیتی قرار گرفته بود که رو به فرو ریختن داشت؛ سنگینی، زاویه و وضعیتش به سوی سقوط می‌رفت. این آیه نشان می‌دهد که اراده در زبان قرآن می‌تواند برای بیان جهت‌گیری یک وضعیت نیز به کار رود، نه فقط تصمیم آگاهانه انسان.

تضاد اراده‌ها؛ دنیا و آخرت

در برخی آیات، اراده انسان و اراده الهی در تقابل اخلاقی می‌آید. در الأنفال ۸:۶۷ آمده است:

تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ ۗ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ

شما کالای گذرای دنیا را می‌خواهید، و خدا آخرت را می‌خواهد؛ و خدا عزیز حکیم است.

اینجا تُرِيدُونَ و يُرِيدُ دو جهت را روبه‌روی هم می‌گذارد: خواست انسان به سوی سود فوری می‌رود، و اراده خدا به سوی مقصد پایدارتر و درست‌تر. این آیه نشان می‌دهد که اراده فقط خواستن ذهنی نیست؛ مسیر ارزش‌گذاری و تصمیم انسان است.

در آل عمران ۳:۱۴۵ نیز آمده است: وَمَن يُرِدْ ثَوَابَ الدُّنْيَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَن يُرِدْ ثَوَابَ الْآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْهَا. انسان ممکن است در ظاهر عمل کند، اما مقصد اراده او دنیا یا آخرت باشد.

اراده پنهان و خواست‌های آلوده

گاهی قرآن از اراده‌ای سخن می‌گوید که پشت سخن یا عمل پنهان است. در التوبه ۹:۳۲ آمده است:

يُرِيدُونَ أَن يُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَن يُتِمَّ نُورَهُ

می‌خواهند نور خدا را با دهان‌های خود خاموش کنند، و خدا نمی‌پذیرد جز اینکه نور خود را کامل کند.

اینجا اراده، قصد تخریبی است. آنان فقط سخن نمی‌گویند؛ پشت سخنشان هدفی است: خاموش کردن نور خدا. قرآن اراده پنهان را آشکار می‌کند.

در الصف ۶۱:۸ نیز آمده است: يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ. در این کاربرد، اراده انسانی محدود و شکست‌پذیر است؛ در برابر اتمام الهی نمی‌تواند حقیقت را خاموش کند.

مراوده در داستان یوسف

شاخه مهم دیگر این ریشه، مراوده است. در يوسف ۱۲:۲۳ آمده است:

وَرَاوَدَتْهُ الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِهَا عَن نَّفْسِهِ وَغَلَّقَتِ الْأَبْوَابَ وَقَالَتْ هَيْتَ لَكَ

و آن زن که یوسف در خانه‌اش بود، او را از خودش خواست و درها را بست و گفت: بیا، برای تو آماده‌ام.

رَاوَدَتْهُ عَن نَّفْسِهِ یعنی او را با اصرار و کشش از خودش خواست؛ کوشید او را از مرز خویش بیرون بکشد و به خواسته خود وادارد. این فقط دوست داشتن نیست، و فقط درخواست ساده هم نیست؛ مراوده طلبی است که با نزدیک شدن، فشار، زمینه‌سازی و اصرار همراه است.

حرف عن در عَن نَّفْسِهِ بسیار مهم است. زن عزیز مصر فقط یوسف را دعوت نمی‌کند؛ می‌خواهد او را از نفس خود، از خویشتن‌داری و از مرز حاکمیت اخلاقی خودش بیرون بکشد. این ساختار شدت اخلاقی ماجرا را نشان می‌دهد.

در يوسف ۱۲:۳۰ آمده است: امْرَأَتُ الْعَزِيزِ تُرَاوِدُ فَتَاهَا عَن نَّفْسِهِ. تُرَاوِدُ تداوم و شهرت این کوشش را نشان می‌دهد. مراوده، خواستن یک‌باره و خاموش نیست؛ طلبی است که ادامه و اصرار دارد.

در يوسف ۱۲:۶۱ نیز برادران یوسف می‌گویند: سَنُرَاوِدُ عَنْهُ أَبَاهُ وَإِنَّا لَفَاعِلُونَ. اینجا معنا جنسی نیست؛ یعنی با پدرش گفت‌وگو، اصرار و تلاش می‌کنیم تا او را راضی کنیم. پس مراوده همیشه جنسی نیست؛ معنای پایه آن طلب همراه با کوشش و نرم کردن طرف مقابل است.

رويدا؛ مهلت آرام و اندک

در الطارق ۸۶:۱۷ آمده است:

فَمَهِّلِ الْكَافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْدًا

پس کافران را مهلت ده؛ اندکی آرام مهلتشان ده.

رُوَيْدًا به آهستگی، مهلت اندک و آرام گرفتن در کار اشاره دارد. این صورت از همان فضای حرکت نرم و تدریجی دور نیست، هرچند در این آیه سخن از اراده کردن به معنای خواستن نیست.

تفکیک کاربردهای قرآنی

در البقره ۲:۱۸۵، اراده خدا به آسانی و رفع سختی مربوط است. در المائده ۵:۶، اراده خدا پاک‌سازی و اتمام نعمت است. در النساء ۴:۲۶ و ۴:۲۸، اراده خدا بیان، هدایت، توبه‌پذیری و تخفیف است. در الأحزاب ۳۳:۳۳، اراده خدا برداشتن رجس و پاک‌سازی اهل بیت در بافت خانه پیامبر است.

در الكهف ۱۸:۷۷، اراده برای دیوار به معنای رو به فروریختن داشتن است. در الشورى ۴۲:۲۰ و الإسراء ۱۷:۱۸، اراده انسان جهت دنیا یا آخرت را نشان می‌دهد. در الأنفال ۸:۶۷، خواست انسان برای کالای دنیا در برابر اراده خدا برای آخرت قرار می‌گیرد. در التوبه ۹:۳۲ و الصف ۶۱:۸، اراده با قصد خاموش کردن نور خدا آمده است. در يوسف ۱۲:۲۳ و ۱۲:۳۰، مراوده به طلب همراه با اصرار و کشش اخلاقاً نادرست اشاره دارد. در يوسف ۱۲:۶۱، مراوده به تلاش برای راضی کردن پدر آمده است. در الطارق ۸۶:۱۷، رويدا به مهلت اندک و آرام اشاره دارد.

نکات نحوی و ساختاری

در يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ، حرف باء در بِكُم نشان می‌دهد که اراده خدا نسبت به شما در جهت آسانی است. این ساختار، مهربانی و حکمت تشریع را نشان می‌دهد.

در يُرِيدُ اللَّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ، لام جهت و مقصد اراده را نشان می‌دهد: بیان کردن برای شما. همین لام در تعبیرهایی مانند لِيُطَهِّرَكُمْ و لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ مقصد اراده را روشن می‌سازد.

در مَن كَانَ يُرِيدُ، اراده به صورت حالت پایدار آمده است؛ یعنی کسی که جهت خواست او چنین است. این ساختار، مقصد زندگی و استمرار خواست را نشان می‌دهد.

در جِدَارًا يُرِيدُ أَن يَنقَضَّ، اراده به دیوار نسبت داده شده است. این نسبت، تصمیم روانی نیست؛ جهت عینی وضعیت را می‌رساند: دیوار رو به فرو ریختن بود.

در رَاوَدَتْهُ عَن نَّفْسِهِ، حرف عن مهم است. معنا این است که او را از خودش می‌خواست؛ یعنی می‌کوشید او را از مالکیت اخلاقی و مرز وجودی خودش بیرون بکشد. در سَنُرَاوِدُ عَنْهُ أَبَاهُ، همین حرف نشان می‌دهد که موضوع خواستن، گرفتن بنیامین از پدر است.

تفاوت با ریشه‌های نزدیک

ر و د با ش ي أ نزدیک است، اما یکی نیست. مشیئت در قرآن به خواست نافذ، امکان‌بخشی، تقدیر و تحقق در قلمرو قدرت نزدیک‌تر است. اراده بیشتر جهت خواست، مقصد و غایت را نشان می‌دهد.

ر و د با ع ز م فرق دارد. عزم تصمیم محکم و گره‌خورده است. اراده می‌تواند پیش از عزم یا گسترده‌تر از آن باشد. انسان ممکن است چیزی را اراده کند، اما هنوز عزم قاطع نداشته باشد.

ر و د با ه م م فرق دارد. همّ به قصد اولیه، اهتمام یا کشش نزدیک است؛ گاهی پیش از عمل و گاهی در آستانه آن. اراده جهت خواست را روشن‌تر و پایدارتر نشان می‌دهد.

ر و د با ق ص د نزدیک است. قصد یعنی رو کردن مستقیم به مقصد و میانه‌روی در مسیر. اراده خواستن مقصد است؛ قصد جهت‌گیری مستقیم به سوی آن.

ر و د با ب غ ي فرق دارد. بغی طلب همراه با تجاوز یا خروج از حد نیز می‌تواند باشد. اراده به خودی خود مثبت یا منفی نیست؛ بافت تعیین می‌کند که خواست درست است یا آلوده.

ر و د با و د د فرق دارد. ودّ محبت، دوست داشتن و آرزوی نزدیک شدن است. اراده می‌تواند بدون محبت باشد؛ کسی ممکن است چیزی را برای سود یا سلطه بخواهد، نه از محبت.

ر و د با ا ب ت غ ي نزدیک است. ابتغاء طلب کردن و جستن چیزی است، معمولاً با تلاش و جست‌وجو. اراده جهت خواست است؛ ابتغاء حرکت طلب در پی آن خواست.

ر و د با ح ب ب فرق دارد. حب دوست داشتن و کشش محبت‌آمیز است. اراده می‌تواند بر اساس حب باشد یا نباشد. خدا چیزی را اراده می‌کند از روی حکمت؛ انسان گاهی چیزی را دوست دارد اما آن را اراده عملی نمی‌کند.

نکته مهم برای ترجمه فرقان

در ترجمه فرقان، ر و د نباید همیشه فقط «خواستن» ترجمه شود. در بسیاری از آیات «اراده کردن»، «قصد داشتن»، «در پی بودن»، «خواستن برای شما»، «جهت دادن به حکم»، یا «مقصد گرفتن» دقیق‌تر است.

درباره خدا، يُرِيدُ اللَّهُ باید با تنزیه فهمیده شود. خدا مانند انسان دچار میل، کمبود، تردید یا کشش نفسانی نمی‌شود. اراده خدا یعنی جهت حکیمانه فرمان، آفرینش، هدایت یا پاک‌سازی.

در داستان یوسف، راود باید با دقت ترجمه شود. رَاوَدَتْهُ عَن نَّفْسِهِ فقط «او را خواست» نیست؛ بلکه «او را از خودش خواست»، یعنی با اصرار و زمینه‌سازی خواست او را از مرز خویش بیرون بکشد. اما در سَنُرَاوِدُ عَنْهُ أَبَاهُ، معنا جنسی نیست؛ یعنی با پدرش اصرار و کوشش می‌کنیم تا او را همراه ما بفرستد.

پیشنهادهای ترجمه برای فرقان

أَرَادَ: خواست؛ اراده کرد؛ قصد کرد.

يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ: خدا برای شما آسانی می‌خواهد؛ خدا آسانی را برای شما اراده دارد.

وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ: و برای شما دشواری نمی‌خواهد.

يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ: می‌خواهد شما را پاک سازد؛ اراده دارد شما را پاک کند.

يُرِيدُ اللَّهُ أَن يُخَفِّفَ عَنكُمْ: خدا می‌خواهد از شما سبک کند؛ خدا می‌خواهد بار را بر شما سبک سازد.

جِدَارًا يُرِيدُ أَن يَنقَضَّ: دیواری که می‌خواست فرو ریزد؛ دیواری که رو به فروریختن داشت؛ دیواری که در آستانه ریزش بود.

مَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ: هر کس کشت آخرت را بخواهد؛ هر کس افق تلاش خود را کشت آخرت قرار دهد.

تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا: شما کالای گذرای دنیا را می‌خواهید.

يُرِيدُونَ أَن يُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ: می‌خواهند نور خدا را خاموش کنند؛ در پی خاموش کردن نور خدا هستند.

رَاوَدَتْهُ عَن نَّفْسِهِ: او را از خودش خواست؛ کوشید او را از خویشتن‌داری‌اش بیرون بکشد؛ با اصرار خواست او را از مرز خویش بیرون بکشد.

تُرَاوِدُ فَتَاهَا عَن نَّفْسِهِ: جوان خود را از خودش می‌خواهد؛ با اصرار او را به سوی خواسته خود می‌کشد.

سَنُرَاوِدُ عَنْهُ أَبَاهُ: او را از پدرش خواهیم خواست؛ با پدرش اصرار و گفت‌وگو خواهیم کرد.

رُوَيْدًا: اندکی آرام؛ با مهلتی کوتاه؛ آهسته و کم‌مهلت.

جمع‌بندی زبانی

ریشه ر و د در قرآن بر خواستن، اراده کردن، قصد کردن و رو آوردن به مقصود دلالت دارد. این خواست گاهی الهی است و در جهت حکمت، پاک‌سازی، آسانی، هدایت و تخفیف می‌آید؛ و گاهی انسانی است و مقصد انسان را آشکار می‌کند: دنیا، آخرت، خاموش کردن حق، یا طلب چیزی از دیگری.

شاخه مراوده، خواستن ساده نیست؛ طلبی است که با اصرار، نزدیک شدن، نرم کردن طرف مقابل یا کشیدن او به سوی مقصود همراه است. در داستان یوسف، این شاخه هم در بافت اخلاقی و جنسی آمده، و هم در بافت گفت‌وگو با پدر برای گرفتن بنیامین. بنابراین بافت، جهت معنا را تعیین می‌کند.

فرق مهم این ریشه با مشیئت، عزم، قصد، همّ، ابتغاء و ود باید حفظ شود. اراده جهت خواست و مقصد را نشان می‌دهد؛ مشیئت به نفوذ و تحقق نزدیک‌تر است؛ عزم تصمیم محکم است؛ قصد رو کردن مستقیم است؛ همّ کشش یا قصد اولیه است؛ ابتغاء طلب و جست‌وجوست؛ و ودّ محبت و خواستن عاطفی است.

خلاصه معنایی ریشه چنین است: ر و د در قرآن به خواست جهت‌دار و رو آوردن به مقصود اشاره دارد؛ از اراده خدا و انسان آغاز می‌شود، به مراوده و طلب همراه با اصرار می‌رسد، و در رويدا معنای مهلت آرام و تدریجی را نیز نشان می‌دهد.