ریشه قرآنی أ ر ك

نوشتن تبصره دربارهٔ این اثر

أَرِيكَة و أَرَائِك؛ تخت‌های آراسته، آسایش و جایگاه آرام گرفتن

صورت‌های قرآنی و لغوی

ریشه «أ ر ك» در قرآن تنها با واژه «الْأَرَائِكِ» آمده است؛ جمع «أَرِيكَة»، به معنای تخت یا بستری آراسته که برای نشستن و تکیه زدن فراهم شده است. این واژه در زبان عربی کهن غالبا برای تختی به کار می‌رفت که در فضای پرده‌دار قرار داشت یا با بستر و پوشش آراسته شده بود.

قرآن در هر پنج کاربرد این واژه، از نعمت‌های جهان آخرت سخن می‌گوید. در سه آیه، اهل بهشت بر «أَرَائِك» تکیه زده‌اند و در دو آیه دیگر، بر آنها قرار دارند و به تماشا مشغول‌اند. از این رو، «أَرَائِك» در این آیات بخشی از توصیف آسایش، برخورداری و منزلت نیکوکاران است.

با این حال، ریشه «أ ر ك» در زبان عربی به تخت و بستر محدود نیست. «أَرَاك» نام درختی شناخته‌شده است و «أَرَكَ بِالْمَكَانِ» به ماندن و اقامت کردن در جایی گفته شده است. همچنین کاربردهای دیگری از این ریشه در وصف شتران، گیاهان و بهبود زخم ثبت شده‌اند.

برای فهم درست «أَرَائِك» باید نخست معنای خود این اسم و کاربرد قرآنی آن را شناخت و سپس پیوند احتمالی آن را با شاخه‌های دیگر ریشه بررسی کرد؛ نه اینکه همه معناها را از آغاز در یک تصویر فرضی ادغام کنیم.

۱. صورت‌های قرآنی و هسته معنایی

ریشه «أ ر ك» پنج بار در قرآن آمده است و هر پنج مورد، صورت واحد «الْأَرَائِكِ» هستند:

مفرد این واژه «أَرِيكَة» و جمع مشهور آن «أَرَائِك» است. جمع دیگری به صورت «أَرِيك» نیز در منابع لغوی ثبت شده، اما در قرآن نیامده است.

«الْأَرَائِكِ» در تمام کاربردهای قرآنی، جمع مکسرِ معرفه و مجرور به حرف «عَلَى» است. این ساخت بر قرار داشتن اشخاص بر آن تخت‌ها یا بسترها دلالت می‌کند.

در زبان عربی، «أَرِيكَة» معمولا تختی است که برای نشستن و آسودن آماده شده است. در بعضی توصیف‌های کهن، وجود پوشش، پرده یا فضای محصور نیز از ویژگی‌های آن شمرده شده است.

بنابراین، هسته معنایی صورت قرآنی را می‌توان چنین بیان کرد:

تخت یا بستری آراسته و آماده برای نشستن، آسودن و تکیه زدن؛ غالبا همراه با پوشش یا آرایش ویژه.

آسایش و برخورداری با این وسیله ارتباط طبیعی دارند، ولی خود واژه مستقیما به معنای شادی، پیروزی، پاداش یا مقام پادشاهی نیست. این معانی ممکن است از سیاق آیات به دست آیند، نه از ساختمان لغوی «أَرِيكَة» به تنهایی.

۲. ریشه در عربی کهن؛ درخت اراک، اقامت و تخت آراسته

أَرَاك؛ درختی شناخته‌شده در زندگی عرب

یکی از شاخه‌های روشن این خانواده، «أَرَاك» است؛ درختی که شاخه‌ها و ریشه‌های آن برای ساختن مسواک به کار می‌رفت.

این درخت در محیط زندگی عرب شناخته شده بود و شتران نیز از برگ‌ها و شاخه‌های آن تغذیه می‌کردند. از همین زمینه، واژه‌هایی برای وصف زمین دارای اراک و شترانی که از آن می‌چرند شکل گرفته است.

«أَرَاكَة» به یک درخت اراک گفته می‌شود و «أَرِكَة» می‌تواند وصف زمینی باشد که اراک فراوان دارد. «آرِكَة» و «أَوَارِك» نیز در توصیف شتران چرنده یا ماندگار در چراگاه‌های مربوط به این گیاه ثبت شده‌اند.

در بعضی منابع لغوی، حتی «أَرَائِك» به‌عنوان جمعی برای «أَرَاكَة» نیز نقل شده است. اما این کاربرد نادر، با «أَرَائِك» قرآنی در سیاق تخت‌ها و تکیه زدن یکی نیست. صورت واژه به تنهایی کافی نیست؛ معنا باید با ساختمان و سیاق آن شناخته شود.

نام درخت اراک، اگرچه در خانواده لغوی «أ ر ك» جای دارد، در قرآن نیامده است.

أَرَكَ بِالْمَكَانِ؛ ماندن و اقامت کردن

شاخه مهم دیگر این ریشه، فعل «أَرَكَ» است که در بعضی کاربردهای عربی به ماندن و اقامت کردن در یک مکان دلالت دارد.

تعبیر «أَرَكَ بِالْمَكَانِ» به معنای اقامت کردن و از جایی نرفتن ثبت شده است. مصدر آن «أُرُوك» است.

این کاربرد تنها به شتر یا چراگاه محدود نیست. درباره انسان نیز به کار رفته و معنای ماندن در جایی را رسانده است. همچنین «أَرَكَ فِي الْأَمْرِ» برای پافشاری و اصرار در کاری ثبت شده است.

در مورد شتران، میان دو توضیح لغوی هم‌پوشانی دیده می‌شود: برخی صورت‌های مربوط به این خانواده را به خوردن اراک پیوند داده‌اند و برخی به ماندن طولانی شتر در یک چراگاه. این دو رفتار در زندگی دامداری می‌توانستند همراه باشند، اما لزوما از یک منشأ معنایی واحد پدید نیامده‌اند.

أَرَكَ الْجُرْحُ؛ فرو نشستن ورم و بهبود زخم

در زبان عربی، «أَرَكَ الْجُرْحُ» برای زخم یا جراحتی نیز ثبت شده است که رو به بهبود می‌رود و ورم آن فرو می‌نشیند.

در این کاربرد، واژه به وضعیت زخمی اشاره می‌کند که التهاب آن آرام شده و به مرحله ترمیم رسیده است.

این معنا را می‌توان از نظر مفهومی با فرو نشستن و آرام گرفتن مرتبط دانست، اما چنین توضیحی نباید به تعریف تاریخی قطعی تمام خانواده تبدیل شود. همچنین از کاربرد آن درباره زخم نمی‌توان نتیجه گرفت که «أَرِيكَة» در قرآن نام وسیله درمان یا نشانه بهبود جسمی است.

این صورت در قرآن نیامده و ارزش آن برای پژوهش حاضر، شناخت گستردگی خانواده لغوی است.

أَرِيكَة؛ تختی در فضای آراسته و پرده‌دار

در توصیف‌های کهن، «أَرِيكَة» غالبا تخت یا بستری است که در «حَجْلَة» قرار دارد.

«حَجْلَة» در این کاربرد، فضای پرده‌دار یا جایگاهی است که با پرده و پوشش از محیط پیرامون جدا شده است. بنابراین، در تعریف‌های شناخته‌شده، «أَرِيكَة» تنها یک سطح برای نشستن نیست؛ بلکه می‌تواند تختی باشد که در فضایی آراسته، پوشیده و آماده استراحت قرار گرفته است.

بعضی اهل لغت وجود تخت در فضای پرده‌دار را شرط نامیدن آن به «أَرِيكَة» دانسته‌اند. در مقابل، برخی دیگر دایره واژه را گسترده‌تر گرفته‌اند و آن را بر تخت، بستر یا جایگاهی که بر آن تکیه می‌زنند نیز اطلاق کرده‌اند.

این اختلاف باید حفظ شود. نمی‌توان با قطعیت گفت که هر «أَرِيكَة» در تمام کاربردهای عربی، ضرورتا پرده و سایبان جداگانه داشته است. در عین حال، حذف کامل جنبه آراستگی و بستر آماده از تعریف واژه نیز آن را بیش از اندازه عمومی می‌کند.

در شعر ذوالرمه، شاعر دوره اموی، چنین آمده است:

خُدُودًا جَفَتْ فِي السَّيْرِ حَتَّىٰ كَأَنَّمَا
يُبَاشِرْنَ بِالْمَعْزَاءِ مَسَّ الْأَرَائِكِ

«گونه‌هایی که در سفر آرام نگرفته‌اند؛ چنان‌که گویی بر زمین سنگلاخ، نرمی تخت‌های آراسته را لمس می‌کنند.»

شاعر در این بیت، تماس گونه‌ها با زمین سخت و سنگلاخی را با تماس با بسترهای آسوده مقایسه می‌کند. همین تقابل نشان می‌دهد که «أَرَائِك» برای مخاطب او با نرمی، آسایش و بستر آماده ارتباط داشته است. تصویر بیت، خستگی مسافران را نشان می‌دهد که زمین سنگلاخ برایشان مانند بستر نرم احساس می‌شود؛ مقصود از «جَفَتْ فِي السَّيْرِ» در این توضیح، آرام نگرفتن در سفر است، نه خشک شدن پوست گونه‌ها.

این بیت شاهدی از عربی آغاز دوره اسلامی است، نه شاهدی که بتوان زمان سرایش آن را به جاهلیت نسبت داد. برای اثبات منشأ پیشاقرآنی تمام ویژگی‌های واژه، شواهد تاریخی مستقل لازم است.

آیا «أَرِيكَة» از اقامت یا درخت اراک ساخته شده است؟

در توضیح نام‌گذاری «أَرِيكَة»، دو احتمال در منابع لغوی مطرح شده است.

یک احتمال آن است که واژه با «أُرُوك» به معنای اقامت ارتباط داشته باشد؛ زیرا تخت، جای ماندن و آرام گرفتن است.

احتمال دیگر آن است که نام آن از «أَرَاك» گرفته شده باشد، به این اعتبار که در گذشته چنین تخت‌ها یا بسترهایی ممکن است با چوب آن درخت ساخته می‌شده‌اند.

هیچ‌یک از این دو توضیح را نباید بدون شاهد تاریخی مستقل، منشأ قطعی نام‌گذاری دانست. رابطه اقامت با محل آرام گرفتن از نظر معنایی قابل فهم است، ولی فهم‌پذیری یک رابطه با اثبات تاریخی آن برابر نیست.

همچنین از وجود درخت اراک و احتمال کاربرد چوب آن نمی‌توان نتیجه گرفت که تخت‌های بهشتی قرآن از این چوب ساخته شده‌اند.

برای فهم آیات، نیازی به حل قطعی این مسئله تاریخی نیست. معنای «أَرِيكَة» به‌عنوان تخت یا بستر آراسته در زبان عربی شناخته شده است و سیاق قرآن نیز همین کاربرد را پشتیبانی می‌کند.

۳. «أَرَائِك» در قرآن؛ تخت‌های آسایش و برخورداری

تمام پنج کاربرد قرآنی «الْأَرَائِكِ» در وصف نعمت اخروی آمده‌اند. با این حال، هر آیه این واژه را در کنار عناصر متفاوتی قرار می‌دهد.

کهف ۱۸:۳۱؛ تخت‌های آراسته در میان نعمت‌های بهشت

أُولَٰئِكَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَيَلْبَسُونَ ثِيَابًا خُضْرًا مِنْ سُنْدُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ نِعْمَ الثَّوَابُ وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقًا

«آنان باغ‌های اقامت دارند که رودها از زیرشان روان است. در آنجا با دستبندهایی از طلا آراسته می‌شوند و جامه‌های سبز از سندس و استبرق می‌پوشند، در حالی که بر تخت‌های آراسته تکیه زده‌اند. چه نیکو پاداشی و چه نیکو جای آسودنی!»

کهف ۱۸:۳۱

در این آیه، «أَرَائِك» همراه با چند عنصر دیگر از نعمت‌های بهشتی آمده است: باغ‌ها، رودها، زیورهای طلا و جامه‌های نفیس.

«مُتَّكِئِينَ» حالت کسانی را بیان می‌کند که بر این تخت‌ها قرار دارند. این واژه از ریشه دیگری، یعنی «و ك أ»، است و به تکیه کردن و اتکا داشتن مربوط می‌شود. بنابراین، معنای تکیه زدن از «مُتَّكِئِينَ» می‌آید، نه از خود «أَرَائِك».

پژوهش ریشهٔ و ك أ (هنوز منتشر نشده)

این تمایز مهم است. «أَرَائِك» نام جایگاه یا وسیله است و «مُتَّكِئِينَ» حالت اشخاص را توضیح می‌دهد.

در پایان آیه، «نِعْمَ الثَّوَابُ وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقًا» به نیکویی پاداش و جای آسودن اشاره دارد. از مجموعه آیه روشن می‌شود که تخت‌های آراسته بخشی از تصویر برخورداری و استراحت‌اند.

اما «أَرَائِك» به خودی خود به معنای «پاداش اعمال» نیست. پاداش بودن این نعمت‌ها از سیاق و جمله پایانی آیه شناخته می‌شود.

یس ۳۶:۵۶؛ آسایش همراه با همسران و سایه

هُمْ وَأَزْوَاجُهُمْ فِي ظِلَالٍ عَلَى الْأَرَائِكِ مُتَّكِئُونَ

«آنان و همسرانشان در سایه‌ها، بر تخت‌های آراسته تکیه زده‌اند.»

یس ۳۶:۵۶

در این آیه، «أَرَائِك» در کنار «أَزْوَاجُهُمْ» و «ظِلَالٍ» قرار گرفته است.

سخن از کسانی است که همراه همسرانشان در محیطی سایه‌دار بر تخت‌های آراسته آسوده‌اند. در اینجا، حضور همسران و سایه از اجزای مستقل توصیف‌اند و معنای خود «أَرَائِك» را تشکیل نمی‌دهند.

آیه همچنین نشان می‌دهد که این تخت‌ها صرفا به عنوان جایگاه فرمانروایی یا تخت پادشاهی معرفی نشده‌اند. آنان در کنار همسرانشان بر آنها تکیه زده‌اند و وضعیتشان با آسایش و برخورداری پیوند دارد.

این نکته در ترجمه اهمیت دارد. اگر «أَرَائِك» تنها به «تخت‌های سلطنتی» برگردانده شود، ممکن است تصویری از فرمانروایی سیاسی به جمله افزوده شود که خود واژه و سیاق آن را ضروری نمی‌کنند.

«تخت‌های آراسته» معنای روشن‌تری دارد و بدون تحمیل مفهوم سلطنت، وصف مادی واژه را حفظ می‌کند.

انسان ۷۶:۱۳؛ تخت‌های آراسته در محیطی دور از گرما و سرمای آزاردهنده

مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ لَا يَرَوْنَ فِيهَا شَمْسًا وَلَا زَمْهَرِيرًا

«در آنجا بر تخت‌های آراسته تکیه زده‌اند؛ نه آفتابی در آن می‌بینند و نه سرمایی سخت.»

انسان ۷۶:۱۳

در این آیه، تخت‌های آراسته همراه با نبود آفتاب و سرمای سخت توصیف شده‌اند.

«زَمْهَرِير» به سرمای شدید اشاره دارد و در مقابل «شَمْسًا» قرار گرفته است. از این همراهی می‌توان دریافت که توصیف آیه، محیطی آسوده و دور از شرایط آزاردهنده را پیش چشم می‌گذارد.

اما نباید نبود آفتاب و سرمای سخت را در تعریف «أَرَائِك» وارد کرد. آیه نمی‌گوید خود تخت‌ها از سرما یا تابش خورشید جلوگیری می‌کنند. اینها ویژگی‌های محیطی هستند که در کنار تخت‌ها بیان شده‌اند.

بنابراین، «أَرَائِك» در هر سه آیه کهف، یس و انسان نام تخت یا بستر آراسته است و «مُتَّكِئِينَ» یا «مُتَّكِئُونَ» حالت آسوده کسانی را که بر آنها قرار دارند روشن می‌کند.

۴. «عَلَى الْأَرَائِكِ يَنْظُرُونَ»؛ تکرار یک عبارت در دو سیاق

در سوره مطففین، عبارت «عَلَى الْأَرَائِكِ يَنْظُرُونَ» دو بار تکرار شده است.

مطففین ۸۳:۲۳؛ نیکوکاران در نعمت

عَلَى الْأَرَائِكِ يَنْظُرُونَ

«بر تخت‌های آراسته می‌نگرند.»

مطففین ۸۳:۲۳

این آیه پس از بیان برخورداری نیکوکاران از نعمت آمده است. عبارت «عَلَى الْأَرَائِكِ» جایگاه آنان را نشان می‌دهد و «يَنْظُرُونَ» فعل نگریستن است.

برخلاف سه کاربرد پیشین، اینجا فعل «اتکاء» در خود آیه نیامده است. بنابراین، نباید در ترجمه مستقیم «يَنْظُرُونَ» را به «تکیه زده‌اند» تبدیل کرد یا فعل نگریستن را حذف نمود.

البته نبود فعل اتکاء به معنای نفی تکیه زدن نیست؛ تنها نشان می‌دهد که در این جمله، توجه به نگریستن معطوف شده است.

مفعول «يَنْظُرُونَ» در خود آیه ذکر نشده است. بنابراین، تعیین قطعی اینکه آنان دقیقا به چه چیزی می‌نگرند، از خود این جمله به تنهایی ممکن نیست. سیاق می‌تواند زمینه فهم را روشن‌تر کند، اما نباید مفعولی را که در آیه نیامده بی‌علامت وارد ترجمه کرد.

مطففین ۸۳:۳۵؛ همان تخت‌ها در صحنه دیگر

عَلَى الْأَرَائِكِ يَنْظُرُونَ

«بر تخت‌های آراسته می‌نگرند.»

مطففین ۸۳:۳۵

در اینجا همان عبارت تکرار شده است، اما سیاق آن متفاوت است.

آیات پیشین از رفتار کسانی سخن گفته‌اند که در زندگی دنیا مؤمنان را به تمسخر می‌گرفتند و به آنان می‌خندیدند. سپس در صحنه آخرت، جایگاه‌ها دگرگون می‌شوند و مؤمنان در وضعیت برخورداری و نگریستن معرفی می‌شوند.

این تغییر سیاق به عبارت تکرارشده معنای گسترده‌تری می‌بخشد. «أَرَائِك» همچنان نام تخت‌های آراسته است، ولی قرار گرفتن مؤمنان بر آنها اکنون بخشی از تقابل میان وضعیت دنیا و آخرت شده است.

بنابراین، دو آیه مطففین نشان می‌دهند که یک واژه با معنای لغوی ثابت می‌تواند در دو بخش یک سوره نقش‌های سیاقی متفاوتی داشته باشد.

در آیه نخست، تخت‌ها در وصف نعمت نیکوکاران آمده‌اند؛ در آیه دوم، همان وصف در صحنه دگرگونی جایگاه‌ها و فرجام رفتارهای دنیوی تکرار می‌شود.

معنای «أَرَائِك» تغییر نکرده است؛ آنچه عمق بیشتری یافته، موقعیت اشخاص و رابطه آیه با آیات پیرامون آن است.

۶. آرام گرفتن و آسایش؛ معنای لغوی یا نتیجه سیاق؟

در تمام پنج کاربرد قرآنی، «أَرَائِك» با نعمت و برخورداری همراه است. از این تکرار می‌توان دریافت که این واژه در تصویر قرآنی بهشت، جایگاهی برای آسودن و برخورداری نیکوکاران است.

اما باید میان سه سطح تفاوت گذاشت.

نخست، معنای مستقیم «أَرَائِك» است: تخت‌ها یا بسترهای آراسته.

دوم، کاربرد آنها در جمله است: اشخاص بر این تخت‌ها تکیه زده‌اند یا از آنجا می‌نگرند.

سوم، معنایی است که از مجموعه سیاق به دست می‌آید: آسایش، برخورداری، آرامش و جایگاه نیکوی اهل بهشت.

این سه سطح به یکدیگر مرتبط‌اند، ولی یکسان نیستند.

اگر «أَرَائِك» را صرفا «آرامش» ترجمه کنیم، شیء مشخصی را که قرآن نام برده از متن حذف کرده‌ایم. اگر آن را «تخت‌های سلطنتی» بنامیم، ممکن است معنای قدرت و فرمانروایی را بیش از اندازه بر آن تحمیل کنیم.

همچنین اگر از وجود «أَرَائِك» در بهشت نتیجه بگیریم که قرآن ساختمان دقیق تخت‌ها، جنس چوب، اندازه، شیوه نصب پرده یا نوع نشستن بر آنها را تعیین کرده است، از دلالت واژه فراتر رفته‌ایم.

قرآن تصویری قابل فهم از نعمت و آسایش ارائه می‌کند. این تصویر واقعی بودن وعده اخروی را نفی نمی‌کند، اما به ما اجازه نمی‌دهد جزئیات نامعلوم جهان آخرت را با حدس و تصویرسازی قطعی تکمیل کنیم.

ارتباط احتمالی «أَرِيكَة» با «أُرُوك» به معنای اقامت می‌تواند رابطه تخت با آرام گرفتن را از نظر زبانی ملموس سازد. با این حال، نباید از این احتمال نتیجه گرفت که معنای اصلی «أَرَائِك» در قرآن «اقامت ابدی» است. دوام نعمت و جایگاه اخروی از آیات دیگر و سیاق مربوط به بهشت شناخته می‌شود، نه از یک پیوند اشتقاقی اثبات‌نشده.

۷. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان

برای «الْأَرَائِكِ»، معادل اصلی پیشنهادی «تخت‌های آراسته» است.

این ترجمه چند مزیت دارد: صورت جمع واژه را حفظ می‌کند، به وسیله‌ای مشخص برای نشستن و آرمیدن اشاره دارد و از محدود کردن آن به تخت پادشاهی یا مبل امروزی جلوگیری می‌کند.

«بسترهای آراسته» نیز در برخی سیاق‌ها قابل دفاع است، به‌ویژه با توجه به تعریف‌های کهنی که «أَرِيكَة» را به بستر در فضای پرده‌دار مربوط می‌دانند. با این حال، «تخت‌های آراسته» برای یکدستی ترجمه پنج آیه قرآنی مناسب‌تر است.

در کهف ۱۸:۳۱، تعبیر «بر تخت‌های آراسته تکیه زده‌اند» معنای دو واژه «أَرَائِك» و «مُتَّكِئِينَ» را جداگانه حفظ می‌کند.

در یس ۳۶:۵۶ نیز «در سایه‌ها، بر تخت‌های آراسته تکیه زده‌اند» ترجمه‌ای طبیعی است.

در انسان ۷۶:۱۳، همان معادل حفظ شود؛ زیرا ادامه آیه درباره نبود آفتاب و سرمای سخت، به محیط بهشتی مربوط است و نیازی نیست معنای «أَرَائِك» تغییر کند.

در مطففین ۸۳:۲۳ و مطففین ۸۳:۳۵، ترجمه «بر تخت‌های آراسته می‌نگرند» مناسب است. افزودن «تکیه زده‌اند» به ترجمه مستقیم این دو آیه ضروری نیست، زیرا فعل موجود در آنها «يَنْظُرُونَ» است.

«تخت‌های پرده‌دار» می‌تواند در توضیح لغوی بیاید، ولی الزام آن در همه ترجمه‌های قرآنی قطعی نیست. «تخت‌های سلطنتی»، «کرسی‌های فرمانروایی» و «جایگاه‌های ابدی» نیز معادل مستقیم مناسبی برای خود واژه نیستند.

۸. جمع‌بندی

ریشه «أ ر ك» در زبان عربی چند شاخه شناخته‌شده دارد. «أَرَاك» نام درختی است که در محیط زندگی عرب کاربرد داشته است. «أَرَكَ بِالْمَكَانِ» به ماندن و اقامت کردن مربوط است و بعضی کاربردهای دیگر آن به پافشاری، فرو نشستن ورم و بهبود زخم اشاره دارند.

در کنار اینها، «أَرِيكَة» نام تخت یا بستری آراسته است که در کاربردهای مشهور قدیم غالبا با فضای پرده‌دار و بستر آماده ارتباط دارد. پیوند تاریخی قطعی این اسم با درخت اراک یا فعل اقامت روشن نیست و نباید با تصویرسازی جای شاهد را پر کرد.

در قرآن، از تمام این خانواده تنها «الْأَرَائِكِ» آمده است. این صورت پنج بار تکرار شده و در هر پنج مورد، به تخت‌های آراسته اهل نعمت در جهان آخرت اشاره دارد.

در سه آیه کهف ۱۸:۳۱، یس ۳۶:۵۶ و انسان ۷۶:۱۳، اشخاص بر این تخت‌ها تکیه زده‌اند. در دو آیه مطففین ۸۳:۲۳ و مطففین ۸۳:۳۵، بر آنها قرار دارند و می‌نگرند.

آسایش، برخورداری و منزلت نیکوی اهل بهشت از مجموع این توصیف‌ها به دست می‌آید. با این حال، خود «أَرَائِك» اسم جایگاه است، نه اسم آرامش یا پاداش.

تعریف نهایی ریشه «أ ر ك» در فرقان:

«خانواده‌ای لغوی با شاخه‌های شناخته‌شده مربوط به درخت اراک و اقامت و ماندن در مکان، و نیز اسم أَرِيكَة به معنای تخت یا بستر آراسته، غالبا همراه با پوشش یا فضای پرده‌دار. در قرآن، تنها جمع أَرَائِك آمده و به تخت‌های آراسته‌ای اشاره دارد که اهل بهشت بر آنها تکیه می‌زنند یا از آنجا می‌نگرند. آسایش و برخورداری از سیاق این آیات شناخته می‌شود، نه از معنای لغوی واژه به تنهایی.»