ریشه قرآنی أ ن ف

نوشتن تبصره دربارهٔ این اثر

بینی، آغاز و پیشاپیش؛ از قصاص عضو بدن تا سخنی که همین اندکی پیش گفته شده است

صورت‌های قرآنی و لغوی

ریشه «أ ن ف» در زبان عربی دو شاخه اصلی دارد. شاخه نخست به «أَنْف»، یعنی بینی انسان و حیوان، مربوط است. شاخه دوم به آغاز و بخش پیشین چیزی اشاره می‌کند؛ مانند سرِ یک مسیر، نخستین بخش یک کار یا زمانی که به‌تازگی سپری شده است.

در زبان عربی، «أَنْفُ الشَّيْءِ» می‌تواند به آغاز یا بخش پیشین چیزی گفته شود و «اسْتَأْنَفَ» به معنای آغاز کردن یا از نو آغاز کردن کاری است. «آنِفًا» نیز برای چیزی به کار می‌رود که همین اندکی پیش رخ داده است.

این خانواده کاربردهای دیگری نیز دارد. «أَنِفَ مِنَ الشَّيْءِ» به ناخوشایند یافتن چیزی و خودداری از آن به سبب عزت‌نفس یا تکبر مربوط است. «أُنُف» نیز می‌تواند وصف چراگاهی باشد که هنوز چراییده نشده یا نوشیدنی‌ای که برای نخستین بار از ظرف اصلی برداشته می‌شود.

قرآن این ریشه را سه بار در دو آیه به کار برده است. در مائده ۵:۴۵، «الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ» درباره بینی به‌عنوان عضوی از بدن، در مجموعه احکام قصاص آمده است. در محمد ۴۷:۱۶، «آنِفًا» در پرسش «مَاذَا قَالَ آنِفًا» به سخنی اشاره دارد که اندکی پیش گفته شده است.

این دو کاربرد از نظر معنا متفاوت‌اند، اما در یک خانواده زبانی جای دارند. در اولی، یک عضو واقعی بدن نام برده شده و در دومی، فاصله زمانی کوتاهی از سخن پیشین مورد نظر است.

برخی لغویان کوشیده‌اند معنای آغاز و پیشاپیش را از موقعیت بینی در جلوی چهره توضیح دهند؛ اما در سنت لغوی، میان این دو شاخه نیز تفکیک شده است. بنابراین، نباید بدون شاهد تاریخی قطعی ادعا کرد که همه کاربردهای این ریشه ضرورتا از تصویر بینی انسان پدید آمده‌اند.

۱. صورت‌های قرآنی و ساختمان واژه‌ها

ریشه «أ ن ف» در قرآن سه بار، در دو صورت اسمی اصلی، آمده است.

در مائده ۵:۴۵، «الْأَنْفَ» و «بِالْأَنْفِ» دو بار همان اسم «أَنْف» هستند. تفاوت آنها از نقش دستوری و وجود حرف اضافه «بِـ» ناشی می‌شود.

«الْأَنْفَ» منصوب است و در مجموعه اعضایی آمده که موضوع حکم قصاص قرار گرفته‌اند.

«بِالْأَنْفِ» با حرف جر «باء» همراه است و در همان ساخت، مقابله عضو آسیب‌دیده با عضو متناظر را بیان می‌کند.

در محمد ۴۷:۱۶، «آنِفًا» آمده است. این صورت در معنای زمانی به کار رفته و به «همین اندکی پیش» یا «لحظاتی قبل» اشاره دارد.

بنابراین، سه کاربرد ریشه به معنای سه مشتق مستقل نیست؛ دو کاربرد آن به اسم «أَنْف» و یک کاربرد به «آنِفًا» تعلق دارند.

در زبان عربی، برای «أَنْف» جمع‌های «أُنُوف»، «آناف» و «آنُف» ثبت شده‌اند.

«أُنُوف» جمع شناخته‌شده بینی‌هاست، در حالی که «آنِفًا» در قرآن به زمان اشاره دارد.

تفاوت حرکت نون در «آنُف» به‌عنوان جمع بینی و «آنِف» در معنای زمانی اهمیت دارد. نزدیکی صورت نوشتاری نباید موجب یکی گرفتن نقش این دو شود.

از همین خانواده، صورت‌های دیگری نیز در عربی شناخته شده‌اند: «أَنَفَ» برای آسیب رساندن به بینی، «أَنِفَ» برای خودداری از سر کراهت یا عزت‌نفس، «أَنَفَة» برای چنین حالت و واکنشی، «اسْتَأْنَفَ» برای آغاز دوباره، و «أُنُف» برای چیزی تازه یا دست‌نخورده.

این صورت‌ها در زبان عربی وجود دارند، اما به همان شکل در قرآن نیامده‌اند.

برای شناخت معنای ریشه باید دو شاخه اصلی را جدا نگه داشت: بینی و بخش پیشین جسم، و آغاز یا تازگی زمانی یک امر.

در کنار اینها، کاربردهای مربوط به عزت‌نفس، کراهت و دست‌نخورده بودن چیزی نیز بررسی می‌شوند، اما نباید همه را به یک معنای ساده فروکاست.

۲. «أَنْف» در عربی کهن؛ بینی، پیشانیِ حرکت و حرمت اجتماعی

بینی انسان و حیوان

«أَنْف» در کاربرد مستقیم خود به بینی انسان یا حیوان گفته می‌شود.

این عضو در بخش پیشین چهره قرار دارد و با تنفس و بویایی ارتباط دارد.

در منابع لغوی عربی، فعل «أَنَفَهُ» برای ضربه زدن به بینی شخص ثبت شده است؛ خود این ثبت، تاریخ کاربرد فعل را به‌تنهایی ثابت نمی‌کند.

«بَعِيرٌ مَأْنُوفٌ» نیز می‌تواند شتری باشد که بینی آن به سبب وسیله مهار یا کشیدن آسیب دیده است.

در این کاربردها، معنای ریشه روشن و مادی است. سخن از عضوی واقعی در بدن است، نه از مقام اجتماعی یا آغاز زمان.

در شعر اعشی، شاعر جاهلی، آمده است:

إِذَا رَوَّحَ الرَّاعِي اللِّقَاحَ مُعَزِّبًا
وَأَمْسَتْ عَلَى آنَافِهَا غَبَرَاتُهَا

«هنگامی که چوپان، پس از دور بردن شتران شیرده به چرا، شامگاه آنها را بازمی‌گرداند و گردوغبار بر بینی‌های آنها نشسته است.»

در این بیت، «آناف» جمع بینی است و به بینی‌های شتران اشاره دارد.

این بیت با اختلاف ضبط نقل شده است: در نقل لسان العرب «آنافها غبراتها» آمده؛ در کتاب سیبویه «آنافها عبراتها» با اشاره به اشک‌ها، و در نقل خطابی «آفاقها غبراتها» ثبت شده است. در ضبطی که «آنافها» دارد، واژه به بینی‌ها مربوط است؛ ترجمه بالا بر پایه ضبط لسان العرب است.

این شاهد نشان می‌دهد که صورت‌های جمع «أَنْف» در توصیف واقعی حیوانات نیز به کار رفته‌اند.

«أَنْفُ الشَّيْءِ»؛ سر و بخش پیشین

در عربی، «أَنْف» از نام عضو بدن فراتر رفته و برای بخش پیشین یا نوک چیزی نیز به کار رفته است.

«أَنْفُ الْجَبَلِ» به بخش برجسته یا پیش‌آمده کوه گفته می‌شود.

«أَنْفُ النَّابِ» می‌تواند نوک یا بخش نخستین دندانی باشد که آشکار می‌شود.

«أَنْفُ الْعَمَلِ» نیز به آغاز کاری اشاره دارد.

در چنین کاربردهایی، «أنف» لزوما نام یک عضو زیستی نیست. گوینده با آن، سر، نوک یا قسمت پیشین یک چیز را مشخص می‌کند.

این گسترش معنایی با جایگاه بینی در جلوی چهره قابل فهم است.

اما باید میان توضیح تصویری و اثبات تاریخی تفاوت گذاشت. در سنت لغوی کهن، آغاز کردن از یک سو و بینی به‌عنوان عضو بدن از سوی دیگر، گاهی دو شاخه اصلی شمرده شده‌اند.

از این رو، وجود ارتباط تصویری، به‌تنهایی مسیر قطعی پیدایش همه معناها را روشن نمی‌کند.

شاهد جاهلی؛ «فِي أَنْفِهِ» در شعر امرؤ القیس

امرؤ القیس در توصیف اسبی تیزرو می‌گوید:

قَدْ غَدَا يَحْمِلُنِي فِي أَنْفِهِ
لَاحِقُ الْأَيْطَلِ مَحْبُوكٌ مُمَرُّ

«صبحگاه، اسبی باریک‌میان و استواراندام، در آغاز تاخت خود، مرا با خود می‌برد.»

در توضیح‌های لغوی و ادبی، «فِي أَنْفِهِ» در این شاهد به آغاز تاخت اسب تفسیر شده است. تحلیلی دیگر ضمیر را به بارانِ یادشده در ابیات پیشین بازمی‌گرداند؛ یعنی در آغاز آن باران یا هنگامی که هنوز کسی پیش از شاعر در آن گام ننهاده است.

در بعضی روایت‌های شعر، به جای «لَاحِقُ الْأَيْطَلِ» صورت «لَاحِقُ الْإِطْلَيْنِ» آمده است.

این اختلاف به توصیف اندام اسب مربوط است و معنای محوری «أنف» را در توضیح یادشده تغییر نمی‌دهد.

با انتساب پذیرفته‌شده این بیت به امرؤ القیس، شاهد از کاربرد «أنف» برای آغاز چیزی پشتیبانی می‌کند؛ اما تفسیر دقیق مرجع ضمیر در آن یگانه و بی‌اختلاف نیست.

اما نباید از آن نتیجه گرفت که «آنِفًا» در قرآن دقیقا به معنای حرکت سریع اسب است. در آیه محمد، واژه برای زمان کوتاهی پیش از سخن گویندگان آمده است.

بینی و عزت‌نفس در زبان اجتماعی

در عربی کهن، بینی در بعضی تعبیرها با عزت‌نفس، بزرگی و واکنش به تحقیر ارتباط پیدا کرده است.

«شَمَخَ بِأَنْفِهِ» می‌تواند به سر بلند کردن از روی تکبر اشاره کند.

«حَمِيَ أَنْفُهُ» برای کسی به کار رفته که از تحقیر یا تجاوز به حرمت خود برمی‌آشوبد.

«أَنِفَ مِنَ الشَّيْءِ» نیز به خودداری یا روی‌گردانی از چیزی به سبب ناخوشایند دانستن آن مربوط است.

این خودداری می‌تواند از حفظ حرمت خویش برخیزد یا به تکبر و خودبزرگ‌بینی تبدیل شود.

پس خود «أَنَفَة» در زبان، به تنهایی همیشه فضیلت یا همیشه رذیلت نیست. علت واکنش و موضوع آن اهمیت دارد.

حطیئه و «بنی أنف الناقة»

در شعر حطیئه، شاعر مخضرم، آمده است. گزارش ادبی این مدح را با رقابت بَغیض و زِبرِقان در دوره اسلامی پیوند می‌دهد؛ پس نباید آن را شاهدی با تاریخ قطعیِ پیش از نزول قرآن معرفی کرد:

قَوْمٌ هُمُ الْأَنْفُ وَالْأَذْنَابُ غَيْرُهُمْ
وَمَنْ يُسَوِّي بِأَنْفِ النَّاقَةِ الذَّنَبَا؟

«آنان بینی و بخش پیشین‌اند و دیگران چون دُم؛ چه کسی بینی شتر را با دُم آن برابر می‌شمارد؟»

این بیت درباره گروهی شناخته‌شده به نام «بنی أنف الناقة» سروده شده است.

در گزارش‌های ادبی، آمده است که این نام زمانی برای آنان مایه شرمساری شمرده می‌شد؛ اما شاعر با قرار دادن بینی در برابر دُم، آن را به نشانه پیشوایی و برتری تبدیل کرد.

در اینجا، «أنف» از معنای جسمانی خود به استعاره‌ای درباره جایگاه اجتماعی انتقال یافته است.

اما ارزش‌گذاری شاعرانه درباره پیشوایی و فرودستی، جزء معنای ضروری بینی نیست.

همان واژه در مائده ۵:۴۵، عضوی از بدن است و هیچ دلالت مستقیمی بر بزرگی یا فرودستی اجتماعی ندارد.

۳. «أُنُف»؛ آغاز تازه و چیزی که هنوز از آن استفاده نشده است

در عربی کهن، «أُنُف» با ضمه همزه و نون برای چیزی به کار می‌رفته که هنوز مورد استفاده قرار نگرفته یا تازگی نخستین خود را حفظ کرده است.

«رَوْضَةٌ أُنُفٌ» به چراگاهی گفته می‌شود که هنوز چراییده نشده است.

«كَلَأٌ أُنُفٌ» علفی است که حیوانات هنوز از آن نخورده‌اند.

«كَأْسٌ أُنُفٌ» برای جامی پر یا جامی که هنوز از آن نوشیده نشده به کار رفته است.

این کاربردها با مفهوم آغاز و نخستین بهره‌برداری ارتباط دارند.

چراگاهی که هنوز چراییده نشده، برای گله‌ای که به آن می‌رسد، چراگاهی تازه است.

جامی که هنوز از آن ننوشیده‌اند، بهره‌برداری نخستین خود را پیش رو دارد.

اما این تازگی لزوما به معنای تازه آفریده شدن شیء نیست.

ممکن است چراگاه مدتی وجود داشته باشد، ولی هنوز حیوانی در آن نچریده باشد.

بنابراین، «أُنُف» در این کاربرد به دست‌نخورده بودن یا آغاز استفاده مربوط است؛ نه ضرورتا آغاز موجودیت.

شاهد شعری؛ شرابی که پیش‌تر از ظرف اصلی برداشته نشده است

عبدة بن طبیب، شاعر مخضرم عرب، می‌گوید. مخضرم بودن شاعر به‌تنهایی تاریخ سرودن این بیت را پیش از نزول قرآن ثابت نمی‌کند:

ثُمَّ اصْطَبَحْنَا كُمَيْتًا قَرْقَفًا أُنُفًا
مِنْ طَيِّبِ الرَّاحِ وَاللَّذَّاتُ تَعْلِيلُ

«سپس بامداد، شرابی سرخ‌فام از شراب خوش نوشیدیم که پیش‌تر کسی از خمره‌اش برنداشته بود؛ و لذت‌ها مایه سرگرمی و تسلی‌اند.»

«أُنُفًا» در این بیت وصف شراب است. «قَرْقَف» نیز نامی برای شراب است؛ درباره پیوند آن با لرزاندن نوشنده توضیح‌های متفاوتی نقل شده، پس نباید آن را بی‌توضیح معادل «تند» گرفت. «وَاللَّذَّاتُ تَعْلِيلُ» جمله‌ای جدا درباره سرگرمی و تسلیِ حاصل از لذت‌هاست.

در توضیح‌های لغوی، این وصف به شرابی مربوط است که پیش از آن از ظرف اصلی‌اش برداشته نشده باشد.

پس واژه به تازگی و نخستین بهره‌برداری اشاره دارد.

از نظر معنایی، این کاربرد به «اسْتَأْنَفَ» نزدیک می‌شود؛ زیرا در هر دو، آغاز چیزی مورد توجه است.

اما نباید از این نزدیکی نتیجه گرفت که «آنِفًا» در محمد ۴۷:۱۶ به معنای شراب تازه یا چیزی دست‌نخورده است.

در قرآن، موضوع واژه زمان سخنی است که اندکی پیش گفته شده است.

«اسْتَأْنَفَ»؛ از نو آغاز کردن

«اسْتَأْنَفَ الْأَمْرَ» در عربی به آغاز کردن یا از نو آغاز کردن کاری مربوط است.

«اسْتِئْنَاف» مصدر همین فعل است.

در این کاربرد، شخص کاری را از آغاز می‌گیرد یا پس از توقف و گسست، آن را دوباره شروع می‌کند.

از همین خانواده، تعبیرهای مربوط به آغاز سخن، آغاز حرکت یا آغاز مرحله تازه‌ای از کار پدید آمده‌اند.

در زبان عربی امروز، «استئناف» در اصطلاح حقوقی برای اعتراض و رسیدگی دوباره به یک حکم نیز به کار می‌رود.

اما این کاربرد تخصصی، معنای مستقیم آیات قرآن نیست و نباید به محمد ۴۷:۱۶ منتقل شود.

«آنِفًا» در آن آیه به معنای «تازه» و «همین اندکی پیش» است؛ نه درخواست رسیدگی دوباره یا آغاز کردن سخن از ابتدا.

۴. «وَالْأَنْفَ بِالْأَنْفِ»؛ بینی در مجموعه احکام قصاص

در مائده ۵:۴۵ آمده است:

وَكَتَبْنَا عَلَيْهِمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَالْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَالْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَهُ وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ

«و در آن برای آنان مقرر کردیم که جان در برابر جان، چشم در برابر چشم، بینی در برابر بینی، گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان است؛ و برای زخم‌ها نیز قصاص است. پس هر کس از حق خود در آن بگذرد، این برای او کفاره‌ای خواهد بود؛ و کسانی که به آنچه آن معبود یگانه نازل کرده حکم نکنند، آنان همان ستمگران‌اند.»

مائده ۵:۴۵

در این آیه، «الْأَنْفَ» و «بِالْأَنْفِ» هر دو به بینی به‌عنوان عضوی واقعی از بدن اشاره دارند.

بینی در میان چشم، گوش و دندان آمده است؛ یعنی مجموعه‌ای از اعضای جسمانی که آسیب عمدی به آنها در زمینه قصاص مطرح می‌شود.

بنابراین، «أَنْف» در اینجا استعاره‌ای از غرور، مقام یا آغاز نیست.

آیه درباره عضوی از بدن انسان سخن می‌گوید و باید همین معنای روشن در ترجمه حفظ شود.

«الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ»؛ نقش حرف باء

در این ترکیب، بینی نخست موضوع آسیب و حق قصاص است.

«بِالْأَنْفِ» با حرف «باء» آمده و مقابله با عضو متناظر را بیان می‌کند.

این ساخت در کنار «الْعَيْنَ بِالْعَيْنِ» و «الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ» قرار گرفته است.

بنابراین، در این سیاق، حرف باء به نسبت مقابله و برابری در قصاص مربوط است.

اما نباید از خود ریشه «أ ن ف» معنای مقابله یا قصاص استخراج کرد.

«أَنْف» نام بینی است.

مفهوم مقابله از ساختمان «عضو در برابر عضو» شناخته می‌شود.

«قِصَاص» نیز از ریشه مستقلی است و چارچوب حقوقی جمله را روشن می‌کند.

آیا این آیه فرمان مستقیم به همه انسان‌ها در همه زمان‌هاست؟

آیه با عبارت «وَكَتَبْنَا عَلَيْهِمْ فِيهَا» آغاز شده است.

ضمیر «عَلَيْهِمْ» و «فِيهَا» با سیاق آیات پیشین ارتباط دارد.

در مائده ۵:۴۴، سخن از تورات و داوری بر پایه آن آمده است.

بنابراین، مائده ۵:۴۵ مستقیما حکمی را نقل می‌کند که در آن کتاب برای مخاطبانش مقرر شده بود.

از این رو، نباید بدون بررسی دیگر آیات، همان جمله را به‌عنوان فرمان مستقلی که در همه جزئیات بر هر جامعه و هر وضعیت حقوقی جاری است معرفی کرد.

در مقابل، نباید از بیان تاریخی آیه نیز نتیجه گرفت که اصل عدالت، تناسب پاسخ با آسیب یا رعایت حق زیان‌دیده هیچ ارتباطی با دیگر آیات قرآن ندارد.

در بقره ۲:۱۷۸، قصاص درباره کشته‌شدگان مطرح شده است.

در شوری ۴۲:۴۰ نیز از تناسب جزای بدی با همان بدی و ارزش گذشت سخن رفته است.

بررسی نسبت این آیات به پژوهش مستقل قصاص و حقوق آسیب‌دیدگان نیاز دارد.

گذشت از قصاص

آیه پس از بیان قصاص می‌گوید:

«فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَهُ».

در اینجا، گذشت و بخشیدن حق قصاص مطرح شده است.

اما درباره مرجع دقیق ضمیر «لَهُ» اختلاف تفسیری وجود دارد؛ اینکه کفاره برای گذشت‌کننده است یا برای کسی که از قصاص او گذشته می‌شود.

این اختلاف در فهم کامل حکم اهمیت دارد، ولی معنای «أَنْف» را تغییر نمی‌دهد.

همچنین نباید از حضور امکان گذشت نتیجه گرفت که شخص آسیب‌دیده در هر وضعیتی مجبور است از حق خود صرف نظر کند.

آیه قصاص را بیان کرده و سپس گذشت را مطرح می‌سازد.

بنابراین، هم حق و هم امکان بخشش در ساختمان جمله حضور دارند.

آیا «بینی» نماد آبرو و عزت است؟

در زبان عربی، بینی می‌تواند در استعاره‌هایی درباره عزت، تکبر و تحقیر به کار رود.

اما این کاربردهای استعاری دلیل نمی‌شوند که «الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ» در مائده ۵:۴۵ به معنای «آبرو در برابر آبرو» باشد.

همراهی بینی با چشم، گوش، دندان و زخم‌ها، معنای جسمانی آن را روشن می‌کند.

پس ترجمه درست این بخش «بینی در برابر بینی» است.

نمی‌توان صرفا برای پیوند دادن دو شاخه ریشه، از این حکم جسمانی تفسیری روان‌شناختی ساخت.

۵. «مَاذَا قَالَ آنِفًا»؛ سخنی که همین اندکی پیش گفته شد

در محمد ۴۷:۱۶ آمده است:

وَمِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ حَتَّىٰ إِذَا خَرَجُوا مِنْ عِنْدِكَ قَالُوا لِلَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مَاذَا قَالَ آنِفًا أُولَٰئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ

«و از میان آنان کسانی هستند که به سخنانت گوش می‌سپارند؛ اما هنگامی که از نزد تو بیرون می‌روند، به کسانی که دانش داده شده می‌گویند: همین اندکی پیش چه گفت؟ آنان کسانی‌اند که آن معبود یگانه بر دل‌هایشان مهر نهاده است و از خواسته‌های خود پیروی کرده‌اند.»

محمد ۴۷:۱۶

این آیه تنها کاربرد قرآنی «آنِفًا» است.

«آنِفًا» در اینجا به زمانی نزدیک در گذشته اشاره دارد؛ زمانی که محمد سخن گفته و شنوندگان هنوز مدت زیادی از مجلس او دور نشده‌اند.

بنابراین، معادل طبیعی فارسی آن «همین اندکی پیش» یا «لحظاتی پیش» است.

اما نباید آن را «دیروز»، «مدتی طولانی پیش» یا «در آغاز آفرینش» ترجمه کرد.

در این کاربرد، نزدیکی زمانی برجسته است.

«آنِفًا»؛ آغاز سخن یا زمانی نزدیک؟

در زبان عربی، «آنِفًا» با مفهوم آغاز و تازگی ارتباط دارد.

اما در این آیه، پرسش چنین است:

«مَاذَا قَالَ آنِفًا».

یعنی: «همین اندکی پیش چه گفت؟»

از این جمله ضرورتا فهمیده نمی‌شود که پرسش‌کنندگان فقط درباره نخستین جمله سخن محمد می‌پرسند.

ممکن است مقصود آنان مجموع سخنی باشد که در همان مجلس شنیده‌اند.

بنابراین، نباید «آنِفًا» را به «در آغاز سخنش» محدود کرد.

همچنین «آنِفًا» به معنای آغاز دوباره گفتار نیست.

معنای «از نو آغاز کردن» به صورت‌هایی مانند «استأنف» مربوط است. در این آیه، خود واژه نقش زمانی دارد و به فاصله کوتاه از سخن پیشین اشاره می‌کند.

نقش دستوری «آنِفًا»

«آنِفًا» در این آیه منصوب است و از نظر معنا زمانِ نزدیکِ سخن را مشخص می‌کند. در تحلیل نحوی، آن را ظرف زمان دانسته‌اند؛ تحلیل حال نیز نقل شده و ظرف شمردن آن میان نحویان بی‌اختلاف نیست.

این واژه زمان فعل «قَالَ» را مشخص می‌سازد.

پس «آنِفًا» وصف اخلاقی گوینده نیست.

در قرائت مشهور، جمله نمی‌گوید محمد از روی تکبر سخن گفته یا پرسش‌کنندگان ذاتا «آنف» به معنای خودپسند بوده‌اند.

این نکته اهمیت دارد، زیرا در زبان عربی «أَنِفَ» و «أَنَفَة» کاربردهایی درباره کراهت و خودداری از سر تکبر دارند.

اما معنای زمانی «آنِفًا» در این آیه باید از آن شاخه جدا بماند.

تفاوت شنیدن و فهمیدن

آیه می‌گوید گروهی به سخنان محمد گوش می‌دهند، ولی پس از بیرون رفتن، از کسانی که دانش دارند می‌پرسند او چه گفته است.

از این ساخت، تفاوت میان شنیدن و فهمیدن آشکار می‌شود.

ممکن است شخص سخنی را بشنود، اما به معنای آن توجه نکند.

ممکن است توجه او به موضوع دیگری مشغول باشد یا سخن را با پیش‌داوری بشنود.

اما باید در داوری درباره پرسش‌کنندگان احتیاط کرد.

خود جمله «چه گفت؟» در همه موقعیت‌ها نشانه تمسخر یا نفاق نیست.

انسانی که حقیقتا می‌خواهد سخنی را بفهمد نیز ممکن است از دیگری بپرسد: «اندکی پیش چه گفت؟»

آنچه در محمد ۴۷:۱۶ رفتار این گروه را نکوهیده می‌سازد، ادامه آیه و سیاق آن است.

قرآن می‌گوید آنان از خواسته‌های خود پیروی می‌کنند و دل‌هایشان در وضعیتی قرار گرفته که سخن حق را به‌درستی دریافت نمی‌کنند.

بنابراین، نباید خود فعل پرسیدن یا خود واژه «آنِفًا» را ذاتا نکوهیده معرفی کرد.

پرسش از سر بی‌توجهی یا تمسخر؟

در توضیح‌های قدیم، دو احتمال درباره این پرسش مطرح شده است.

در یک خوانش، آنان به سخن محمد توجه کافی نمی‌کردند و پس از خروج از مجلس، از آگاهان می‌پرسیدند چه گفته است.

در خوانش دیگر، پرسش آنان حالت تمسخر یا بی‌اعتنایی عمدی داشت؛ گویی می‌خواستند نشان دهند که سخن او را شایسته توجه نمی‌دانند.

هر دو خوانش با نکوهش پایانی آیه ارتباط دارند.

اما متن عربی پرسش را با واژه مستقلی مانند «استهزاء» بیان نکرده است.

بنابراین، اگر در ترجمه نوشته شود «از روی تمسخر گفتند»، این توضیح سیاقی است و نباید چنان در متن پایه ادغام شود که گویی خود «آنِفًا» به معنای تمسخر است.

در ترجمه دقیق‌تر، پرسش همان‌گونه که آمده حفظ می‌شود و زمینه نکوهش در توضیح بررسی می‌گردد.

تقابل با آیه بعد

در محمد ۴۷:۱۷، سخن از کسانی است که هدایت یافته‌اند و آن معبود یگانه بر هدایت آنان می‌افزاید.

این تقابل نشان می‌دهد که شنیدن پیام، در همه اشخاص به نتیجه یکسان منتهی نمی‌شود.

در یک سو، کسانی قرار دارند که به سخن گوش می‌دهند اما از آن بهره لازم نمی‌گیرند.

در سوی دیگر، کسانی هستند که هدایت را می‌پذیرند و در آن پیش می‌روند.

با این حال، معنای «آنِفًا» از این تقابل تغییر نمی‌کند.

واژه همچنان به زمان نزدیک گذشته اشاره دارد؛ تفاوت اخلاقی و معرفتی اشخاص از رفتار و اوصاف دیگر آیات شناخته می‌شود.

گزارشی درباره اختلاف قرائت

در برخی منابع قرائت، صورتی کوتاه‌تر از «آنِفًا» نیز نقل شده است: «أَنِفًا» بر وزن «كَتِف».

صورت کوتاه در برخی طریق‌های بزی از ابن کثیر نقل شده است. ابن جزری، به‌ویژه درباره وارد کردن طریقِ نقل‌شده از ابوالفتح در طریق‌های تیسیر و شاطبیه ایراد می‌گیرد، در حالی که نقل‌هایی از راه‌های دیگر نیز ثبت شده‌اند؛ پس باید اختلاف طریق و ارزیابی اسناد را از انکار مطلق وجود این صورت جدا نگه داشت.

در توضیح معنای این صورت نیز دو احتمال مطرح شده است.

در یک تحلیل، آن را همچنان به معنای زمانی «همین اندکی پیش» دانسته‌اند.

در تحلیل دیگری، که ابن عاشور با قیدِ درست بودن روایت مطرح می‌کند، آن را به «أَنَفَة» و حالت تکبر و بی‌اعتنایی مربوط کرده‌اند.

در صورت دوم، «أَنِفًا» حالِ کسی فهمیده می‌شود که گوش می‌سپارد، با رعایت صورت مفرد «مَن»؛ این تحلیل با کاربرد زمانیِ قرائت رایج یکسان نیست.

اما چون این اختلاف در خود منابع قرائت و تفسیر مطرح است، نباید آن را مبنای حذف یا تغییر معنای روشن قرائت مشهور قرار داد.

در متن رایج قرآن، «آنِفًا» معنای زمانی دارد و به سخنی اشاره می‌کند که به‌تازگی گفته شده است.

۷. پیشنهادهای ترجمه و جمع‌بندی

در مائده ۵:۴۵، برای «الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ»، ترجمه روشن و طبیعی چنین است:

«بینی در برابر بینی».

این ترجمه معنای جسمانی واژه و ساخت مقابله در حکم قصاص را حفظ می‌کند.

نباید به جای بینی، «آبرو»، «غرور» یا «جایگاه اجتماعی» گذاشت؛ زیرا آیه درباره اندام واقعی بدن سخن می‌گوید.

در محمد ۴۷:۱۶، برای «مَاذَا قَالَ آنِفًا»، ترجمه پیشنهادی چنین است:

«همین اندکی پیش چه گفت؟»

«لحظاتی پیش چه گفت؟» نیز مناسب است.

اما «در آغاز سخنش چه گفت؟» معنای آیه را بی‌دلیل محدود می‌کند؛ زیرا پرسش می‌تواند درباره مجموع سخن تازه گفته‌شده باشد.

«اکنون چه می‌گوید؟» نیز دقیق نیست، زیرا فعل «قَالَ» ماضی است و «آنِفًا» به گذشته نزدیک اشاره دارد.

در کاربردهای غیرقرآنی، «أَنْفُ الْجَبَلِ» می‌تواند «بخش پیش‌آمده کوه» باشد و «أَنْفُ الْعَمَلِ» به «آغاز کار» اشاره کند.

«اسْتَأْنَفَ» را می‌توان «از نو آغاز کرد»، «أَنِفَ مِنْهُ» را «از آن سر باز زد یا آن را دون شأن خود دانست»، و «رَوْضَةٌ أُنُفٌ» را «چراگاه دست‌نخورده» ترجمه کرد.

این معانی باید در جای خود بمانند و بی‌دلیل به دو کاربرد قرآنی منتقل نشوند.

جمع‌بندی

ریشه «أ ن ف» در زبان عربی دو شاخه برجسته دارد: بینی به‌عنوان عضو بدن و آغاز یا بخش پیشین یک چیز.

در کنار آنها، کاربردهایی درباره تازگی، شروع دوباره، عزت‌نفس، امتناع و تکبر نیز ثبت شده است.

در قرآن، این ریشه سه بار در دو آیه آمده است.

در مائده ۵:۴۵، «أَنْف» دو بار برای بینی در مجموعه اعضای موضوع قصاص به کار رفته است.

در محمد ۴۷:۱۶، «آنِفًا» به زمانی نزدیک اشاره دارد که سخن محمد در آن گفته شده است.

پس خود ریشه در این دو آیه، دو معنای متفاوت و روشن دارد.

در کاربرد نخست، بینی عضوی واقعی است و معنای استعاری شرافت یا تکبر نباید جای آن را بگیرد.

در کاربرد دوم، زمان نزدیک گذشته مورد نظر است و نکوهش پرسش‌کنندگان از سیاق آیه شناخته می‌شود؛ نه از معنای خود «آنِفًا».

شواهد عربی کهن نیز نشان می‌دهند که «أنف» برای بخش پیشین چیزها، آغاز حرکت، چراگاه تازه و عزت‌نفس به کار رفته است. اما نباید از این شواهد، بدون دلیل تاریخی کافی، یک منشأ قطعی برای همه شاخه‌ها ساخت.

تعریف نهایی ریشه «أ ن ف» در فرقان:

«در شاخه جسمانی، بینی انسان یا حیوان، و در کاربردهای گسترش‌یافته، سر و بخش پیشین چیزی. در شاخه زمانی و آغازین، نخستین بخش یک کار، آغاز دوباره یا زمانی که به‌تازگی سپری شده است. در قرآن، أَنْف در مائده ۵:۴۵ به بینی واقعی در حکم قصاص اشاره دارد و آنِفًا در محمد ۴۷:۱۶ به معنای همین اندکی پیش است. کاربردهای مربوط به عزت‌نفس، کراهت، تکبر و تازگی نیز در عربی شناخته شده‌اند، اما معنای آنها نباید بدون قرینه به این دو آیه منتقل شود.»