ریشه قرآنی ض ر ر

نوشتن تبصره دربارهٔ این اثر

ضَرَّ؛ زیان، سختی و ناگزیری

ریشه «ض ر ر» از ریشه‌های مضاعف عربی است؛ یعنی حرف دوم و سوم آن یکی است. این خانواده در قرآن از ساده‌ترین معنای زیان رساندن تا سختی و گرفتاری، آسیب در روابط انسانی و ناگزیر شدن در شرایط اضطرار گسترش پیدا می‌کند.

از صورت‌های قرآنی مهم آن می‌توان به ضَرَّ / يَضُرُّ، ضَرّ، ضُرّ، ضَرَر، ضَرَّاء، ضَارّ، ضِرَار، مُضَارّ، ضَارَّ / يُضَارّ، اضْطَرَّ و مُضْطَرّ اشاره کرد.

یکی از روشن‌ترین راه‌ها برای شناخت میدان این ریشه، تقابل مکرر آن با نفع است. قرآن بارها از چیزی سخن می‌گوید که:

لَا يَنْفَعُ ... وَلَا يَضُرُّ

نه سود می‌رساند و نه زیان.

از این تقابل، یک هسته روشن به دست می‌آید:

ض ر ر: رسیدن یا رساندن اثری نامطلوب که در وضعیت شخص یا چیز مورد نظر نقصان، آسیب، سختی یا محدودیت ایجاد می‌کند.

این هسته از آسیب جسمانی گسترده‌تر است. مال، حق، رابطه، وضعیت زندگی یا امکان انتخاب انسان نیز می‌تواند دچار ضرر شود.

در زبان عربی کهن نیز همین میدان شناخته‌شده بوده است. «ضر» در برابر «نفع» قرار می‌گرفت و «ضُرّ» برای سوء حال، بیماری، فقر و سختی نیز به کار می‌رفت. در شعری منسوب به عدی بن زید نیز از الأضرّ در زمینه سختی‌های زندگی سخن گفته شده است.

در همین خانواده، زیان می‌تواند به نقطه‌ای برسد که انسان در تنگنا قرار گیرد و دیگر انتخاب‌های عادی در دسترس او نباشند؛ از همین شاخه به اضطرار می‌رسیم. با این حال، «تنگی» را نباید تعریف تمام ریشه دانست. روشن‌ترین محور عمومی همچنان زیان و نقصان در برابر نفع و گشایش است.

صورت‌ها و عنوان‌های بررسی‌شده

ضِرار و مُضارّه؛ زیان در رابطه میان انسان‌ها

شاخه «ضرار» و باب مفاعله این ریشه بیشتر در روابط انسانی دیده می‌شوند.

در احکام طلاق آمده است:

وَلَا تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَارًا لِتَعْتَدُوا

«و آنان را برای زیان رساندن نگاه ندارید تا تجاوز کنید.»

بقره ۲:۲۳۱

در اینجا قصد زیان از خود وزن «فعال» به تنهایی استخراج نمی‌شود؛ خود جمله آن را روشن می‌کند:

ضِرَارًا لِتَعْتَدُوا

نگه داشتن رابطه نباید وسیله‌ای برای وارد کردن زیان و تجاوز شود.

در سوره طلاق نیز:

وَلَا تُضَارُّوهُنَّ لِتُضَيِّقُوا عَلَيْهِنَّ

«و به آنان زیان نرسانید تا بر آنان تنگ بگیرید.»

طلاق ۶۵:۶

اینجا نیز ادامه جمله جهت عمل را آشکار می‌کند: زیان‌رسانی برای ایجاد تنگنا.

در وصیت آمده است:

مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصَىٰ بِهَا أَوْ دَيْنٍ غَيْرَ مُضَارٍّ

«پس از وصیتی که به آن وصیت شده یا دینی، بدون زیان‌رسانی.»

نساء ۴:۱۲

وصیت یا دین نباید به وسیله‌ای برای آسیب رساندن به حقوق دیگران تبدیل شود.

حتی ساختمانی با ظاهر دینی می‌تواند با «ضرار» توصیف شود:

وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِدًا ضِرَارًا وَكُفْرًا وَتَفْرِيقًا بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ

«و کسانی که مسجدی برای زیان‌رسانی، کفر و پراکندگی میان مؤمنان ساختند...»

توبه ۹:۱۰۷

ضرر در اینجا جسمانی نیست؛ ساختن یک نهاد می‌تواند برای آسیب و ایجاد شکاف اجتماعی به کار گرفته شود.

لَا تُضَارَّ وَالِدَةٌ؛ ابهامی که ادغام دو راء پنهان کرده است

در بقره آمده است:

لَا تُضَارَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلَا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ

«نباید مادری به سبب فرزندش دچار زیان شود، و نه پدری به سبب فرزندش.»

بقره ۲:۲۳۳

صورت تُضَارّ از باب مفاعله و از ریشه مضاعف «ض ر ر» است. در اصل صرفی، دو راء کنار هم قرار می‌گیرند و سپس در یکدیگر ادغام می‌شوند. همین ادغام بخشی از اطلاعات صرفی را در ظاهر واژه پنهان می‌کند.

در تحلیل‌های نحوی و قرائات کهن، هر دو جهت مطرح شده‌اند:

ممکن است مادر و پدر فاعل زیان‌رسانی باشند؛ یعنی هیچ یک به وسیله کودک به دیگری آسیب نرساند.

و ممکن است آنان کسانی باشند که زیان به آنها وارد می‌شود؛ یعنی مادر یا پدر به سبب کودک دچار ضرر نشوند.

این دو جهت از نظر نتیجه اجتماعی با یکدیگر ناسازگار نیستند. کل ساخت از تبدیل کودک و حقوق مربوط به او به وسیله زیان‌رسانی میان والدین جلوگیری می‌کند.

پس بهتر است ترجمه یکی از دو تحلیل را روشن برگزیند و احتمال دیگر در توضیح یا درون کروشه حفظ شود. برای نمایش دو خوانش می‌توان نوشت:

«نباید مادر به سبب فرزندش زیان ببیند [در خوانش معلوم: زیان برساند]، و نه پدر به سبب فرزندش.»

یا در ترجمه روان‌تر، معنای کلی جمله حفظ شود و تفاوت صرفی در توضیح بیاید.

همین مسئله نشان می‌دهد که از باب مفاعله نمی‌توان قاعده ساخت که فعل حتما دوسویه است. ساختمان صرفی ظرفیت رابطه میان دو طرف را دارد، اما جهت دقیق فاعل و مفعول را باید از نحو، قرائت و سیاق تعیین کرد.

در آیه دین نیز می‌خوانیم:

وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ

«و نباید نویسنده یا شاهد دچار زیان شود [یا زیان برساند].»

بقره ۲:۲۸۲

باز هم صورت مدغم، امکان دو جهت را در تحلیل زبانی باز می‌گذارد و سیاق درباره جلوگیری از آسیب در فرایند ثبت و شهادت است.

اضطرار؛ وقتی شرایط راه‌های عادی انتخاب را تنگ می‌کند

یکی از مهم‌ترین شاخه‌های «ض ر ر» اضْطَرَّ و مُضْطَرّ است.

اضطرار فقط «خیلی نیاز داشتن» نیست. شخص در وضعیتی قرار می‌گیرد که زیان، خطر یا تنگنا انتخاب‌های عادی او را محدود می‌کند و او را به سوی کاری می‌راند.

این معنا در احکام خوراک روشن است:

فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ

«پس هر کس ناگزیر شود، در حالی که نه خواهان تجاوز باشد و نه از حد بگذرد، گناهی بر او نیست.»

بقره ۲:۱۷۳

مائده شرایط را روشن‌تر می‌کند:

فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ

«پس هر کس در گرسنگی سخت ناگزیر شود، بی‌آنکه به گناه متمایل باشد...»

مائده ۵:۳

پس اضطرار ترجیح شخصی یا راحت‌تر بودن یک انتخاب نیست؛ وضعیتی است که امکان انتخاب عادی را محدود کرده است.

این فعل در ساختی دیگر نیز آمده است:

وَمَنْ كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِيلًا ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلَىٰ عَذَابِ النَّارِ

«و هر که کفر ورزد، اندکی بهره‌مندش می‌کنم، سپس او را به سوی عذاب آتش می‌رانم.»

بقره ۲:۱۲۶

و:

نُمَتِّعُهُمْ قَلِيلًا ثُمَّ نَضْطَرُّهُمْ إِلَىٰ عَذَابٍ غَلِيظٍ

«اندکی بهره‌مندشان می‌کنیم، سپس آنان را به سوی عذابی سخت می‌رانیم.»

لقمان ۳۱:۲۴

اینجا شخص از روی نیاز غذایی «مضطر» نیست؛ فعل نشان می‌دهد که به سوی نتیجه‌ای رانده می‌شود که راه گریز عادی از آن ندارد.

همین میدان در «مُضْطَرّ» نیز دیده می‌شود که در این سیاق اسم مفعولِ باب افتعال است؛ یعنی کسی که به ناگزیری کشانده شده است:

أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ

«یا چه کسی مضطر را هنگامی که او را می‌خواند پاسخ می‌دهد و بدی را برطرف می‌کند؟»

نمل ۲۷:۶۲

المضطر یک طبقه خاص مانند فقیر، بیمار یا مظلوم نیست. همه اینها ممکن است در شرایطی مضطر شوند. واژه انسانی را نشان می‌دهد که فشار شرایط او را به ناگزیری رسانده است.

از همین رو «درمانده» یا «گرفتار در تنگنا» می‌تواند ترجمه‌ای طبیعی باشد. «ناگزیر» جهتِ اجبار و محدود شدن انتخاب را نشان می‌دهد، اما در جمله‌ای مانند نمل ۲۷:۶۲ ممکن است به‌تنهایی به روشنیِ «درمانده» نباشد.

پیشنهاد ترجمه برای فرقان

ترجمه این خانواده باید صورت واژه و سیاق را با هم در نظر بگیرد.

ضَرَّ / يَضُرُّ معمولا با «زیان رساندن» طبیعی است:
لَا يَضُرُّكُمْ — «به شما زیان نمی‌رساند.»

ضَرّ، به‌ویژه در تقابل با نفع، بهتر است «زیان» ترجمه شود:
نَفْعًا وَلَا ضَرًّا — «هیچ سود و زیانی.»

ضُرّ بسته به سیاق می‌تواند «گرفتاری»، «سختی»، «آسیب» یا «وضعیت دشوار» باشد. در أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ ترجمه «گرفتاری به من رسیده است» از محدود کردن واژه به یک بیماری مشخص پرهیز می‌کند.

ضَرَّاء در تقابل با سراء با «سختی» یا «تنگی و دشواری» طبیعی است:
فِي السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ — «در گشایش و سختی.»

ضَرَر در نساء ۹۵ می‌تواند «آسیب» یا «عذر بازدارنده» باشد:
أُولِي الضَّرَرِ — «کسانی که دارای آسیب یا عذر بازدارنده‌اند.»

ضِرَار و صورت‌های مفاعله، بسته به ساخت، با «زیان‌رسانی» یا «آسیب رساندن» ترجمه می‌شوند. در جایی مانند وَلَا تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَارًا، «آنان را برای زیان رساندن نگاه ندارید» طبیعی است.

در لَا تُضَارَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا بهتر است ترجمه یک جهت را برگزیند و جهت دیگرِ زیان دیدن یا زیان رساندن در توضیح نحوی جداگانه روشن شود؛ ترکیب دو تحلیل نباید یک ترجمه لفظ‌به‌لفظ قطعی جلوه کند.

برای اضْطُرَّ، «ناگزیر شدن» مناسب‌ترین معادل پایه است؛ و مُضْطَرّ بسته به جمله «ناگزیر» یا «درمانده و در تنگنا» ترجمه می‌شود.

بنابراین یک معادل واحد مانند «آسیب» برای همه خانواده مناسب نیست. ریشه واحد است، اما هر ساخت زاویه مشخصی از زیان، سختی یا ناگزیری را برجسته می‌کند.

جمع‌بندی

ریشه «ض ر ر» بر زیان، نقصان و وضعیت نامطلوبی که منفعت، سلامت، گشایش یا امکان عادی را مختل می‌کند استوار است. سه صورت ضَرّ، ضُرّ و ضَرَر تنها سه املای یک واژه نیستند؛ ساختمان صرفی متفاوت دارند و در قرآن نیز گرایش‌های معنایی متفاوتی نشان می‌دهند. «ضَرّ» بیشتر در برابر نفع، «ضُرّ» بیشتر در میدان گرفتاری و سوء حال، و «ضَرَر» در نساء ۹۵ به آسیب یا مانع موجود در وضعیت شخص نزدیک است. این تفاوت‌ها واقعی‌اند، اما نباید به مرزهای بدون هم‌پوشانی تبدیل شوند.

در روابط انسانی، همین خانواده به ضرار و مضارّه می‌رسد. وزن صرفی به تنهایی تعمد یا دوسویه بودن را ثابت نمی‌کند؛ گاه خود جمله هدف زیان‌رسانی را صریح می‌سازد و در ساخت‌های مدغمی مانند لَا تُضَارَّ وَالِدَةٌ حتی جهت فاعلی و مفعولی می‌تواند باز بماند. هسته مشترک، جلوگیری از تبدیل رابطه و حق به وسیله زیان رساندن است.

شاخه اضطرار نیز نشان می‌دهد زیان و تنگنا می‌توانند تا جایی پیش بروند که حوزه انتخاب عادی انسان محدود شود. «مضطر» کسی است که شرایط او را به ناگزیری رسانده است، نه صرفا کسی که میل یا نیاز شدیدی دارد.

تعریف فشرده ریشه می‌تواند چنین باشد:

ض ر ر: رسیدن یا رساندن زیان، نقصان یا وضعیتی نامطلوب که منفعت، سلامت، گشایش یا امکان عادی را مختل می‌کند. از این میدان، «ضَرّ» در برابر نفع، «ضُرّ» در گرفتاری و سوء حال، «ضَرَر» در آسیب و مانع، «ضرار» در زیان‌رسانی به دیگری و «اضطرار» در ناگزیر شدن زیر فشار شرایط شکل می‌گیرند؛ سهم دقیق هر معنا را صورت واژه و سیاق آیه تعیین می‌کند.

کاربرد این ریشه در البقره ۲:۱۰۲