ریشهٔ قرآنی س ف ر (سَفَرَ)

نوشتن تبصره دربارهٔ این اثر

از کنار رفتن پوشش و آشکار شدن تا روشنایی صبح، سفر، کتاب‌های نوشته‌شده و رسانندگان پیام

صورت‌های قرآنی و لغوی

۱. معرفی ریشه و میدان معنایی آن

ریشهٔ سه‌حرفی «س ف ر» در زبان عربی با آشکار شدن، کنار رفتن پوشش و نمایان ساختن چیزی که پیش‌تر پوشیده بوده، ارتباط دارد. از این میدان، کاربردهایی دربارهٔ روشن شدن صبح، آشکار شدن چهره، سفر کردن، نوشتن و خواندن کتاب و رساندن پیام میان اشخاص شناخته شده‌اند.

واژهٔ «سَفَر» در معنای شناخته‌شدهٔ خود به مسافرت و دور شدن از محل اقامت اشاره دارد. «أَسْفَرَ» می‌تواند روشن و آشکار شدن صبح را بیان کند. «سِفْر» به کتاب یا نوشته‌ای گفته می‌شود که محتوایی در آن ثبت شده است. «سَفَرَة» نیز به نویسندگان یا رسانندگان نوشته و پیام مربوط می‌شود.

در نگاه نخست، سفر کردن، روشن شدن آسمان و نوشتن کتاب ممکن است فعالیت‌هایی نامرتبط به نظر برسند. اما در زبان عربی میان آنها پیوند معنایی شناخته‌شده‌ای وجود دارد: در سفر، انسان از جایگاه اقامت خود بیرون می‌رود؛ در روشن شدن صبح، تاریکی کنار می‌رود؛ و در نوشتن، چیزی که در ذهن یا سخن بوده به صورتی قابل مشاهده ثبت می‌شود.

با این حال، نباید از این پیوند نتیجه گرفت که همهٔ صورت‌های ریشه در هر آیه یک معنای واحد دارند. هنگامی که قرآن از «سَفَر» سخن می‌گوید، موضوع می‌تواند یک سفر واقعی باشد، نه استعاره‌ای از کشف حقیقت. همچنین «أَسْفَار» در یک آیه به سفرها و در آیه‌ای دیگر به کتاب‌ها اشاره دارد.

در قرآن، این ریشه ۱۲ بار در پنج گروه صرفی آمده است: هفت بار «سَفَر» به معنای سفر، دو بار «أَسْفَار» با دو کاربرد متفاوت، یک بار «سَفَرَة»، یک بار فعل «أَسْفَرَ» و یک بار وصف «مُسْفِرَة».

پیکرهٔ عربی قرآن؛ دوازده کاربرد و پنج گروه صرفی

میدان کاربردهای قرآنی آن را می‌توان در چهار موضوع بررسی کرد: مسافرت و وضعیت مسافر، آشکار شدن روشنایی، کتاب‌های نوشته‌شده، و کسانی که نوشته یا پیام را نگهداری و منتقل می‌کنند.

۲. هستهٔ معنایی و صورت‌های مهم ریشه

آشکار شدن و کنار رفتن پوشش

ابن فارس در مقاییس اللغة هستهٔ این ریشه را چنین بیان می‌کند:

السِّينُ وَالْفَاءُ وَالرَّاءُ أَصْلٌ وَاحِدٌ يَدُلُّ عَلَى الِانْكِشَافِ وَالْجَلَاءِ

«سین، فاء و راء بر یک اصل دلالت دارند: آشکار شدن و کنار رفتن پوشیدگی.»

او سپس کاربردهای سفر، پاک کردن خانه، روشن شدن صبح، نمایان شدن چهره و برطرف کردن اختلاف میان مردم را در همین خانواده بررسی می‌کند.

دو جنبه در این تعریف وجود دارد. نخست، چیزی که پیش‌تر پوشیده بوده آشکار می‌شود. دوم، آنچه مانع دیدن یا شناختن چیزی بوده کنار می‌رود.

برای نمونه، هنگامی که باد ابرها را از برابر آسمان کنار می‌زند، آسمان آشکارتر می‌شود. هنگامی که روشنایی صبح تاریکی را عقب می‌راند، منظرهٔ زمین برای مشاهده‌گر نمایان می‌گردد. هنگامی که انسان پوششی را از چهره کنار می‌زند، چهره دیده می‌شود.

در این نمونه‌ها، تصویر کنار رفتن پوشش روشن است.

اما معنای سفر در کاربرد معمول خود دیگر به «کنار زدن پوشش» محدود نیست؛ سفر نام حرکت و دور شدن از محل اقامت است. همچنین «سِفر» به معنای کتاب، یک اسم تثبیت‌شدهٔ عربی است و در هر کاربرد لازم نیست ابتدا به «آشکارکننده» ترجمه شود.

بنابراین، هستهٔ پیشنهادی ابن فارس برای شناخت رابطهٔ خانواده سودمند است، ولی جای معنای مستقل هر واژه را نمی‌گیرد.

مقاییس اللغة؛ آشکار شدن و کنار رفتن پوشیدگی

تصویر مادی: پاک کردن و نمایان ساختن

یکی از کاربردهای کهن این خانواده، «سَفَرَ الْبَيْتَ» است؛ یعنی خانه را جارو کرد یا آن را از گردوخاک و آلودگی پاک ساخت.

در این کاربرد، چیزی که سطح را پوشانده یا بر آن انباشته شده کنار زده می‌شود.

همچنین عربی «سَفَرَتِ الرِّيحُ الْغَيْمَ» را برای کنار زدن ابرها به وسیلهٔ باد می‌شناسد. پس از پراکنده شدن ابرها، بخشی از آسمان که پوشیده بود آشکار می‌شود.

«السَّفِير» نیز در یکی از کاربردهای کهن، به برگ‌های ریخته‌شده یا آنچه باد بر زمین جابه‌جا می‌کند گفته شده است.

این نمونه‌ها نشان می‌دهند که آشکار شدن در این ریشه تنها یک مفهوم ذهنی نیست؛ در زبان مادی و زندگی روزمره نیز حضور داشته است.

البته نباید تمام کاربردهای «سفیر» را به برگ‌های خشک محدود کرد. همین صورت در میدان دیگری به رسانندهٔ پیام و میانجی نیز گفته می‌شود.

صورت‌های مهم در عربی

«سَفَرَ» فعل مجرد است و در ساخت‌های مختلف به کنار زدن پوشش، جارو کردن، آشکار ساختن یا در بعضی کاربردها به سفر رفتن و میانجیگری اشاره می‌کند.

«سَفَر» با فتحهٔ سین و فاء، در کاربرد شناخته‌شده به مسافرت و بیرون رفتن از محل اقامت گفته می‌شود. همین صورت هفت بار در قرآن آمده است.

«سَافَرَ» فعل باب مفاعله به معنای سفر کرد و به جایی رفت است. «مُسَافَرَة» مصدر آن است. خود این فعل در قرآن نیامده است.

«مُسَافِر» اسم فاعل «سافر» و به معنای کسی است که در سفر قرار دارد. این صورت نیز در قرآن نیامده، هرچند اسم «سفر» در قرآن به کار رفته است.

«أَسْفَار» می‌تواند جمع «سَفَر» به معنای مسافرت‌ها یا جمع «سِفْر» به معنای کتاب‌ها باشد. هر دو کاربرد در قرآن دیده می‌شوند.

«أَسْفَرَ» از باب افعال است و در کاربرد مربوط به صبح، به روشن و آشکار شدن آن اشاره دارد. همین فعل در قرآن آمده است.

«مُسْفِر» و «مُسْفِرَة» اسم فاعل باب افعال‌اند و می‌توانند به چیزی اشاره کنند که روشن، آشکار یا درخشان شده است. صورت مؤنث آن در قرآن دربارهٔ چهره‌ها آمده است.

«سُفُور» به آشکار شدن و کنار رفتن پوشش مربوط است. در کاربرد شناخته‌شدهٔ مربوط به چهره، به نمایان ساختن آن گفته می‌شود.

«سَافِر» در یک کاربرد به مسافر، در کاربردی دیگر به نویسنده یا رسانندهٔ نوشته، و در زمینهٔ آشکار کردن چهره به شخصی که پوشش را کنار زده اشاره دارد. تفاوت این کاربردها از سیاق شناخته می‌شود.

«سَفَرَة» جمعی است که از صورت «سافر» ساخته می‌شود و در قرآن دربارهٔ کسانی آمده که صحیفه‌ها در دست آنان است. در زبان، این صورت با نویسندگان و رسانندگان پیام ارتباط دارد.

«سِفْر» با کسرهٔ سین، به کتاب و نوشته، به‌ویژه کتاب بزرگ یا دارای محتوای ثبت‌شده، گفته می‌شود. جمع آن «أَسْفَار» است.

«سَفِير» به رسانندهٔ پیام، فرستاده یا میانجی میان دو طرف گفته می‌شود. در کاربرد دیگری، به برگ‌های پراکنده‌شده نیز اطلاق شده است.

«سِفَارَة» به میانجیگری، رساندن پیام و نمایندگی میان طرف‌ها مربوط است.

«سُفْرَة» در زبان عربی به خوراکی که برای مسافر آماده می‌شود یا پوششی که خوراک روی آن قرار می‌گیرد گفته شده است.

«سِفَار» در کاربرد مربوط به شتر، نام بند، افسار یا وسیله‌ای است که بر بینی یا سر آن قرار می‌گیرد.

این صورت‌ها از نظر ساخت و کاربرد یکسان نیستند. برای نمونه، «سَفَر» در معنای مسافرت با «سِفْر» در معنای کتاب تفاوت دارد و «سُفْرَة» در معنای خوراک سفر، همان «سَفَرَة» به معنای نویسندگان نیست.

در ترجمهٔ قرآن، تفاوت حرکت‌ها و ساخت کلمه به اندازهٔ اشتراک حروف ریشه اهمیت دارد.

لسان العرب، صحاح و مصباح؛ صورت‌ها و تفاوت حرکت‌ها

۳. کاربرد در عربی کهن

سفر و حرکت در سرزمین؛ شاهد زهیر بن ابی سلمی

در شعری از زهیر بن ابی سلمی، شاعر جاهلی، آمده است:

كَخَنْسَاءَ سَفْعَاءِ الْمَلَاطِمِ حُرَّةٍ
مُسَافِرَةٍ مَزْؤُودَةٍ أُمِّ فَرْقَدِ

«مانند ماده‌گاو وحشی‌ای که بینی کوتاه و دو سوی چهره‌ای تیره‌فام دارد؛ آزاد و در حال حرکت از جایی به جای دیگر است، ترسانده شده و مادر گوساله‌ای است.»

در این بیت، شاعر حیوانی را وصف می‌کند که آزادانه در بیابان حرکت می‌کند و در جست‌وجو یا گریز، از جایی به جای دیگر می‌رود.

«مُسَافِرَة» در اینجا به حرکت و جابه‌جایی حیوان در سرزمین اشاره دارد؛ نه سفر آیینی، تجارت یا آموختن دانش.

«مَزْؤُودَة» نیز وضعیت ترسانده شدن و هراس حیوان را بیان می‌کند، اما ترس جزء معنای خود «مسافرة» نیست.

این بیت در دیوان زهیر ثبت شده و از شواهد پیشاقرآنی کاربرد سفر در معنای حرکت و جابه‌جایی در زمین است. با این حال، در نقل دیگری «مُشَافِرَة» با شین روایت شده است. استناد این بیت به ریشهٔ «س ف ر» بر روایتِ «مُسَافِرَة» با سین استوار است؛ دو روایت را نباید از نظر ریشه یکی گرفت.

شرح ما يقع فيه التصحيف والتحريف؛ روایت سین و شین در شاهد زهیر

این شاهد اهمیت دارد؛ زیرا نشان می‌دهد سفر در زبان کهن، تنها به حرکت انسان با هدفی ویژه محدود نبوده است. با این حال، در کاربرد معمول انسانی، سفر به بیرون رفتن از محل اقامت و پیمودن مسیر ارتباط پیدا می‌کند.

سفر و نمایان شدن وضعیت انسان

در توضیح‌های لغوی قدیم آمده است که سفر، انسان را از وضعیت معمول زندگی در محل اقامت بیرون می‌برد و چه‌بسا ویژگی‌هایی از رفتار و توانایی او را که پیش‌تر آشکار نبوده نمایان می‌سازد.

به همین سبب، بعضی لغویان نام‌گذاری سفر را با آشکار شدن ویژگی‌های مسافر نیز توضیح داده‌اند.

این توضیح از نظر شناخت تصویر واژه جالب است، اما نباید به تعریف اصلی سفر تبدیل شود.

انسان ممکن است مسافرت کند و هیچ ویژگی تازه‌ای از شخصیت او برای دیگران آشکار نشود. همچنین ممکن است بدون سفر، در یک بحران یا مسئولیت مهم، ویژگی‌های پنهان او شناخته شوند.

پس آشکار شدن ویژگی‌های انسان می‌تواند از آثار بعضی سفرها باشد، ولی جزء ضروری معنای «سفر» نیست.

معنای مستقیم آن، بیرون رفتن از محل اقامت و پیمودن مسیر است.

سفارت؛ آشکار کردن سخن میان دو طرف

در زبان عربی، «سَفَرْتُ بَيْنَ الْقَوْمِ» به میانجیگری و کوشش برای اصلاح رابطهٔ دو گروه نیز به کار رفته است.

میانجی ممکن است سخن و خواست هر طرف را برای دیگری روشن سازد و چیزی را که سبب سوءتفاهم یا اختلاف شده توضیح دهد.

از همین میدان، «سَفِير» به رسانندهٔ پیام و میانجی گفته شده است.

در منابع لغوی بیتی با این مضمون نقل شده است:

وَمَا أَدَعُ السِّفَارَةَ بَيْنَ قَوْمِي
وَمَا أَمْشِي بِغِشٍّ إِنْ مَشَيْتُ

«میانجیگری میان قوم خود را رها نمی‌کنم و هنگامی که برای این کار قدم برمی‌دارم، با فریب رفتار نمی‌کنم.»

در منابع کهن، ضبط مصراع نخست یکسان نیست و انتساب شاعر نیز به‌روشنی تثبیت نشده است. از این رو، این بیت را نمی‌توان با اطمینان شاهد جاهلی نامید.

با این حال، کاربرد «سفارة» در معنای میانجیگری در گزارش‌های لغوی مستقل ثبت شده است.

البسیط؛ شاهد میانجیگری و اختلاف نقل

این کاربرد برای بررسی «سَفَرَة» در سورهٔ عبس اهمیت دارد؛ زیرا آن واژه می‌تواند با رساندن نوشته یا پیام مرتبط باشد.

اما نباید از معنای سفارت امروزی، با تمام ساختار سیاسی و اداری آن، به معنای مستقیم این خانواده در عربی کهن رسید.

سِفر؛ کتاب و نوشته

«سِفْر» در عربی به کتاب گفته شده است و در بعضی توضیح‌های کهن، به‌ویژه برای کتاب بزرگ به کار رفته است.

زجاج، لغوی و نحوی کهن، نام‌گذاری کتاب را با آشکار ساختن محتوا ارتباط می‌دهد: نوشتن سبب می‌شود دانسته یا سخنی در قالبی قابل خواندن ثبت و روشن شود.

از این جهت، «سِفْر» با مفهوم آشکار شدن ارتباط معنایی دارد.

اما کتاب در کاربرد معمول خود دیگر تنها به معنای «آشکارکننده» نیست. واژه به نوشته‌ای دارای محتوا اشاره دارد و لازم نیست آن محتوا همیشه درست، روشن یا مورد فهم خواننده باشد.

همچنین این کاربرد را نباید صرفا به تورات محدود کرد، هرچند قرآن در جمعه ۶۲:۵، کتاب‌ها را در سیاق تورات ذکر می‌کند.

در زبان‌های سامی نزدیک به عربی نیز واژه‌هایی با صورت و معنای مشابه برای نوشته یا کتاب شناخته شده‌اند. این هم‌خوانی برای بررسی تاریخ واژه سودمند است، اما به‌تنهایی تعیین نمی‌کند که واژهٔ عربی از کدام زبان وارد شده یا در چه دوره‌ای این معنا را یافته است.

در مقالهٔ ریشه، معنای تثبیت‌شدهٔ «سِفْر» همان کتاب است؛ ادعای منشأ تاریخی دقیق به شواهد مستقل نیاز دارد.

۴. سفر در قرآن؛ حرکت واقعی و شرایط متفاوت انسان

الف. «عَلَىٰ سَفَرٍ»؛ قرار داشتن در وضعیت سفر

در قرآن، «سَفَر» هفت بار در معنای مسافرت آمده است. پنج مورد آن در ساخت «عَلَىٰ سَفَرٍ» قرار دارند: بقره ۲:۱۸۴، بقره ۲:۱۸۵، بقره ۲:۲۸۳، نساء ۴:۴۳ و مائده ۵:۶.

این ساخت از نظر معنایی اهمیت دارد. «عَلَىٰ سَفَرٍ» به قرار داشتن در وضعیت سفر اشاره می‌کند. در اینجا، سفر صرفا قصد ذهنی رفتن به جایی نیست؛ وضعیتی است که شخص در آن قرار دارد.

با این حال، خود این عبارت فاصلهٔ عددی، مدت سفر، وسیلهٔ رفت‌وآمد یا هدف مسافرت را مشخص نمی‌کند.

در زبان عربی، سفر با بیرون رفتن از محل اقامت و پیمودن راه ارتباط دارد. اینکه در یک حکم مشخص، چه شرایطی برای برخورداری از تسهیلات مربوط به سفر لازم است، باید از مجموعهٔ آیات و قرائن همان حکم شناخته شود.

بنابراین، نمی‌توان تنها از ریشهٔ «س ف ر» یک مسافت ثابت یا مدت معین برای همهٔ احکام استخراج کرد.

ب. سفر در آیات روزه

در بقره ۲:۱۸۴ و بقره ۲:۱۸۵، «سفر» در کنار بیماری آمده است.

در هر دو آیه، کسی که بیمار یا در سفر باشد، با جبران شمار روزها در زمان دیگر روبه‌رو است.

در بقره ۲:۱۸۵ نیز اصل آسان‌گیری صریحا بیان می‌شود:

«يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ».

مقصود، رعایت وضعیت واقعی انسان در انجام عبادت است.

سفر می‌تواند برنامهٔ معمول زندگی را تغییر دهد. حرکت، خستگی، دسترسی به خوراک و آب، شرایط آب‌وهوا و امکانات استراحت ممکن است در سفر با محل اقامت متفاوت باشند.

اما نباید تمام این شرایط را در خود معنای «سفر» قرار داد. ممکن است سفری آسان باشد و سفر دیگری دشوار؛ خود واژه تعیین نمی‌کند که شخص حتما خسته، گرسنه یا در معرض آسیب است.

نکتهٔ مهم آن است که قرآن سفر را به‌عنوان وضعیتی مستقل در کنار بیماری ذکر می‌کند. بنابراین، مسافر لزوما بیمار نیست و بیمار نیز لزوما در سفر قرار ندارد.

همچنین گروهی که در بقره ۲:۱۸۴ با «الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ» معرفی شده‌اند، از نظر ساخت جمله با بیمار و مسافر تفاوت دارند.

این جدایی برای بررسی حکم روزه اهمیت دارد، ولی نباید تمام مناقشهٔ مربوط به فدیه و توانایی روزه گرفتن را به معنای ریشهٔ «س ف ر» منتقل کرد.

از جهت لغوی، آنچه روشن است این است که سفر، یک وضعیت واقعی حرکت و دور بودن از محل اقامت است. حکم مربوط به آن از آیات روزه شناخته می‌شود.

ج. سفر، نبود آب و طهارت

در نساء ۴:۴۳ و مائده ۵:۶، سفر در زمینهٔ طهارت و تیمم آمده است.

در هر دو آیه، علاوه بر سفر، بیماری و حالت جنابت و تعبیر «لامستم النساء» مطرح‌اند و سپس مسئلهٔ نیافتن آب بیان می‌شود. «لامستم» به لمس بدنی یا به کنایه از آمیزش تفسیر شده است؛ داوری دربارهٔ آن، بحثی مستقل از معنای «سفر» است.

این کاربردها نشان می‌دهند که سفر می‌تواند در احکام مربوط به دسترسی به آب و طهارت اهمیت داشته باشد.

اما «سفر» در خود زبان به معنای نبود آب نیست. ممکن است مسافری به آب کافی دسترسی داشته باشد و شخصی دیگر در محل اقامت خود آب نیابد.

بنابراین، باید میان وضعیت سفر و شرط نیافتن آب تفاوت گذاشت.

همچنین خود آیات در تعیین شرایط تیمم و شستن یا مسح اعضا نقش دارند؛ نمی‌توان تنها از واژهٔ «سفر»، جزئیات طهارت را به دست آورد.

طبری؛ اختلاف تفسیر لامستم

د. سفر و ثبت تعهد مالی

در سورهٔ بقره، آیهٔ ۲۸۳، سفر در موضوع ثبت تعهد و بدهی آمده است.

پس از توضیح نوشتن بدهی‌ها و گواهی در بقره ۲:۲۸۲، آیهٔ بعد وضعیت کسی را مطرح می‌کند که در سفر است و نویسنده‌ای نمی‌یابد.

در اینجا، سفر با دشواری احتمالی دسترسی به ابزار ثبت یا شخص نویسنده ارتباط پیدا می‌کند.

اما این رابطه به معنای آن نیست که نوشتن در سفر ناممکن است. خود آیه، نیافتن نویسنده را جدا از سفر بیان کرده است.

تفاوت این دو شرط اهمیت دارد. سفر وضعیت شخص را مشخص می‌کند و نیافتن نویسنده شرایط عملی ثبت تعهد را روشن می‌سازد.

همچنین موضوع آیه حفظ حقوق و امانت در روابط مالی است؛ ولی این مفاهیم از واژه‌ها و ساخت‌های دیگر آیه شناخته می‌شوند.

در این کاربرد، «سفر» به همان معنای شناخته‌شدهٔ مسافرت است و معنای حقوقی مستقل و تازه‌ای پیدا نکرده است.

هـ. «سَفَرًا قَاصِدًا»؛ سفر نزدیک به توان معمول

در سورهٔ توبه آمده است:

لَوْ كَانَ عَرَضًا قَرِيبًا وَسَفَرًا قَاصِدًا لَاتَّبَعُوكَ وَلَٰكِنْ بَعُدَتْ عَلَيْهِمُ الشُّقَّةُ وَسَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَوِ اسْتَطَعْنَا لَخَرَجْنَا مَعَكُمْ يُهْلِكُونَ أَنْفُسَهُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ

«اگر بهره‌ای نزدیک و سفری معتدل و آسان‌پیمودن بود، بی‌گمان از تو پیروی می‌کردند؛ ولی راه برای آنان دور و دشوار شد. و به آن معبود یگانه سوگند خواهند خورد که اگر توانسته بودیم، همراه شما بیرون می‌آمدیم. آنان خود را به نابودی می‌کشانند و آن معبود یگانه می‌داند که دروغگویند.»

توبه، ۹:۴۲

در این آیه، «سَفَرًا» با وصف «قَاصِدًا» آمده است.

«قاصد» از ریشهٔ «ق ص د» است و در این سیاق به سفر معتدل، مستقیم یا آسان‌پیمودن اشاره دارد.

بنابراین، آسان‌تر یا معتدل بودن سفر از وصف «قاصد» شناخته می‌شود؛ خود «سفر» چنین معنایی ندارد.

آیه همچنین از دور شدن و دشوار شدن راه سخن می‌گوید. در اینجا، تفاوت میان مسافرت آسان و مسافرت دشوار مطرح است.

اما نباید از این تفاوت نتیجه گرفت که هر سفر دشوار از نظر الهی ناپسند است یا هر سفر آسان ارزش بیشتری دارد. موضوع آیه رفتار اشخاصی است که در برابر دعوت به همراهی، وضعیت مسیر و منفعت نزدیک را می‌سنجند.

از نظر پژوهش ریشه، این آیه نشان می‌دهد که سفر می‌تواند با اوصاف متفاوتی همراه شود؛ پس سختی، کوتاهی یا آسانی، جزء ثابت معنای «سفر» نیستند.

پژوهش ریشهٔ ق ص د (هنوز منتشر نشده)

و. «مِنْ سَفَرِنَا هَٰذَا نَصَبًا»؛ خستگی سفر

در سورهٔ کهف آمده است:

فَلَمَّا جَاوَزَا قَالَ لِفَتَاهُ آتِنَا غَدَاءَنَا لَقَدْ لَقِينَا مِنْ سَفَرِنَا هَٰذَا نَصَبًا

«پس هنگامی که از آنجا گذشتند، به همراه جوان خود گفت: خوراک چاشت ما را بیاور؛ بی‌گمان از این سفرمان خستگی دیده‌ایم.»

کهف، ۱۸:۶۲

در این آیه، «سَفَرِنَا» به مسافرت دو شخص در داستان موسی اشاره دارد.

«نَصَبًا» از ریشهٔ «ن ص ب» است و در این سیاق به خستگی و رنج ناشی از کوشش مربوط می‌شود.

این دو واژه با یکدیگر ارتباط دارند، اما یک معنا نیستند.

سفر عملی است که انجام می‌شود؛ خستگی می‌تواند از پیامدهای آن باشد.

در اینجا، خود آیه خستگی را صریحا بیان کرده است. اما نمی‌توان از آن نتیجه گرفت که هر سفر ضرورتا به خستگی شدید می‌انجامد.

همچنین این آیه نشان می‌دهد که سفر در قرآن، یک حرکت واقعی با نیازهای جسمانی مانند خوراک و استراحت است؛ نه اینکه تمام کاربردهای آن تنها استعاره‌ای از سیر معنوی باشند.

پژوهش ریشهٔ ن ص ب (هنوز منتشر نشده)

۵. «أَسْفَارِنَا»؛ سفرها و فاصله‌های مسیر

در سورهٔ سبأ، جمع «أَسْفَار» در معنای سفرها آمده است:

فَقَالُوا رَبَّنَا بَاعِدْ بَيْنَ أَسْفَارِنَا وَظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ وَمَزَّقْنَاهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ

«پس گفتند: پروردگارا، میان سفرهای ما فاصله بینداز. و بر خود ستم کردند؛ پس آنان را داستان‌هایی گرداندیم و به‌تمامی پراکنده‌شان ساختیم. بی‌گمان در این، نشانه‌هایی برای هر شکیبای سپاسگزار است.»

سبأ، ۳۴:۱۹

در این آیه، «أَسْفَارِنَا» جمع «سَفَر» به معنای سفر است؛ نه جمع «سِفْر» به معنای کتاب.

برای فهم این کاربرد، آیهٔ پیشین اهمیت دارد. در سبأ ۳۴:۱۸، از آبادی‌های آشکار و نزدیک به مسیر، اندازه‌گذاری راه‌ها و امکان حرکت امن در شب و روز سخن رفته است.

بنابراین، موضوع «أسفارنا» به سفر، راه‌ها و فاصله‌های میان منزلگاه‌ها مربوط است.

در آیهٔ ۱۹، گفتاری از آنان نقل می‌شود که با فاصله افتادن میان سفرهایشان ارتباط دارد و سپس از ستم آنان بر خود و پراکنده شدنشان سخن گفته می‌شود.

در قرائت‌ها و توضیح‌های کهن دربارهٔ صورت «بَاعِدْ» و چگونگی فهم این گفتار اختلاف‌هایی وجود دارد. برخی آن را درخواست فاصله‌دار شدن مسیرها و برخی در ارتباط با شکایت یا ناسپاسی از وضعیت پیشین بررسی کرده‌اند.

اما این اختلاف، معنای «أَسْفَارِنَا» را از سفرها به کتاب‌ها تبدیل نمی‌کند.

همچنین نباید تمام مفهوم امنیت، راحتی یا طول مسیر را در خود واژهٔ «أسفار» قرار داد. این مفاهیم از آیات و واژه‌های پیرامون آن شناخته می‌شوند.

از نظر لغوی، «أسفارنا» به معنای «سفرهای ما»ست و توضیح شرایط آن به سیاق وابسته است.

۶. «أَسْفَارًا»؛ کتاب‌هایی که حمل می‌شوند

در سورهٔ جمعه، همان صورت جمع با معنایی متفاوت آمده است:

مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ

«مثال کسانی که تورات بر آنان نهاده شد، سپس آن را بر عهده نگرفتند، مانند الاغی است که کتاب‌هایی را حمل می‌کند. چه بد است مثال مردمی که آیات آن معبود یگانه را تکذیب کردند؛ و آن معبود یگانه مردم ستمگر را هدایت نمی‌کند.»

جمعه، ۶۲:۵

در این آیه، «أَسْفَارًا» جمع «سِفْر» به معنای کتاب است.

این معنا از سیاق بسیار روشن است. آیه از تورات سخن می‌گوید و سپس حیوانی را مثال می‌آورد که کتاب‌هایی را بر پشت خود حمل می‌کند.

اگر «أسفار» در این آیه به «سفرها» ترجمه شود، تصویر مثال نادرست می‌شود.

تفاوت حمل جسمانی و پذیرفتن مسئولیت کتاب

در این آیه، فعل «حمل» چند بار با ساخت‌های متفاوت آمده است.

نخست، دربارهٔ کسانی گفته می‌شود که تورات بر آنان نهاده شده است.

سپس از کسانی سخن می‌رود که آن را حمل نکردند.

در ادامه، الاغی مثال زده می‌شود که کتاب‌هایی را حمل می‌کند.

تفاوت مهم این است که حمل کردن یک شیء بر پشت، با پذیرفتن و به‌کار بستن محتوای آن یکسان نیست.

حیوان می‌تواند کتاب‌های بسیاری حمل کند، بی‌آنکه توان فهم محتوای آنها را داشته باشد.

در مقابل، انسان می‌تواند کتابی را دریافت کند، بخواند و مسئولیت شناخت و عمل به آن را داشته باشد.

آیه کسانی را نقد می‌کند که تورات بر آنان نهاده شده، اما مسئولیت آن را به‌درستی بر عهده نگرفته‌اند و آیات الهی را تکذیب کرده‌اند.

از این رو، مثال تنها دربارهٔ زیاد بودن تعداد کتاب‌ها نیست؛ تفاوت میان برخورداری از کتاب و بهره‌گرفتن از هدایت آن مطرح است.

با این حال، خود واژهٔ «أسفار» به معنای «کتاب‌های نفهمیده‌شده» نیست. نفهمیدن یا بهره نگرفتن از کتاب، نتیجه‌ای است که از مثال و سیاق به دست می‌آید.

همچنین این آیه نباید به نکوهش مطلق مطالعه، نگهداری کتاب یا آموختن دانش تبدیل شود. مسئلهٔ نقدشده، برخورداری از کتاب بدون پذیرش مسئولیت حق و هدایت آن است.

دو کاربرد قرآنی «أَسْفَار» نشان می‌دهند که یک صورت نوشتاری واحد می‌تواند جمع دو اسم با حرکت و معنای متفاوت باشد: «سَفَر» به معنای مسافرت و «سِفْر» به معنای کتاب.

۷. «أَسْفَرَ» و «مُسْفِرَة»؛ آشکار شدن روشنایی

الف. «وَالصُّبْحِ إِذَا أَسْفَرَ»؛ روشن شدن صبح

در سورهٔ مدثر آمده است:

وَالصُّبْحِ إِذَا أَسْفَرَ

«و سوگند به صبح، هنگامی که روشن و آشکار شود.»

مدثر، ۷۴:۳۴

در این آیه، «أَسْفَرَ» فعل ماضی باب افعال است و به روشن و آشکار شدن صبح اشاره دارد.

این کاربرد به هستهٔ معنایی کشف و آشکار شدن بسیار نزدیک است.

در هنگام گذار از شب به روز، روشنایی افزایش می‌یابد و آنچه در تاریکی دیده نمی‌شد آشکارتر می‌شود.

«أَسْفَرَ» در اینجا به همین روشن شدن اشاره می‌کند.

اما خود واژه تعیین نمی‌کند که صبح در چه دقیقه‌ای آغاز شده یا دقیقا چه مقدار روشنایی پدید آمده است.

این جزئیات به مشاهده، جایگاه خورشید و تعابیر زمانی دیگر مربوط‌اند.

همچنین «أَسْفَرَ» را نباید به معنای سفر کردن صبح ترجمه کرد. اشتراک ریشه به معنای یکسان بودن دو کاربرد نیست.

در این آیه، موضوع روشنایی و آشکار شدن صبح است، نه جابه‌جایی مکانی.

ب. «وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ»؛ چهره‌های روشن

در سورهٔ عبس آمده است:

وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ

«چهره‌هایی در آن روز روشن و درخشان‌اند.»

عبس، ۸۰:۳۸

در این آیه، «مُسْفِرَةٌ» اسم فاعل مؤنث از باب افعال است.

این وصف به «وُجُوهٌ» برمی‌گردد و وضعیت چهره‌ها را بیان می‌کند.

در آیهٔ بعد، عبس ۸۰:۳۹، این چهره‌ها با خندیدن و شادی همراه معرفی شده‌اند. در عبس ۸۰:۴۰ و عبس ۸۰:۴۱، چهره‌های دیگری در وضعیت غبارآلود و تیره توصیف می‌شوند.

بنابراین، «مسفرة» در اینجا با روشنی و درخشندگی چهره‌ها ارتباط دارد.

اما شادی از آیهٔ بعد شناخته می‌شود؛ خود «مسفرة» به معنای خندیدن نیست.

همچنین غبارآلودگی و تیرگی چهره‌های گروه دوم از واژه‌های مستقل همان آیات به دست می‌آیند.

این تقابل، معنای روشنایی چهره را تقویت می‌کند.

تفاوت «مُسْفِرَة» با «سَافِرَة»

در زبان عربی، «سَافِرَة» می‌تواند به زنی اشاره کند که پوشش چهرهٔ خود را کنار زده است.

اما در عبس ۸۰:۳۸، صورت «مُسْفِرَةٌ» آمده است؛ نه «سَافِرَةٌ».

«مُسْفِرَة» از باب افعال و در این سیاق به روشن و درخشان بودن چهره‌ها اشاره دارد.

از این رو، ترجمهٔ آن به «چهره‌های بی‌پوشش» دقت لازم را ندارد.

همچنین کاربرد لغوی «سفور» دربارهٔ آشکار شدن چهره را نباید به‌تنهایی به حکمی دربارهٔ نوع پوشش زنان تبدیل کرد.

وجود یک واژه و میدان معنایی آن، خودبه‌خود حکم پوشش یا ممنوعیت دینی را تعیین نمی‌کند. چنین حکمی باید از آیات مربوط به پوشش و ساخت دقیق آنها بررسی شود.

در این آیه، موضوع روشنایی و وضعیت چهره‌ها در روز بازپسین است.

۸. «بِأَيْدِي سَفَرَةٍ»؛ نویسندگان یا رسانندگان پیام؟

یکی از مهم‌ترین کاربردهای این ریشه در سورهٔ عبس است.

برای فهم آن باید آیات پیاپی را در نظر گرفت:

كَلَّا إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ

«چنین نیست؛ همانا آن یادآوری است.»

عبس، ۸۰:۱۱

فَمَنْ شَاءَ ذَكَرَهُ

«پس هرکس بخواهد، آن را یاد می‌کند.»

عبس، ۸۰:۱۲

فِي صُحُفٍ مُكَرَّمَةٍ

«در صحیفه‌هایی گرامی.»

عبس، ۸۰:۱۳

مَرْفُوعَةٍ مُطَهَّرَةٍ

«بلندمرتبه و پاک‌شده.»

عبس، ۸۰:۱۴

بِأَيْدِي سَفَرَةٍ

«در دست سفَره.»

عبس، ۸۰:۱۵

كِرَامٍ بَرَرَةٍ

«گرامیان نیکوکار.»

عبس، ۸۰:۱۶

در این مجموعه، از یادآوری، صحیفه‌ها و کسانی که این صحیفه‌ها در دست آنان است سخن گفته می‌شود.

«سَفَرَةٍ» جمع «سَافِر» است و در زبان عربی دو توضیح مهم برای این کاربرد وجود دارد: نویسندگان و رسانندگان پیام یا نوشته.

خوانش نخست: نویسندگان و ثبت‌کنندگان

در زبان عربی، «سَفَرَ الْكِتَابَ» در کاربرد مربوط به نوشتن ثبت شده است.

از همین میدان، «سَافِر» به نویسنده و «سَفَرَة» به نویسندگان گفته شده است.

این تحلیل با سیاق عبس سازگاری روشنی دارد؛ زیرا واژه در کنار «صُحُف» آمده است.

صحیفه، نوشته و کسانی که با آن سروکار دارند، یک میدان معنایی مرتبط می‌سازند.

در این خوانش، «سفرة» کسانی‌اند که مسئول نوشتن، نگهداری یا ثبت نوشته‌ها هستند.

اما از خود واژه نمی‌توان نتیجه گرفت که این اشخاص دقیقا چه چیزی را نوشته‌اند، با چه ابزاری نوشته‌اند یا تعداد آنان چند نفر بوده است.

این جزئیات در آیات بیان نشده‌اند.

خوانش دوم: رسانندگان و واسطه‌های انتقال پیام

در عربی، «سَفِير» به رسانندهٔ پیام یا میانجی گفته می‌شود.

در توضیح «سفرة»، برخی لغویان و مفسران قدیم میان این واژه و سفارت ارتباط برقرار کرده‌اند.

بر این اساس، سفرة کسانی‌اند که پیام یا نوشته را منتقل می‌کنند و آن را به مخاطب می‌رسانند.

این خوانش نیز با موضوع وحی و صحیفه‌های گرامی قابل ارتباط است.

اما «رسانندهٔ پیام» و «نویسنده» یک معنا ندارند. ممکن است کسی پیام را بنویسد، دیگری آن را حمل کند و شخص سومی آن را بخواند.

از این رو، نباید همهٔ این فعالیت‌ها را بدون توضیح در یک واژه ادغام کرد.

مصداق سفرة چه کسانی‌اند؟

در توضیح‌های کهن، سفرة به فرشتگان، نویسندگان یا خوانندگان نسبت داده شده است.

برداشت مشهور آن است که مقصود فرشتگانی‌اند که با وحی و صحیفه‌ها ارتباط دارند.

این خوانش با وصف‌های «كِرَامٍ بَرَرَةٍ» و جایگاه صحیفه‌ها در سیاق سازگار است.

اما خود آیات عبس ۸۰:۱۳، عبس ۸۰:۱۴، عبس ۸۰:۱۵ و عبس ۸۰:۱۶ واژهٔ «ملائکه» را صریحا ذکر نمی‌کنند.

از این رو، باید میان معنای لغوی «سفرة» و تعیین مصداق آنان تفاوت گذاشت.

می‌توان بر پایهٔ مجموعهٔ قرائن، خوانش فرشتگان را قابل دفاع دانست، بی‌آنکه ادعا کرد واژهٔ «سفرة» در ذات خود فقط نام فرشتگان است.

همچنین اگر در توضیح لغوی گفته شود سفرة «نویسندگان» هستند، این معنا به‌خودی‌خود تعیین نمی‌کند که آنان انسان‌اند یا فرشته.

معنای واژه، وظیفه یا نسبت اشخاص را معرفی می‌کند؛ تعیین هویت آنان مرحله‌ای جدا از پژوهش لغوی است.

البسیط؛ نویسندگان و میانجیان و تعیین مصداق سفرة

۱۰. نکات صرفی و ساختاری

در قرآن، اسم «سَفَر» هفت بار آمده است. پنج مورد با حرف «عَلَىٰ» همراه‌اند و وضعیت سفر را بیان می‌کنند.

در توبه ۹:۴۲، این اسم با وصف «قَاصِدًا» آمده است.

در کهف ۱۸:۶۲، «سَفَرِنَا» به ضمیر جمع گوینده اضافه شده و به سفر مشخصی اشاره دارد.

در سبأ ۳۴:۱۹، «أَسْفَارِنَا» جمع «سَفَر» و به معنای سفرهای ماست.

اما در جمعه ۶۲:۵، «أَسْفَارًا» جمع «سِفْر» و به معنای کتاب‌هاست.

این دو صورت از نظر حروف نوشتاری مشابه‌اند، اما مفرد آنها از نظر حرکت و معنا تفاوت دارد.

در مدثر ۷۴:۳۴، «أَسْفَرَ» فعل ماضی باب افعال است و فاعل آن «الصُّبْح» است.

در عبس ۸۰:۳۸، «مُسْفِرَةٌ» اسم فاعل مؤنث از باب افعال و وصف «وُجُوهٌ» است.

در عبس ۸۰:۱۵، «سَفَرَةٍ» جمعی از صورت «سافر» است و در ساخت «بِأَيْدِي سَفَرَةٍ» آمده است.

«بِأَيْدِي» محل یا نسبت در دست داشتن را بیان می‌کند؛ اما از این عبارت به‌تنهایی نمی‌توان تمام وظایف یا هویت اشخاص را تعیین کرد.

از نظر صرفی، «سفرة» با «سُفرة» در معنای خوراک سفر تفاوت دارد. همچنین «مُسْفِرَة» به معنای روشن و آشکار، نباید با «مُسَافِرَة» به معنای سفرکننده اشتباه گرفته شود.

این تفاوت‌ها برای ترجمه ضروری‌اند؛ زیرا اشتراک حروف ریشه به معنای یکسان بودن شکل و معنای مشتق‌ها نیست.

۱۱. چالش‌های فهم و ترجمه

آیا سفر در قرآن حتما سفر دشوار و خسته‌کننده است؟

خیر.

در توبه ۹:۴۲، سفر با وصف «قاصد» آمده است؛ در کهف ۱۸:۶۲، خستگی سفر به‌صراحت بیان شده است.

این تفاوت نشان می‌دهد که سختی و خستگی، پیامدهای احتمالی سفرند؛ نه معنای ثابت ریشه.

در آیات روزه و طهارت نیز سفر به‌عنوان وضعیتی مستقل مطرح می‌شود. نوع تسهیل حکم را باید از همان آیات شناخت.

آیا سفر ضرورتا فاصلهٔ عددی مشخصی دارد؟

خود ریشه چنین فاصله‌ای را تعیین نمی‌کند.

در زبان عربی، سفر به بیرون رفتن از محل اقامت و پیمودن راه مربوط است.

اما مقدار راه، مدت حرکت و معیارهای مربوط به احکام سفر از خود اسم «سفر» به دست نمی‌آیند.

همچنین نباید با تکیه بر تفاوت سفرهای کوتاه و بلند امروز، بدون بررسی، یکی از آنها را از معنای عربی قرآن بیرون گذاشت.

آیا «أَسْفَار» همیشه به معنای کتاب‌هاست؟

خیر.

در سبأ ۳۴:۱۹، «أسفارنا» به سفرها اشاره دارد.

در جمعه ۶۲:۵، «أسفارا» کتاب‌ها را بیان می‌کند.

تفاوت در حرکت مفرد و سیاق جمله مشخص می‌شود. یکی جمع «سَفَر» و دیگری جمع «سِفْر» است.

از این رو، نمی‌توان معنای یکی را به آیهٔ دیگر منتقل کرد.

آیا «سَفَرَة» در سورهٔ عبس حتما فرشتگان‌اند؟

فرشتگان یکی از مصداق‌های مهم و قابل دفاع در خوانش این آیه‌اند.

اما خود واژهٔ «سفرة» از نظر لغوی به نویسندگان یا رسانندگان نوشته و پیام مربوط است.

آیه به‌صراحت نام فرشتگان را ذکر نمی‌کند. بنابراین، تعیین مصداق باید از قرائن قرآنی انجام شود.

این احتیاط به معنای رد خوانش فرشتگان نیست؛ بلکه میان معنای واژه و هویت اشخاص تفاوت می‌گذارد.

آیا «سُفور» همان «إسفار»ِ قرآنی است؟

خیر.

در زبان عربی، «سفور» به آشکار شدن و کنار رفتن پوشش مربوط است. خودِ صورت «سُفور» در قرآن نیامده است.

«إسفار» مصدر لغویِ باب افعال است؛ خود این مصدر در قرآن نیامده، بلکه «أَسْفَرَ» در روشن شدن صبح و «مُسْفِرَة» در وصف چهره‌های روشن آمده‌اند.

این دو در میدان آشکار شدن نزدیک‌اند، اما تفاوت ساخت و کاربرد دارند.

همچنین «سفور» در معنای آشکار کردن چهره، به‌تنهایی نام یک حکم دینی دربارهٔ پوشش نیست.

آیا نام‌گذاری کتاب به «سِفْر» یعنی محتوای آن حتما آشکار و درست است؟

خیر.

در توضیح لغوی، کتاب با ثبت و روشن ساختن محتوا ارتباط داده شده است.

اما ممکن است کتابی درست یا نادرست باشد، و ممکن است خواننده محتوای آن را بفهمد یا نفهمد.

در جمعه ۶۲:۵، خود مثال نشان می‌دهد که حمل کتاب با فهم و به‌کارگیری آن یکسان نیست.

بنابراین، «سِفْر» نام کتاب است؛ حقانیت، فهم و مسئولیت عمل به آن، مفاهیمی‌اند که از زمینهٔ مستقل شناخته می‌شوند.

۱۲. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان

برای «سَفَر» در کاربرد مربوط به حرکت، معادل اصلی «سفر» یا «مسافرت» است.

در بقره ۲:۱۸۴، بقره ۲:۱۸۵، بقره ۲:۲۸۳، نساء ۴:۴۳ و مائده ۵:۶، عبارت «عَلَىٰ سَفَرٍ» را می‌توان «در سفر» ترجمه کرد.

در توبه ۹:۴۲، «سَفَرًا قَاصِدًا» به «سفری معتدل و آسان‌پیمودن» نزدیک است. صفت «قاصد» نباید در معنای خود سفر ادغام شود.

در کهف ۱۸:۶۲، «مِنْ سَفَرِنَا هَٰذَا» به‌صورت طبیعی «از این سفرمان» ترجمه می‌شود.

در سبأ ۳۴:۱۹، «أَسْفَارِنَا» به معنای «سفرهای ما»ست.

در جمعه ۶۲:۵، «أَسْفَارًا» باید «کتاب‌ها» ترجمه شود؛ نه سفرها. اگر توجه به بزرگی کتاب‌ها در سیاق لازم باشد، می‌توان از «کتاب‌های بزرگ» استفاده کرد، ولی بزرگی فیزیکی کتاب نباید بی‌دلیل محور اصلی مثال شود.

برای «أَسْفَرَ» در مدثر ۷۴:۳۴، «روشن و آشکار شد» معادل مناسبی است.

برای «مُسْفِرَة» در عبس ۸۰:۳۸، «روشن»، «درخشان» و «روشن و گشاده» مناسب‌اند. «چهره‌های بی‌پوشش» معادل دقیق این کاربرد نیست.

برای «سَفَرَة» در عبس ۸۰:۱۵، می‌توان «نویسندگان» یا «رسانندگان نوشته» را بر اساس داوری سیاقی به کار برد. در مرحله‌ای که مصداق هنوز محل بررسی است، حفظ صورت «سفرة» همراه با توضیح کوتاه نیز مناسب خواهد بود.

برای کاربرد غیرقرآنی «سَفِير»، «فرستاده»، «رسانندهٔ پیام» یا «میانجی» مناسب است.

برای «سِفَارَة»، «میانجیگری» و «رساندن پیام» طبیعی‌اند. معنای سیاسی امروز سفارت نیز از همین میدان بهره می‌گیرد، اما نباید تمام ویژگی‌های نهاد دیپلماتیک جدید را به کاربرد کهن نسبت داد.

در همهٔ این موارد، ترجمهٔ پایه باید معنای تثبیت‌شدهٔ واژه را برساند و تصویر بنیادین آشکار شدن در توضیح لغوی بیاید.

۱۳. جمع‌بندی

ریشهٔ «س ف ر» در زبان عربی با آشکار شدن، کنار رفتن پوشش و نمایان ساختن چیزی که پیش‌تر پوشیده بوده ارتباط دارد.

از این میدان، کاربردهای گوناگونی شناخته شده‌اند: روشن شدن صبح، نمایان شدن چهره، سفر کردن، نوشتن و ثبت محتوا در کتاب، و رساندن پیام میان اشخاص.

در قرآن، این ریشه ۱۲ بار آمده است.

هفت کاربرد آن دربارهٔ سفر واقعی انسان است. در این موارد، سفر با روزه، طهارت، ثبت تعهد مالی، دشواری مسیر و خستگی همراه شده است؛ اما هیچ‌یک از این شرایط جزء همیشگی معنای خود سفر نیستند.

در سبأ ۳۴:۱۹، «أسفار» به سفرها اشاره دارد؛ در حالی که در جمعه ۶۲:۵، همین صورت جمع به کتاب‌ها مربوط است. این تفاوت نشان می‌دهد که حرکت‌های مفرد و سیاق، در تشخیص معنا نقش تعیین‌کننده دارند.

در مدثر ۷۴:۳۴، فعل «أسفر» روشن شدن صبح را بیان می‌کند. در عبس ۸۰:۳۸، «مسفرة» وصف چهره‌های روشن است.

در عبس ۸۰:۱۵ نیز «سفرة» دربارهٔ کسانی آمده که صحیفه‌های گرامی در دست آنان است. معنای لغوی آن با نویسندگان و رسانندگان نوشته ارتباط دارد؛ اما تعیین هویت دقیق آنان به بررسی قرائن مستقل نیاز دارد.

بنابراین، معنای کوتاه ریشه را می‌توان چنین بیان کرد:

آشکار شدن و کنار رفتن پوشیدگی؛ و در شاخه‌های تثبیت‌شدهٔ آن، سفر کردن، روشن شدن، کتاب و رساندن نوشته یا پیام.

این تعریف نباید سبب شود که «سفر» همیشه به کشف حقیقت، «کتاب» همیشه به نوشتهٔ هدایتگر، یا «مسفرة» همیشه به کنار رفتن پوشش جسمانی ترجمه شود.

هر مشتق معنای شناخته‌شدهٔ خود را دارد. نقش پژوهش ریشه آن است که پیوند میان این کاربردها را روشن سازد، بی‌آنکه تفاوت واقعی آنها را از میان ببرد.