ریشهٔ ب ر ز (بُرُوز و إِبْرَاز) در قرآن
بیرون آمدن و آشکار شدن؛ از میدان باز و رویارویی با دشمن تا نمایان شدن انسانها، زمین و دوزخ در قیامت
صورتهای قرآنی و لغوی
بَرَزُوا
ماضی ثلاثی مجرد، جمع مذکر؛ پنج کاربرد قرآنی همراه با «لبرز»
لَبَرَزَ
ماضی مفرد مذکر با لامِ جواب شرط؛ آل عمران ۳:۱۵۴
بُرِّزَتِ
ماضی مجهول باب تفعیل؛ دو کاربرد قرآنی
بَارِزَةً
اسم فاعل مؤنث منصوب؛ کهف ۱۸:۴۷
بَارِزُونَ
اسم فاعل جمع مذکر مرفوع؛ غافر ۴۰:۱۶
البَراز
زمین باز؛ اسم لغوی غیرقرآنی
مُبَارَزَة
رویارویی؛ مصدر باب مفاعله در لغت، غیرقرآنی
مَبْرُوزَة
نوشتهٔ گشوده در شعر لبید؛ ضبط لغوی مورد بحث، غیرقرآنی
بَرْزَة
وصف حضور اجتماعی در لغت؛ غیرقرآنی
تَبَرَّزَ
بیرون رفتن و کاربرد کنایی؛ فعل لغوی غیرقرآنی
أَبْرَزَ
آشکار ساختن؛ باب افعال در لغت، غیرقرآنی
۱. معرفی ریشه و صورتهای قرآنی
«بُرُوز» در زبان عربی به بیرون آمدن، نمایان شدن و قرار گرفتن در معرض دید مربوط است. چیزی که پشت مانعی بوده یا از نگاه دیگران پوشیده مانده است، هنگامی که از آن وضعیت بیرون میآید و آشکار میشود، میتواند با فعل «بَرَزَ» توصیف شود.
در کاربردهای کهن، این واژه با فضای باز و بیمانع نیز ارتباط داشته است. کسی که از میان جمع بیرون میآید و برای رویارویی با دیگری در میدان حاضر میشود، «بَرَزَ» کرده است. همچنین وقتی چیزی از پوشیدگی بیرون آورده و در برابر دیدگان قرار داده شود، از صورتهای گذرا مانند «أَبْرَزَ» و «بَرَّزَ» استفاده میشود.
این خانواده تنها درباره حرکت جسمانی نیست. در زبان عربی، آشکار شدن جایگاه و برتری شخص، نمایان شدن چیزی که پنهان بوده و گشودن و در معرض دید گذاشتن یک نوشته نیز با صورتهایی از این ریشه بیان شدهاند.
در قرآن، ریشه «ب ر ز» ۹ بار در ۹ آیه از ۸ سوره آمده است. صورتهای اصلی عبارتاند از:
- «بَرَزُوا» و «لَبَرَزَ» از باب ثلاثی مجرد، مجموعا پنج بار؛
- «بُرِّزَتِ» از باب تفعیل مجهول، دو بار؛
- «بَارِزَةً» و «بَارِزُونَ»، هرکدام یک بار به صورت اسم فاعل.
این صورتها در بقره ۲:۲۵۰، آل عمران ۳:۱۵۴، نساء ۴:۸۱، ابراهیم ۱۴:۲۱، ابراهیم ۱۴:۴۸، کهف ۱۸:۴۷، شعراء ۲۶:۹۱، غافر ۴۰:۱۶ و نازعات ۷۹:۳۶ آمدهاند.
تمام کاربردهای قرآن بر محور ظهور و بیرون آمدن قابل فهماند؛ اما موضوع ظهور در همه آنها یکسان نیست. گاهی گروهی برای رویارویی با دشمن بیرون میآیند، گاهی اشخاص از حضور نزد پیامبر خارج میشوند، گاهی زمین آشکار میشود و گاهی انسانها یا دوزخ در صحنه قیامت نمایان میگردند.
برای فهم دقیق این کاربردها، باید میان سه موضوع تفاوت گذاشت: بیرون آمدن از جایگاه پیشین، آشکار شدن در برابر نگاه دیگران، و آشکار ساختن چیزی به دست عامل دیگر. این سه به یکدیگر نزدیکاند، اما نقش صرفی و نحوی آنها متفاوت است.
۲. هسته معنایی در عربی کهن
ظهور و بیرون آمدن از پوشیدگی
ابن فارس در مقاییس اللغة، ریشه «ب ر ز» را دارای یک اصل معنایی معرفی میکند:
«ظُهُورُ الشَّيْءِ وَبُدُوُّهُ»
یعنی: «نمایان شدن و آشکار گشتن چیزی.»
او این معنا را در کاربردهای مربوط به انسان، میدان باز، رویارویی جنگجویان و آشکار شدن فضیلت یا برتری نیز دنبال میکند.
در این تعریف، دو جنبه به یکدیگر پیوند دارند. نخست اینکه چیزی پیشتر در معرض مشاهده نبوده است؛ دوم اینکه اکنون نمایان میشود.
برای مثال، انسانی ممکن است درون خانه باشد و سپس به فضای بیرون بیاید. از نگاه کسانی که در بیرون ایستادهاند، او از پوشیدگی به ظهور درآمده است.
همچنین ممکن است دو گروه در میدان نبرد از میان صفوف خود پیش آیند و در برابر یکدیگر آشکار شوند.
اما از این تصویر نباید نتیجه گرفت که هر کاربرد «بروز» ضرورتا از درون خانه، غار یا محفظهای بسته آغاز میشود. آنچه اهمیت دارد، گذر از حالت نهان بودن یا دور از مواجهه بودن به وضعیتی آشکار است.
«بَراز»؛ زمین باز و بیپوشش
در لسان العرب، «البَراز» به زمین باز، گسترده و آشکاری گفته شده است که در آن مانعی مانند درخت یا پوشش دیگر وجود ندارد.
به کسی که به چنین فضای بازی بیرون میرود نیز «بَرَزَ» گفته میشود.
از همین کاربرد، تعبیر «المبارزة» در جنگ شناخته شده است: جنگجویان از میان صفوف بیرون میآیند و برای رویارویی مستقیم در میدان ظاهر میشوند.
این تصویر، رابطه میان فضای باز و ظاهر شدن را روشن میکند، اما برای تعیین تقدم تاریخی این دو معنا بهتنهایی کافی نیست.
ممکن است «براز» به سبب آشکار بودن و نداشتن پوشش به این نام شناخته شده باشد، یا فعل بروز از حضور یافتن در فضای باز توضیح یافته باشد. فرهنگهای لغوی هر دو را در یک میدان معنایی قرار دادهاند؛ ولی ترتیب قطعی پیدایش آنها را ثابت نمیکنند.
«مُبَارَزَة»؛ جدا شدن از صف برای رویارویی
در کاربرد جنگی، «تَبَارَزَ الْفَارِسَانِ» به دو جنگجویی گفته میشود که از صفوف یا جمع خود جدا میشوند و رو در روی یکدیگر قرار میگیرند.
ابن فارس این کاربرد را از ظهور و بیرون آمدن توضیح میدهد. هر جنگجو از میان همراهان خود پیش میآید و برای طرف مقابل آشکار میشود.
از اینجا تفاوت میان «برز» و «قاتل» نیز روشن میشود. «بروز» بیرون آمدن و ظاهر شدن برای مواجهه را بیان میکند، درحالیکه جنگیدن و کشتن اعمال دیگری هستند.
ممکن است مبارزه پس از بروز آغاز شود، اما خود فعل «برز» بهتنهایی به معنای وارد کردن ضربه یا کشتن نیست.
این نکته در بقره ۲:۲۵۰ اهمیت دارد؛ زیرا قرآن ابتدا از بیرون آمدن سپاه طالوت برای رویارویی با جالوت و سپاهیانش سخن میگوید، سپس در آیه بعد شکست دشمن را بیان میکند.
نمایان شدن برتری و جایگاه اجتماعی
در عربی کهن، «بَرَزَ الرَّجُلُ» درباره کسی نیز آمده است که فضیلت، توانایی یا جایگاهش از دیگران آشکارتر میشود.
همچنین «بَرَزَ الْفَرَسُ عَلَى الْخَيْلِ» درباره اسبی ثبت شده که در مسابقه از اسبان دیگر پیش میافتد.
در این کاربرد، معنای آغازینِ ظاهر شدن از میان دیگران همچنان قابل تشخیص است. اسبی که جلو میافتد از میان گروه متمایز و آشکار میشود؛ انسانی نیز ممکن است با توانایی یا کار خود در میان دیگران برجسته گردد.
اما نباید برتری را به معنای ثابت خود ریشه تبدیل کرد. کسی میتواند از میان جمع بیرون بیاید، بیآنکه از نظر اخلاقی یا توانایی برتر باشد.
بنابراین، «بروز» در کاربرد مستقیم خود بار ارزشی مثبت یا منفی ندارد. فضیلت، شجاعت، دشمنی یا ستم از موضوع و سیاق روشن میشوند.
۳. شواهد شعر کهن و گسترش کاربرد ریشه
نامهای که آشکار و گشوده شده است
در شعری از لبید بن ربیعه، این تصویر آمده است:
كَمَا لَاحَ عُنْوَانُ مَبْرُوزَةٍ
يَلُوحُ مَعَ الْكَفِّ عُنْوَانُهَا
ترجمه: «چنانکه نشانیِ نوشتهای گشوده و آشکار پدیدار میشود و سرنویس آن در دستِ نگهدارندهاش نمایان است.»
این بیت در دیوان منسوب به لبید و در فرهنگهای لغوی مانند الصحاح جوهری ثبت شده است. «مَبْرُوزَة» در این کاربرد به نامه یا نوشتهای مربوط است که از پوشیدگی بیرون آورده و آشکار شده است.
اهمیت این شاهد در آن است که بروز به بیرون آمدن جسمانی یک انسان محدود نیست. نوشتهای که پیشتر پوشیده بوده، میتواند برای دیده شدن آشکار شود.
در شعر دیگری از لبید، هنگام تشبیه آثار باقیمانده از خانه به نوشتهای بر لوح، تعبیر زیر آمده است:
أَوْ مُذْهَبٌ جُدَدٌ عَلَى أَلْوَاحِهِ
النَّاطِقُ الْمَبْرُوزُ وَالْمَخْتُومُ
ترجمهٔ معنایی: «یا همچون نوشتهای زرآراسته، با خطهایی بر لوحهایش؛ نوشتهٔ گویا، آشکار و مهرشده.» «جُدَد» در این تصویر، خطها و راههای نقش را بیان میکند.
در اینجا «المبروز» در برابر «المختوم» قرار گرفته است. در شرح دیوان، نخستین صورت به نوشته آشکار و دومین به نوشته مهرشده و گشودهنشده مربوط دانسته شده است.
البته درباره ضبط «المبروز» اختلافی مهم وجود دارد. بعضی لغویان صورت «المُبْرَز» را مناسبتر دانستهاند و ابوحـاتم احتمال «المزبور» به معنای نوشتهشده را مطرح کرده است. جوهری با استناد به شاهد دیگری از لبید، از کاربرد «مبروز» دفاع میکند.
پس نمیتوان این شاهد را بدون اشاره به اختلاف ضبط، مبنای اثبات یک قاعده صرفی قطعی قرار داد. بااینحال، توضیح لغوی «مبروز» به معنای نوشته آشکار یا گشوده، در منابع ثبت شده است.
لبید شاعری مخضرم بود که هم دوران جاهلیت و هم دوره اسلامی را درک کرد. هرچند قصیده دوم در برخی منابع از سرودههای آغازین او دانسته شده، زمان سرایش همه ابیات بهطور مستقل ثابت نیست. ازاینرو، این شواهد برای شناخت زبان کهن ارزشمندند، اما نباید همه آنها را بدون احتیاط شعر قطعی پیش از قرآن خواند.
«بَرْزَة»؛ آشکار بودن و حضور اجتماعی
در منابع عربی، «امرأة بَرْزَة» درباره زنی نیز آمده است که از دید دیگران پنهان نمیماند و میتواند در حضور مردم بنشیند و با آنان سخن بگوید.
اما این وصف در منابع تنها به نمایان بودن جسمانی محدود نشده است. ابن فارس و دیگر لغویان از زنی باوقار، عفیف، شناختهشده و برخوردار از رأی قابل اعتماد نیز با همین وصف یاد کردهاند.
این کاربرد دو نکته را روشن میکند.
نخست اینکه ظاهر بودن و در معرض دید قرار گرفتن، بهخودیخود بار اخلاقی منفی ندارد. شخص ممکن است در اجتماع حاضر و شناختهشده باشد و در عین حال از نظر رفتار و شخصیت مورد اعتماد قرار گیرد.
دوم اینکه ویژگیهایی مانند عقل، وقار و عفت، جزء معنای بنیادی ریشه «ب ر ز» نیستند. اینها صفاتیاند که در کاربرد اجتماعی خاصی با «برزة» همراه شدهاند.
بنابراین، نباید «بروز» را در همه کاربردها به جلوهگری یا خودنمایی معنا کرد. چنین برداشتی، گستره ریشه را بیدلیل محدود میکند.
«تَبَرَّزَ»؛ از بیرون رفتن به تعبیر کنایی
در عربی، «تَبَرَّزَ» برای بیرون رفتن به فضای باز نیز آمده است. همین تعبیر بهصورت کنایی برای قضای حاجت به کار رفته و لغویان آن را با دور شدن مردم از محل حضور دیگران و رفتن به فضای باز توضیح دادهاند.
در این کاربرد، نام عمل از موقعیتی گرفته شده که کار معمولا در آن انجام میشده است. لسان العرب میان «البَراز» به معنای فضای باز و کاربرد کنایی مربوط به قضای حاجت تفاوت میگذارد.
اما این معنای کنایی نباید بر خود فعل «برز» در قرآن تحمیل شود. هیچیک از نه کاربرد قرآنی این ریشه درباره قضای حاجت نیست؛ ثبت کنایه در منابع بعدی نیز بهتنهایی زمان پیدایش آن را معلوم نمیکند.
این نمونه نشان میدهد که یک ریشه چگونه میتواند در زبان، کاربردهای اصطلاحی و کنایی تازهای پیدا کند، بیآنکه معنای عمومی آن در همه جملهها تغییر کرده باشد.
۴. بروز در رفتار انسان؛ بیرون آمدن، مواجهه و ترک مجلس
رویارویی سپاه طالوت با جالوت
بقره ۲:۲۵۰
وَلَمَّا بَرَزُوا لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُوا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ
ترجمه: «و هنگامی که برای رویارویی با جالوت و سپاهیانش بیرون آمدند، گفتند: پروردگارا، بر ما صبر فرو ریز و گامهای ما را استوار گردان و ما را بر مردم کافر پیروز ساز.»
در این آیه، «بَرَزُوا» فعل ماضی جمع مذکر است و فاعل آن به سپاهیان طالوت بازمیگردد که در آیات پیشین معرفی شدهاند.
عبارت «لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ» طرف رویارویی را مشخص میکند. بنابراین، بیرون آمدن در اینجا صرف خروج از مکانی بسته نیست؛ سپاهیان در برابر دشمن آشکار و آماده مواجهه میشوند.
در کاربرد کهن «مبارزه»، جدا شدن جنگجویان از میان صفوف نیز با همین خانواده ارتباط دارد. اما باید میان کاربرد کلی «برزوا» و شکل خاص نبرد تنبهتن تفاوت گذاشت.
در بقره ۲:۲۵۰، موضوع سپاه در برابر سپاه است. بنابراین، نباید «برزوا» را به «یکییکی برای نبرد تنبهتن بیرون آمدند» محدود کرد.
همچنین خود فعل به معنای پیروز شدن نیست. نتیجه نبرد در بقره ۲:۲۵۱ با عبارتی جداگانه بیان میشود.
در اینجا، «بروز» مرحله آشکار شدن و قرار گرفتن در برابر دشمن را توصیف میکند؛ صبر، استواری و درخواست یاری از دیگر اجزای آیه فهمیده میشوند.
آل عمران ۳:۱۵۴؛ بیرون آمدن از خانه و رسیدن به جایگاه مرگ
کاربرد دوم ریشه در سیاق رخدادهای جنگ و نگرانی درباره کشتهشدگان آمده است.
در آل عمران ۳:۱۵۴، گروهی درباره نتیجه جنگ و نقش تصمیمهای انسانی سخن میگویند و این ادعا را مطرح میکنند که اگر اختیار کار به دست آنان بود، در آنجا کشته نمیشدند.
در پاسخ، قرآن بیان میکند که حتی اگر آنان در خانههایشان میبودند، کسانی که کشته شدن بر آنان نوشته شده بود، به سوی جایگاههای افتادنشان بیرون میآمدند.
صورت «لَبَرَزَ» در این آیه فعل ماضی مفرد مذکر است. «لام» آغاز آن در ساخت پاسخِ شرط نقش تاکید دارد. عبارت «الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ» فاعل فعل و «إِلَىٰ مَضَاجِعِهِمْ» جهت حرکت را بیان میکند. مفرد آمدن فعل پیش از فاعلِ جمع، با ساخت عادی این جمله در عربی سازگار است و به معنای تکنفر بودن فاعل نیست.
از نظر لغوی، «برز» در اینجا به بیرون آمدن از خانه و رفتن به سوی جایگاهی دیگر اشاره دارد.
خود فعل به معنای کشته شدن نیست. کشته شدن با تعبیر مستقل «كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ» بیان شده و «مضاجعهم» نیز جایگاه مورد اشاره را مشخص میکند.
این تفاوت مانع آن میشود که «برز» در این آیه به «مرگ مقدر» معنا شود. ریشه، حرکت و بیرون آمدن را بیان میکند؛ موضوع تقدیر و مرگ از ساختمان کامل جمله و سیاق آن به دست میآید.
از سوی دیگر، این آیه نباید به این نتیجه کلی تبدیل شود که انسان هیچ مسئولیتی در انتخابهای خود ندارد یا حفاظت از جان بیمعناست. چنین موضوعی نیازمند بررسی تمام آیات مربوط به اختیار، مسئولیت، جنگ و مرگ است.
نساء ۴:۸۱؛ بیرون آمدن از نزد پیامبر
نساء ۴:۸۱
وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَكِيلًا
ترجمه: «و میگویند: اطاعت! اما هنگامی که از نزد تو بیرون میروند، گروهی از آنان برخلاف آنچه تو میگویی تدبیری پنهانی میکنند؛ و آن معبود یگانه آنچه را پنهانی تدبیر میکنند ثبت میکند. پس از آنان روی بگردان و بر آن معبود یگانه توکل کن؛ و آن معبود یگانه برای کارسازی بسنده است.»
در این آیه، «بَرَزُوا» با «مِنْ عِنْدِكَ» همراه شده است. حرف «مِنْ» مبدأ جدا شدن را نشان میدهد: آنان از نزد مخاطب بیرون میروند.
در این کاربرد، معنای خروج و ترک کردن محل حضور بسیار روشن است.
اما نکته مهم در ادامه آیه است. گروهی که در حضور پیامبر اظهار اطاعت میکنند، پس از رفتن، رفتاری متفاوت از گفتار خود نشان میدهند و تدبیری پنهانی در پیش میگیرند.
از همین رو، ممکن است در خواندن آیه این تصور پدید آید که «برزوا» خود به معنای آشکار شدن نفاق است.
چنین برداشتی از نظر لغوی دقیق نیست.
«برزوا» بیرون رفتن آنان را بیان میکند. ناسازگاری گفتار و رفتار از جملههای دیگر روشن میشود: نخست اظهار اطاعت، سپس تدبیر پنهانی برخلاف سخن پیامبر.
حتی نکتهای ظریف در این آیه وجود دارد: بیرون رفتن آنان آشکار است، ولی کار نادرستی که پس از آن میکنند پنهانی است.
پس «بروز» در اینجا نه به معنای افشاگری است و نه به معنای آشکار شدن همه رازهای اشخاص. فعل تنها خروج آنان از حضور مخاطب را بیان میکند.
این کاربرد نشان میدهد که ریشه «ب ر ز» حتی در جملهای درباره رفتار پنهانی، معنای خود را حفظ میکند.
۵. بروز در صحنه قیامت؛ انسانها، زمین و دوزخ
بخش دیگر کاربردهای «ب ر ز» در قرآن به صحنههای قیامت مربوط است. در این آیات، گاهی انسانها آشکار میشوند، گاهی زمین در وضعیتی نمایان قرار میگیرد و گاهی دوزخ در برابر دیدگان قرار داده میشود.
در همه این کاربردها، ظهور و آشکار شدن معنای مشترک است؛ اما آنچه ظاهر میشود و نسبت آن با دیگر اجزای جمله تفاوت دارد.
الف. ابراهیم ۱۴:۲۱؛ همگان در برابر داوری الهی
ابراهیم ۱۴:۲۱
وَبَرَزُوا لِلَّهِ جَمِيعًا فَقَالَ الضُّعَفَاءُ لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعًا فَهَلْ أَنْتُمْ مُغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذَابِ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ ۚ قَالُوا لَوْ هَدَانَا اللَّهُ لَهَدَيْنَاكُمْ ۖ سَوَاءٌ عَلَيْنَا أَجَزِعْنَا أَمْ صَبَرْنَا مَا لَنَا مِنْ مَحِيصٍ
ترجمه: «و همگی در برابر آن معبود یگانه آشکار شدند. پس ناتوانان به کسانی که تکبر ورزیده بودند گفتند: ما پیرو شما بودیم؛ آیا اکنون میتوانید چیزی از عذاب آن معبود یگانه را از ما دور کنید؟ گفتند: اگر آن معبود یگانه ما را هدایت کرده بود، شما را نیز هدایت میکردیم. اکنون برای ما یکسان است، چه بیتابی کنیم و چه صبر ورزیم؛ راه گریزی برای ما نیست.»
در این آیه، «بَرَزُوا» فعل ماضی جمع مذکر است. «جَمِيعًا» همگانی بودن ظهور را بیان میکند و «لِلَّهِ» نسبت آن را با آن معبود یگانه مشخص میسازد. صورت ماضی در اینجا در بازنمایی صحنهٔ قیامت به کار رفته است؛ ماضی بودن ساختمان فعل بهتنهایی به معنای رخ دادن این صحنه در گذشتهٔ زندگی دنیوی نیست.
آیه تنها از بیرون آمدن یک فرد یا گروه خاص سخن نمیگوید؛ بلکه همه کسانی که در صحنه مورد بحث حاضرند، در برابر داوری الهی آشکار میشوند.
پس از آن، گفتوگویی میان پیروان و پیشوایان متکبر شکل میگیرد. پیروان از کسانی که در دنیا از آنان پیروی کردهاند میپرسند آیا اکنون میتوانند آنان را از عذاب برهانند.
این گفتوگو نشان میدهد که روابط قدرت و پیروی در جهان دیگر نیز موضوع داوری قرار میگیرند. اما معنای لغوی «برزوا» خودِ سقوط قدرت، قطع پیوندها یا ناتوانی پیشوایان نیست.
این نتایج از سخنان اشخاص و وضعیت توصیفشده در آیه فهمیده میشوند.
آیا «بَرَزُوا لِلَّهِ» یعنی آنان پیشتر از دید آن معبود یگانه پنهان بودند؟
خیر. چنین معنایی با ساخت کامل آیات قرآن سازگار نیست.
«بروز» در زبان انسانی به آشکار شدن در یک صحنه مربوط است. اما نسبت دادن این ظهور به آن معبود یگانه نباید به این تصور تبدیل شود که انسانها پیش از قیامت از علم یا دید آن معبود یگانه پنهان بودهاند.
در غافر ۴۰:۱۶، قرآن صریحا میگوید که در آن روز هیچ چیز از آنان بر آن معبود یگانه پوشیده نیست. این تعبیر در چارچوب علم الهی و صحنه داوری بیان میشود.
پس میتوان میان دو موضوع فرق گذاشت: آشکار شدن انسانها در موقعیت حسابرسی و آگاه بودن آن معبود یگانه از آنان.
آن معبود یگانه برای دانستن اعمال انسانها نیازمند آن نیست که آنان ابتدا از پشت مانعی بیرون بیایند.
از سوی دیگر، نباید به سبب این حقیقت، تصویر واقعی و محسوس ظهور و گردآمدن انسانها در قیامت را نیز حذف کرد و «برزوا» را فقط به معنای آشکار شدن مفهومی حقیقت دانست.
آیه از ظهور اشخاص سخن میگوید و سپس گفتوگوی آنان را بیان میکند. کیفیت نهایی این صحنه، فراتر از جزئیاتی است که خود لفظ «برزوا» مشخص میسازد.
ب. ابراهیم ۱۴:۴۸؛ ظهور در روز دگرگونی زمین و آسمانها
ابراهیم ۱۴:۴۸
يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَالسَّمَاوَاتُ ۖ وَبَرَزُوا لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ
ترجمه: «روزی که زمین به زمینی دیگر و آسمانها نیز دگرگون میشوند، و آنان در برابر آن معبود یگانه، آن یکتای چیره، آشکار میشوند.»
در این آیه، «بَرَزُوا» همان صورت جمعی است که در ابراهیم ۱۴:۲۱ آمده بود.
اما این بار، ظهور انسانها در کنار دگرگونی زمین و آسمانها قرار گرفته است.
فعل «تُبَدَّلُ» از ریشه «ب د ل» است و به تغییر یا جایگزینی اشاره دارد. «بَرَزُوا» از ریشه دیگری است و ظهور انسانها را بیان میکند.
بنابراین، نباید دگرگون شدن زمین و آسمانها را جزء معنای لغوی بروز معرفی کرد.
در اینجا، دو رخداد یا ویژگی در یک صحنه به هم پیوستهاند: دگرگونی جهان شناختهشده و آشکار شدن انسانها در برابر آن معبود یگانه.
در پایان آیه، دو وصف «الْوَاحِدِ» و «الْقَهَّارِ» آمدهاند. این اوصاف از آنِ آن معبود یگانهاند و به یگانگی و چیرگی او مربوط میشوند.
از همین رو، آیه ظهور انسانها را در صحنهای قرار میدهد که در آن، قدرت و حاکمیت آن معبود یگانه آشکارا مطرح است.
اما «برزوا» بهخودیخود به معنای مقهور شدن یا شکست خوردن نیست. آن معنا از اوصاف الهی و سیاق داوری به دست میآید.
ج. کهف ۱۸:۴۷؛ زمین آشکار و بیپوشش
کهف ۱۸:۴۷
وَيَوْمَ نُسَيِّرُ الْجِبَالَ وَتَرَى الْأَرْضَ بَارِزَةً وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا
ترجمه: «و روزی که کوهها را به حرکت درمیآوریم و زمین را آشکار و نمایان میبینی، و آنان را گرد میآوریم و هیچکس از آنان را از گردآوری فرو نمیگذاریم.»
در این آیه، برخلاف موارد پیشین، «بروز» به خود زمین نسبت داده شده است.
«بَارِزَةً» اسم فاعل مؤنث از «بَرَزَ» است و در این جمله در جایگاه حال منصوب برای «الْأَرْضَ» قرار دارد.
پس معنای ترکیب آن است که زمین در حالتی آشکار و نمایان دیده میشود.
چرا زمین «بارزة» نامیده شده است؟
پیش از این وصف، قرآن از به حرکت درآمدن کوهها سخن میگوید.
در زبان عادی، کوهها، درختان، بناها و پستیوبلندیها میتوانند بخشی از سطح زمین را از دید پنهان کنند. هنگامی که این موانع از میان برداشته شوند، زمین آشکارتر و بیپوششتر دیده میشود.
طبری نیز در توضیح این آیه، «بارزة» را به زمین نمایانی معنا میکند که کوه، درخت یا بنایی آن را نپوشانده باشد. او همچنین خوانش دیگری را نقل کرده که بر آشکار شدن ساکنان زمین پس از بیرون آمدن آنان تاکید دارد.
خوانش نخست از نظر ساختمان جمله مستقیمتر است؛ زیرا «بَارِزَةً» به «الْأَرْضَ» مربوط شده و فعل پیشین نیز از حرکت کوهها سخن میگوید.
بااینحال، باید میان معنای خود واژه و تصویر کامل آیه فرق گذاشت.
«بارزة» به معنای آشکار و نمایان است. از خود این واژه بهتنهایی نمیتوان نتیجه گرفت که تمام سطح زمین ضرورتا در یک صفحه هندسی کاملا هموار تبدیل شده یا هیچ بلندی و فرورفتگی در آن باقی نمانده است.
چنین جزئیاتی باید از مجموعه آیات مربوط به دگرگونی زمین و کوهها بررسی شوند؛ نه از اسم فاعل «بارزة» بهتنهایی.
ارتباط آشکار شدن زمین با گردآمدن انسانها
آیه پس از توصیف زمین میگوید که انسانها گرد آورده میشوند و هیچکس از این گردآوری جا نمیماند.
این همراهی، تصویری از صحنهای فراگیر ایجاد میکند: زمین آشکار است و انسانها گرد آورده شدهاند.
اما نباید «بارزة» را به معنای «محل حسابرسی» تبدیل کرد. حسابرسی و گردآوری انسانها از آیات و افعال دیگر شناخته میشوند.
همچنین «وَحَشَرْنَاهُمْ» از ریشه «ح ش ر» و به معنای گردآوردن است؛ نه یکی از معانی ریشه «ب ر ز».
این تمایز در فهم آیات قیامت اهمیت دارد. آشکار شدن و گردآوردن میتوانند در یک صحنه با هم رخ دهند، ولی دو فعل مستقلاند.
۶. «يَوْمَ هُمْ بَارِزُونَ»؛ انسان در معرض آشکار شدن کامل
غافر ۴۰:۱۶
يَوْمَ هُمْ بَارِزُونَ ۖ لَا يَخْفَىٰ عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ ۚ لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ ۖ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ
ترجمه: «روزی که آنان آشکار و نمایاناند؛ هیچ چیزی از آنان بر آن معبود یگانه پوشیده نیست. امروز فرمانروایی از آن کیست؟ از آن معبود یگانه، آن یکتای چیره است.»
در این آیه، «بَارِزُونَ» اسم فاعل جمع مذکر است و حالت کسانی را بیان میکند که در روز مورد اشاره آشکارند.
در آیات دیگر، فعل ماضی «بَرَزُوا» وقوع ظهور را بیان میکرد. اما اینجا اسم فاعل، وضعیت آنان را توصیف میکند.
این تفاوت صرفی مهم است، ولی نباید تنها از اسم فاعل نتیجه گرفت که حضور آنان در آن حالت تا ابد ادامه دارد. مدت و کیفیت صحنه از خود اسم فاعل تعیین نمیشود.
رابطه بروز با نفی پوشیدگی
در همین آیه آمده است:
«لَا يَخْفَىٰ عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ»
این جمله معنای صحنه را روشنتر میکند. انسانها در حالتی آشکار قرار دارند و هیچ چیزی از آنان بر آن معبود یگانه پوشیده نیست.
اما باید توجه کرد که علم آن معبود یگانه در قرآن به روز قیامت محدود نیست.
در آیات دیگری، از جمله آل عمران ۳:۵ و غافر ۴۰:۱۹، آگاهی آن معبود یگانه از امور آشکار و پنهان بیان شده است.
بنابراین، غافر ۴۰:۱۶ نمیگوید آن معبود یگانه در دنیا از کارهای انسانها آگاه نبوده و تنها در قیامت از آنها آگاه میشود.
تفاوت در آشکار شدن صحنه داوری و از میان رفتن امکان پنهان ماندن از مواجهه با نتیجه اعمال است؛ نه پدید آمدن دانشی تازه برای آن معبود یگانه.
طبری نیز در تفسیر این آیه، «بارزون» را به نمایان بودن اشخاص توضیح میدهد؛ بهگونهای که مانع و پوششی میان آنان و نگاهکنندگان نباشد.
آیا «بارزون» به معنای برهنه بودن است؟
از نظر لغوی، چنین ضرورتی وجود ندارد.
«بارز» به معنای آشکار و نمایان است. انسان میتواند در میدان باز ظاهر شود، بیآنکه برهنه باشد.
همچنین ممکن است چیزی از نظر پیشتر پوشیده بوده و اکنون دیده شود، بیآنکه تمام ویژگیهای آن بدون هیچ پوششی نمایان شده باشند.
بنابراین، نباید صرفا از واژه «بارزون» نتیجه گرفت که آیه وضعیت مشخص لباس یا برهنگی تمام انسانها را بیان کرده است.
اگر درباره پوشش انسان در قیامت سخنی مطرح میشود، باید شواهد مستقل همان موضوع بررسی شوند.
در این آیه، معنای اصلی ریشه، آشکار بودن اشخاص است.
۷. «وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ»؛ دوزخ آشکار ساخته میشود
در دو آیه، قرآن از صورت مجهول باب تفعیل استفاده کرده است:
«بُرِّزَتِ»
این صورت با «بَرَزُوا» تفاوت دارد.
در «بَرَزُوا»، کسانی ظاهر میشوند یا بیرون میآیند. اما در «بُرِّزَتِ»، چیزی به حالت آشکار و نمایان درآورده میشود.
پس در اینجا، موضوع تنها ظاهر شدن نیست؛ آشکار ساختن و در معرض دید قرار دادن نیز در ساختمان فعل حضور دارد.
الف. شعراء ۲۶:۹۱؛ دوزخ برای گمراهان آشکار میشود
شعراء ۲۶:۹۱
وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِلْغَاوِينَ
ترجمه: «و دوزخ برای گمراهان آشکار ساخته میشود.»
«بُرِّزَتِ» فعل ماضی مجهول از باب تفعیل است. «الْجَحِيمُ» نایب فاعل مرفوع آن است و «لِلْغَاوِينَ» کسانی را مشخص میکند که دوزخ برای آنان آشکار میشود.
در آیه پیشین، شعراء ۲۶:۹۰، از نزدیک آورده شدن بهشت برای پرهیزگاران سخن میرود. سپس دوزخ برای گمراهان آشکار ساخته میشود.
در این تقابل، دو صحنه برای دو گروه مطرح شدهاند. اما ریشههای «أزلف» و «برز» یکسان نیستند. نخستین به نزدیک آوردن و دومی به آشکار ساختن مربوط است.
بنابراین، نمیتوان «بُرِّزَتِ» را صرفا «نزدیک آورده شد» معنا کرد، هرچند ممکن است در صحنه مورد نظر، نزدیک شدن و نمایان شدن با یکدیگر همراه باشند.
آیا آشکار شدن دوزخ به معنای تازه آفریده شدن آن است؟
خیر، چنین معنایی از این فعل بهتنهایی به دست نمیآید.
چیزی ممکن است پیشتر وجود داشته باشد، ولی اکنون آشکار شود. همچنین ممکن است برای گروهی مشخص در معرض مشاهده قرار گیرد، بیآنکه خود واژه درباره زمان پدید آمدنش چیزی بگوید.
بنابراین، از «بُرِّزَتِ الْجَحِيمُ» نمیتوان زمان آفرینش دوزخ را تعیین کرد.
این فعل درباره آشکار ساختن آن در صحنه مورد بحث سخن میگوید. آغاز وجود، جایگاه پیشین و کیفیت جسمانی دوزخ مسائل دیگریاند.
قرطبی نیز در توضیح شعراء ۲۶:۹۱، فعل را به ظاهر ساختن دوزخ برای کسانی که در گمراهی بودهاند معنا میکند.
ب. نازعات ۷۹:۳۶؛ دوزخ برای هر بیننده آشکار میشود
نازعات ۷۹:۳۶
وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَنْ يَرَىٰ
ترجمه: «و دوزخ برای هرکس که میبیند آشکار ساخته میشود.»
در این آیه، همان فعل «بُرِّزَتِ» آمده است، ولی عبارت بعد از آن تفاوت دارد.
در شعراء ۲۶:۹۱، «لِلْغَاوِينَ» آمده بود؛ یعنی برای گمراهان.
در نازعات ۷۹:۳۶، «لِمَنْ يَرَىٰ» آمده است؛ یعنی برای کسی که میبیند.
بنابراین، در آیه دوم، خودِ مشاهده در عبارت برجسته شده است.
طبری این عبارت را به آشکار شدن دوزخ در برابر دیدگان نگاهکنندگان توضیح میدهد. قرطبی نیز چند احتمال درباره دامنه بینندگان گزارش میکند؛ از جمله دیدن آن از سوی همگان یا گروهی که سرانجامشان با دوزخ پیوند دارد.
از نظر لفظی، «لمن يرى» نام گروه اخلاقی یا دینی خاصی را بیان نمیکند. در خوانش مستقیم، به هر بینندهای اشاره دارد که در صحنه مورد نظر دوزخ را میبیند.
از سوی دیگر، نباید صرف تفاوت این دو آیه را تناقض دانست. ممکن است دوزخ در برابر دیدگان همگان آشکار شود و برای گروهی مشخص نیز موضوع سرنوشت و عذاب باشد.
در شعراء، نسبت دوزخ با گمراهان برجسته است؛ در نازعات، آشکار بودن آن برای نگاهکنندگان.
آیا تشدید «بُرِّزَتِ» به معنای آشکار شدن شدیدتر است؟
باب تفعیل میتواند در زبان عربی با تعدیه یا تاکید بر تحقق فعل ارتباط داشته باشد، اما از وزن آن بهتنهایی نمیتوان مقدار یا شدت آشکار شدن را تعیین کرد.
در این دو آیه، تفاوت مهمتر آن است که صورت مجهول «بُرِّزَتِ» به آشکار ساخته شدن دوزخ اشاره میکند.
از خود وزن نمیتوان نتیجه گرفت که دوزخ بهتدریج، در چند مرحله یا با حرکتی بسیار شدید نمایان شده است.
این جزئیات در آیه نیامدهاند و نباید از یک ویژگی صرفی به داستانی درباره کیفیت وقوع رخداد تبدیل شوند.
۹. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
معادلهای اصلی خانواده «ب ر ز» در فارسی، «بیرون آمدن»، «نمایان شدن» و «آشکار شدن» هستند.
اما برای همه صورتها و سیاقها، یک معادل ثابت کافی نیست.
در بقره ۲:۲۵۰، «بَرَزُوا لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ» را میتوان «برای رویارویی با جالوت و سپاهیانش بیرون آمدند» ترجمه کرد. این برگردان، بیرون آمدن و جهت مواجهه را حفظ میکند.
در آل عمران ۳:۱۵۴، «لَبَرَزَ» در ترکیب مربوط به خانهها، به معنای «بیرون میآمدند» مناسب است. موضوع کشته شدن از عبارتهای دیگر آیه فهمیده میشود.
در نساء ۴:۸۱، «بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ» بهروشنی «از نزد تو بیرون رفتند» است. نیازی نیست فعل را به «نفاقشان آشکار شد» تبدیل کنیم.
در ابراهیم ۱۴:۲۱ و ابراهیم ۱۴:۴۸، «بَرَزُوا لِلَّهِ» را میتوان «در برابر آن معبود یگانه آشکار شدند» ترجمه کرد. این برگردان باید در توضیح از تصور محدود مکانی یا پنهان بودن پیشین انسانها از علم آن معبود یگانه جدا شود.
در کهف ۱۸:۴۷، «بَارِزَةً» بهتر است «آشکار و نمایان» ترجمه شود. «کاملا هموار» یا «بیهیچ پستی و بلندی» توضیحهاییاند که تنها با پژوهش درباره مجموع تصویر آیه قابل بررسیاند، نه معادل مستقیم خود واژه.
در غافر ۴۰:۱۶، «بَارِزُونَ» به معنای «آشکار و نمایاناند» است. این وصف بهخودیخود برهنگی یا کیفیت پوشش انسان را بیان نمیکند.
در شعراء ۲۶:۹۱ و نازعات ۷۹:۳۶، برای «بُرِّزَتِ»، معادل «آشکار ساخته شد» مناسبتر از «بیرون آمد» است؛ زیرا صورت مجهول باب تفعیل را حفظ میکند.
در این دو آیه، دوزخ موضوع آشکار ساختن است، نه فاعل آگاه و مستقلی که خود تصمیم گرفته از جایی بیرون بیاید.
به همین سبب، ترجمه «دوزخ آشکار ساخته شد» از نظر ساختمان فعل دقیقتر است.
۱۰. جمعبندی
ریشه «ب ر ز» در عربی به بیرون آمدن، نمایان شدن و آشکار گشتن چیزی از حالت پیشین مربوط است. کاربردهای کهن آن درباره فضای باز، بیرون آمدن انسان، رویارویی جنگجویان، آشکار شدن نوشته و نمایان شدن جایگاه اجتماعی نیز ثبت شدهاند.
در قرآن، این خانواده نه بار آمده است و همه کاربردها بر محور ظهور و آشکار شدن قابل فهماند.
در بقره ۲:۲۵۰، سپاهیان برای رویارویی با دشمن بیرون میآیند. در آل عمران ۳:۱۵۴، بیرون آمدن از خانه و حرکت به سوی جایگاه مورد اشاره مطرح است. در نساء ۴:۸۱، اشخاص از نزد پیامبر بیرون میروند.
در آیات قیامت، این معنا در صحنهای گستردهتر به کار رفته است. انسانها آشکار میشوند، زمین در حالتی نمایان دیده میشود و دوزخ در معرض مشاهده قرار داده میشود.
اما این کاربردها نباید به یک معنا و تصویر واحد فروکاسته شوند. بیرون آمدن سپاه، آشکار بودن زمین و آشکار ساخته شدن دوزخ، از نظر نقش دستوری و موضوع با یکدیگر تفاوت دارند.
در همین زمینه، باید میان «بَرَزُوا» از ثلاثی مجرد و «بُرِّزَتِ» از باب تفعیل مجهول فرق گذاشت. اولی ظاهر شدن یا بیرون آمدن اشخاص را بیان میکند و دومی به آشکار ساخته شدن چیزی اشاره دارد.
همچنین در نسبت ظهور انسانها با آن معبود یگانه، نباید از تعبیر قرآنی چنین نتیجه گرفت که آن معبود یگانه پیش از قیامت از وجود یا اعمال آنان آگاهی نداشته است. آشکار شدن صحنه حسابرسی و علم فراگیر الهی دو موضوع متفاوتاند.
تعریف نهایی مناسب برای فرقان:
«ب ر ز» در عربی به بیرون آمدن از پوشیدگی، نمایان شدن و قرار گرفتن در معرض دید یا مواجهه مربوط است. در کاربردهای توسعهیافته، آشکار شدن برتری، حضور در میدان باز و آشکار ساختن چیزی نیز با این خانواده بیان میشود. قرآن این ریشه را درباره رویارویی انسانها، ترک یک محل، نمایان شدن زمین و آشکار شدن انسانها و دوزخ در قیامت به کار برده است. معنای حرکت، ظهور یا آشکار ساختن در هر آیه از صورت صرفی، حروف همراه و سیاق آن روشن میشود. این ریشه بهخودیخود نه به معنای پیروزی است، نه حسابرسی، نه برهنگی و نه عبور از برزخ؛ این موضوعات، در صورت ارتباط، باید از شواهد مستقل شناخته شوند.