ریشه قرآنی و ع د
وعدهدادن، خبر دادن از امری در آینده، تعیین زمان یا جای دیدار، و هشدار درباره پیامدی که خواهد رسید
۱. معرفی کوتاه ریشه
ریشه و ع د در میدان معناییِ وعدهدادن، خبر دادن از وقوع امری در آینده، تعیین زمانی برای تحقق یک رویداد، و اعلام نتیجهای حرکت میکند که هنوز رخ نداده است.
وعد، سخنی رو به آینده است. گوینده وقوع کاری، رسیدن نتیجهای یا انجام تعهدی را اعلام میکند و مخاطب از اکنون نسبت خود را با آن آینده تنظیم مینماید.
این ریشه فقط برای وعدههای نیک به کار نمیرود. در عربی و قرآن، وعد میتواند درباره پاداش، نصرت و آمرزش باشد و میتواند درباره عذاب و پیامد بد نیز به کار رود. واژه وعید بیشتر هنگامی برجسته میشود که موضوع، تهدید و اعلام کیفر باشد.
در قرآن، وعد الهی با صدق، علم، قدرت و وفای کامل او پیوند دارد. اما وعدهای انسانی ممکن است صادق یا دروغین، وفاشده یا شکستهشده باشند. شیطان نیز وعده میدهد، ولی وعدهاش فریب است.
بنابراین، کوتاهترین بیان برای هسته این ریشه چنین است:
اعلام یا تعهد نسبت به امری در آینده، بهگونهای که انتظار تحقق آن در مخاطب پدید آید.
۲. صورتها و مشتقهای مهم ریشه
وَعَدَ / يَعِدُ
وعده داد یا وعده میدهد؛ از وقوع امری در آینده خبر داد و نسبت به آن تعهد یا انتظار ایجاد کرد.
وَعَدْنَا / وَعَدَكُم
وعده دادیم یا به شما وعده داد.
وَعْد
خودِ وعده؛ خبری یا تعهدی درباره آینده.
وَعْدُ اللَّه
وعده آن معبود یگانه.
وَعْدًا حَسَنًا
وعدهای نیک.
وَاعَدَ / يُوَاعِدُ
با دیگری وعده و قرار متقابل گذاشت.
تَوَاعَدَ
دو یا چند طرف با یکدیگر قرار گذاشتند.
مَوْعِد
زمان یا جای وعده و قرار؛ همچنین رخداد یا نقطهای که تحقق وعده در آن انتظار میرود.
مِيعَاد
زمان یا جای تعیینشده برای وعده و دیدار.
مَوْعُود
آنچه وعده داده شده است.
وَعِيد
تهدید، هشدار یا وعده کیفر.
خُلْفُ الْوَعْد
شکستن وعده و عملنکردن به آنچه اعلام شده بود.
۳. کارتهای قابل ارجاع برای مشتقهای قرآنی
اعلام یا تعهد نسبت به امری که در آینده تحقق خواهد یافت.
وعدهای که از سوی آن معبود یگانه آمده و از علم، قدرت و صدق او جدا نیست.
زمان، مکان یا نقطه تحقق قرار و وعده.
زمان یا جای معین برای دیدار، گردآمدن یا تحقق وعده.
آنچه وقوعش وعده داده شده است.
اعلام پیامد دردناک یا کیفر آینده.
با یکدیگر قرار گذاشتید یا درباره زمان و مکان دیدار توافق کردید.
۴. هسته معنایی ریشه
هسته معنایی و ع د را میتوان چنین بیان کرد:
ایجاد انتظار نسبت به آینده از راه اعلام، تعهد یا خبر دادن از وقوع امری که هنوز تحقق نیافته است.
در وعد چند عنصر وجود دارد:
- گوینده وعده؛
- مخاطب وعده؛
- موضوعی که وعده داده میشود؛
- و آیندهای که تحقق وعده به آن مربوط است.
اما وعد همیشه زمان دقیق و شمارششده ندارد. گاهی فقط اصل وقوع یک امر اعلام میشود:
إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ
و گاهی زمان یا مکان آن نیز مشخص میشود:
مَوْعِدُكُمْ يَوْمُ الزِّينَةِ
بنابراین، زمانمندی در وعد حضور دارد، ولی وعد لزوماً «تعیین مختصات دقیق در زمان» نیست.
همچنین، وعد همیشه تعهد حقوقی دوطرفه نیست. ممکن است اعلام یکجانبه پاداش، عذاب، نصرت یا قیامت باشد.
۵. تصویر انسانی و زمانی ریشه
تصویر ساده این ریشه، شخصی است که به دیگری میگوید کاری را در آینده انجام خواهد داد یا رخدادی در پیش است.
از لحظه وعد، مخاطب میان حال و آینده رابطهای برقرار میکند. ممکن است امیدوار شود، آماده گردد، بترسد یا تصمیم خود را تغییر دهد.
در قرارهای انسانی، وعد میتواند با زمان و مکان همراه باشد. دو نفر توافق میکنند که در نقطهای و زمانی یکدیگر را ملاقات کنند. در این حالت، موعد یا میعاد محل یا زمان گردآمدن است.
اما نباید وعد را به حواله مالی، سازوکار ماشینی یا شمارش معکوس محدود کرد. اینها نمونههایی از وعدند، نه تعریف آن.
تصویر مناسبتر چنین است:
سخنی که آینده را به اکنون پیوند میدهد و انتظار تحقق امری را پدید میآورد.
۶. کاربرد ریشه در عربی کهن
در عربی، وَعَدَهُ خَيْرًا یعنی به او وعده خیری داد.
وَعَدَهُ شَرًّا نیز میتواند به اعلام تهدید یا پیامد بد اشاره کند.
وَاعَدَهُ مَكَانًا یعنی با او بر سر مکانی برای دیدار قرار گذاشت.
المَوْعِد میتواند زمان، مکان یا خودِ قرار باشد.
المِيعَاد نیز برای زمان یا جای قرار و تحقق وعده به کار میرود.
الوَعِيد بیشتر به تهدید و اعلام کیفر اختصاص مییابد.
ازاینرو، معنای اصلی این خانواده با آینده، انتظار و اعلام نتیجه پیوند دارد؛ نه با محاسبه عددی یا اندازهگیری زمان.
۷. تاریخچه فهم، سوءاستفاده یا محدودسازی معنایی
یکی از محدودسازیها، فهم وعد فقط بهعنوان سخنی دلگرمکننده و اخلاقی است. در قرآن، وعد میتواند مسیر رفتار، امید، ترس و مسئولیت انسان را شکل دهد.
اما خطای مقابل نیز تبدیل وعد به یک قانون مکانیکی و تغییرناپذیر مستقل از شروط آیات است.
بعضی وعدهای قرآن مشروطاند. برای نمونه، وعد استخلاف، امنیت یا نصرت با ایمان، عمل صالح، عبادت و پرهیز از شرک پیوند خورده است. نمیتوان شرطها را حذف کرد و نتیجه را برای هر گروهی که خود را مؤمن مینامد قطعی دانست.
محدودسازی دیگر، یکیدانستن وعد با پیشگویی صرف است. وعد افزون بر خبر از آینده، میتواند تعهد گوینده را نیز برساند.
در وعد الهی، تحقق به صدق و قدرت او تکیه دارد. در وعد شیطان، انتظار دروغین ایجاد میشود، زیرا او قدرت تحقق آنچه وعده میدهد را ندارد.
۸. تبصره روششناختی: تفاوت وعد و عهد
وعد و عهد به هم نزدیکاند، اما مترادف کامل نیستند.
عهد بر پیمان، التزام، مسئولیت پذیرفتهشده و حفظ رابطهای الزامآور تأکید دارد.
وعد بر اعلام امری در آینده و ایجاد انتظار نسبت به تحقق آن تمرکز میکند.
میتوان گفت:
عهد: تعهدی که رابطه و مسئولیتی را برقرار میکند؛
وعد: خبری یا تعهدی که تحقق امری را در آینده اعلام میکند.
ممکن است یک عهد دربردارنده وعد باشد و ممکن است یک وعد بخشی از یک پیمان باشد، اما هر وعدی عهد دوطرفه نیست و هر عهدی فقط درباره آینده نیست.
تعبیرهایی مانند «شاسی افقی» و «محور عمودی» تصویرهای ساختهشدهاند و نباید جای تفاوت لغوی را بگیرند.
۹. بررسی کوتاه در زبانهای سامی همخانواده
برای پیوند تاریخی و عمیق ریشه و ع د با زبانهای سامی دیگر، به پژوهش آوایی و واژهشناختی مستقل نیاز است.
شباهت این ریشه با ع د د به معنای شمارش، وحدت ریشه یا اشتقاق مستقیم را ثابت نمیکند. حرف واو در و ع د بخشی از ساختمان ریشه است و نمیتوان آن را بدون شاهد حذف کرد.
همچنین، موعظه از ریشه و ع ظ است، نه و ع د. شباهت برخی حروف اجازه نمیدهد موعظه را شاخهای از وعد بدانیم.
بنابراین، این دو پیوند پیشنهادی باید حذف شوند:
- وعد از شمارش و عدد ساخته نشده است؛
- موعظه مشتق وعد نیست.
معنای وعد باید از کاربردهای روشن عربی و قرآنی آن به دست آید.
۱۰. کاربردهای قرآنی ریشه
الف. حقبودن وعد الهی
إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ
همانا وعده آن معبود یگانه حق است.
این ساخت در چند آیه آمده است.
حقبودن وعد یعنی آنچه او وعده داده، سخنی بیپایه، فریبنده یا خارج از قدرت او نیست.
اما تحقق هر وعد باید با همان شرایط و سیاقی فهمیده شود که آیه بیان کرده است. حقبودن وعد اجازه نمیدهد انسان شرطها را حذف کند یا مصداق آن را به دلخواه خود تعیین نماید.
ب. وعد استخلاف و امنیت
وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ
آن معبود یگانه به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند وعده داده است که آنان را در زمین جانشین گرداند.
این وعد مشروط است:
- ایمان؛
- عمل صالح؛
- عبادت آن معبود یگانه؛
- و شرکنورزیدن.
پس آیه وعد فرمانروایی بیقید به هر جامعه مدعی اسلام نیست.
استخلاف نیز باید در مدخل خود بررسی شود و نباید فوراً به سلطه سیاسی، کشورگشایی یا حاکمیت یک گروه خاص محدود گردد.
ج. وعد نیک و دیدار آن
أَفَمَنْ وَعَدْنَاهُ وَعْدًا حَسَنًا فَهُوَ لَاقِيهِ
آیا کسی که به او وعدهای نیک دادهایم و او آن را ملاقات خواهد کرد...
عبارت فهو لاقيه تحقق واقعی وعد را نشان میدهد: شخص با نتیجهای که وعده داده شده روبهرو میشود.
وعد فقط اندیشه یا امید درونی نیست؛ در آینده به نتیجهای قابل ملاقات تبدیل میشود.
د. وعده الهی و وعده شیطان
الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشَاءِ وَاللَّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَفَضْلًا
شیطان شما را از فقر میترساند و به زشتی فرمان میدهد، و آن معبود یگانه به شما آمرزش و فضلی از جانب خود وعده میدهد.
دو وعد در برابر یکدیگر قرار گرفتهاند.
وعد شیطان ترس از آینده میسازد تا انسان را از انفاق و خیر بازدارد.
وعد الهی آمرزش و فضل را در برابر عمل درست قرار میدهد.
این آیه نشان میدهد وعد ابزار جهتدادن به انتخاب است؛ اما نه به معنای «بارگذاری انرژی»، بلکه از راه امید، ترس و اعتماد.
هـ. اعتراف شیطان به شکستن وعده
إِنَّ اللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدْتُكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ
همانا آن معبود یگانه به شما وعده حق داد، و من نیز به شما وعده دادم، ولی با شما خلف وعده کردم.
شیطان خود اعتراف میکند که وعدهاش را عملی نکرده است.
او میگوید بر مردم سلطهای نداشت، جز اینکه دعوتشان کرد و آنان پاسخ دادند.
پس وعده شیطان فقط «گره زمانی موهوم» نیست؛ سخنی فریبنده است که بر میل و انتخاب مخاطب تکیه میکند.
همچنین، نمیتوان گفت شیطان دروغ نمیگوید و فقط خلف وعده میکند. وعده دروغین خود گونهای دروغ درباره آینده است.
و. تعیین موعد برای رویارویی موسی و ساحران
قَالَ مَوْعِدُكُمْ يَوْمُ الزِّينَةِ وَأَنْ يُحْشَرَ النَّاسُ ضُحًى
گفت موعد شما روز زینت است و مردم هنگام چاشت گرد آورده شوند.
در این آیه، موعد شامل زمان و شرایط گردآمدن است.
موسی زمان آشکار و عمومی را برمیگزیند تا رویارویی در حضور مردم رخ دهد.
این کاربرد نشان میدهد موعد میتواند زمانی مشخص برای قرار انسانی باشد، نه فقط زمان تحقق وعده الهی.
ز. اختلاف در میعاد در صورت قرار انسانی
وَلَوْ تَوَاعَدْتُمْ لَاخْتَلَفْتُمْ فِي الْمِيعَادِ
و اگر با یکدیگر قرار میگذاشتید، در زمان و جای قرار اختلاف میکردید.
آیه درباره رویارویی بدر است. دو گروه بدون هماهنگی کامل انسانی در موقعیتی قرار گرفتند که داوری الهی در آن تحقق یافت.
تواعدتم یعنی اگر با هم قرار متقابل میگذاشتید.
ميعاد میتواند زمان یا جای قرار را دربرگیرد.
آیه نمیگوید انسانها اصولاً توان برنامهریزی ندارند؛ میگوید در آن واقعه خاص، هماهنگی کامل از راه قرار قبلی دشوار بود.
ح. میعاد قیامت
إِنَّ اللَّهَ لَا يُخْلِفُ الْمِيعَادَ
همانا آن معبود یگانه از میعاد تخلف نمیکند.
میعاد در این سیاق به زمان گردآوری و داوری مربوط است.
نفی خلف نشان میدهد که وعد الهی دچار ناتوانی، فراموشی یا تغییر بیدلیل نمیشود.
ط. روز موعود
وَالْيَوْمِ الْمَوْعُودِ
و سوگند به روز وعدهدادهشده.
موعود چیزی است که پیشتر وعده داده شده است.
در این سیاق، روز موعود به روزی اشاره دارد که وقوعش اعلام شده و انسانها با داوری آن روبهرو خواهند شد.
ی. وعید
فَحَقَّ وَعِيدِ
پس تهدید من تحقق یافت.
و:
ذَٰلِكَ يَوْمُ الْوَعِيدِ
این روز تهدید است.
وعید به وعده کیفر و هشدار درباره پیامد بد مربوط است.
وعید خودِ انباشتهشدن گناه یا «آستانه فروپاشی» نیست؛ اعلام عذابی است که در صورت ادامه کفر و ظلم خواهد رسید.
۱۱. بررسی مشتقهای مهم در قرآن
وَعْد
وعد میتواند مثبت یا منفی باشد، هرچند در بسیاری از سیاقها برای خیر و پاداش آمده است.
معنای دقیق آن را موضوع وعد مشخص میکند.
مَوْعِد
زمان، مکان یا موقعیت تحقق قرار.
در داستان موسی، روز زینت موعد است.
در دیگر آیات، موعد میتواند زمان داوری یا عذاب باشد.
مِيعَاد
قرارگاه زمانی یا مکانی برای دیدار و تحقق امر.
میعاد الزاماً «زمان قفلشده ریاضی» نیست؛ معنای پایه آن محل یا زمان وعده و قرار است.
مَوْعُود
آنچه وعده داده شده است.
وَعِيد
هشدار و تهدید نسبت به کیفر آینده.
وعید با خودِ عذاب یکسان نیست. وعید اعلام پیشین آن است.
تَوَاعَدَ
قرار متقابل گذاشت.
باب تفاعل مشارکت دو یا چند طرف در وعده و قرار را نشان میدهد.
۱۲. نکات نحوی و ساختاری
وَعَدَ با دو مفعول
فعل وعد میتواند شخص و موضوع وعد را بگیرد:
وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ جَنَّاتٍ
آن معبود یگانه به مؤمنان باغهایی وعده داده است.
مفعول نخست، دریافتکننده وعد و مفعول دوم، موضوع وعد است.
وَعَدَ با جمله آینده
در:
لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ
لام و نون تأکید، قوت و قطعیت خبر را برجسته میکنند.
اما قطعیت درباره همان گروهی است که شروط آیه را برآورده میکنند.
مَوْعِدُكُمْ يَوْمُ الزِّينَةِ
«موعدكم» مبتدا و «يوم الزينة» خبر یا توضیح زمان قرار است.
فِي الْمِيعَاد
حرف في زمینه زمان یا جای قرار را نشان میدهد.
وَعْدًا حَسَنًا
«وعداً» مفعول مطلق یا مصدر تأکیدی و «حسناً» صفت آن است.
لَا يُخْلِفُ الْمِيعَادَ
«الميعاد» مفعول فعل است و نفی، تخلف از زمان یا وعده مقرر را رد میکند.
۱۳. و ع د (وَعْد) در مقایسه با ع ه د (عَهْد)
عهد بر پیمان، التزام و مسئولیتی که باید حفظ شود تأکید دارد.
وعد بر اعلام نتیجه یا انجام کاری در آینده تأکید میکند.
برای نمونه، ممکن است کسی عهد کند که در رابطهای وفادار بماند و در همان عهد وعده دهد کاری را در آینده انجام دهد.
پس:
عهد: پیوند و التزام پایدار؛
وعد: اعلام یا تعهد درباره آینده.
۱۴. و ع د (وَعْد) در مقایسه با و ع ي د (وَعِيد)
وعید از همین خانواده است، اما بیشتر به اعلام عذاب یا پیامد دردناک اختصاص دارد.
میتوان گفت:
وعد: اعلام آینده، خواه خیر یا شر؛
وعید: وعده و هشدار نسبت به کیفر.
در کاربرد رایج، وعد غالباً بار مثبت و وعید بار منفی پیدا کرده است.
۱۵. و ع د (وَعْد) در مقایسه با أ ج ل (أَجَل)
أجل زمان پایان یا مهلت معین است.
وعد اعلام وقوع امر در آینده است.
ممکن است وعد دارای اجل باشد، ولی هر وعدی زمان دقیق اعلامشده ندارد.
پس:
وعد: چه چیزی در آینده رخ خواهد داد؛
أجل: تا چه زمان یا در چه نقطهای مهلت ادامه دارد یا پایان فرا میرسد.
۱۶. و ع د (وَعْد) در مقایسه با ق د ر (قَدَر)
ریشه ق د ر به اندازهگذاری، سنجش، توان، تعیین حدود و تقدیر مربوط است.
ریشه و ع د به اعلام و تعهد درباره آینده مربوط است.
قدر میتواند ساخت و اندازه یک امر را تعیین کند؛ وعد وقوع یا نتیجه آن را اعلام مینماید.
نباید تفاوت را به «اندازه جسم در برابر زمانبندی مرحله» محدود کرد، زیرا قدر و وعد هر دو کاربردهای گستردهتری دارند.
۱۷. بحث تخصصی و تبصره ساختاری: وعد الهی، شرط، صدق و اختیار انسان
وعد الهی در قرآن با حقیقت و وفا پیوند دارد:
وَمَنْ أَوْفَىٰ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ
و:
إِنَّ اللَّهَ لَا يُخْلِفُ الْمِيعَادَ
اما این وفا نباید به معنای اجرای بیشرط هر نتیجهای برای هر مدعی فهمیده شود.
بسیاری از وعدها شرایطی دارند. در وعد استخلاف، ایمان و عمل صالح صریحاً آمدهاند. در وعد نصرت نیز یاری راه خدا، صبر و تقوا مطرحاند.
پس اگر نتیجهای تحقق نیافت، نخست باید پرسید:
- آیا وعد واقعاً شامل این گروه میشد؟
- آیا شرطهای آیه تحقق یافته بود؟
- آیا مصداق وعد درست تشخیص داده شده است؟
- آیا زمان تحقق وعد در متن تعیین شده بود؟
انسان نباید خواسته سیاسی یا مذهبی خود را وعد الهی بنامد و سپس هر نتیجهای را تضمینشده بداند.
تفاوت وعد الهی با وعد شیطان نیز فقط در قدرت تحقق نیست. وعد الهی بر حقیقت، حکمت و عدالت استوار است. وعد شیطان بر فریب، آرزوسازی و بهرهگیری از ترس و میل انسان بنا میشود.
قرآن درباره وعدهای شیطان میگوید:
وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلَّا غُرُورًا
شیطان جز فریب به آنان وعده نمیدهد.
وعد فریبنده آیندهای دلخواه را تصویر میکند، اما راه واقعی رسیدن به آن را ندارد یا پیامدهای پنهان آن را میپوشاند.
وعد همچنین اختیار انسان را از میان نمیبرد. آگاهی از آینده میتواند بر تصمیم اثر بگذارد، ولی انسان همچنان انتخاب میکند.
وعد پاداش انسان را مجبور به ایمان نمیکند.
وعید عذاب نیز او را از امکان نافرمانی محروم نمیسازد.
هر دو، نتیجه مسیرها را پیشاپیش روشن میکنند تا انتخاب آگاهانهتر شود.
در این معنا، وعد و وعید بخشی از هدایتاند:
- وعد، امید مسئولانه میسازد؛
- وعید، هشدار مسئولانه میدهد؛
- و انسان میان راهها انتخاب میکند.
۱۸. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
وَعَدَ
وعده داد.
از تحقق امری در آینده خبر داد.
تعهد کرد، در سیاق مناسب.
«ریلگذاری کرد» ترجمه واژه نیست.
وَعْد
وعده.
اعلام آینده.
تعهد نسبت به آینده، در توضیح.
مَوْعِد
موعد.
زمان قرار.
جای قرار.
زمان یا مکان تعیینشده.
مِيعَاد
میعاد.
زمان مقرر.
جای قرار.
زمان یا مکان گردآمدن.
«مدار زمانی تخلفناپذیر» بیش از معنای واژه است.
مَوْعُود
وعدهدادهشده.
آنچه وقوعش وعده داده شده است.
وَعِيد
تهدید.
هشدار عذاب.
وعده کیفر.
«هشدار آستانه انهدام» ترجمهای افزوده و فنی است.
تَوَاعَدْتُمْ
با یکدیگر قرار گذاشتید.
برای دیدار توافق کردید.
إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ
همانا وعده آن معبود یگانه حق است.
۱۹. جمعبندی
ریشه و ع د بر اعلام، تعهد یا خبر دادن از امری در آینده دلالت دارد.
وعد میان اکنون و آینده پیوند ایجاد میکند. مخاطب با شنیدن وعد امیدوار، بیمناک یا آماده میشود و رفتار خود را نسبت به نتیجه آینده تنظیم میکند.
اما وعد همیشه زمان دقیق ندارد. بعضی وعدها فقط اصل وقوع را اعلام میکنند و بعضی با موعد و میعاد مشخص همراهاند.
موعد و میعاد میتوانند زمان یا جای قرار باشند. موعود چیزی است که وعده داده شده و وعید هشدار درباره کیفر آینده است.
وعد با عهد یکسان نیست. عهد پیوند و التزامی است که باید حفظ شود؛ وعد اعلام یا تعهد درباره آینده است.
وعد با اجل نیز تفاوت دارد. اجل زمان پایان یا مهلت است، درحالیکه وعد موضوع آینده را اعلام میکند.
پیوند دادن و ع د با ع د د و شمارش یا با و ع ظ و موعظه از نظر ریشهشناختی درست نیست. اینها ریشههای جداگانهاند.
وعد الهی حق است، اما بسیاری از وعدهای قرآن شرط دارند. وعد استخلاف، نصرت یا امنیت را نمیتوان بدون ایمان، عمل صالح، توحید و دیگر شرطهای آیه به هر گروهی نسبت داد.
وعد شیطان فریبنده است. او آیندهای دلخواه را تصویر میکند، ولی قدرت و صدق لازم برای تحقق آن را ندارد و انسان را از راه ترس، آرزو و پنهانکردن پیامدها منحرف میسازد.
وعد و وعید اختیار انسان را از میان نمیبرند. آنها فرجام راهها را روشن میکنند تا انسان با آگاهی انتخاب کند.
کوتاهترین بیان برای هسته این ریشه چنین است:
اعلام یا تعهد نسبت به امری در آینده، بهگونهای که انتظار تحقق آن شکل گیرد؛ خواه وعده خیر باشد، خواه هشدار نسبت به پیامد بد.