ریشهٔ قرآنی «ط م ع»
چشمداشت و گرایش درونی به دستیابی به امر مطلوبی که ممکن پنداشته میشود
۱. معرفی ریشه
ریشهٔ «ط م ع» در زبان عربی بر چشمداشت و گرایش درونی به دستیابی به چیزی مطلوب دلالت میکند؛ چیزی که هنوز به دست نیامده است، اما شخص رسیدن به آن را ممکن میبیند.
«طَمِعَ في الشيء» یعنی به آن امید بست، چشم داشت یا در انتظار دستیابی به آن قرار گرفت. در این معنا سه عنصر وجود دارد:
- امری مطلوب؛
- امکان دستیابی به آن؛
- قطعی نبودن تحقق آن.
ازاینرو، «طمع» در عربی قرآن الزاماً به معنای «آز»، «حرص پست» یا «زیادهخواهی» نیست. این واژه میتواند امیدی درست به آمرزش، انتظار باران، چشمداشت به ورود در میان صالحان یا توقعی بیپایه و زیادهخواهانه را بیان کند.
جهت اخلاقی طمع را متعلق آن، مبنای انتظار و رفتار صاحب آن تعیین میکند.
۲. کاربرد در زبان عرب پیشااسلامی
شعر جاهلی نشان میدهد که «طمع» پیش از نزول قرآن نیز معنایی گستردهتر از «آزمندی» داشته است.
لقیط بن یعمر ایادی در وصف رابطهای نامطمئن میگوید:
جَرَّتْ لِما بَيْنَنا حَبْلَ الشَّموسِ فَلا
يَأْسًا مُبينًا تَرى مِنْها وَلا طَمَعَا
در این بیت، «یأس» و «طمع» در برابر یکدیگر قرار گرفتهاند: نه نشانهای روشن از نومیدی دیده میشود و نه زمینهای استوار برای امید به وصال. «طمع» در اینجا همان چشمداشت به امکان رسیدن است.
نابغهٔ ذبیانی نیز در وصف حیوانی که راه نجات را بسته میبیند میگوید:
قالَتْ لَهُ النَّفْسُ إِنّي لا أَرى طَمَعًا
وَإِنَّ مَوْلاكَ لَمْ يَسْلَمْ وَلَمْ يَصِدِ
«لا أرى طمعاً» یعنی دیگر امکان و چشمداشتی برای رهایی نمیبینم. طمع در این کاربرد نه حرص، بلکه امید به نجات است.
این شواهد نشان میدهند که «طمع» در زبان پیشااسلامی میتوانست:
- امید به نجات یا وصال باشد؛
- در برابر یأس قرار گیرد؛
- یا به انتظار دستیابی به منفعتی ممکن اشاره کند.
قرآن همین میدان معنایی را حفظ کرده و آن را در سیاقهای مثبت، متعادل و نکوهیده به کار برده است.
۳. ساخت صرفی
«ط م ع» ریشهای ثلاثی مجرد و صحیح است. فعل اصلی آن چنین صرف میشود:
- طَمِعَ يَطْمَعُ: امید بست، چشم داشت یا خواهان دستیابی شد؛
- طَمَع: چشمداشت، امید یا انتظار دستیابی؛
- طَماعَة و طَماعِيَة: میل و چشمداشت؛
- طامِع و طَمِع: کسی که به چیزی چشم دارد؛
- مَطْمَع: چیزی یا موقعیتی که به آن چشم دوخته میشود؛
- مَطامِع: جمع مطمع، خواستهها و اموری که مورد چشمداشتاند؛
- أَطْمَعَهُ في الشيء: او را به چیزی امیدوار کرد یا زمینهٔ طمع او را فراهم ساخت؛
- تَطامَعَ فيه: به او یا آن چشم طمع دوخت.
در قرآن، صورتهای بهکاررفته از این ریشه به فعل ثلاثی مجرد و مصدر «طَمَع» محدود میشوند.
وزن «فَعِلَ يَفْعَلُ»
«طَمِعَ يَطْمَعُ» بر وزن «فَعِلَ يَفْعَلُ» است. این وزن در شمار قابل توجهی از افعال مربوط به حالتهای درونی و روانی دیده میشود؛ مانند «فَرِحَ»، «حَزِنَ» و «غَضِبَ».
این ویژگی با معنای طمع بهعنوان حالتی درونی سازگار است؛ اما وزن صرفی بهتنهایی تعریف دقیق واژه را تعیین نمیکند. معنای ریشه باید از مجموع کاربردهای زبانی و قرآنی استخراج شود.
کارتهای قابل ارجاع برای مشتقهای قرآنی
فعل ثلاثی مجرد؛ امید بستن، چشم داشتن یا انتظار دستیابی به امر مطلوب.
مصدر ریشه؛ چشمداشت، امید یا انتظار دستیابی، که در قرآن با خوف همراه آمده است.
مضارع متکلم از طَمِعَ؛ «من امید دارم»، نه باب افعال.
امید و چشمداشت جمعی؛ در سیاق ایمان، آمرزش و ورود در صالحان.
چشمداشت یا امید در حال استمرار؛ ارزش آن را سیاق تعیین میکند.
ترکیب قرآنی بیم و امید؛ دو امکان آینده، زیان و خیر، کنار هم دیده میشوند.
۴. نکتهٔ صرفی دربارهٔ «أَطْمَعُ»
ابراهیم میگوید:
وَالَّذِي أَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ
«أَطْمَعُ» در این آیه فعل مضارع اولشخص از فعل ثلاثی مجرد «طَمِعَ يَطْمَعُ» است:
أَنا أَطْمَعُ: من امید دارم.
الف آغازین، علامت مضارع متکلم است. این صورت را نباید با فعل باب افعال «أَطْمَعَ» به معنای «دیگری را امیدوار یا طمعکار کرد» اشتباه گرفت.
۵. نبودن تصویر مادی ثابت
برای «ط م ع» تصویر مادی روشن و ثابتی که بتوان آن را با اطمینان خاستگاه همهٔ کاربردهای ریشه دانست در دست نیست. این واژه در شواهد کهن، مستقیماً برای حالتی درونی از امید، میل و انتظار به کار رفته است.
میتوان برای توضیح، طمع را به دوخته شدن چشم یا دراز شدن دست به سوی مطلوب تشبیه کرد؛ اما اینها تصویرهای تفسیریاند، نه معنای ثابت یا منشأ اثباتشدهٔ ریشه.
بنابراین، «ط م ع» را بهتر است در گروه افعالی شناخت که حالت درونی شخص را بیان میکنند، بیآنکه برای آن خاستگاهی جسمانی و حدسی ساخته شود.
۶. هستهٔ معنایی
هستهٔ معنایی «ط م ع» را میتوان چنین بیان کرد:
گرایش و چشمداشت درونی به دستیابی به منفعت یا امر مطلوبی که ممکن پنداشته میشود، اما هنوز تحقق آن قطعی نیست.
طمع نه خودِ مطلوب است، نه دستیابی به آن و نه یقین به وقوعش؛ بلکه حالت شخص در فاصله میان خواستن و به دست آوردن است.
ازاینرو، طمع با سه چیز یکسان نیست:
- صرفِ میل، زیرا در طمع انتظار دستیابی نیز وجود دارد؛
- یقین، زیرا نتیجه هنوز قطعی نیست؛
- استحقاق، زیرا چشم داشتن به چیزی ثابت نمیکند که شخص حق دریافت آن را دارد.
۷. گسترهٔ اخلاقی طمع در قرآن
ریشهٔ «ط م ع» در قرآن بار اخلاقی ثابت ندارد. طمع میتواند در سه جهت ظاهر شود:
۷.۱. طمع پذیرفتنی
مانند امید به آمرزش، رحمت و قرار گرفتن در میان صالحان.
۷.۲. طمع متعادل
مانند «خوفاً وطمعاً» که احتمال خیر و زیان را همزمان در نظر میگیرد.
۷.۳. طمع نکوهیده
مانند انتظار نامشروع، احساس استحقاق بدون عمل، یا توقع افزایش نعمت با وجود ناسپاسی و مخالفت با آیات.
پس نمیتوان تنها با دیدن مشتقی از «ط م ع» دربارهٔ ارزش اخلاقی آن داوری کرد. این جهت از متعلق، ساخت جمله و سیاق به دست میآید.
۸. «خَوْفًا وَطَمَعًا»
در کاربردهای اسمی این ریشه در قرآن، «طَمَعًا» همیشه با «خَوْفًا» همراه شده است:
وَادْعُوهُ خَوْفًا وَطَمَعًا
هُوَ الَّذِي يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا
وَمِنْ آيَاتِهِ يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا
يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا
این یک الگوی واقعی در کاربرد قرآنی مصدر «طمع» است، نه قاعدهای عمومی برای همهٔ کاربردهای این ریشه در زبان عربی.
خوف و طمع ضد کامل یکدیگر نیستند. هر دو به آیندهای هنوز تحققنیافته مربوطاند:
- خوف: توجه به احتمال امر ناخوشایند؛
- طمع: توجه به احتمال دستیابی به امر مطلوب.
۹. طمع در دعا
در دو آیه، خوف و طمع حالت دعاکنندگان را بیان میکنند:
وَادْعُوهُ خَوْفًا وَطَمَعًا
يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا
دعا در این ساخت نه از نومیدی سرچشمه میگیرد و نه از اطمینان طلبکارانه. دعاکننده از امکان محرومیت و پیامد خطا آگاه است، اما درِ رحمت را بسته نمیبیند.
طمع در اینجا به معنای آزمندی نیست؛ امیدی است که قطعیت نتیجه را ادعا نمیکند و اختیار بخشش را برای آن معبود یگانه محفوظ میدارد.
۱۰. طمع در مشاهدهٔ برق
دربارهٔ برق آمده است:
هُوَ الَّذِي يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَيُنْشِئُ السَّحَابَ الثِّقَالَ
و:
وَمِنْ آيَاتِهِ يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَيُحْيِي بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا
برق میتواند هم بیم پدید آورد و هم امید. ادامهٔ آیات که از ابرهای سنگین، نزول آب و زنده شدن زمین سخن میگوید، نشان میدهد که طمع در اینجا با انتظار باران و منافع آن ارتباط دارد.
یک پدیدهٔ واحد دو امکان را پیش روی انسان میگذارد:
- امکان آسیب، محرومیت یا خطر؛
- امکان باران، رویش و حیات.
خوف و طمع واکنش انسان به این دو امکاناند.
۱۱. امید به قرار گرفتن در میان صالحان
در سورهٔ مائده، کسانی که حقیقت را شناختهاند میگویند:
وَمَا لَنَا لَا نُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَمَا جَاءَنَا مِنَ الْحَقِّ وَنَطْمَعُ أَنْ يُدْخِلَنَا رَبُّنَا مَعَ الْقَوْمِ الصَّالِحِينَ
طمع در اینجا امید به پذیرفته شدن در میان صالحان است. آنان حقیقتی را که به آنان رسیده میپذیرند و سپس امیدوارند که در شمار صالحان قرار گیرند.
«نطمع» نشان میدهد که ورود در میان صالحان را حقی تضمینشده و مستقل از داوری آن معبود یگانه نمیشمارند. طمع آنان با ایمان و پذیرش حقیقت همراه است، نه با ادعای خالی.
۱۲. امید به آمرزش
۱۲.۱. سخن ایمانآورندگان
پس از ایمان آوردن ساحران آمده است:
إِنَّا نَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَايَانَا أَنْ كُنَّا أَوَّلَ الْمُؤْمِنِينَ
آنان گذشتهٔ خود را انکار نمیکنند و آمرزش را نیز حق قطعی خویش نمیشمارند؛ بلکه به آن امید دارند.
در این سیاق، طمع با تغییر جهت، ایمان و اعتراف به خطا همراه است. بنابراین، امیدی بیعمل یا بیمبنا نیست.
۱۲.۲. سخن ابراهیم
ابراهیم میگوید:
وَالَّذِي أَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ
طمع در اینجا با شناخت روز داوری و نیاز به آمرزش همراه است. این تعبیر نه نشاندهندهٔ شک در رحمت، بلکه بیانگر فروتنی در برابر داوری است.
آمرزش چیزی نیست که انسان آن را با ادعا یا وابستگی به خود تضمین کند. طمع، امیدی است که هم مطلوب بودن آمرزش و هم وابستگی آن به بخشش آن معبود یگانه را حفظ میکند.
۱۳. امید به ورود به بهشت
در وصف گروهی که هنوز وارد بهشت نشدهاند آمده است:
لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ
«وهم يطمعون» حالت آنان را بیان میکند:
- هنوز ورود تحقق نیافته است؛
- آنان امکان ورود را منتفی نمیدانند؛
- و همچنان به آن امیدوارند.
این آیه از روشنترین شواهد طمع به معنای «امید داشتن» است. ترجمهٔ آن به «آزمندی» یا «حرص ورزیدن» معنای آیه را مخدوش میکند.
۱۴. توقعی که با واقعیت سازگار نیست
در سورهٔ بقره آمده است:
أَفَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ
«أفتطمعون» پرسشی چالشبرانگیز است: آیا با وجود رفتار توصیفشدهٔ گروهی از آنان، همچنان انتظار دارید که سخن شما را بپذیرند؟
نکوهش متوجه اصل امید نیست؛ موضوع، انتظاری است که شواهد رفتاری آن را تأیید نمیکنند. افزون بر آن، آیه از «فريقٌ منهم» سخن میگوید؛ بنابراین، رفتار یک گروه را نباید بدون دلیل به همهٔ افراد تعمیم داد.
این کاربرد نشان میدهد که طمع باید با واقعیت و شواهد موجود سنجیده شود.
۱۵. طمع شخص بیماردل
در سورهٔ احزاب آمده است:
فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ
طمع در اینجا انتظار نابجای شخصی است که در قلبش بیماری وجود دارد. او از شیوهای خاص در سخن گفتن، امکان پاسخ یا دسترسی نامشروع را برداشت میکند.
ریشهٔ «ط م ع» بهتنهایی شهوت جنسی یا عمل مشخصی را بیان نمیکند. جهت ناسالم آن از سیاق و وصف «الذي في قلبه مرض» فهمیده میشود.
در «فَيَطْمَعَ»، فعل پس از نهی و فای سببیت منصوب شده است. ساخت جمله رابطهای پیامدی را بیان میکند: چنان سخن نگویید که شخص بیماردل به انتظاری نابجا بیفتد.
بنابراین، علت اخلاقی این طمع در قلب بیمار قرار دارد؛ خودِ واژه فقط پدید آمدن چشمداشت را بیان میکند.
۱۶. انتظار ورود به بهشت بدون مبنای شایسته
در سورهٔ معارج آمده است:
أَيَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍ
استفهام، توقع آنان را به پرسش میگیرد. مسئله صرفِ خواستن بهشت نیست؛ مسئله این است که شخص نتیجهای مطلوب را انتظار داشته باشد، بیآنکه مسیر و معیارهای آن را بپذیرد.
این آیه نشان میدهد که حتی مطلوبی مانند بهشت نیز میتواند متعلق طمعی بیپایه قرار گیرد. مثبت بودن مطلوب، بهتنهایی انتظار صاحب آن را موجه نمیسازد.
۱۷. طمعِ سیریناپذیر به افزایش
در سورهٔ مدثر، پس از یادکرد نعمتهایی که به شخص داده شده، آمده است:
ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ
«ثم» مرحلهای تازه را پس از نعمتهای پیشین نشان میدهد: با وجود آنچه دریافت کرده است، باز انتظار دارد که بر آن افزوده شود.
خودِ خواستن افزایش همیشه نکوهیده نیست. جهت منفی این طمع از سیاق به دست میآید: شخص در برابر آیات سرسختی میورزد و درعینحال ادامه و افزایش نعمت را انتظار دارد.
در اینجا طمع از سپاس و مسئولیت جدا شده و به توقع پایانناپذیر تبدیل شده است. ترجمهٔ «باز هم چشم دارد که بر او بیفزایم» از «امیدوار است» دقیقتر است.
۱۸. نقش ساخت جمله در جهت اخلاقی طمع
قرآن برای طمع مثبت و منفی از همان ریشه استفاده میکند. جهت اخلاقی آن غالباً به کمک ساخت جمله و سیاق شکل میگیرد.
در کاربردهای پذیرفتنی میخوانیم:
وَنَطْمَعُ أَنْ يُدْخِلَنَا
أَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لِي
وَهُمْ يَطْمَعُونَ
اما در کاربردهای نکوهیده، ساخت پرسشی یا پیامدی دیده میشود:
أَفَتَطْمَعُونَ...
أَيَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ...
فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ
در «ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ» نیز ترتیب جمله و نعمتهای پیشین، طمع را به زیادهخواهی تبدیل میکند.
بنابراین، نکوهش در ذات فعل «طمع» نهفته نیست. پرسش انکاری، متعلق، شخصیت صاحب طمع و زمینهٔ آیه جهت اخلاقی آن را میسازند.
۱۹. ساختارهای نحوی مهم
۱۹.۱. «طَمِعَ أنْ»
محتوای طمع در بیشتر کاربردهای فعلی قرآن با «أن» و فعل مضارع بیان شده است:
نَطْمَعُ أَنْ يُدْخِلَنَا
نَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لَنَا
أَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لِي
أَيَطْمَعُ ... أَنْ يُدْخَلَ
يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ
جملهٔ پس از «أن» مطلوبی را مشخص میکند که شخص به تحقق آن چشم دارد. این ساخت بهخودیخود درستی یا نادرستی انتظار را تعیین نمیکند.
۱۹.۲. «وَهُمْ يَطْمَعُونَ»
در عبارت:
لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ
جملهٔ «وهم يطمعون» حالت آنان را در زمان وارد نشدن بیان میکند. هنوز میان وضعیت موجود و مطلوب آینده فاصله وجود دارد، اما امید به عبور از این فاصله باقی است.
۱۹.۳. استفهام انکاری
در دو آیه، فعل طمع با همزهٔ استفهام آمده است:
أَفَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ
أَيَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍ
لحن انتقادی این دو عبارت از استفهام و سیاق به دست میآید، نه از ریشهٔ «ط م ع» بهتنهایی. همان فعل در ساخت خبری میتواند امیدی پذیرفتنی را بیان کند.
۱۹.۴. «خَوْفًا وَطَمَعًا»
«خوفاً» و «طمعاً» در این ترکیب منصوباند و حالت یا انگیزهٔ شخص را بیان میکنند: در حالی که بیمناک و امیدوار است، یا از روی بیم و امید.
موضوع دقیق خوف و طمع را باید از سیاق آیه شناخت؛ نحو بهتنهایی آن را تعیین نمیکند.
۲۰. تفاوت با واژههای نزدیک
۲۰.۱. ط م ع (طَمَع) و ر ج و (رَجاء)
«رجاء» و «طمع» هر دو میتوانند بر امید به آینده دلالت کنند و مرز آنها در همهٔ کاربردها کاملاً سخت نیست.
«طمع» معمولاً چشمداشت محسوستر به دستیابی به مطلوبی ممکن را برجسته میکند؛ «رجاء» معنای گستردهتری از امید و انتظار دارد.
برخی گزارشهای لغوی طمع را «رجای قوی» دانستهاند، اما نباید از این تعبیر سلسلهمراتبی مطلق ساخت. سیاق میتواند شدت هر دو را تغییر دهد.
۲۰.۲. ط م ع (طَمَع) و ر غ ب (رَغَب)
«رغبت» بر میل و جهتگیری اراده به سوی چیزی تأکید دارد. «طمع» افزون بر خواستن، انتظار دستیابی را نیز در خود دارد.
- رغبت: خواستن و روی آوردن؛
- طمع: چشمداشت به اینکه مطلوب به دست آید.
انسان ممکن است به چیزی رغبت داشته باشد، اما امکان دستیابی به آن را بسیار دور بداند. در طمع، تصور امکان دستیابی برجستهتر است.
۲۰.۳. ط م ع (طَمَع) و أ م ل (أَمَل)
«اَمَل» بیشتر به آرزویی امتدادیافته در آینده مربوط میشود. طمع لزوماً طولانیمدت نیست و ممکن است با دیدن فرصتی نزدیک فعال شود.
- اَمَل: آرزویی که به آینده امتداد مییابد؛
- طمع: چشمداشت به دستیابی به مطلوبی که ممکن پنداشته میشود.
۲۰.۴. ط م ع (طَمَع) و م ن ي (تَمَنّی)
«تمنّی» میتواند صرف خواستن و آرزو کردن باشد، حتی اگر زمینهٔ واقعی تحقق آن ضعیف باشد.
در طمع، شخص معمولاً نوعی امکان یا فرصت برای دستیابی تصور میکند، هرچند این تصور ممکن است نادرست باشد. بنابراین، طمع نیز میتواند بیپایه باشد، اما صاحب آن معمولاً مطلوب را دستیافتنی میپندارد.
۲۰.۵. ط م ع (طَمَع) و ح ر ص (حِرْص)
«حرص» بر شدت وابستگی و پیگیری مصرانه تأکید میکند. شخص حریص تنها امیدوار نیست؛ به مطلوب میچسبد و بهآسانی از آن دست نمیکشد.
طمع ممکن است در حد یک انتظار درونی باقی بماند و هنوز به پیگیری مصرانه نرسیده باشد.
- طمع: چشمداشت به دستیابی؛
- حرص: وابستگی و پیگیری شدید برای دستیابی یا حفظ چیزی.
طمع میتواند به حرص تبدیل شود، اما این دو مترادف کامل نیستند.
۲۰.۶. ط م ع (طَمَع) و ش ه و (شَهْوَة)
«شهوت» میل شدید به چیزی لذتبخش است و میتواند به خواستههای جسمی، جنسی یا دیگر لذتها مربوط باشد.
طمع لزوماً شهوانی نیست. انسان میتواند به آمرزش، باران، نجات، پذیرش یا افزایش مال چشم داشته باشد.
در احزاب: ۳۲، جهت ناسالم طمع از سیاق و بیماری قلب فهمیده میشود؛ نه اینکه «ط م ع» در ذات خود به معنای شهوت باشد.
۲۰.۷. ط م ع (طَمَع) و ي أ س (یَأْس)
طمع در زبان عربی غالباً در برابر یأس قرار میگیرد:
- طمع: امکان دستیابی هنوز دیده میشود؛
- یأس: امید به دستیابی فرومیریزد.
بااینحال، نبود یأس لزوماً به معنای طمع قوی نیست. میان این دو میتواند تردید، انتظار یا امیدی ضعیف وجود داشته باشد.
۲۰.۸. ط م ع (طَمَع) و خ و ف (خَوْف)
خوف ضد مستقیم طمع نیست. همراهی آنها در قرآن دو جهت احتمالی آینده را نشان میدهد:
- خوف، توجه به احتمال زیان یا محرومیت؛
- طمع، توجه به احتمال خیر و دستیابی.
در دعا، این دو حالت در کنار یکدیگر قرار میگیرند: نه نومیدی کامل و نه اطمینان طلبکارانه.
۲۱. محدود شدن معنای طمع در کاربردهای متأخر
در ادبیات اخلاقی و موعظهای پس از قرآن، تعبیرهایی مانند «مطامع دنیا» و «اهل طمع» بسیار رایج شدند. در این کاربردها، طمع غالباً به خواستههای دنیوی، چشم داشتن به مال و مقام دیگران و زیادهخواهی نزدیک شد.
این گرایش در فارسی نیز تقویت شد، تا جایی که «طمع» تقریباً همیشه واژهای منفی تلقی میشود.
این تحول معنایی نباید به متن قرآن بازگردانده شود. قرآن خودِ همین ریشه را برای امید ابراهیم به آمرزش و امید مؤمنان به قرار گرفتن در میان صالحان به کار میبرد. بنابراین، معنای منفیِ رایج در فارسی فقط در برخی آیات مناسب است، نه در همهٔ آنها.
۲۲. دقت در ترجمه
برحسب سیاق میتوان از این معادلها استفاده کرد:
- امید داشتن؛
- امیدوار بودن؛
- چشم داشتن؛
- چشمداشت داشتن؛
- انتظار دستیابی داشتن؛
- چشم طمع دوختن؛
- زیاده خواستن.
برای نمونه:
- «وَنَطْمَعُ أَنْ يُدْخِلَنَا»: «امید داریم که ما را وارد کند»؛
- «وَهُمْ يَطْمَعُونَ»: «در حالی که امیدوارند»؛
- «خَوْفًا وَطَمَعًا»: «با بیم و امید»؛
- «أَفَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ»: «آیا انتظار دارید که سخن شما را بپذیرند؟»؛
- «فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ»: «تا آنکه در قلبش بیماری است، به انتظاری نابجا نیفتد»؛
- «أَيَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ»: «آیا هر یک از آنان انتظار دارد...»؛
- «ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ»: «سپس باز چشم دارد که بر او بیفزایم.»
ترجمهٔ یکسان «طمع کردن» برای همهٔ آیات، تفاوت میان امید فروتنانه، انتظار عادی و زیادهخواهی نکوهیده را از میان میبرد.
۲۳. مرزهای معنایی
برای فهم دقیق این ریشه باید چند نکته همزمان حفظ شود:
- طمع همیشه منفی نیست؛
- طمع با یقین یکسان نیست؛
- طمع بهخودیخود استحقاق را ثابت نمیکند؛
- مطلوب بودنِ متعلق، درست بودنِ انتظار را تضمین نمیکند؛
- طمع ممکن است با ایمان، دعا و عمل همراه باشد؛
- طمع ممکن است از فرصتجویی، بیماری قلب یا احساس استحقاق پدید آید؛
- چشمداشت به افزایش فقط با توجه به سیاق میتواند زیادهخواهی نامیده شود؛
- جهت اخلاقی طمع را متعلق، مبنای انتظار، ساخت جمله و رفتار صاحب آن تعیین میکنند.
خود ریشه فقط حرکتِ دل به سوی مطلوبی ممکن را بیان میکند.
۲۴. جمعبندی
ریشهٔ «ط م ع» در زبان عربی بر گرایش و چشمداشت درونی به دستیابی به چیزی مطلوب دلالت میکند؛ چیزی که هنوز تحقق نیافته، اما شخص رسیدن به آن را ممکن میبیند.
شعر جاهلی نشان میدهد که طمع پیش از نزول قرآن نیز میتوانست امید به نجات یا وصال باشد و در برابر یأس قرار گیرد. بنابراین، معنای اصلی آن «آز» و «حرص پست» نبوده است.
قرآن این گستره را حفظ میکند. طمع در قرآن میتواند:
- امید به آمرزش باشد؛
- چشمداشت به قرار گرفتن در میان صالحان باشد؛
- امید به ورود به بهشت باشد؛
- انتظار باران و حیات باشد؛
- توقعی ناسازگار با شواهد باشد؛
- انتظار نابجای شخص بیماردل باشد؛
- چشمداشت به بهشت بدون زمینهٔ شایسته باشد؛
- یا توقع افزایش نعمت با وجود ناسپاسی و مخالفت باشد.
در کاربردهای اسمی قرآن، طمع با خوف همراه شده است. این همراهی، طمع را در فضایی از عدم قطعیت قرار میدهد: شخص به خیر امیدوار است، اما نتیجه را تضمینشده و حق قطعی خود نمیشمارد.
از سوی دیگر، در کاربردهای نکوهیده، قرآن معمولاً با ساخت پرسش انکاری، وصف صاحب طمع یا بیان زمینهٔ رفتاری، بیپایگی و نادرستی آن را آشکار میکند. پس جهت اخلاقی طمع در خود واژه ثابت نیست؛ سیاق آن را میسازد.
معنای پایهٔ ریشه را میتوان چنین فشرده کرد:
طمع: چشمداشت و گرایش درونی به دستیابی به منفعت یا امر مطلوبی که ممکن پنداشته میشود، اما هنوز تحقق آن قطعی نیست.
و تعریف کاربردی آن در قرآن چنین است:
طمع قرآنی: امید یا انتظار رو به آینده که میتواند فروتنانه، متعادل یا نابجا باشد و ارزش آن را متعلق، مبنای انتظار و رفتار صاحب آن تعیین میکند.