ریشه قرآنی ج ح م

نوشتن تبصره دربارهٔ این اثر

از شدت حرارت و افروختگی تا «جحیم»

ریشه «ج ح م» در قرآن ۲۶ بار آمده است و همه این کاربردها تنها به یک واژه بازمی‌گردند: جَحِيم. تفاوت‌هایی مانند الْجَحِيمُ، الْجَحِيمَ، الْجَحِيمِ، جَحِيمٍ و جَحِيمًا تفاوت تعریف و اعراب‌اند، نه مشتق‌های جداگانه. قرآن هیچ فعل یا مشتق دیگری از این ریشه به کار نبرده است.

در ۲۵ مورد، «جحيم» در زمینه عذاب آخرت آمده است. اما یک کاربرد بسیار مهم در داستان ابراهیم نشان می‌دهد که نباید معنای خود واژه را از همان آغاز «جهنم» یا نام خاص آتش آخرت بگیریم. قوم ابراهیم می‌گویند:

قَالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْيَانًا فَأَلْقُوهُ فِي الْجَحِيمِ

«گفتند: برای او بنایی بسازید و او را در آتش سخت افروخته بیفکنید.»

صافات ۳۷:۹۷

این «جحيم» آتش آخرت نیست. آتشی است که انسان‌ها برای سوزاندن ابراهیم فراهم کرده‌اند. بنابراین پیش از آنکه از مصداق اخروی واژه سخن بگوییم، باید معنای زبانی آن را بشناسیم.

تعریف آغازین را می‌توان چنین بیان کرد:

ج ح م: شدت حرارت و افروختگی؛ و «جحيم» آتشی است که گرما و افروختگی آن شدت گرفته است. اینکه این آتش در یک سیاق آتش زمینی باشد یا آتش عذاب آخرت، از خود جمله و سیاق تعیین می‌شود.

صورت‌های قرآنی

عربی پیشاقرآنی و نزدیک به عصر نزول؛ آتش برای گرم شدن

در شعر ساعدة بن جؤية هذلی، در قصیده‌ای با آغاز «يا ليت شعري ألا منجى من الهرم»، وصف پیرمردی آمده که حتی در تابستان به گرمای آتش نیاز دارد. ساعده را از شاعران جاهلی یا مخضرم شمرده‌اند؛ تاریخ دقیق این بیت قطعی نیست، اما شاهد به شعر کهن نزدیک به عصر نزول تعلق دارد:

إِنْ تَأْتِهِ فِي نَهَارِ الصَّيْفِ لَا تَرَهُ
إِلَّا يُجَمِّعُ مَا يَصْلَى مِنَ الجُحَمِ

«اگر در روز تابستان نزد او بروی، او را جز در حال گرد آوردن اخگرهایی نمی‌بینی که با آنها گرم می‌شود.»

الجُحَم در این بیت به آتش‌ها یا اخگرهای گردآمده برای گرم شدن اشاره دارد؛ موضوع عذاب یا داوری اخلاقی نیست. این صورت، خود «جحيم» قرآنی نیست، اما برای حضور خانواده «ج ح م» در میدان محسوس آتش شاهد فراهم می‌کند. از همین بیت نمی‌توان درجه مشخصی از حرارت یا تاریخ پیدایش همه معانی ریشه را تعیین کرد.

تصویر ملموس این شاهد، آتش و اخگر است. همراه با کاربرد قرآنی «جحيم» برای آتش ابراهیم، می‌توان واژه را در میدان آتش سوزان و افروخته فهمید؛ این تحلیل به معنای اثبات یک مسیر تاریخی واحد برای تمام صورت‌های خانواده نیست.

صافات ۳۷:۹۷؛ کلید درون‌قرآنی فهم «جحيم»

داستان ابراهیم مهم‌ترین شاهد برای جلوگیری از محدود شدن معنای واژه به جهنم آخرت است. در صافات، قوم او می‌گویند:

قَالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْيَانًا فَأَلْقُوهُ فِي الْجَحِيمِ

«گفتند: برای او بنایی بسازید و او را در آتش سخت افروخته بیفکنید.»

صافات ۳۷:۹۷

همین ماجرا در دو جای دیگر قرآن با واژه نار بیان شده است:

قَالُوا حَرِّقُوهُ وَانْصُرُوا آلِهَتَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ فَاعِلِينَ ۝ قُلْنَا يَا نَارُ كُونِي بَرْدًا وَسَلَامًا عَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ

«گفتند: او را بسوزانید و خدایانتان را یاری کنید، اگر کاری می‌کنید. گفتیم: ای آتش، بر ابراهیم سرد و سلامت باش.»

انبیاء ۲۱:۶۸، ۲۱:۶۹

و در عنکبوت آمده است:

فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قَالُوا اقْتُلُوهُ أَوْ حَرِّقُوهُ فَأَنْجَاهُ اللَّهُ مِنَ النَّارِ ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ

«پاسخ قومش جز این نبود که گفتند: او را بکشید یا بسوزانید؛ پس آن معبود یگانه او را از آتش نجات داد. در این برای مردمی که ایمان می‌آورند نشانه‌هایی است.»

عنکبوت ۲۹:۲۴

این مقایسه درون‌قرآنی بسیار روشنگر است. یک آتش در همان داستان می‌تواند نار و جحيم خوانده شود. پس این دو واژه لزوما دو آتش متفاوت را معرفی نمی‌کنند؛ تفاوت در زاویه بیان است. «نار» واژه عمومی آتش است، در حالی که «جحيم» کیفیت شدت حرارت و افروختگی آن را برجسته می‌کند.

عبارت ابْنُوا لَهُ بُنْيَانًا فرمان ساختن بنا برای این کار است. خود این جمله درباره گودی، شکل کوره یا معماری بنا توضیحی نمی‌دهد؛ نباید چنین جزئیاتی را به معنای «جحيم» افزود.

از آتش ابراهیم تا آتش آخرت

صافات ۳۷:۹۷ تنها کاربرد روشن «جحيم» برای آتشی زمینی است. ۲۵ کاربرد دیگر در زمینه عذاب آخرت قرار دارند. این غلبه باعث شده «جحيم» در زبان دینی با آتش آخرت پیوندی بسیار قوی پیدا کند، اما غلبه مصداق با معنای لغوی یکی نیست.

برای نمونه قرآن می‌گوید:

وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِلْغَاوِينَ

«و آتش سخت افروخته برای گمراهان آشکار شد.»

شعراء ۲۶:۹۱

و:

وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَنْ يَرَىٰ

«و آتش سخت افروخته برای هر که می‌بیند آشکار شد.»

نازعات ۷۹:۳۶

چند آیه بعد نیز می‌گوید:

فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَىٰ

«پس آتش سخت افروخته همان جایگاه است.»

نازعات ۷۹:۳۹

در اینجا «جحيم» دیگر تنها توصیف یک شعله منفرد نیست. در تصویر آخرتی قرآن، این آتش می‌تواند چنان به‌صورت یک قلمرو عذاب مطرح شود که درباره آن از «مأوى»، «صراط»، «وسط»، «اصل» و بازگشت به آن سخن گفته شود.

اما این کاربردها نباید تعریف پایه را به «مکان» تبدیل کنند. جحيم از میدان آتش و حرارت می‌آید؛ سیاق آخرت است که آن را به صورت یک جایگاه و قلمرو عذاب نشان می‌دهد.

معرفه و نکره بودن «جحيم»

بیشتر کاربردهای قرآن به صورت الْجَحِيم هستند، اما سه مورد بدون «ال» آمده‌اند:

وَتَصْلِيَةُ جَحِيمٍ

«و سوختن در آتشی سخت افروخته.»

واقعه ۵۶:۹۴

إِنَّ لَدَيْنَا أَنْكَالًا وَجَحِيمًا

«نزد ما بندهای سنگین و آتشی سخت افروخته است.»

مزمل ۷۳:۱۲

وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ

«و بدکاران در آتشی سخت افروخته‌اند.»

انفطار ۸۲:۱۴

در هر سه مورد، «جحيم» نکره و منون است. این نکته نشان می‌دهد قرآن واژه را فقط در قالب ثابت الجحيم به کار نمی‌برد.

تنوین به تنهایی دلیل قطعی بر اسم عام بودن نیست، زیرا در عربی بعضی اسم‌های خاص نیز تنوین می‌گیرند. اما وقتی این صورت‌های نکره را در کنار کاربرد زمینی صافات ۳۷:۹۷ قرار دهیم، روشن‌تر می‌شود که «جحيم» در زبان قرآن ظرفیت یک اسم وصفی برای آتش را حفظ کرده و نباید از ابتدا آن را صرفا نام خاصی هم‌ردیف «جهنم» فرض کرد.

جحيم در کنار سعير و ص ل ي

یکی از آیات می‌گوید:

وَإِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ

«و هنگامی که آتش سخت افروخته برافروخته شود.»

تکویر ۸۱:۱۲

سُعِّرَتْ فعل ماضی مجهول از باب تفعیل و ریشه «س ع ر» است. در این جمله، «جحيم» نام آتش و فعل، بیانگر برافروختن آن است. ترجمه «برافروخته‌تر شود» مقایسه‌ای به جمله می‌افزاید که از خود صورت فعل لازم نمی‌آید.

تفاوت نقش اسم و فعل در این جمله روشن است، اما صرف همراهی دو خانواده مرز معنایی مطلقی میان آنها نمی‌سازد. همچنین «جحيم» لازم نیست گزارشی مستقل درباره وضعیت آتش پیش از رویداد «سعرت» باشد؛ جمله آتش را نام می‌برد و برافروخته شدن آن را بیان می‌کند.

همین موضوع درباره ریشه ص ل ي نیز دیده می‌شود. در چند آیه، «صلي» و مشتق‌هایش با «جحيم» همراه شده‌اند؛ از جمله صافات ۳۷:۱۶۳، واقعه ۵۶:۹۴، حاقه ۶۹:۳۱ و مطففین ۸۳:۱۶.

در این جمله‌ها «جحيم» آتش را معرفی می‌کند و صورت‌های «ص ل ي» رابطه شخص با آن را بیان می‌کنند. از این همراهی می‌توان نقش هر واژه در جمله را فهمید، نه اینکه تمام معنای یک خانواده را به دیگری منتقل کرد.

شدت آتش، نه معماری و فیزیک آن

شاهد شعری، اخگرهای گردآمده برای گرم شدن را نشان می‌دهد؛ صافات ۳۷:۹۷ نیز «جحيم» را برای آتشی به کار می‌برد که قرار است ابراهیم در آن افکنده شود. این شواهد میدان آتش و حرارت را روشن می‌کنند.

با این حال، توصیف زبانی آتش با تعیین مشخصات فیزیکی آن یکسان نیست.

از آنها نمی‌توان نتیجه گرفت که هر جحيم حتما باید در گودی باشد، اندازه معینی داشته باشد، چند لایه آتش روی هم قرار گرفته باشد، درجه مشخصی از حرارت داشته باشد یا شکل خاصی از سوختن را نشان دهد.

تعبیرهای صراط الجحيم در صافات ۳۷:۲۳، سواء الجحيم در صافات ۳۷:۵۵ و دخان ۴۴:۴۷، و أصل الجحيم در صافات ۳۷:۶۴ آمده‌اند. این تعبیرها رابطه مکانی را در همان صحنه بیان می‌کنند، اما به‌تنهایی نقشه یا معماری دقیقی از جهان آخرت به دست نمی‌دهند.

ریشه به ما درباره شدت و افروختگی آتش اطلاعات می‌دهد؛ جزئیات دیگر باید از خود آیات گرفته شوند.

آیا «جحيم» ذاتا بار اخلاقی منفی دارد؟

تقریبا تمام کاربردهای قرآنی «جحيم» در زمینه عذاب آخرت‌اند. بنابراین در شبکه کاربردی قرآن، این واژه پیوندی بسیار قوی با عذاب و فرجام منفی پیدا کرده است.

اما این با آن فرق دارد که بگوییم خود ریشه از نظر لغوی به معنای «آتش مجرمان» یا «آتش شر» است.

صافات ۳۷:۹۷ یک شاهد مهم در برابر چنین تعریفی است. همان واژه برای آتشی به کار می‌رود که مخالفان ابراهیم برای سوزاندن او افروخته‌اند. در آن صحنه، بدی از تصمیم کسانی می‌آید که می‌خواهند او را در آتش بیفکنند؛ «جحيم» کیفیت آتش را بیان می‌کند.

چون این تنها نمونه غیرآخرتی قرآن است، نباید از آن ادعایی بیش از ظرفیت شاهد ساخت. آنچه با اطمینان می‌توان گفت این است که قرآن خود یک بار «جحيم» را برای آتش زمینی به کار برده است؛ بنابراین معنای لغوی واژه را نمی‌توان از ابتدا به کیفر اخروی یا استحقاق اخلاقی محدود کرد. در عین حال، غلبه بسیار زیاد کاربرد آخرتی آن در قرآن نیز باید حفظ شود.

پیشنهاد ترجمه برای فرقان

برای «جحيم» بهتر است ترجمه‌ای انتخاب شود که هم «آتش» را روشن کند و هم شدت و افروختگی آن را، بدون اینکه واژه را از ابتدا به «جهنم» تبدیل کند.

پیشنهاد پایه:

آتش سخت افروخته

این پیشنهاد شدت آتش را برجسته می‌کند. «آتش شعله‌ور» نیز در بعضی جمله‌ها طبیعی است، اما هیچ‌یک نباید به توضیحی فیزیکی درباره اندازه شعله، مقدار اخگر یا درجه حرارت تبدیل شود.

در صافات ۳۷:۹۷:

فَأَلْقُوهُ فِي الْجَحِيمِ

«او را در آتش سخت افروخته بیفکنید.»

در صورت نکره نیز فارسی باید این تفاوت را طبیعی حفظ کند:

وَتَصْلِيَةُ جَحِيمٍ

«و سوختن در آتشی سخت افروخته.»

إِنَّ لَدَيْنَا أَنْكَالًا وَجَحِيمًا

«نزد ما بندهای سنگین و آتشی سخت افروخته است.»

وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ

«و بدکاران در آتشی سخت افروخته‌اند.»

در آیات آخرت نیز اصل بر این است که تفاوت واژه حفظ شود. اگر قرآن «جحيم» گفته است، تبدیل مستقیم آن به «جهنم» بخشی از انتخاب واژگانی متن را از میان می‌برد، حتی اگر در آن سیاق مصداق نهایی همان آتش آخرت باشد.

جمع‌بندی

هسته «ج ح م» با حرارت شدید و افروختگی آتش پیوند دارد و «جحيم» را می‌توان آتش سخت افروخته فهمید.

صافات ۳۷:۹۷ نشان می‌دهد دامنه کاربرد «جحيم» در قرآن به آتش آخرت محدود نیست؛ همان آتشی که در دیگر روایت‌های قرآنی داستان ابراهیم «نار» خوانده شده، در صافات «جحيم» نامیده می‌شود. ۲۵ کاربرد دیگر در زمینه عذاب آخرت‌اند. این توزیع، گستره کاربرد قرآنی را نشان می‌دهد؛ به‌تنهایی ثابت نمی‌کند کدام کاربرد از نظر تاریخی نخست پدید آمده است.

تفاوت اصلی باید میان معنای واژه و مصداق آن در سیاق حفظ شود.

ج ح م: شدت حرارت و افروختگی، به‌ویژه در آتش؛ و «جحيم» آتش سخت افروخته‌ای است که گرما و التهاب آن برجسته است. کاربرد قرآنی آن عمدتا به آتش عذاب آخرت مربوط است، اما خود واژه به آخرت، مکان خاص، استحقاق اخلاقی یا ساخت فیزیکی معینی محدود نیست.