ریشه قرآنی و د د
وَدَّ؛ محبت، خواستن و میل به تحقق چیزی
ریشه «و د د» در قرآن چند شاخه نزدیک اما متمایز دارد: فعل وَدَّ / يَوَدُّ که در بسیاری از آیات به خواستن و آرزو کردن نزدیک میشود؛ مَوَدَّة و وُدّ که در میدان محبت و پیوند عاطفی قرار دارند؛ وَدُود که دو بار در وصف آن معبود یگانه آمده است؛ و وَدّ در سوره نوح که نام خاص یک معبود است. یک صورت از باب مفاعله، يُوَادُّونَ، نیز در قرآن دیده میشود.
این تنوع نشان میدهد که «و د د» را نمیتوان تنها با «دوست داشتن» یا تنها با «آرزو کردن» تعریف کرد. در زبان عربی هر دو کاربرد سابقه دارند. شخص میتواند انسانی را «ود» داشته باشد، یعنی نسبت به او محبت داشته باشد؛ و میتواند بگوید «وددت لو...» یعنی آرزو داشتم چنین شود.
رابطه این دو شاخه قابل فهم است: در هر دو، نفس به سوی چیزی متمایل است و تحقق، حضور یا دوام آن را میخواهد. وقتی متعلق این میل یک شخص باشد، معنا به محبت نزدیک میشود؛ وقتی متعلق آن یک وضعیت یا رخداد باشد، «خواستن» و «آرزو کردن» طبیعیتر میشود.
با این حال، این توضیح نباید به ادعای تاریخی قطعی تبدیل شود که یکی حتما از دیگری پدید آمده است. شواهد کهن هر دو حوزه را نشان میدهند.
هسته معنایی را میتوان چنین نزدیک کرد:
و د د: میل و گرایش قلبی به شخص، چیز یا وضعیتی مطلوب؛ به گونهای که در رابطه با شخص به محبت و موده، و در رابطه با یک رخداد به خواستن و آرزوی تحقق آن نزدیک میشود.
برای این ریشه تصویر مادی نخستین و قابل اثباتی در دست نیست. بنابراین نباید برای پیوند میان محبت و آرزو تصویرهایی مانند کشیدن، چسبیدن یا نزدیک شدن جسمانی ساخته شود.
صورتهای بررسیشده
میدان معنایی در عربی کهن
منابع لغوی عربی هر دو شاخه «محبت» و «خواستن و آرزو» را برای خانواده «و د د» ثبت کردهاند. شعر منقول از دوره پیش از اسلام نیز برای کاربرد آرزویی شاهدی به دست میدهد، هرچند قدمت و انتساب هر شاهد باید جداگانه سنجیده شود.
در شعری منسوب به حاتم طایی آمده است:
وَدِدْتُ وَبَيْتِ اللَّهِ لَوْ أَنَّ أَنْفَهُ
هَوَاءٌ فَمَا مَتَّ الْمُخَاطَ عَنِ الْعَظْمِ
ترجمه بخش نخست بیت: «به خانه آن معبود یگانه سوگند، آرزو داشتم که بینی او تهی میبود...»
ساخت وَدِدْتُ ... لَوْ همان الگویی است که قرآن نیز بارها به کار میبرد: شخص خواهان تحقق وضعیتی است که پس از «لو» بیان میشود.
از سوی دیگر، منابع لغوی «وُدّ» و «مَوَدَّة» را در میدان محبت ثبت کردهاند. این ثبت لغوی وجود شاخه عاطفی را روشن میکند، اما بدون معرفی یک متن یا کتیبه مشخص نمیتوان از «نوشتههای عربی پیش از قرآن» به عنوان شاهد مستقل آن یاد کرد.
نام وَدّ نیز پیش از قرآن به عنوان نام یک معبود در بخشهایی از عربستان شناخته شده بود. این نام در کتیبههای عربستان جنوبی باستان، از جمله در محیط معینی، ثبت شده است. این کتیبهها را نباید صرفا به دلیل محل کشفشان متنهایی به زبان عربی دانست؛ گواهی آنها در اینجا به سابقه نام معبود مربوط است، نه مستقیما به معنای واژه در عربی قرآن.
اما سه ادعا را باید از هم جدا کرد: وجود یک ریشه به معنای محبت، وجود نام خاص «ود»، و علت تاریخی نامگذاری آن معبود. از شباهت نام نمیتوان با اطمینان گفت چرا آن معبود «ود» نامیده شده یا پرستندگان نخستین آن دقیقا چه معنایی از نام میفهمیدهاند.
وَدَّ؛ از دوست داشتن تا آرزوی تحقق
در بیشتر کاربردهای فعلی قرآن، «وَدَّ» نه به معنای محبت مستقیم به یک شخص، بلکه به معنای خواستن یا آرزو کردن یک وضعیت است.
در بقره آمده است:
وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَىٰ حَيَاةٍ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا ۚ يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ وَمَا هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذَابِ أَنْ يُعَمَّرَ ۗ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ
«و قطعا آنان را حریصترین مردم بر زندگی خواهی یافت، حتی بیشتر از کسانی که شرک ورزیدهاند. هر یک از آنان آرزو دارد هزار سال عمر داده شود؛ اما عمر داده شدنش او را از عذاب دور نخواهد کرد، و آن معبود یگانه به آنچه انجام میدهند بیناست.»
بقره، ۲:۹۶
يَوَدُّ ... لَوْ يُعَمَّرُ به معنای «دوستش دارد» نیست؛ او خواهان تحقق یک وضعیت است: اینکه هزار سال عمر کند.
همین ساخت در آیات دیگر نیز دیده میشود:
وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّارًا
«بسیاری از اهل کتاب آرزو داشتند که شما را پس از ایمانتان به کفر بازگردانند.»
بقره، ۲:۱۰۹
و:
يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَعَصَوُا الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّىٰ بِهِمُ الْأَرْضُ
«آن روز کسانی که کفر ورزیدند و رسول را نافرمانی کردند آرزو میکنند که زمین با آنان یکسان شود.»
نساء، ۴:۴۲
و:
يَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ يَفْتَدِي مِنْ عَذَابِ يَوْمِئِذٍ بِبَنِيهِ
«مجرم آرزو میکند که کاش بتواند خود را از عذاب آن روز با فرزندانش بازخرد.»
معارج، ۷۰:۱۱
در این کاربردها «ود» بر خواست وقوع یک وضعیت دلالت دارد. متعلق این خواست ممکن است خیر یا شر، ممکن یا ناممکن، دنیوی یا اخروی باشد. بنابراین ریشه به خودی خود بار اخلاقی ثابتی ندارد. شدت این خواست را باید از سیاق فهمید؛ خود «ود» همیشه همان شدت نهفته در «حرص» را بیان نمیکند.
گاهی مطلوب با «أَنَّ» بیان میشود:
وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذَاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ
«و شما میخواستید آن گروهی که دارای قدرت جنگی نبود برای شما باشد.»
انفال، ۸:۷
و گاهی «ما»ی مصدریه، جمله پس از خود را به معنای یک مصدر در جایگاه مطلوب قرار میدهد:
وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ
«رنج شما را خواستند.»
آل عمران، ۳:۱۱۸
پس «ود» در این شاخه چیزی بیش از یک آرزوی خیالپردازانه است؛ میتواند میل واقعی به وقوع یک امر را بیان کند. در «وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ»، «ما عنتم» به معنای «رنج بردن شما» است؛ بنابراین با یک اسمِ صریح مانند «رنج» در جایگاه مفعول در متن عربی روبهرو نیستیم.
در مجادله صورت دیگری دیده میشود:
لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ
«قومی را که به آن معبود یگانه و روز آخر ایمان دارند نمییابی که با کسی که با آن معبود یگانه و رسول او به مقابله برخاسته، موده برقرار کنند.»
مجادله، ۵۸:۲۲
يُوَادُّونَ از باب مفاعله است و دیگر از آرزو کردن یک رخداد سخن نمیگوید؛ رابطه عاطفی میان اشخاص مطرح است. باب مفاعله میتواند این جنبه رابطهای را برجسته کند، اما از خود وزن نباید ضرورتا دوطرفه بودن کامل محبت را نتیجه گرفت.
وُدّ و مَوَدَّة؛ محبت به عنوان رابطه
در شاخه اسمی، «وُدّ» و «مَوَدَّة» آشکارتر وارد میدان محبت میشوند.
در مریم آمده است:
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَٰنُ وُدًّا
«کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند، رحمان برای آنان ود قرار خواهد داد.»
مریم، ۱۹:۹۶
آیه نمیگوید این «ود» دقیقا در دل چه کسی قرار میگیرد یا فقط از یک جهت جریان دارد. بنابراین بهتر است ترجمه پایه نیز چیزی بیش از متن تعیین نکند:
«رحمان برای آنان محبتی قرار خواهد داد.»
«محبوبیت میان مردم»، «محبت آن معبود یگانه به آنان» یا «محبت مؤمنان به یکدیگر» میتوانند برداشتهایی از آیه باشند، اما خود عبارت لَهُمُ ... وُدًّا یکی از این مصداقها را به تنهایی قطعی نمیکند.
«مودة» در قرآن معمولا در رابطه میان اشخاص و گروهها دیده میشود. یکی از روشنترین نمونهها در روم است:
وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ
«و از نشانههای او این است که برای شما از خودتان همسرانی آفرید تا نزد آنان آرام گیرید، و میان شما موده و رحمت قرار داد؛ همانا در این برای مردمی که میاندیشند نشانههایی است.»
روم، ۳۰:۲۱
بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً موده را به صورت رابطهای میان دو طرف نشان میدهد. اما از این آیه نباید نتیجه گرفت که «مودة» در لغت مخصوص محبت زناشویی است. قرآن همین واژه را در روابط اجتماعی دیگری نیز به کار میبرد.
برای نمونه:
عَسَى اللَّهُ أَنْ يَجْعَلَ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَ الَّذِينَ عَادَيْتُمْ مِنْهُمْ مَوَدَّةً ۚ وَاللَّهُ قَدِيرٌ ۚ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ
«امید است آن معبود یگانه میان شما و کسانی از آنان که با ایشان دشمنی داشتید مودهای قرار دهد؛ و آن معبود یگانه تواناست، و آن معبود یگانه آمرزنده مهربان است.»
ممتحنه، ۶۰:۷
اینجا «مودة» در نقطه مقابل دشمنی قرار گرفته و میتواند میان کسانی پدید آید که پیشتر با یکدیگر خصومت داشتهاند. بنابراین موده تنها احساس شخصی نیست؛ میتواند کیفیت یک رابطه اجتماعی را نیز بیان کند.
در عنکبوت نیز آمده است:
وَقَالَ إِنَّمَا اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْثَانًا مَوَدَّةَ بَيْنِكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُ بَعْضُكُمْ بِبَعْضٍ وَيَلْعَنُ بَعْضُكُمْ بَعْضًا وَمَأْوَاكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُمْ مِنْ نَاصِرِينَ
«و گفت: شما غیر از آن معبود یگانه بتهایی گرفتهاید، برای مودهای میان خودتان در زندگی دنیا؛ سپس روز قیامت برخی از شما برخی دیگر را انکار میکنند و برخی برخی دیگر را لعنت میکنند، و جایگاهتان آتش است و یاورانی نخواهید داشت.»
عنکبوت، ۲۹:۲۵
هرچند درباره نقش نحوی دقیق «مودة» در جمله بیش از یک تحلیل ممکن است، پیوند آن با بَيْنِكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا روشن است. نظام مشترک بتپرستی در دنیا با نوعی پیوند اجتماعی میان آنان همراه بوده است؛ اما ادامه آیه همان پیوند را در قیامت فروپاشیده نشان میدهد.
در شوری، ۴۲:۲۳ نیز آمده است:
إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَىٰ
«مگر موده در قربى.»
«مودة» در اینجا همان میدان محبت و پیوند عاطفی را دارد. اما تعیین دقیق مرجع الْقُرْبَىٰ مسئله جداگانهای است و نباید یک مصداق مذهبی یا تاریخی متاخر را داخل معنای خود «مودة» قرار داد.
همچنین در روم ۲۱، آمدن مَوَدَّةً وَرَحْمَةً نشان میدهد که موده و رحمت کاملا یک واژه نیستند؛ اما عطف دو واژه به تنهایی اجازه نمیدهد فرمولی مانند «موده حتما محبت عملی است و رحمت حتما احساس درونی» ساخته شود. تفاوت دقیق هر دو باید از مجموعه کاربردهای دو ریشه بررسی شود.
وَدُود؛ وصف الهی با «ال» و بدون «ال»
«وَدُود» دو بار در قرآن مستقیما در وصف آن معبود یگانه آمده است.
در سخن شعیب:
وَاسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ ۚ إِنَّ رَبِّي رَحِيمٌ وَدُودٌ
«و از پروردگارتان آمرزش بخواهید، سپس به سوی او بازگردید؛ همانا پروردگار من مهربان و ودود است.»
هود، ۱۱:۹۰
و در بروج:
وَهُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ
«و او آمرزنده، ودود است.»
بروج، ۸۵:۱۴
این دو آیه از نظر زبانی نکته روشنی دارند. همان وصف یک بار به صورت:
وَدُودٌ
بدون «ال» آمده است و بار دیگر:
الْوَدُودُ
با «ال».
در هر دو مورد مرجع صفت آن معبود یگانه است. بنابراین وجود «ال» شرط آن نیست که یک صفت بتواند وصف آن معبود یگانه باشد. معرفه یا نکره بودن با ساختمان نحوی و شیوه بیان جمله پیوند دارد و نباید از حضور یا نبود «ال» به تنهایی نظامی درباره الهی یا غیرالهی بودن صفت ساخته شود.
«ودود» بر وزن «فعول» است و ظرفیت شدت یا ثبوت صفت را دارد، اما از وزن صرفی به تنهایی نباید بیش از این معنا استخراج کرد. در زبان عربی این صورت در میدان محبت قرار میگیرد و برای آن هم جهت محبت ورزیدن و هم ظرفیت محبوب بودن مطرح شده است.
در دو کاربرد قرآنی، همراهی آن با رحيم و الغفور، خوانش «مهرورز» یا «بسیار مهرورز» را طبیعی میکند.
بهویژه در هود ۹۰، آیه از آمرزش خواستن و بازگشت به آن معبود یگانه سخن میگوید و سپس میگوید:
إِنَّ رَبِّي رَحِيمٌ وَدُودٌ
بنابراین «ودود» در اینجا در کنار رحمت و در زمینه رابطه پروردگار با بندگان آمده است. برای ترجمه، «مهرورز» یا «بسیار مهرورز» طبیعیتر از «دوستداشتنی» است، هرچند ظرفیت زبانی واژه نباید بیش از سیاق محدود شود.
وَدّ؛ نام خاص یک معبود
در سوره نوح آمده است:
وَقَالُوا لَا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَلَا تَذَرُنَّ وَدًّا وَلَا سُوَاعًا وَلَا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسْرًا
«و گفتند: معبودهای خود را رها نکنید و ود و سواع و یغوث و یعوق و نسر را رها نکنید.»
نوح، ۷۱:۲۳
وَدّ در این آیه نام خاص است، همان گونه که «سواع»، «یغوث»، «یعوق» و «نسر» نامهای خاصاند. بنابراین نباید آن را در ترجمه به «محبت» تبدیل کرد.
نام «ود» در عربستان پیش از قرآن نیز برای یک معبود شناخته شده بود. این داده نشان میدهد که نام در محیط دینی عربستان سابقه داشته است.
اما از این امر نمیتوان نتیجه گرفت که قرآن با آوردن «ود» قصد بازی معنایی با «محبت» داشته است، یا اینکه آن معبود حتما به سبب مفهوم «دوستی» چنین نامیده شده بود. خویشاوندی واژگانی یک مسئله است و علت تاریخی نامگذاری مسئلهای دیگر.
همچنین وجود معبودی با این نام در عربستان تاریخی، به تنهایی چگونگی انتقال این نام از قوم نوح یا تاریخ دقیق آن روایت را توضیح نمیدهد. نباید فاصلههای تاریخی را با فرضیههای بیشاهد پر کرد.
پیشنهاد ترجمه برای فرقان
برای فعل وَدَّ در ساختهای همراه «لو»، «أَنْ» یا «أَنَّ»، معمولا «خواستن» یا «آرزو کردن» طبیعیتر از «دوست داشتن» است:
يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ
«هر یک از آنان آرزو دارد هزار سال عمر داده شود.»
وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ
«آرزو دارند که شما کفر بورزید.»
در ساخت همراه «ما»ی مصدریه:
وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ
«رنج شما را خواستند.»
برای يُوَادُّونَ، بسته به سیاق «موده داشتن»، «محبت ورزیدن» یا «رابطه موده برقرار کردن» مناسب است.
برای مَوَدَّة، «موده» در متن تخصصی فرقان میتواند حفظ شود، اما در ترجمه عمومی «محبت» یا «پیوند محبتآمیز» بسته به سیاق طبیعیتر است.
برای وُدّ در مریم ۹۶:
سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَٰنُ وُدًّا
«رحمان برای آنان محبتی قرار خواهد داد.»
برای وَدُود در وصف آن معبود یگانه، «مهرورز» یا «بسیار مهرورز» میتواند جهت فعال واژه را در این سیاقها طبیعیتر منتقل کند.
و وَدّ در نوح ۲۳ نام خاص است و باید «ود» باقی بماند، نه اینکه به «محبت» ترجمه شود.
جمعبندی
«و د د» خانوادهای است که میل قلبی به امر مطلوب را در دو شاخه نزدیک نشان میدهد: وقتی این میل به شخص یا رابطه معطوف است، به «ود»، «موده» و محبت نزدیک میشود؛ و وقتی به وقوع یک حالت یا رخداد معطوف است، فعل «ود» معنای «خواستن» و «آرزو کردن» پیدا میکند. هیچ یک از این دو شاخه به خودی خود بار ارزشی ثابت ندارد؛ متعلق و سیاق جهت آن را تعیین میکنند.
در مقایسه با ریشههای نزدیک، «حب» بیشتر در میدان دوست داشتن و محبت قرار دارد و «تمنی» در کاربرد مورد بحث آرزو را بیان میکند، در حالی که «ود» ظرفیت هر دو سوی این میدان را در یک خانواده زبانی حفظ کرده است. همین ویژگی سبب میشود یک معادل فارسی ثابت برای همه کاربردهای آن مناسب نباشد. «مودة» نیز نباید به محبت زناشویی یا «محبت عملی» محدود شود، و «ودود» در وصف آن معبود یگانه باید از خود سیاق فهمیده شود، نه فقط از وزن «فعول» یا حضور و نبود «ال».
احتیاط اصلی این است که نزدیکی معنایی شاخههای این ریشه به تاریخ اشتقاق قطعی تبدیل نشود. شواهد کهن هم محبت و هم آرزو را در این خانواده نشان میدهند، اما ثابت نمیکنند کدام یک منشأ دیگری بوده است. همچنین وَدّ در سوره نوح نام خاص یک معبود است؛ سابقه تاریخی این نام را میتوان شناخت، اما علت نامگذاری و نسبت دقیق آن با معنای «محبت» بدون شاهد مستقل قطعی نیست.
تعریف فشرده ریشه میتواند چنین باشد:
و د د: میل و گرایش قلبی به شخص، چیز یا وضعیتی مطلوب؛ این گرایش در رابطه با اشخاص به محبت و موده، و در رابطه با وقوع یک امر به خواستن و آرزوی تحقق آن نزدیک میشود. نوع دقیق معنا را متعلق و ساخت جمله تعیین میکند.