ریشه قرآنی ب ح ر
پهنه گسترده آب، گشودگی و وسعت، و محیطی که هم مایه زندگی و حرکت است و هم محل خطر و ناتوانی انسان
۱. معرفی کوتاه ریشه
ریشه ب ح ر در میدان معناییِ گشودگی، وسعت، فراخی و پهنه گسترده آب حرکت میکند.
مهمترین مشتق قرآنی این ریشه بَحْر است: توده یا پهنه بزرگی از آب که میتواند محل حرکت کشتیها، صید، استخراج زینت، سفر، تجارت و در عین حال محل موج، تاریکی، طوفان و غرقشدن باشد.
بحر در قرآن فقط یک عنصر جغرافیایی نیست؛ بخشی از نظام زندگی انسان است. انسان از آن خوراک به دست میآورد، کشتی را در آن به حرکت درمیآورد، میان مناطق مختلف سفر میکند و با خطرهایی روبهرو میشود که ناتوانی او را آشکار میسازند.
بااینحال، نباید واژه بحر را به نظریهای درباره «تمدن دریایی»، «تسخیر سختافزاری»، «هویت شیمیایی آبها» یا «تسخیرناپذیری مطلق طبیعت» تبدیل کرد. معنای پایه آن همان پهنه بزرگ آب است و هر ویژگی دیگر از سیاق آیه به دست میآید.
بحر در عربی قدیم الزاماً مطابق طبقهبندی مدرن میان اقیانوس، دریا، خلیج، دریاچه و رودخانه نبود. ممکن بود واژه برای تودههای بزرگ و چشمگیر آب به کار رود، بیآنکه مرزهای علمی جغرافیای امروز مراد باشد.
کوتاهترین بیان برای هسته این ریشه چنین است:
پهنه گسترده و فراخ آب که انسان در آن با رزق، حرکت، قدرت طبیعت و محدودیت خود روبهرو میشود.
۲. صورتها و مشتقهای مهم ریشه
بَحْر
پهنه بزرگ آب؛ دریا یا آب فراخ و گسترده.
الْبَحْر
بحر شناختهشده در سیاق، یا دریا و پهنه آبی بهصورت عام.
وجود «ال» همیشه به معنای یک «پوسته آبی واحد زمین» نیست. گاه به دریای شناختهشده در یک داستان اشاره میکند و گاه جنس پهنه آبی را معرفی مینماید.
بَحْرَيْن
دو بحر یا دو پهنه بزرگ آب.
در بعضی آیات، یکی شیرین و گوارا و دیگری شور و تلخ توصیف شده است.
أَبْحُر
جمع بحر؛ دریاها یا پهنههای بزرگ آب.
این صورت در لقمان ۳۱:۲۷ در تصویر گستردگی کلمات آن معبود یگانه آمده است.
بِحَار
جمع دیگر بحر.
در آیات مربوط به دگرگونی جهان، از دریاها به صورت جمع یاد شده است.
بُحُور
جمع بحر در زبان عربی است، هرچند صورتهای قرآنی باید جداگانه بررسی شوند و نباید هر جمع رایج عربی را لزوماً صورت قرآنی دانست.
بَحِيرَة
شتر مادهای که در آیین جاهلی برای آن وضعیت و حرمت خاصی قرار داده میشد و گوشش را میشکافتند یا نشانهگذاری میکردند.
این واژه با عمل شکافتن گوش پیوند دارد، اما معنای آن در قرآن «دریای کوچک» یا «فراخی مطلق» نیست.
۳. کارتهای قابل ارجاع برای مشتقهای قرآنی
پهنه بزرگ آب؛ محیط سفر، رزق، صید، حرکت کشتی و نیز خطر غرقشدن.
دو پهنه بزرگ آب که در بعضی آیات با ویژگیهای متفاوت معرفی میشوند.
دریاهای متعدد؛ در تصویر قرآنی، ظرفی عظیم که باز هم برای نوشتن کلمات آن معبود یگانه کافی نیست.
دریاها؛ جمعی که در آیات دگرگونی جهان آمده است.
شتر مادهای که بر پایه سنتی جاهلی، با نشانهای خاص از استفاده معمول خارج میشد.
۴. هسته معنایی ریشه
هسته معنایی ب ح ر، گشودگی و وسعت در یک پهنه بزرگ آب است.
این وسعت میتواند با عمق نیز همراه باشد، اما «عمق نامحدود» جزء لازم تعریف هر بحر نیست. بعضی پهنههای آبی بزرگ ممکن است کمعمق باشند و باز در زبان بحر نامیده شوند.
در قرآن، بحر محل چند رابطه اساسی است:
حرکت انسان در طبیعت؛
بهرهگیری از رزق؛
حملونقل و سفر؛
مشاهده قدرت آن معبود یگانه؛
آشکارشدن ضعف انسان در بحران؛
و نشانهبودن نظم میان آبها.
بحر میتواند آرام یا متلاطم، شیرین یا شور، محل نجات یا غرقشدن باشد. ازاینرو، خود واژه ارزش مثبت یا منفی ثابت ندارد.
ریشه ب ح ر در کاربردهای غیرآبی نیز میتواند به وسعت و گشودگی گسترش یابد؛ مانند تبحر در علم که به گستردگی و ژرفشدن در یک دانش اشاره دارد. این کاربرد برای فهم توسعه معنایی سودمند است، ولی در قرآن خود واژه بحر عموماً به پهنه آب مربوط است.
۵. تصویر مادی ریشه
تصویر مستقیم ریشه، افقی گسترده از آب است که انتهای آن بهآسانی دیده نمیشود و انسان برای عبور از آن به کشتی و شناخت شرایط طبیعی نیاز دارد.
در خشکی، انسان میتواند بر زمین بایستد و مسیر را با گام خود طی کند. در بحر، بدن انسان بهتنهایی توان حرکت طولانی و ایمن ندارد. او به کشتی، شنا، باد، مسیر و شرایط مناسب نیازمند میشود.
این تفاوت سبب میشود بحر همزمان دو معنا را در تجربه انسانی حمل کند:
گشودگی و امکان سفر؛
و خطر از دستدادن تکیهگاه.
برخی لغویان میان ب ح ر و شکافتن یا گشودن ارتباط دیدهاند. بَحَرَ أُذُنَ الناقة به شکافتن گوش شتر مربوط است و واژه بحيرة نیز از همین کاربرد توضیح داده میشود.
اما نباید با قطعیت گفت دریا «بحر» نامیده شده چون خشکی را شکافته است. این توضیح میتواند احتمال اشتقاقی باشد، نه حقیقتی قطعی و اثباتشده.
۶. کاربرد ریشه در عربی کهن
در عربی کهن، البحر برای پهنه بزرگ آب به کار میرفت و ضرورتاً به اقیانوس در معنای علمی امروز محدود نبود.
رودخانه بسیار بزرگ یا آبگیر گسترده نیز ممکن بود به اعتبار وسعت و فراوانی آب با واژه بحر توصیف شود. بنابراین، تعیین مصداق جغرافیایی هر بحر قرآنی باید از داستان، منطقه و شواهد تاریخی انجام شود، نه فقط از معادل مدرن واژه.
عبارت ماءٌ بَحْرٌ میتوانست به آب شور یا فراوان اشاره کند، ولی نباید شوری را معنای اصلی همه کاربردهای بحر دانست؛ زیرا قرآن خود یکی از دو بحر را شیرین و گوارا معرفی میکند.
تَبَحَّرَ في العلم در زبان متأخر و ادبی به معنای گسترده و ژرفشدن در دانش است. این کاربرد از تصویر وسعت بحر ساخته شده است.
بَحَرَ أُذُنَ الناقة به شکافتن گوش شتر اشاره دارد و با واژه بحیره ارتباط دارد.
این کاربردها نشان میدهند که میدان ریشه با وسعت و گشودگی و در برخی شاخهها با شکافتن پیوند یافته است، اما نباید همه آنها را به یک معنای فیزیکی واحد فروکاست.
۷. تاریخچه فهم، سوءاستفاده یا محدودسازی معنایی
یکی از محدودسازیهای رایج، تبدیل بحر به نمادی کاملاً عرفانی و جداکردن آن از واقعیت طبیعی آیات است.
در قرآن، بحر پیش از هر چیز پهنهای واقعی از آب است. کشتی در آن حرکت میکند، انسان از آن گوشت تازه میخورد، زینت استخراج میکند، در آن گرفتار موج میشود و ممکن است غرق گردد.
اما خطای مقابل نیز تبدیل بحر به یک نظریه کامل درباره قدرت دریایی، توسعه اقتصادی یا ساخت تمدن است. قرآن امکانهای مادی بحر را نشان میدهد، ولی هر آیه درباره دریا برنامه جامع دریانوردی و اقتصاد سیاسی ارائه نمیکند.
در آیه:
ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ
فساد میتواند پیامدهای عینی در خشکی و دریا داشته باشد؛ اما نباید آن را فقط به آلودگی آب، صید یا خطوط مواصلاتی محدود کرد. «بر و بحر» میتواند گستره محیط زندگی انسان را نیز دربرگیرد.
در آیات البحرين نیز گاهی توضیحهای علمی مدرن مانند هالوکلاین، کشش سطحی، اختلاف دما و چگالی بهعنوان معنای قطعی آیات عرضه میشوند. این پدیدهها ممکن است در بعضی مصادیق طبیعی مرتبط باشند، اما خود آیات یک نظریه واحد اقیانوسشناختی را مشخص نمیکنند.
روش درست آن است که نخست معنای لفظی و مشاهداتی آیات حفظ شود و سپس یافتههای علمی، در صورت انطباق روشن، بهعنوان توضیح احتمالی و نه اثبات انحصاری مطرح شوند.
۸. تبصره روششناختی
در بررسی این ریشه باید میان چند سطح فرق گذاشت.
نخست، معنای لغوی: پهنه بزرگ آب.
دوم، کارکرد طبیعی: محل صید، حرکت، رزق و خطر.
سوم، کارکرد بلاغی: نشانه قدرت، رحمت، محدودیت انسان یا گستردگی کلمات الهی.
چهارم، مصداق جغرافیایی: دریا، خلیج، آبگیر بزرگ یا جریان آبی مشخص.
پنجم، توضیح علمی معاصر: شوری، چگالی، جریان، مرز آبی و زیستبوم.
نباید سطح پنجم جای سطوح نخست را بگیرد.
همچنین، وجود اسم بحر بدون مشتقات فعلی فراوان، چیزی درباره «ثبات دگرگونناپذیر ذات تکوینی» ثابت نمیکند. برخی واژهها در یک متن فقط به صورت اسم میآیند؛ از این واقعیت نمیتوان فلسفه وجودی خاصی استخراج کرد.
«ال» در البحر نیز باید در هر آیه جداگانه تحلیل شود. گاه عهد است، گاه جنس، و گاه به بحر شناختهشدهای در داستان اشاره دارد.
۹. بررسی کوتاه در زبانهای سامی همخانواده
صورتهای نزدیک به ب ح ر در چند زبان سامی برای دریا، پهنه آب یا مفاهیم مرتبط گزارش شدهاند. این گستردگی نشان میدهد که واژه در لایههای کهن زبانهای سامی با آب و دریا ارتباط داشته است.
اما نسبتدادن معنای مشخصی مانند «آب جوشان و غلیظ» به صورت اکدی یا ساختن نظریهای درباره آشوب اسطورهای در همه زبانهای سامی، نیازمند شواهد تخصصی و ارجاع مستقیم است.
شباهت واژگانی میان زبانها میتواند قدمت خانواده را نشان دهد، ولی معنای قرآنی باید نخست از خود کاربردهای عربی و آیات قرآن استخراج شود.
قرآن بحر را نه موجودی الهی و نه نیرویی مستقل معرفی میکند. پهنههای آب در قلمرو آفرینش، علم و فرمان آن معبود یگانهاند.
بااینحال، «تسخیر» بحر به معنای نابودی همه خطرها یا سلطه مطلق انسان بر آن نیست. انسان از قوانین و امکانات آن بهره میبرد، ولی همچنان ممکن است در برابر طوفان، موج و غرقشدن ناتوان شود.
۱۰. کاربردهای قرآنی ریشه
الف. شکافتن بحر برای بنیاسرائیل
وَإِذْ فَرَقْنَا بِكُمُ الْبَحْرَ فَأَنْجَيْنَاكُمْ وَأَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَوْنَ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ
و آنگاه که دریا را برای شما شکافتیم، سپس شما را نجات دادیم و خاندان فرعون را غرق کردیم، درحالیکه مینگریستید.
بحر در این آیه مانعی در مسیر بنیاسرائیل و سپس محل نجات آنان و غرقشدن فرعونیان است.
آیه نام جغرافیایی دقیق این پهنه آب را بیان نمیکند. ممکن است با بخشی از دریای سرخ یا آبراهی متصل به آن مرتبط باشد، اما تعیین دقیق محل باید بر پایه پژوهش تاریخی و جغرافیایی انجام شود.
نسبتدادن قطعی واقعه به نیل، خلیج سوئز یا نقطهای دیگر بدون شاهد کافی، از حدود مطالعه ریشه بیرون است.
ب. کشتی و حرکت در بحر
وَسَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ
و کشتی را برای شما رام ساخت تا به فرمان او در دریا حرکت کند.
تسخیر کشتی و بحر به این معنا نیست که انسان مالک مطلق دریاست. مراد آن است که نظام آفرینش امکان ساخت کشتی، شناوری، حرکت و استفاده از آب را برای انسان فراهم کرده است.
عبارت بأمره وابستگی این حرکت را به نظم و فرمان الهی یادآور میشود.
ج. جستوجوی فضل در بحر
رَبُّكُمُ الَّذِي يُزْجِي لَكُمُ الْفُلْكَ فِي الْبَحْرِ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ
پروردگارتان کسی است که کشتی را برای شما در دریا به حرکت درمیآورد تا از فضل او بجویید.
بحر در این آیه بستر تلاش اقتصادی، سفر و جستوجوی روزی است.
فضل میتواند تجارت، صید، سفر یا دیگر بهرههایی باشد که از حرکت دریایی حاصل میشوند.
د. گوشت تازه و زینت
وَهُوَ الَّذِي سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُوا مِنْهُ لَحْمًا طَرِيًّا وَتَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا
و اوست که دریا را برای شما رام ساخت تا از آن گوشت تازه بخورید و زینتی بیرون آورید که میپوشید.
قرآن دو بهره مستقیم را بیان میکند:
خوراک؛
زینت.
سپس حرکت کشتیها و جستوجوی فضل را یادآور میشود.
این آیه بحر را بخشی از معیشت انسان معرفی میکند، ولی استفاده از آن همچنان در چارچوب شکر و مسئولیت قرار دارد.
هـ. موج و توحید اضطراری
وَإِذَا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فِي الْبَحْرِ ضَلَّ مَنْ تَدْعُونَ إِلَّا إِيَّاهُ
و هنگامی که در دریا زیانی به شما برسد، همه کسانی که جز او میخوانید از نظرتان ناپدید میشوند، مگر او.
در بحران دریا، تکیهگاههای فرضی فرو میریزند و انسان محدودیت خود را در برابر خطر درمییابد.
آیه رفتار متناقض انسان را نقد میکند: در خطر خالصانه خدا را میخواند، ولی پس از رسیدن به خشکی روی میگرداند.
و. موجهایی مانند سایهبان
وَإِذَا غَشِيَهُمْ مَوْجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ
و هنگامی که موجی مانند سایهبانها آنان را فراگیرد، آن معبود یگانه را درحالیکه دین را برای او خالص کردهاند میخوانند.
خطر بحر در این آیه از خود آب به تنهایی نیست، بلکه از موجی است که انسان را فرا میگیرد.
بحر میتواند محل بهرهمندی باشد، اما در شرایطی دیگر قدرت انسان را بهشدت محدود کند.
ز. تاریکیهای دریای عمیق
أَوْ كَظُلُمَاتٍ فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشَاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحَابٌ
یا مانند تاریکیهایی در دریایی ژرف که موجی آن را میپوشاند، بالای آن موجی دیگر و بالای آن ابری است.
در این آیه، صفت لُجِّيّ ژرفی و انباشت آب را برجسته میکند. این نشان میدهد خود واژه بحر بهتنهایی برای بیان «ژرفای نافذ» کافی نبود و صفتی اضافه شده است.
آیه از واقعیت بحر برای ساختن مثالی درباره تاریکیهای انباشته استفاده میکند.
ح. فساد در بر و بحر
ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ
فساد در خشکی و دریا به سبب آنچه دستهای مردم به دست آورده است آشکار شد.
بر و بحر میتوانند همه میدان زندگی و فعالیت انسان را دربرگیرند.
فساد در بحر میتواند آثار زیستمحیطی، اقتصادی، امنیتی یا اجتماعی داشته باشد؛ اما آیه آن را به یک مصداق علمی خاص محدود نمیکند.
عبارت بما كسبت أيدي الناس مسئولیت انسان را برجسته میسازد.
ط. دو بحر با ویژگی متفاوت
وَمَا يَسْتَوِي الْبَحْرَانِ هَٰذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَٰذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ
و دو بحر برابر نیستند؛ این یکی شیرین و گواراست و نوشیدن آن آسان، و آن دیگری شور و تلخ است.
آیه نشان میدهد واژه بحر میتواند درباره پهنه آب شیرین نیز به کار رود. بنابراین، شوری جزء ذاتی معنای بحر نیست.
تعبیر لا يستوي البحران بر تفاوت ویژگیهای دو آب تأکید دارد.
با وجود تفاوت، از هر دو میتوان گوشت تازه به دست آورد و کشتی در آنها حرکت میکند. تفاوت به معنای بیفایدهبودن یکی از آنها نیست.
ی. مرج البحرين
مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ
بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَا يَبْغِيَانِ
دو بحر را روان ساخت که با یکدیگر ملاقات میکنند؛ میان آن دو برزخی است که از حد یکدیگر تجاوز نمیکنند.
آیه از ملاقات دو پهنه آب و وجود برزخی میان آنها سخن میگوید.
برزخ مانع یا حد فاصلی است که رابطه دو طرف را تنظیم میکند.
نباید این آیات را فقط به یک پدیده خاص مانند هالوکلاین محدود کرد. مرزهای آبی میتوانند بر اثر شوری، دما، چگالی، جریان، رسوبات یا ویژگیهای جغرافیایی شکل گیرند.
آنچه آیه بهروشنی بیان میکند، همزمانی ملاقات و حفظ نوعی حد و تمایز است.
ک. برزخ میان آب شیرین و شور
وَهُوَ الَّذِي مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ هَٰذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ وَهَٰذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَجَعَلَ بَيْنَهُمَا بَرْزَخًا وَحِجْرًا مَحْجُورًا
و اوست که دو بحر را روان ساخت؛ این یکی شیرین و گوارا و آن دیگری شور و تلخ است، و میان آن دو برزخ و مانعی بازدارنده قرار داد.
آیه تفاوت دو آب را صریحاً بیان میکند.
این تفاوت میتواند در محلهای برخورد رود و دریا، آب زیرزمینی و آب شور، یا دیگر مرزهای آبی مشاهده شود. آیه یک محل جغرافیایی واحد را تعیین نمیکند.
ل. هفت بحر و کلمات الهی
وَلَوْ أَنَّمَا فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَا نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّهِ
و اگر هر درختی که در زمین است قلم شود و دریا مرکب باشد و پس از آن هفت دریای دیگر آن را مدد رسانند، کلمات آن معبود یگانه پایان نمییابد.
این آیه از ظرفیت عظیم بحر برای ساختن مثالی درباره پایانناپذیری کلمات الهی استفاده میکند.
عدد هفت در اینجا میتواند تکثیر و فراوانی را برجسته کند. آیه درباره «هفت اقیانوس علمی زمین» سخن نمیگوید.
همچنین، أبحر به معنای «پهنههای بیپایان» نیست؛ جمعی محدود در ساخت مثال است، هرچند هدف آیه نشاندادن نابسندگی حتی این مقدار عظیم است.
م. دگرگونی دریاها
وَإِذَا الْبِحَارُ فُجِّرَتْ
و هنگامی که دریاها شکافته و به جوشش آورده شوند.
و:
وَإِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ
و هنگامی که دریاها افروخته یا لبریز شوند.
این آیات از دگرگونی عظیم نظم شناختهشده دریاها در قیامت سخن میگویند.
معنای دقیق فجرت و سجرت باید در مدخل ریشههای خودشان بررسی شود. در اینجا، جمع البحار گستردگی دگرگونی را نشان میدهد.
ن. بحیره و تحریم جاهلی
مَا جَعَلَ اللَّهُ مِنْ بَحِيرَةٍ وَلَا سَائِبَةٍ وَلَا وَصِيلَةٍ وَلَا حَامٍ
آن معبود یگانه هیچ بحیره، سائبه، وصیله و حامی مقرر نکرده است.
بحیره در این آیه بخشی از نظام خرافی تحریم حیوانات است.
مسئله اصلی فقط شکافتن گوش شتر نیست؛ نسبتدادن حکمی دینی به آن معبود یگانه بدون اذن اوست.
این آیه نمونهای از مقابله قرآن با تشریع انسانی به نام خداست.
۱۱. بررسی مشتقهای مهم در قرآن
بَحْر
بحر پهنه بزرگ آب است.
در بعضی آیات، محل سفر و رزق است.
در بعضی آیات، محل خطر و غرقشدن است.
در بعضی آیات، بخشی از مثال یا نشانه طبیعی است.
ازاینرو، ترجمه «دریا» در بیشتر موارد مناسب است، ولی مصداق علمی آن همیشه دریای آزاد یا اقیانوس نیست.
بَحْرَيْن
تثنیه بحر است و به دو پهنه آب اشاره دارد.
تفاوت آنها ممکن است در شوری، گوارایی یا دیگر ویژگیها باشد. خود تثنیه هیچ نظریهای درباره «دو کالبد شیمیایی مستقل» ارائه نمیکند.
أَبْحُر
جمع بحر است.
در لقمان ۳۱:۲۷ برای بزرگنمایی ظرفیت مرکب در مثال کلمات الهی آمده است.
الْبِحَار
جمع معرفه بحر است.
در آیات قیامت، همه دریاها یا مجموعه شناختهشده آنها در دگرگونی عمومی جهان قرار میگیرند.
بَحِيرَة
حیوانی است که بر اساس رسم جاهلی با نشانهای خاص از استفاده معمول خارج میشد.
رابطه آن با بحرِ آب از جهت معنای مستقیم قرآنی نیست. هر دو در یک خانواده صرفی قرار میگیرند، اما کاربردهایشان جداست.
۱۲. نکات نحوی و ساختاری
الْبَحْر
«ال» در این واژه میتواند عهد یا جنس باشد.
در داستان موسی، غالباً بحر شناختهشده همان واقعه مراد است.
در آیات عمومی کشتی و صید، «البحر» میتواند جنس پهنه آبی را معرفی کند.
فِي الْبَحْر
حرف في حضور یا حرکت در محیط بحر را نشان میدهد.
تَجْرِي فِي الْبَحْرِ
کشتی در دریا حرکت میکند.
مِنَ الْبَحْر
حرف من منشأ چیزی را نشان میدهد:
لِتَأْكُلُوا مِنْهُ
تا از آن بخورید.
الْبَحْرَيْن
تثنیه منصوب یا مجرور آن بر اساس جایگاه نحوی تغییر میکند. خود تثنیه فقط دوگانگی را بیان میکند؛ نوع دو بحر از اوصاف پس از آن روشن میشود.
سَبْعَةُ أَبْحُرٍ
«أبحر» مضافالیه مجرور و جمع بحر است.
این ساخت هفت دریای دیگر را در مثال معرفی میکند، نه اینکه قرآن یک طبقهبندی جغرافیایی از هفت بحر ارائه دهد.
فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ
عطف بر و بحر دو محیط اصلی شناختهشده زندگی و حرکت انسان را کنار هم میآورد.
این ترکیب میتواند معنای فراگیر «در خشکی و آب» داشته باشد.
۱۳. ب ح ر (بَحْر) در مقایسه با ب ر ر (بَرّ)
بَرّ در برابر بحر به خشکی اشاره دارد.
در بر، انسان بر سطح ثابت حرکت میکند. در بحر، حرکت به وسیله کشتی یا شنا و بر اساس شرایط آب انجام میشود.
قرآن این دو را در چند آیه کنار هم میآورد:
يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ
شما را در خشکی و دریا به حرکت درمیآورد.
و:
ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ
فساد در خشکی و دریا آشکار شد.
این تقابل، دو بخش مهم محیط انسانی را نشان میدهد؛ نه اینکه بر همیشه امن و بحر همیشه خطرناک باشد.
۱۴. ب ح ر (بَحْر) در مقایسه با ي م م (يَمّ)
یَمّ نیز به توده بزرگ آب اشاره دارد و در داستان موسی و فرعون به کار رفته است.
نمیتوان با اطمینان گفت یم ذاتاً فقط «موج هولناک و بلعنده» است و بحر ذاتاً «پهنه آرام و قابل کشتیرانی». قرآن هر دو را درباره آبهای مرتبط با داستان موسی به کار میبرد.
برای نمونه:
أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِي فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِيقًا فِي الْبَحْرِ يَبَسًا
و در جای دیگر، افکندن موسی یا فرعون در يم آمده است.
تفاوت میان بحر و یم ممکن است به نوع نگاه، کاربرد زبانی یا سیاق مربوط باشد، ولی نباید به دو تعریف کاملاً جدا و قطعی تبدیل شود.
همچنین، این ادعا که یم همیشه بدون «ال» میآید و بحر همیشه معرفه است، مبنای معنایی محکمی برای ساختن نظریه «نهاد قانونمند در برابر آب آشوبناک» فراهم نمیکند.
بهتر است گفته شود:
بحر: واژه عمومیتر برای پهنه بزرگ آب؛
یم: واژهای دیگر برای توده یا پهنه آب، با کاربرد برجسته در روایت موسی.
۱۵. ب ح ر (بَحْر) در مقایسه با ن ه ر (نَهْر)
نهر به جریان آب، رود یا آب جاری در مسیر مشخص اشاره دارد.
بحر بر پهنه و وسعت آب تأکید دارد.
رود بسیار بزرگ در کاربرد زبانی ممکن است بحر نامیده شود، اما از نظر مفهومی:
نهر: جریان و مجرای آب؛
بحر: پهنه و گستردگی آب.
در آیات مربوط به دو بحر، یکی از مصادیق ممکن میتواند آب رودخانهای باشد که با آب شور دریا ملاقات میکند، ولی خود واژه بحر آن را به رود محدود نمیکند.
۱۶. بحث تخصصی و تبصره ساختاری: بحر قرآنی و اصطلاحات جغرافیایی امروز
واژه بحر در فارسی و دری امروز ممکن است در نامگذاریهای جغرافیایی معانی و کاربردهای خاصی داشته باشد. برای نمونه، در نامهایی مانند بحر هند یا بحر اطلس، واژه به اقیانوس یا پهنه بسیار بزرگ دریایی اشاره میکند.
اما نباید این طبقهبندی مدرن را بدون واسطه بر همه آیات قرآن تحمیل کرد.
در زبان قرآن، بحر یک واژه عربی برای پهنه بزرگ آب است. این پهنه میتواند دریای آزاد، خلیج، بخش بزرگی از آب متصل، آبگیر وسیع یا حتی در کاربرد زبانی یک رود بسیار بزرگ باشد.
بنابراین، ترجمه بحر به «دریا» معمولاً مناسب است، اما نباید از این ترجمه نتیجه گرفت که هر بحر قرآنی بر اساس تعریف علمی امروز حتماً اقیانوس است و نه خلیج، جهیل، دریا یا بحیره.
این احتیاط در داستان موسی اهمیت ویژه دارد. قرآن میگوید بحر شکافته شد، ولی مختصات جغرافیایی دقیق محل را تعیین نمیکند. پژوهشگران میتوانند درباره دریای سرخ، خلیج سوئز، پهنههای کمعمق متصل یا مسیرهای دیگر بحث کنند، اما مقاله ریشه نباید یکی از این نظریهها را قطعی اعلام کند.
همچنین، آیات البحرين نباید به یک پدیده علمی واحد محدود شوند. قرآن دو آب را با اوصاف شیرین و شور معرفی میکند و از ملاقات و برزخ میان آنها سخن میگوید. این توصیف میتواند بر مصادیق متعددی در طبیعت منطبق شود:
مصب رودخانهها؛
محل برخورد آب زیرزمینی شیرین و آب شور؛
دریاچهها یا آبگیرهای متصل؛
و مرزهای جریانهای آبی متفاوت.
پدیدههایی مانند اختلاف شوری، چگالی، دما، رسوبات و جهت جریان میتوانند در حفظ تمایز نسبی آبها نقش داشته باشند. اما آیه نام هیچیک از این سازوکارها را بهعنوان تنها تفسیر بیان نمیکند.
«يلتقيان» نشان میدهد آبها ملاقات میکنند. پس آیات نمیگویند هیچ اختلاطی در هیچ سطحی رخ نمیدهد. برزخ و لا يبغيان بر وجود حد، نظم و تجاوزنکردن از نسبتی مقرر دلالت دارند، نه لزوماً بر دیوارهای که مانع هرگونه تبادل مولکولی شود.
بحر همچنین در قرآن «تسخیرشده» معرفی میشود. تسخیر را نباید سلطه کامل و بیخطر انسان بر طبیعت دانست. انسان میتواند از شناوری، باد، جریان و منابع آب بهره گیرد؛ اما همان بحر میتواند او را با موج و طوفان روبهرو کند.
پس تسخیر به معنای قرارگرفتن طبیعت در نظمی قابل بهرهبرداری است، نه تبدیلشدن آن به شیئی کاملاً مطیع خواسته انسان.
این نگاه، دو افراط را کنار میزند:
بحر نه خدای آشوبناک و نیروی مستقل است؛
و نه مادهای بیخطر که انسان مالک مطلق آن شده باشد.
بحر مخلوقی در نظام آن معبود یگانه است که انسان از آن بهره میبرد و همزمان حدود خود را در برابر آن میشناسد.
۱۷. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
بَحْر / الْبَحْر
دریا.
پهنه بزرگ آب، در توضیح.
پهنه آبی، در سیاقی که مصداق جغرافیایی دقیق روشن نیست.
«ژرفای وسیع آبی» ترجمه مستقیم نیست، زیرا هر بحر لزوماً با صفت ژرف معرفی نشده است.
الْبَحْرَيْن
دو دریا.
دو پهنه آب.
دو پهنه بزرگ آبی، در توضیح.
«دو کالبد آبی متلاقی» ممکن است در نثر تحلیلی به کار رود، ولی برای ترجمه پایه سنگین است.
أَبْحُر
دریاها.
چندین دریا یا پهنه آبی.
«پهنههای بیپایان» دقیق نیست، زیرا خود واژه جمع است، نه بیان بینهایت.
الْبِحَار
دریاها.
بَحِيرَة
بحیره، همراه با توضیح:
شتر مادهای که در سنت جاهلی با علامت خاصی از استفاده معمول خارج میشد.
مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ
دو دریا را روان و رها ساخت.
دو پهنه آب را به حرکت درآورد تا با یکدیگر ملاقات کنند.
ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ
فساد در خشکی و دریا آشکار شد.
افزودن آلودگی، بحران صید یا خطوط مواصلاتی باید در توضیح احتمالی بیاید، نه در ترجمه پایه.
۱۸. جمعبندی
ریشه ب ح ر در قرآن بیش از هر چیز با پهنه گسترده آب پیوند دارد. بحر محیطی است که انسان در آن سفر میکند، از آن خوراک و زینت به دست میآورد، تجارت و جابهجایی انجام میدهد و در عین حال با موج، تاریکی، طوفان و خطر غرقشدن روبهرو میشود.
هسته واژه، وسعت و گشودگی پهنه آب است. ژرفی میتواند یکی از ویژگیهای بحر باشد، اما جزء لازم همه کاربردهای آن نیست؛ چنانکه در النور ۲۴:۴۰ صفت لُجِّيّ برای برجستهکردن ژرفی افزوده شده است.
بحر در زبان قرآن الزاماً مطابق دستهبندی علمی امروز میان دریا، اقیانوس، خلیج، دریاچه و رودخانه نیست. تعیین مصداق جغرافیایی هر آیه باید از سیاق و پژوهش مستقل انجام شود.
البحرين به دو پهنه آب اشاره دارد که با ویژگیهای متفاوت معرفی میشوند. آیات از ملاقات آنها و وجود برزخ سخن میگویند، ولی یک سازوکار علمی واحد مانند هالوکلاین را بهعنوان تفسیر انحصاری تعیین نمیکنند. ملاقات آبها با حفظ نوعی حد و نظم همراه است و این به معنای نفی هرگونه اختلاط طبیعی نیست.
أبحر و بحار جمعهای بحرند. در لقمان ۳۱:۲۷، هفت بحر دیگر برای نشاندادن نابسندگی حتی عظیمترین منابع در برابر کلمات آن معبود یگانه به کار رفتهاند؛ نه برای معرفی هفت اقیانوس جغرافیایی.
بحیره به سنتی جاهلی درباره دام مربوط است. قرآن این سنت را رد میکند، زیرا انسانها حکمی را بدون اذن الهی به خدا نسبت داده بودند. اهمیت این آیه بیش از شکل شکافتن گوش، در نفی تشریع ساختگی به نام آن معبود یگانه است.
تقابل بر و بحر دو محیط اصلی زندگی و حرکت انسان را نشان میدهد. فساد میتواند در هر دو آشکار شود و مسئولیت آن به دستاورد انسانها نسبت داده میشود.
مقایسه بحر و یم نیز نباید به تقابل قطعیِ «دریای آرام و قانونمند» با «آب آشوبناک و بلعنده» تبدیل شود. هر دو واژه به پهنه آب مربوطاند و تفاوت دقیق آنها نیازمند بررسی سیاقی جداگانه است.
بحر در قرآن نه نیرویی مستقل و آشوبناک بیرون از فرمان خداست و نه مادهای کاملاً مطیع و بیخطر در اختیار انسان. این پهنه در نظم آفرینش برای بهرهگیری انسان گشوده شده، ولی همچنان میتواند محدودیت، نیاز و ناتوانی او را آشکار کند.
کوتاهترین بیان برای هسته این ریشه چنین است:
پهنه گسترده آب که در نظام آفرینش، هم بستر حرکت، رزق و نشانههای زندگی است و هم عرصهای که قدرت طبیعت و محدودیت انسان را آشکار میسازد.