ریشهٔ قرآنی ص و م (صَامَ)
خودداری، بازداشتن و توقف؛ از سکوت و ایستادن تا روزه بهعنوان عبادتی برای رسیدن به تقوا
صورتهای قرآنی و لغوی
تَصُومُوا
فعل مضارع منصوب؛ بقره ۲:۱۸۴
فَلْيَصُمْهُ
مضارع مجزوم با لام امر؛ بقره ۲:۱۸۵
صَوْم
مصدر؛ مریم ۱۹:۲۶
صِيَام
مصدر؛ نه کاربرد قرآنی
الصَّائِمِينَ
اسم فاعل جمع مذکر؛ احزاب ۳۳:۳۵
الصَّائِمَاتِ
اسم فاعل جمع مؤنث؛ احزاب ۳۳:۳۵
صَامَ يَصُومُ
صورت لغوی فعل مجرد؛ فعل در قرآن صرف شده است
صَائِم / صَائِمَة
مفرد اسم فاعل؛ صورتهای جمع در قرآن آمدهاند
صُوَّام / صُيَّام / صُوَّم
جمعهای لغوی؛ با این صورتها در قرآن نیامدهاند
صَوَّام
بسیار روزهگیر؛ در قرآن نیامده
مَصَام / مَصَامَة
محل ایستادن؛ در قرآن نیامده
اِصْطَامَ
خودداری کرد؛ در قرآن نیامده
۱. معرفی ریشه و میدان معنایی آن
ریشهٔ سهحرفی «ص و م» در زبان عربی به خودداری، بازایستادن از کاری و متوقف شدن یک حرکت یا رفتار اشاره دارد. در کاربرد انسانی، شخص از انجام کاری که امکان انجام آن را دارد خودداری میکند؛ مانند خوردن، نوشیدن، سخن گفتن یا حرکت کردن. در کاربردهای مربوط به طبیعت و حیوانات نیز این خانواده میتواند توقف، سکون و بازایستادن از حرکت را بیان کند.
واژههای «صَوْم» و «صِيَام» هر دو از مصدرهای فعل «صَامَ» هستند. در زبان عربی، این دو به اصل خودداری و بازداشتن مربوطاند؛ اما آنچه شخص از آن خودداری میکند، باید از جمله و سیاق شناخته شود.
اگر موضوع سخن غذا و نوشیدنی باشد، صوم به خودداری از خوردن و نوشیدن مربوط میشود. اگر موضوع گفتار باشد، به خودداری از سخن گفتن اشاره میکند. اگر دربارهٔ اسب ایستاده یا باد متوقفشده به کار رود، توقف و سکون برجسته است.
در قرآن، این ریشه ۱۴ بار در پنج گروه صرفی آمده است: دو بار در صورت فعل مجرد، یک بار با مصدر «صَوْم»، نه بار با مصدر «صِيَام» و دو بار با اسم فاعل جمع «الصَّائِمِينَ» و «الصَّائِمَاتِ».
شمار و صورتهای قرآنی؛ پیکرهٔ عربی قرآن
دو کاربرد قرآنی اهمیت ویژهای دارند. در مریم ۱۹:۲۶، «صَوْمًا» در سخن مریم با خودداری از گفتگو همراه است. در بقره ۲:۱۸۳؛ بقره ۲:۱۸۴؛ بقره ۲:۱۸۵؛ بقره ۲:۱۸۶؛ بقره ۲:۱۸۷، «صِيَام» عبادتی است که حدود زمانی، خودداریهای مشخص و هدف آن در آیات بیان شدهاند.
بنابراین، باید میان معنای عمومی ریشه و صورت مشخص روزه در قرآن تفاوت گذاشت. روزهٔ قرآنی نوعی خودداری است، اما هر خودداری در زبان عربی لزوما روزهٔ عبادی با احکام بقره نیست.
۲. هستهٔ معنایی و صورتهای مهم
خودداری و بازایستادن
ابن فارس در مقاییس اللغة دربارهٔ این ریشه مینویسد:
الصَّادُ وَالْوَاوُ وَالْمِيمُ أَصْلٌ يَدُلُّ عَلَى إِمْسَاكٍ وَرُكُودٍ فِي مَكَانٍ
«صاد، واو و میم بر یک اصل دلالت دارند: بازداشتن و سکون در جایی.»
دو تعبیر در این تعریف اهمیت دارند: «إمساك» و «ركود».
«امساک» در این زمینه به خودداری یا بازداشتن اشاره دارد؛ یعنی کاری انجام نمیشود یا حرکتی متوقف میگردد.
«رکود» نیز به سکون و ایستادن مربوط است؛ مانند بادی که از وزیدن بازمیایستد یا حیوانی که در جای خود ایستاده است.
در کاربرد مربوط به انسان، خودداری میتواند آگاهانه و بر اساس یک تصمیم باشد. اما در کاربرد مربوط به باد یا خورشید، نباید اراده و تصمیم انسانی را به پدیدهٔ طبیعی نسبت داد.
این تفاوت نشان میدهد که معنای ریشه گستردهتر از خودداری ارادی انسان است.
صورتهای مهم در زبان عربی
«صَامَ يَصُومُ» فعل مجرد است و بسته به موضوع به معنای خودداری کرد، از کاری بازایستاد یا در حالتی متوقف ماند به کار میرود. این فعل در قرآن آمده است.
«صَوْم» مصدر فعل مجرد است و به خودداری و بازداشتن اشاره دارد. در قرآن یک بار، در سخن مریم، آمده است.
«صِيَام» مصدر دیگر همین فعل است. در کاربرد قرآنی آن، روزهٔ عبادی و خودداریهای مربوط به آن مطرح است.
«صَائِم» اسم فاعل است و به شخص روزهدار یا خودداریکننده اشاره میکند. در قرآن صورتهای جمع مذکر و مؤنث این وصف آمدهاند.
«صَائِمَة» صورت مؤنث اسم فاعل است. «الصَّائِمَات» در احزاب ۳۳:۳۵ به زنان روزهدار اشاره دارد.
«صُوَّام»، «صُيَّام» و «صُوَّم» از صورتهای جمع شناختهشده برای روزهداران یا خودداریکنندگان در زبان عربیاند، اما با این صورتها در قرآن نیامدهاند.
«صَوَّام» در کاربرد وصفی به کسی گفته میشود که بسیار روزه میگیرد یا این کار از عادتهای اوست.
«مَصَام» و «مَصَامَة» در زبان کهن به محل ایستادن و توقف، بهویژه دربارهٔ اسب، اشاره دارند.
«اِصْطَامَ» نیز در منابع لغوی بهعنوان صورتی از همین خانواده، با معنای خودداری کردن، ثبت شده است.
این صورتها نشان میدهند که «صوم» در زبان عربی نام عمومی یک حالت خودداری است، در حالی که در سیاق دینی میتواند نام عبادتی مشخص باشد.
تصویر مادی: توقف حرکت
برای شناخت میدان معنایی این ریشه، میتوان اسبی را تصور کرد که در میدان ایستاده و از حرکت بازمانده است. اسب توان حرکت دارد، اما اکنون نمیدود و جای خود را ترک نمیکند.
در چنین تصویری، «صائم» بودن با توقف و ایستادن ارتباط پیدا میکند.
تصویر دیگر، بادی است که میوزد و سپس آرام میگیرد. حرکت هوا متوقف شده و سکون جای آن را گرفته است.
در کاربرد انسانی، همین میدان به رفتار منتقل میشود: کسی که میتواند سخن بگوید، تصمیم میگیرد خاموش بماند؛ یا کسی که امکان خوردن و نوشیدن دارد، برای مدتی معین از آن خودداری میکند.
البته در تعریف لغوی صوم، نباید «مقاومت در برابر خواهش نفس»، «گرسنگی کشیدن» یا «خودسازی اخلاقی» را به جای معنای بنیادین گذاشت. اینها میتوانند انگیزه، دشواری یا نتیجهٔ برخی انواع خودداری باشند، اما خود ریشه در همهٔ کاربردها چنین مفاهیمی را بیان نمیکند.
۳. کاربرد در عربی کهن
اسبهای ایستاده؛ شاهد نابغهٔ ذبیانی
در شعری از نابغهٔ ذبیانی، شاعر جاهلی، آمده است:
خَيْلٌ صِيَامٌ وَخَيْلٌ غَيْرُ صَائِمَةٍ
تَحْتَ الْعَجَاجِ وَخَيْلٌ تَعْلُكُ اللُّجُمَا
«اسبهایی ایستادهاند و اسبهایی دیگر ایستاده نیستند، در میان گردوغبار؛ و اسبهایی نیز دهانههای خود را میجوند.»
در این بیت، «صِيَام» برای اسبها به کار رفته است؛ در این کاربرد میتوان آن را جمع «صائم» دانست. این کاربرد وصفی را نباید با مصدر «صِيَام» در آیات روزه یکی گرفت.
مقصود این نیست که اسبها مراسم روزهٔ دینی انجام میدهند، بلکه توقف و ایستادن آنها در برابر حرکت دیگر اسبها توصیف شده است.
تعبیر «غَيْرُ صَائِمَةٍ» تقابل میان ایستادن و نایستادن را روشن میکند. اشاره به گردوغبار نیز با صحنهٔ حرکت اسبها سازگار است.
این شاهد نشان میدهد که خانوادهٔ «ص و م» در زبان کهن به خودداری از خوراک محدود نبوده و توقف و بازایستادن از حرکت را نیز بیان میکرده است. در منابع لغوی، ایستادن اسب همراه با علف نخوردن نیز در توضیح این وصف آمده است.
الکاملِ مبرد؛ نقل شاهد نابغه با «وخیل»
ایستادن خورشید در میانهٔ روز
در شعری منسوب به امرؤ القیس آمده است:
إِذَا صَامَ النَّهَارُ وَهَجَّرَا
«هنگامی که روز به نیمه رسیده و گرمای نیمروز فراگیر شده است.»
در این تعبیر، «صَامَ النَّهَارُ» به حالت روز در میانهٔ آن اشاره دارد؛ زمانی که در نگاه مشاهدهگر، حرکت خورشید در بلندای آسمان گویی کند یا متوقف شده است.
مقصود توقف واقعی حرکت خورشید در جهان نیست. سخن از توصیف وضعیتی است که در تجربهٔ روزمرهٔ انسان هنگام نیمروز دیده میشود.
در منابع لغوی، این کاربرد با تعبیرهایی مانند «صَامَ النَّهَارُ» و «صَامَتِ الشَّمْسُ» توضیح داده شده است.
این شاهد نیز نشان میدهد که معنای «صوم» در زبان عربی به توقف و سکون ارتباط دارد و لزوما دربارهٔ غذا یا عبادت نیست.
لسان العرب؛ شاهد منسوب به امرؤ القیس و کاربردهای توقف
باد آرامگرفته
در کاربردهای ثبتشدهٔ عربی، «صَامَتِ الرِّيحُ» به معنای بازایستادن باد از وزیدن آمده است.
در اینجا، باد چیزی نمیخورد و از روی اراده کاری را ترک نمیکند؛ تنها حرکت آن فروکش کرده یا متوقف شده است.
از این رو، تعریف ریشه به «پرهیز آگاهانه از خوردن و نوشیدن» نمیتواند تمام کاربردهای لغوی آن را توضیح دهد.
معنای عامتر «بازایستادن و خودداری» برای شناخت این خانواده مناسبتر است، در حالی که نوع خودداری از موضوع جمله مشخص میشود.
خودداری از سخن
در عربی، کسی که سخن گفتن را ترک میکند نیز میتواند «صائم» نامیده شود.
این کاربرد در قرآن نیز با داستان مریم شناخته شده است. اما نباید از آن نتیجه گرفت که «صوم» در معنای لغوی خود فقط سکوت است.
سکوت یکی از مصداقهای خودداری است، همانطور که نخوردن، ننوشیدن یا توقف حرکت میتواند مصداق دیگری باشد.
همچنین خودداری از سخن گفتن با ناتوانی از سخن گفتن یکسان نیست. شخصی که زبان او ناتوان شده یا قدرت تکلم ندارد، از نظر وضعیت با انسانی که میتواند سخن بگوید اما تصمیم میگیرد سخن نگوید تفاوت دارد.
در کاربرد مربوط به نذر مریم، این جنبهٔ خودداری از گفتگو اهمیت پیدا میکند.
۴. کاربرد «صَوْمًا» در داستان مریم
نخستین کاربردی که برای شناخت دامنهٔ معنایی این ریشه اهمیت دارد، در سورهٔ مریم آمده است.
پس از تولد عیسی، به مریم گفته میشود:
فَكُلِي وَاشْرَبِي وَقَرِّي عَيْنًا ۖ فَإِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَدًا فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمَٰنِ صَوْمًا فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنْسِيًّا
«پس بخور و بنوش و چشمت روشن باشد. پس اگر کسی از انسانها را دیدی، بگو: من برای رحمان صومی نذر کردهام؛ پس امروز با هیچ انسانی سخن نخواهم گفت.»
مریم، ۱۹:۲۶
در این آیه، «صَوْمًا» مفعول فعل «نَذَرْتُ» است و به چیزی اشاره میکند که مریم برای رحمان نذر کرده است.
بخش پایانی آیه، نوع خودداری را روشن میسازد: «فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنْسِيًّا».
بنابراین، صوم مریم در این سیاق با خودداری از گفتگو با انسانها ارتباط دارد.
آیا صوم در این آیه به معنای گرسنگی کشیدن است؟
خیر. خود آیه با فرمان «فَكُلِي وَاشْرَبِي» آغاز میشود؛ یعنی به مریم گفته میشود بخورد و بنوشد.
سپس از صوم او سخن میرود و خودداری از گفتگو بیان میشود.
این ترتیب نشان میدهد که در اینجا نمیتوان «صوم» را به خودداری از خوردن و نوشیدن محدود کرد.
از سوی دیگر، نباید از این کاربرد نتیجه گرفت که واژهٔ «صوم» در تمام زبان عربی تنها به سکوت اشاره دارد. سکوت، مصداق مشخص صوم در داستان مریم است؛ همانطور که خودداری از خوردن و نوشیدن، مصداق مشخصی از روزه در آیات بقره است.
پس عبارت «فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنْسِيًّا» توضیحی دربارهٔ نوع خودداری مریم است، نه تعریف انحصاری ریشهٔ «ص و م».
نذر و خودداری
در این آیه، صوم با «نَذَرْتُ» نیز همراه است.
نذر از ریشهٔ «ن ذ ر» است و به تعهدی مربوط میشود که شخص بر عهده میگیرد. در اینجا، مریم از تعهدی برای رحمان سخن میگوید.
این ارتباط اهمیت دارد؛ زیرا نشان میدهد که خودداری او تنها یک سکوت اتفاقی یا ناشی از ناتوانی در سخن گفتن نیست. موضوع، خودداری در چارچوب نذر است.
اما خود واژهٔ «صوم» به معنای نذر کردن نیست. نذر، نوع تعهد را بیان میکند و صوم، عملی است که موضوع این تعهد قرار گرفته است.
همچنین خودداری از گفتگو در داستان مریم نباید بدون فرمانی مستقل به حکم عمومی برای همهٔ مؤمنان تبدیل شود. قرآن در این موضع، رخدادی مشخص از زندگی مریم را بیان میکند.
آیا «فَقُولِي» با خودداری از سخن گفتن تعارض دارد؟
آیه ابتدا میگوید «فَقُولِي»، یعنی «بگو»، و سپس جملهٔ مریم را دربارهٔ سخن نگفتن نقل میکند.
این ساخت ممکن است در نگاه نخست پرسشی ایجاد کند: چگونه به کسی فرمان داده میشود بگوید که سخن نخواهد گفت؟
از نظر ساخت جمله، «فَقُولِي» دستور اعلام وضعیت یا تعهد است و «فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنْسِيًّا» محتوای خودداری از گفتگو را بیان میکند.
اعلام اینکه شخص وارد گفتگو نخواهد شد، با خودداری از ادامهٔ گفتگو یک مسئله نیست. با این حال، چگونگی دقیق این اعلام در داستان، از جمله احتمال بیان غیرکلامی، باید در تأویل اختصاصی آیه بررسی شود.
آنچه برای شناخت ریشه روشن است، این است که «صوم» در اینجا به ترک گفتگو مربوط میشود، نه به ناتوانی از سخن گفتن و نه به خودداری از غذا.
۵. تفاوت «صَوْم» و «صِيَام» در قرآن
یکی از پرسشهای مهم دربارهٔ این ریشه، تفاوت دو مصدر «صوم» و «صیام» است.
در قرآن، «صوم» یک بار در داستان مریم آمده، اما «صیام» نه بار در آیات مربوط به روزهٔ عبادی به کار رفته است.
این تفاوت کاربردی واقعی است، ولی آیا ثابت میکند که دو واژه از نظر لغوی دو معنای کاملا جداگانه دارند؟
دو مصدر از یک فعل
در زبان عربی، «صَوْم» و «صِيَام» هر دو مصدر فعل «صَامَ يَصُومُ» هستند.
در لسان العرب نیز هر دو صورت برای همین فعل ثبت شدهاند و در بیان معنای عمومی آنها، خودداری از غذا، نوشیدنی، رابطهٔ جنسی و سخن گفتن در یک میدان ذکر شده است.
از این رو، نمیتوان ادعا کرد که در اصل زبان عربی، «صوم» تنها به معنای سکوت و «صیام» تنها به معنای نخوردن است.
این تفکیک از کاربردهای محدود قرآن بهتنهایی ثابت نمیشود.
در مریم ۱۹:۲۶، خودداری از گفتگو از عبارت «فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنْسِيًّا» شناخته میشود.
در بقره ۲:۱۸۷، خودداری از خوردن، نوشیدن و روابط جنسی در ساعات روزه از فرمانها و محدودیتهای همان آیه شناخته میشود.
بنابراین، تفاوت مصداقها از سیاق به دست میآید.
آیا وزن «فِعَال» معنای شدیدتری میسازد؟
«صِيَام» از نظر ساخت مصدری با «صَوْم» تفاوت دارد.
اما نمیتوان تنها از وزن «فِعَال» نتیجه گرفت که صیام حتما خودداری شدیدتر، طولانیتر یا دشوارتری از صوم است.
در عربی، یک فعل ممکن است بیش از یک مصدر داشته باشد، بیآنکه میان آن مصدرها در تمام کاربردها مرز معنایی ثابت و مستقلی وجود داشته باشد.
همچنین وجود دو مصدر به معنای آن نیست که یکی حتما برای خودداری جسمانی و دیگری برای خودداری معنوی ساخته شده است.
در قرآن، تفاوت کاربرد مشاهده میشود، اما این تفاوت برای اثبات یک قانون انحصاری لغوی کافی نیست.
از این رو، در مقالهٔ ریشه بهتر است هر دو مصدر در یک خانوادهٔ معنایی حفظ شوند و مصداق خاص هرکدام در سیاق آیه توضیح داده شود.
۶. صیام بهعنوان عبادت در قرآن
الف. هدف روزه؛ رسیدن به تقوا
در سورهٔ بقره آمده است:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ
«ای کسانی که ایمان آوردهاید، روزه بر شما مقرر شده است، همانگونه که بر کسانی پیش از شما مقرر شده بود، باشد که تقوا پیشه کنید.»
بقره، ۲:۱۸۳
در این آیه، «الصِّيَامُ» موضوع حکم است و «كُتِبَ عَلَيْكُمُ» مقرر شدن آن را برای مخاطبان بیان میکند.
همچنین آیه اعلام میکند که این عبادت برای کسانی پیش از مخاطبان قرآن نیز مقرر شده بود.
با این حال، از «كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ» نمیتوان نتیجه گرفت که تمام جزئیات زمانی و عملی روزهٔ گروههای پیشین با احکام روزه در بقره یکسان بوده است.
آنچه صریحا بیان شده، اصل مقرر شدن صیام برای آنان است.
«لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»؛ هدف روزه
پایان آیه، هدف روزه را روشن میکند: «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ».
تقوا از ریشهٔ «و ق ي» است و با پروا، مراقبت و خود را از آسیب و پیامد نادرست نگاه داشتن ارتباط دارد.
این هدف را نباید با معنای لغوی صوم یکی گرفت.
«صوم» در اصل خودداری است؛ «تقوا» جهت و هدفی است که آیه برای این عبادت بیان میکند.
ممکن است انسان برای زمانی مشخص از غذا خودداری کند، اما در همان مدت دروغ بگوید، به دیگری ستم کند یا در انجام مسئولیتهای خود کوتاهی نماید.
خودداری جسمانی، بهتنهایی تحقق تقوا را ثابت نمیکند.
از سوی دیگر، نباید نتیجه گرفت که چون هدف روزه تقواست، پس خودداری واقعی از خوردن و نوشیدن اهمیت ندارد و هر نوع رفتار اخلاقی میتواند جای آن را بگیرد.
قرآن هم عمل مشخص صیام را مقرر کرده و هم هدف آن را بیان کرده است.
صیام، عمل عبادی است و تقوا هدف تربیتی و اخلاقی آن؛ این دو مرتبطاند، اما مترادف نیستند.
در آیهٔ ۱۸۳، هدف روزه «تقوا» معرفی شده است. بنابراین، تبیینهایی مانند احساس گرسنگی نیازمندان یا تجربهٔ دشواری زندگی دیگران، هرچند ممکن است از آثار جانبی روزه باشند، جای هدف صریح آیه را نمیگیرند.
ب. شمار روزها، بیماری، سفر و توانایی روزه گرفتن
آیهٔ بعد چنین است:
أَيَّامًا مَعْدُودَاتٍ ۚ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ ۚ وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ ۖ فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ ۚ وَأَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ ۖ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ
«روزهایی شمارششده. پس هرکس از شما بیمار یا در سفر باشد، شمار آن را در روزهای دیگر بهجا آورد. و بر کسانی که روزه را به دشواری طاقت میآورند، فدیهای است: خوراک یک نیازمند. پس هرکس داوطلبانه کار نیک بیشتری انجام دهد، برای او بهتر است؛ و اینکه روزه بگیرید برای شما بهتر است، اگر بدانید.»
بقره، ۲:۱۸۴
این آیه چند موضوع متفاوت را بیان میکند: مدت روزه، وضعیت بیمار و مسافر، مسئلهٔ طاقت و توانایی روزه گرفتن، فدیه و ارزش روزه برای کسی که میتواند آن را انجام دهد.
برای پژوهش ریشهٔ «ص و م»، عبارت «وَأَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ» اهمیت مستقیم دارد.
«تَصُومُوا» فعل مضارع از باب مجرد است و از همان خانوادهٔ «صیام» و «صوم» به شمار میرود.
وجود این فعل نشان میدهد که قرآن برای بیان انجام روزه، از خود فعل «صام» نیز استفاده کرده است؛ نه اینکه تنها با اسم «صیام» از این عبادت سخن بگوید.
همچنین این آیه نشان میدهد که انجام روزه در چارچوب وضعیت واقعی انسان بررسی میشود.
بیماری و سفر با جبران در روزهای دیگر همراه شدهاند. دربارهٔ «يُطِيقُونَهُ» نیز فدیهٔ خوراک نیازمند مطرح است؛ پیوند دادن آن با دشواریِ طاقتفرسا، خوانش تفسیریِ برگزیده در ترجمهٔ این مقاله است، نه تنها معنای لغویِ بیاختلافِ این تعبیر.
در اینجا باید میان دشواری معمول یک عبادت و ناتوانی در تحمل پایدار آن تفاوت گذاشت. همچنین بیمار و مسافری که میتوانند در روزهای دیگر روزه بگیرند، با شخصی که توان تحمل روزه را بهصورت پایدار ندارد در یک وضعیت نیستند.
با این حال، تفصیل این مرزبندی به بررسی مستقل «يُطِيقُونَهُ»، «فِدْيَة» و پیوستگی آیات نیاز دارد. معنای ریشهٔ «ص و م» بهتنهایی نمیتواند همهٔ جزئیات حکم را تعیین کند.
قرطبی؛ اختلاف در تفسیر «یطیقونه»
عبارت «وَأَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ» نیز در همین سیاق قرار دارد. ارزش روزه در آیه بیان شده، اما نباید آن را به فرمانی برای تحمیل روزه بر فردی تبدیل کرد که در وضعیت ناتوانی واقعی قرار دارد.
ج. ماه رمضان و اصل آسانگیری
در آیهٔ بعد آمده است:
شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَىٰ وَالْفُرْقَانِ ۚ فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ ۖ وَمَنْ كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ ۗ يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَىٰ مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
«ماه رمضان، که قرآن در آن نازل شده است، هدایتی برای مردم و دلایل روشن از هدایت و فرقان است. پس هرکس از شما این ماه را حاضر باشد، باید آن را روزه بگیرد؛ و هرکس بیمار یا در سفر باشد، شمار آن را در روزهای دیگر بهجا آورد. آن معبود یگانه برای شما آسانی میخواهد و برای شما سختی نمیخواهد، تا شمار روزها را کامل کنید و آن معبود یگانه را به سبب آنچه شما را هدایت کرده بزرگ بشمارید، و باشد که سپاس گزارید.»
بقره، ۲:۱۸۵
در این آیه، «فَلْيَصُمْهُ» فعل مضارع مجزوم با لام امر است.
ضمیر «هُ» به ماه رمضان برمیگردد. در اینجا روزه گرفتن به یک ماه مشخص پیوند داده شده است.
با این حال، معنای «صام» از نظر لغوی تغییر نکرده است. فعل همان خودداری در چارچوب روزه را بیان میکند و ماه رمضان، زمان مقرر انجام آن است.
آیه همچنین بار دیگر وضعیت بیماری و سفر را ذکر میکند و اصل آسانگیری را با عبارت «يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ» بیان مینماید.
این اصل نباید از بحث روزه جدا شود؛ زیرا در خود آیهٔ مربوط به حکم روزه آمده است.
از سوی دیگر، آسانگیری به معنای حذف اصل عبادت نیست. قرآن میان مقرر شدن روزه، توانایی انسان، امکان جبران و پرهیز از دشواری ناموجه رابطه برقرار میکند.
روزه در این آیات عبادتی مقرر است، اما سختی و آسیب رساندن به انسان، هدف آن معرفی نشده است.
د. حدود زمانی و عملی روزه
مهمترین آیه برای شناخت جزئیات عملی روزه، بقره ۲:۱۸۷ است:
أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَىٰ نِسَائِكُمْ ۚ هُنَّ لِبَاسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ ۗ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتَانُونَ أَنْفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنْكُمْ ۖ فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُوا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ ۚ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ۖ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ ۚ وَلَا تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنْتُمْ عَاكِفُونَ فِي الْمَسَاجِدِ ۗ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَقْرَبُوهَا ۗ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ
«در شب روزه، رابطهٔ جنسی با زنانتان برای شما حلال شده است. آنان پوششی برای شما هستند و شما پوششی برای آنان هستید. آن معبود یگانه دانست که شما به خود خیانت میکردید؛ پس به شما بازگشت و از شما درگذشت. پس اکنون با آنان مباشرت کنید و آنچه را آن معبود یگانه برای شما مقرر کرده بجویید. و بخورید و بنوشید تا رشتهٔ سپید از رشتهٔ سیاه سپیدهدم برایتان آشکار شود؛ سپس روزه را تا شب کامل کنید. و هنگامی که در مسجدها اعتکاف کردهاید، با آنان مباشرت نکنید. اینها حدود آن معبود یگانه است؛ پس به آنها نزدیک نشوید. اینگونه آن معبود یگانه آیات خود را برای مردم روشن میکند، باشد که تقوا پیشه کنند.»
بقره، ۲:۱۸۷
در این آیه، مصدر «الصِّيَام» دو بار آمده است.
نخست، در «لَيْلَةَ الصِّيَامِ» که شب مربوط به روزه را بیان میکند.
دوم، در «ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ» که به کامل کردن روزه تا رسیدن شب فرمان میدهد.
خوردن، نوشیدن و مباشرت
در این آیه، خوردن و نوشیدن تا آشکار شدن سپیدهدم مجاز دانسته شدهاند و سپس کامل کردن صیام تا شب مقرر شده است.
همچنین رابطهٔ جنسی در شب روزه مجاز شمرده شده و در زمان اعتکاف در مسجدها محدودیت جداگانهای برای مباشرت بیان شده است.
بنابراین، در روزهٔ مقرر در بقره، خودداری از خوردن، نوشیدن و مباشرت جنسی در بازهٔ روزه مطرح است.
این حدود از خود آیه شناخته میشوند، نه از معنای ریشهٔ «ص و م» بهتنهایی.
همچنین اعتکاف و صیام دو واژهٔ مستقلاند. ممنوعیت مباشرت هنگام اعتکاف، با محدودیتهای خود روزه ارتباط دارد، اما نباید تمام احکام اعتکاف را به معنای «صیام» وارد کرد.
آغاز و پایان روزه
آغاز بازهٔ خودداری در آیه با آشکار شدن سپیدهدم بیان شده و پایان آن با «إِلَى اللَّيْلِ» مشخص شده است.
از نظر ترجمه، «إِلَى اللَّيْلِ» به معنای «تا شب» است.
تعیین دقیق نشانههای زمانی آغاز شب و تطبیق آنها با وضعیتهای جغرافیایی متفاوت، موضوع بررسی ریشههای «ف ج ر»، «ل ي ل» و آیات مربوط به زمان است.
پژوهش ریشهٔ ف ج ر؛ پژوهش ریشهٔ ل ي ل
در مقالهٔ ریشهٔ «ص و م» نباید این مباحث را به جای معنای فعل روزه گرفتن نشاند.
آنچه روشن است، این است که قرآن روزهٔ مورد نظر را با حدود زمانی و عملی مشخص معرفی کرده است. بنابراین، خودداری از غذا در هر ساعت دلخواه، بدون توجه به ساخت آیه، بهخودیخود همان صورت مقرر صیام رمضان نیست.
رابطهٔ خودداری و تقوا
در آغاز مجموعهٔ آیات روزه، هدف «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» آمده است.
در پایان بقره ۲:۱۸۷ نیز اشاره به تقوا با تعبیر «لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ» آمده است؛ ضمیر و صورت فعل آن با «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» در بقره ۲:۱۸۳ یکسان نیست.
این تکرار اهمیت دارد؛ زیرا مجموعهٔ احکام روزه میان دو اشاره به تقوا قرار گرفته است.
در این چارچوب، تقوا تنها تحمل گرسنگی یا تشنگی نیست. رعایت حدود الهی، توجه به وضعیت واقعی انسان، احترام به مسئولیتها و خودداری از تجاوز از مرزهای مقرر نیز با هدف این عبادت ارتباط دارند.
اما این نتیجه از مجموع آیات به دست میآید. معنای لغوی «صوم» همچنان خودداری و بازداشتن است.
۷. صیام در کفارهها و جبران مسئولیتها
کاربرد «صیام» در قرآن به روزهٔ رمضان محدود نیست. در چند آیه، روزه بهعنوان بخشی از فدیه یا کفاره نیز آمده است.
این موارد اهمیت دارند؛ زیرا نشان میدهند که نوع روزه و مدت آن همیشه یکسان نیست. گاهی سه روز مقرر شده، گاهی دو ماه پیاپی و گاهی روزه در کنار گزینههای دیگر آمده است.
صیام در حج؛ بقره ۲:۱۹۶
در بقره ۲:۱۹۶، روزه در دو زمینهٔ متفاوت مطرح شده است.
نخست، برای کسی که به سبب بیماری یا آسیبی در سر، در وضعیت مربوط به تراشیدن سر قرار میگیرد، فدیهای از روزه، صدقه یا نسک بیان شده است.
دوم، برای کسی که در وضعیت بیانشدهٔ حج، آنچه باید فراهم کند نمییابد، روزهٔ سه روز در حج و هفت روز پس از بازگشت مقرر شده است.
در این آیه، «صِيَام» هم در کنار گزینههای جبرانی دیگر آمده و هم با شمار معینی از روزها مشخص شده است.
این تفاوت نشان میدهد که مقدار روزه از خود مصدر «صیام» به دست نمیآید. مدت و شرط آن را عبارتهای دیگر آیه تعیین میکنند.
صیام در قتل خطایی؛ نساء ۴:۹۲
در نساء ۴:۹۲، پس از بیان مسئولیتهای مربوط به قتل خطایی، برای کسی که امکان آزاد کردن بنده را نمییابد، روزهٔ دو ماه پیاپی مطرح شده است.
عبارت «شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ» مدت و پیوستگی روزه را بیان میکند.
در اینجا، صیام خود به معنای دو ماه نیست. دو ماه بودن از صورت تثنیهٔ «شَهْرَيْنِ» و پیوستگی از وصف «مُتَتَابِعَيْنِ» شناخته میشود.
همچنین موضوع آیه جبران مسئولیت ناشی از قتل خطایی است؛ اما این موضوع جزء معنای ریشهٔ «ص و م» نیست.
صیام در کفارهٔ سوگند؛ مائده ۵:۸۹
در مائده ۵:۸۹، پس از بیان کفارهٔ سوگند، روزهٔ سه روز برای کسی مطرح شده است که امکان انجام گزینههای پیشین را ندارد.
این کاربرد بار دیگر نشان میدهد که صیام میتواند در چارچوب جبران یک مسئولیت مقرر شود.
با این حال، از آن نمیتوان نتیجه گرفت که روزه در همهٔ موارد تنها یک مجازات یا تاوان است؛ زیرا در بقره ۲:۱۸۳، صیام بهعنوان عبادتی برای تقوا مقرر شده است.
صیام در موضوع شکار؛ مائده ۵:۹۵
در مائده ۵:۹۵، دربارهٔ شکار در وضعیت احرام، روزه در میان گزینههای جبرانی آمده است.
تعبیر «أَوْ عَدْلُ ذَٰلِكَ صِيَامًا» نشان میدهد که مقدار روزه با سنجش برابرِ آنچه پیشتر بیان شده ارتباط دارد.
در اینجا، روزه یک عدد ثابت مستقل از موضوع حکم ندارد؛ بلکه تعیین مقدار آن به ساخت کامل آیه مربوط است.
صیام در موضوع ظهار؛ مجادله ۵۸:۴
در سورهٔ مجادله، پس از بیان مسئولیت کسانی که ظهار کرده و سپس از گفتهٔ خود بازمیگردند، برای شخصی که امکان آزاد کردن بنده را ندارد، روزهٔ دو ماه پیاپی پیش از تماس جنسی بیان شده است.
در این کاربرد نیز صیام با مدت، پیوستگی و شرط زمانی همراه است.
این شرایط از خود مصدر «صیام» حاصل نمیشوند، بلکه اجزای مستقل حکماند.
نتیجهٔ کاربردهای جبرانی
این پنج زمینه نشان میدهند که روزه در قرآن افزون بر عبادت رمضان، میتواند در احکام مربوط به فدیه و کفاره نیز قرار گیرد.
اما نباید همهٔ این موارد را به یک حکم واحد تبدیل کرد.
گاهی صیام یکی از چند گزینه است؛ گاهی پس از ناتوانی از انجام گزینهٔ پیشین مطرح میشود؛ و گاهی شمار روزها یا ماهها صریحا تعیین شده است.
معنای پایهٔ «صیام» در همهٔ این موارد همان روزه گرفتن است. تفاوتهای حقوقی و عملی از سیاق و شرایط هر آیه به دست میآیند.
۸. روزهداران؛ «الصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ»
در سورهٔ احزاب آمده است:
إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا
«همانا مردان و زنان تسلیمشده، مردان و زنان مؤمن، مردان و زنان فرمانبردار، مردان و زنان راستگو، مردان و زنان شکیبا، مردان و زنان فروتن، مردان و زنان صدقهدهنده، مردان و زنان روزهدار، مردان و زنانی که فروج خود را حفظ میکنند، و مردان و زنانی که آن معبود یگانه را بسیار یاد میکنند؛ آن معبود یگانه برای آنان آمرزش و پاداشی بزرگ آماده کرده است.»
احزاب، ۳۳:۳۵
در این آیه، «الصَّائِمِينَ» و «الصَّائِمَاتِ» اسم فاعل جمع مذکر و مؤنثاند.
قرآن روزهداری را در کنار چندین ویژگی دیگر بیان میکند: ایمان، فرمانبرداری، راستگویی، صبر، خشوع، صدقه، حفظ حریم جنسی و یاد آن معبود یگانه.
این همراهی نشان میدهد که روزهداری یکی از ویژگیهای ستودهٔ انسان در این سیاق است، نه تنها معیار شناخت انسان صالح.
از سوی دیگر، هر یک از این ویژگیها معنای مستقل دارند.
«الصائمین» به معنای «الصابرین» نیست، هرچند روزه میتواند با صبر همراه باشد.
«الصائمات» نیز به معنای «الحافظات» نیست، هرچند مراقبت از حریم جنسی و رعایت حدود، در زندگی یک انسان مؤمن با یکدیگر ارتباط دارند.
در این آیه، مردان و زنان هر دو با وصف روزهداری معرفی شدهاند. تفاوت صورتهای مذکر و مؤنث، تفاوتی در اصل معنای روزه ایجاد نمیکند.
همچنین از این اسمهای فاعل نمیتوان نتیجه گرفت که شخص باید در تمام لحظات زندگی در حال روزه باشد. این وصف میتواند به کسانی اشاره کند که روزه از اعمال و ویژگیهای شناختهشدهٔ آنان است.
۱۰. نکات صرفی و ساختاری
دو مصدر «صوم» و «صیام»
«صَوْم» و «صِيَام» هر دو مصدر فعل «صَامَ» هستند.
وجود دو صورت مصدری بهتنهایی نشاندهندهٔ دو عمل کاملا متفاوت نیست.
در کاربرد قرآنی، «صوم» در داستان مریم و «صیام» در عبادت روزه آمده است. اما تفاوت خودداری از سخن و خودداری از خوردن و نوشیدن، از سیاق شناخته میشود.
«تَصُومُوا»؛ فعل مضارع منصوب
در بقره ۲:۱۸۴، «تَصُومُوا» پس از «أَنْ» آمده و فعل مضارع منصوب است.
واو در پایان آن، ضمیر جمع مخاطب است.
ترکیب «أَنْ تَصُومُوا» به معنای «اینکه روزه بگیرید» است.
در اینجا، فعل از خودداری عبادی در سیاق روزه سخن میگوید، نه از سکوت مریم یا ایستادن اسب.
«فَلْيَصُمْهُ»؛ فرمان روزه گرفتن
در بقره ۲:۱۸۵، «فَلْيَصُمْهُ» از حرف «فَـ»، لام امر، فعل مضارع مجزوم «يَصُمْ» و ضمیر «هُ» ساخته شده است.
ضمیر به ماه رمضان بازمیگردد.
این ساخت، فرمان روزه گرفتن آن ماه را بیان میکند.
ضمیر «هُ» به ماه، یعنی زمان روزه، برمیگردد. در یک تحلیل نحوی شناختهشده، این ضمیر مفعولبه «بر سبیل توسع» است و معنا «در آن ماه روزه بگیرد» است. پس این ساخت بهتنهایی اثبات نمیکند که «صام» در اصل فعلی متعدی است؛ باید میان متعلق زمانی و مفعولِ واقعیِ عمل تفاوت گذاشت.
التبیان فی إعراب القرآن؛ تحلیل ضمیر «فلیصمه»
«الصَّائِمِينَ» و «الصَّائِمَاتِ»
در احزاب ۳۳:۳۵، این دو صورت اسم فاعل جمعاند.
«الصائمين» جمع مذکر سالم و «الصائمات» جمع مؤنث سالم است.
هر دو در مجموعهای از وصفهای مردان و زنان آمدهاند و به کسانی اشاره میکنند که روزه میگیرند.
این تفاوت جنس دستوری، معنای عمل روزه را تغییر نمیدهد.
مصدر و نوع عمل
در تمام کاربردهای قرآنی، باید میان خود واژه و متعلق آن تفاوت گذاشت.
«الصيام» نام عمل روزه است.
«ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ» یا «شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ» مقدار و مدت آن را مشخص میکند.
«إِلَى اللَّيْلِ» حد زمانی آن را بیان میکند.
«لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» هدف آن را معرفی میکند.
این معانی با روزه ارتباط دارند، اما همهٔ آنها در خود ریشهٔ «ص و م» نهفته نیستند.
۱۱. چالشهای فهم و ترجمه
آیا صوم تنها به معنای سکوت است؟
خیر. صوم در مریم ۱۹:۲۶ با سکوت همراه است، اما در زبان عربی کاربردهای دیگری نیز دارد.
اسب ایستاده، باد متوقفشده و شخصی که از غذا خودداری میکند، همگی میتوانند در میدان این ریشه قرار گیرند.
بنابراین، محدود کردن «صوم» به سکوت، بخشی از معنای زبان را حذف میکند.
آیا صیام تنها به معنای گرسنگی کشیدن است؟
خیر. گرسنگی ممکن است از پیامدهای روزه باشد، اما معنای «صیام» گرسنگی نیست.
شخصی ممکن است به سبب نداشتن غذا گرسنه بماند، بیآنکه روزه گرفته باشد.
در مقابل، روزهدار به سبب رعایت عبادتی مقرر، در بازهای مشخص از خوردن و نوشیدن خودداری میکند.
همچنین قرآن در بقره ۲:۱۸۷، روابط جنسی را نیز در تنظیم حدود این عبادت مطرح میکند.
پس روزه به گرسنگی محدود نیست و گرسنگی نیز با روزه یکسان نیست.
آیا روزه تنها یک تمرین تحمل دشواری است؟
قرآن چنین هدفی را بهصراحت بیان نکرده است.
در بقره ۲:۱۸۳، هدف روزه تقوا معرفی شده و در بقره ۲:۱۸۵، ارادهٔ الهی به آسانی و نه دشواری نسبت داده شده است.
از این رو، نباید ارزش روزه را با مقدار رنجی که شخص تحمل میکند سنجید.
روزهٔ شخصی که توانایی انجام آن را دارد، با وضعیت کسی که به سبب بیماری یا ناتوانی در معرض آسیب قرار میگیرد یکسان نیست.
همچنین انجام یک عبادت با بیتوجهی به مسئولیتهای ضروری انسان نباید خودبهخود نشانهٔ تقوای بیشتر دانسته شود.
آیا هر نوع خودداری میتواند جای صیام رمضان را بگیرد؟
از نظر لغوی، صوم میدان گستردهای از خودداری دارد.
اما در بقره ۲:۱۸۳؛ بقره ۲:۱۸۴؛ بقره ۲:۱۸۵؛ بقره ۲:۱۸۶؛ بقره ۲:۱۸۷، عبادتی مشخص با زمان و حدود معین معرفی شده است.
از این رو، خودداری از سخن، خودداری از کارهای ناپسند یا تمرین مراقبت اخلاقی، هرچند میتوانند ارزشمند باشند، بهتنهایی جای عمل مشخص روزه را نمیگیرند.
این تفاوت، میان معنای عمومی یک ریشه و مصداق عبادی آن است.
آیا از ریشه میتوان تمام احکام روزه را استخراج کرد؟
خیر. ریشه تنها میدان معنایی خودداری و بازایستادن را فراهم میکند.
زمان آغاز و پایان، وضعیت بیمار و مسافر، فدیه، شمار روزها، احکام روابط جنسی و دیگر شرایط، از آیات مربوط به هر موضوع شناخته میشوند.
حتی در میان کاربردهای کفاره، نوع و مقدار روزه یکسان نیست.
بنابراین، ریشهشناسی برای فهم درست واژه ضروری است، اما جای بررسی تمام جمله و حکم قرآنی را نمیگیرد.
۱۲. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
برای فعل مجرد «صَامَ» در معنای عمومی، «خودداری کرد»، «بازایستاد» یا «از کاری دست کشید» مناسب است.
در کاربرد مربوط به توقف حرکت، میتوان از «ایستاد»، «متوقف شد» یا «از حرکت بازماند» استفاده کرد.
برای مصدر «صَوْم»، معادل عمومی «خودداری» است. در مریم ۱۹:۲۶، حفظ صورت «صوم» در ترجمه و توضیح نوع آن در ادامهٔ آیه، از نظر امانتداری زبانی مناسب است. «خودداری از سخن» نیز در ترجمهٔ تفسیری این سیاق درست خواهد بود.
برای «صِيَام» در آیات مربوط به عبادت، معادل اصلی و طبیعی فارسی «روزه» است.
برای «صَائِم»، «روزهدار» و در کاربرد عمومی غیرعبادی «خودداریکننده» مناسب است.
برای «الصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ» در احزاب ۳۳:۳۵، «مردان و زنان روزهدار» معادل روشن و طبیعی است.
در بقره ۲:۱۸۴، «وَأَنْ تَصُومُوا» را بهتر است «و اینکه روزه بگیرید» ترجمه کرد.
در بقره ۲:۱۸۵، «فَلْيَصُمْهُ» به معنای «پس باید آن ماه را روزه بگیرد» یا «پس باید در آن ماه روزه بگیرد» است. ضمیر به ماه رمضان برمیگردد و معنای زمانی دارد؛ نیازی نیست در ترجمهٔ پایه توضیحهای نامرتبط به فعل افزوده شوند.
در بقره ۲:۱۸۷، «ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ» چنین برگردانده میشود: «سپس روزه را تا شب کامل کنید.»
در کاربردهای مربوط به فدیه و کفاره نیز «صیام» به «روزه» ترجمه میشود و مقدار و شرایط آن مطابق همان آیه بیان میگردد.
بهتر است واژهٔ «روزه» در متن ترجمه حفظ شود و معنای ریشهای خودداری، رابطهٔ آن با تقوا و تفاوتهای کاربردی در بخش تأمل یا مقالهٔ لغوی توضیح داده شوند.
۱۳. جمعبندی
ریشهٔ «ص و م» در زبان عربی به خودداری، بازایستادن و توقف اشاره دارد. این میدان معنایی در کاربردهایی مانند توقف حرکت اسب، آرام گرفتن باد، بازایستادن ظاهری خورشید در میانهٔ روز و خودداری انسان از سخن، خوراک یا دیگر اعمال دیده میشود.
«صَوْم» و «صِيَام» هر دو مصدر فعل «صَامَ» هستند. تفاوت کاربرد آنها در قرآن واقعی است، اما نمیتوان از آن نتیجه گرفت که یکی از نظر لغوی تنها به معنای سکوت و دیگری تنها به معنای خودداری از غذاست.
در مریم ۱۹:۲۶، «صوم» با خودداری از گفتگو همراه است. در آیات بقره، «صیام» عبادتی مشخص است که حدود زمانی و عملی آن بیان شدهاند.
قرآن هدف روزه را در بقره ۲:۱۸۳ با «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» معرفی میکند. بنابراین، روزه تنها تحمل گرسنگی و تشنگی نیست؛ عبادتی است که باید انسان را در مسیر تقوا قرار دهد.
همچنین روزه در قرآن به ماه رمضان محدود نمانده است. در چند آیه، صیام بهعنوان بخشی از فدیه یا کفاره آمده و مقدار آن با توجه به موضوع حکم متفاوت است.
در همهٔ این کاربردها، اصل خودداری باقی میماند، اما متعلق، مدت، شرایط و هدف آن را باید از خود آیه شناخت.
معنای کوتاه ریشهٔ «ص و م» چنین است: خودداری و بازایستادن از یک کار یا حرکت.
در کاربرد عبادی قرآن، این خودداری به روزهای با حدود معین تبدیل میشود که هدف آن تقواست. شناخت هستهٔ زبانی ریشه، ما را از فروکاستن روزه به گرسنگی یا سکوت بازمیدارد؛ و شناخت آیات مربوط به حکم، مانع آن میشود که معنای گستردهٔ لغوی را به جای شکل مشخص عبادت قرار دهیم.