ریشه قرآنی أ د ي
أداء؛ رساندن چیزی به مقصد یا صاحب حق، بازگرداندن امانت، پرداختن تعهد و سپردن آنچه باید تحویل داده شود
صورتهای قرآنی و لغوی
وَأَدَاءٌ
مصدر قرآنی مرفوع؛ یک بار، بقره ۲:۱۷۸
فَلْيُؤَدِّ
مضارع مجزوم با لام امر؛ بقره ۲:۲۸۳
يُؤَدِّهِ
دو کاربرد مجزوم در جواب شرط، با ضمیر مفعولی؛ آل عمران ۳:۷۵
تُؤَدُّوا
مضارع جمع مخاطب، منصوب پس از أَنْ؛ نساء ۴:۵۸
أَدُّوا
امر جمع باب تفعیل؛ دخان ۴۴:۱۸
أَدَّى / يُؤَدِّي
صورتهای پایهٔ صرفی باب تفعیل؛ افعال قرآنی این ریشه از همین باباند
تَأْدِيَة
مصدر لغوی باب تفعیل؛ به این صورت در قرآن نیامده است
تَأَدَّى
فعل لغوی باب تفعّل؛ رسیدن خبر؛ غیرقرآنی
أَدَى اللَّبَنُ
کاربرد لغوی درباره غلیظ شدن شیر؛ با احتیاط در تفکیک أ د ي و أ د و
۱. معرفی ریشه و صورتهای قرآنی
ریشه «أ د ي» در زبان عربی با رساندن چیزی به مقصد، سپردن آن به دریافتکننده و انجام دادن تعهدی که بر عهده شخص قرار دارد ارتباط دارد. «أَدَّى الشَّيْءَ إِلَى فُلَانٍ» هنگامی گفته میشود که کسی چیزی را به شخص مورد نظر میرساند یا تحویل میدهد. «أَدَّى الدَّيْنَ» به معنای پرداختن بدهی و «أَدَّى الْأَمَانَةَ» به معنای سپردن امانت به صاحب حق است.
از همین خانواده، «أَدَاء» به عمل رساندن، تحویل دادن یا به انجام رساندن چیزی گفته میشود. «تَأْدِيَة» نیز در همین میدان قرار دارد.
در قرآن، این ریشه در چند زمینه آمده است: پرداخت حقی در مسئله قصاص و گذشت، بازگرداندن امانت، سپردن مال به صاحبش، رساندن امانتها به اهل آنها، و درخواست موسی از فرعون و اطرافیان او برای سپردن بندگان آن معبود یگانه.
وجه مشترک این کاربردها، رساندن چیزی به کسی است که باید آن را دریافت کند، یا انجام دادن مسئولیتی است که بر عهده شخص قرار دارد.
اما همه این موارد یکسان نیستند. پرداخت یک تعهد مالی با بازگرداندن مالی که از آغاز متعلق به دیگری بوده تفاوت دارد. همچنین سپردن اشخاصی که زیر سلطه فرعون قرار گرفتهاند، با تحویل یک شیء مادی یکسان نیست.
از این رو، معنای ریشه باید حفظ شود، اما نوع چیزی که ادا میشود و حق دریافتکننده از سیاق شناخته شود.
صورتهای قرآنی
ریشه «أ د ي» در قرآن شش بار در پنج آیه آمده است: پنج بار به صورت فعل باب تفعیل و یک بار به صورت مصدر.
| صورت قرآنی | آیه | معنای سیاقی |
|---|---|---|
| وَأَدَاءٌ | بقره ۲:۱۷۸ | پرداخت و رساندن حق با نیکویی |
| فَلْيُؤَدِّ | بقره ۲:۲۸۳ | پس باید امانت یا تعهد را ادا کند |
| يُؤَدِّهِ | آل عمران ۳:۷۵ | آن را به تو بازمیگرداند |
| لَا يُؤَدِّهِ | آل عمران ۳:۷۵ | آن را به تو بازنمیگرداند |
| تُؤَدُّوا | نساء ۴:۵۸ | امانتها را به اهل آنها بسپارید |
| أَدُّوا | دخان ۴۴:۱۸ | تحویل دهید یا بسپارید |
پنج کاربرد فعلی از أَدَّى، يُؤَدِّي، باب تفعیل، هستند.
«أَدُّوا» در دخان ۴۴:۱۸ فعل امر جمع است.
«فَلْيُؤَدِّ» در بقره ۲:۲۸۳، مضارع مجزوم با لام امر است.
«يُؤَدِّهِ» در آل عمران ۳:۷۵، فعل مضارع متصل به ضمیر مفعولی «ه» است و دو بار، یک بار در جمله مثبت و یک بار در جمله منفی آمده است. در هر دو مورد، فعل در جواب شرط «إِنْ» مجزوم است و یای پایانیِ اصل «يُؤَدِّي» حذف شده است؛ «لَا» در مورد دوم، لای نفی است، نه لای نهی.
«تُؤَدُّوا» در نساء ۴:۵۸ نیز مضارع منصوب پس از «أَنْ» است.
در همه این صورتها، رساندن و تحویل دادن مطرح است؛ اما در هر آیه باید دید چه چیزی ادا میشود، فاعل چه کسی است و دریافتکننده چه حقی دارد.
۲. معنای ریشه در عربی کهن
رساندن چیزی به مقصد
ابن فارس در مقاییس اللغة، اصل «أ د ي» را چنین توضیح میدهد:
«إِيصَالُ الشَّيْءِ إِلَى الشَّيْءِ أَوْ وُصُولُهُ إِلَيْهِ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِهِ».
یعنی رساندن چیزی به چیزی دیگر، یا رسیدن آن به جایی و حالتی از جانب خود.
این توضیح دو جنبه دارد.
در نخستین جنبه، فاعلی چیزی را به مقصد میرساند.
در جنبه دوم، خودِ چیزی به مرحله یا حالتی میرسد.
کاربرد غالب قرآن از جنبه نخست است؛ یعنی شخص چیزی را به دیگری میرساند یا تعهدی را انجام میدهد.
اما ثبت جنبه دوم در منابع لغوی نشان میدهد که میدان قدیمی این خانواده تنها به پرداخت پول و بازگرداندن امانت محدود نبوده است.
أَدَّى الشَّيْءَ؛ رساندن و تحویل دادن
در لسان العرب آمده است:
«وَأَدَّى الشَّيْءَ: أَوْصَلَهُ».
یعنی چیزی را ادا کرد؛ آن را رساند.
همچنین «أَدَّى دَيْنَهُ» به پرداختن بدهی معنا شده است.
این دو کاربرد رابطه روشنی دارند.
در رساندن یک شیء، شخص چیزی را از جایی به جای دیگر یا به دست دریافتکننده منتقل میکند.
در پرداخت بدهی، حق مالیای را که بر عهده دارد به صاحب حق میرساند.
اما یک تفاوت مهم وجود دارد: چیزی که ادا میشود، لزوما پیش از آن به صورت همان شیء مادی در اختیار دریافتکننده نبوده است.
برای نمونه، اگر شخصی مالی را به امانت گرفته باشد، ممکن است همان مال را بازگرداند.
اما اگر شخصی بدهکار باشد، میتواند تعهد خود را با پرداخت مبلغ مقرر انجام دهد؛ بیآنکه همان سکهها یا همان اشیای نخستین را بازگرداند.
بنابراین، أداء از بازگرداندن عینِ یک مال گستردهتر است. رساندن حق و انجام دادن تعهد نیز در میدان آن قرار دارند.
شاهد شعری درباره رساندن پیام
ابن فارس در توضیح این ریشه، بیتی را نقل میکند که در آن آمده است:
أَدَّى إِلَى هِنْدٍ تَحِيَّاتِهَا
وَقَالَ هَذَا مِنْ وَدَاعِي بِكِرْ
«درودها را به هند رساند و گفت: این از بدرودهای من، بدرودی تازه و بیسابقه است.»
در این شاهد، آنچه رسانده میشود مال یا شیء جسمانی نیست؛ بلکه تحیت و پیام است.
این کاربرد نشان میدهد که رساندن در خانواده «أ د ي» میتواند درباره سخن نیز باشد.
این بیت در لسان العرب ضمن ابیاتی منسوب به ابن احمر آمده است؛ پس انتساب آن را نباید کاملا ناشناخته دانست، هرچند زمان دقیق سرایش روشن نیست و نمیتوان آن را تنها بر این پایه شاهد قطعی شعر جاهلی معرفی کرد. ضبط «بِكِرْ» در نقل مقاییس صورت آوایی «بِکْر» است و به تازگی و بیسابقگی اشاره دارد، نه نام شخصی به نام «بَکر».
از نظر زبانی، اهمیت آن در ثبت کاربرد أداء برای رساندن پیام در سنت لغوی عربی است.
با این حال، نباید هر سخن گفتنی را أداء دانست. در این کاربرد، سخنی از یک شخص به دیگری رسانده میشود.
رسیدن خبر به شخص
در عربی، «تَأَدَّى إِلَيْهِ الْخَبَرُ» به این معناست که خبری به شخص رسید.
در این ساخت، خبر موضوع رسیدن است.
این کاربرد با «أَدَّى الْخَبَرَ» تفاوت دستوری دارد.
در یکی، شخصی خبر را منتقل میکند؛ در دیگری، خبر به مقصد میرسد.
از این جهت، خود صورت صرفی و فاعل جمله اهمیت دارند.
اما در قرآن، صورت مستقل «تَأَدَّى» نیامده است.
پس نباید آن را در شمار مشتقهای قرآنی قرار داد، هرچند برای شناخت گستره زبانی ریشه سودمند است.
أَدَى اللَّبَنُ؛ رسیدن شیر به مرحلهای از دگرگونی
در منابع قدیمی، کاربردی از «أَدَى اللَّبَنُ» ثبت شده است.
در این تعبیر، شیر به مرحلهای میرسد که آغاز به غلیظ شدن و بستن میکند.
این معنا در توضیح ابن فارس، نمونهای از «رسیدن چیزی به حالتی» معرفی شده است.
اما در طبقهبندی فرهنگهای لغوی، بعضی صورتهای مربوط به شیر میان خانوادههای «أ د ي» و «أ د و» بررسی شدهاند.
بنابراین، نباید بدون بررسی تاریخی مستقل ادعا کرد که کاربرد شیر از نظر اشتقاقی دقیقا همان شاخهای است که «أداء الأمانة» در آن قرار دارد.
همچنین غلیظ شدن شیر نباید به معنای آیات قرآن منتقل شود.
در کاربردهای قرآنی، رساندن و سپردن تعهد به مقصد یا صاحب حق، معنای روشنتر و مستقیمتر است.
آیا أداء همیشه به معنای انجام دادن عبادت است؟
در عربی امروز، تعبیرهایی مانند «أَدَاءُ الصَّلَاةِ»، «أَدَاءُ الْوَاجِبِ» و «أَدَاءُ الْعَمَلِ» بسیار شناخته شدهاند.
در این کاربردها، أداء به معنای به انجام رساندن یک عمل یا مسئولیت است.
اما در قرآن، از این ریشه برای خود صلاة استفاده نشده است.
قرآن درباره صلاة، تعبیرهایی مانند «أَقِيمُوا الصَّلَاةَ» و «أَقِمِ الصَّلَاةَ» را به کار میبرد.
از این رو، نباید تنها به سبب رواج تعبیر «ادای نماز» در فارسی و عربی امروز نتیجه گرفت که «أداء» و «إقامة» در زبان قرآن کاملا یکساناند.
أداء میتواند انجام دادن یک مسئولیت را برساند؛ اما «إقامة» از ریشه دیگری است و میدان معنایی مستقل خود را دارد.
این تفاوت بهویژه در پژوهش مستقل صلاة اهمیت دارد.
۳. بازگرداندن امانت؛ اعتماد و وفای عملی
«فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ أَمَانَتَهُ»
بقره، ۲:۲۸۳
وَإِنْ كُنْتُمْ عَلَىٰ سَفَرٍ وَلَمْ تَجِدُوا كَاتِبًا فَرِهَانٌ مَقْبُوضَةٌ ۖ فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُمْ بَعْضًا فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ أَمَانَتَهُ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ ۗ وَلَا تَكْتُمُوا الشَّهَادَةَ ۚ وَمَنْ يَكْتُمْهَا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ ۗ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ
«و اگر در سفر بودید و نویسندهای نیافتید، گروهایی دریافتشده در میان باشد. پس اگر بعضی از شما به بعضی دیگر اعتماد کرد، کسی که امین دانسته شده است باید امانت خود را ادا کند و از آن معبود یگانه، پروردگارش، پروا داشته باشد. و گواهی را پنهان نکنید؛ هر کس آن را پنهان کند، دلش گناهکار است؛ و آن معبود یگانه به آنچه انجام میدهید آگاه است.»
این آیه از روشنترین کاربردهای ریشه است.
در آن، «أَمِنَ»، «اؤْتُمِنَ» و «أَمَانَتَهُ» از ریشه «أ م ن» آمدهاند.
اما «فَلْيُؤَدِّ» از ریشه «أ د ي» است.
این دو خانواده به یکدیگر ارتباط دارند، ولی یکسان نیستند.
«أَمِنَ» به اعتماد کردن مربوط است.
«اؤْتُمِنَ» درباره کسی است که به او اعتماد شده و چیزی به او سپرده شده است.
«أَمَانَة» نام سپرده یا مسئولیتی است که باید محفوظ بماند.
«يُؤَدِّ» انجام دادن آن مسئولیت و رساندن حق به صاحب آن را بیان میکند.
بنابراین، در این آیه، اعتماد مبنای سپردن مسئولیت است و أداء تحقق عملی آن مسئولیت.
اعتماد به جای تضمین مادی
آیه در سیاق بدهی، سفر، نوشتن سند و گرو گرفتن آمده است.
در آیه پیشین، ثبت بدهی و گواهی مطرح شده بود.
در این آیه، وضعیتی بیان میشود که نوشتن سند ممکن نیست یا طرفها به یکدیگر اعتماد میکنند.
اما اعتماد کردن به معنای پایان یافتن بدهی یا از میان رفتن مسئولیت نیست.
شخصی که امین دانسته شده، همچنان باید امانت خود را ادا کند.
از این رو، «فَلْيُؤَدِّ» در اینجا تنها توصیهای عاطفی درباره خوب بودن امانتداری نیست؛ به رساندن حقی مربوط است که بر عهده شخص قرار دارد.
همچنین نباید از خود این ریشه نتیجه گرفت که در تمام معاملهها نوشتن سند یا گرفتن شاهد غیرضروری است.
این مسائل از مجموعه آیات مربوط به بدهی و حقوق مالی شناخته میشوند.
«أَمَانَتَهُ»؛ امانت چه کسی؟
در تعبیر «فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ أَمَانَتَهُ»، ضمیر «ه» در «أمانته» به شخصی برمیگردد که امانت بر عهده او قرار گرفته است.
در زبان طبیعی میتوان گفت «امانت خود را ادا کند»، اما این به معنای مالک بودن او بر مال سپردهشده نیست.
ممکن است چیزی متعلق به شخص دیگر باشد و در اختیار امین قرار گرفته باشد.
بنابراین، در ترجمه باید میان کسی که مسئولیت امانت را بر عهده دارد و کسی که صاحب حق است تفاوت حفظ شود.
آیه به امین فرمان میدهد تعهد خود را انجام دهد؛ نه اینکه مال سپردهشده را برای خود نگه دارد.
امانت و گواهی
در پایان همین آیه، از پنهان نکردن گواهی سخن میرود.
این همراهی نشان میدهد که روابط مالی تنها به نگهداری و پرداخت مال محدود نیستند؛ صداقت در شهادت نیز در حفظ حقوق مردم نقش دارد.
اما فعل «تَكْتُمُوا» از ریشه «ك ت م» است و با پنهان کردن ارتباط دارد.
نباید آن را مشتق «أ د ي» شمرد.
همچنین نباید از کنار هم آمدن گواهی و امانت نتیجه گرفت که «يؤدي» در این آیه فقط به ادای شهادت اشاره دارد. مفعول خود فعل، «أمانته» است و سیاق اصلی درباره بدهی و اعتماد مالی است.
۴. «يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ»؛ رساندن حق به صاحبش و تفاوت رفتار انسانها
آل عمران، ۳:۷۵
وَمِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطَارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ وَمِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لَا يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلَّا مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَائِمًا ۗ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لَيْسَ عَلَيْنَا فِي الْأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ
«و از اهل کتاب کسانیاند که اگر مالی بسیار به امانت به آنان بسپاری، آن را به تو بازمیگردانند؛ و از میان آنان کسانیاند که اگر یک دینار به امانت به آنان بسپاری، آن را به تو بازنمیگردانند، مگر تا زمانی که پیوسته بر آنان مطالبه و پیگیری کنی. این از آن روست که گفتهاند: درباره امیها هیچ مسئولیتی بر ما نیست؛ و آگاهانه بر آن معبود یگانه دروغ میبندند.»
در این آیه، ریشه «أ د ي» دو بار آمده است.
نخست در «يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ».
دوم در «لَا يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ».
تفاوت دو جمله در مثبت و منفی بودن فعل است.
ادا کردن مال بسیار
در بخش نخست، شخصی از اهل کتاب معرفی میشود که اگر مالی بسیار به او سپرده شود، آن را بازمیگرداند.
«قِنْطَار» در این سیاق، مقدار زیادی مال را بیان میکند.
«يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ» نیز رساندن همان مال یا حق مالی به صاحب آن را بیان مینماید.
بنابراین، أداء در اینجا به معنای بازگرداندن امانت است.
اما خود فعل به معنای ثروتمند بودن، سخاوتمندی یا بخشیدن مال شخصی نیست.
شخص ممکن است بسیار ثروتمند یا کمدارایی باشد، اما در بازگرداندن امانت درستکار عمل کند.
مهم این است که مال سپردهشده را به صاحب حق برساند.
خودداری از بازگرداندن مال اندک
در بخش دوم، قرآن از شخصی سخن میگوید که حتی یک دینار را بازنمیگرداند، مگر آنکه صاحب حق پیوسته آن را مطالبه کند.
در اینجا نیز واژه «يؤديه» معنای رساندن حق به صاحب آن را دارد.
اما ساخت منفی «لَا يُؤَدِّهِ» نشان میدهد که عمل ادا کردن انجام نمیشود.
از این جهت، آیه میان دو نوع رفتار تفاوت میگذارد: کسی که در برابر مال فراوان امانتدار است و کسی که حتی در برابر مال اندک از بازگرداندن آن خودداری میکند.
این تفاوت نشان میدهد که معیار امانتداری، تنها مقدار مال نیست.
آیا آیه درباره تمام اهل کتاب حکم یکسان میدهد؟
خیر.
ساخت آیه با «وَمِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ...» آغاز میشود و سپس میگوید «وَمِنْهُمْ مَنْ...».
این دو تعبیر آشکارا میان اشخاص متفاوت از اهل کتاب فرق میگذارند.
بعضی در بازگرداندن امانت درستکارند و بعضی چنین نیستند.
بنابراین، نباید رفتار نکوهیده گروه دوم را به همه اهل کتاب نسبت داد.
همچنین نباید به سبب آنکه آیه امانتداری بعضی از اهل کتاب را ستوده است، واقعیت خیانت گروه دیگری را حذف کرد.
قرآن در اینجا رفتار اشخاص را جداگانه معرفی میکند.
ادعای «لَيْسَ عَلَيْنَا فِي الْأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ»
در بخش پایانی آیه، ادعایی نقل شده است که بر پایه آن، گروهی برای خود در برابر امیها مسئولیتی نمیپذیرفتند.
این ادعا در سیاق بازنگرداندن مال دیگران مطرح شده است.
اما خود قرآن بلافاصله نسبت دادن چنین حکمی به آن معبود یگانه را دروغ میخواند.
از این رو، نباید این گفته را به عنوان یک اصل پذیرفتهشده قرآنی درباره حق نداشتن اشخاص بیرون از یک جماعت دینی معرفی کرد.
همچنین معنای «أداء» در اینجا به هویت دینی دریافتکننده وابسته نشده است. أداء، رساندن مال به صاحب حق است.
ادعای گروه نکوهیده، کوششی برای مستثنا کردن بعضی صاحبان حق از مسئولیت بازگرداندن مال است؛ و قرآن همین توجیه را نقد میکند.
این آیه از روشنترین نمونههاست که نشان میدهد وفاداری به امانت و حقوق مالی نباید تنها به همکیشان محدود شود.
۵. «تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَىٰ أَهْلِهَا»؛ رساندن امانت به اهل آن
نساء، ۴:۵۸
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَىٰ أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ ۚ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا
«بیگمان آن معبود یگانه به شما فرمان میدهد که امانتها را به اهل آنها بسپارید، و هنگامی که میان مردم داوری میکنید، به عدالت داوری کنید. آن معبود یگانه چه نیکو شما را به این امور اندرز میدهد؛ بیگمان آن معبود یگانه شنوا و بیناست.»
این آیه از مهمترین کاربردهای عمومی ریشه «أ د ي» است.
در آن، «تُؤَدُّوا» به صورت فعل مضارع جمع مخاطب آمده است.
مفعول آن «الْأَمَانَاتِ» است و مقصد با «إِلَىٰ أَهْلِهَا» مشخص شده است.
معنای «أَهْلِهَا»
«أهل» در این ساخت به کسانی اشاره دارد که امانت به آنان تعلق دارد یا حق دریافت آن را دارند.
بنابراین، در ترجمه میتوان گفت:
«امانتها را به صاحبانشان برسانید.»
یا:
«امانتها را به اهل آنها بسپارید.»
اما «أهلها» همیشه تنها مالک خصوصی یک شیء مادی نیست.
ممکن است مسئولیتی عمومی به شخصی سپرده شده باشد و اهل آن، کسانی باشند که صلاحیت یا حق بر عهده گرفتن آن مسئولیت را دارند.
چنین کاربردی با معنای عمومی امانت قابل بررسی است.
با این حال، نباید همه بحثهای مربوط به شایستهسالاری، اداره حکومت و انتصاب مسئولان را جزء معنای لغوی «أداء» دانست.
فعل أداء تنها رساندن و سپردن آنچه باید ادا شود را بیان میکند. نوع امانت و حق دریافتکننده باید از موضوع و سیاق تعیین شود.
امانت فقط مال نیست
در قرآن، «أمانات» صورت جمع است و به یک مال مشخص محدود نشده است.
این ساخت میتواند مسئولیتهای گوناگونی را دربر گیرد.
از نظر کاربرد زبانی و اجتماعی، مال، نوشته، اختیار، مسئولیت و چیزی که برای نگهداری یا رسیدگی به شخص سپرده شده، میتوانند در میدان امانت قرار گیرند.
اما این گستردگی باید با احتیاط به آیه منتقل شود.
نباید هر موضوعی را صرفا به دلیل ارزشمند بودن، بدون توضیح امانت نامید.
برای نمونه، اگر دانش یا منصبی امانت دانسته شود، باید روشن شود چه مسئولیتی نسبت به آن برقرار است و صاحب حق یا دریافتکننده چه کسی است.
در این آیه، فعل «تؤدوا» بر انجام دادن حقِ ناشی از آن امانت تاکید دارد.
ارتباط با عدالت
پس از فرمان ادای امانتها، قرآن از داوری میان مردم با عدالت سخن میگوید.
این همراهی مهم است.
جامعهای که در آن امانت به اهلش سپرده نشود یا داوریها ناعادلانه باشد، حقوق مردم آسیب میبیند.
اما «عدل» از ریشه دیگری است.
نباید «تؤدوا» را به معنای «عادلانه داوری کنید» ترجمه کرد؛ زیرا فرمان داوری عادلانه در بخش دوم آیه به صراحت و با واژههای مستقل آمده است.
این دو فرمان به یکدیگر مربوطاند، ولی هر کدام معنای خود را دارند.
همچنین آیه از «بَيْنَ النَّاسِ» سخن میگوید؛ یعنی داوری میان مردم. این تعبیر را نباید بدون شاهد به داوری تنها میان اعضای یک جماعت مذهبی محدود کرد.
۶. «وَأَدَاءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ»؛ ادای حق در مسئله قصاص
بقره، ۲:۱۷۸
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى ۖ الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالْأُنْثَىٰ بِالْأُنْثَىٰ ۚ فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ ۗ ذَٰلِكَ تَخْفِيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ ۗ فَمَنِ اعْتَدَىٰ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ
«ای کسانی که ایمان آوردهاید، قصاص در مورد کشتهشدگان بر شما مقرر شده است: آزاد در برابر آزاد، برده در برابر برده، و زن در برابر زن. پس اگر برای کسی از سوی برادرش گذشتی صورت گیرد، پیگیری باید به شیوه پسندیده و پرداخت حق به او با نیکویی باشد. این تخفیف و رحمتی از سوی پروردگارتان است؛ پس هر کس پس از آن از حد بگذرد، عذابی دردناک خواهد داشت.»
در این آیه، «أَدَاءٌ» تنها صورت مصدری ریشه در قرآن است.
این مصدر در کنار «فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ» آمده است.
ادای حق در برابر پیگیری آن
در توضیحات کهن، ساخت آیه غالبا چنین فهمیده شده است که پس از گذشت از قصاص و برقرار شدن حق مالی، صاحب حق باید آن را به شیوه پسندیده مطالبه کند و طرف مسئول نیز آن حق را به نیکویی بپردازد.
در این خوانش، «اتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ» به پیگیری و مطالبه درست مربوط است.
«أَدَاءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ» نیز به پرداخت یا رساندن حق به صاحب آن اشاره دارد.
اما باید میان معنای واژگانی و تعیین دقیق حقوق طرفها تفاوت گذاشت.
خود «أداء» به معنای قصاص یا عفو نیست.
قصاص از ریشه «ق ص ص» و عفو از ریشه «ع ف و» است.
أداء در اینجا به انجام دادن تعهدی مربوط است که پس از گذشت و توافق مطرح میشود.
آیا أداء در این آیه خودِ دیه است؟
در توضیحات فقهی و تفسیری، «أداء» در این سیاق با پرداخت دیه ارتباط داده شده است.
این برداشت با ساخت آیه قابل دفاع است؛ زیرا پس از مطرح شدن عفو، از پیگیری پسندیده و پرداخت با احسان سخن میرود.
اما واژه «دِيَة» در خود بقره ۲:۱۷۸ نیامده است.
«دیه» از خانواده لغوی دیگری است و در قرآن در نساء ۴:۹۲ به صراحت آمده است.
بنابراین، نباید «أداء» را در لغت مساوی دیه دانست.
أداء، عمل پرداختن یا رساندن حق است؛ دیه نام نوعی حق مالی در مسئله کشتن انسان است.
ممکن است أداء در این آیه به پرداخت دیه مربوط باشد، ولی این مصداق سیاقی، معنای عمومی ریشه را از میان نمیبرد.
«بِإِحْسَانٍ»؛ چگونگی پرداخت
در آیه، أداء با «بِإِحْسَانٍ» همراه شده است.
این قید نشان میدهد که تنها اصل پرداخت مطرح نیست؛ چگونگی آن نیز اهمیت دارد.
پرداختی که با آزار، تحقیر، تعلل عمدی یا فریب همراه باشد، با تصویر پرداخت نیکویی که آیه ترسیم میکند سازگاری ندارد.
اما احسان از ریشه «ح س ن» است.
پس نباید نیکویی را جزء همیشگی معنای لغوی أداء دانست.
ممکن است کسی مالی را به دیگری برساند، اما این کار را با اکراه یا بدرفتاری انجام دهد. در چنین حالتی، اصل انتقال مال ممکن است رخ داده باشد، ولی کیفیت رفتار او با احسان فاصله داشته باشد.
در این آیه، قرآن أداء را با قیدی اخلاقی همراه کرده است.
چرا دریافتکننده مهم است؟
در «أَدَاءٌ إِلَيْهِ»، حرف «إِلَىٰ» جهت و مقصد پرداخت را روشن میکند.
این ساخت نشان میدهد که حق باید به دریافتکننده مربوط برسد.
اما درباره مرجع دقیق ضمیرها و تعیین جایگاه طرفهای عفو و پرداخت در بخش نخست آیه، توضیحات متفاوتی وجود دارد.
برای داوری نهایی درباره تمام جزئیات حقوقی، باید ساخت «فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ» و شبکه آیات قصاص و دیه مستقل بررسی شود.
این اختلافها معنای پایه أداء را تغییر نمیدهند.
در هر خوانش، أداء به رساندن حقی مربوط است که باید ادا شود.
۷. «أَنْ أَدُّوا إِلَيَّ عِبَادَ اللَّهِ»؛ سپردن بندگان آن معبود یگانه در داستان موسی
دخان، ۴۴:۱۷
وَلَقَدْ فَتَنَّا قَبْلَهُمْ قَوْمَ فِرْعَوْنَ وَجَاءَهُمْ رَسُولٌ كَرِيمٌ
«و بهراستی پیش از آنان قوم فرعون را آزمودیم و فرستادهای گرامی نزدشان آمد.»
دخان، ۴۴:۱۸
أَنْ أَدُّوا إِلَيَّ عِبَادَ اللَّهِ ۖ إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ
«که بندگان آن معبود یگانه را به من بسپارید؛ بیگمان من برای شما فرستادهای امین هستم.»
این کاربرد با موارد مالی تفاوت دارد.
در این آیه، فاعل فعل امر، مخاطبان موسیاند.
«أَدُّوا» فرمانی به صورت جمع است.
در خوانش نحوی شناختهشده، «عِبَادَ اللَّهِ» مفعول فعل است و «إِلَيَّ» مقصد سپردن را بیان میکند.
بنابراین، جمله به معنای سپردن بندگان آن معبود یگانه به موسی است.
مقصود از «عِبَادَ اللَّهِ»
در سیاق داستان موسی و فرعون، «عباد الله» به بنیاسرائیل مربوط دانسته شده است؛ جماعتی که فرعون بر آنان سلطه داشته است.
این خوانش با دیگر آیات داستان موسی پیوند روشن دارد.
اعراف، ۷:۱۰۵
حَقِيقٌ عَلَىٰ أَنْ لَا أَقُولَ عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ ۚ قَدْ جِئْتُكُمْ بِبَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ فَأَرْسِلْ مَعِيَ بَنِي إِسْرَائِيلَ
«سزاوار و متعهدم که درباره آن معبود یگانه جز حق نگویم. بهراستی نشانهای روشن از پروردگارتان برای شما آوردهام؛ پس بنیاسرائیل را همراه من بفرست.»
در این آیه، موسی از فرعون میخواهد بنیاسرائیل را با او روانه کند.
از این جهت، «أَدُّوا إِلَيَّ عِبَادَ اللَّهِ» در دخان ۴۴:۱۸ با درخواست آزاد گذاشتن و سپردن بنیاسرائیل ارتباط دارد.
اما نباید از این ساخت نتیجه گرفت که بنیاسرائیل از نظر انسانی، مال یا دارایی موسی بودهاند.
موسی درخواست میکند آنان از سلطه فرعون بیرون آیند و همراه او روانه شوند.
تعبیر «عباد الله» نیز جایگاه آنان را به آن معبود یگانه نسبت میدهد، نه به مالکیت شخصی موسی.
اختلاف نحوی درباره «عِبَادَ اللَّهِ»
در توضیحات کهن، خوانش دیگری نیز برای این جمله مطرح شده است.
در آن خوانش، «عِبَادَ اللَّهِ» منادا دانسته شده است؛ یعنی موسی مخاطبان را «ای بندگان آن معبود یگانه» خطاب میکند.
بر این اساس، «أَدُّوا إِلَيَّ» میتواند به رساندن حق، پذیرفتن پیام یا توجه و گوش سپردن به سخن او مربوط شود.
در بعضی توضیحات لغوی، «أَدِّ إِلَيَّ سَمْعَكَ» برای گوش سپردن و متوجه ساختن شنوایی به سخن کسی ذکر شده است.
این احتمال از نظر زبان عربی قابل بررسی است.
اما در سیاق مستقیم داستان موسی و بنیاسرائیل، خوانش «عباد الله» به عنوان مفعول و درخواست سپردن بنیاسرائیل پشتوانه روشنتری دارد.
بنابراین، ترجمه پیشنهادی همان «بندگان آن معبود یگانه را به من بسپارید» است.
خوانش ندایی باید در توضیح پژوهشی حفظ شود، اما نباید صرف وجود آن، معنای مستقیمتر جمله را کنار گذاشت.
أداء و آزاد کردن
در این آیه، فعل أداء با رهایی بنیاسرائیل از سلطه فرعون ارتباط دارد.
اما خود ریشه «أ د ي» به معنای آزاد کردن نیست.
رهایی، نتیجه و هدفی است که از داستان موسی و درخواست او از فرعون فهمیده میشود.
در لغت، أداء رساندن و سپردن را بیان میکند.
بنابراین، در توضیح سیاقی میتوان گفت موسی خواهان آزاد گذاشتن و سپردن بنیاسرائیل بود؛ اما در باکس واژهبهواژه، بهتر است «أَدُّوا» به «بسپارید» یا «تحویل دهید» ترجمه شود.
جمعبندی
ریشه «أ د ي» در زبان عربی با رساندن چیزی به مقصد و به انجام رساندن آنچه بر عهده شخص قرار دارد ارتباط دارد.
در کاربردهای مالی، أداء میتواند بازگرداندن مال سپردهشده یا پرداخت حقی باشد که شخص باید به دیگری برساند.
در کاربردهای مربوط به خبر و پیام، میتواند رساندن سخن به مخاطب را بیان کند.
در قرآن، این ریشه شش بار در پنج آیه آمده است.
در بقره ۲:۱۷۸، أداء در سیاق گذشت از قصاص و پرداخت حق با احسان قرار دارد.
در بقره ۲:۲۸۳، شخصی که امین دانسته شده، باید امانت خود را ادا کند.
در آل عمران ۳:۷۵، قرآن میان کسی که مال فراوان را بازمیگرداند و کسی که حتی مال اندک را بازنمیگرداند تفاوت میگذارد. این تفاوت بر رفتار اشخاص استوار است، نه بر تعمیم یک داوری به تمام اهل کتاب.
در نساء ۴:۵۸، فرمان رساندن امانتها به اهل آنها آمده و در کنار آن، داوری عادلانه میان مردم مطرح شده است.
در دخان ۴۴:۱۸، موسی از مخاطبان خود میخواهد بندگان آن معبود یگانه را به او بسپارند. این کاربرد نشان میدهد که أداء به انتقال مال محدود نیست؛ سپردن اشخاصی که باید از سلطهای نادرست بیرون آیند نیز میتواند با این فعل بیان شود.
این شش کاربرد، یک میدان معنایی روشن دارند؛ اما نباید تفاوت مصداقهای آنها را از میان برد.
برای فرقان، تعریف پایه این خانواده چنین است: أداء، رساندن چیزی به مقصد یا به صاحب حق، و انجام دادن مسئولیتی است که باید به نتیجه برسد. در کاربرد مالی، میتواند پرداخت بدهی یا بازگرداندن امانت باشد؛ در کاربرد اجتماعی، سپردن آنچه به کسی تعلق دارد؛ و در کاربرد مربوط به پیام، رساندن سخن یا خبر به مخاطب.
همچنین خود واژه أداء به تنهایی تعیین نمیکند که دریافتکننده چه کسی است، حق از چه نوعی است، یا عمل با چه کیفیت اخلاقی انجام شده است.
این ویژگیها از مفعول، حرف اضافه، دریافتکننده و قیدهای همراه فعل شناخته میشوند.
در بقره ۲:۱۷۸، «بِإِحْسَانٍ» نیکویی پرداخت را بیان میکند. در نساء ۴:۵۸، «إِلَىٰ أَهْلِهَا» دریافتکنندگان صاحب حق را مشخص میسازد. در بقره ۲:۲۸۳، «اؤْتُمِنَ» و «أَمَانَتَهُ» رابطه اعتماد و مسئولیت را روشن میکنند.
پس در مطالعه این ریشه، تنها پرسش این نیست که «چه چیزی ادا شد؟»؛ باید پرسید: چه چیزی بر عهده چه کسی قرار داشت، باید به چه کسی میرسید، و آیا آن حق واقعا به مقصد خود رسانده شد؟
این تمایز، معنای أداء را از امانت، وفا، بخشیدن، بازگرداندن و صرف انجام دادن یک کار جدا میسازد و همه کاربردهای قرآنی آن را در جایگاه خود روشن میکند.