ریشهٔ قرآنی خ ص م
خصومت، طرف دعوا و رویارویی بر سر ادعا؛ از دفاع از حق و داوری عادلانه تا ستیزهجویی و اختلاف در قیامت
صورتهای قرآنی و لغوی
خَصْم
طرف دعوا؛ سه کاربرد قرآنی
خَصِيم
وصفِ مخاصمهگر یا مدافع؛ سه کاربرد قرآنی
خَصِم
اهل خصومت؛ یک کاربرد به صورت جمع
خِصَام
مصدرِ مخاصمه یا جمعِ خصم؛ دو کاربرد قرآنی
اِخْتَصَمَ / يَخْتَصِمُ
باب افتعال؛ هشت کاربرد در قرائت حفص
تَخَاصُم
مصدر باب تفاعل؛ یک کاربرد قرآنی
خَاصَمَ / يُخَاصِمُ
باب مفاعله؛ فعل در قرآن نیامده
خُصُومَة
خصومت؛ اسم مستقل در قرآن نیامده
مُخَاصَمَة
مجادله؛ مصدر مستقل در قرآن نیامده
خَصَمَ / يَخْصِمُ
غلبه در احتجاج؛ در نمایهٔ حفص فعل مستقل نیامده
خَصِمَ / يَخْصَمُ
اهل مخاصمه بودن؛ فعل در قرآن نیامده
خَصُوم
بسیار ستیزهجو؛ در قرآن نیامده
خُصَمَاء
جمعِ خصیم؛ در قرآن نیامده
خُصُوم
جمعِ خصم؛ در قرآن نیامده
اِخْتِصَام
مصدر مستقل در قرآن نیامده؛ فعل آن آمده
أَخْصَمَ
آموختن حجت به دیگری؛ در قرآن نیامده
خُصْم
جانب و گوشهٔ اشیا؛ در قرآن نیامده
أَخْصَام
کنارهها یا طرفهای دعوا؛ در قرآن نیامده
خَصْمَة
مهره یا سنگ در باورهای کهن؛ در قرآن نیامده
۱. معرفی ریشه و صورتهای قرآنی
ریشهٔ سهحرفی «خ ص م» در زبان عربی با اختلاف و رویارویی میان دو طرف بر سر یک ادعا، حق، موضوع یا موضع ارتباط دارد. این اختلاف ممکن است در گفتوگو و استدلال آشکار شود، به مطالبهٔ حق و داوری بینجامد، یا به دشمنی و ستیزهجویی تبدیل گردد.
در قرآن، این ریشه دربارهٔ دفاع از اشخاص، اختلاف بر سر سرپرستی مریم، دعوای دو طرف نزد داوود، اختلاف گروههای انسانی دربارهٔ خداوند، احتجاج انسان دربارهٔ آفرینش، و خصومت گروهها در قیامت به کار رفته است.
این تنوع نشان میدهد که خصومت در معنای زبانی خود، نه اثباتکنندهٔ حقانیت یکی از طرفهاست و نه به معنای باطل بودن هر دو طرف. برای شناخت ارزش هر خصومت باید موضوع اختلاف، ادعای طرفها، شیوهٔ استدلال و شواهد موجود بررسی شود.
ریشهٔ «خ ص م» در قرآن ۱۸ بار، در ۱۷ آیه از ۱۲ سوره آمده است. شمار صورتهای صرفی در این مقاله بر پایهٔ قرائت حفص است.
پیکرهٔ عربی قرآن؛ ۱۸ کاربرد در شش دستهٔ صرفی
صورتهای مهم خانوادهٔ زبانی آن عبارتاند از:
- خَصْم: طرف دعوا، طرف مقابل در اختلاف یا کسی که ادعایی را در برابر دیگری پیگیری میکند. استفاده در قرآن: بلی؛ به صورت «الْخَصْمِ» در ص ۳۸:۲۱ و «خَصْمَانِ» در حج ۲۲:۱۹ و ص ۳۸:۲۲.
- خَصِيم: شخصی که با دیگری مخاصمه میکند، به دفاع یا اعتراض میپردازد و در رویارویی گفتاری موضع میگیرد. استفاده در قرآن: بلی؛ سه بار در نساء ۴:۱۰۵، نحل ۱۶:۴ و یس ۳۶:۷۷.
- خَصِم: اهل خصومت یا کسی که در مجادله و مقابلهٔ گفتاری مهارت یا شدت دارد. استفاده در قرآن: بلی؛ به صورت جمع «خَصِمُونَ» در زخرف ۴۳:۵۸.
- خِصَام: مصدرِ «خَاصَمَ» به معنای خصومت و مجادله؛ و نیز جمعِ «خَصْم» به معنای طرفهای دعوا، بهویژه در یکی از تحلیلهای «أَلَدُّ الْخِصَامِ». استفاده در قرآن: بلی؛ در بقره ۲:۲۰۴ و زخرف ۴۳:۱۸.
- اِخْتَصَمَ / يَخْتَصِمُ: وارد اختلاف و مخاصمه شدن، در برابر دیگری ادعا یا اعتراض مطرح کردن. استفاده در قرآن: بلی؛ هشت بار در صورتهای مختلف باب افتعال.
- تَخَاصُم: مخاصمهٔ متقابل و کشمکش میان طرفها. استفاده در قرآن: بلی؛ یک بار در ص ۳۸:۶۴.
- خَاصَمَ / يُخَاصِمُ: با دیگری خصومت و مجادله کردن. استفاده در قرآن: خیر، در این صورت فعلی از باب مفاعله.
- خُصُومَة: خصومت، اختلاف و دعوای میان طرفها. استفاده در قرآن: خیر، در این صورت اسمی مستقل.
- مُخَاصَمَة: مجادله و رویارویی متقابل میان طرفهای اختلاف. استفاده در قرآن: خیر، به صورت مصدر مستقل.
- خَصَمَ / يَخْصِمُ: در یک خصومت بر طرف مقابل چیره شدن، بهویژه در استدلال و احتجاج. استفاده در قرآن: خیر، در این معنای فعلی مستقل.
- خَصِمَ / يَخْصَمُ: وارد خصومت شدن یا اهل مخاصمه بودن. استفاده در قرآن: خیر، در صورت فعلی مستقل.
- خَصُوم: شخص بسیار ستیزهجو یا اهل خصومت. استفاده در قرآن: خیر، در این صورت وصفی.
- خُصَمَاء: طرفهای دعوا و اشخاصی که با یکدیگر خصومت دارند. استفاده در قرآن: خیر.
- خُصُوم: جمع خصم؛ طرفهای دعوا. استفاده در قرآن: خیر، در این صورت جمع مستقل.
- اِخْتِصَام: مخاصمه و اختلاف میان طرفها. استفاده در قرآن: خیر، به صورت مصدر مستقل؛ اما فعل آن آمده است.
- أَخْصَمَ: به شخصی دلیل یا شیوهای برای غلبه بر طرف دعوا آموختن؛ و در بعضی کاربردها او را در خصومت یاری کردن. استفاده در قرآن: خیر.
- خُصْم: جانب، کناره یا گوشهٔ یک ظرف و بعضی اشیای دیگر. استفاده در قرآن: خیر، در این معنای مادی.
- أَخْصَام: کنارهها، گوشهها یا بخشهای جانبی اشیا؛ و در کاربردی دیگر، جمع اشخاصی که طرف دعوا هستند. استفاده در قرآن: خیر.
- خَصْمَة: در کاربردی کهن، مهره یا سنگی که برای محافظت یا پیروزی در خصومت همراه میداشتند. استفاده در قرآن: خیر.
در همهٔ موارد قرآنی، میدان اختلاف، احتجاج و طرف دعوا حضور دارد. کاربردهای مربوط به کنارهٔ ظرف، ابر، چشم یا ابزارهای مادی در قرآن نیامدهاند.
بنابراین، این کاربردهای مادی باید برای شناخت سابقهٔ زبان بررسی شوند؛ اما نباید بیدلیل جای معنای روشن خصومت را در آیات بگیرند.
۲. هستهٔ زبانی ریشه؛ رویارویی دو طرف بر سر یک ادعا
خصومت؛ فراتر از اختلاف ساده
در زبان عربی، «خَصْم» به کسی گفته میشود که در برابر دیگری در یک اختلاف قرار گرفته است.
این اختلاف ممکن است دربارهٔ مال، حق، مسئولیت، داوری، اعتقاد یا ادعایی دیگر باشد.
برای نمونه، دو نفر ممکن است هرکدام دربارهٔ مالکیت یک دارایی ادعایی داشته باشند. هنگامی که یکی ادعای دیگری را نمیپذیرد و موضوع به مطالبه و پاسخگویی میرسد، هرکدام میتوانند خصم دیگری باشند.
پس خصومت به داشتن دو دیدگاه متفاوت محدود نیست.
ممکن است دو نفر دربارهٔ موضوعی علمی اختلاف نظر داشته باشند و بدون هیچ مطالبه یا رویارویی خصمانهای آن را بررسی کنند.
اما هنگامی که هر طرف در برابر دیگری موضعی اتخاذ کند، از ادعای خود دفاع نماید یا ادعای طرف مقابل را رد کند، میدان خصومت روشنتر میشود.
با این حال، نباید از این تفاوت نتیجه گرفت که خصومت همیشه با دشمنی شخصی، خشونت یا نفرت همراه است.
در یک اختلاف حقوقی، ممکن است دو طرف با احترام کامل در برابر داور حاضر شوند و هرکدام دلایل خود را بیان کنند.
در این حالت، آنان طرفهای دعوا هستند؛ اما لزوما دشمن شخصی یکدیگر نیستند.
دو طرف بودن، نه لزوما دو نفر بودن
یکی از ویژگیهای مهم این خانواده آن است که «خصم» میتواند به یک شخص، یک طرف از دو طرف اختلاف، یا جماعتی از اشخاص اشاره کند.
برای مثال، ممکن است یک نفر با شخص دیگری اختلاف داشته باشد.
همچنین ممکن است دو گروه بزرگ دربارهٔ موضوعی مشترک در برابر یکدیگر قرار گیرند.
در چنین وضعیتی، هر گروه میتواند یک «خصم» شناخته شود.
این نکته در حج ۲۲:۱۹ اهمیت دارد؛ زیرا عبارت «هَٰذَانِ خَصْمَانِ» آمده، اما فعل بعدی «اخْتَصَمُوا» به صورت جمع است.
پس نباید از صورت مثنای «خصمان» نتیجه گرفت که آیه حتما از دو انسان و نه دو گروه سخن میگوید.
آیا خصومت به معنای باطل بودن یک طرف است؟
از نظر زبانی، خصومت بهتنهایی حق و باطل را تعیین نمیکند.
ممکن است شخصی حق خود را مطالبه کند و دیگری آن را انکار نماید.
در چنین وضعیتی، هر دو از نظر جایگاه در دعوا «خصم» هستند، ولی ممکن است تنها یکی از آنان حق داشته باشد.
همچنین ممکن است هر دو طرف در بخشی از ادعای خود اشتباه کنند.
در بعضی موارد نیز اختلاف از نبود اطلاعات کافی یا سوءتفاهم پدید میآید.
پس نمیتوان تنها از وجود خصومت نتیجه گرفت که هر دو طرف گناهکارند یا هر دو آگاهانه حقیقت را پنهان میکنند.
این تفاوت در داستان داوود و در نهی از دفاع از خیانتکاران در نساء ۴:۱۰۵ بهروشنی دیده میشود.
خَصَمَهُ؛ غلبه در خصومت
در زبان عربی کهن، «خَصَمْتُهُ» درباره شخصی به کار رفته که در خصومت یا احتجاج بر طرف مقابل چیره میشود.
در اینجا، غلبه بیشتر با دلیل، استدلال یا توان پاسخگویی ارتباط دارد.
اما پیروز شدن در بحث با اثبات واقعی حقانیت یکسان نیست.
ممکن است کسی سخنورتر باشد و بتواند ادعای خود را بهتر بیان کند، در حالی که از نظر حقیقت حق با طرف مقابل باشد.
در مقابل، ممکن است شخصی حق داشته باشد، اما به سبب نداشتن مهارت بیان، نتواند از حق خود دفاع کند.
بنابراین، باید میان توان مخاصمه، نتیجه ظاهری بحث و حقیقت موضوع تفاوت گذاشت.
۳. تصویر مادی ریشه؛ کناره و جانب
در زبان عربی، «خُصْم» با ضمهٔ حرف خاء برای جانب یا گوشهٔ چیزی به کار رفته است.
برای نمونه، کنارهٔ ظرف چرمیِ حمل آب، گوشهٔ بار یا طرف چیزی میتواند «خصم» نامیده شود.
همچنین «خصوم السحابة» برای جانبها یا بخشهای گوناگون ابر ثبت شده است.
ابن فارس در «مقاییس اللغة» ابتدا برای ریشهٔ «خ ص م» دو اصل معرفی میکند: منازعه و جانب ظرف.
سپس این دو را از راه تصویر «جانب» به یک اصل بازمیگرداند: هر طرفِ خصومت در جانبی از اختلاف قرار دارد.
این توضیح از نظر تصویر زبانی قابل فهم است.
میتوان دو شخص را تصور کرد که در دو سوی یک اختلاف ایستادهاند و هرکدام ادعا و دلیل خود را مطرح میکنند.
اما چنین تصویری بهتنهایی ثابت نمیکند که واژه «خصومت» از نام گوشهٔ ظرف به وجود آمده است.
پیشنهاد ابن فارس یک تحلیل قیاسیِ لغوی است؛ این تحلیل بهتنهایی مسیر تاریخی و ترتیب پیدایش دو کاربرد را اثبات نمیکند.
ابن فارس، مقاییس اللغة؛ دو اصل و پیشنهاد پیوند آنها
بنابراین، تعریف قرآنی ریشه باید بر معنای تثبیتشدهٔ اختلاف و مخاصمه استوار باشد.
تصویر «دو جانب» میتواند به فهم جایگاه طرفهای دعوا کمک کند، اما منشأ تاریخی همه مشتقها را ثابت نمیکند.
۴. شواهد عربی کهن؛ طرف دعوا، توان احتجاج و کنارهٔ اشیا
خصم در شعر ذوالرمه
در شعری از ذوالرمه آمده است:
أَبَرُّ عَلَى الْخُصُومِ فَلَيْسَ خَصْمٌ
وَلَا خَصْمَانِ يَغْلِبُهُ جِدَالَا
ترجمه فارسی
او در احتجاج بر طرفهای دعوا برتری دارد؛ پس نه یک طرف دعوا و نه دو طرف دعوا میتوانند در مجادله بر او چیره شوند.
این بیت از نظر زبان اهمیت ویژهای دارد.
شاعر سه صورت را در کنار یکدیگر آورده است: «الخصوم»، «خصم» و «خصمان».
نخست جمع، سپس مفرد و پس از آن مثنا آمده است.
این کاربرد نشان میدهد که خانواده «خصم» در زبان عربی میتواند درباره یک شخص یا چند طرف دعوا به کار رود.
همچنین غلبه در مجادله با فعل «يَغْلِبُهُ» بیان شده است.
پس خود «خصم» به معنای پیروز نیست؛ بلکه طرفی است که در مخاصمه حضور دارد.
ذوالرمه شاعر دوره اموی است. بنابراین، این بیت شاهد عربی کهن پس از نزول قرآن است، نه شاهد جاهلی.
خصومت شدید در شعر ثعلب بن صعیر
در بیتی منسوب به ثعلب بن صعیر مازنی آمده است:
وَلَرُبَّ خَصْمٍ قَدْ شَهِدْتُ أَلِدَّةٍ
تَغْلِي صُدُورُهُمْ بِهِتْرٍ هَاتِرِ
ترجمه فارسی
و چه بسیار طرفهای دعوای سختستیزهجویی که شاهدشان بودهام؛ کسانی که سینههایشان از سخنان ناروا و باطل به جوش میآمد.
در این بیت، خصومت با وصف شدت و ستیزهجویی همراه شده است.
اما این شدت از وصف «أَلِدَّة» و تصویر سخنان ناروا شناخته میشود؛ نه از اینکه هر خصم لزوما چنین رفتاری دارد.
این شاهد نشان میدهد که خصومت میتواند به وضعیتی پرتنش و آکنده از گفتار آسیبزا تبدیل شود.
با این حال، نباید همین وضعیت را تعریف همه کاربردهای ریشه دانست.
جوانب ابر در شعر اخطل
در بیتی از اخطل آمده است:
إِذَا طَعَنَتْ فِيهِ الْجَنُوبُ تَحَامَلَتْ
بِأَعْجَازِ جَرَّارٍ تَدَاعَى خُصُومُهَا
ترجمه فارسی
هنگامی که باد جنوب آن ابر را میراند، بخشهای پسینِ ابر سنگین و پرآب را به حرکت درمیآورد و کنارههای ابر با رعد به یکدیگر پاسخ میدهند.
در این بیت، «خصومها» به جوانب و کنارههای ابر اشاره دارد.
این کاربرد از میدان منازعه انسانی جداست.
وجود آن نشان میدهد که «خصم» در عربی کهن، افزون بر طرف دعوا، یک کاربرد مادی دربارهٔ جانب اشیا نیز داشته است.
اخطل نیز شاعر دوره اموی است؛ بنابراین، این شاهد برای شناخت زبان کهن ارزش دارد، اما شاهد قطعی پیشاقرآنی محسوب نمیشود.
لسان العرب و لغتنامههای کهن؛ ضبط شواهد و شاخهٔ مادی
نتیجه شواهد
این شواهد سه نکته را روشن میکنند: «خصم» میتواند یک یا چند طرف دعوا باشد؛ خصومت ممکن است با توان استدلال یا شدت ستیزهجویی همراه شود؛ و «خصم» در شاخهای دیگر به کناره و جانب اشیا اشاره دارد.
اما در قرآن، میدان اصلی کاربردهای ریشه همان اختلاف و مخاصمه است.
۵. الْخِصَام و خَصِيم؛ سخن زیبا و دفاع از خیانتکاران
بقره ۲:۲۰۴
متن آیه
وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللَّهَ عَلَىٰ مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ
ترجمه فارسی
و از مردم کسی است که سخنش در زندگی دنیا تو را خوش میآید و آن معبود یگانه را بر آنچه در دل دارد گواه میگیرد، در حالی که او سختستیزهجوترینِ طرفهای خصومت است.
بررسی کاربرد
«الْخِصَامِ» در این آیه در دو تحلیل لغوی بررسی شده است: جمعِ «خَصْم» به معنای طرفهای دعوا، یا مصدرِ «خَاصَمَ» به معنای خصومت. ترجمهٔ این مقاله بر تحلیل جمع استوار است.
قرطبی؛ تحلیل مصدری و جمعِ «خصام»
اما واژه در ترکیب «أَلَدُّ الْخِصَامِ» آمده است.
«أَلَدّ» از ریشه «ل د د» است و با شدت ستیزهجویی و سرسختی در مخالفت ارتباط دارد.
بنابراین، شدت نکوهش در اینجا تنها از «خصام» به دست نمیآید؛ بلکه از وصف «ألدّ» و سیاق کامل آیه شناخته میشود.
در آغاز آیه، سخن شخص خوشایند معرفی شده است.
اما خوشایند بودن سخن، حقیقت درونی و رفتار واقعی او را تضمین نمیکند.
در ادامه، بقره ۲:۲۰۵، از رفتار فسادآمیز شخص سخن گفته میشود.
پس قرآن میان توانایی اثر گذاشتن بر شنونده و درستکاری واقعی انسان تفاوت میگذارد.
آیا سخنور نیرومند لزوما ستیزهجوست؟
خیر.
ممکن است انسانی بتواند با دلیل روشن و بیان نیکو از حق دفاع کند.
ممکن است شخص دیگری سخنی دلنشین بگوید، اما در عمل برخلاف حق رفتار کند.
در بقره ۲:۲۰۴، موضوع دوم مطرح است.
اما از این آیه نمیتوان نتیجه گرفت که هر شخص خوشسخن یا هر فرد توانا در مجادله، فریبکار است.
آنچه نکوهش میشود، فاصله میان ظاهر اثرگذار و حقیقت رفتار شخص است.
همچنین «ألد الخصام» را نباید صرفا به «کسی که زیاد حرف میزند» ترجمه کرد.
پرگویی با خصومت شدید یکسان نیست.
نساء ۴:۱۰۵؛ نهی از دفاع از خیانتکاران
متن آیه
إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ وَلَا تَكُنْ لِلْخَائِنِينَ خَصِيمًا
ترجمه فارسی
بیگمان ما کتاب را به حق به سوی تو نازل کردیم تا میان مردم بر پایهٔ آنچه آن معبود یگانه به تو نمایانده است داوری کنی؛ و به سود خیانتکاران، طرف دعوا و مدافع مباش.
بررسی کاربرد
«خَصِيمًا» در این آیه وصف شخصی است که در مخاصمه از موضعی دفاع میکند.
عبارت «لِلْخَائِنِينَ» جهت این دفاع را مشخص میسازد.
پس قرآن از دفاع و مخاصمه به سود خیانتکاران نهی میکند.
این نکته از نظر حقوقی و اخلاقی اهمیت دارد.
ممکن است کسی برای حمایت از خویشاوند، دوست، همگروه یا شخص قدرتمندی وارد دعوا شود، در حالی که شواهد خیانت او را میشناسد.
چنین رفتاری با داوری بر پایه حق ناسازگار است.
اما این نهی را نباید به ممنوعیت هرگونه دفاع از شخص متهم تبدیل کرد.
متهم بودن با ثابت شدن خیانت یکسان نیست.
همچنین دفاع از حق قانونی یک متهم، تلاش برای آشکار کردن حقیقت و جلوگیری از مجازات ناعادلانه، ضرورتا دفاع از خیانت نیست.
در ادامه همین سیاق، نساء ۴:۱۰۷، نساء ۴:۱۰۸ و نساء ۴:۱۰۹، از مجادله و دفاع درباره کسانی سخن میرود که به خود خیانت میکنند.
پس ریشه «خ ص م» و «ج د ل» در این موضوع با یکدیگر ارتباط پیدا میکنند، اما مترادف کامل نیستند.
خصومت و داوری
در این آیه، فعل «لِتَحْكُمَ» از ریشه «ح ك م» آمده است.
این فعل داوری را بیان میکند.
«خصیما» به موضع گرفتن در دعوا و دفاع از یکی از طرفها مربوط است.
پس قاضی بودن و خصم بودن دو نقش متفاوتاند.
قاضی باید میان طرفها داوری کند؛ اما خصم معمولا ادعا یا دفاع یکی از طرفها را پیگیری میکند.
این دو نقش نباید در هم آمیخته شوند.
از همین تفاوت میتوان فهمید که چرا آیه، پس از فرمان داوری به حق، از خصیم شدن به سود خیانتکاران نهی میکند.
نتیجه لغوی: «خصیم» در این سیاق کسی است که در دعوا موضع دفاعی میگیرد. نادرستی رفتار از حمایت آگاهانه از خیانت شناخته میشود؛ نه از اینکه هر دفاع یا مخاصمه ذاتا ناروا باشد.
۶. خَصِيمٌ مُبِينٌ؛ توان آشکار انسان برای احتجاج
نحل ۱۶:۴
متن آیه
خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ
ترجمه فارسی
انسان را از نطفهای آفرید؛ پس ناگهان او طرفی آشکار در خصومت و احتجاج است.
بررسی کاربرد
«خَصِيمٌ» در این آیه وصف انسان است.
«مُبِينٌ» نیز از ریشه «ب ي ن» و به آشکار بودن یا آشکار ساختن ارتباط دارد.
در نتیجه، عبارت توان یا وضعیت آشکار انسان در مخاصمه را برجسته میکند.
در آغاز آیه، آفرینش انسان از نطفه آمده است.
سپس انسانی معرفی میشود که اکنون میتواند موضع بگیرد، استدلال کند یا وارد خصومت شود.
این تقابل میان آغاز جسمانی انسان و وضعیت کنونی او اهمیت دارد.
اما از خود «خصيم» نمیتوان نتیجه گرفت که انسان از لحظه تولد با دشمنی و ستیزهجویی آگاهانه زندگی میکند.
آیه فاصله میان آغاز آفرینش و توان یا رفتار کنونی انسان را برجسته میسازد.
یس ۳۶:۷۷
متن آیه
أَوَلَمْ يَرَ الْإِنْسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ
ترجمه فارسی
آیا انسان ندیده است که او را از نطفهای آفریدیم؟ پس ناگهان او طرفی آشکار در خصومت و احتجاج است.
بررسی کاربرد
این آیه از نظر عبارت با نحل ۱۶:۴ بسیار نزدیک است.
اما ادامه سیاق یس، موضوع را روشنتر میکند.
در یس ۳۶:۷۸، انسان برای خداوند مثالی مطرح میکند و آفرینش نخستین خود را فراموش مینماید؛ سپس درباره زنده شدن استخوانهای پوسیده پرسش میکند.
بنابراین، خصومت در این سیاق با اعتراض به امکان رستاخیز ارتباط پیدا میکند.
اما خود «خصيم» به معنای منکر رستاخیز نیست.
این مصداق از ادامه آیات شناخته میشود.
آیا خصیم مبین همیشه ستایشآمیز است؟
خیر.
در نحل و یس، ساخت جمله میتواند توان انسان برای احتجاج را نشان دهد، ولی در سیاق، این توان در تقابل با جایگاه او بهعنوان آفریدهای از نطفه قرار گرفته است.
در یس، ادامه آیات جهت نکوهیده احتجاج را روشن میکند.
اما نمیتوان از این نکوهش نتیجه گرفت که هر استدلال و دفاع انسان نارواست.
انسان میتواند توان بیان و احتجاج خود را در دفاع از حق نیز به کار گیرد.
پس ارزش این توان از موضوع و نحوه استفاده از آن شناخته میشود.
۷. اختصام در امور انسانی؛ سرپرستی، دعوت و اختلاف گروهها
آلعمران ۳:۴۴؛ اختلاف درباره سرپرستی مریم
متن آیه
ذَٰلِكَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ وَمَا كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلَامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَمَا كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ
ترجمه فارسی
این از خبرهای غیب است که به تو وحی میکنیم؛ و تو نزد آنان نبودی، هنگامی که قلمهای خود را میافکندند تا روشن شود کدامیک سرپرستی مریم را بر عهده گیرد؛ و نزد آنان نبودی هنگامی که با یکدیگر اختلاف و مخاصمه میکردند.
بررسی کاربرد
«يَخْتَصِمُونَ» فعل مضارع از باب افتعال است.
در اینجا، اختلاف با موضوع سرپرستی مریم ارتباط دارد.
اما خود فعل تعیین نمیکند که چرا طرفها خواهان این مسئولیت بودند یا چه کسی سرانجام آن را بر عهده گرفت.
این موضوعات از دیگر عبارتهای آیه و سیاق داستان شناخته میشوند.
همچنین نباید از «اختصام» نتیجه گرفت که همه افراد حاضر نیت نادرست داشتند.
ممکن است اشخاص درباره بر عهده گرفتن مسئولیتی واقعی اختلاف داشته باشند.
خود وجود اختلاف، انگیزه یا ارزش اخلاقی هر طرف را مشخص نمیکند.
نمل ۲۷:۴۵؛ اختلاف دو گروه در قوم ثمود
متن آیه
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَىٰ ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ فَإِذَا هُمْ فَرِيقَانِ يَخْتَصِمُونَ
ترجمه فارسی
و بهراستی برادرشان صالح را به سوی ثمود فرستادیم که آن معبود یگانه را عبادت کنید؛ پس ناگهان آنان دو گروه شدند که با یکدیگر اختلاف و مخاصمه میکردند.
بررسی کاربرد
در این آیه، «فَرِيقَانِ» و «يَخْتَصِمُونَ» کنار یکدیگر آمدهاند.
این ساخت نشان میدهد که اختلاف، میان دو گروه است.
پس اختصام همیشه به دو انسان محدود نیست.
در اینجا، گروهها درباره دعوت صالح و موضوع عبادت خداوند در برابر یکدیگر قرار گرفتهاند.
اما خود «يختصمون» به معنای کفر یا ایمان نیست.
اینکه هر گروه چه موضعی دارد، از آیات پیرامون شناخته میشود.
یس ۳۶:۴۹؛ «يَخِصِّمُونَ»
متن آیه
مَا يَنْظُرُونَ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَهُمْ يَخِصِّمُونَ
ترجمه فارسی
آنان جز یک بانگ را انتظار نمیکشند که در حالی که با یکدیگر مخاصمه میکنند، آنان را فرا میگیرد.
بررسی کاربرد
«يَخِصِّمُونَ» در قرائت حفص صورتی است که از «يَخْتَصِمُونَ» به وجود آمده است.
در این ساخت، تاء باب افتعال با صاد همگون و در آن ادغام شده است.
بنابراین، وجود تشدید بر صاد نباید سبب شود این صورت بهطور خودکار از باب تفعیل دانسته شود.
در گزارشهای قرائتی، صورتهای دیگری نیز ثبت شدهاند که بعضی از آنها با فعل مجرد مرتبطاند.
از این رو، در نمایه صرفی بر پایه قرائت حفص، «يَخِصِّمُونَ» در باب افتعال بررسی میشود؛ اما اختلاف قرائت باید در یادداشت تخصصی حفظ شود.
لسان العرب و لین؛ اختلاف قرائت در یس ۳۶:۴۹
در این آیه، اشخاص در حال مخاصمهاند که بانگی آنان را فرا میگیرد.
اما خود فعل مشخص نمیکند که اختلاف آنان درباره چه موضوعی بوده است.
همچنین نباید این آیه را به معنای آن گرفت که هر شخصی هنگام بحث و اختلاف، حتما در معرض همان رخداد است.
سیاق درباره رویدادی مشخص در پی هشدارهای مربوط به قیامت سخن میگوید.
۸. خَصْمَان؛ دو طرف دعوا در داستان داوود
ص ۳۸:۲۱
متن آیه
وَهَلْ أَتَاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرَابَ
ترجمه فارسی
و آیا خبر طرفهای دعوا به تو رسیده است، هنگامی که از دیوار محراب بالا رفتند؟
بررسی کاربرد
«الْخَصْمِ» در این آیه به طرف یا طرفهای دعوا اشاره دارد.
نکته مهم آن است که صورت مفرد «خصم» میتواند برای یک مجموعه نیز به کار رود.
در همین آیه، فعل «تَسَوَّرُوا» به صورت جمع آمده است.
بنابراین، نباید تنها از مفرد بودن «الخصم» نتیجه گرفت که یک شخص وارد محراب شده است.
ص ۳۸:۲۲
متن آیه
إِذْ دَخَلُوا عَلَىٰ دَاوُودَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قَالُوا لَا تَخَفْ خَصْمَانِ بَغَىٰ بَعْضُنَا عَلَىٰ بَعْضٍ فَاحْكُمْ بَيْنَنَا بِالْحَقِّ وَلَا تُشْطِطْ وَاهْدِنَا إِلَىٰ سَوَاءِ الصِّرَاطِ
ترجمه فارسی
هنگامی که بر داوود وارد شدند، او از آنان هراسان شد. گفتند: «مترس؛ ما دو طرف دعواییم که بعضی از ما بر بعضی دیگر ستم کردهاند. پس میان ما به حق داوری کن، از حد مگذر، و ما را به راه میانه و درست راهنمایی کن.»
بررسی کاربرد
«خَصْمَانِ» صورت مثناست.
در اینجا دو طرفِ اختلاف خود را معرفی میکنند.
اما این عبارت ضرورتا ثابت نمیکند که شمار تمام اشخاص حاضر دقیقا دو نفر بوده است.
همانگونه که در حج ۲۲:۱۹ دیده میشود، «خصمان» میتواند به دو طرف از یک اختلاف اشاره کند، حتی اگر هر طرف بیش از یک شخص داشته باشد.
در این داستان، اختلاف به مرحله درخواست داوری رسیده است.
آنان میگویند:
«فَاحْكُمْ بَيْنَنَا بِالْحَقِّ».
پس وجود خصومت با درخواست عدالت همراه شده است.
این نمونه نشان میدهد که خصومت بهخودیخود به معنای نفی داوری عادلانه یا دشمنی بیپایان نیست.
ص ۳۸:۲۳؛ ادعای یکی از طرفها
متن آیه
إِنَّ هَٰذَا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَتِسْعُونَ نَعْجَةً وَلِيَ نَعْجَةٌ وَاحِدَةٌ فَقَالَ أَكْفِلْنِيهَا وَعَزَّنِي فِي الْخِطَابِ
ترجمه فارسی
این برادر من است؛ او نودونه میش دارد و من یک میش دارم. پس گفت: «آن را به من بسپار»، و در گفتوگو بر من چیره شد.
بررسی ارتباط با ریشه
در این آیه خود ریشه «خ ص م» نیامده است، اما موضوع خصومت آیه پیش را روشن میکند.
یکی از طرفها ادعا میکند که دیگری با وجود داشتن نودونه میش، میش او را نیز خواسته و در گفتوگو بر او غلبه کرده است.
«عَزَّنِي فِي الْخِطَابِ» در اینجا اهمیت دارد.
توان غلبه در سخن و حقانیتِ ادعا، دو موضوع مستقلاند.
ممکن است شخصی بتواند با قدرت سخن بگوید، ولی از نظر عدالت حق با او نباشد.
بنابراین، این داستان نمونهای مناسب برای تفاوت میان توان مخاصمه و حق واقعی است.
ص ۳۸:۲۴؛ داوری، ستم و آزمون
متن آیه
قَالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعْجَتِكَ إِلَىٰ نِعَاجِهِ وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ الْخُلَطَاءِ لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَقَلِيلٌ مَا هُمْ وَظَنَّ دَاوُودُ أَنَّمَا فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَخَرَّ رَاكِعًا وَأَنَابَ
ترجمه فارسی
گفت: «بهراستی با درخواست میش تو برای افزودن به میشهای خود بر تو ستم کرده است. و بسیاری از شریکان و همراهان بر یکدیگر ستم میکنند، مگر کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند؛ و آنان اندکاند.» و داوود دریافت که او را آزمودهایم؛ پس از پروردگارش آمرزش خواست، به رکوع افتاد و به سوی او بازگشت.
بررسی کاربرد در سیاق
در این آیه، داوود درباره ادعای مطرحشده سخن میگوید.
سپس موضوع آزمون و آمرزشخواهی او مطرح میشود.
اما خود داستان تمام جزئیات چگونگی آزمون را بیان نکرده است.
از این رو، نباید بدون دلیل، روایتهایی درباره زن شخص دیگری یا رفتارهایی که نام و جزئیاتشان در قرآن نیامده، بهعنوان معنای قطعی داستان وارد کرد.
همچنین نباید از وجود دو طرف دعوا نتیجه گرفت که داوود حتما مرتکب همان نوع ستمی شده بود که درباره میشها مطرح شد.
داوری درباره ماهیت دقیق آزمون او نیازمند بررسی مستقل آیات است.
در مقاله ریشه «خ ص م»، نتیجه روشنتر و محدودتر است: طرفهای دعوا درباره حق و ستم با یکدیگر اختلاف دارند و برای داوری به داوود مراجعه میکنند.
خصومت، حق و شیوه داوری
این داستان نشان میدهد که میان سه موضوع باید تفاوت گذاشت:
وجود اختلاف، ارائه ادعا و صدور حکم.
ممکن است دو طرف اختلاف داشته باشند، ولی ادعای هیچیک هنوز با دلیل کافی روشن نشده باشد.
از سوی دیگر، ممکن است یک طرف در بیان سخن بر دیگری غلبه کند، اما این غلبه دلیل حقانیت او نباشد.
در ادامه داستان، ص ۳۸:۲۶، داوود به داوری میان مردم به حق و دوری از پیروی خواهشها فرمان داده میشود.
بنابراین، پیوند میان خصومت و عدالت در این سیاق برجسته است.
اما خود ریشه «خ ص م» به معنای حکم کردن نیست؛ داوری از ریشه «ح ك م» بیان میشود.
نتیجه لغوی: «خصم» طرف اختلاف است و «خصمان» دو طرف دعوا را بیان میکند. ممکن است این طرفها از چند شخص تشکیل شده باشند. حقانیت ادعا و کیفیت داوری باید با شواهد مستقل شناخته شود.
۹. دو طرف اختلاف درباره پروردگار؛ خصومت گروهی
حج ۲۲:۱۹
متن آیه
هَٰذَانِ خَصْمَانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ فَالَّذِينَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيَابٌ مِنْ نَارٍ يُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُءُوسِهِمُ الْحَمِيمُ
ترجمه فارسی
این دو طرف دعوا هستند که درباره پروردگارشان با یکدیگر اختلاف و مخاصمه کردند. پس برای کسانی که کفر ورزیدند، جامههایی از آتش بریده شده است و از بالای سرهایشان مایع سوزان ریخته میشود.
بررسی کاربرد
در این آیه، ریشه دو بار آمده است:
«خَصْمَانِ» و «اخْتَصَمُوا».
«خصمان» دو طرف اختلاف را معرفی میکند.
«اختصموا» وقوع مخاصمه را بیان میکند.
در اینجا فعل به صورت جمع آمده است، با آنکه «خصمان» مثناست.
این تفاوت از نظر نحوی اهمیت دارد.
دو طرف میتوانند دو گروه باشند و فعل جمع به افراد تشکیلدهنده آن گروهها اشاره کند.
بنابراین، ترجمه «دو نفر» بدون بررسی سیاق، معنای آیه را محدود میکند.
آیا طرفهای اختلاف در این آیه دو شخص معیناند؟
در توضیحهای تاریخی و تفسیری، مصادیق متفاوتی برای این دو طرف مطرح شدهاند؛ از جمله مؤمنان و کافران، یا گروههایی از اهل کتاب و مسلمانان.
اما خود عبارت نام دو شخص یا دو گروه تاریخی مشخص را ذکر نمیکند.
در ادامه، وضعیت کسانی که کفر ورزیدهاند و در آیات بعد وضعیت مؤمنان و انجامدهندگان کارهای شایسته مطرح میشود.
بنابراین، تقسیمبندی اعتقادیِ دو طرف، از سیاق آیات پشتیبانی میگیرد.
اما نباید روایت تاریخی خاصی را بدون دلیل بهعنوان تنها مصداق ممکن معرفی کرد.
آیا وجود خصومت به معنای باطل بودن هر دو گروه است؟
خیر.
آیه از دو طرف اختلاف سخن میگوید، اما در ادامه میان کافران و مؤمنان تفاوت میگذارد.
پس وجود مخاصمه به معنای یکسان بودن جایگاه اخلاقی و اعتقادی دو طرف نیست.
ممکن است یک طرف از حق دفاع کند و دیگری آن را انکار نماید.
این نمونه اهمیت تفاوت میان «طرف دعوا» و «طرف باطل» را نشان میدهد.
نتیجه لغوی: «هذان خصمان اختصموا» به دو طرفِ یک اختلاف اشاره دارد و میتواند دو گروه را دربر گیرد. خود اختصام نه حقانیت را تعیین میکند و نه حکم مساوی درباره طرفها صادر مینماید.
۱۰. خصومت در قیامت؛ اختلافهایی که پایان نیافتهاند
زمر ۳۹:۳۱
متن آیه
ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عِنْدَ رَبِّكُمْ تَخْتَصِمُونَ
ترجمه فارسی
سپس شما روز قیامت نزد پروردگارتان با یکدیگر اختلاف و مخاصمه خواهید کرد.
بررسی کاربرد
«تَخْتَصِمُونَ» فعل مضارع مخاطب جمع از باب افتعال است.
در این آیه، وقوع مخاصمه در روز قیامت مطرح است.
اما موضوع دقیق تمام اختلافهای مورد نظر در خود این جمله بیان نشده است.
بنابراین، نمیتوان از آیه نتیجه گرفت که همه انسانها درباره یک مسئله واحد و با ادعاهایی یکسان اختلاف خواهند داشت.
ممکن است اختلافها با اعمال، نسبت دادن مسئولیت، ادعاهای دینی یا حقوق دیگران ارتباط داشته باشند.
تعیین مصادیق به شواهد مستقل نیاز دارد.
نکته مهم آن است که قرآن از حضور اختلاف در قیامت سخن میگوید؛ اما این به معنای باقی ماندن ابدی و حلنشدن همه اختلافها نیست.
موضوع داوری و روشن شدن حق باید از آیات دیگر بررسی شود.
شعراء ۲۶:۹۶
متن آیه
قَالُوا وَهُمْ فِيهَا يَخْتَصِمُونَ
ترجمه فارسی
گفتند، در حالی که در آن با یکدیگر مخاصمه میکردند.
بررسی کاربرد
در این آیه، «يَخْتَصِمُونَ» درباره اشخاصی آمده است که در آتش با یکدیگر اختلاف دارند.
در ادامه، سخن آنان درباره گمراهی و کسانی که از آنان پیروی کردهاند مطرح میشود.
بنابراین، خصومت در این سیاق با بازنگری در پیرویها و روابط پیشین ارتباط دارد.
اما خود فعل به معنای پشیمانی، گمراهی یا اعتراف نیست.
این مفاهیم از جملات بعدی شناخته میشوند.
ص ۳۸:۶۴
متن آیه
إِنَّ ذَٰلِكَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّارِ
ترجمه فارسی
بیگمان این حقیقت دارد: مخاصمه اهل آتش با یکدیگر.
بررسی کاربرد
«تَخَاصُمُ» مصدر باب تفاعل است.
این صورت، مخاصمه متقابل میان طرفها را بیان میکند.
در آیات پیشین، اهل آتش با یکدیگر سخن میگویند و گروههایی دیگری را سرزنش یا درباره ورودشان اعتراض میکنند.
پس «تخاصم» در اینجا به کشمکش متقابل آنان ارتباط دارد.
اما نباید از خود مصدر نتیجه گرفت که همه اشخاص حاضر در آتش به یک اندازه مسئول یا گناهکار بودهاند.
نوع مسئولیت هر شخص و گروه باید از کردار آنان شناخته شود.
ق ۵۰:۲۸
متن آیه
قَالَ لَا تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ وَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُمْ بِالْوَعِيدِ
ترجمه فارسی
گفت: «نزد من مخاصمه نکنید؛ من پیشتر هشدار را به شما رسانده بودم.»
بررسی کاربرد
«تَخْتَصِمُوا» فعل مضارع مخاطب جمع است که در ساخت نهی آمده است.
در اینجا، مخاصمه در پیشگاه خداوند و در سیاق حساب و سرانجام اشخاص مطرح است.
پس نباید این نهی را از موقعیت قیامت جدا کرد و نتیجه گرفت که در زندگی دنیا، هیچ شخصی حق طرح اختلاف، اعتراض به ستم یا دفاع از خود را ندارد.
در نساء ۴:۱۰۵، قرآن از داوری میان مردم به حق سخن میگوید.
در داستان داوود نیز دو طرف دعوا برای درخواست داوری حاضر میشوند.
بنابراین، نهی از ادامه مخاصمه در یک وضعیت مشخصِ حسابرسی، با حق دادخواهی و بررسی دعوا در زندگی دنیا یکسان نیست.
همچنین عبارت «وَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُمْ بِالْوَعِيدِ» نشان میدهد که موضوع هشدار پیشین در این سیاق اهمیت دارد.
نتیجه لغوی: خصومت در قیامت میتواند درباره ادعاها، پیرویها و مسئولیتهایی باشد که اشخاص در دنیا داشتهاند. اما خود ریشه «خ ص م» به معنای حسابرسی، عذاب یا اعتراف نیست؛ این مفاهیم از سیاق آیات شناخته میشوند.
۱۱. «الْمَلَإِ الْأَعْلَىٰ إِذْ يَخْتَصِمُونَ»؛ اختلاف در جمع بلندمرتبه
ص ۳۸:۶۹
متن آیه
مَا كَانَ لِيَ مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلَىٰ إِذْ يَخْتَصِمُونَ
ترجمه فارسی
من دانشی از جمع بلندمرتبه نداشتم، هنگامی که با یکدیگر اختلاف و مخاصمه میکردند.
بررسی کاربرد
در این آیه، «يَخْتَصِمُونَ» به جمعی مربوط شده که «الْمَلَإِ الْأَعْلَىٰ» نامیده شده است.
«ملأ» از ریشه مستقل «م ل أ» است و به جمع یا جماعتی شناختهشده اشاره دارد.
«الأعلى» نیز وصف این جمع است.
پس در سطح معنا، اختلاف یا مخاصمهای درباره این جماعت مطرح شده است.
اما خود «يختصمون» نام اشخاص، تعداد آنان یا موضوع دقیق اختلاف را تعیین نمیکند.
در آیات بعدی، موضوع آفرینش انسان، فرمان سجده و رفتار ابلیس مطرح میشود.
بنابراین، پیوند این عبارت با رویدادهای یادشده در ادامه سوره قابل بررسی است.
با این حال، نباید تنها از فعل «يختصمون» نتیجه گرفت که میان فرشتگان دشمنی شخصی، گناه یا نزاعی مانند اختلاف انسانها وجود داشته است.
آیا هر اختصام لزوما کشمکش ناشی از کینه است؟
خیر.
همانگونه که در آلعمران ۳:۴۴، اختلاف بر سر سرپرستی مریم مطرح شده است، در این آیه نیز اصل اختلاف و رویارویی گفتاری قابل شناسایی است.
اما کیفیت دقیق آن از خود فعل روشن نمیشود.
پس نباید حالت روانی یا اخلاقی طرفها را بدون شاهد مستقل تعیین کرد.
همچنین نباید برای توضیح این آیه، داستانهای بیرونی را بدون داوری انتقادی جایگزین متن قرآن کرد.
نتیجه لغوی: اختصام در ص ۳۸:۶۹ به اختلافی مربوط است که در سیاق «ملأ اعلی» مطرح شده است. تعیین ماهیت و جزئیات آن نیازمند بررسی مستقل آیات پیرامون است.
۱۲. خِصَام و خَصِمُون؛ مجادله و شدت خصومت در زخرف
زخرف ۴۳:۱۸
متن آیه
أَوَمَنْ يُنَشَّأُ فِي الْحِلْيَةِ وَهُوَ فِي الْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍ
ترجمه فارسی
آیا کسی که در زیور پرورش مییابد و در هنگام خصومت، بیان روشنی ندارد؟
بررسی کاربرد
«الْخِصَامِ» در این آیه به اختلاف و مخاصمه اشاره دارد.
عبارت «غَيْرُ مُبِينٍ» نیز توان یا وضعیت بیان روشن در هنگام خصومت را مطرح میکند.
از نظر لغوی، «خصام» به خود اختلاف و رویارویی گفتاری مربوط است؛ در حالی که «مبین» به روشن ساختن و بیان کردن ارتباط دارد.
بنابراین، این دو واژه مترادف نیستند.
ارتباط با سیاق دختران و نسبت دادن فرزند به خداوند
در آیات پیش از این عبارت، قرآن از کسانی سخن میگوید که برای خداوند دختران را نسبت میدهند، در حالی که خود از بشارت تولد دختر ناخشنود میشوند.
پس بحث اصلی درباره ناسازگاری و داوری دوگانه همین اشخاص در نسبت دادن فرزند به خداوند است.
در توضیحهای کهن، عبارت آیه بیشتر درباره دختران و زنان فهمیده شده است.
خوانش دیگری نیز آن را با بتهای آراستهشده به زیور مرتبط دانسته است.
این اختلاف نشان میدهد که تعیین مصداق «مَنْ يُنَشَّأُ فِي الْحِلْيَةِ» فقط از معنای ریشه «خ ص م» به دست نمیآید.
طبری؛ دو تفسیرِ مرجع وصف در زخرف ۴۳:۱۸
از سوی دیگر، نباید یک برداشت تاریخی درباره توان سخن گفتن زنان را به قانون قطعی درباره ناتوانی ذاتی تمام زنان در استدلال تبدیل کرد.
خود قرآن در مجادله ۵۸:۱، گفتوگوی فعال زنی را درباره حق خانوادگیاش نقل میکند و بر شنیده شدن سخن او تأکید دارد.
همچنین قرآن در داستان ملکه سبأ، از توان تصمیمگیری و رایزنی زنی در جایگاه فرمانروایی سخن میگوید.
بنابراین، از «فِي الْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍ» نمیتوان بدون بررسی سیاق و مرجع وصف، حکم عامی درباره تمام زنان استخراج کرد.
در مقاله حاضر، نتیجه لغوی روشن است: «خصام» به وضعیت رویارویی گفتاری اشاره دارد و «غیر مبین» وصفی مستقل درباره شیوه بیان در همان وضعیت است.
زخرف ۴۳:۵۸
متن آیه
وَقَالُوا أَآلِهَتُنَا خَيْرٌ أَمْ هُوَ مَا ضَرَبُوهُ لَكَ إِلَّا جَدَلًا بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ
ترجمه فارسی
و گفتند: «آیا معبودهای ما بهترند یا او؟» آنان این را برای تو جز از روی مجادله مطرح نکردند؛ بلکه گروهی سختستیزهجو هستند.
بررسی کاربرد
«خَصِمُونَ» جمع وصف «خَصِم» است.
این صورت میتواند بر اهل خصومت و شدت یا مهارت در مخاصمه دلالت کند.
در همان آیه، «جَدَلًا» نیز آمده است.
پس دو ریشه نزدیک در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند:
«ج د ل» و «خ ص م».
اما نباید آنها را مترادف کامل دانست.
«جدال» به فرایند رفتوبرگشت سخن و مجادله مربوط است؛ «خصم» در این سیاق، ویژگی گروهی را نشان میدهد که در مخالفت و مخاصمه سرسختاند.
بنابراین، آیه تنها از مطرح کردن یک پرسش سخن نمیگوید؛ بلکه نحوه طرح آن و ویژگی ستیزهجویانه گویندگان را نیز نقد میکند.
با این حال، نباید نتیجه گرفت که هر انسان اهل پرسش یا هر شخصی که از عقیده خود دفاع میکند، مصداق «قوم خصمون» است.
نتیجه لغوی: در زخرف، خصام به میدان رویارویی گفتاری اشاره دارد و خصمون وصف اشخاص اهل خصومت است. نکوهش از روش و سیاق آنان شناخته میشود؛ نه از وجود هرگونه بحث یا اختلاف.
۱۴. نکات صرفی و نحوی
تفاوت خَصْم و خَصِيم
«خصم» در زبان عربی میتواند نام طرف دعوا باشد و برای یک شخص یا مجموعهای از اشخاص به کار رود.
«خصيم» وصف کسی است که در مخاصمه وارد میشود یا از موضعی دفاع میکند.
این دو بسیار نزدیکاند، اما همیشه نقش یکسان ندارند.
در ص ۳۸:۲۱ و ص ۳۸:۲۲، «خصم» و «خصمان» درباره طرفهای یک دعوا هستند.
در نساء ۴:۱۰۵، «خصيما» به کسی اشاره دارد که از خیانتکاران دفاع میکند.
پس در مورد نخست جایگاه طرفهای اختلاف برجسته است؛ در مورد دوم، نقش دفاعی شخص در دعوا.
خَصِم و خَصِيم
«خَصِم» در صورت وصفی میتواند به کسی اشاره کند که شدیدا اهل مخاصمه است یا در آن مهارت دارد.
«خَصِيم» نیز به شخصی که مخاصمه میکند اشاره دارد.
در بعضی توضیحهای لغوی، میان توان و مهارت مخاصمه با عملِ مخاصمه کردن تفاوت گذاشته شده است.
اما این مرزبندی در همه کاربردهای عربی ثابت نیست.
بنابراین، نمیتوان تنها از وزن «فعيل» نتیجه گرفت که شخص همیشه اهل ستیزهجویی است یا حتما در هر دعوا پیروز میشود.
باب افتعال
در قرائت حفص، هشت کاربرد فعلی این ریشه از باب افتعال است.
«اِخْتَصَمُوا»، «يَخْتَصِمُونَ» و «تَخْتَصِمُونَ» نمونههای آن هستند.
این ساخت در سیاقهای موجود با مخاصمهٔ متقابل میان طرفها سازگار است.
اما از خود وزن نمیتوان نتیجه گرفت که طرفها از نظر دلیل، قدرت یا حقانیت برابرند.
باب افتعال، وقوع اختلاف یا مقابله را بیان میکند؛ ارزش موضع هر طرف مسئلهای مستقل است.
باب تفاعل
«تَخَاصُم» در ص ۳۸:۶۴ مصدر باب تفاعل است.
این صورت، خصومت متقابل میان اهل آتش را برجسته میکند.
اما نباید از آن نتیجه گرفت که همه افرادِ حاضر به یک اندازه مسئولند یا دقیقا سخنان یکسانی گفتهاند.
«يَخِصِّمُونَ» و ادغام
در یس ۳۶:۴۹، صورت «يَخِصِّمُونَ» در قرائت حفص، با ادغام تاء باب افتعال در صاد توضیح داده میشود.
بنابراین، صورت ظاهریِ کوتاهشده نباید موجب شمارش آن بهعنوان ریشه یا باب مستقلی شود.
همچنین اختلاف قرائتها در این واژه باید در بررسی تخصصی حفظ شود.
«خَصْمَانِ» با فعل جمع
در حج ۲۲:۱۹، «هَٰذَانِ خَصْمَانِ اخْتَصَمُوا» آمده است.
این ساخت نشان میدهد که دو طرف اختلاف ممکن است از چند شخص تشکیل شده باشند.
همچنین در داستان داوود، «الخصم» با فعل جمع و سپس «خصمان» آمده است.
پس در این دو سیاق، باید میان شمار طرفهای دعوا و شمار اشخاص حاضر تفاوت گذاشت.
۱۵. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
برای خَصْم، معادل پایه «طرف دعوا» است.
در ص ۳۸:۲۱، «نَبَأُ الْخَصْمِ» را میتوان «خبر طرفهای دعوا» ترجمه کرد؛ زیرا فعل جمعِ بعدی نشان میدهد که واژه میتواند به مجموعهای از اشخاص اشاره داشته باشد.
در ص ۳۸:۲۲، «خَصْمَانِ» به «دو طرف دعوا» نزدیک است.
در حج ۲۲:۱۹ نیز «هَٰذَانِ خَصْمَانِ» بهتر است «این دو طرف دعوا هستند» ترجمه شود، نه اینکه بدون بررسی به «این دو نفر» محدود گردد.
برای خَصِيم، «طرف مخاصمه»، «مدافع در دعوا» یا در سیاق مناسب «ستیزهگر» قابل استفاده است.
در نساء ۴:۱۰۵، «وَلَا تَكُنْ لِلْخَائِنِينَ خَصِيمًا» را میتوان «و به سود خیانتکاران، طرف دعوا و مدافع مباش» ترجمه کرد.
در نحل ۱۶:۴ و یس ۳۶:۷۷، «خَصِيمٌ مُبِينٌ» را میتوان «مخاصمهگری آشکار» یا «طرفی آشکار در احتجاج» ترجمه کرد. شرح جهت نکوهیدهٔ این وصف باید از سیاق انجام شود.
برای خِصَام، در تحلیل مصدری «خصومت»، «مخاصمه» و در صورت مناسب «کشمکش گفتاری» قابل استفادهاند؛ در تحلیل جمع، «طرفهای دعوا» مناسب است.
در بقره ۲:۲۰۴، «أَلَدُّ الْخِصَامِ» به «سختستیزهجوترینِ طرفهای خصومت» نزدیک است.
در زخرف ۴۳:۱۸، «فِي الْخِصَامِ» را میتوان «در هنگام خصومت» ترجمه کرد.
برای خَصِمُونَ، «اهل خصومت» یا «سختستیزهجو» مناسب است.
در زخرف ۴۳:۵۸، به سبب ارتباط با «جَدَلًا»، تعبیر «گروهی سختستیزهجو» معنای سیاقی را منتقل میکند.
برای فعل اِخْتَصَمَ، معادلهای «مخاصمه کردن»، «با یکدیگر اختلاف و نزاع داشتن» و در بعضی سیاقها «بر سر موضوعی به دعوا پرداختن» مناسباند.
در آلعمران ۳:۴۴، «يَخْتَصِمُونَ» به «با یکدیگر اختلاف و مخاصمه میکردند» نزدیک است.
در نمل ۲۷:۴۵، «فَرِيقَانِ يَخْتَصِمُونَ» به «دو گروه که با یکدیگر مخاصمه میکردند» ترجمه میشود.
در زمر ۳۹:۳۱، «تَخْتَصِمُونَ» را میتوان «با یکدیگر مخاصمه خواهید کرد» ترجمه کرد.
در ق ۵۰:۲۸، «لَا تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ» به «نزد من مخاصمه نکنید» نزدیک است.
برای تَخَاصُم در ص ۳۸:۶۴، «مخاصمهٔ متقابل» یا «کشمکش میان اهل آتش» مناسب است.
در همه موارد باید از این خطا پرهیز شود که خصومت خودکار به «دروغگویی»، «دشمنی شخصی»، «گناه»، «محکومیت» یا «حق داشتن» تبدیل گردد.
این ویژگیها باید از عبارتهای مستقل و سیاق شناخته شوند.
۱۶. جمعبندی نهایی
ریشه «خ ص م» در زبان عربی با اختلاف و رویارویی میان دو طرف بر سر ادعا، حق یا موضوعی مشخص ارتباط دارد.
در کاربردهای مادیِ کهن، نام کناره یا جانب بعضی اشیا نیز از همین خانواده ثبت شده است. اما در قرآن، تمام کاربردها در میدان اختلاف، خصومت و احتجاج قرار دارند.
این ریشه میتواند طرف دعوا را معرفی کند، عمل مخاصمه را بیان نماید، یا کسی را وصف کند که در اختلاف از موضعی دفاع میکند.
با این حال، وجود خصومت بهتنهایی نشان نمیدهد که کدام طرف حق دارد.
در آلعمران ۳:۴۴، اختلاف درباره سرپرستی مریم مطرح است.
در نمل ۲۷:۴۵، دو گروه از قوم ثمود با یکدیگر مخاصمه میکنند.
در داستان داوود، دو طرف دعوا برای داوری به حق حاضر میشوند.
در حج ۲۲:۱۹، دو طرف اختلاف درباره پروردگارشان مطرحاند.
در نساء ۴:۱۰۵، دفاع از خیانتکاران نکوهش شده است.
در نحل ۱۶:۴ و یس ۳۶:۷۷، توان یا رفتار آشکار انسان در احتجاج به تصویر کشیده میشود.
در بقره ۲:۲۰۴ و زخرف ۴۳:۵۸، خصومت با شدت ستیزهجویی و روش ناپسند همراه شده است.
در آیات مربوط به قیامت، اختلاف و مخاصمه درباره مسئولیتها و ادعاهای اشخاص نیز حضور دارد.
این کاربردها نشان میدهند که خصومت میتواند از مطالبه حقی واقعی آغاز شود یا وسیلهای برای انکار و دفاع از باطل باشد.
از سوی دیگر، خصومت و داوری یکسان نیستند.
در داستان داوود، طرفهای دعوا خواهان حکم به حق هستند. بنابراین، وظیفه داور با موضعگیری یکی از طرفها تفاوت دارد.
همچنین خصومت و جدال با یکدیگر نزدیکاند، اما مترادف کامل نیستند.
جدال بیشتر فرایند رفتوبرگشت سخن و استدلال را برجسته میکند؛ خصومت بیشتر بر قرار گرفتن اشخاص یا گروهها در برابر یکدیگر بر سر ادعا و حق تأکید دارد.
در آیات مربوط به قیامت نیز حشر، حسابرسی، داوری و مخاصمه میتوانند به یک رویداد بزرگ ارتباط داشته باشند، اما از نظر لغوی یکسان نیستند.
تعریف نهایی: «خ ص م» در کاربرد قرآنی به قرار گرفتن دو طرف در برابر یکدیگر بر سر ادعا، حق یا موضوعی مورد اختلاف، و به عمل مخاصمه و دفاع از موضع در این رویارویی اشاره دارد.
در این میدان، «خَصْم» طرف دعواست؛ «خَصِيم» شخصی است که در مخاصمه وارد میشود یا از موضعی دفاع میکند؛ «خِصَام» در کاربرد مصدری خود خصومت و کشمکش گفتاری است و در کاربرد جمع، طرفهای دعوا را بیان میکند؛ «اِخْتِصَام» وقوع مخاصمه میان طرفهاست؛ و «تَخَاصُم» بر صورت متقابل این کشمکش تأکید میکند.
برای فهم هر کاربرد، سه پرسش ضروری است: چه کسانی با یکدیگر اختلاف دارند، موضوع ادعا یا مطالبه آنان چیست، و هر طرف بر پایه چه دلیل و روشی از موضع خود دفاع میکند؟
این تمایزها مانع آن میشوند که حقخواهی با ستیزهجوییِ آگاهانه به باطل یکسان شمرده شود، یا توان غلبه در سخن، دلیل حقانیت واقعی فرد دانسته شود.
خصومت نام یک وضعیت رویارویی بر سر ادعاست؛ اما حق و باطل را حقیقت موضوع، شواهد و عدالت در داوری تعیین میکند، نه صرف حضور یا غلبهٔ یکی از طرفهای دعوا.