ریشه قرآنی

ریشه قرآنی ر ب ع

چهار، چهارگانه، یک‌چهارم، چهل و میدان معناییِ شمارش و بخش‌بندی

۱. معرفی کوتاه ریشه

ریشه ر ب ع در قرآن بیش از هر چیز در میدان عددی و شمارشی ظاهر می‌شود. مهم‌ترین صورت‌های آن به عدد چهار، یک‌چهارم، چهارگانه‌بودن، و عدد چهل مربوط‌اند.

کاربردهای قرآنی این ریشه شامل مواردی مانند:

  • چهار ماه؛
  • چهار شاهد؛
  • چهار پرنده؛
  • چهار روز؛
  • یک‌چهارم ارث؛
  • چهل شب؛
  • و چهل سال

است.

نباید از خود عدد چهار، نظریه‌ای قطعی درباره «پایداری هندسی جهان»، «چهارچوب ضروری تمدن»، یا «تعادل ایستای سازه‌ها» استخراج کرد. عدد چهار در برخی ساخت‌های طبیعی و انسانی می‌تواند با جهت‌ها، گوشه‌ها یا تقسیم‌بندی پیوند یابد، اما قرآن خود چنین قانون عامی را برای این ریشه بیان نکرده است.

همچنین، ریشه ر ب ع نباید با ر ب و در آیه:

اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ

به جنبش آمد و برآمد.

الحج ۲۲:۵

درآمیخته شود. رَبَتْ از ریشه ر ب و و به معنای برآمدن و فزونی‌گرفتن است، نه از ر ب ع.

کوتاه‌ترین بیان برای این ریشه چنین است:

ریشه‌ای عددی که بر چهار، چهارگانه، یک‌چهارم و در ساختی دیگر بر چهل دلالت دارد.

۲. صورت‌ها و مشتق‌های مهم ریشه

أَرْبَعَة

عدد چهار برای معدود مؤنث.

أَرْبَع

عدد چهار برای معدود مذکر.

أَرْبَعِينَ

چهل.

رُبُع

یک‌چهارم.

أَرْبَعَةُ أَشْهُر

چهار ماه.

أَرْبَعَةُ شُهَدَاء

چهار شاهد.

أَرْبَعَةَ أَيَّام

چهار روز.

أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْر

چهار پرنده.

أَرْبَعِينَ لَيْلَة

چهل شب.

أَرْبَعِينَ سَنَة

چهل سال.

رُبَاع

چهارتایی یا چهارچهار؛ در ساخت مربوط به شمار همسران.

مَرْبَع / مَرَابِع

جای اقامت یا چراگاه در زبان عربی وجود دارد، اما از مشتق‌های برجسته قرآنی این ریشه نیست و نباید در مقاله قرآنی در مرکز قرار گیرد.

مُرَبَّع

چهارگوش یا مربع، صورت رایج عربی است، اما در قرآن به‌عنوان مشتق این ریشه نیامده است.

۳. کارت‌های قابل ارجاع برای مشتق‌های قرآنی

۴. هسته معنایی ریشه

هسته معنایی ر ب ع در کاربرد قرآنی، شمارش و تقسیم بر پایه چهار است.

این ریشه می‌تواند:

  • تعداد چهار واحد را بیان کند؛
  • بخشی برابر با یک‌چهارم را مشخص سازد؛
  • عدد چهل را بسازد؛
  • یا توزیع چهارتایی را نشان دهد.

از خود این هسته عددی نمی‌توان نتیجه گرفت که چهار همیشه نماد پایداری، زمین، خانه، جهت‌های اصلی یا کمال تمدنی است.

عدد در قرآن گاهی فقط برای تعیین مقدار است. برای نمونه:

أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ

چهار ماه.

التوبه ۹:۲

یعنی دقیقاً چهار ماه.

در چنین مواردی، افزودن مفاهیمی مانند «هندسه استقرار» یا «توازن نیروهای چهارجانبه» از معنای لفظ فراتر می‌رود.

۵. تصویر مادی و شمارشی ریشه

تصویر پایه این ریشه، تقسیم یک مجموعه به چهار بخش یا شمارش چهار واحد است.

اگر چیزی به چهار قسمت برابر تقسیم شود، هر بخش رُبُع یا یک‌چهارم است.

اگر چهار چیز کنار هم قرار گیرند، عدد أربعة یا أربع برای شمارش آن‌ها به کار می‌رود.

اگر چهار ده‌تایی در نظر گرفته شود، عدد أربعون یا چهل ساخته می‌شود.

این تصویر، ریاضی و شمارشی است و نیاز ندارد به نظریه‌ای درباره چهارپایه، چهارفصل یا ساختمان چهارگوش تبدیل شود.

چهارپایه ممکن است نمونه‌ای از کاربرد چهار نقطه اتکا باشد، ولی همه سازه‌های پایدار چهار پایه ندارند. سه نقطه نیز می‌توانند سطحی پایدار بسازند و افزایش تعداد پایه‌ها نیز همیشه به پایداری بیشتر نمی‌انجامد.

پس تصویر مناسب چنین است:

چهار واحد، چهار بخش، یک‌چهارم، یا چهار ده‌تایی.

۶. کاربرد ریشه در عربی کهن

در عربی، أربعة و أربع برای عدد چهار به کار می‌روند.

الرُّبع یک‌چهارم یک چیز است.

أربعون چهل است.

رَبَعَ القومُ و مشتق‌های دیگر در زبان می‌توانند به اقامت، منزل‌گرفتن یا ورود در فصل بهار مربوط شوند، اما این شاخه‌ها باید جداگانه و با شواهد لغوی بررسی شوند.

وجود این کاربردها به معنای آن نیست که هسته همه شاخه‌های ریشه «پایداری هندسی» است.

همچنین، مربع در عربی برای شکل چهارگوش به کار می‌رود، ولی نباید صورت رایج زبان را با مشتق قرآنی اشتباه گرفت.

۷. تاریخچه فهم، سوءاستفاده یا توسعه نمادین

اعداد در سنت‌های دینی و فرهنگی گاه معنای نمادین یافته‌اند. عدد چهار با چهار جهت، چهار فصل، چهار عنصر یا چهار گوشه پیوند داده شده و عدد چهل نیز با بلوغ، آزمون یا تکمیل دوره‌ای همراه شده است.

بعضی از این پیوندها ممکن است در فرهنگ‌ها معنادار باشند، اما نباید آن‌ها را بدون نص روشن به معنای خود ریشه یا همه آیات قرآن تبدیل کرد.

برای نمونه، چهل شب موسی واقعاً دوره‌ای معین است؛ اما قرآن نمی‌گوید عدد چهل «کد سخت‌افزاری بلوغ همه سیستم‌ها» است.

همچنین، چهار شاهد در حکم اتهام فحشا به معنای «تعادل چهارجانبه نظام اجتماعی» نیست؛ عددی حقوقی برای سطح خاصی از اثبات است.

روش درست آن است که نخست عدد را همان عدد فهم کنیم و سپس اگر سیاق آیه دلالت بیشتری دارد، آن را جداگانه بررسی نماییم.

۸. تبصره روش‌شناختی: عدد، نماد و معنا

در بررسی اعداد قرآنی باید میان سه سطح فرق گذاشت:

نخست، معنای عددی مستقیم؛ مانند چهار ماه یا چهل شب.

دوم، نقش عدد در ساخت حکم یا روایت؛ مانند چهار شاهد یا چهل سال سرگردانی.

سوم، تأمل نمادین؛ مانند پیوند چهار با جهت‌ها یا چهل با بلوغ.

سطح سوم نباید جای دو سطح نخست را بگیرد.

اگر قرآن عددی را بیان کرده است، ابتدا باید پرسید:

  • چه چیزی شمرده می‌شود؟
  • عدد دقیق است یا تقریبی؟
  • آیا در حکم حقوقی آمده یا روایت تاریخی؟
  • آیا متن خودش برای عدد معنای نمادین بیان کرده است؟

بدون پاسخ روشن، تبدیل عدد به قانون کلی خلقت یا تمدن قابل دفاع نیست.

۹. بررسی کوتاه در زبان‌های سامی هم‌خانواده

صورت‌های نزدیک به ر ب ع در زبان‌های سامی برای عدد چهار دیده می‌شوند و این خانواده عددی قدمت زیادی دارد.

این هم‌خانوادگی نشان می‌دهد که مفهوم چهار در لایه‌های کهن زبان‌های سامی مشترک بوده است.

اما از کاربردهایی مانند «چهار گوشه جهان» در متون باستانی نمی‌توان نتیجه گرفت که معنای اصلی ریشه «محدوده هندسی استقرار حیات» بوده است.

چنین تعبیرهایی می‌توانند کاربرد فرهنگی عدد چهار باشند، نه تعریف ریشه.

۱۰. کاربردهای قرآنی ریشه

الف. چهار ماه مهلت

فَسِيحُوا فِي الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ

پس چهار ماه در زمین حرکت کنید.

التوبه ۹:۲

عدد چهار در این آیه مدت مشخصی را تعیین می‌کند.

معنای آیه از سیاق عهد، اعلان برائت و مهلت زمانی فهمیده می‌شود. خود عدد چهار به‌تنهایی نظریه‌ای درباره پایداری سیاسی ارائه نمی‌کند.

ب. چهار ماه خودداری در ایلاء

لِلَّذِينَ يُؤْلُونَ مِنْ نِسَائِهِمْ تَرَبُّصُ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ

برای کسانی که از زنان خود سوگند کناره‌گیری می‌خورند، چهار ماه انتظار است.

البقره ۲:۲۲۶

چهار ماه در اینجا حد زمانی برای روشن‌شدن تصمیم و پایان بلاتکلیفی است.

اهمیت آن حقوقی و خانوادگی است.

ج. چهار ماه و ده روز

يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْرًا

چهار ماه و ده روز درباره خود انتظار می‌کشند.

البقره ۲:۲۳۴

عدد چهار بخشی از مدت عده زنان بیوه است.

نباید از آن نظریه‌ای درباره چهارگانگی بدن یا چرخه‌های کیهانی ساخت، مگر آنکه شاهد مستقل و روشن وجود داشته باشد.

د. چهار شاهد

فَاسْتَشْهِدُوا عَلَيْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْكُمْ

پس چهار تن از خودتان را بر آنان شاهد بگیرید.

النساء ۴:۱۵

و:

ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ

سپس چهار شاهد نیاورند.

النور ۲۴:۴

عدد چهار در این آیات سطح سنگینی از اثبات را برای اتهامی بسیار خطرناک تعیین می‌کند.

کارکرد آن حمایت از آبرو، جلوگیری از اتهام آسان و بستن راه شایعه است.

اما خود عدد نباید به «چهار ستون هندسی عدالت» تعبیر شود.

هـ. چهار شهادت در لعان

فَشَهَادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ

پس شهادت یکی از آنان چهار بار به آن معبود یگانه است.

النور ۲۴:۶

چهار بار شهادت، ساخت حقوقی خاصی را شکل می‌دهد و بار پنجم نقش متفاوتی دارد.

اینجا نیز عدد چهار در چارچوب حکم فهمیده می‌شود.

و. چهار پرنده

فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ

چهار پرنده بگیر و آن‌ها را به خود نزدیک ساز.

البقره ۲:۲۶۰

عدد چهار تعداد پرندگانی را مشخص می‌کند که در نشانه نشان‌داده‌شده به ابراهیم نقش دارند.

قرآن توضیح نمی‌دهد که چرا دقیقاً چهار پرنده انتخاب شدند. بنابراین، هر معنای نمادین باید با احتیاط مطرح شود.

ز. چهار روز

وَقَدَّرَ فِيهَا أَقْوَاتَهَا فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ

و روزی‌های آن را در چهار روز اندازه‌گذاری کرد.

فصلت ۴۱:۱۰

این آیه درباره تقدیر اقوات زمین سخن می‌گوید.

بحث درباره نسبت این چهار روز با دو روز آفرینش زمین نیازمند بررسی ساختار آیات است، ولی خود عدد چهار به معنای «تعادل چهارفصلی زمین» نیست.

قرآن در اینجا از چهار فصل سخن نمی‌گوید.

ح. چهار همسر

فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَىٰ وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ

از زنان، دو تا دو تا، سه تا سه تا و چهار تا چهار تا نکاح کنید.

النساء ۴:۳

رُباع به‌صورت توزیعی به معنای چهارتایی است.

آیه در سیاق عدالت نسبت به یتیمان و بیم از بی‌عدالتی آمده است. ادامه آیه بر شرط عدالت تأکید می‌کند و در صورت بیم از ناتوانی، به یک همسر محدود می‌سازد.

پس رُباع فقط یک عدد مجاز در ساختی مشروط است، نه قانون هندسی خانواده.

ط. چهل شب موسی

وَوَاعَدْنَا مُوسَىٰ ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً

با موسی سی شب وعده گذاشتیم و آن را با ده شب کامل کردیم؛ پس میقات پروردگارش چهل شب کامل شد.

الأعراف ۷:۱۴۲

آیه چهل را به‌صورت سی به‌علاوه ده بیان می‌کند و بر کامل‌شدن میقات تأکید دارد.

این دوره برای موسی زمان میقات و دریافت بود، اما متن نمی‌گوید چهل قانون عمومی بلوغ همه انسان‌ها یا تمدن‌هاست.

ی. چهل سال سرگردانی

فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ

آن سرزمین چهل سال بر آنان حرام است؛ در زمین سرگردان خواهند بود.

المائده ۵:۲۶

چهل سال مدت یک مجازات و سرگردانی تاریخی است.

ممکن است در عمل با تغییر نسل نیز مرتبط شده باشد، ولی آیه خود آن را «چرخه کامل بلوغ تمدنی» نمی‌نامد.

ک. رسیدن به چهل سالگی

حَتَّىٰ إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً

تا هنگامی که به رشد کامل خود و به چهل سالگی رسید.

الأحقاف ۴۶:۱۵

در این آیه، چهل سالگی با مرحله‌ای از رشد و خودآگاهی پیوند یافته است.

این یکی از روشن‌ترین مواردی است که چهل با بلوغ انسانی ارتباط دارد.

اما حتی در اینجا نیز نباید نتیجه گرفت هر فرآیند طبیعی، سیاسی یا تمدنی دقیقاً در چهل واحد کامل می‌شود.

ل. یک‌چهارم ارث

وَلَكُمْ رُبُعُ مَا تَرَكْنَ

و برای شما یک‌چهارم چیزی است که آنان بر جای گذاشته‌اند.

النساء ۴:۱۲

رُبُع یک بخش از چهار بخش برابر است.

این کاربرد مستقیم ریاضی است و یکی از روشن‌ترین شواهد هسته شمارشی ریشه به شمار می‌رود.

۱۱. بررسی مشتق‌های مهم در قرآن

أَرْبَعَة / أَرْبَع

هر دو عدد چهارند و تفاوت صورت آن‌ها به جنس دستوری معدود مربوط است.

أَرْبَعِينَ

عدد چهل است.

این عدد در قرآن در چند سیاق متفاوت آمده است:

  • میقات موسی؛
  • سرگردانی بنی‌اسرائیل؛
  • و رسیدن انسان به چهل سالگی.

نباید همه این موارد را با یک نظریه واحد تفسیر کرد.

رُبُع

یک‌چهارم یک کل است.

رُبَاع

چهارتایی یا در گروه‌های چهارگانه.

مُرَبَّع

در قرآن نیامده است و نباید به‌عنوان مشتق قرآنی معرفی شود.

مَرَابِع

در قرآن به معنای اقامتگاه یا بستر سکونت نیامده است و نقشی در کاربرد قرآنی ریشه ندارد.

۱۲. نکات نحوی و ساختاری

مخالفت جنس عدد و معدود

اعداد سه تا ده در عربی غالباً از نظر جنس دستوری با معدود مخالفت می‌کنند.

این قاعده فقط مخصوص عدد چهار نیست.

برای نمونه:

  • أربعة أشهر؛
  • أربع شهادات.

پس نمی‌توان مخالفت جنس در عدد چهار را بازتاب «تقابل نیروهای چهار جهت» دانست. این یک قاعده گسترده نحوی است که اعداد دیگر مانند سه، پنج و شش را نیز دربرمی‌گیرد.

أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ

أربعة عدد و أشهر معدود جمع مجرور است.

أَرْبَعُ شَهَادَاتٍ

أربع عدد و شهادات معدود است.

أَرْبَعِينَ لَيْلَةً

أربعين عدد منصوب و ليلة تمییز مفرد منصوب است.

رُبُعُ مَا تَرَكْنَ

رُبع مبتدا یا بخشی از ساخت سهم ارث است و «ما تركن» چیزی را معرفی می‌کند که یک‌چهارمش محاسبه می‌شود.

مَثْنَىٰ وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ

این صورت‌ها توزیعی‌اند:

  • دو تا دو تا؛
  • سه تا سه تا؛
  • چهار تا چهار تا.

۱۳. ر ب ع (أَرْبَعَة) در مقایسه با ث ل ث (ثَلَاثَة)

چهار و سه هر دو عددند و از خود آن‌ها نمی‌توان داوری ارزشی ثابت استخراج کرد.

سه در هندسه برای ساخت یک مثلث کافی است و سه نقطه غیرهم‌خط یک صفحه را تعیین می‌کنند.

چهار می‌تواند چهارگوش، چهار جهت یا چهار بخش را بسازد.

اما این تفاوت‌های هندسی به این معنا نیست که سه ذاتاً شکننده و چهار ذاتاً پایدار است.

در قرآن نیز هر عدد باید در سیاق خود فهمیده شود.

۱۴. ر ب ع (أَرْبَعَة) در مقایسه با ع ش ر (عَشَرَة)

أربعة چهار واحد و عشرة ده واحد است.

أربعون از نظر ساخت عددی به چهار ده‌تایی اشاره دارد.

اما معنای چهل فقط جمع مکانیکی چهار بسته ده‌تایی نیست. در جمله، چهل یک عدد مستقل برای تعیین مقدار یا مدت است.

نباید عدد ده را «بسته تکمیل» و چهار را «هندسه استقرار» نامید، مگر آیه چنین دلالتی ارائه کند.

۱۵. تبصره محدود: عدد چهل و مفهوم بلوغ

عدد چهل در چند آیه مهم آمده است و یکی از آن‌ها به‌صراحت با رشد انسان پیوند دارد:

وَبَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً

و به چهل سالگی رسید.

الأحقاف ۴۶:۱۵

رسیدن به چهل سالگی در این آیه مرحله‌ای است که انسان می‌تواند با نگاه پخته‌تر به نعمت، والدین، عمل صالح و نسل خود بیندیشد.

همچنین، میقات چهل‌شبه موسی دوره‌ای کامل برای واقعه‌ای بزرگ بود.

از این کاربردها می‌توان فهمید که چهل در بعضی سیاق‌ها با کامل‌شدن یک دوره یا رسیدن به مرحله‌ای مهم همراه است.

اما این همراهی نباید به قانون عام تبدیل شود. قرآن نمی‌گوید:

  • هر انسان دقیقاً در چهل سالگی به کمال می‌رسد؛
  • هر جامعه در چهل سال دگرگون می‌شود؛
  • یا هر فرآیند طبیعی در چهل واحد کامل می‌گردد.

پس تعبیر محتاطانه چنین است:

عدد چهل در برخی آیات با کامل‌شدن یک دوره، میقات یا مرحله‌ای از بلوغ همراه است، ولی معنای لغوی آن همچنان عدد چهل است.

۱۶. بحث تخصصی و تبصره ساختاری: آیا عدد چهار نماد پایداری است؟

چهار در بسیاری از ساخت‌های انسانی و طبیعی حضور دارد:

  • چهار جهت اصلی؛
  • چهار گوشه یک شکل؛
  • چهار فصل در برخی تقسیم‌بندی‌های اقلیمی؛
  • یا چهار پایه در بعضی سازه‌ها.

این حضور می‌تواند سبب شود چهار در فرهنگ‌های مختلف نماد نظم، گستره یا ثبات تلقی شود.

اما چند احتیاط ضروری است.

نخست، همه پدیده‌های پایدار چهارگانه نیستند. مثلث از پایدارترین ساخت‌های مهندسی است و بسیاری از سازه‌ها بر سه نقطه اتکا قرار می‌گیرند.

دوم، همه مناطق زمین چهار فصل متمایز ندارند.

سوم، فضای محصور الزاماً چهار دیوار ندارد؛ می‌تواند دایره‌ای، سه‌گوش یا چندضلعی باشد.

چهارم، قرآن کعبه را در کاربرد ریشه ر ب ع معرفی نکرده و واژه مربع را برای آن به کار نبرده است.

بنابراین، نمی‌توان کعبه یا بیت عتیق را شاهد قرآنی ریشه ر ب ع دانست.

اگر درباره شکل هندسی کعبه بحث شود، آن موضوع معماری و تاریخ بناست، نه کاربرد لغوی ریشه در آیات.

بهترین نتیجه چنین است:

عدد چهار می‌تواند در برخی ساخت‌ها با تقسیم متوازن یا جهت‌های چهارگانه پیوند یابد، اما قرآن آن را قانون عام پایداری هندسی جهان معرفی نکرده است.

۱۷. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان

أَرْبَعَة / أَرْبَع

چهار.

«واحد پایدار چهارگانه» ترجمه نیست.

أَرْبَعِينَ

چهل.

در توضیح برخی آیات می‌توان گفت:

دوره‌ای چهل‌شبه، چهل‌ساله یا سن چهل‌سالگی.

«بسته زمانی بلوغ سامانه» ترجمه مستقیم نیست.

رُبُع

یک‌چهارم.

یک بخش از چهار بخش برابر.

رُبَاع

چهارتایی.

چهار تا چهار تا.

أَرْبَعِينَ لَيْلَةً

چهل شب.

أَرْبَعِينَ سَنَةً

چهل سال.

أَرْبَعَةُ شُهَدَاء

چهار شاهد.

۱۸. جمع‌بندی

ریشه ر ب ع در قرآن در درجه نخست ریشه‌ای عددی است و بر چهار، یک‌چهارم، چهارتایی و چهل دلالت دارد.

أربعة و أربع هر دو عدد چهارند و تفاوت آن‌ها به جنس دستوری معدود مربوط است.

رُبع یک‌چهارم یک کل است.

رُباع توزیع چهارتایی را بیان می‌کند.

أربعون عدد چهل است.

قرآن عدد چهار را در احکام و روایت‌های گوناگون به کار می‌برد:

  • چهار ماه؛
  • چهار شاهد؛
  • چهار شهادت؛
  • چهار پرنده؛
  • چهار روز؛
  • و چهارتایی در ساخت نکاح.

عدد چهل نیز در میقات موسی، سرگردانی بنی‌اسرائیل و رسیدن انسان به چهل سالگی آمده است.

در بعضی سیاق‌ها، چهل با کامل‌شدن یک دوره یا رسیدن به مرحله‌ای از بلوغ همراه است؛ اما این کاربردها ثابت نمی‌کنند که چهل «قانون سخت‌افزاری تکامل همه سیستم‌ها» است.

همچنین، عدد چهار در قرآن قانون عام پایداری هندسی معرفی نشده است. پیوند آن با چهار جهت، چهار فصل، چهارپایه یا ساختمان چهارگوش می‌تواند تأمل فرهنگی یا هندسی باشد، ولی نباید به معنای ریشه تحمیل شود.

مربع و مرابع از مشتق‌های محوری قرآنی این ریشه نیستند.

آیه:

اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ

به جنبش آمد و برآمد.

الحج ۲۲:۵

نیز از ریشه ر ب و است و ارتباطی با ر ب ع ندارد.

قاعده مخالفت جنس عدد و معدود فقط مخصوص چهار نیست و از آن نمی‌توان نظریه تعادل نیروهای متقابل استخراج کرد.

کوتاه‌ترین بیان برای هسته این ریشه چنین است:

ریشه‌ای عددی برای بیان چهار، تقسیم یک کل به چهار بخش، توزیع چهارتایی و عدد چهل؛ با کاربردهای حقوقی، زمانی و روایی که معنای دقیق هر یک از سیاق آیه به دست می‌آید.