ریشه قرآنی ب ل د
از قطعهای از زمین تا سرزمین، آبادی و «بلد امن»
ریشه «ب ل د» در قرآن ۱۹ بار آمده است. همه کاربردهای قرآنی اسمیاند: بَلَد با احتساب جمعِ بِلَاد چهارده بار آمده است؛ نه مورد مفرد و پنج مورد جمع. پنج کاربرد دیگر از صورت بَلْدَة است. در قرآن فعلی از این خانواده نیامده است.
کاربردها از نظر مصداق گستردهاند. بلد میتواند سرزمین مکه باشد؛ میتواند زمینی «مرده» باشد که باران آن را زنده میکند؛ میتواند مقصدی باشد که بارها به سوی آن حمل میشوند؛ و جمع بلاد میتواند سرزمینها و نواحی مختلف را دربرگیرد. همین گستره نشان میدهد که ترجمه ثابت «شهر» برای این ریشه دقیق نیست.
در آیات باران، «بلد» زمینی است که آب و رویش به آن بازمیگردد؛ در دعای ابراهیم، سرزمینی است که برای اهل آن امنیت و روزی خواسته میشود. در هر دو، واژه مکان را نام میبرد و جمله ویژگیهای آن را روشن میکند.
تعریف آغازین را میتوان چنین بیان کرد:
ب ل د: بخشی مشخص و قابل تشخیص از زمین یا یک ناحیه و سرزمین؛ خواه آباد یا ناآباد، مسکونی یا خالی. در سیاقهای مختلف میتواند به آبادی، شهر، ناحیه یا سرزمین اشاره کند، اما هیچیک از این تقسیمبندیهای جدید به تنهایی معنای ثابت ریشه نیست.
صورتهای قرآنی
عربی کهن؛ «بلدة» در وصف بیابان
در معلّقه اعشی میمون بن قیس، شاعر جاهلی نزدیک به عصر نزول، «بلدة» در وصف مسیر بیابانی آمده است:
وَبَلْدَةٍ مِثْلِ ظَهْرِ التُّرْسِ مُوحِشَةٍ
لِلْجِنِّ بِاللَّيْلِ فِي حَافَاتِهَا زَجَلُ
«و سرزمینی چون پشت سپر، خالی و هراسآور؛ که شب هنگام در پیرامونش برای جن آواز و هیاهویی است.»
در ادامه همین بخش، شاعر با «جاوزتها» از عبور کردن از آن بر پشت شتر سخن میگوید. تشبیه به پشت سپر و وصفِ «موحشة» تصویر پهنهای باز و بیمونس را میسازند. «بلدة» نام همین پهنه است؛ خالی و هراسآور بودن آن از وصف و سیاق میآید. مأخذ: معلّقه اعشی، قصیده «ودّع هريرة»، بیت «وبلدة مثل ظهر الترس…» و ابیات پس از آن. انتساب این شعر به سنت جاهلی است؛ برای خود این بیت تاریخ دقیق سرایش در دست نیست.
این شاهد و آیات مربوط به زمین مرده نشان میدهند که بلد و بلدة میتوانند درباره زمینی ناآباد به کار روند. ساختمان، جمعیت زیاد، بازار، حکومت یا دیوار شهری شرط ثابتِ کاربرد آنها نیست.
این نکته برای ترجمه قرآن بسیار مهم است. هر جا «بلد» دیدیم، نباید ابتدا «شهر» تصور کنیم و سپس آیه را با همان تصور بخوانیم. نخست باید دید آیه درباره چه نوع مکانی سخن میگوید.
تصویر ملموس؛ پهنهای از زمین
در شواهد بررسیشده، تصویر ملموس خانواده پهنهای از زمین است: سرزمینی که از آن میگذرند، باران به آن میرسد، گیاه در آن میروید یا مردم در آن سکونت دارند. «مشخص بودن» این پهنه به معنای داشتن مرز سیاسی یا اندازهای از پیش تعیینشده نیست.
این معنای مشهود را باید از ادعای ریشهشناختی درباره نخستین منشأ واژه جدا کرد. برای اینکه یک معنای دیگر، مانند «سینه»، سرچشمه تاریخیِ نام سرزمین دانسته شود، شاهدی لازم است که مسیر تحول را نشان دهد. در شواهد قرآنی و شعر کهنِ بررسیشده چنین مسیری ثابت نمیشود.
بنابراین پایه توضیح حاضر، کاربرد مستقیم بلد، بلدة و بلاد برای زمین و مکان است. این توضیح دامنه معنایی واژهها را روشن میکند، بیآنکه درباره ترتیب پیدایش همه معانیِ همحروف داوری قطعی کند.
قرآن چگونه «بلد» را به کار میبرد؟
سرزمینی که میتواند زنده یا مرده باشد
یکی از مهمترین گروههای آیات درباره زمین و باران است:
حَتَّىٰ إِذَا أَقَلَّتْ سَحَابًا ثِقَالًا سُقْنَاهُ لِبَلَدٍ مَيِّتٍ فَأَنْزَلْنَا بِهِ الْمَاءَ فَأَخْرَجْنَا بِهِ مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ
«تا هنگامی که بادها ابرهای سنگین را برداشتند، آن را به سوی سرزمینی مرده راندیم؛ پس در آن آب فرو فرستادیم و به وسیله آن از هرگونه میوه بیرون آوردیم.»
اعراف ۷:۵۷
آیه بعد میگوید:
وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِي خَبُثَ لَا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِدًا
«و زمین پاکیزه، گیاهش به اذن پروردگارش میروید؛ و زمینی که نامرغوب است، گیاهش جز به دشواری و کممایه نمیروید.»
اعراف ۷:۵۸
در این دو آیه، «بلد» از زمین و قابلیت رویش آن سخن میگوید. وصف «طیّب» در این سیاق با رویش گیاه همراه است و در مقابل، زمین نامرغوب رویشی دشوار و کممایه دارد. ترجمه «شهر مرده» یا «شهر پاکیزه» توجه را از زمین و رویش آن به محیط شهری میبرد.
همین تعبیر در فاطر ۳۵:۹ دوباره با بَلَدٍ مَيِّتٍ میآید و قرآن سه بار نیز صورت بَلْدَةً مَيْتًا را در فرقان ۲۵:۴۹، زخرف ۴۳:۱۱ و ق ۵۰:۱۱ به کار میبرد.
این کاربردها یکی از محکمترین شواهد درونقرآنیاند که «بلد» از «شهر» گستردهتر است.
مقصد سفر و سرزمینها
در نحل آمده است:
وَتَحْمِلُ أَثْقَالَكُمْ إِلَىٰ بَلَدٍ لَمْ تَكُونُوا بَالِغِيهِ إِلَّا بِشِقِّ الْأَنْفُسِ
«و بارهای شما را به سرزمینی حمل میکنند که جز با سختی جان به آن نمیرسیدید.»
نحل ۱۶:۷
«بلد» در اینجا مقصد سفر است. از خود واژه نمیتوان فهمید که آن مقصد یک شهر بزرگ، روستا، بازار، منطقه یا سرزمین وسیع است. این جزئیات از ریشه به دست نمیآیند.
در جمع نیز قرآن میگوید:
لَا يَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي الْبِلَادِ
آل عمران ۳:۱۹۶
و:
فَنَقَّبُوا فِي الْبِلَادِ هَلْ مِنْ مَحِيصٍ
ق ۵۰:۳۶
و:
الَّذِينَ طَغَوْا فِي الْبِلَادِ
فجر ۸۹:۱۱
دو کاربرد دیگرِ بلاد در غافر ۴۰:۴ و فجر ۸۹:۸ آمدهاند. در اولی نیز سخن از رفتوآمد کافران در سرزمینهاست و در دومی از بیمانندیِ آنچه درباره ارم وصف شده است. این پنج کاربرد، تمام موارد جمعِ «بلاد» در قرآن را تشکیل میدهند.
بِلَاد در چنین ساختهایی «سرزمینها، نواحی و بلاد» است. تبدیل آن به «کشورها» به معنای دولتهای دارای مرز و حاکمیت مدرن میتواند مفهومی بسیار متاخر وارد آیه کند.
«بلد امن»؛ مکه نیز یکی از مصداقهای همین واژه است
در دعای ابراهیم آمده است:
رَبِّ اجْعَلْ هَٰذَا بَلَدًا آمِنًا
«پروردگارا، این را سرزمینی امن قرار ده.»
بقره ۲:۱۲۶
و در ابراهیم ۱۴:۳۵:
رَبِّ اجْعَلْ هَٰذَا الْبَلَدَ آمِنًا
«پروردگارا، این سرزمین را امن قرار ده.»
در بلد ۹۰:۱ نیز آمده است:
لَا أُقْسِمُ بِهَٰذَا الْبَلَدِ
آیه بعد، بلد ۹۰:۲، دوباره بِهَٰذَا الْبَلَدِ را به کار میبرد و مخاطب را در نسبت با همین مکان قرار میدهد.
و تین ۹۵:۳:
وَهَٰذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ
این اشارهها در خوانش سیاقیِ آیات به مکه و سرزمین حرم بازمیگردند؛ نام «مکه» در خودِ این عبارتها نیامده و از معنای واژه «بلد» نیز به دست نمیآید. امنیت با آمِنًا یا الأَمِينِ بیان شده است. در نمل ۲۷:۹۱، حرمتِ مکان نیز جداگانه ذکر میشود:
رَبَّ هَٰذِهِ الْبَلْدَةِ الَّذِي حَرَّمَهَا
«پروردگار این سرزمین، همو که آن را حرمت بخشیده است.»
پس «بلد» خود به معنای «سرزمین مقدس» نیست؛ حرمت و امنیت از افعال و صفات دیگر میآیند.
واژه مکان را نام میبرد؛ وصفها و فعلهای جمله، ویژگیهای آن مکان را بیان میکنند. در نمل ۲۷:۹۱، «الَّذِي حَرَّمَهَا» به پروردگار بازمیگردد؛ اوست که آن سرزمین را حرمت بخشیده است.
«بَلَد» و «بَلْدَة»؛ آیا تفاوت قطعی دارند؟
صورتِ دارای تاء، بلدة، در قرآن بهتنهایی اندازه کوچکتر یا مرتبه جغرافیایی متفاوتی را تعیین نمیکند. برای سنجیدن نسبت آن با بلد باید مصداقها و کاربردهای هر دو را کنار هم دید.
در اشاره به سرزمین حرم، هر دو صورت دیده میشوند:
هَٰذَا الْبَلَدِ
بلد ۹۰:۱
و:
هَٰذِهِ الْبَلْدَةِ الَّذِي حَرَّمَهَا
نمل ۲۷:۹۱
در خوانش سیاقی، این دو تعبیر به همان سرزمین حرم اشاره دارند؛ تفاوت صورتِ واژه بهتنهایی تفاوت اندازه یا نوع آبادی را ثابت نمیکند.
همچنین برای زمین خشک و مرده، هم بَلَدٍ مَيِّتٍ آمده و هم بَلْدَةً مَيْتًا.
بنابراین بلد و بلدة در کاربردهای قرآنی همپوشانی دارند. از خودِ تاء نمیتوان مرزی ثابت مانند «کشور در برابر شهر» یا «منطقه در برابر روستا» ساخت. این همپوشانی نیز به معنای یکسان بودن همه ظرافتهای دو صورت در هر جمله نیست.
این مسئله در ترجمه نیز مهم است. نباید ابتدا برای هر دو واژه دو طبقه جغرافیایی مدرن تعیین کنیم و سپس همه آیات را در همان قالب جا بدهیم.
«بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ»؛ سرزمین و وصفِ آن
درباره سبأ آمده است:
لَقَدْ كَانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ جَنَّتَانِ عَنْ يَمِينٍ وَشِمَالٍ كُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّكُمْ وَاشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَرَبٌّ غَفُورٌ
«برای سبأ در محل سکونتشان نشانهای بود: دو باغ از راست و چپ؛ از روزی پروردگارتان بخورید و برای او شکر کنید؛ سرزمینی پاکیزه و پروردگاری آمرزنده.»
سبأ ۳۴:۱۵
در بلدة طيبة، «بلدة» سرزمین را نام میبرد و «طيبة» کیفیت مطلوب آن را وصف میکند. باغها و رزقِ یادشده در آیه، زمینه این وصفاند. ثروت، عدالت یا نوع حکومت، معنای مستقلِ اسم «بلدة» نیستند.
باغها، روزی و وضعیت مردم از بقیه آیه میآیند. اگر از این آیه نتیجه اجتماعی یا اقتصادی گرفته شود، باید آن را به سیاق سبأ نسبت داد، نه به تعریف «ب ل د».
همین قاعده درباره «بلد امن» نیز صادق است: امنیت صفت است، نه معنای خود ریشه.
شاهد غیرقرآنیِ «تبلّد» در شعر جاهلی
در کنار اسمهای مکان، صورت فعلیِ تبلّد نیز در شعر جاهلی شاهد دارد. طرفه بن عبد در معلّقه خود، قصیده «لخولة أطلال»، میگوید:
إِذَا الْقَوْمُ قَالُوا مَنْ فَتًى خِلْتُ أَنَّنِي
عُنِيتُ فَلَمْ أَكْسَلْ وَلَمْ أَتَبَلَّدِ
«هرگاه قوم گفتند: چه جوانمردی به کار برمیخیزد؟ گمان کردم مرا میخواهند؛ پس نه سستی کردم و نه درنگ و درماندگی نشان دادم.»
لَمْ أَتَبَلَّدِ در کنار «لم أكسل» از خودداریِ شاعر از سستی و درماندگی در پاسخ به نیاز قوم سخن میگوید. بنابراین این شاخه را نمیتوان صرفاً پدیدهای متأخر دانست. مأخذ: معلّقه طرفه، بیت «إذا القوم قالوا…»، از جمله در مجموعه «أشعار الشعراء الستة الجاهليين». این بیت معنای «تبلّد» را در همان موقعیت نشان میدهد؛ بهتنهایی مسیر تاریخیِ پیوند آن با نام سرزمین را اثبات نمیکند.
در قرآن فقط صورتهای اسمیِ بلد، بلدة و بلاد آمدهاند. معنای فعل در شعر طرفه به این اسمها منتقل نمیشود؛ زمینِ وصفشده با «بلد» را نباید به سببِ همحروف بودن با «تبلّد»، دارای کندی یا درماندگی معنا کرد.
پیشنهاد ترجمه برای فرقان
برای این خانواده یک ترجمه ثابت در همه آیات مناسب نیست.
در بقره ۲:۱۲۶:
رَبِّ اجْعَلْ هَٰذَا بَلَدًا آمِنًا
پیشنهاد مناسب:
«پروردگارا، این را سرزمینی امن قرار ده.»
در این سیاق «شهر امن» نیز میتواند برگردانی ناظر به مصداق باشد. «سرزمین» دامنه گستردهتر اسم را حفظ میکند. تفاوتِ «هذا بلدًا» در بقره و «هذا البلد» در ابراهیم بهتنهایی ترتیب زمانیِ آباد شدن آن محل را ثابت نمیکند.
در اعراف ۷:۵۷:
سُقْنَاهُ لِبَلَدٍ مَيِّتٍ
«آن را به سوی سرزمینی مرده راندیم.»
در اعراف ۷:۵۸:
وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ
«و سرزمین پاکیزه، گیاهش بیرون میآید...»
در نحل ۱۶:۷:
إِلَىٰ بَلَدٍ لَمْ تَكُونُوا بَالِغِيهِ
بسته به نثر:
«به سرزمینی که...»
یا «به مقصدی که...»
میتواند مناسب باشد؛ «مقصد» ترجمه توضیحیتر است.
برای بِلَاد:
«سرزمینها» یا «نواحی»
معمولا از «کشورها» دقیقتر است، مگر اینکه سیاق مشخصا واحد سیاسیای را ایجاب کند.
برای بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ:
«سرزمینی پاکیزه»
طبیعی است.
برای هَٰذِهِ الْبَلْدَةِ در نمل ۲۷:۹۱ نیز میتوان «این سرزمین» یا در سیاق روشن مکه «این شهر/سرزمین» گفت؛ اما ترجمه نباید این تصور را ایجاد کند که «بلدة» در همه جا به معنای شهر است.
جمعبندی
«ب ل د» در کاربردهای قرآنی، بخشی از زمین، یک مکان یا سرزمین را نام میبرد. طبقهبندی شهری یا سیاسیِ آن از سیاق مشخص میشود.
این مکان میتواند آباد یا ناآباد باشد. در شعر کهنِ اعشی، «بلدة» پهنهای بیابانی است و خود قرآن از بلد ميت و بلدة ميتا سخن میگوید. بنابراین «شهر» همه کاربردهای خانواده را پوشش نمیدهد.
در سوی دیگر، همین واژه میتواند برای مکه، سرزمین سبأ، مقصد سفر و در جمع برای «بلاد» و نواحی مختلف به کار رود. اندازه، جمعیت و ساختار سیاسی از خود ریشه تعیین نمیشوند.
میان بلد و بلدة مرزی ثابت بر اساس اندازه جغرافیایی دیده نمیشود. هر دو برای سرزمینِ حرم و هر دو برای زمین مرده به کار رفتهاند؛ از تفاوت صورت آنها نمیتوان تقسیمبندیِ «کشور در برابر شهر» ساخت.
شواهد بررسیشده، اسمهای این خانواده را به مکان و زمین مربوط میکنند. در شعر طرفه، «تبلّد» شاخه فعلیِ دیگری را نشان میدهد؛ اما تاریخ پیوندِ این معنا با نام سرزمین از این شاهد بهتنهایی روشن نمیشود.
ب ل د: بخش، محدوده یا سرزمینی شناختهشده از زمین، خواه آباد یا ناآباد و خواه مسکونی یا خالی. بر حسب سیاق میتواند آبادی، شهر، ناحیه یا سرزمین باشد؛ اما اندازه، جمعیت، مرز سیاسی، امنیت، آبادانی و ارزش اخلاقی آن از خود ریشه به دست نمیآیند.