ریشه قرآنی

ریشه قرآنی ت م م

رسیدن یا رساندن یک امر به حد مقرر، پس از کامل شدن مقدار، مدت، اجزا یا مراحل لازم

صورت‌های مهم این ریشه

معنای کوتاه ریشه

ریشه ت م م از واژه‌های تم، تمت، أتم، أتموا، أتممت، أتممنا، يتم، يتمم، تمام و متم است.

این ریشه در قرآن درباره کامل شدن مدت و شمار، به پایان رسیدن یک عمل، تحقق یافتن وعده، تمام شدن کلمه، اتمام نعمت و به فرجام رسیدن نور به کار رفته است.

ریشه ت م م بر رسیدن یا رساندن یک چیز به حد مقرر دلالت دارد؛ به‌گونه‌ای که اجزا، مراحل، مدت یا مقدار لازم آن فراهم شوند و چیزی از آنچه برای پایان یافتنش ضروری است باقی نماند.

تم یعنی خودِ امر به پایان و تمامیت رسید.

أتم یعنی فاعلی آن را تا پایان پیش برد، بخش باقی‌مانده را افزود یا مانع نیمه‌کاره ماندنش شد.

هسته معنایی ریشه چنین است: رسیدن یا رساندن یک امر به حد نهایی و مقرر، پس از کامل شدن مقدار، مدت، اجزا یا مراحل لازم آن.

صورت‌های مهم ریشه

تَمَّ فعل ماضی باب اول است: تمام شد؛ به پایان رسید؛ به حد مقرر رسید؛ چیزی از مراحل لازم آن باقی نماند.

فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً

پس میقات پروردگارش چهل شب تمام شد.

الاعراف ۷:۱۴۲

تَمَّتْ صورت مؤنث فعل ماضی است:

وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلًا

و کلمه پروردگارت در راستی و عدالت به تمامیت رسید.

الانعام ۶:۱۱۵

فاعل كلمة مؤنث است؛ ازاین‌رو فعل نیز مؤنث آمده است.

يَتِمُّ فعل مضارع باب اول است: تمام می‌شود؛ به پایان می‌رسد؛ به حد کامل خود می‌رسد. صورت باب اول در کاربرد قرآنی محدودتر از باب افعال است.

أَتَمَّ فعل باب افعال است: تمام کرد؛ به پایان رساند؛ بخش باقی‌مانده را افزود؛ امر را به حد مقرر رساند.

وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ

و آن را با ده شب تمام کردیم.

الاعراف ۷:۱۴۲

أَتِمُّوا فعل امر جمع است:

وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ

و حج و عمره را برای آن معبود یگانه به تمامی برسانید.

البقره ۲:۱۹۶

ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ

سپس روزه را تا شب به تمامی برسانید.

البقره ۲:۱۸۷

أَتْمَمْتُ فعل ماضی متکلم است:

أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي

نعمتم را بر شما به تمامی رساندم.

المائده ۵:۳

يُتِمُّ فعل مضارع باب افعال است:

وَيُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ

و نعمتش را بر تو به تمامی می‌رساند.

یوسف ۱۲:۶

مُتِمّ اسم فاعل باب افعال است:

وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ

و آن معبود یگانه تمام‌کننده نور خویش است.

الصف ۶۱:۸

متم کسی است که امر را تا پایان مقرر پیش می‌برد و اجازه نمی‌دهد در میانه راه متوقف شود.

تَمَام اسم یا مصدر دلالت‌کننده بر تمامیت و تکمیل است:

ثُمَّ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ تَمَامًا عَلَى الَّذِي أَحْسَنَ

سپس کتاب را به موسی دادیم، برای تمامیت بخشیدن بر آنچه نیک انجام داد.

الانعام ۶:۱۵۴

تعیین دقیق مرجع الذي أحسن به نحو و سیاق آیه مربوط است، اما تمام در اینجا بر افزودن و رساندن بخشش به حد کامل دلالت دارد.

تَتِمَّة واژه‌ای لغوی برای بخش باقی‌مانده‌ای است که با افزوده شدن آن، چیزی تمام می‌شود. این صورت در قرآن نیامده است.

نکته زبان‌شناسی

هسته ت م م بر باقی نماندن چیزی از مقدار، مدت یا مراحل مقرر استوار است.

یک امر زمانی تمام می‌شود که آنچه برای پایان آن تعیین شده بود، تحقق یافته باشد: شمار به عدد مقرر برسد؛ مدت سپری شود؛ عمل تا آخر ادامه یابد؛ وعده اثر خود را آشکار سازد؛ نعمت به مخاطب برسد؛ یا کلمه در مفاد خود تحقق کامل پیدا کند.

در ت م م، نگاه به مسیر و حد پایان است.

برای نمونه، سی شب ممکن است خود یک دوره کامل به نظر برسد؛ اما اگر میقات مقرر چهل شب باشد، ده شب هنوز باقی است:

وَوَاعَدْنَا مُوسَىٰ ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً

و با موسی سی شب وعده گذاشتیم و آن را با ده شب تمام کردیم؛ پس میقات پروردگارش چهل شب تمام شد.

الاعراف ۷:۱۴۲

در این آیه، أتممناها یعنی فاعلی بخش باقی‌مانده را افزود، و تم الميقات یعنی خودِ میقات به حد کامل رسید.

تصویر مادی ریشه

تصویر مادی ت م م، پیمانه، بنا، مسیر یا مدتی است که هنوز بخشی از آن باقی مانده است.

پیمانه هنگامی تمام می‌شود که تا خط تعیین‌شده پُر گردد. دیوار هنگامی تمام می‌شود که آخرین بخش لازم آن ساخته شود. مدت هنگامی تمام می‌شود که همه واحدهای زمانی آن سپری گردند. سفر هنگامی تمام می‌شود که مسافر به مقصد مقرر برسد، نه فقط آنکه حرکت را آغاز کرده باشد.

در این ریشه، نگاه از آغاز به سوی پایان امتداد دارد. چیزی مرحله‌به‌مرحله پیش می‌رود تا دیگر بخشی از مسیر تعیین‌شده باقی نماند.

با این حال، تمام بودن لزوماً به معنای متقن، زیبا یا برترین بودن نیست. ساختمانی ممکن است تمام شده باشد، اما ساخت آن ضعیف باشد.

تمامیت یعنی همه مراحل انجام شده‌اند. اتقان یعنی مراحل با دقت و استواری انجام شده‌اند.

تبصره تاریخی و کاربرد عربی کهن

در عربی کلاسیک، تم الشيء هنگامی گفته می‌شد که چیزی به پایان برسد و بخش باقی‌مانده‌ای از آن نماند.

أتمه هنگامی بود که فاعلی آنچه را باقی مانده بود افزود یا کار را تا پایان پیش برد.

این ماده در میدان‌های گوناگون به کار می‌رفت: کامل شدن ماه و مدت، پُر شدن شمار، پایان یافتن بنا، تمام شدن سفر، ادا شدن تعهد، تحقق یافتن وعده، و رساندن یک بخشش به حد مقرر.

محور مشترک، حرکت از حالت ناتمام به حالت تمام است.

تمام شدن میقات

وَوَاعَدْنَا مُوسَىٰ ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً

و با موسی سی شب وعده گذاشتیم و آن را با ده شب تمام کردیم؛ پس میقات پروردگارش چهل شب تمام شد.

الاعراف ۷:۱۴۲

این آیه روشن‌ترین تصویر عددی ریشه را ارائه می‌کند: مدت نخست سی شب است؛ بخش تکمیل‌کننده ده شب است؛ و حد نهایی چهل شب است.

باء در بعشر بخش یا وسیله تکمیل را نشان می‌دهد. ده شب چیزی است که مدت پیشین را به حد مقرر می‌رساند.

تمام کردن روزه تا شب

ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ

سپس روزه را تا شب به تمامی برسانید.

البقره ۲:۱۸۷

اتمام روزه تنها آغاز کردن آن نیست. شخص باید عمل را تا مرز زمانی تعیین‌شده ادامه دهد.

حرف إلى نقطه پایان را مشخص می‌کند: عمل آغاز می‌شود؛ در طول روز ادامه می‌یابد؛ به شب می‌رسد؛ و دوره روزه آن روز تمام می‌شود.

تمام کردن حج و عمره

وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ

و حج و عمره را برای آن معبود یگانه به تمامی برسانید.

البقره ۲:۱۹۶

اتمام حج و عمره یعنی پس از ورود به این اعمال، آنها نیمه‌کاره رها نشوند و مراحل لازمشان تا پایان انجام گیرند.

از خود ریشه ت م م نمی‌توان جزئیات فقهی همه مناسک را استخراج کرد. معنای ریشه تنها این است که عمل باید به حد پایان خود رسانده شود.

تمام کردن دوره شیر دادن

وَالْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلَادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَنْ يُتِمَّ الرَّضَاعَةَ

و مادران، فرزندان خود را دو سال کامل شیر می‌دهند؛ برای کسی که بخواهد دوره شیر دادن را به تمامی برساند.

البقره ۲:۲۳۳

اتمام رضاعت یعنی رساندن این دوره به حد کامل یادشده.

اما ادامه آیه امکان جدایی زودتر از شیر را با رضایت و مشورت دو طرف می‌پذیرد. بنابراین آیه حد کامل را معرفی می‌کند، نه اینکه هر وضعیت فردی را بدون انعطاف به آن مقید سازد.

در همین آیه کمل و تمم کنار هم قرار گرفته‌اند: حولين كاملين یعنی خود دو سال به‌عنوان دوره کامل؛ و يتم الرضاعة یعنی رساندن فرایند شیر دادن به پایان آن دوره.

تمام شدن کلمه از جهت صدق و عدل

وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلًا

و کلمه پروردگارت در راستی و عدالت به تمامیت رسید.

الانعام ۶:۱۱۵

تمت كلمة تنها به معنای پایان یافتن جمله یا بسته شدن گفتار نیست.

صدقا وعدلا دو جهت تمامیت را بیان می‌کنند: در خبر، وعده و گزارش، صدق؛ و در حکم و سنجش، عدل.

کلمه در مفاد خود به مرحله‌ای رسیده که دروغ و بی‌عدالتی در آن راه ندارد.

از این رو، تمامیت کلمه به استواری و تخلف‌ناپذیری مفاد آن نزدیک می‌شود. سخن عادی ممکن است فقط پایان یابد، اما کلمه در این آیه از نظر تحقق، راستی و عدالت تمام شده است.

با این حال، تخلف‌ناپذیری از ترکیب تمت با صدقا وعدلا و ادامه آیه فهمیده می‌شود، نه از خود ریشه ت م م به‌تنهایی.

تحقق کامل کلمه نیکو

وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنَىٰ عَلَىٰ بَنِي إِسْرَائِيلَ بِمَا صَبَرُوا

و کلمه نیکوی پروردگارت درباره بنی‌اسرائیل، به سبب پایداری آنان، به تمامی تحقق یافت.

الاعراف ۷:۱۳۷

تمت در اینجا نشان می‌دهد که کلمه تنها بیان نشد؛ اثر و وعده آن به تحقق رسید.

این کاربرد، ت م م را از پایان یافتن لفظی گفتار فراتر می‌برد. کلمه زمانی تمام می‌شود که آنچه در خود حمل می‌کرد، در واقعیت به فرجام برسد.

کمال دین و اتمام نعمت

الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي

امروز دینتان را برای شما کامل کردم و نعمتم را بر شما به تمامی رساندم.

المائده ۵:۳

این آیه دو ریشه نزدیک را کنار هم قرار داده است: أكملت لكم دينكم و أتممت عليكم نعمتي.

دین با کمال توصیف شده است؛ نعمت با اتمام.

می‌توان تفاوت را چنین فهمید: دین یک ساخت، راه و نظام است. کمال آن بر فراهم شدن اجزا و صورت لازم برای کارکردش دلالت دارد. نعمت بخشش و خیری است که به مخاطب می‌رسد. اتمام آن بر رسیدن این بخشش به حد و اثر مقرر دلالت دارد.

به زبان ساده، دین از جهت ساخت و اجزا کامل می‌شود. نعمت از جهت جریان، رسیدن و فراگیری تمام می‌شود.

اما نباید این تفاوت را به تقسیم کاملاً بسته‌ای تبدیل کرد؛ زیرا کمل و تمم در زبان هم‌پوشانی دارند. انتخاب دو فعل بیشتر دو زاویه متفاوت را برجسته می‌کند: کمال ساخت و اتمام جریان و اثر.

معنای «على» در اتمام نعمت

آیه نمی‌گوید:

أتممت لكم نعمتي

بلکه می‌گوید:

أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي

على رسیدن و استقرار نعمت بر مخاطبان را برجسته می‌کند.

می‌توان آن را چنین فهمید: نعمت بر آنان رسیده است؛ آنان را دربر گرفته است؛ و اثر آن بر وضعیت آنان استقرار یافته است.

تصویر «سایبان فراگیر» می‌تواند برای توضیح این حرف جر کمک‌کننده باشد، اما نباید معنای ثابت و مستقیم على دانسته شود. آنچه روشن‌تر است، جهت یافتن نعمت به سوی مخاطبان و استقرار آن بر آنان است.

تمام کردن نعمت بر یوسف و خاندان یعقوب

وَيُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَعَلَىٰ آلِ يَعْقُوبَ كَمَا أَتَمَّهَا عَلَىٰ أَبَوَيْكَ مِنْ قَبْلُ

و نعمتش را بر تو و خاندان یعقوب به تمامی می‌رساند، همان‌گونه که آن را پیش‌تر بر دو پدرت تمام کرد.

یوسف ۱۲:۶

نعمت در اینجا رخدادی لحظه‌ای نیست؛ مسیری است که باید به فرجام برسد.

برگزیدگی، آموزش تأویل و آینده یوسف درون این مسیر قرار می‌گیرند. نعمت از آغاز وجود دارد، اما اثر و گستره آن به‌تدریج تمام می‌شود.

تمام کردن نور

يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ

می‌خواهند نور آن معبود یگانه را با دهان‌هایشان خاموش کنند، اما آن معبود یگانه جز این نمی‌خواهد که نورش را به تمامی برساند.

التوبه ۹:۳۲

وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ

و آن معبود یگانه تمام‌کننده نور خویش است، هرچند کافران ناخوش بدارند.

الصف ۶۱:۸

اتمام نور بر ادامه یافتن مسیر ظهور و اثرگذاری آن تا فرجام مقرر دلالت دارد.

مخالفان می‌کوشند این جریان را متوقف سازند، اما فعل يتم و اسم فاعل متم نشان می‌دهند که نور در نیمه راه خاموش نخواهد شد.

اتمام در اینجا حرکت خطی از آغاز به فرجام را برجسته می‌کند: نور پدیدار شده است؛ با مانع روبه‌رو می‌شود؛ اما مسیرش متوقف نمی‌گردد؛ و به حد مقرر خود می‌رسد.

اتمام و وفای عهد

در قرآن درباره عهد و نذر بیشتر از ریشه و ف ي استفاده شده است:

وَلْيُوفُوا نُذُورَهُمْ

و نذرهایشان را وفا کنند.

الحج ۲۲:۲۹

وفا به ادا کردن کامل چیزی مربوط است که شخص به آن متعهد شده است.

اتمام بیشتر خودِ عمل یا مدت را به پایان می‌رساند: حج اتمام می‌یابد؛ نذر وفا می‌شود. این تفاوت نشان می‌دهد پایان عمل و ادای تعهد یک زاویه ندارند.

تفکیک کاربردهای مشابه

تم و أتم: تم فعل لازم است: چیزی تمام شد؛ مدت به پایان رسید؛ کلمه تحقق یافت. أتم فعل متعدی است: فاعلی چیزی را تمام کرد؛ بخش باقی‌مانده را افزود؛ عمل را تا پایان پیش برد.

تمام شدن و از میان رفتن: «نعمت تمام شد» در فارسی گاه معنای «نعمت پایان یافت و دیگر وجود ندارد» می‌دهد. اما أتممت عليكم نعمتي به معنای قطع کردن نعمت نیست؛ یعنی نعمت به حد کامل خود بر مخاطبان رسانده شد. پس در این سیاق «به تمامی رساندم» از «پایان دادم» دقیق‌تر است.

تمام شدن کلمه و پایان گفتار: پایان گفتار یعنی گوینده دیگر سخن نمی‌گوید. تمام شدن کلمه در قرآن می‌تواند به تحقق کامل مفاد، وعده یا حکم آن اشاره کند.

اتمام نور و بسته شدن نور: اتمام نور یعنی جریان نور تا فرجام پیش می‌رود. ختم نور یا خاموش کردن آن معنای دیگری دارد. اتمام، حرکت را کامل می‌کند؛ ختم می‌تواند پایان را ببندد.

تمام و متقن: تمام یعنی همه مراحل یا مقدار مقرر انجام شده‌اند. متقن یعنی ساخته با دقت و استواری انجام شده است. یک کار می‌تواند تمام اما ضعیف و غیرمتقن باشد.

نکات نحوی و ساختاری

فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ: میقات فاعل تم است. خود موعد پس از افزوده شدن ده شب به حد کامل می‌رسد.

وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ: ضمیر ها مفعول و بعشر بخش تکمیل‌کننده است. باء نشان می‌دهد ده شب وسیله یا ماده تکمیل مدت پیشین بوده‌اند.

أَتِمُّوا الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ: إلى حد پایان را تعیین می‌کند. اتمام عمل به شناخت این مرز وابسته است.

أَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ: لام جهت و اختصاص عمل را نشان می‌دهد؛ حج و عمره برای آن معبود یگانه به پایان رسانده شوند.

أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي: على رسیدن و استقرار نعمت بر مخاطبان را برجسته می‌کند.

يُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ: نعمتش را بر تو به تمامی می‌رساند. در هر دو، نعمت تنها در خود کامل نمی‌شود؛ به شخص می‌رسد و بر وضعیت او اثر می‌گذارد.

وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلًا: صدقا و عدلا می‌توانند جهت یا حال تمامیت کلمه را توضیح دهند؛ از جهت صدق و از جهت عدل. تمامیت کلمه در این دو محور بیان شده است، نه فقط از جهت طول و پایان لفظی.

وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ: متم اسم فاعل است. این ساخت بر فاعلی دلالت دارد که اتمام نور به او وابسته است و مخالفت دیگران نمی‌تواند این روند را متوقف کند.

تفاوت با ریشه‌های نزدیک

ت م م و ك م ل (کمل): کمل بر کامل بودن اجزا، ساخت یا صورت یک چیز تأکید دارد. تمم بر رسیدن یک فرایند، مدت یا بخشش به پایان و حد مقرر توجه دارد. در المائده ۵:۳ دین کامل می‌شود و نعمت به تمامی می‌رسد. اما تفاوت این دو مطلق و بدون هم‌پوشانی نیست.

ت م م و و ف ي (وفی): وفا بر کامل ادا کردن عهد، نذر، حق یا پیمانه دلالت دارد. اتمام بر به پایان رساندن خود عمل یا مدت تمرکز دارد: اتمام حج، وفای نذر، وفای عهد.

ت م م و ق ض ي (قضی): قضا بر پایان دادن، اجرا کردن و از عهده امر بیرون آمدن دلالت دارد. تمم بیشتر بر تکمیل مقدار و مراحل لازم تأکید می‌کند. قضى الأجل یعنی مدت را سپری کرد و از عهده آن بیرون آمد؛ تم الأجل یعنی خود مدت کامل شد؛ أتم الأجل یعنی مدت را کامل کرد.

ت م م و خ ت م (ختم): ختم بر بستن، مهر کردن و پایان را مسدود ساختن دلالت دارد. تمم بر طی شدن مسیر تا نقطه پایان تأکید می‌کند. اتمام یعنی مسیر به آخر رسید؛ ختم یعنی پایان بسته و مهر شد. در اتمام نور، سخن از پیش رفتن جریان تا فرجام است، نه بستن راه نور.

ت م م و ب ل غ (بلغ): بلغ بر رسیدن به یک حد یا مقصد دلالت دارد. تمم بر کامل شدن همه مراحل و مقدار مقرر تأکید می‌کند. ممکن است شخص به یک مرحله برسد، اما کل فرایند هنوز تمام نشده باشد.

ت م م و ت ق ن (تقن): اتقان بر کیفیت دقیق و استوار ساخت دلالت دارد. تمامیت بر پایان یافتن اجزا و مراحل.

ت م م و س و ي (سوى): تسویه بر هماهنگ و متناسب ساختن اجزا دلالت دارد. اتمام بر پایان دادن به مجموع فرایند تأکید می‌کند.

ت م م و ج م ع (جمع): جمع بر گردآوردن اجزای پراکنده دلالت دارد. اتمام زمانی است که اجزای لازم گرد آمده و کار به پایان رسیده باشد. جمع می‌تواند مقدمه اتمام باشد، اما خود آن نیست.

پیشنهادهای ترجمه برای فرقان

برای تَمَّ: تمام شد؛ به پایان رسید؛ به حد مقرر رسید؛ به تمامی تحقق یافت؛ کامل گردید.

برای أَتَمَّ: تمام کرد؛ به تمامی رساند؛ به پایان رساند؛ به حد مقرر رساند؛ بخش باقی‌مانده را تکمیل کرد.

برای تَمَام: تمامیت؛ تکمیل؛ به تمامی رساندن؛ کامل کردن؛ رساندن به حد مقرر.

برای مُتِمّ: تمام‌کننده؛ به‌فرجام‌رساننده؛ رساننده به حد کامل؛ کسی که امر را نیمه‌کاره نمی‌گذارد.

وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ

و آن را با ده شب تمام کردیم.

و با افزودن ده شب، آن را به حد کامل رساندیم.

فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً

پس میقات پروردگارش چهل شب تمام شد.

پس موعد پروردگارش به چهل شب رسید و تمام شد.

ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ

سپس روزه را تا شب به تمامی برسانید.

سپس روزه را تا فرا رسیدن شب ادامه دهید و تمام کنید.

وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ

و حج و عمره را برای آن معبود یگانه به تمامی برسانید.

و حج و عمره را برای آن معبود یگانه کامل کنید.

أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي

دینتان را برای شما کامل کردم و نعمتم را بر شما به تمامی رساندم.

ساخت دینتان را کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام ساختم.

گزینه نخست برای ترجمه معیار طبیعی‌تر و به متن نزدیک‌تر است.

وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلًا

و کلمه پروردگارت در راستی و عدالت به تمامیت رسید.

و سخن پروردگارت در صدق و عدل به تمامی تحقق یافت.

و کلمه پروردگارت از جهت راستی و عدالت تمام شد.

وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ

و آن معبود یگانه تمام‌کننده نور خویش است.

و آن معبود یگانه نور خویش را به تمامی خواهد رساند.

و آن معبود یگانه نورش را تا فرجام مقرر پیش می‌برد.

جمع‌بندی زبانی

ریشه ت م م بر رسیدن یا رساندن یک امر به حد مقرر دلالت دارد؛ زمانی که اجزا، مراحل، مدت یا مقدار لازم آن فراهم شده و چیزی از مسیر تعیین‌شده باقی نمانده باشد.

تم فعل لازم است: خودِ امر تمام می‌شود. أتم فعل متعدی است: فاعلی آن را با افزودن بخش باقی‌مانده یا ادامه دادن مسیر به پایان می‌رساند.

در قرآن، این ریشه درباره میقات، روزه، حج، رضاعت، کلمه، وعده، نعمت و نور به کار رفته است. در همه این کاربردها، یک ساخت مشترک وجود دارد: امری آغاز شده، مسیری را طی کرده و باید به حدی برسد که چیزی از مقدار یا اثر مقرر آن باقی نماند.

در کلمه پروردگار، تمامیت تنها پایان لفظی سخن نیست؛ مفاد آن در صدق و عدل استوار و تحقق‌پذیر است.

در المائده ۵:۳، دین با کمال و نعمت با اتمام بیان شده است. دین از جهت ساخت و اجزا کامل می‌شود و نعمت از جهت رسیدن، جریان و اثر بر مخاطبان به تمامی می‌رسد؛ هرچند این تفاوت نباید به یک قاعده خشک و بی‌استثنا تبدیل شود.

اتمام با ختم نیز متفاوت است. اتمام مسیر را تا پایان پیش می‌برد؛ ختم پایان را می‌بندد و مهر می‌کند. در اتمام نور، سخن از جریانی است که با وجود موانع، تا فرجام خود ادامه خواهد یافت.

ت م م با کمل، وفى، قضى، ختم، بلغ، تقن، سوى و جمع نزدیک است، اما با هیچ‌یک یکسان نیست.

هسته ویژه ت م م رسیدن یا رساندن یک امر به پایان و حد مقرر، با تکمیل مقدار، مدت، اجزا یا مراحل لازم آن است.