ریشهٔ ق ن ط ر — قِنْطَار؛ مال فراوان، انباشت دارایی و واحد وزن

نوشتن تبصره دربارهٔ این اثر

صورت‌های قرآنی و لغوی

۱. معنای ریشه و ساختمان واژه

«قِنْطَار» در زبان عربی به مقدار بزرگی از مال یا وزن قابل توجهی از کالایی، به‌ویژه طلا و نقره، گفته می‌شود. این واژه در کاربردهای تاریخی نام یک واحد وزن نیز بوده است، اما مقدار آن در زمان‌ها و سرزمین‌های مختلف یکسان نبوده است.

در قرآن، «قنطار» و مشتق‌های آن چهار بار آمده‌اند. در همهٔ این کاربردها، سخن از مال فراوان یا مقدار بزرگی از دارایی است.

در «لسان العرب»، قنطار هم به‌عنوان معیار وزن معرفی شده و هم به معنای «جُمْلَةٌ كَثِيرَةٌ مَجْهُولَةٌ مِنَ الْمَالِ» آمده است؛ یعنی مقدار فراوانی از مال که اندازهٔ دقیق آن مشخص نیست.

این دو کاربرد باید از یکدیگر جدا شناخته شوند.

در کاربرد نخست، قنطار می‌تواند واحدی برای سنجیدن وزن باشد. همان‌گونه که رطل، اوقیه و مثقال در نظام‌های تاریخی برای وزن کردن به کار می‌رفتند، قنطار نیز در بعضی مناطق مقدار معینی از وزن را نشان می‌داد.

در کاربرد دوم، مقصود الزاماً وزن مشخصی نیست، بلکه فراوانی دارایی است. وقتی گفته می‌شود کسی قنطاری مال دارد، ممکن است گوینده بخواهد بزرگی دارایی او را برجسته کند، نه اینکه وزن آن را با واحدی دقیق گزارش دهد.

این تفاوت در قرآن اهمیت دارد؛ زیرا در هیچ‌یک از سه آیه‌ای که این خانواده در آنها آمده، اندازهٔ قنطار به درهم، دینار، مثقال یا واحد دیگری تعریف نشده است.

در منابع لغوی و تاریخی، مقدارهای متفاوتی برای قنطار گزارش شده است: صد اوقیه، هزار اوقیه، صد رطل، هزار و دویست دینار، چهار هزار دینار و مقدارهای دیگر.

چنین اختلاف گسترده‌ای نشان می‌دهد که نباید یک مقدار گزارش‌شده را بدون دلیل به تمام کاربردهای قرآن تحمیل کرد.

ابوعبیده معمر بن مثنّی نیز تصریح کرده است که عرب‌ها برای وزن قنطار اندازهٔ واحد و شناخته‌شده‌ای نداشته‌اند. او از تعبیر پُر شدن پوست گاو از طلا به‌عنوان یکی از توصیف‌های مقدار آن یاد می‌کند.

لسان العرب؛ قنطار، اختلاف مقدارها و نقل ابوعبیده

این تعبیر به‌جای آنکه مقدار دقیقی را مشخص سازد، بزرگی و فراوانی مال را در تصویری محسوس نشان می‌دهد.

ازاین‌رو، در مطالعهٔ قرآنی «قنطار»، معنای «مقدار بزرگی از مال» پشتوانهٔ روشن‌تری از تعیین عددی ثابت دارد.

ساختمان چهارحرفی

«ق ن ط ر» در نمایه‌های صرفی قرآن ماده‌ای چهارحرفی ثبت شده است.

صورت اسمیِ اصلی آن «قِنْطَار» و جمع آن «قَنَاطِير» است.

در عربی، فعل «قَنْطَرَ» نیز وجود دارد که در بعضی کاربردها به دارا شدن مال بسیار اشاره می‌کند.

«مُقَنْطَر» اسم مفعولِ ساخته‌شده از این فعل چهارحرفی است و «مُقَنْطَرَة» صورت مؤنث آن است.

اما وجود این فعل و مشتق‌ها به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که نام قنطار در آغاز از یک ریشهٔ فعلیِ بومی عربی ساخته شده است.

در پژوهش تاریخی زبان، شواهد قابل توجهی وجود دارد که قنطار واژه‌ای وام‌گرفته است. ممکن است نام یک واحد وزن از زبان دیگری وارد عربی شده و سپس فعل‌ها و وصف‌های تازه بر پایهٔ آن ساخته شده باشند.

این پدیده در زبان عربی شناخته شده است. واژه‌ای که از زبان دیگر وارد می‌شود، می‌تواند در ساختمان صرفی عربی جای گیرد و مانند دیگر واژه‌ها جمع، فعل یا وصف داشته باشد.

بنابراین، طبقه‌بندی «ق ن ط ر» به‌عنوان مادهٔ چهارحرفیِ قرآنی، به معنای اثبات خاستگاه تاریخیِ عربی برای همهٔ صورت‌های آن نیست.

۲. خاستگاه تاریخی قنطار و ارتباط آن با واحد وزن

از سنت وزن‌کشی رومی تا عربی

در پژوهش‌های تاریخی، برای «قِنْطَار» مسیر انتقالی از لاتینی به یونانی و سپس سریانی و عربی پیشنهاد شده است.

در لاتینی، صورت «centenarium» به وزنِ صد پوند رومی اشاره می‌کرد و با خانوادهٔ «centenarius» و عدد صد ارتباط دارد. در توضیح نامِ واحد وزن، صورت اسمیِ «centenarium» دقیق‌تر است.

این نام در یونانیِ دورهٔ متأخر به صورت «κεντηνάριον» به کار رفت و در سریانی نیز صورت نزدیک «ܩܰܢܛܺܝܪܳܐ» ثبت شده است.

پژوهش پل نوین‌کیرشن؛ مسیر پیشنهادی انتقال قنطار، یادداشت ۹

صورت عربی «قِنْطَار» از نظر ساختمان و معنا با این خانوادهٔ تاریخی ارتباط نزدیک دارد.

بر پایهٔ این مسیر پیشنهادی، نامِ یک معیار وزن وارد عربی شده و در کاربرد عربی، علاوه بر وزن مشخص، معنای مقدار بزرگی از دارایی نیز یافته است. این بازسازی، مسیر محتمل انتقال را نشان می‌دهد، نه تاریخ قطعیِ همهٔ مراحل و واسطه‌ها.

البته برخی لغویان کهن، قنطار را عربی دانسته و آن را با مفهوم جمع کردن یا محکم بستن مال مرتبط کرده‌اند.

در گزارش‌های دیگر، به خاستگاه سریانی یا کاربردهای بربری واژه اشاره شده است.

این اختلاف‌ها نشان می‌دهند که تاریخ انتقال نام، در سنت لغوی عربی نیز موضوعی کاملاً یکدست نبوده است.

بااین‌حال، تطبیق صورت‌های لاتینی، یونانی و سریانی پشتوانهٔ تاریخی قوی‌تری برای وام‌گرفته بودن نام فراهم می‌کند.

فرهنگ تاریخی مورای؛ centenarium و واسطهٔ احتمالی سریانی

نکتهٔ مهم آن است که وجود خاستگاه غیرعربی، معنای واژه را در زبان عربیِ عصر قرآن نامعتبر نمی‌سازد.

واژه‌ای که وارد زبان شده و در گفتار و معاملات مردم جای گرفته است، برای مخاطبان همان زبان معنایی شناخته‌شده دارد.

آیا قنطار در اصل صد رطل بوده است؟

ارتباط تاریخی واژه با عدد صد، از این جهت اهمیت دارد که در برخی نظام‌های قدیمی، قنطار با مقدار بزرگی مانند صد واحد وزن شناخته می‌شده است.

اما نباید از این پیشینه نتیجه گرفت که قنطار در قرآن ضرورتاً صد رطلِ یک منطقهٔ مشخص بوده است.

واحد «رطل» خود در زمان‌ها و مکان‌های مختلف مقدار یکسانی نداشته است.

همچنین در بعضی نظام‌های وزن‌کشی، قنطار بر حسب اوقیه، مثقال یا واحدهای محلی دیگر تعریف شده است.

در نتیجه، حتی اگر نام تاریخی قنطار در آغاز با عدد صد ارتباط داشته باشد، این ارتباط برای تعیین یک مقدار ثابت در همهٔ کاربردهای بعدی کافی نیست.

در فرهنگ‌های معاصر عربی نیز قنطار همچنان در بعضی مناطق به‌عنوان واحد وزن به کار می‌رود، اما مقدار آن می‌تواند از یک کشور به کشور دیگر تفاوت داشته باشد.

این کاربرد امروزی، ادامهٔ تاریخ واژه را نشان می‌دهد؛ ولی نمی‌توان مقدارهای رسمی امروز را بدون شاهد به آیات قرآن بازگرداند.

ازاین‌رو، در ترجمهٔ قرآن، تبدیل «قنطار» به یک عدد مشخص از کیلوگرام، دینار یا درهم، پشتوانهٔ کافی ندارد.

قنطار و مفهوم داراییِ انباشته

در عربی، قنطار افزون بر معیار وزن، برای مقدار بزرگی از مال به کار رفته است.

این گسترش معنایی طبیعی است.

وقتی یک واحد وزن برای مقدار قابل توجهی از طلا یا نقره به کار رود، نام آن می‌تواند به‌تدریج برای بیان ثروت فراوان نیز استفاده شود.

در این مرحله، شنونده بیش از آنکه به یک عدد دقیق توجه کند، بزرگی دارایی را درک می‌کند.

در «لسان العرب»، قنطار به «العُقْدَةُ المُحْكَمَةُ مِنَ الْمَالِ» نیز تعریف شده است؛ یعنی مجموعه‌ای از مال که محکم گرد آمده و نگه داشته شده است.

این توضیح با مفهوم داراییِ فراهم‌شده و انباشته ارتباط دارد.

اما نباید از این تصویر نتیجه گرفت که همهٔ قنطارها لزوماً در یک کیسه بسته شده یا به شکل توده‌ای مشخص روی هم قرار گرفته بودند.

«عقدهٔ محکمِ مال» می‌تواند توضیحی لغوی برای مجموعهٔ فراهم‌شده و محفوظ دارایی باشد.

لسان العرب؛ عقدهٔ محکم مال و فعل قنطر

در کاربرد قرآنی، معنای مقدار بزرگ و قابل توجه مال، بدون نیاز به فرض شکل فیزیکیِ انبار کردن آن، قابل فهم است.

۳. صورت‌های زبانی و شواهد عربی کهن

قِنْطَار و قَنَاطِير

«قِنْطَار» اسم مفرد است و در عربی می‌تواند به واحد وزن یا مقدار بزرگی از مال اشاره کند.

«قَنَاطِير» جمع شکستهٔ آن بر وزن «فَعَالِيل» است.

در قرآن، صورت جمع در آل‌عمران ۳:۱۴ و مفرد در آل‌عمران ۳:۷۵ و نساء ۴:۲۰ آمده است.

این تفاوت از نظر معنا نیز اهمیت دارد.

در ترکیب «قناطیر مقنطرة»، سخن از مقادیر بسیارِ دارایی است؛ اما در دو آیهٔ دیگر، یک «قنطار» به‌تنهایی مقدار بزرگی از مال را بیان می‌کند.

بنابراین، حتی صورت مفرد نیز لزوماً به مقدار کم اشاره ندارد.

قَنْطَرَ؛ دارا شدن مال فراوان

در عربی، «قَنْطَرَ الرَّجُلُ» دربارهٔ کسی گفته شده است که صاحب مال بسیار شده است.

ابن سیده این کاربرد را چنین توضیح داده است: «قَنْطَرَ الرَّجُلُ: مَلَكَ مَالًا كَثِيرًا كَأَنَّهُ يُوزَنُ بِالْقِنْطَارِ».

یعنی شخص مال فراوانی دارد، گویی دارایی او با قنطار وزن می‌شود.

این توضیح نشان می‌دهد که فعل «قنطر» می‌تواند بر پایهٔ نام واحد وزن ساخته شده باشد.

در این کاربرد، قنطار وسیله یا معیار تصور بزرگی مال است و فعل به برخوردار شدن از چنین مالی اشاره می‌کند.

مُقَنْطَر و مُقَنْطَرَة

«مُقَنْطَر» از ساختمان «قَنْطَرَ» ساخته شده و می‌تواند به چیزی اشاره کند که در مقدارهای بزرگ فراهم یا انباشته شده است.

در تعبیر «قِنْطَارٌ مُقَنْطَرٌ»، بعضی لغویان معنای کامل و تمام‌شده بودن مقدار را ذکر کرده‌اند.

در قرآن، صورت مؤنث «الْمُقَنْطَرَةِ» پس از «الْقَنَاطِيرِ» آمده است.

در این کاربرد، وصف با اسم جمع غیرعاقل هماهنگ شده و به داراییِ بسیار و فراهم‌شده اشاره دارد.

از نظر معنا، «مقنطرة» در توضیح‌های کهن با کامل بودن، چندبرابر شدن، گردآوری و انباشته شدن مال ارتباط دارد.

اما این کاربردها نباید سبب شوند که عدد مشخصی برای آن فرض کنیم.

برخی لغویان گفته‌اند «قناطیر» در این ترکیب دست‌کم سه مقدار و «مقنطرة» چندبرابر آن است.

در مقابل، ابن عطیه چنین محاسبه‌هایی را بی‌پشتوانه و تحکمی دانسته است.

ابن عطیه؛ نقد محاسبه‌های سه و نُه قنطار

در خودِ عبارت قرآنی، هیچ عددی وجود ندارد که ثابت کند «القناطير المقنطرة» دقیقاً سه، نُه یا دوازده قنطار است.

پس مناسب‌تر است آن را به معنای مقدارهای بسیار و انباشته‌شدهٔ مال بفهمیم.

قَنْطَرَة؛ پل و گذرگاه ساخته‌شده

در عربی، «قَنْطَرَة» به پل یا ساختمان قوسی‌شکلی گفته شده است که برای عبور از روی آب یا مانعی دیگر ساخته می‌شود.

ازهری آن را سازه‌ای معرفی کرده که با آجر یا سنگ بنا می‌شود و انسان از روی آن می‌گذرد.

در شعر طَرَفة بن عبد، شاعر پیش از اسلام، چنین آمده است:

كَقَنْطَرَةِ الرُّومِيِّ أَقْسَمَ رَبُّهَا
لَتُكْتَنَفَنْ حَتَّى تُشَادَ بِقَرْمَدِ

یعنی: «مانند پلِ آن رومی که صاحبش سوگند خورده است از پیرامون بر آن کار شود تا با آجر بالا برده شود.» «ربّها» صاحبِ سازه است و «تُشاد» در اینجا به برپا و بلند ساخته شدن آن اشاره دارد.

لسان العرب؛ شاهد طرفه دربارهٔ قنطرة

این بیت، در وصف استواریِ ناقه، آن را به سازه‌ای محکم تشبیه می‌کند و نشان می‌دهد که «قنطرة» در شعر عربی کهن برای پل و ساختمان شناخته شده بوده است.

دیوان طرفه؛ سیاق وصف ناقه و سازهٔ محکم

در بعضی توضیح‌های لغوی، میان قنطار و قنطرة پیوندی از جهت محکم بودن و به‌هم پیوستن اجزاء مطرح شده است.

بر پایهٔ این تحلیل، همان‌گونه که ساختمان پل با پیوند محکم اجزاء استوار می‌شود، مال فراوان نیز می‌تواند مجموعه‌ای گردآمده و محکم به شمار رود.

اما این توضیح به‌تنهایی خویشاوندی تاریخی قطعیِ دو نام را ثابت نمی‌کند.

به‌ویژه با توجه به شواهدِ وام‌گرفته بودن «قنطار» در معنای واحد وزن، نباید فرض کنیم که نام قنطار حتماً از ساختمان پل گرفته شده است.

ممکن است دو واژه در دوره‌هایی از تاریخ زبان، به سبب نزدیکی صورت در یک خانوادهٔ لغوی بررسی شده باشند.

در پژوهش قرآنی، نام پل را باید شناخت، ولی معنای آن را به آیات مربوط به مال فراوان منتقل نکرد.

خودِ «قنطرة» در قرآن نیامده است.

دیگر کاربردهای ثبت‌شده

در «لسان العرب»، «قِنْطِير» و «قِنْطِر» برای گرفتاری بسیار سخت یا حادثه‌ای هولناک نیز ثبت شده‌اند.

همچنین «قَنْطَرَ الرَّجُلُ» در کاربردی دیگر به ترک زندگی بادیه‌نشینی و اقامت در شهر یا آبادی اشاره کرده است.

در بعضی گزارش‌ها، «قَنْطَرَ عَلَيْنَا» به ماندن طولانی در یک مکان گفته شده است.

این کاربردها از نظر معنا با دارایی فراوان و پل یکسان نیستند.

صرف ثبت آنها زیر حروف «ق ن ط ر» کافی نیست تا همه را از مفهوم ثروت یا ساختمان قوسی‌شکل استخراج کنیم.

برای نمونه، نمی‌توان گفت چون قنطار نام مقدار بزرگی از مال است، «قنطیر» در معنای گرفتاری حتماً به بزرگیِ دارایی اشاره دارد.

همچنین نمی‌توان اقامت در شهر را بدون شاهد تاریخی از ساختن پل مشتق دانست.

در یک مقالهٔ ریشه‌شناختی، چنین کاربردهایی باید شناخته شوند، اما نباید برای آنها وحدتی ساختگی ساخته شود.

لسان العرب؛ قنطیر، اقامت و دیگر کاربردها

حدود شواهد پیشاقرآنی

شاهد شعر طرفه، کاربرد «قنطرة» را در عربی پیش از اسلام نشان می‌دهد.

اما این بیت شاهد مستقیمِ کاربرد «قنطار» به معنای مال فراوان نیست.

در منابع بررسی‌شده، شاهد شعری مستقلی که انتساب و تاریخ آن به‌روشنی احراز شود و خودِ واژهٔ «قنطار» را در معنای ثروت فراوان پیش از قرآن به کار برده باشد، به دست نیامد.

این محدودیت به معنای ناشناخته بودن واژه در عربی آن روزگار نیست؛ زیرا کاربرد قرآنی و گزارش‌های لغوی، حضور آن را در زبان نشان می‌دهند.

اما نباید برای کامل کردن مقاله، بیتی نامطمئن یا ساخته‌شده را شاهد جاهلی معرفی کرد.

پیشینهٔ تاریخیِ واحد وزن و گزارش‌های لغوی دربارهٔ معنای آن، در این مورد پشتوانهٔ مهم‌تری فراهم می‌کنند.

۴. کاربرد قناطیر در آل‌عمران ۳:۱۴؛ دارایی انباشته و جلوهٔ زندگی دنیا

سورهٔ آل‌عمران، ۳:۱۴

زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالْأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَٰلِكَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ

ترجمهٔ پیشنهادی:

«دوست داشتن خواستنی‌ها برای مردم آراسته شده است؛ از زنان و پسران و دارایی‌های فراوانِ انباشته از طلا و نقره و اسبان نشان‌دار و چهارپایان و کشتزارها. اینها بهرهٔ زندگی دنیاست، و نزد آن معبود یگانه بازگشتگاهی نیکوست.»

در این آیه، دو صورت از خانوادهٔ «ق ن ط ر» کنار یکدیگر آمده‌اند: «الْقَنَاطِيرِ» و «الْمُقَنْطَرَةِ».

پیکرهٔ عربی قرآن؛ چهار کاربرد در سه آیه

قناطیر؛ مقدارهای فراوان مال

«الْقَنَاطِيرِ» جمع «قنطار» است.

این واژه در فهرستی از چیزهایی آمده که برای انسان‌ها خواستنی و جذاب‌اند.

پس از آن، «مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ» آمده است و جنس دارایی مورد نظر را روشن می‌کند.

بنابراین، در این آیه، سخن به‌طور مشخص از مقدارهای فراوان طلا و نقره است.

این قید اهمیت دارد.

«قنطار» در زبان عربی می‌تواند برای مال فراوان به‌صورت عمومی به کار رود، اما در آل‌عمران ۳:۱۴، طلا و نقره صریحاً نام برده شده‌اند.

ازاین‌رو، نمی‌توان در ترجمهٔ این آیه، جنس دارایی را حذف کرد و تنها از ثروت نامشخص سخن گفت.

همچنین نباید معنای طلا و نقره را به خودِ واژهٔ قنطار نسبت داد؛ زیرا در جمله، «ذهب» و «فضه» دو اسم مستقل‌اند که جنس دارایی را مشخص می‌سازند.

مقنطرة؛ مال فراوان و گردآمده

«الْمُقَنْطَرَةِ» وصف «الْقَنَاطِيرِ» است.

این وصف بر فراوانی و انباشته بودن مال تأکید می‌کند.

در منابع کهن، چند توضیح برای آن وجود دارد.

ابوعبیده «مقنطرة» را به معنای کامل و تمام‌شده دانسته است.

در توضیح دیگری، مقصود مال فراوانی است که بر یکدیگر انباشته شده باشد.

سُدّی نیز معنای سکه‌زده‌شدن طلا و نقره و تبدیل شدن آنها به دینار و درهم را مطرح کرده است.

اما میان این توضیح‌ها تفاوت وجود دارد.

مالِ انباشته می‌تواند به شکل سکه، شمش، ظرف یا داراییِ نگهداری‌شده باشد.

در مقابل، سکه‌زده‌شدن به فرایند مشخصی از تبدیل فلز به پول مربوط است.

خودِ «المقنطرة» به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که همهٔ طلا و نقرهٔ یادشده حتماً به شکل سکه ضرب شده بوده است.

همچنین از این وصف نمی‌توان تعداد دقیق قنطارها را به دست آورد.

از نظر سیاق، معنای فراوانیِ مؤکد و انباشت دارایی روشن‌تر است.

ابن عطیه؛ انباشت، مال آماده و تفاوت با سکه‌زده بودن

به همین دلیل، ترکیب «الْقَنَاطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ» را می‌توان «دارایی‌های فراوانِ انباشته» یا «گنجینه‌های بسیارِ فراهم‌شده» ترجمه کرد.

اما این تعبیرها باید در ارتباط با طلا و نقرهٔ ذکرشده در همان جمله فهمیده شوند.

طبری؛ مال فراوان، اندازهٔ نامعین و مقنطرة

آیا آیه ثروت را ذاتاً نکوهش می‌کند؟

در آیه، طلا و نقره در کنار خانواده، اسبان، چهارپایان و کشتزارها آمده‌اند.

اینها از چیزهایی‌اند که انسان ممکن است به آنها علاقه داشته باشد و برای دستیابی به آنها تلاش کند.

اما صرف نام بردن یک چیز در فهرست خواستنی‌های زندگی، به معنای حرام بودن یا نادرستی ذاتی آن نیست.

در قرآن، دارایی می‌تواند وسیلهٔ انفاق، رعایت حقوق دیگران، تأمین زندگی و کمک به نیازمندان باشد.

از سوی دیگر، دلبستگیِ بی‌حد به مال نیز می‌تواند انسان را از عدالت و مسئولیت بازدارد.

در آل‌عمران ۳:۱۴، این مجموعه «مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا» خوانده شده است.

این تعبیر جایگاه بهره‌های زندگی دنیا را مشخص می‌کند و آنها را در برابر بازگشتگاه نیکو نزد خداوند قرار می‌دهد.

ازاین‌رو، آیه دربارهٔ محدود بودن ارزش نهایی این برخورداری‌ها سخن می‌گوید.

اما از خودِ «قناطیر» نمی‌توان حکم حرمتِ داشتن مال فراوان را استخراج کرد.

معنای واژه، مقدار زیاد دارایی است؛ ارزش اخلاقیِ روش دستیابی، استفاده و دلبستگی به آن باید از آیات و اصول مربوط به همان رفتارها شناخته شود.

۵. قنطار در آل‌عمران ۳:۷۵؛ امانت‌داری با وجود مقدار فراوان

سورهٔ آل‌عمران، ۳:۷۵

وَمِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطَارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ وَمِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لَا يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلَّا مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَائِمًا ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لَيْسَ عَلَيْنَا فِي الْأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ

ترجمهٔ پیشنهادی:

«و از اهل کتاب کسی است که اگر قنطاری به امانت به او بسپاری، آن را به تو بازمی‌گرداند؛ و از آنان کسی است که اگر دیناری به امانت به او بسپاری، آن را به تو بازنمی‌گرداند، مگر آنکه پیوسته بر او ایستاده باشی. این از آن روست که گفته‌اند: دربارهٔ امّیان، مسئولیتی بر ما نیست؛ و آگاهانه بر آن معبود یگانه دروغ می‌بندند.»

قنطار در برابر دینار

در این آیه، «بِقِنْطَارٍ» و «بِدِينَارٍ» در دو جملهٔ هم‌ساخت آمده‌اند.

قنطار مقدار بزرگی از مال را بیان می‌کند، در حالی که دینار نام یک واحد پولی مشخص است.

این تقابل اهمیت دارد؛ زیرا آیه دو رفتار متفاوت را دربارهٔ امانت‌داری نشان می‌دهد.

در نمونهٔ نخست، شخصی از اهل کتاب حتی مال فراوانی را که به امانت گرفته، بازمی‌گرداند.

در نمونهٔ دوم، شخص دیگری حتی یک دینار را بازنمی‌گرداند، مگر آنکه صاحب مال پیوسته از او مطالبه کند.

بنابراین، قنطار در این آیه برای نشان دادن بزرگی امانت به کار رفته است.

اما لازم نیست مقدار آن را به وزن ثابت یا شمار مشخصی از دینارها تبدیل کنیم.

برای فهم تقابل، همین مقدار کافی است که قنطار دارایی بسیار بزرگ‌تری را به ذهن می‌آورد.

معنای «بِقِنْطَارٍ»

در «تَأْمَنْهُ بِقِنْطَارٍ»، حرف «بِـ» با فعل «تَأْمَنْهُ» همراه شده و موضوع امانت را بیان می‌کند.

ازاین‌رو، مناسب است عبارت به «قنطاری به امانت سپردن» ترجمه شود.

در اینجا، قنطار خود به معنای امانت یا امانت‌داری نیست.

واژه مقدار مال را بیان می‌کند و فعل «تَأْمَنْهُ» رابطهٔ امانت را مشخص می‌سازد.

همچنین «يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ» به بازگرداندن آن مال اشاره دارد.

در نتیجه، موضوع اصلی جمله، انجام مسئولیت امانت‌داری است.

پژوهش ریشهٔ أ د ي

آیا آیه همهٔ اهل کتاب را یکسان معرفی می‌کند؟

خیر.

ساختمان آیه به‌صراحت میان دو گروه یا دو نوع رفتار تفاوت گذاشته است.

«وَمِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ...» و «وَمِنْهُمْ مَنْ...» نشان می‌دهد که سخن از افرادی در میان اهل کتاب است، نه حکمی یکسان دربارهٔ همهٔ آنان.

این تفاوت بسیار مهم است.

آیه در یک سو امانت‌داریِ شخصی را با وجود مقدار فراوان مال بیان می‌کند و در سوی دیگر، خیانت فرد دیگری را حتی دربارهٔ مقدار اندک نشان می‌دهد.

پس تعلق دینی یا اجتماعی به‌تنهایی جای شناخت رفتار واقعی شخص را نمی‌گیرد.

در آیهٔ بعد، آل‌عمران ۳:۷۶، وفای به عهد و تقوا مورد توجه قرار می‌گیرد.

بنابراین، معیار اخلاقیِ برجسته در این مجموعه، وفای به تعهد و رعایت حق دیگران است.

اما این نتیجه از سیاق و افعال آیه به دست می‌آید، نه از خودِ واژهٔ قنطار.

در اینجا، قنطار فقط بزرگی مالِ مورد امانت را برجسته می‌سازد.

چرا قنطار و دینار کنار هم آمده‌اند؟

در این تقابل، مقدار مال و رفتار امانت‌دار دو مسئلهٔ جدا هستند.

ممکن است فردی حتی در برابر مال فراوان نیز امانت را حفظ کند.

شخص دیگری ممکن است در برابر مبلغی بسیار کمتر، حق صاحب مال را نادیده بگیرد.

پس بزرگی یا کوچکی مقدار، به‌تنهایی صداقت یا خیانت شخص را تعیین نمی‌کند.

این معنا برای فهم کاربرد قنطار مهم است.

واژه در اینجا نه نشانهٔ طمع است و نه نشانهٔ امانت‌داری.

قنطار نام مقدار بزرگ مال است و رفتار شخص در برابر آن، از فعل‌های آیه شناخته می‌شود.

۶. قنطار در نساء ۴:۲۰؛ مال فراوان و منع بازپس‌گیری

سورهٔ نساء، ۴:۲۰

وَإِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَكَانَ زَوْجٍ وَآتَيْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنْطَارًا فَلَا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئًا أَتَأْخُذُونَهُ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِينًا

ترجمهٔ فارسی موجود در فرقان:

«و اگر خواستید همسری را به جای همسری دیگر بگیرید و به یکی از آنان مال فراوانی داده‌اید، چیزی از آن بازنگیرید. آیا آن را با بهتان و گناهی آشکار می‌گیرید؟»

قنطار در این آیه چه معنایی دارد؟

در این آیه، «قِنْطَارًا» به مال فراوانی اشاره دارد که به یکی از زنان داده شده است.

برخلاف آل‌عمران ۳:۱۴، در اینجا جنس مال صریحاً طلا یا نقره معرفی نشده است.

بنابراین، نباید بدون دلیل «قنطارًا» را به «یک قنطار طلا» محدود کرد.

معنای مناسب‌تر، مقدار بزرگی از دارایی است.

از نظر نحوی، «قِنْطَارًا» مفعول دومِ فعل «آتَيْتُمْ» است؛ چیزی که داده شده است.

«إِحْدَاهُنَّ» نیز کسی را مشخص می‌کند که این مال به او داده شده است.

پس جمله دربارهٔ مالی سخن می‌گوید که پیش‌تر به زن پرداخت شده است.

در ادامه، فرمان «فَلَا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئًا» آمده است؛ یعنی از آن مال چیزی بازنگیرید.

این ساخت نشان می‌دهد که بزرگی مقدار، مجوز بازپس‌گیری آن نیست.

چرا مقدار فراوان ذکر شده است؟

در این آیه، قنطار برای بیان مقدار بزرگی به کار رفته است.

اگر کسی تنها مال اندکی داده باشد، ممکن است بازپس نگرفتن آن در نظرش آسان‌تر جلوه کند.

اما قرآن حکم را در وضعیتی بیان می‌کند که مقدار مال می‌تواند بسیار زیاد باشد.

در نتیجه، بزرگی دارایی سبب تغییر اصلِ بیان‌شده نمی‌شود.

این نکته با عبارت «فَلَا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئًا» روشن‌تر می‌شود.

«شَيْئًا» در ساختمان نهی، هر مقدار از آن مال را دربر می‌گیرد.

پس آیه در این سیاق اجازه نمی‌دهد که شخص به سبب زیاد بودن مقدار پرداخت‌شده، بخشی از آن را با بهتان یا رفتار ناروا بازستاند.

در اینجا نیز «قنطار» خود به معنای حق زن یا حکم بازپس‌گیری نیست؛ بلکه بزرگی مالی را نشان می‌دهد که حکم دربارهٔ آن بیان شده است.

آیا قنطار مقدار ثابتِ مهر است؟

آیه دربارهٔ مالی سخن می‌گوید که در رابطهٔ زناشویی به زن داده شده و سیاق نساء ۴:۱۹، نساء ۴:۲۰ و نساء ۴:۲۱ با حقوق مالی و پیمان همسری ارتباط دارد.

در نساء ۴:۴ نیز فرمان پرداخت صدقات زنان آمده است.

بنابراین، ارتباط این مال با حق مالی زن و مهر در سیاق قابل فهم است.

اما از واژهٔ «قنطار» نمی‌توان نتیجه گرفت که قرآن مقدار مشخصی را برای مهر تعیین کرده است.

در این آیه، هیچ عدد ثابتی برای قنطار ارائه نشده است.

همچنین ذکر مقدار فراوان به‌خودی‌خود فرمانی برای تعیین مهر سنگین یا تشویق همهٔ مردم به پرداخت بیشترین مقدار ممکن نیست.

موضوع اصلی آیه، بازپس نگرفتن مالی است که در شرایط بیان‌شده به زن پرداخت شده است.

پس باید میان مقدار مال، حق دریافت‌کننده و حکم بازپس‌گیری تفاوت گذاشت.

پیوند با «مِيثَاقًا غَلِيظًا»

در نساء ۴:۲۱، بلافاصله پس از آیهٔ قنطار، از رابطهٔ نزدیک همسران و پیمان سنگینی سخن رفته که زنان از مردان گرفته‌اند.

این ادامه نشان می‌دهد که مسئلهٔ مالیِ نساء ۴:۲۰ در چارچوب رابطه و تعهد زناشویی قرار دارد.

از این جهت، بازپس‌گیری ناروا تنها موضوعی مربوط به مقدار پول نیست، بلکه با وفای به تعهد و حق طرف دیگر نیز ارتباط دارد.

در مقالهٔ موجود فرقان دربارهٔ چندهمسری نیز همین پیوستگیِ نساء ۴:۲۰ و نساء ۴:۲۱ مورد توجه قرار گرفته است.

چندهمسری در قرآن؛ مقالهٔ موجود فرقان

اما نباید تمام مسائل نکاح، جدایی، مهر و چندهمسری را در تعریف لغوی «قنطار» وارد کرد.

برای این ریشه، نکتهٔ اصلی روشن است: قنطار مال فراوانی است که در اینجا به زن داده شده و آیه از بازپس‌گیری آن در وضعیت بیان‌شده نهی می‌کند.

۸. جمع‌بندی و پیشنهاد ترجمه

«قِنْطَار» در زبان عربی نام مقدار بزرگی از وزن یا دارایی است.

در پژوهش تاریخی، پیوند این واژه با واحد وزن رومیِ «centenarium» و انتقال آن از مسیر یونانی و احتمالاً سریانی به عربی پیشنهاد شده است. این مسیر محتمل را نباید گزارشی قطعی از همهٔ مراحل انتقال دانست.

در کاربرد عربی، قنطار علاوه بر معیار وزن، به معنای مال فراوان و مقدار قابل توجهی از دارایی نیز آمده است.

دربارهٔ وزن دقیق آن، گزارش‌های کهن اختلاف گسترده‌ای دارند. ازاین‌رو، نمی‌توان یک مقدار مشخص را بدون دلیل به همهٔ کاربردهای قرآن تحمیل کرد.

صورت جمع آن «قَنَاطِير» است و «مُقَنْطَرَة» در ترکیب قرآنی به مالِ فراوان، گردآمده و انباشته اشاره دارد.

در قرآن، این خانواده چهار بار در سه آیه آمده است.

در آل‌عمران ۳:۱۴، «الْقَنَاطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ» مقدارهای فراوان و انباشتهٔ طلا و نقره را بیان می‌کند.

در آل‌عمران ۳:۷۵، «قِنْطَارٍ» مقدار بزرگی از مال است که به امانت سپرده می‌شود و امانت‌دار آن را بازمی‌گرداند.

در نساء ۴:۲۰، «قِنْطَارًا» به مال فراوانی اشاره دارد که به زنی داده شده و آیه از بازپس‌گیری آن در شرایط بیان‌شده نهی می‌کند.

در هر سه آیه، معنای بزرگیِ مقدار محفوظ است، اما نقش سیاقی متفاوت است.

در یک آیه، مال فراوان از خواستنی‌های زندگی دنیا به شمار می‌رود.

در آیهٔ دیگر، مقدار بزرگ مال برای روشن کردن امانت‌داری به کار رفته است.

در آیهٔ سوم، فراوانی دارایی در بحث حق مالی زن و منع بازپس‌گیری مطرح می‌شود.

بنابراین، نمی‌توان قنطار را ذاتاً به معنای طمع، انفاق، امانت‌داری یا حق زن دانست.

این مفاهیم از افعال و سیاق آیات حاصل می‌شوند.

معنای کوتاه ریشه: قنطار؛ نام واحدی بزرگ از وزن که مقدار آن در نظام‌های تاریخی متفاوت بوده است؛ در کاربرد قرآنی، مقدار فراوان و قابل توجهی از مال یا دارایی.

معنای صورت‌های قرآنی و پیشنهاد ترجمه:

الْقَنَاطِيرِ — آل‌عمران ۳:۱۴: مقدارهای بسیارِ مال، در این آیه از جنس طلا و نقره. پیشنهاد ترجمه: «دارایی‌های فراوان».

الْمُقَنْطَرَةِ — آل‌عمران ۳:۱۴: گردآمده، کامل و انباشته در مقدارهای بزرگ؛ وصف قناطیر. پیشنهاد ترجمه: «انباشته».

بِقِنْطَارٍ — آل‌عمران ۳:۷۵: با مقدار بزرگی از مال که به امانت سپرده شده است. پیشنهاد ترجمه: «قنطاری مال» یا «مال فراوانی».

قِنْطَارًا — نساء ۴:۲۰: مقدار فراوانی از دارایی که به زن داده شده است. پیشنهاد ترجمه: «مال فراوانی».

برای فارسی روان، «مال فراوان» مناسب‌ترین معادل عمومیِ قنطار در این آیات است.

اما در مطالعهٔ لغوی باید پیشینهٔ آن به‌عنوان نام یک معیار وزن نیز محفوظ بماند.

همچنین در آل‌عمران ۳:۱۴، همراهی «قناطیر» با «مقنطرة» شدت و فراوانیِ انباشت دارایی را برجسته می‌کند، بی‌آنکه تعداد یا وزن معینی را مشخص سازد.

نتیجهٔ اصلی پژوهش آن است که قنطار در قرآن بر بزرگی مقدار مال دلالت می‌کند؛ نه بر عددی ثابت که بتوان آن را در همهٔ آیات به وزن یا شمار مشخصی تبدیل کرد.

این مقدار بزرگ، بسته به رفتار انسان، می‌تواند موضوع دلبستگی، امانت‌داری یا حق مالی شخص دیگری باشد.

خودِ واژه دربارهٔ درستی یا نادرستیِ داشتن آن مال داوری نمی‌کند.

در قرآن، معنای مقدار فراوان روشن و ثابت می‌ماند؛ اما ارزش و مسئولیتِ مربوط به آن، از سیاق هر آیه شناخته می‌شود.