ریشهٔ ز م ه ر — زَمْهَرِير؛ سرمای سخت، درخشش و کاربردهای دیگر

نوشتن تبصره دربارهٔ این اثر

صورت‌های قرآنی و لغوی

۱. معنای ریشه و ساختمان واژه

«زَمْهَرِير» در زبان عربی به سرمای بسیار سخت و گزنده گفته می‌شود؛ سرمایی که از حد معمول فراتر می‌رود و می‌تواند برای انسان آزاردهنده باشد. این واژه در قرآن تنها یک‌بار، در توصیف آسایش بهشتیان، به کار رفته است.

در «العین»، از قدیمی‌ترین فرهنگ‌های جامع عربی، زمهریر به «شِدَّةُ الْبَرْدِ» تعریف شده است؛ یعنی شدت سرما. در همان منبع، فعل «اِزْمَهَرَّ» و مصدر «اِزْمِهْرَار» نیز ثبت شده‌اند.

جوهری در «الصحاح» و ابن منظور در «لسان العرب» نیز همین معنای سرمای شدید را آورده‌اند. این هم‌سویی نشان می‌دهد که معنای یادشده، کاربردی شناخته‌شده و مستند در زبان عربی بوده است.

العین، الصحاح و لسان العرب؛ سرمای شدید

بااین‌حال، خانوادهٔ «ز م ه ر» تنها به سرما محدود نمی‌شود. در منابع کهن، کاربردهایی مربوط به درخشش ستارگان، سرخ شدن چشم از خشم، گرفتگی چهره و شدت غضب نیز ثبت شده است. افزون بر اینها، «زمهریر» در یکی از گویش‌های عربی به معنای ماه گزارش شده است.

بنابراین باید میان معنای رایج «زمهریر» و دیگر کاربردهای واژه‌های هم‌خانواده تفاوت گذاشت. وجود چند معنا زیر یک مادهٔ لغوی، به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که همهٔ آنها از یک تصویر نخستین برخاسته‌اند.

«ز م ه ر» در نمایه‌های قرآنی به‌عنوان ماده‌ای چهارحرفی ثبت می‌شود. «زَمْهَرِير» صورت اسمی این خانواده است و در زبان عربی فعل‌هایی مانند «زَمْهَرَ» و «اِزْمَهَرَّ» نیز وجود دارند.

دربارهٔ خاستگاه تاریخی واژه، نظر یکسانی وجود ندارد. ابن فارس در «مقاییس اللغة» احتمال می‌دهد که «زمهریر» واژه‌ای مستقل باشد یا با کاربرد «اِزْمَهَرَّتِ الْكَوَاكِبُ» ارتباط داشته باشد؛ او در توضیح این کاربرد، پیوند با «ز ه ر» و افزوده بودن میم را مطرح می‌کند. در برخی پژوهش‌های متأخر، از جمله «المعجم الاشتقاقي المؤصل» اثر محمد حسن حسن جبل، فرضیهٔ تعریب از فارسی نیز نقل شده است. اینها تحلیل‌های ریشه‌شناختی‌اند، نه نتیجه‌ای یکسان و قطعی.

المعجم الاشتقاقي المؤصل؛ نقلِ فرضیهٔ تعریب و تحلیل ابن فارس

در بعضی فرهنگ‌های ریشه‌شناسی فارسی نیز «زَم» با سرما و زمستان پیوند داده شده و «زمهریر» در همین مقایسه‌ها آمده است. اما این شباهت برای اثبات منشأ فارسیِ تمام ساختمان «زمهریر» یا تعیین مسیر قطعی انتقال آن به عربی کافی نیست. برای چنین داوری‌ای به شواهد تاریخی و زبان‌شناختی دقیق‌تری نیاز است.

فرهنگ ریشه‌شناسی فارسی، علی نورائی؛ مقایسه‌های زم و زمستان

ازاین‌رو، در مطالعهٔ قرآنی، بهتر است نخست معنای مستند واژه در عربی و سیاق آیه بررسی شود و فرضیه‌های مربوط به خاستگاه تاریخی آن جدا بمانند.

۲. صورت‌های زبانی و شاخه‌های معنایی

سرمای شدید

«زَمْهَرِير» شناخته‌شده‌ترین صورت این خانواده است و بر سرمای بسیار سخت دلالت می‌کند.

در عربی، «اِزْمَهَرَّ الْيَوْمُ» دربارهٔ روزی گفته شده که سرمای آن شدت گرفته است.

«اِزْمِهْرَار» نیز مصدر همین فعل است و در این کاربرد، شدید شدن سرما را بیان می‌کند.

برای توصیف روز یا شب بسیار سرد، ترکیب‌هایی مانند «يَوْمٌ زَمْهَرِيرٌ» و «لَيْلَةٌ زَمْهَرِيرَةٌ» نیز در منابع ثبت شده‌اند.

این کاربردها نشان می‌دهند که واژه در زبان عربی برای توصیف وضعیتی محسوس و اقلیمی به کار رفته است.

در این شاخه، «زمهریر» نام هر نوع سردی نیست؛ بلکه بر شدت آن تأکید دارد. همان‌گونه که میان هوای خنک و سرمای آزاردهنده تفاوت وجود دارد، «زمهریر» بیشتر به سوی دوم این گسترهٔ معنایی متمایل است.

درخشش ستارگان

در منابع لغوی، تعبیر «اِزْمَهَرَّتِ الْكَوَاكِبُ» نیز آمده است؛ یعنی ستارگان درخشیدند یا روشنایی آنها شدت یافت.

جوهری این کاربرد را با معنای درخشیدن ثبت کرده و در «تاج العروس»، توضیح شدت روشنایی نیز آمده است.

این معنا در نگاه نخست با سرمای شدید متفاوت است. بااین‌حال، ابن فارس احتمال داده است که میان آنها پیوندی وجود داشته باشد.

او توضیح می‌دهد که در سرمای سخت، ستارگان ممکن است درخشان‌تر به نظر برسند و از این راه، ارتباطی میان درخشندگی و واژهٔ «زمهریر» تصور شود.

این توضیح یک احتمال لغوی است، نه اثبات منشأ تاریخی واژه.

مقاییس اللغة؛ احتمال استقلال واژه یا پیوند با درخشش

درخشش ستارگان می‌تواند به وضعیت هوا و شرایط دید مربوط باشد، اما از این مشاهده نمی‌توان نتیجه گرفت که معنای اصلی «زمهریر» نور یا روشنایی بوده و مفهوم سرما بعداً از آن پدید آمده است.

همچنین نمی‌توان معنای درخشش را بدون قرینه به کاربرد قرآنی «زَمْهَرِيرًا» منتقل کرد.

خشم و سرخ شدن چشم

کاربرد دیگری از این خانواده به حالت چهره و چشم هنگام خشم مربوط است.

«زَمْهَرَتْ عَيْنَاهُ» و «اِزْمَهَرَّتْ عَيْنَاهُ» دربارهٔ سرخ شدن چشم‌های شخص در حالت غضب آمده‌اند.

«مُزْمَهِرّ» نیز در بعضی منابع به شخص بسیار خشمگین گفته شده است.

این کاربرد می‌تواند با شدت یک حالت درونی و ظهور آن در چهره ارتباط داشته باشد. خشم شدید ممکن است با سرخی چشم، گرفتگی صورت یا تغییر رفتار همراه شود.

اما نباید از این همراهی نتیجه گرفت که «زمهریر» در معنای سرمای شدید، حتماً از مفهوم غضب ساخته شده است.

«مُزْمَهِرّ» در توصیف چهرهٔ گرفته و عبوس نیز ثبت شده است. در مقابل، بعضی لغویان همین صورت را برای کسی که دندان‌هایش هنگام خندیدن نمایان می‌شود آورده‌اند و آن را با درخشندگی ستارگان مقایسه کرده‌اند.

وجود چنین کاربردهای متفاوتی نشان می‌دهد که خانوادهٔ «ز م ه ر» در زبان عربی چند شاخهٔ معنایی دارد. توضیح همهٔ آنها با یک مفهوم بسیار کلی مانند «شدت» کافی نیست؛ زیرا شدت، به‌تنهایی نوع سرما، درخشش یا حالت چهره را مشخص نمی‌سازد.

برای فهم هر کاربرد، باید موضوع فعل و ترکیب آن با دیگر اجزای جمله را نیز شناخت.

الصحاح، لسان العرب و تاج العروس؛ درخشش، خشم و چهره

۳. شواهد عربی کهن و معنای «ماه»

یکی از شواهد مهم برای شناخت کاربرد «زمهریر»، بیتی است که فرهنگ‌نویسان به اَعشی نسبت داده‌اند:

مِنَ الْقَاصِرَاتِ سُجُوفَ الْحِجَالِ
لَمْ تَرَ شَمْسًا وَلَا زَمْهَرِيرَا

برگردان توضیحی: «از زنانی که در پس پرده‌های سراپرده می‌مانند؛ نه آفتابی دیده‌اند و نه سرمای گزنده‌ای.»

در این بیت، از زنانی سخن رفته که در فضای محفوظ و پوشیده زندگی می‌کنند و در معرض آفتاب و سرمای سخت قرار نمی‌گیرند.

تعبیر «لَمْ تَرَ شَمْسًا وَلَا زَمْهَرِيرَا» از نظر واژگان و ساختمان جمله، شباهت بسیار نزدیکی با عبارت قرآنی در انسان ۷۶:۱۳ دارد.

در چنین وصفی، قرار گرفتن «شمس» و «زمهرير» در کنار یکدیگر می‌تواند دو وضعیت ناخوشایند محیطی را به ذهن بیاورد: تابش و گرمای آفتاب از یک سو، و سرمای گزنده از سوی دیگر.

در نقل این بیت، اختلاف‌هایی در الفاظ مربوط به وصف زنان وجود دارد، اما ترکیب «شمس» و «زمهرير» در منابع لغوی و ادبی حفظ شده است.

اَعشی از شاعران نزدیک به دورهٔ ظهور اسلام بود و بخش مهمی از زندگی او به دورهٔ پیش از نزول قرآن تعلق داشت. بااین‌حال، تاریخ دقیق سرودن این بیت از خود نقل روشن نمی‌شود. بنابراین، ارزش آن در ثبت یک کاربرد کهن و شناخته‌شده است، نه اثبات قطعی تقدم همین عبارت بر آیهٔ قرآن.

الصحاح و لسان العرب؛ شاهد منسوب به اعشی

زمهریر به معنای ماه

معنای دیگری که نباید نادیده گرفته شود، کاربرد «زمهریر» به معنای ماه است.

ثعلب، لغوی کهن، این معنا را به گویش قبیلهٔ طَیّی نسبت داده است.

در تأیید آن، این بیت نقل شده است:

وَلَيْلَةٍ ظَلَامُهَا قَدِ اعْتَكَرْ
قَطَعْتُهَا وَالزَّمْهَرِيرُ مَا زَهَرْ

یعنی: «و چه شبی که تاریکی‌اش بسیار غلیظ شده بود؛ آن را پیمودم، در حالی که ماه ندرخشیده بود.»

در بعضی نقل‌ها، به‌جای «مَا زَهَرْ»، صورت «مَا ظَهَرْ» آمده است؛ یعنی ماه ظاهر نشده بود. نام شاعر و زمان سرایش این شاهد در نقل‌های بررسی‌شده روشن نیست؛ پس نباید آن را شاهدی با تاریخ قطعی پیش از قرآن معرفی کرد.

قرطبی؛ نقلِ ماه در گویش طَیّی و دو ضبطِ شاهد

در این شاهد، «زمهریر» به ماه اشاره دارد؛ زیرا سخن از پیمودن شب تاریک و نبود روشنایی ماه است.

این کاربرد از نظر لغوی اهمیت دارد. نمی‌توان آن را فقط به این دلیل کنار گذاشت که معنای سرمای شدید مشهورتر است.

بااین‌حال، میان ثبت شدن یک معنا در گویشی خاص و ترجیح آن در یک آیه تفاوت وجود دارد.

معنای سرمای شدید در چند فرهنگ کهن به‌عنوان معنای عمومی «زمهریر» ثبت شده است. معنای ماه، در مقابل، با انتساب مشخص به گویش طَیّی گزارش می‌شود.

بنابراین، هر دو معنا دارای سابقهٔ لغوی‌اند، اما گستره و پشتوانهٔ کاربردی آنها یکسان نیست.

مختار الصحاح و المجموع المغیث؛ نقل ثعلب دربارهٔ ماه

در انسان ۷۶:۱۳، اگر «زمهریر» را ماه بگیریم، عبارت به معنای «نه خورشید می‌بینند و نه ماه» خواهد بود. در این صورت، سخن از نبود دو جرم آسمانیِ شناخته‌شده در محیط بهشت است.

اگر معنای سرمای شدید را بگیریم، عبارت به نبود آفتاب و سرمای آزاردهنده در آن محیط اشاره می‌کند.

انتخاب میان این دو خوانش به بررسی سیاق آیه نیاز دارد.

۴. کاربرد قرآنی در انسان ۷۶:۱۳

ریشهٔ «ز م ه ر» تنها یک‌بار در قرآن آمده است.

پیکرهٔ عربی قرآن؛ یک اسم از مادهٔ چهارحرفی

سورهٔ انسان، ۷۶:۱۳

مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ لَا يَرَوْنَ فِيهَا شَمْسًا وَلَا زَمْهَرِيرًا

برگردان پیشنهادی این پژوهش:

«در آنجا بر تخت‌ها تکیه زده‌اند؛ نه در آن خورشیدی می‌بینند و نه سرمایی گزنده.»

جایگاه واژه در جمله

«زَمْهَرِيرًا» اسمی مفرد، نکره و منصوب است که پس از «وَلَا» آمده و از نظر نحوی با «شَمْسًا» در رابطهٔ عطف قرار دارد.

عبارت «لَا يَرَوْنَ فِيهَا» به نبودن چیزی در تجربه و مشاهدهٔ بهشتیان اشاره می‌کند.

در این جمله، «شَمْسًا» نام خورشید است و معنای مستقیم آن را نباید بی‌دلیل به «گرما» تبدیل کرد.

در مقابل، «زَمْهَرِيرًا» در معنای مشهور خود، نام یک حالت اقلیمی، یعنی سرمای شدید، است؛ نه نام یک جرم آسمانی.

از این جهت، جمله دو چیز از دو نوع متفاوت را کنار هم قرار داده است: خورشید و سرمای سخت.

چنین ترکیبی در زبان غیرطبیعی نیست. انسان می‌تواند برای توصیف آسایش یک محیط، از نبود تابش آفتاب و نبود سرمای آزاردهنده سخن بگوید، بی‌آنکه هر دو واژه از یک طبقهٔ لغوی باشند.

فعل «يَرَوْنَ» نیز در این ترکیب اهمیت دارد. خورشید چیزی دیدنی است، اما سرما به معنای دقیق کلمه مانند خورشید دیده نمی‌شود؛ بلکه احساس و تجربه می‌شود.

در این‌گونه کاربردها، فعل دیدن می‌تواند در معنای گسترده‌تر مواجه شدن یا تجربه کردن چیزی نیز فهمیده شود.

بنابراین، جمله را نباید به این سبب که سرما با چشم دیده نمی‌شود، الزاماً به معنای «خورشید و ماه» محدود کرد.

آیا زمهریر در این آیه سرمای شدید است یا ماه؟

از نظر لغوی، دو خوانش مطرح است.

خوانش نخست، معنای مشهور سرمای شدید است. این خوانش با کاربرد عمومی واژه، شواهد فرهنگ‌های کهن و نمونهٔ شعری منسوب به اَعشی سازگاری دارد.

در این خوانش، آیه از محیطی سخن می‌گوید که در آن بهشتیان نه با آفتاب و نه با سرمای گزنده روبه‌رو می‌شوند.

خوانش دوم، معنای ماه در گویش طَیّی است. در این صورت، آیه نبود خورشید و ماه را بیان می‌کند و می‌توان از آن چنین فهمید که روشنایی آن محیط وابسته به این دو جرم آسمانی نیست.

این احتمال از نظر لغوی بی‌پایه نیست، اما برای ترجیح آن در آیه به قرینهٔ بیشتری نیاز داریم.

در سیاق نزدیک، قرآن از جایگاه آسایش، تکیه زدن بر تخت‌ها و سایه‌هایی سخن می‌گوید که بر بهشتیان نزدیک و فراگیرند.

این فضا با خوانش نبود آفتاب آزاردهنده و سرمای شدید سازگاری روشنی دارد.

به‌ویژه، در انسان ۷۶:۱۴ از نزدیک بودن سایه‌ها و در دسترس قرار گرفتن میوه‌ها سخن رفته است. این توصیف، فضای آسایش و برخورداری را ادامه می‌دهد.

بااین‌حال، نباید از اشاره به سایه نتیجه گرفت که حتماً خورشیدی مانند خورشید جهان کنونی در آنجا وجود دارد. در زبان قرآن، توصیف سایه می‌تواند بخشی از بیان محیط و آسایش باشد، بی‌آنکه تمام ویژگی‌های طبیعی آن محیط برای ما مشخص شده باشد.

از سوی دیگر، نبود خورشید در انسان ۷۶:۱۳ نیز به‌خودی‌خود به معنای تاریکی مطلق نیست. آیه دربارهٔ نبود مشاهدهٔ خورشید سخن می‌گوید، نه دربارهٔ نبود هرگونه روشنایی.

بر پایهٔ مجموع شواهد، معنای «سرمای شدید» برای «زَمْهَرِيرًا» در این آیه ترجیح دارد؛ در حالی که خوانش «ماه» باید به‌عنوان احتمال لغویِ محدودتر شناخته شود.

طبری؛ نبود آزارِ گرمای آفتاب و سرمای سخت

رابطهٔ خورشید و زمهریر

در خوانش سرمای شدید، می‌توان همراهی «شمس» و «زمهریر» را از جهت دو سوی ناخوشایند شرایط محیطی فهمید.

تابش آفتاب در شرایطی می‌تواند با گرمای آزاردهنده همراه باشد و سرمای سخت نیز به‌گونه‌ای دیگر آسایش جسمانی را برهم می‌زند.

بنابراین، آیه می‌تواند تصویری از محیطی به دور از رنج گرما و سرمای شدید ارائه کند.

اما باید میان لفظ و نتیجهٔ سیاقی تفاوت گذاشت.

خود «شمس» به معنای خورشید است، نه «گرمای سوزان». مفهوم گرمای آزاردهنده از همراهی آن با «زمهریر» و فضای آسایش در آیه فهمیده می‌شود.

همچنین «زمهریر» به معنای هر درجه‌ای از سردی نیست. معنای شناخته‌شدهٔ آن سرمای بسیار شدید است.

ازاین‌رو، آیه را نباید به نفی مطلق هرگونه گرمی یا خنکی تبدیل کرد. وجود دمای مطبوع یا خنکی آسایش‌بخش با نفی سرمای آزاردهنده تعارضی ندارد.

در متن قرآن، آسایش بهشتیان موضوع اصلی توصیف است؛ نه تعیین دمای دقیق محیط یا توضیح سازوکار طبیعی روشنایی آن.

۶. جمع‌بندی و پیشنهاد ترجمه

«ز م ه ر» در فرهنگ‌های عربی خانواده‌ای چهارحرفی با چند کاربرد ثبت‌شده است. مهم‌ترین و شناخته‌شده‌ترین واژهٔ آن «زَمْهَرِير» به معنای سرمای بسیار سخت و گزنده است.

در کنار این معنا، فعل‌هایی مربوط به شدید شدن سرما، درخشیدن ستارگان، سرخ شدن چشم بر اثر غضب و گرفتگی چهره نیز وجود دارند.

میان بعضی از این کاربردها می‌توان ارتباط‌هایی پیشنهاد کرد، اما شواهد موجود اجازه نمی‌دهند که همهٔ آنها را با قطعیت از یک معنای نخستین استخراج کنیم.

معنای «ماه» نیز برای زمهریر در گویش طَیّی گزارش شده و شاهد شعری مشخصی دارد. این کاربرد باید شناخته شود، اما نمی‌توان آن را صرفاً به سبب قرار گرفتن «زمهریر» در کنار «شمس»، معنای قطعی آیه دانست.

در قرآن، این ماده تنها یک‌بار با صورت «زَمْهَرِيرًا» در انسان ۷۶:۱۳ آمده است.

سیاق آیه، فضای آسایش بهشتیان را توصیف می‌کند. در این محیط، آنان نه خورشید می‌بینند و نه با سرمای شدید و آزاردهنده روبه‌رو می‌شوند.

از نظر شواهد لغوی و تناسب سیاقی، ترجمهٔ «سرمای سخت» یا «سرمای گزنده» برای این صورت مرجح است.

معنای کوتاه ریشه: سرمای بسیار سخت و گزنده؛ در دیگر کاربردهای لغوی این خانواده، درخشش، خشم و تغییر حالت چهره نیز ثبت شده است.

معنای صورت قرآنی «زَمْهَرِيرًا»: سرمای شدید و آزاردهنده‌ای که بهشتیان از آن در امان‌اند.

پیشنهاد ترجمه: «سرمای گزنده» یا «سرمای بسیار سخت».

ترجمهٔ پیشنهادی انسان ۷۶:۱۳:

«در آنجا بر تخت‌ها تکیه زده‌اند؛ نه در آن خورشیدی می‌بینند و نه سرمایی گزنده.»

در این ترجمه، «شمس» به معنای مستقیم خورشید باقی مانده و «زمهریر» به معنای مرجح لغوی آن برگردانده شده است.

نکتهٔ اساسی این است که زمهریر نام سرمای شدید است، نه نام هرگونه سردی و نه ذاتاً نام عذاب. سرمای سخت ممکن است در یک موقعیت به رنج و آسیب بینجامد و نبود آن در موقعیتی دیگر بخشی از آسایش باشد.

همچنین گزارش معنای «ماه» در یکی از گویش‌های عربی یادآور این اصل است که وجود یک معنای معتبر در فرهنگ لغت، به‌تنهایی برای انتخاب آن در هر آیه کافی نیست. معنای مرجح باید با توجه به گسترهٔ شواهد و سیاق همان آیه تعیین شود.