ریشهٔ ج ف ن
جفنه؛ ظرف بزرگ خوراک، پوشش و دربرگرفتن؛ از زبان عربی کهن تا کاربرد قرآنی
صورتهای قرآنی و لغوی
جِفَانٍ
صورت قرآنی؛ سبأ ۳۴:۱۳
جَفْنَة
ظرف بزرگ خوراک؛ مفرد
جَفْن
پلک و غلاف؛ غیرقرآنی
أَجْفَان
جمع جفن؛ غیرقرآنی
أَجْفُن
جمع دیگر جفن؛ غیرقرآنی
جُفُون
جمع جفن؛ غیرقرآنی
جِفَن
جمع جفنه؛ غیرقرآنی
جَفَنَات
جمع جفنه در شعر؛ غیرقرآنی
جَفَنَ
فعلِ آماده کردن خوراک؛ غیرقرآنی
جَفَّنَ
فعل مربوط به تاک؛ غیرقرآنی
تَجَفَّنَ
باب تفعّل؛ غیرقرآنی
۱. معرفی ریشه
ریشهٔ سهحرفی «ج ف ن» در زبان عربی چند کاربرد جسمانی شناختهشده دارد. «جَفْن» به پلک چشم و غلاف شمشیر گفته میشود و «جَفْنَة» نام ظرفی بزرگ است که خوراک در آن قرار میگیرد. همین خانواده در نام تاک انگور و برخی کاربردهای مربوط به گیاهان نیز حضور دارد.
میان این کاربردها میتوان ویژگی مشترکی دید: چیزی که پیرامون چیز دیگری قرار میگیرد، آن را دربر میگیرد یا برای نگهداری آن جایگاهی فراهم میکند. پلک از چشم محافظت میکند، غلاف شمشیر تیغه را در خود جای میدهد و جفنه ظرفی است که خوراک در آن جمع میشود.
ابن فارس نیز در مقاییس اللغة همین ویژگی را هسته معنایی ریشه معرفی کرده است:
الْجِيمُ وَالْفَاءُ وَالنُّونُ أَصْلٌ وَاحِدٌ، وَهُوَ شَيْءٌ يُطِيفُ بِشَيْءٍ وَيَحْوِيهِ.
ترجمه: «جیم، فاء و نون یک اصل معنایی دارند و آن چیزی است که پیرامون چیز دیگری قرار میگیرد و آن را دربر میگیرد.»
این توضیح با سه کاربرد مهم ریشه سازگار است. با این حال، نباید از آن نتیجه گرفت که هر چیزی که چیز دیگری را احاطه میکند، در عربی «جَفْن» نامیده میشود. هسته پیشنهادی لغوی، رابطه معنایی واژههای یک خانواده را روشن میکند؛ اما جای تعریف مشخص هر واژه را نمیگیرد. معنای کوتاه ریشه: پوشش و دربرگرفتن؛ جفنه، ظرف بزرگ خوراک.
قرآن این ریشه را تنها یک بار، در سورهٔ سبأ، آیهٔ ۱۳، به صورت «جِفَانٍ» به کار برده است.
پیکرهٔ عربی قرآن؛ تنها کاربرد در ۳۴:۱۳
«جِفَان» جمع «جَفْنَة» است و به ظرفهای بزرگ خوراک اشاره دارد. در آیه، این ظرفها به حوضهای بزرگ تشبیه شدهاند تا اندازه و گنجایش چشمگیر آنها روشن شود.
در عربی کهن، جفنه افزون بر کاربرد روزمره، در شعر ستایش و افتخار نیز جایگاه داشت. شاعران با یاد کردن از جفنههای بزرگ و پر از خوراک، گشادهدستی، مهماننوازی و توان پذیرایی یک شخص یا خاندان را توصیف میکردند.
بااینحال، بزرگی ظرف و ستایش بخشندگی دو معنای یکسان نیستند. «جَفْنَة» در اصل نام ظرف است؛ بخشندگی از مقدار خوراک، شیوه استفاده از ظرف و زمینه سخن شناخته میشود.
۲. صورتها و مشتقهای ریشه
صورتهای اصلی این خانواده در زبان عربی عبارتاند از:
جَفْن: پلک چشم؛ پوششی که از بالا و پایین بر چشم قرار میگیرد. این صورت همچنین درباره غلاف شمشیر و بعضی گیاهان ثبت شده است.
أَجْفَان، أَجْفُن و جُفُون: صورتهای جمع «جَفْن» در کاربردهایی مانند پلکها و غلافها.
جَفْنَة: ظرف بزرگ و گشاده برای قرار دادن خوراک. در بعضی کاربردهای لغوی، این صورت به تاک انگور نیز اشاره دارد.
جِفَان: جمع شناختهشده «جَفْنَة»، به معنای ظرفهای بزرگ خوراک. این همان صورت قرآنی ریشه است.
جِفَن: صورت جمع دیگری برای «جَفْنَة» که در منابع صرفی و لغوی ثبت شده است.
جَفَنَات: جمع دیگری از «جَفْنَة» که بهویژه در شواهد شعر عربی دیده میشود.
جَفَنَ: فعل ثلاثی مجرد که در یکی از کاربردهای خود به آماده کردن گوشت حیوان و قرار دادن آن در ظرفهای خوراک مربوط است.
جَفَّنَ و تَجَفَّنَ: صورتهایی که در کاربرد مربوط به تاک انگور، به پدید آمدن یا استوار شدن پایه و تنه آن اشاره میکنند. برای بعضی صورتهای دیگر این فعل، کاربردهای متفاوتی نیز در فرهنگها ثبت شده است.
مِجْفَن: نسبت دادن این صورت به ابزار یا ظرفِ نگهداری در منابع بررسیشده تأیید نشد؛ تا یافتن شاهد صریح، نباید چنین معنایی را به آن نسبت داد یا آن را صورت قرآنی شمرد.
لسان؛ صورتها و معانی مستندِ خانواده
از میان این صورتها، تنها «جِفَانٍ» در قرآن آمده است.
تفاوت «جَفْن» و «جَفْنَة» اهمیت دارد. نخستین واژه در کاربردهای شناختهشده بیشتر به پلک و غلاف اشاره میکند و دومی نام ظرف بزرگ خوراک است. هرچند هر دو به یک خانواده تعلق دارند، در ترجمه نباید جای یکدیگر قرار گیرند.
همچنین «أَجْفَان» و «جِفَان» دو جمع با ساختمان و کاربرد متفاوتاند. نخستین صورت میتواند جمع پلک یا غلاف باشد، در حالی که «جِفَان» در کاربرد قرآنی جمع ظرفهای خوراک است.
۳. پلک، غلاف و دربرگرفتن
«جَفْن»؛ پوشش چشم
در لسان العرب آمده است:
الْجَفْنُ: جَفْنُ الْعَيْنِ.
یعنی: «جفن، پلک چشم است.»
ابن سیده توضیح میدهد که جفن پوشش چشم از بالا و پایین است.
پلک عضوی است که روی چشم قرار میگیرد و با حرکت خود میتواند سطح آن را بپوشاند. در این کاربرد، رابطه پوشش و حفاظت روشن است.
چشم عضوی حساس است و پلک در برابر عوامل بیرونی از آن محافظت میکند. اما نباید تمام وظایف زیستی پلک، مانند مرطوب نگه داشتن چشم یا توزیع اشک را جزء معنای لغوی «جَفْن» دانست.
معنای واژه پلک است و ویژگیهای زیستی آن به شناخت خود عضو مربوط میشوند.
جمعهایی مانند «أَجْفَان» و «جُفُون» در زبان عربی برای پلکها به کار میروند.
در شعر عربی نیز پلک میتواند همراه با چشم، خواب، اشک و زیبایی به کار رود. اما این کاربردهای ادبی، معنای اصلی جفن را به اندوه، خواب یا زیبایی محدود نمیکنند.
غلاف شمشیر
کاربرد دوم «جَفْن» درباره غلاف شمشیر است.
در لسان العرب آمده است:
وَجَفْنُ السَّيْفِ غِمْدُهُ.
ترجمه: «و جفن شمشیر، غلاف آن است.»
غلاف، وسیلهای است که تیغه شمشیر در آن قرار میگیرد. شمشیر میتواند از غلاف بیرون آورده شود و دوباره در آن جای گیرد.
در این کاربرد، رابطه دربرگرفتن روشن است. غلاف پیرامون تیغه قرار میگیرد و آن را در خود نگه میدارد.
این معنا با تحلیل ابن فارس درباره احاطه و نگهداری سازگار است.
بااینحال، میان پلک چشم و غلاف شمشیر تفاوت وجود دارد. پلک عضوی زنده از بدن است، اما غلاف شیئی ساختهشده برای نگهداری ابزار است.
اشتراک در نقش پوشاندن و دربرگرفتن، به معنای یکسان بودن تمام ویژگیهای آنها نیست.
شاهد شعری درباره غلاف شمشیر
در شعری منسوب به حذیفة بن أنس هذلی آمده است:
نَجَا سَالِمٌ وَالنَّفْسُ مِنْهُ بِشِدْقِهِ
وَلَمْ يَنْجُ إِلَّا جَفْنَ سَيْفٍ وَمِئْزَرَا
ترجمه: «سالم جان به در برد، در حالی که جانش به لب رسیده بود؛ و جز غلاف شمشیر و لنگی، چیزی همراهش نمانده بود.»
در این بیت، «جَفْنَ سَيْفٍ» به غلاف شمشیر اشاره دارد.
تصویر شاعر از کسی است که با دشواری جان به در برده و دارایی یا وسایل اندکی برایش باقی مانده است.
در منابع لغوی، درباره انتساب این بیت اختلاف گزارش شده است. ابن بری آن را به حذیفة بن أنس هذلی نسبت میدهد و انتساب آن به ابوخراش را که در بعضی منابع آمده، رد میکند.
ابن بری در لسان؛ اختلاف انتساب شاهد
همچنین درباره نقش نحوی «جَفْنَ سَيْفٍ» پس از «إِلَّا» توضیحهای مختلفی ثبت شده است.
این اختلافهای انتسابی و نحوی، معنای «جَفْن» در بیت را تغییر نمیدهند؛ مقصود غلاف شمشیر است.
با این حال، تا زمانی که تاریخ سرایش بیت روشن نباشد، نباید آن را با قطعیت شاهد پیش از اسلام معرفی کرد. ارزش اصلی آن در ثبت کاربرد زبانی و معنای مشخص غلاف است.
جایگاه این دو کاربرد در هسته ریشه
پلک و غلاف هر دو چیزی را میپوشانند یا دربر میگیرند.
اما میان آنها و جفنه تفاوتی وجود دارد: پلک و غلاف بیشتر پیرامون چیزی قرار میگیرند، در حالی که جفنه ظرفی گشاده است که خوراک در درون آن جای میگیرد.
بنابراین، ویژگی مشترک را میتوان دربرگرفتن یا فراهم کردن جایگاه برای چیزی دانست، اما نباید «پوشاندن از بالا» را معنای ثابت تمام خانواده معرفی کرد.
جفنه خوراک را لزوما با درپوش نمیپوشاند؛ آن را در خود نگه میدارد.
این تفاوت برای تعریف دقیق کاربرد قرآنی اهمیت دارد.
۴. «جَفْنَة»؛ ظرف بزرگ خوراک
تفاوت جفنه با ظرف معمولی
در لسان العرب آمده است:
وَالْجَفْنَةُ مَعْرُوفَةٌ، أَعْظَمُ مَا يَكُونُ مِنَ الْقِصَاعِ.
ترجمه: «جفنه شناختهشده است و از بزرگترین گونههای کاسهها و ظرفهای خوراک است.»
لسان؛ بزرگی جفنه و صورتهای جمع
در الصحاح نیز آمده است:
وَالْجَفْنَةُ كَالْقَصْعَةِ.
ترجمه: «جفنه مانند قصعه است.»
«قَصْعَة» در عربی به کاسه یا ظرفی گفته میشود که خوراک در آن قرار میگیرد. اندازه آن میتواند متفاوت باشد، اما «جَفْنَة» در کاربرد شناختهشده، ظرفی بزرگ و گشاده است.
در زندگی روزمره، ظرف کوچک ممکن است برای خوراک یک شخص کافی باشد، اما ظرف بزرگ میتواند خوراک چند نفر را در خود جای دهد.
از همین رو، جفنه در فرهنگ پذیرایی و خوراک جمعی اهمیت یافته است.
بااینحال، نباید نتیجه گرفت که هر جفنه حتما برای شمار معینی از اشخاص ساخته شده است. اندازه دقیق ظرف از خود واژه معلوم نمیشود.
«جَفْنَة» به ظرف بزرگ خوراک اشاره دارد و در آیه قرآن، بزرگی آن با تشبیه جداگانهای برجسته شده است.
جفنه؛ ظرف خوراک، نه ضرورتا دیگ پختوپز
در عربی، میان ظرفی که خوراک در آن قرار داده و عرضه میشود و ظرفی که برای پختن روی آتش استفاده میشود تفاوت وجود دارد.
«جَفْنَة» بیشتر در کاربرد مربوط به قرار دادن و عرضه کردن خوراک شناخته شده است.
در مقابل، «قِدْر» ظرف پختوپز است.
این دو کارکرد ممکن است در بعضی ظروف با هم جمع شوند، اما از نظر واژگانی یکسان نیستند.
در سبأ ۳۴:۱۳، قرآن «جِفَان» و «قُدُور» را جداگانه نام میبرد. همین تفکیک نشان میدهد که دو نوع ظرف یا دو کارکرد شناختهشده مورد توجه بوده است.
بنابراین، ترجمه «جِفَان» به «دیگها» تفاوت واژههای آیه را از میان میبرد.
معادل «کاسههای بزرگ» یا «ظرفهای بزرگ خوراک» دقیقتر است.
آیا جفنه جنس مشخصی دارد؟
در منابع لغوی، تعریف «جَفْنَة» بر نوع ظرف و کارکرد آن متمرکز است، نه بر یک ماده ساختمانی ثابت.
ممکن است ظرف از چوب، فلز، سفال، سنگ یا ماده دیگری ساخته شده باشد.
بنابراین، از خود «جَفْنَة» نمیتوان نتیجه گرفت که ظرف حتما مسی، طلایی، سنگی یا چوبی بوده است.
در سبأ ۳۴:۱۳ نیز جنس این ظرفها تصریح نشده است.
همچنین از همراهی آنها با «قُدُورٍ رَاسِيَاتٍ» نمیتوان نتیجه گرفت که همه جفنهها همان اندازه ثابت و سنگین بودهاند که جابهجایی آنها ممکن نبوده است.
ویژگی «رَاسِيَاتٍ» مستقیما به دیگها مربوط است.
جفنه و آماده کردن خوراک
در لسان العرب، فعل «جَفَنَ الْجَزُورَ» ثبت شده است.
این تعبیر به آماده کردن گوشت شتر و قرار دادن آن در ظرفهای خوراک برای پذیرایی مربوط است.
در بعضی توضیحها، مقصود از فعل، ذبح کردن حیوان، پختن گوشت و قرار دادن آن در جفنههاست.
این کاربرد نشان میدهد که نام ظرف میتواند در زبان عربی به فعلی مربوط به آمادهسازی و عرضه خوراک نیز راه پیدا کند.
اما خود فعل، در این ساخت، به یک عمل مشخص در زمینه خوراک اشاره دارد و نباید معنای آن به همه صورتهای ریشه منتقل شود.
برای مثال، «جِفَان» در قرآن نام ظرفهاست؛ نه فعل ذبح کردن، پختن یا خوراک دادن.
جفنه و مهماننوازی
ظرف بزرگ خوراک در زندگی اجتماعی عربی میتوانست نشانه توان پذیرایی باشد.
کسی که برای مهمانان، مسافران و نیازمندان خوراک فراهم میکرد، به ظرفهایی نیاز داشت که مقدار زیادی غذا را در خود جای دهند.
از همین رو، جفنه در شعر ستایش، با بخشندگی و مهماننوازی پیوند یافت.
در بعضی کاربردهای مجازی، خود شخص سخاوتمند را «جَفْنَة» نامیدهاند؛ زیرا جفنه بزرگ فراهم میکرد و خوراک دیگران را در آن میگذاشت.
این نامگذاری از راه نسبت دادن ویژگی یا ابزار شناختهشده شخص به خود او پدید میآید.
اما این کاربرد مجازی دلیل نمیشود که معنای اصلی «جَفْنَة» بخشندگی یا شخص سخاوتمند باشد.
ظرف ممکن است بزرگ باشد، ولی خالی بماند. همچنین ممکن است در اختیار شخصی باشد که آن را برای دیگران به کار نمیگیرد.
پس بخشندگی از رفتار صاحب ظرف شناخته میشود، نه از خود ظرف بهتنهایی.
۵. جفنه در شعر جاهلی و فرهنگ پذیرایی
جفنه بزرگ در شعر اعشی
یکی از روشنترین شواهد عربی پیش از اسلام، شعری از اعشی میمون بن قیس در ستایش محلق کلابی است.
در یکی از ضبطهای مشهور آمده است:
تَرُوحُ عَلَى نَادِي الْمُحَلَّقِ جَفْنَةٌ
كَجَابِيَةِ الشَّيْخِ الْعِرَاقِيِّ تَفْهَقُ
ترجمه: «هر شامگاه، ظرف خوراک بزرگی به مجلس محلق آورده میشود؛ ظرفی همچون حوض آبِ پیرمرد عراقی که از پری لبریز است.»
در این بیت، «جَفْنَة» به ظرف بزرگ خوراک اشاره دارد.
«نَادِي» جای گردهمایی یا مجلس مردم است. آوردن جفنه به چنین مجلسی، تصویری از پذیرایی جمعی میسازد.
«جَابِيَة» به حوض بزرگ آب مربوط است و «تَفْهَقُ» پر شدن تا نزدیک لبریز شدن یا سرریز شدن را بیان میکند.
بنابراین، شاعر تنها از یک ظرف معمولی سخن نمیگوید، بلکه بزرگی و پری آن را با حوض آب مقایسه میکند.
در برخی روایتهای همین شعر، مصراع نخست چنین آمده است:
نَفَى الذَّمَّ عَنْ آلِ الْمُحَلَّقِ جَفْنَةٌ
یعنی: «ظرف خوراک بزرگی، نکوهش را از خاندان محلق دور کرد.»
در این ضبط، رابطه جفنه با سخاوت آشکارتر است. گشادهدستی خاندان از راه فراهم کردن خوراک برای دیگران بیان میشود.
در مصراع دوم نیز اختلاف ضبط وجود دارد. تعبیرهای «جَابِيَةِ الشَّيْخِ الْعِرَاقِيِّ» و «جَابِيَةِ السَّيْحِ الْعِرَاقِيِّ» در منابع ثبت شدهاند.
این اختلافها باید در شناخت شاهد حفظ شوند. اما در همه ضبطهای اصلی، «جَفْنَة» ظرف بزرگ خوراک و «جَابِيَة» حوض بزرگ آب است.
اعشی شاعر شناختهشده جاهلی است و شعر ستایش محلق نیز در سنت ادبی عربی به دوره پیش از اسلام نسبت داده شده است.
این شاهد اهمیت ویژهای دارد، زیرا نشان میدهد که پیش از کاربرد قرآنی، تشبیه جفنه بزرگ به حوض آب در زبان عربی شناختهشده بوده است.
طبری و یادداشت مصحح؛ شاهد اعشی و اختلاف ضبط
قرآن در سبأ ۳۴:۱۳ از همین میدان تصویرپردازی استفاده میکند: ظرفهایی بزرگ مانند حوضها.
البته این نزدیکی به معنای آن نیست که قرآن عبارت خود را از شعر اعشی گرفته است. شاهد شعری تنها نشان میدهد که چنین تصویری در زبان عربی قابل فهم و شناختهشده بوده است.
«جَفَنَات» در شعر حسان بن ثابت
در شعر منسوب به حسان بن ثابت آمده است:
لَنَا الْجَفَنَاتُ الْغُرُّ يَلْمَعْنَ بِالضُّحَى
وَأَسْيَافُنَا يَقْطُرْنَ مِنْ نَجْدَةٍ دَمَا
ترجمه: «ما ظرفهای بزرگ و درخشان خوراک داریم که در روشنایی روز میدرخشند؛ و شمشیرهای ما از دلاوری، خون میچکانند.»
در این بیت، «الْجَفَنَاتُ» جمع «جَفْنَة» است.
شاعر دو ویژگی را در کنار هم قرار میدهد: سخاوت در پذیرایی و دلاوری در جنگ.
ظرفهای خوراک، نشانه بخشندگی خاندان معرفی میشوند و شمشیرها، نشانه توان جنگی آنان.
«الْغُرّ» به سفیدی و درخشندگی مربوط است و در بافت وصف ظرفها، میتواند به سفیدی و روشنی آنها یا خوراک و چربی موجود در آنها اشاره داشته باشد.
این صفت، معنای اصلی «جَفْنَة» نیست؛ ویژگیای است که شاعر به آن افزوده است.
حسان از شاعران مخضرم است و هر دو دوره جاهلیت و اسلام را درک کرده است.
در بعضی گزارشهای ادبی آمده است که او این بیت را در بازار عکاظ نزد نابغه ذبیانی خوانده و نابغه از انتخاب جمع «جَفَنَات» بهجای «جِفَان» انتقاد کرده است؛ زیرا «جَفَنَات» را جمعی برای شمار کمتر و «جِفَان» را جمعی برای شمار بیشتر دانسته است.
اما اعتبار تاریخی این روایت محل تردید است. بنابراین، نباید داوری منسوب به نابغه را بدون بررسی، رویدادی قطعی معرفی کرد.
مصباح؛ تردید در روایت نقد نابغه و دامنهٔ جمعها
از نظر زبان، خود بیت شاهدی روشن برای کاربرد «جَفَنَات» در وصف ظرفهای بزرگ خوراک است.
بااینحال، تفاوت دو صورت جمع نیز نباید به قانونی تبدیل شود که در تمام جملههای عربی، «جَفَنَات» ضرورتا تعداد اندک و «جِفَان» حتما شمار بسیار زیادی را ثابت کند.
ساختمان جمع میتواند در بعضی کاربردها چنین تفاوتی داشته باشد، اما تعیین شمار دقیق به قرینههای جمله نیاز دارد.
جفنه و جایگاه اجتماعی بخشندگی
در این دو شاهد، جفنه از یک ظرف ساده فراتر میرود و در توصیف منزلت اجتماعی یک شخص یا خاندان نقش پیدا میکند.
ظرفهای بزرگ نشانه آناند که خوراک تنها برای صاحب خانه آماده نشده، بلکه دیگران نیز میتوانند از آن بهرهمند شوند.
در محیطی که مهماننوازی، پذیرایی از مسافران و یاری نیازمندان از معیارهای شناختهشده منزلت اجتماعی بود، جفنه پر از خوراک میتوانست نشان سخاوت باشد.
اما این نقش اجتماعی نباید به تعریف لغوی خود ریشه منتقل شود.
«جِفَان» در قرآن نام ظرفهاست. اگر از سیاق آیه درباره نعمت، برخورداری یا شیوه استفاده از آنها نتیجهای اخلاقی به دست آید، آن نتیجه باید از مجموع آیه شناخته شود.
۶. تاک انگور و دیگر کاربردهای خانواده
«جَفْن» و «جَفْنَة» در تاک انگور
در زبان عربی، «جَفْن» و «جَفْنَة» درباره تاک انگور نیز ثبت شدهاند.
در بعضی گزارشها، جفن نام خود تاک است؛ در برخی، به پایه یا تنه آن اشاره دارد و در برخی دیگر، شاخههای آن مورد نظرند.
ابن فارس این کاربرد را با تصویری از شاخههای تاک توضیح میدهد که پیرامون تکیهگاه خود میپیچند یا بر چیزی که به آن آویختهاند گسترده میشوند.
ابن فارس؛ تصویر تاک و تکیهگاه
این توضیح با اصل پیشنهادی او درباره احاطه سازگار است.
اما از آن نباید نتیجه گرفت که تمام گونههای تاک در تمام مراحل رشد، ضرورتا به یک شکل پیرامون تکیهگاه میپیچند.
همچنین، ثبت چند کاربرد نزدیک در منابع لغوی نشان میدهد که «جَفْن» در زمینه تاک میتواند به بخشهای متفاوت گیاه اشاره کند.
نام گیاهان دیگر
در لسان العرب، از ابوحنیفه دینوری گزارشهایی درباره گیاهی به نام «جَفْن» آمده است.
این گیاه در بعضی زمینهای سخت میروید و از نظر شکل، برگ و دوام رشد توصیف شده است.
همچنین کاربردهایی درباره گیاهی خوشبو و گونهای دیگر با ساقههای کوتاه و برگهای خاکستریسبز ثبت شدهاند.
این گزارشها نشان میدهند که یک نام ممکن است در زبان عربی درباره چند گیاه نیز به کار رفته باشد.
اما برای تعیین هویت گیاهشناختی دقیق هر یک از این گزارشها، شاهد مستقل لازم است.
نباید تنها بر اساس شباهت نام، همه آنها را یک گیاه دانست یا توضیح امروزی درباره گونه مشخصی را به متن کهن تحمیل کرد.
این کاربردهای گیاهی در قرآن نیامدهاند و ارتباط مستقیمی با «جِفَانٍ» در سورهٔ سبأ ندارند.
پوست انگور و وجوه نان
در برخی منابع، «جَفْن» درباره پوست یا پوشش دانه انگور نیز ثبت شده است.
این کاربرد از جهت دربرگرفتن، با تحلیل ابن فارس نزدیک است.
همچنین تعبیر «جَفْنَا الرَّغِيفِ» درباره دو روی نان آمده است؛ یعنی سطح بالا و پایین آن.
در این کاربرد، دو سوی نان همچون پوششهای آن در نظر گرفته شدهاند.
این شواهد به شناخت گسترش معنایی ریشه کمک میکنند، اما خود «جِفَان» در قرآن به هیچیک از این موارد اشاره ندارد.
لسان؛ گیاهان، پوست انگور و دو روی نان
نامهای خاص
«جَفْنَة» در نام اشخاص، خاندانها و قبایل نیز ثبت شده است؛ از جمله خاندان جفنه که در تاریخ عرب با فرمانروایان غسانی شام ارتباط دارد.
همچنین «جُفَيْنَة» بهعنوان نام خاص در بعضی امثال آمده است.
این نامها بخشی از تاریخ زباناند، اما بهخودیخود شاهد مستقلی برای معنای ظرف، پلک یا تاک نیستند.
نباید هر نام خاص را بدون سند تاریخی به یک تصویر لغوی مشخص برگرداند.
۷. کاربرد قرآنی ریشه؛ سبأ ۳۴:۱۳
يَعْمَلُونَ لَهُ مَا يَشَاءُ مِن مَّحَارِيبَ وَتَمَاثِيلَ وَجِفَانٍ كَالْجَوَابِ وَقُدُورٍ رَّاسِيَاتٍ ۚ اعْمَلُوا آلَ دَاوُودَ شُكْرًا ۚ وَقَلِيلٌ مِّنْ عِبَادِيَ الشَّكُورُ
ترجمهٔ موجود فرقان: «برای او هرچه میخواست از محرابها و تندیسها و کاسههایی مانند حوضها و دیگهای استوار میساختند. ای خاندان داوود، سپاسگزارانه کار کنید؛ و اندکی از بندگان من سپاسگزارند.»
این آیه درباره کارهایی است که برای سلیمان انجام میشد.
در آیه پیشین، سبأ ۳۴:۱۲، از باد، روان شدن چشمه مس و کار کردن گروهی از جن به اذن پروردگار سخن رفته است.
در ادامه، نمونههایی از چیزهایی که برای سلیمان ساخته میشد معرفی میشوند: محرابها، تندیسها، ظرفهای بزرگ خوراک و دیگهای استوار.
این فهرست نشان میدهد که سخن از امکانات و ساختههای گوناگون است.
برخی به بناها و فضاها مربوطاند، برخی به صورتها و تندیسها، و برخی به تهیه یا عرضه خوراک.
«وَجِفَانٍ»؛ جمع ظرفهای بزرگ
«جِفَانٍ» جمع «جَفْنَة» است.
در این آیه، واژه به ظرفهای بزرگ خوراک اشاره دارد.
حرف «وَ» آن را به دیگر چیزهایی که ساخته میشدند عطف میکند.
صورت «جِفَانٍ» نکره و مجرور است و در فهرستی قرار دارد که پس از «مِنْ» آغاز شده است.
بنابراین، تعبیر از نوعی ساخته سخن میگوید، نه از عمل خوردن یا خوراک دادن.
از خود این واژه نمیتوان دانست ظرفها چه تعداد بودهاند، از چه مادهای ساخته شدهاند یا در چه ساختمان و مکانی قرار داشتهاند.
اما از معنای لغوی «جَفْنَة» روشن است که موضوع ظرفهای بزرگ خوراک است.
«كَالْجَوَابِ»؛ تشبیه به حوضها
بلافاصله پس از «جِفَانٍ» آمده است:
«كَالْجَوَابِ».
«كَـ» حرف تشبیه است.
«الْجَوَابِ» در اینجا به حوضهای بزرگ اشاره دارد و با «جَوَابِي» که جمع «جَابِيَة» است ارتباط دارد. صورت «الْجَوَابِ» در ضبط و خوانش این آیه با حذف یای پایانیِ «الْجَوَابِي» آمده است؛ این واژه جمع «جابیه» از ریشه «ج ب ي» است، نه «جواب» به معنای پاسخ از ریشه «ج و ب».
پیکرهٔ عربی قرآن؛ الجواب از ج ب ي
«جَابِيَة» در عربی به حوضی گفته میشود که آب در آن جمع میشود؛ بهویژه حوضهای بزرگی که برای آب دادن به حیوانات نیز استفاده میشدند.
بنابراین، آیه ظرفهای خوراک را به حوضها تشبیه میکند.
در این تشبیه، بزرگی و گنجایش ظرفها برجسته است.
جفنه ظرف خوراک است و جابیه حوض آب. این دو از نظر کاربرد متفاوتاند، اما میتوانند از نظر شکل و اندازه به یکدیگر شبیه باشند.
پس عبارت به این معنا نیست که ظرفهای خوراک واقعا حوض آب بودهاند.
تشبیه، اندازه چشمگیر آنها را توضیح میدهد.
تفاوت «جِفَان» و «جَوَاب»
این دو واژه از دو ریشه متفاوتاند.
«جِفَان» از ریشه «ج ف ن» است و به ظرفهای بزرگ خوراک اشاره دارد.
«جَوَاب» در این آیه با خانواده «ج ب ي» و واژه «جَابِيَة» مرتبط است.
این تفاوت باید در ترجمه و ریشهشناسی حفظ شود.
وقتی قرآن میگوید «جِفَانٍ كَالْجَوَابِ»، دو شیء را به یکدیگر تشبیه کرده است.
اگر هر دو واژه فقط «حوضها» ترجمه شوند، تفاوت دو سوی تشبیه از میان میرود.
معادل «کاسههایی مانند حوضها» این تفاوت را حفظ میکند.
همچنین، «کاسه» در فارسی ممکن است ظرفی نسبتا کوچک را به ذهن بیاورد، اما تشبیه به حوضها بلافاصله اندازه مورد نظر آیه را روشن میسازد.
آیا این جفنهها به اندازه مشخصی بودهاند؟
در بعضی گزارشهای تفسیری، درباره بزرگی ظرفها عددهای بسیار بزرگی نقل شده است.
برای مثال، گفته شده است که شمار زیادی از افراد میتوانستند پیرامون یک جفنه بنشینند و از آن خوراک بخورند.
اما آیه تعداد اشخاص، اندازه ظرف یا ظرفیت آن را با عدد بیان نمیکند.
همچنین، تشبیه به حوض بهتنهایی اندازه دقیق طول، عرض و عمق هر ظرف را تعیین نمیکند.
بنابراین، نمیتوان از «كَالْجَوَابِ» عدد معینی برای ظرفیت ظرفها استخراج کرد.
آنچه بهروشنی بیان شده، بزرگی و گنجایش چشمگیر آنهاست.
آیا جفنهها از سنگ یا فلز ساخته شده بودند؟
در آیه پیشین، از روان شدن چشمه مس برای سلیمان سخن رفته است.
ازاینرو، ممکن است این احتمال مطرح شود که بعضی ظرفها نیز از فلز ساخته شده بودند.
اما خود سبأ ۳۴:۱۳ جنس «جِفَان» را مشخص نمیکند.
همچنین، در گزارشهای تفسیری از ظرفهای تراشیدهشده سخن رفته است، ولی جزئیات جنس و روش ساخت آنها در متن آیه نیامدهاند.
پس نسبت دادن قطعی تمام جفنهها به مس، طلا، سنگ یا جنس مشخص دیگری، فراتر از داده مستقیم قرآن است.
طبری؛ گزارشهای تفسیری و حوضهای بزرگ
در پژوهش لغوی، نوع ظرف روشن است و جنس ساخت آن باز میماند.
تفاوت جفنهها با دیگهای استوار
پس از «جِفَانٍ كَالْجَوَابِ»، عبارت «وَقُدُورٍ رَّاسِيَاتٍ» آمده است.
«قُدُور» جمع «قِدْر» است و به دیگها اشاره دارد.
«رَاسِيَات» از ریشه «ر س و» است و استوار یا ثابت بودن را بیان میکند.
این صفت درباره دیگهایی آمده است که در فهرست ساختههای سلیمان ذکر شدهاند.
از نظر کارکرد، جفنه بیشتر ظرف قرار دادن و عرضه خوراک است، در حالی که دیگ برای پختن خوراک به کار میرود.
در یک مجموعه بزرگ، وجود هر دو نوع ظرف طبیعی است: خوراک میتواند در دیگ پخته و در ظرفهای بزرگ برای افراد آماده یا عرضه شود.
اما آیه مستقیما چگونگی سازماندهی آشپزخانه یا شیوه پذیرایی را توضیح نمیدهد.
بنابراین، این کاربرد عملی تنها برای روشن کردن تفاوت دو نوع ظرف مفید است و نباید به داستانی قطعی درباره تشکیلات پذیرایی سلیمان تبدیل شود.
جایگاه این ظرفها در فهرست ساختههای سلیمان
آیه چهار گروه از ساختهها را نام میبرد: محرابها، تندیسها، جفنهها و دیگها.
این فهرست نشان میدهد که امکانات فراهمشده برای سلیمان تنها به یک زمینه محدود نبود.
ساخت بنا، شکل دادن به تندیسها و فراهم کردن ظرفهای بزرگ، همگی از کارهایی بودند که در این مجموعه انجام میشدند.
اما نباید از ترتیب فهرست نتیجه گرفت که جفنهها ضرورتا در محرابها قرار داشتهاند یا تندیسها برای تزیین ظرفها ساخته شده بودند.
قرآن این اشیا را در یک فهرست آورده است، نه اینکه رابطه مکانی یا فنی دقیق همه آنها را توضیح داده باشد.
همچنین، از نام «جِفَان» نمیتوان درباره حکم ساخت تندیسها یا جزئیات آیینهای مذهبی استدلال مستقلی استخراج کرد.
هر یک از این موضوعها به پژوهش واژگانی و سیاقی خودش نیاز دارد.
۸. جفنه، برخورداری و شکر عملی
از ظرف خوراک تا یادآوری شکر
در پایان آیه، خطاب به خاندان داوود آمده است:
«اعْمَلُوا آلَ دَاوُودَ شُكْرًا».
این فرمان پس از یادآوری امکانات و ساختههای مربوط به داوود و سلیمان قرار گرفته است.
در این سیاق، نعمت تنها به یک دارایی محدود نیست. قدرت، صنعت، امکانات ساختوساز و ابزارهای مورد استفاده در زندگی نیز در شمار برخورداریهای آنان قرار دارند.
جفنههای بزرگ یکی از نمونههای این امکاناتاند.
اما خود جفنه در معنای لغوی به شکر اشاره نمیکند. پیوند آن با شکر از جایگاه ظرفها در فهرست نعمتها و فرمان پایانی آیه به دست میآید.
آیا بزرگی جفنه دلیل بخشندگی است؟
در شعر عربی، جفنه بزرگ و پر از خوراک میتوانست نشان سخاوت باشد.
اما در سبأ ۳۴:۱۳، قرآن مستقیما نمیگوید که این ظرفها برای اطعام فقیران، مهمانان یا گروه مشخصی از مردم ساخته شده بودند.
این کاربردها با ماهیت ظرف بزرگ خوراک سازگارند، اما مصداق دقیق استفاده در آیه بیان نشده است.
بنابراین، نمیتوان تنها از بزرگی جفنهها نتیجه گرفت که سلیمان هر روز شمار معینی از مردم را در آنها خوراک میداد یا نظام خاصی از اطعام عمومی برقرار کرده بود.
آنچه روشن است، فراهم بودن ظرفهایی با گنجایش بسیار زیاد است.
در ادامه، فرمان شکر میآید و یادآوری میکند که برخورداری از امکانات باید با پاسخ عملی همراه شود.
چگونگی اجرای این مسئولیت باید با مجموعه آیات مربوط به داوود، سلیمان و مفهوم شکر بررسی شود.
شکر تنها گفتار نیست
عبارت «اعْمَلُوا آلَ دَاوُودَ شُكْرًا» از عمل کردن سخن میگوید.
در اینجا، شکر به پاسخ عملی در برابر نعمت مربوط است.
در نتیجه، داشتن ظرفهای بزرگ، بناها، صنعت و قدرت بهتنهایی پایان مسئولیت انسان نیست.
این امکانات میتوانند در راهی درست یا نادرست به کار گرفته شوند و مسئولیت استفاده از آنها موضوعی جدا از وجود خود نعمت است.
این پیوند در پژوهش مستقل «شکر در قرآن» در فرقان به تفصیل بررسی شده است.
اما در مقاله ریشه «ج ف ن»، نیازی نیست تمام بحث شکر، قدرت و مسئولیت سیاسی تکرار شود.
برای فهم خود ریشه کافی است روشن باشد که جفنه ظرف بزرگ خوراک است و در این آیه، یکی از ساختههای یادشده در زمینه برخورداری سلیمان به شمار میرود.
۱۰. چالشهای فهم و ترجمه
آیا جفنه همان کاسه کوچک امروزی است؟
«کاسه» در فارسی میتواند ظرفی کوچک برای خوراک یک شخص باشد.
اما «جَفْنَة» در عربی کهن ظرفی بزرگ است.
بنابراین، اگر فقط «کاسه» نوشته شود، ممکن است بزرگی مورد نظر واژه برای خواننده روشن نباشد.
در سبأ ۳۴:۱۳، تشبیه به حوضها این مشکل را برطرف میکند.
ازاینرو، ترجمه فعلی فرقان، «کاسههایی مانند حوضها»، معنای جمله را بهخوبی حفظ کرده است.
آیا جفنه ضرورتا از یک ماده مشخص ساخته شده است؟
خیر. جنس ظرف از خود واژه معلوم نمیشود.
ممکن است ظرف از چوب، سنگ، فلز یا ماده دیگری ساخته شده باشد.
در آیه قرآن نیز جنس آن مشخص نشده است.
بنابراین، نمیتوان بدون شاهد، «جِفَان» را به کاسههای مسی، طلایی یا سنگی ترجمه کرد.
آیا بزرگی ظرف به معنای وجود خوراک فراوان در آن است؟
از نظر کاربرد عملی، ظرف بزرگ امکان نگهداری مقدار زیادی خوراک را فراهم میکند.
اما وجود ظرفیت بالا با پر بودن واقعی ظرف در یک زمان مشخص یکسان نیست.
در شعر اعشی، وصف «تَفْهَقُ» پری و لبریز بودن ظرف را روشن میسازد.
در سبأ ۳۴:۱۳، خود آیه از ساختن ظرفها سخن میگوید و درباره مقدار خوراک موجود در آنها توضیح مستقیمی نمیدهد.
پس پر بودن یا نوع خوراک را نباید جزء معنای خود «جِفَان» قرار داد.
آیا جفنه همیشه نشانه سخاوت است؟
در شعر ستایش عربی، جفنه بزرگ میتواند نشانه سخاوت باشد.
اما این نقش اجتماعی از استفاده از ظرف و شیوه پذیرایی به دست میآید.
خود جفنه صرفا ظرف خوراک است.
بنابراین، در آیه قرآن نباید «جِفَان» را به «بخششهای فراوان» یا «اطعام نیازمندان» ترجمه کرد.
اینها موضوعهاییاند که ممکن است در تحلیل کاربرد ظرف مطرح شوند، اما معنای مستقیم آن نیستند.
آیا جفنهها به شمار هزاران نفر گنجایش داشتند؟
بعضی گزارشهای تفسیری از گنجایش بسیار زیاد این ظرفها سخن میگویند.
اما قرآن عدد مشخصی برای اندازه ظرفها یا شمار استفادهکنندگان آنها تعیین نکرده است.
تشبیه به حوض، بزرگی را نشان میدهد، ولی برای محاسبه ظرفیت دقیق کافی نیست.
بنابراین، هر عدد مشخصی درباره گنجایش ظرفها باید بهعنوان گزارشی بیرونی بررسی شود، نه ترجمه یا نتیجه قطعی خود آیه.
آیا همه مشتقهای این ریشه به ظرف خوراک مربوطاند؟
خیر.
«جَفْن» میتواند پلک یا غلاف شمشیر باشد. «جَفْنَة» ظرف بزرگ خوراک است و در بعضی کاربردها به تاک انگور نیز گفته میشود.
در منابع لغوی، واژههای دیگری درباره گیاهان و بخشهای خوراک نیز در همین خانواده آمدهاند.
این تنوع نشان میدهد که معنای هر مشتق باید جدا شناخته شود.
هسته پیشنهادی دربرگرفتن میتواند رابطه بعضی کاربردها را توضیح دهد، اما نباید جای تمام معانی مشخص این خانواده را بگیرد.
۱۱. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
معادل اصلی «جَفْنَة» در کاربرد مربوط به خوراک، «کاسه بزرگ» یا «ظرف بزرگ خوراک» است.
برای جمع آن، «جِفَان»، میتوان «کاسههای بزرگ» یا «ظرفهای بزرگ خوراک» نوشت.
در سبأ ۳۴:۱۳، عبارت:
وَجِفَانٍ كَالْجَوَابِ
در ترجمه فعلی فرقان چنین آمده است:
«و کاسههایی مانند حوضها».
این برگردان طبیعی و وفادار به ساخت عربی است. ازاینرو، نیازی به تغییر آن نیست.
برای «جَفْن» در کاربرد مربوط به چشم، معادل «پلک» مناسب است.
برای «جَفْنُ السَّيْفِ»، «غلاف شمشیر» معادل روشن و طبیعی است.
در کاربرد مربوط به تاک انگور، بر حسب سیاق میتوان از «تاک»، «پایه تاک» یا «شاخه تاک» استفاده کرد؛ اما نباید این معانی بدون شاهد جای یکدیگر قرار گیرند.
برای «جَفَنَ الْجَزُورَ» در کاربرد مربوط به آماده کردن خوراک، توضیحی مانند «گوشت شتر را آماده کرد و در ظرفهای خوراک گذاشت» مناسب است.
در کاربرد مجازی «جَفْنَة» درباره شخص سخاوتمند نیز میتوان «مرد مهماننواز و گشادهدست» نوشت، مشروط بر اینکه سیاق واقعا همین معنای مجازی را نشان دهد.
این معانی غیرقرآنی نباید به صورت «جِفَان» در سورهٔ سبأ منتقل شوند.
۱۲. جمعبندی
ریشهٔ «ج ف ن» در عربی با چند کاربرد جسمانی شناخته میشود. «جَفْن» به پلک چشم و غلاف شمشیر اشاره دارد و «جَفْنَة» ظرف بزرگ خوراک است. کاربردهایی درباره تاک انگور، پوست و پوشش بعضی اشیا نیز در همین خانواده ثبت شدهاند.
ابن فارس، دربرگرفتن و احاطه کردن را ویژگی مشترک این خانواده دانسته است. این تحلیل با پلک، غلاف و ظرف خوراک سازگار است، اما نباید به تعریف بسیار گستردهای تبدیل شود که هر نوع پوشش یا ظرف را جفن بنامد.
در زبان عربی کهن، «جَفْنَة» ظرفی بزرگ و مناسب خوراک جمعی بوده است. از همین رو، در شعر جاهلی با سخاوت و مهماننوازی ارتباط پیدا کرده است.
اعشی میمون بن قیس ظرف بزرگ خوراک را به حوض آب تشبیه میکند. این تصویر نشان میدهد که بزرگی جفنه و مقایسه آن با حوض، در زبان عربی پیش از اسلام شناختهشده بوده است.
در شعر منسوب به حسان بن ثابت نیز «جَفَنَات» در کنار شمشیرها آمده و نشانهای از گشادهدستی و دلاوری خاندان معرفی شده است. اما ارزش اجتماعی این تصویر از بافت شعر شناخته میشود، نه از معنای لغوی ظرف بهتنهایی.
قرآن ریشه را تنها یک بار، در سبأ ۳۴:۱۳، به صورت «جِفَانٍ» به کار برده است.
در این آیه، ظرفهای بزرگ خوراک در شمار ساختههایی آمدهاند که برای سلیمان فراهم میشدند.
تعبیر «كَالْجَوَابِ» آنها را به حوضهای بزرگ تشبیه میکند و گنجایش چشمگیرشان را نشان میدهد.
با این حال، آیه جنس ظرفها، اندازه عددی آنها، تعداد استفادهکنندگان یا شیوه دقیق بهکارگیری آنها را مشخص نمیکند.
همچنین، در همان آیه «جِفَان» و «قُدُور» جدا آمدهاند. جفنه بیشتر ظرف قرار دادن و عرضه خوراک است، در حالی که قدر به ظرف پختوپز اشاره دارد.
در پایان آیه، خاندان داوود به شکر عملی فراخوانده میشوند. این فرمان، امکانات یادشده را در زمینه نعمت و مسئولیت قرار میدهد، اما معنای خود واژه جفنه را به بخشندگی، شکر یا اطعام تبدیل نمیکند.
در نتیجه، برای فرقان، «کاسههای بزرگ» و «ظرفهای بزرگ خوراک» معادلهای اصلی این ریشه در کاربرد قرآنیاند.
معنای مستقیم «جِفَان»، ظرفهای بزرگ خوراک است؛ بزرگی ویژه آنها از تشبیه به حوضها و ارتباطشان با نعمت و شکر از سیاق کامل آیه شناخته میشود.
ترجمه موجود فرقان، «کاسههایی مانند حوضها»، این تفاوتها را حفظ میکند و برای کاربرد قرآنی ریشه مناسب است.