ریشهٔ ج و ز
گذشتن، عبور کردن، پشت سر گذاشتن، فراتر رفتن و چشمپوشی از خطا
صورتهای قرآنی و لغوی
جَاوَزَ ـ يُجَاوِزُ
باب مفاعله؛ چهار کاربرد قرآنی
تَجَاوَزَ ـ يَتَجَاوَزُ
باب تفاعل؛ یک کاربرد قرآنی با عَنْ
جَازَ ـ يَجُوزُ
فعل مجرد؛ این صورت در قرآن نیامده
جَوْز
عبور یا میانه؛ غیرقرآنی
جَوَاز
عبور یا روا بودن؛ غیرقرآنی
مُجَاوَزَة
مصدر مفاعله؛ غیرقرآنی
تَجَاوُز
مصدر تفاعل؛ این صورت در قرآن نیامده
أَجَازَ ـ يُجِيزُ
باب إفعال؛ فعل غیرقرآنی
إِجَازَة
مصدر إفعال؛ غیرقرآنی
جَائِز
گذرنده یا روا؛ غیرقرآنی
جَائِزَة
بخشش، توشه یا پاداش؛ غیرقرآنی
اِجْتَازَ ـ يَجْتَازُ
باب افتعال؛ غیرقرآنی
مَجَاز
گذرگاه یا اصطلاح بلاغی؛ غیرقرآنی
مُجِيز
اسم فاعل؛ غیرقرآنی
ریشهٔ «ج و ز» در زبان عربی به گذشتن از جایی، عبور کردن از یک مسیر یا مانع، و پشت سر گذاشتن چیزی مربوط است. «جَازَ» و «جَاوَزَ» برای عبور از مکان یا گذشتن از یک حد به کار میروند. همین خانواده در کاربردی دیگر، معنای چشمپوشی و درگذشتن از خطا را بیان میکند؛ چنانکه «تَجَاوَزَ عَنْ ذَنْبِهِ» به معنای صرفنظر کردن از مؤاخذهٔ شخص به سبب گناه اوست.
در زبان عربی، شاخههای دیگری نیز از این خانواده ثبت شدهاند؛ از جمله «جَوْز» به معنای میانهٔ چیزی، «إِجَازَة» به معنای اجازه و تأیید، و «مَجَاز» که در اصطلاح ادبی به کاربرد غیرمستقیم واژه مربوط شده است. اما این معانی را نباید بدون توجه به ساخت و سیاق، به تمام مشتقهای ریشه نسبت داد.
در قرآن، این ریشه پنج بار آمده است: چهار بار از فعل «جَاوَزَ» در زمینهٔ عبور و پشت سر گذاشتن مکان، و یک بار از «تَجَاوَزَ» در زمینهٔ چشمپوشی از بدیهای انسان.
پیکرهٔ عربی قرآن؛ پنج کاربرد در دو باب
این دو کاربرد قرآنی، یکی مادی و دیگری اخلاقی، رابطهٔ معنایی روشنی دارند. در عبور مادی، شخص از نقطهای میگذرد و آن را پشت سر میگذارد؛ در چشمپوشی از خطا، از مؤاخذه و بازخواست آن درمیگذرد. بااینحال، در کاربرد اخلاقی، گذشتن به معنای جابهجایی مکانی نیست و نباید آن را با همهٔ ویژگیهای عبور مادی یکسان گرفت.
۱. صورتها و مشتقهای ریشه
مهمترین صورتهای این خانواده در زبان عربی عبارتاند از:
- جَازَ ـ يَجُوزُ: گذشت، عبور کرد، از مکانی یا حدی فراتر رفت؛ و در کاربرد دیگری، پذیرفته یا روا شد.
- جَوْز: عبور و گذشتن؛ همچنین در شاخهای دیگر، میانه و بخش وسط چیزی.
- جَوَاز: عبور و امکان گذشتن؛ و در کاربردهای حقوقی و عمومی، روا بودن یا اعتبار داشتن.
- جَاوَزَ ـ يُجَاوِزُ: از جایی یا چیزی عبور کرد و آن را پشت سر گذاشت.
- مُجَاوَزَة: عبور کردن و فراتر رفتن از نقطه یا حدی.
- تَجَاوَزَ ـ يَتَجَاوَزُ: از چیزی گذشت؛ و با «عَنْ» در کاربرد اخلاقی، از خطا یا مؤاخذهٔ آن چشم پوشید.
- تَجَاوُز: عبور و فراتر رفتن؛ و بسته به سیاق، چشمپوشی یا عبور از حد مجاز.
- أَجَازَ ـ يُجِيزُ: کسی را عبور داد؛ اجازه داد، تأیید کرد یا امری را به اجرا رساند.
- إِجَازَة: اجازه، تأیید و معتبر دانستن؛ و در کاربردهای دیگر، اجازهٔ عبور یا انتقال.
- جَائِز: گذرنده؛ و در کاربرد عمومی، پذیرفتنی یا روا.
- جَائِزَة: بخشش یا چیزی که به دیگری داده میشود؛ در کاربرد شناختهشدهٔ امروز، جایزه و پاداش.
- اِجْتَازَ ـ يَجْتَازُ: از مکانی یا مانعی گذشت و آن را پشت سر گذاشت.
- مَجَاز: جای عبور؛ و در دانش بلاغت، کاربرد لفظ در معنایی غیر از معنای مستقیم آن، با قرینه.
- مُجِيز: اجازهدهنده، تأییدکننده یا کسی که عبور دیگری را ممکن میسازد.
همهٔ این صورتها در قرآن نیامدهاند.
صورتهای قرآنی تنها پنج کاربرد از دو ساختمان فعلیاند: «جَاوَزَهُ» در بقره ۲:۲۴۹، «جَاوَزْنَا» در اعراف ۷:۱۳۸ و یونس ۱۰:۹۰، «جَاوَزَا» در کهف ۱۸:۶۲ و «نَتَجَاوَزُ» در احقاف ۴۶:۱۶.
فعل «جَاوَزَ» از باب مفاعله و «تَجَاوَزَ» از باب تفاعل است. تفاوت این دو ساختمان در قرآن با تفاوت سیاق نیز همراه شده است: اولی به عبور از مکان و دومی به چشمپوشی از بدیها مربوط است.
صورتهایی مانند «جَائِز»، «جَوَاز»، «إِجَازَة»، «مَجَاز» و «اِجْتِيَاز» در متن قرآن نیامدهاند. آشنایی با آنها برای شناخت خانوادهٔ لغوی مفید است، اما معنای فنی و امروزی آنها نباید به کاربرد قرآنی تحمیل شود.
۲. هستهٔ معنایی و کاربرد در عربی کهن
گذشتن و پشت سر گذاشتن
یکی از معانی بنیادی و روشن این ریشه، عبور از چیزی و پشت سر گذاشتن آن است.
در عربی، «جُزْتُ الْمَوْضِعَ» به معنای آن است که از جایی گذشتم. «جَاوَزْتُ الْمَوْضِعَ» نیز میتواند همین معنا را برساند، با توجه به اینکه شخص از محل مورد نظر فراتر رفته و آن را پشت سر گذاشته است.
«أَجَزْتُ الْمَوْضِعَ» در کاربرد کهن برای عبور کردن و قطع کردن مکان نیز ثبت شده است.
در مقاییس اللغة، ابن فارس برای ریشهٔ «ج و ز» دو اصل معرفی میکند: یکی قطع کردن و گذشتن از چیزی، و دیگری میانهٔ چیزی.
ابن فارس، مقاییس؛ دو اصلِ قطع و میانه
این تفکیک اهمیت دارد؛ زیرا نشان میدهد که در سنت لغوی عربی، تمام مشتقهای این خانواده الزاماً با یک معنای واحد تعریف نشدهاند.
در لسان العرب نیز «جَازَ»، «جَاوَزَ» و «أَجَازَ» در کاربردهای مربوط به عبور و پشت سر گذاشتن بررسی شدهاند.
تفاوت میان حرکت کردن در یک مکان و پشت سر گذاشتن آن نیز در همین کاربردها دیده میشود. شخص ممکن است وارد راهی شود و در آن حرکت کند؛ اما هنگامی که از نقطهای میگذرد و آن را پشت سر میگذارد، معنای «مجاوزة» آشکارتر میشود.
از همین رو، «جَاوَزَ» در بسیاری از کاربردها فقط آغاز حرکت را بیان نمیکند، بلکه رسیدن به آن سوی مرز یا نقطهٔ مورد نظر را نیز در بر دارد.
شاهدی از شعر منسوب به دورهٔ پیش از اسلام
در معلّقهٔ منسوب به امرؤ القیس آمده است:
فَلَمَّا أَجَزْنَا سَاحَةَ الْحَيِّ وَانْتَحَى
بِنَا بَطْنُ خَبْتٍ ذِي حِقَافٍ عَقَنْقَلِ
یعنی: «پس هنگامی که از محوطهٔ اقامت قبیله گذشتیم و به سوی فرورفتگی زمینی در میان تپههای انبوه ریگ رفتیم...»
در این بیت، «أَجَزْنَا» به معنای گذشتن از محوطه و پشت سر گذاشتن محل اقامت قبیله است.
در شرحهای کهن معلّقه، این فعل با «قَطَعْنَا» توضیح داده شده است؛ یعنی از آن مکان عبور کردیم و آن را پشت سر گذاشتیم.
در نقل بیت، میان «ذِي حِقَافٍ» و «ذِي قِفَافٍ» اختلاف ضبط وجود دارد، اما این اختلاف معنای «أَجَزْنَا» را تغییر نمیدهد.
عمدة الحفاظ؛ شاهد أجزنا و ضبط حقاف / قفاف
این شاهد نشان میدهد که خانوادهٔ «ج و ز» در شعر منسوب به دورهٔ جاهلی، برای عبور واقعی از مکان به کار رفته است.
«جَوْز»؛ میانهٔ چیز
شاخهٔ دیگری که در فرهنگهای عربی ثبت شده، «جَوْز» به معنای وسط و میانهٔ چیزی است.
«جَوْزُ السَّمَاءِ» به میانهٔ آسمان و «جَوْزُ الشَّيْءِ» به بخش میانی آن اشاره میکند.
در یکی از ضبطهای بیت مشهور امرؤ القیس آمده است:
فَقُلْتُ لَهُ لَمَّا تَمَطَّى بِجَوْزِهِ
وَأَرْدَفَ أَعْجَازًا وَنَاءَ بِكَلْكَلِ
یعنی: «پس هنگامی که آن شب، میانهٔ خود را کشید و دنبالههایش را پیدرپی آورد و با سینهٔ سنگینش برای برخاستن تکانی خورد، به آن گفتم...»
در این تصویر، شب همچون موجودی تصور شده که اندام و میانهٔ آن کشیده شده است. برگردان بخش پایانی در اینجا با توضیح نقلشده در شرح تبریزی دربارهٔ آماده شدن برای برخاستن سازگار است؛ توضیحهای دیگری این بخش را با امتداد و طولانی شدن شب پیوند میدهند.
شرحهای نقلشدهٔ تبریزی و زوزنی؛ تفسیر بخش پایانی بیت
البته این بیت با ضبط «بِصُلْبِهِ» نیز روایت شده است. بنابراین، نباید وجود «بِجَوْزِهِ» در یکی از روایتها را به معنای قطعی بودن همین ضبط در متن نخستین شعر دانست.
تبریزی؛ نقلِ بجوزه از اصمعی در کنار بصلبه
بااینحال، معنای «جَوْز» بهعنوان میانه و وسط در منابع لغوی مستقلاً ثبت شده است.
در برخی توضیحهای لغوی، میان عبور کردن و رسیدن به میانهٔ چیزی ارتباط برقرار شده است. اما ابن فارس این دو را دو اصل جدا معرفی میکند. پس نمیتوان یکی بودن منشأ تاریخی آنها را تنها از شباهت معنایی اثبات کرد.
«جَوْزَاء» و نامگذاری
«جَوْزَاء» در زبان عربی نامی برای صورت فلکی شناختهشده است.
در برخی منابع، نامگذاری آن به قرار گرفتن در میانهٔ آسمان نسبت داده شده و در برخی توضیحها به ستارگان میانی آن مربوط دانسته شده است.
این واژه برای شناخت شاخهٔ «جَوْز» به معنای میانه اهمیت دارد، اما در قرآن نیامده است.
همچنین «جَوْز» به معنای گردو در زبان عربی وجود دارد. در برخی منابع لغوی، این نام را واژهای فارسی دانستهاند که وارد عربی شده است. اشتراک صورت نوشتاری آن با ریشهٔ «ج و ز» دلیل کافی برای یکی دانستن منشأ تاریخی این واژه با فعل عبور کردن نیست.
۳. کاربردهای قرآنی «جَاوَزَ»؛ عبور و پشت سر گذاشتن
بقره ۲:۲۴۹ ـ گذشتن طالوت و همراهانش از رود
متن آیه:
فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَمَنْ لَمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلَّا مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ قَالُوا لَا طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو اللَّهِ كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ
برگردان پیشنهادی این پژوهش:
«پس هنگامی که طالوت با سپاهیان بیرون رفت، گفت: خداوند شما را با رودی میآزماید؛ پس هرکس از آن بنوشد، از من نیست، و هرکس آن را نچشد، از من است؛ مگر کسی که با دست خود یک مشت بردارد. پس جز اندکی از آنان، از آن نوشیدند. پس هنگامی که او و کسانی که همراهش ایمان آورده بودند از آن گذشتند، گفتند: امروز ما توان مقابله با جالوت و سپاهیانش را نداریم. کسانی که باور داشتند خدا را ملاقات خواهند کرد، گفتند: چه بسیار گروه اندکی که به اذن خدا بر گروهی بسیار پیروز شده است؛ و خدا با صابران است.»
در این آیه، «جَاوَزَهُ» به عبور از رود و پشت سر گذاشتن آن اشاره دارد.
ضمیر «هُ» در «جَاوَزَهُ» به «نَهَر» بازمیگردد. بنابراین، چیزی که از آن عبور شده، همان رودی است که آزمون سپاهیان با آن ارتباط داشت.
«هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ» نیز فاعل این فعل را روشن میکند: طالوت و کسانی که همراه او ایمان آورده بودند.
در اینجا، عبور کردن تنها حرکت در کنار رود یا رسیدن به آن نیست. «جَاوَزَهُ» نشان میدهد که رود پشت سر گذاشته شده است.
بااینحال، خود فعل دربارهٔ شیوهٔ عبور جزئیاتی نمیدهد. از «جَاوَزَهُ» بهتنهایی نمیتوان فهمید که آنان از پلی گذشتند، از محل کمعمق عبور کردند یا از راه دیگری رود را پشت سر گذاشتند.
آیه در این بخش بر آزمون، عبور و وضعیت گروهی که ادامهٔ مسیر دادهاند تمرکز دارد.
همچنین نباید میان آزمون نوشیدن آب و خودِ فعل عبور کردن خلط کرد. آزمون با مقدار نوشیدن و فرمان طالوت ارتباط دارد؛ اما «جَاوَزَهُ» عمل گذشتن از رود را بیان میکند.
نکتهٔ مهم دیگر، تقابل معنایی میان عبور مادی و دشواری پیشِ روست. آنان از رود گذشتهاند، اما با دیدن جالوت و سپاهیانش، مسئلهٔ توان و پایداری مطرح میشود.
این تأمل از سیاق آیه به دست میآید؛ معنای لغوی «جَاوَزَهُ» همچنان گذشتن از رود است.
اعراف ۷:۱۳۸ ـ گذراندن بنیاسرائیل از دریا
متن آیه:
وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلَىٰ قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلَىٰ أَصْنَامٍ لَهُمْ قَالُوا يَا مُوسَى اجْعَلْ لَنَا إِلَٰهًا كَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ
برگردان پیشنهادی این پژوهش:
«و بنیاسرائیل را از دریا گذراندیم؛ پس به گروهی رسیدند که بر بتهای خود ملازمت داشتند. گفتند: ای موسی، برای ما معبودی قرار بده، همانگونه که آنان معبودانی دارند. گفت: بیگمان شما مردمی نادان هستید.»
در این آیه، «جَاوَزْنَا» با «بِبَنِي إِسْرَائِيلَ» و «الْبَحْرَ» همراه شده است.
این ساختمان اهمیت دارد. خداوند میگوید بنیاسرائیل را از دریا گذراندیم؛ نه اینکه خداوند خود مانند یک مسافر از دریا عبور کرده باشد.
حرف «بِـ» در «بِبَنِي إِسْرَائِيلَ» در این ترکیب با گذراندن و همراه بردن آنان ارتباط دارد. بنابراین، فعل در اینجا معنای عبور دادن را میرساند.
«الْبَحْرَ» نیز چیزی است که عبور از آن انجام شده است.
در این آیه، «جَاوَزْنَا» بر نتیجهٔ عبور تأکید دارد. بنیاسرائیل از دریا گذشتهاند و سپس با قومی روبهرو شدهاند که بر بتهای خود ملازمت داشتهاند.
چگونگی گشوده شدن راه و جزئیات عبور، موضوع همین فعل نیست. قرآن در آیات دیگری، از جمله بقره ۲:۵۰ و شعراء ۲۶:۶۳، به جدا شدن آب و نجات بنیاسرائیل اشاره میکند.
در اینجا، «جَاوَزْنَا» بهتنهایی مکان دقیق جغرافیایی عبور یا نام دریای خاصی را تعیین نمیکند.
بخش دوم آیه، ماجرای درخواست معبود دیگری از موسی را بیان میکند. این درخواست پس از عبور از دریا رخ میدهد، اما معنای لغوی «جَاوَزْنَا» همان گذراندن است و نباید مفاهیم بعدی داستان را جزء تعریف ریشه قرار داد.
یونس ۱۰:۹۰ ـ عبور بنیاسرائیل و تعقیب فرعون
متن آیه:
وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَجُنُودُهُ بَغْيًا وَعَدْوًا حَتَّىٰ إِذَا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قَالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِيلَ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ
برگردان پیشنهادی این پژوهش:
«و بنیاسرائیل را از دریا گذراندیم؛ پس فرعون و سپاهیانش از روی سرکشی و تجاوز آنان را دنبال کردند، تا آن هنگام که غرق شدن او را فراگرفت، گفت: ایمان آوردم که هیچ معبودی جز آنکه بنیاسرائیل به او ایمان آوردهاند نیست و من از تسلیمشدگانم.»
در این آیه، همان ترکیب اعراف ۷:۱۳۸ تکرار شده است: «وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ».
پس معنای فعل نیز همان است: گذراندن بنیاسرائیل از دریا.
اما ادامهٔ آیه زاویهٔ دیگری از رویداد را نشان میدهد. پس از عبور بنیاسرائیل، فرعون و سپاهیانش آنان را تعقیب میکنند.
«فَأَتْبَعَهُمْ» از خانوادهٔ «ت ب ع» است و به دنبال کردن مربوط میشود؛ درحالیکه «جَاوَزْنَا» عبور دادن از دریا را بیان میکند.
این دو فعل با یکدیگر ارتباط روایی دارند، اما مترادف نیستند.
«بَغْيًا وَعَدْوًا» نیز انگیزه و نوع رفتار تجاوزگرانهٔ تعقیبکنندگان را توصیف میکند. این تعبیر از ریشههای دیگری است و نباید آن را مشتق «ج و ز» دانست.
در اینجا، عبور بنیاسرائیل با نجات آنان و تعقیب فرعون با خطر غرق شدن او همراه شده است.
بااینحال، خود واژهٔ «جَاوَزْنَا» همهٔ داستان نجات و هلاکت را در معنای لغوی خود جای نمیدهد. گذراندن از دریا معنای فعل است؛ نتیجه و پیامد آن را سیاق و آیات مرتبط بیان میکنند.
کهف ۱۸:۶۲ ـ پشت سر گذاشتن محل مورد نظر
متن آیه:
فَلَمَّا جَاوَزَا قَالَ لِفَتَاهُ آتِنَا غَدَاءَنَا لَقَدْ لَقِينَا مِنْ سَفَرِنَا هَٰذَا نَصَبًا
برگردان پیشنهادی این پژوهش:
«پس هنگامی که آن دو گذشتند، به همراه جوانش گفت: خوراک چاشت ما را بیاور؛ بهراستی از این سفرمان خستگی دیدهایم.»
در این آیه، «جَاوَزَا» فعل ماضی باب مفاعله برای دو نفر است.
فاعل آن موسی و همراه جوان او هستند. ضمیر تثنیهٔ «ا» در پایان فعل نشان میدهد که هر دو از نقطهای گذشتهاند.
اما برخلاف بقره ۲:۲۴۹، مفعول این فعل در همین جمله ذکر نشده است.
در کهف ۱۸:۶۰ و کهف ۱۸:۶۱، سخن از رسیدن به محل پیوند دو دریا و فراموش شدن ماهی آمده است. سپس در کهف ۱۸:۶۳، همراه موسی از سنگی یاد میکند که نزد آن توقف کرده بودند.
در نتیجه، از سیاق میتوان فهمید که آن دو از محل مورد نظر یا محل توقف پیشین گذشته بودند.
بااینحال، «جَاوَزَا» بهتنهایی نام محل و نوع مانع را تعیین نمیکند.
نباید این فعل را در این آیه به «از دریا عبور کردند» ترجمه کرد؛ زیرا برخلاف اعراف ۷:۱۳۸ و یونس ۱۰:۹۰، در این جمله دریا مفعول «جَاوَزَا» قرار نگرفته است.
معنای مناسب، «گذشتند» یا در توضیح سیاقی «از آن محل گذشتند و آن را پشت سر گذاشتند» است.
در ادامه، موسی از خستگی سفر سخن میگوید. این خستگی به مسیر پیمودهشده مربوط است، اما از خود ریشهٔ «ج و ز» نمیآید.
بنابراین، آیه نشان میدهد که «جَاوَزَ» میتواند بدون ذکر مفعول نیز به کار رود، هنگامی که محل مورد نظر از سیاق شناخته میشود.
۴. «تَجَاوَزَ»؛ از عبور مادی تا چشمپوشی از خطا
احقاف ۴۶:۱۶ ـ گذشتن از بدیهای انسان
متن آیه:
أُولَٰئِكَ الَّذِينَ نَتَقَبَّلُ عَنْهُمْ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَنَتَجَاوَزُ عَنْ سَيِّئَاتِهِمْ فِي أَصْحَابِ الْجَنَّةِ وَعْدَ الصِّدْقِ الَّذِي كَانُوا يُوعَدُونَ
برگردان پیشنهادی این پژوهش:
«آنان کسانیاند که بهترین آنچه انجام دادهاند از آنان میپذیریم و از بدیهایشان درمیگذریم؛ در شمار اهل بهشت، وعدهٔ راستینی که به آنان داده میشد.»
در این آیه، «نَتَجَاوَزُ» فعل مضارع باب تفاعل از ریشهٔ «ج و ز» است.
فاعل آن خداوند است که با صورت جمع متکلم سخن میگوید.
«عَنْ سَيِّئَاتِهِمْ» نیز موضوع این گذشت را مشخص میکند: بدیها و کردارهای نادرست آنان.
تفاوت این کاربرد با چهار کاربرد پیشین روشن است. در آن آیات، شخص یا گروهی از رود، دریا یا نقطهای از مسیر میگذشت؛ اما در اینجا سخن از گذشتن از بدیهاست.
این کاربرد، معنای اخلاقی «تَجَاوَزَ عَنْ» را نشان میدهد: از خطای شخص درگذشتن و او را به سبب آن مؤاخذه نکردن.
نقش حرف «عَنْ»
حرف «عَنْ» در «نَتَجَاوَزُ عَنْ سَيِّئَاتِهِمْ» اهمیت دارد.
در کاربرد مادی، «جَاوَزَ» میتواند مستقیماً مفعول بگیرد؛ مانند «جَاوَزَهُ» در بقره ۲:۲۴۹.
اما در احقاف ۴۶:۱۶، ترکیب «تَجَاوَزَ عَنْ» به چشمپوشی از چیزی مربوط است.
در منابع لغوی، همین تفاوت کاربرد دیده میشود: «تَجَاوَزَ الْمَوْضِعَ» به گذشتن از مکان و «تَجَاوَزَ عَنِ الذَّنْبِ» به درگذشتن از گناه اشاره دارد.
مصباح و لسان؛ تَجاوَزَ مکان و تَجاوَزَ عَنْ خطا
بنابراین، معنای فعل فقط با ریشه و ساختمان صرفی تعیین نمیشود؛ حرف همراه آن نیز در جهتگیری معنا نقش دارد.
در احقاف ۴۶:۱۶، ترجمهٔ «از بدیهایشان درمیگذریم» طبیعی و دقیق است. ترجمهٔ صرفاً مکانیِ «از بدیهایشان عبور میکنیم» ممکن است تصویر ریشه را نشان دهد، اما معنای شناختهشدهٔ ترکیب عربی را به روانی منتقل نمیکند.
پذیرش نیکیها و گذشت از بدیها
آیه دو فعل را کنار هم قرار داده است:
«نَتَقَبَّلُ عَنْهُمْ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا» و «نَتَجَاوَزُ عَنْ سَيِّئَاتِهِمْ».
نخست از پذیرفتن بهترین کردارهای آنان سخن میگوید و سپس از گذشتن از بدیهایشان.
این دو فعل، یک معنا ندارند.
«نَتَقَبَّلُ» از خانوادهٔ «ق ب ل» است و به پذیرفتن مربوط میشود. «نَتَجَاوَزُ» از خانوادهٔ «ج و ز» است و در این سیاق، چشمپوشی از مؤاخذهٔ بدیها را بیان میکند.
بنابراین، آیه تنها از پذیرفتن کردارهای نیک سخن نمیگوید؛ بلکه از برخوردی بخشاینده با خطاهای آنان نیز خبر میدهد.
در آیهٔ پیشین، احقاف ۴۶:۱۵، سخن از احسان به پدر و مادر، سپاسگزاری، عمل صالح، اصلاح نسل، توبه و تسلیم شدن به خداست.
پس وعدهٔ احقاف ۴۶:۱۶ در ادامهٔ توصیف کسانی قرار دارد که به سوی خدا بازگشته و از او اصلاح و پذیرش خواستهاند.
طبری؛ پذیرش نیکیها و گذشت از بدیها در سیاق آیه
این سیاق اهمیت دارد؛ زیرا نباید عبارت «نَتَجَاوَزُ عَنْ سَيِّئَاتِهِمْ» را از تمام زمینهٔ خود جدا کرد و به وعدهای بیقید دربارهٔ هر شخص و هر کردار تبدیل نمود.
از سوی دیگر، خود فعل «تَجَاوَزَ» به معنای انکار وقوع بدی نیست. چشمپوشی از مؤاخذهٔ خطا با این ادعا که خطایی اصلاً رخ نداده است تفاوت دارد.
این تمایز برای فهم بخشایش الهی مهم است. قرآن میتواند از بدیهای انسان سخن بگوید و در عین حال، گذشت از آنها را وعده دهد.
اما از معنای لغوی «تجاوز» بهتنهایی نمیتوان دربارهٔ کیفیت بخشایش، آثار آن بر حقوق دیگران یا تمام شرایط حسابرسی اخروی حکم قطعی استخراج کرد. این مسائل به بررسی آیات دیگر نیاز دارند.
۵. چالشهای فهم و تحول معنایی
آیا «تَجَاوُز» همیشه به معنای تخطی و قانونشکنی است؟
در فارسی و عربی امروز، «تجاوز» غالباً معنایی منفی دارد؛ مانند تجاوز از حدود، تجاوز به حق دیگری یا ارتکاب خشونت و تعدی.
اما این کاربرد منفی، تمام میدان معنایی ریشه نیست.
«تَجَاوَزَ» در اصل میتواند گذشتن و فراتر رفتن از چیزی را بیان کند. اینکه این عبور درست، نادرست یا بخشاینده باشد، از موضوع و ساخت جمله روشن میشود.
وقتی کسی از حد مشروع فراتر میرود، تجاوز معنایی منفی پیدا میکند.
اما هنگامی که خداوند میفرماید «نَتَجَاوَزُ عَنْ سَيِّئَاتِهِمْ»، همین خانوادهٔ واژگانی در معنای گذشت و بخشایش به کار رفته است.
پس نباید معنای امروزیِ تجاوز به حق یا حریم دیگری را به این آیه منتقل کرد.
در مقابل، نباید به سبب کاربرد مثبت آن در احقاف ۴۶:۱۶، تمام موارد فراتر رفتن از حد را مثبت یا بخشاینده دانست.
خود واژه جهت اخلاقی ثابتی ندارد؛ ترکیب و سیاق آن جهت معنا را مشخص میکند.
«جَوَاز» و معنای روا بودن
یکی از شاخههای شناختهشدهٔ این خانواده، «جَوَاز» به معنای پذیرفتنی یا روا بودن است.
در عربی، «جَازَ الْعَقْدُ» میتواند به معنای معتبر و نافذ شدن قرارداد باشد. همچنین «أَجَازَ الْأَمْرَ» به تأیید و به اجرا رساندن امری مربوط است.
میتوان ارتباط معنایی این کاربردها را با عبور از مانع یا گذر از مرحلهٔ پذیرش توضیح داد؛ ولی این تصویر، بهتنهایی تاریخ دقیق پیدایش اصطلاحات حقوقی و فقهی را ثابت نمیکند.
در اصطلاح فقهیِ دورههای بعد، «جائز» گاهی در برابر واجب، حرام یا دیگر عنوانهای حکم قرار گرفته است. اما این تقسیمبندی اصطلاحی را نباید معنای مستقیم ریشه در قرآن دانست.
در هیچیک از پنج کاربرد قرآنی «ج و ز»، واژه به معنای فنی «مباح بودن» یا «جواز شرعی» نیامده است.
بنابراین، «جَاوَزْنَا» در داستان موسی به معنای «مجاز دانستیم» نیست؛ بلکه به گذراندن بنیاسرائیل از دریا اشاره دارد.
«إِجَازَة»؛ اجازه و تأیید
«إِجَازَة» در عربی میتواند به اجازه دادن، تأیید کردن و معتبر شناختن مربوط شود.
در سنتهای علمی بعدی نیز «اجازه» برای اذن نقل، تدریس یا انتقال دانش به کار رفته است.
در عربی امروز، «إجازة» برای مرخصی و تعطیلات نیز کاربرد دارد.
این معانی در تاریخ زبان شناختهشدهاند، اما نباید از آنها نتیجه گرفت که «ج و ز» در قرآن مستقیماً دربارهٔ مرخصی، تأیید علمی یا اجازهٔ اداری سخن میگوید.
ساخت «أَجَازَ» در متن قرآن نیامده است.
«مَجَاز»؛ از گذرگاه تا کاربرد غیرمستقیم زبان
«مَجَاز» در عربی به محل عبور و گذرگاه نیز گفته شده است.
در دانش بلاغت، این واژه بعدها برای کاربرد لفظ در معنایی غیر از معنای مستقیم آن، با وجود قرینه، اصطلاح شده است.
رابطهٔ تصویری این دو کاربرد قابل فهم است: همانگونه که شخص از مکانی به مکان دیگر میگذرد، در کاربرد مجازی نیز معنا از یک حوزه به حوزهای دیگر منتقل میشود.
اما نباید از این توضیح نتیجه گرفت که هر کاربرد فعل «جَاوَزَ» در قرآن حتماً دارای معنای بلاغیِ اصطلاحی است.
وجود استعاره، مجاز یا تمثیل در یک آیه باید با خود ساخت و شواهد آن آیه بررسی شود.
همچنین خود واژهٔ «مَجَاز» در متن قرآن نیامده است.
«جَائِزَة»؛ بخشش و پاداش
«جَائِزَة» در زبان عربی برای چیزی که به شخص داده میشود، از جمله بخشش و پاداش، به کار رفته است.
در برخی کاربردهای کهن، این واژه با توشه و چیزی که برای گذراندن مسیر به مسافر داده میشود نیز ارتباط دارد.
این پیوند با معنای عبور قابل توضیح است، اما نمیتوان از آن یک ترتیب تاریخی قطعی برای همهٔ معانی «جائزة» استخراج کرد.
منابع لغوی؛ جائزه و تدارک عبور مسافر
در فارسی امروز، «جایزه» بیشتر برای پاداش مسابقه، کار ممتاز یا موفقیت به کار میرود.
این کاربرد نیز از خانوادهٔ واژگانی «ج و ز» است، اما در قرآن حضور ندارد و نباید در تعریف «جَاوَزَ» یا «نَتَجَاوَزُ» وارد شود.
۷. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
برای «جَاوَزَهُ» در بقره ۲:۲۴۹، «از آن گذشت» یا «آن را پشت سر گذاشت» مناسب است. در متن آیه، ضمیر به رود بازمیگردد؛ پس در توضیح میتوان گفت طالوت و همراهانش از رود گذشتند.
برای «وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ» در اعراف ۷:۱۳۸ و یونس ۱۰:۹۰، «و بنیاسرائیل را از دریا گذراندیم» ساخت و معنای عبارت را بهخوبی حفظ میکند. ترجمهٔ «و با بنیاسرائیل از دریا گذشتیم» ممکن است معنای همراهی مکانی خداوند را القا کند و برای این ساختمان مناسب نیست.
برای «جَاوَزَا» در کهف ۱۸:۶۲، «آن دو گذشتند» برگردان مستقیم است. در توضیح سیاقی میتوان افزود که آنان محل توقف یا نقطهٔ مورد نظر را پشت سر گذاشته بودند. نام آن محل نباید بدون توضیح وارد ترجمهٔ پایه شود.
برای «نَتَجَاوَزُ عَنْ سَيِّئَاتِهِمْ» در احقاف ۴۶:۱۶، «از بدیهایشان درمیگذریم» ترجمهای طبیعی و دقیق است.
«بدیهایشان را نادیده میگیریم» نیز میتواند بخشی از مفهوم چشمپوشی را منتقل کند، اما ممکن است این تصور را ایجاد کند که بدیها اساساً اهمیت یا واقعیت ندارند. «درمیگذریم» معنای بخشایش و ترک مؤاخذه را بهتر حفظ میکند.
برای مشتقهای غیرقرآنی نیز «جَوَاز» در کاربرد عمومی به «روا بودن» یا «امکان عبور»، «إِجَازَة» به «اجازه و تأیید»، «اِجْتِيَاز» به «عبور کردن» و «مَجَاز» در کاربرد ادبی به «کاربرد غیرمستقیم معنا» برگردانده میشود.
این معادلها نباید به جای معنای قرآنی فعلها بنشینند. هر یک به ساخت و زمینهٔ کاربرد خودش تعلق دارد.
۸. جمعبندی
ریشهٔ «ج و ز» در شاخهٔ روشن و پرکاربرد خود به گذشتن، عبور کردن، قطع مسیر و پشت سر گذاشتن چیزی مربوط است. معنای کوتاه ریشه: گذشتن و پشت سر گذاشتن؛ «تَجَاوَزَ عَنْ» در کاربرد قرآنی، درگذشتن از بدیها و مؤاخذهٔ آنها.
در زبان عربی، «جَوْز» به معنای میانهٔ چیز نیز ثبت شده و در برخی معانی دیگر این خانواده، اجازه، تأیید، روا بودن و بخشش نیز دیده میشود. اما همهٔ این شاخهها را نمیتوان بدون شاهد تاریخی به یک تصویر واحد و قطعی برگرداند.
در قرآن، این ریشه پنج بار آمده است. در بقره ۲:۲۴۹، طالوت و همراهانش از رود میگذرند؛ در اعراف ۷:۱۳۸ و یونس ۱۰:۹۰، بنیاسرائیل از دریا گذرانده میشوند؛ و در کهف ۱۸:۶۲، موسی و همراه او نقطهای از مسیر را پشت سر میگذارند.
در احقاف ۴۶:۱۶، همین خانواده در ساخت «نَتَجَاوَزُ عَنْ سَيِّئَاتِهِمْ» معنای اخلاقی پیدا میکند: خداوند از بدیهای کسانی که در سیاق آیه معرفی شدهاند درمیگذرد.
بنابراین، گذشتن و پشت سر گذاشتن، محور روشن کاربردهای قرآنی این ریشه است؛ اما آنچه پشت سر گذاشته میشود، میتواند مکانی واقعی یا موضوعی اخلاقی مانند مؤاخذهٔ خطا باشد.
در چهار آیه، گذشتن مادی و مکانی مطرح است؛ در یک آیه، درگذشتن از بدیها.
این تفاوت نشان میدهد که فهم دقیق ریشه تنها با یک معادل ثابت ممکن نیست. باید ساخت فعل، مفعول، حرف همراه و سیاق آن را یکجا بررسی کرد.
در ترجمهٔ فرقان، «جَاوَزَ» در کاربردهای مکانی به «گذشتن» و «گذراندن»، و «تَجَاوَزَ عَنْ» در احقاف ۴۶:۱۶ به «درگذشتن از بدیها» برگردانده میشود. این ترجمهها هم پیوند معنایی خانواده را حفظ میکنند و هم تفاوت واقعی کاربردها را از میان نمیبرند.