ریشهٔ ح ز ب
گرد آمدن و تشکیل گروه؛ همراهی و همپیمانی بر سر یک موضع؛ دستهبندی، ائتلاف و وابستگی گروهی
صورتهای قرآنی و لغوی
حِزبَ
مائده ۵:۵۶
الأَحزابِ
هود ۱۱:۱۷
الأَحزابِ
رعد ۱۳:۳۶
الحِزبَينِ
کهف ۱۸:۱۲
الأَحزابُ
مریم ۱۹:۳۷
حِزبٍ
مؤمنون ۲۳:۵۳
حِزبٍ
روم ۳۰:۳۲
الأَحزابَ
احزاب ۳۳:۲۰
الأَحزابُ
احزاب ۳۳:۲۰
الأَحزابَ
احزاب ۳۳:۲۲
حِزبَهُ
فاطر ۳۵:۶
الأَحزابِ
ص ۳۸:۱۱
الأَحزابُ
ص ۳۸:۱۳
وَالأَحزابُ
غافر ۴۰:۵
الأَحزابِ
غافر ۴۰:۳۰
الأَحزابُ
زخرف ۴۳:۶۵
حِزبُ
مجادله ۵۸:۱۹
حِزبَ
مجادله ۵۸:۱۹
حِزبُ
مجادله ۵۸:۲۲
حِزبَ
مجادله ۵۸:۲۲
حِزْب
صورت پایهٔ قرآنی
أَحْزَاب
صورت پایهٔ قرآنی
حَزَبَ ـ يَحْزُبُ
صورت لغوی؛ غیرقرآنی
حَزْب
صورت لغوی؛ غیرقرآنی
حَازِب
صورت لغوی؛ غیرقرآنی
حَزِيب
صورت لغوی؛ غیرقرآنی
حَوَازِب
صورت لغوی؛ غیرقرآنی
حَزَّبَ ـ يُحَزِّبُ
صورت لغوی؛ غیرقرآنی
تَحْزِيب
صورت لغوی؛ غیرقرآنی
تَحَزَّبَ
صورت لغوی؛ غیرقرآنی
تَحَزُّب
صورت لغوی؛ غیرقرآنی
حَازَبَ ـ يُحَازِبُ
صورت لغوی؛ غیرقرآنی
مُحَازَبَة
صورت لغوی؛ غیرقرآنی
تَحَازَبَ
صورت لغوی؛ غیرقرآنی
حِزْبِيّ
صورت لغوی؛ غیرقرآنی
حِزْبِيَّة
صورت لغوی؛ غیرقرآنی
حَزَابِي / حَزَابِيَة
صورت لغوی؛ غیرقرآنی
حِزْبَاء / حَزْبَاء
صورت لغوی؛ غیرقرآنی
حَيْزَبُون
صورت لغوی؛ غیرقرآنی
ریشهٔ «ح ز ب» در زبان عربی به گرد آمدن و تشکیل یک مجموعه مربوط است. «حِزْب» به گروهی از مردم گفته میشود که بر پایهٔ یک هدف، اندیشه، موضع یا رابطهٔ مشترک به یکدیگر پیوستهاند. جمع آن «أَحْزَاب» است. «تَحَزَّبَ الْقَوْمُ» یعنی مردم گروهبندی شدند یا در گروههایی گرد آمدند، و «حَازَبَ فُلَانًا» به همراهی و پشتیبانی از کسی در موضع او اشاره دارد.
در کاربردهای دیگر، «حِزْب» میتواند به بخش و سهم معینی از یک مجموعه نیز گفته شود. برای نمونه، «حِزْب» در زبان عربی برای سهم معینی از قرائت قرآن و «تحزیب» برای بخشبندی آن شناخته شده است. این کاربرد با تشکیل گروه انسانی تفاوت دارد؛ اما هر دو با جدا و مشخص شدن بخشی از یک مجموعه ارتباط دارند.
در عربی کهن، شاخههای دیگری از همین خانواده نیز ثبت شدهاند: «حَزَبَهُ الْأَمْرُ» به دشوار شدن و فشار آوردن یک وضعیت بر شخص مربوط است؛ «حَزَابِي» برای شخص یا حیوانی درشتاندام و کوتاهقامت آمده است؛ و «حِزْبَاء» در یکی از کاربردها به زمین سخت و ناهموار گفته میشود.
در قرآن، همهٔ کاربردهای این ریشه از اسم «حِزْب» و صورتهای مفرد، مثنا و جمع آن هستند. این واژه در زمینههای متفاوتی آمده است: گروههای دارای اختلاف دینی، ائتلافهای جنگی، امتهای پیشین، دو گروه در داستان اصحاب کهف، پیروان شیطان و کسانی که در وفاداری به خدا و رسول او قرار میگیرند.
از همین گستردگی روشن میشود که «حزب» در قرآن بهخودیخود عنوانی نیک یا بد نیست.
گاهی از «حِزْبُ اللَّهِ» سخن گفته میشود و گاهی از «حِزْبُ الشَّيْطَانِ». در جایی نیز از دو حزب سخن میرود که مسئلهشان اختلاف دربارهٔ مدت یک رویداد است، نه جنگ یا دشمنی.
بنابراین، هستهٔ معنایی «حزب» گرد آمدن و وابستگی گروهی است؛ اما درستی یا نادرستی آن وابستگی را موضوع، رفتار و جهتگیری گروه مشخص میکند.
۱. صورتها و مشتقهای ریشه
ریشهٔ «ح ز ب» از سه حرف حاء، زای و باء ساخته شده و از ریشههای صحیح سالم عربی است.
مهمترین صورتهای این خانواده عبارتاند از:
- حِزْب: گروه، دسته یا مجموعهای از افراد که بر پایهٔ موضع، هدف یا وابستگی مشترک گرد آمدهاند؛ در کاربردی دیگر، بخش و سهمی مشخص از یک مجموعه.
- أَحْزَاب: جمع «حِزْب»، به معنای گروهها و دستهها.
- حَزَبَ ـ يَحْزُبُ: در کاربردی کهن، امری به شخص رسید و بر او دشوار و سنگین شد.
- حَزْب: دشواری و فشار ناشی از پیش آمدن یک امر.
- حَازِب: کاری دشوار یا حادثهای که بر انسان فشار میآورد.
- حَزِيب: سخت و دشوار؛ بهویژه در وصف امر یا وضعیت.
- حَوَازِب: جمع «حَازِب»، در کاربرد مربوط به رویدادها و دشواریهای سنگین.
- حَزَّبَ ـ يُحَزِّبُ: اشخاص را گرد آورد، به گروههایی تقسیم کرد یا مجموعهای را بخشبندی نمود.
- تَحْزِيب: گروهبندی و تقسیم به حزبها؛ در کاربرد مربوط به متن، تقسیم آن به بخشهای مشخص.
- تَحَزَّبَ: در گروهی گرد آمد یا به دستهای پیوست.
- تَحَزُّب: گروهبندی و وابستگی گروهی.
- حَازَبَ ـ يُحَازِبُ: با کسی همراه و همموضع شد یا از او پشتیبانی کرد.
- مُحَازَبَة: همراهی و پشتیبانی گروهی.
- تَحَازَبَ: اشخاص با یکدیگر همپیمان شدند یا برای پشتیبانی از یک طرف گرد آمدند.
- حِزْبِيّ: منسوب به یک حزب یا گروه.
- حِزْبِيَّة: وابستگی گروهی؛ در کاربرد سیاسی و اجتماعی امروز، تحزب یا حزبگرایی.
- حَزَابِي / حَزَابِيَة: در کاربرد کهن، شخص یا حیوانی درشتساخت و نسبتاً کوتاهقامت.
- حِزْبَاء / حَزْبَاء: زمین سخت، ناهموار و دارای برجستگی.
- حَيْزَبُون: در کاربرد قدیمی، وصفی برای زن سالخورده؛ در بعضی کاربردها همراه با بار تحقیرآمیز.
این صورتها همگی در قرآن نیامدهاند.
در قرآن، تنها اسم «حِزْب» با صورتهای مختلف دیده میشود:
| صورت صرفی | شمار کاربرد | نمونه |
|---|---|---|
| مفرد «حِزْب» و صورتهای اعرابی یا ضمیری آن | ۸ | حِزْبُ اللَّهِ، حِزْبُ الشَّيْطَانِ، كُلُّ حِزْبٍ |
| مثنای «حِزْبَيْنِ» | ۱ | أَيُّ الْحِزْبَيْنِ |
| جمع «أَحْزَاب» | ۱۱ | الْأَحْزَابُ، مِنَ الْأَحْزَابِ |
| مجموع | ۲۰ | در ۱۷ آیه |
در مجادله ۵۸:۱۹، «حزب الشيطان» دو بار آمده است.
در مجادله ۵۸:۲۲ نیز «حزب الله» دو بار تکرار شده است.
در احزاب ۳۳:۲۰، واژهٔ «الأحزاب» دو بار در یک آیه آمده است.
این سه آیه سبب تفاوت میان شمار وقوعها و شمار آیات میشوند.
هیچ فعلی مانند «حَزَبَ»، «حَزَّبَ»، «حَازَبَ» یا «تَحَزَّبَ» در قرآن نیامده است.
همچنین «حِزْبِيَّة» به معنای حزبگرایی، اصطلاحی مربوط به تحول زبان و کاربردهای بعدی است؛ نه واژهای که در خود قرآن آمده باشد.
۲. هستهٔ معنایی و کاربرد در عربی کهن
گرد آمدن و تشکیل مجموعه
ابن فارس در مقاییس اللغة برای ریشهٔ «ح ز ب» یک اصل معنایی معرفی میکند:
أَصْلٌ وَاحِدٌ، وَهُوَ تَجَمُّعُ الشَّيْءِ
یعنی: «یک اصل دارد، و آن گرد آمدن چیزی است.»
او سپس «حِزْب» را به جماعتی از مردم مربوط میداند.
در کتاب العین نیز آمده است که «تَحَزَّبَ الْقَوْمُ» یعنی مردم گرد آمدند و «حَزَّبْتُ أَحْزَابًا» یعنی آنان را به گروههایی تقسیم یا گردآوری کردم.
این کاربرد، تصویر اصلی ریشه را روشن میکند.
ممکن است اشخاصی پراکنده باشند، اما بر پایهٔ یک هدف یا موضع مشترک، به مجموعهای تبدیل شوند.
چنین مجموعهای میتواند حزب نامیده شود.
اما تعداد دقیق افراد، اندازهٔ گروه و شکل سازماندهی آن از خود واژه معلوم نمیشود.
حزب ممکن است کوچک یا بزرگ باشد.
ممکن است ساختاری منظم داشته باشد یا تنها گروهی باشد که در موضوعی مشخص با یکدیگر همراه شدهاند.
همچنین، لازم نیست تمام اعضای آن در یک مکان حضور داشته باشند.
مقاییس اللغة و کتاب العین؛ گرد آمدن و تشکیل گروه
همراهی بر پایهٔ موضع مشترک
در لسان العرب، «حِزْبُ الرَّجُلِ» به دوستان، یاران و کسانی گفته شده است که در رأی یا امر او همراهاند.
این توضیح نشان میدهد که حزب تنها جمع شدن جسمانی چند نفر در یک مکان نیست.
ممکن است کسانی از نظر جغرافیایی از یکدیگر دور باشند، اما در باور، هدف یا رفتار با یکدیگر همراه شوند.
در چنین حالتی، پیوند گروهی از راه همموضعی برقرار میشود.
این معنا در فهم «حزب الله» و «حزب الشيطان» اهمیت دارد؛ زیرا قرآن برای این دو تعبیر، فهرست اعضای یک سازمان ثبتشده یا نشانی یک مرکز اداری ارائه نمیکند.
وابستگی مورد بحث با جهتگیری و رفتار اشخاص شناخته میشود.
از سوی دیگر، اشتراک رأی در یک موضوع لزوماً به معنای یکسان بودن تمام باورها و رفتارهای افراد نیست.
برای تعیین دامنهٔ یک حزب در هر جمله باید به موضوع مشخصِ همراهی توجه کرد.
شاهدی از شعر رُؤبه بن عجّاج
در «لسان العرب» و «تاج العروس»، این بیت به رُؤبه بن عجّاج نسبت داده شده است؛ در نقل بررسیشدهٔ «کتاب العین»، صورت دیگری از آن با انتساب به عجّاج آمده است:
لَقَدْ وَجَدْتُ مُصْعَبًا مُسْتَصْعَبًا
حِينَ رَمَى الْأَحْزَابَ وَالْمُحَزِّبَا
یعنی: «مصعب را سخت و سرکش یافتم، آنگاه که با گروهها و گردآورندگان گروهها رویاروی شد.»
در این بیت، «الأحزاب» به گروهها اشاره دارد و «المُحَزِّب» با عمل گرد آوردن و تشکیل گروه ارتباط دارد.
بنابراین، دو صورت از خانوادهٔ «ح ز ب» در یک شاهد آمدهاند: نام گروهها و عنوان کسی که به گردآوری گروهها مربوط است.
این شاهد نشان میدهد که واژه در عربی کلاسیک، در زمینهٔ گروهبندی و رویارویی اجتماعی یا سیاسی کاربرد داشته است.
اما رُؤبه بن عجّاج شاعر دورهٔ اسلامی، بهویژه دورهٔ اموی است؛ بنابراین، این بیت شاهد جاهلی نیست.
همچنین، در منابع ضبطهایی مانند «لَقَدْ وَجَدْتُ» و «لَقَدْ وَجَدْنَا» دیده میشود. اختلاف «حِينَ» و «حَتَّى» نیز در نقلها دیده میشود.
ازاینرو، تفاوت انتساب و اختلاف ضبط باید در پژوهش حفظ شود.
این شاهد برای شناخت کاربرد «أحزاب» در زبان عربی سودمند است، ولی نباید آن را سندی قطعی دربارهٔ تاریخ آغاز کاربرد واژه پیش از نزول قرآن معرفی کرد.
لسان العرب؛ شاهد منسوب به رؤبه و اختلاف با نقل کتاب العین
«حَازَبَ»؛ همراهی و پشتیبانی از دیگری
در أساس البلاغة، زمخشری مینویسد:
فُلَانٌ يُحَازِبُ فُلَانًا
یعنی شخصی از دیگری پشتیبانی و با او همراهی میکند.
در این کاربرد، موضوع اصلی تنها جمع شدن نیست؛ بلکه همراهی در موضع یا اقدام مطرح است.
ممکن است کسی از فردی در یک اختلاف دفاع کند یا برای تقویت موضع او به گروهش بپیوندد.
در چنین حالتی، وابستگی گروهی به حمایت عملی تبدیل میشود.
اما خودِ «محازبة» به معنای جنگیدن نیست.
ممکن است همراهی و حمایت در زمینهٔ سیاسی، اجتماعی یا شخصی رخ دهد، بیآنکه درگیری مسلحانه وجود داشته باشد.
پس نباید هر «حزب» را از نظر لغوی به سپاه جنگی محدود کرد.
«حِزْب» به معنای سهم و بخش
در لسان العرب، «حزب» علاوه بر جماعت، برای سهم و بخش معینی از یک مجموعه نیز آمده است.
برای نمونه:
أَعْطِنِي حِزْبِي مِنَ الْمَالِ
یعنی: «سهم مرا از مال بده.»
همچنین، «حزب» برای نوبت آب گرفتن و سهم مشخصی از قرائت به کار رفته است.
این کاربرد از نظر معنا با گروه انسانی متفاوت است.
در یک مورد، بخشی از مال یا متن مشخص میشود؛ در مورد دیگر، گروهی از افراد از مجموعهٔ بزرگتر شناخته میشوند.
میتوان هر دو را با مفهوم بخش و مجموعه توضیح داد.
اما نباید بدون شاهد تاریخی، ادعا کرد که معنای سهم حتماً پیش از معنای گروه وجود داشته یا برعکس.
«حزب قرآن»؛ بخشبندی متن
در زبان دینیِ دورههای بعد، «حزب» برای بخش مشخصی از قرآن به کار رفته است.
«تَحْزِيبُ الْقُرْآنِ» به تقسیم متن قرآن به بخشهایی برای خواندن و پیگیری برنامهٔ قرائت مربوط میشود.
در اصطلاح رایج امروز، قرآن به سی جزء و شصت حزب تقسیم میشود.
اما این تقسیمبندی، معنای واژهٔ «حزب» در آیات قرآن نیست.
در هیچیک از بیست کاربرد قرآنی، «حزب» بهعنوان نام یکی از شصت بخش مصحف به کار نرفته است.
بنابراین، باید میان تقسیمبندی آموزشی و قرائتیِ متن و کاربرد خود واژه در قرآن تفاوت گذاشت.
همچنین، از وجود اصطلاح «حزب قرآن» نمیتوان نتیجه گرفت که قرآن در خودِ آیات به تقسیم شدن به شصت حزب فرمان داده است.
«حَزَبَهُ الْأَمْرُ»؛ فشار و دشواری
در کتاب العین و لسان العرب، «حَزَبَهُ الْأَمْرُ» به معنای آن است که کاری دشوار بر شخص پیش آمد و او را تحت فشار قرار داد.
«أَمْرٌ حَازِبٌ» نیز به کار یا وضعیت دشوار گفته شده است.
در این کاربرد، موضوع دیگر گروه انسانی نیست؛ بلکه دشواری و فشاری است که بر شخص وارد میشود.
ابن فارس همهٔ خانواده را زیر اصل گرد آمدن بررسی کرده است.
میتوان از نظر معنایی چنین تصور کرد که دشواریها بر انسان گرد میآیند و او را تحت فشار قرار میدهند.
اما این توضیح، تاریخ قطعی پیدایش معنای دشواری را اثبات نمیکند.
از این رو، این شاخه باید بهعنوان کاربرد مستقلِ ثبتشده شناخته شود.
در قرآن، هیچیک از صورتهای «حَزَبَهُ الْأَمْرُ»، «حَازِب» یا «حَزِيب» نیامدهاند.
درشتی و تراکم در «حَزَابِي»
در منابع لغوی، «حَزَابِي» و «حَزَابِيَة» برای شخص یا حیوانی به کار رفتهاند که بدنی نسبتاً کوتاه و درشتساخت دارد. در این صورتها، یاء بدون تشدید است.
در لسان العرب، از امیة بن ابیعائذ هذلی این عبارت نقل شده است:
أَوْ أَصْحَمٍ حَامٍ جَرَامِيزَهُ
حَزَابِيَةٍ حَيْدَى بِالدِّحَالِ
در این تصویر، شاعر جانوری را با ویژگیهای بدنی و حرکت آن توصیف میکند. «حَزَابِيَة» به درشتی و تراکم ساخت بدن حیوان اشاره دارد.
این کاربرد با معنای گرد آمدن و فشردگی ارتباط تصویری دارد.
اما خودِ بیت دربارهٔ گروه سیاسی یا دینی نیست.
در برخی منابع شرححال، به نقل از مرزبانی، امیة بن ابیعائذ مخضرم معرفی شده است؛ یعنی جاهلیت را درک کرده و تا روزگار امویان زیسته است. زمان سرایش این بیت بهطور دقیق مشخص نیست.
بنابراین، نباید آن را بدون دلیل قطعی، شاهدی متعلق به پیش از قرآن معرفی کرد.
این شاهد نشان میدهد که خانوادهٔ «ح ز ب» در کاربردهای غیرگروهی نیز حضور داشته است.
خزانة الأدب؛ گزارش شرححال امیه به نقل از مرزبانی
«حِزْبَاء»؛ زمین سخت و ناهموار
در مقاییس اللغة و لسان العرب، «حِزْبَاء» برای زمین سخت، ناهموار و دارای برجستگی آمده است.
همچنین «حَزَابِي» برای بعضی زمینهای سخت و درشتساخت ثبت شده است.
در این کاربرد، تراکم و درهمفشردگی میتواند ویژگی قابل توجه باشد.
اما نباید از این شاخه نتیجه گرفت که «حزب» در قرآن به معنای سنگلاخ یا زمین سخت است.
خودِ قرآن در همهٔ کاربردهای «حزب» و «أحزاب» دربارهٔ گروهها و دستههای انسانی سخن میگوید.
پس شاخههای مربوط به زمین و شکل بدن، برای شناخت خانوادهٔ لغوی اهمیت دارند، ولی در ترجمهٔ آیات به کار نمیروند.
لسان العرب و تاج العروس؛ حَزَابِي بدون تشدید یاء و دیگر شاخهها
۳. گروهها و اختلافها در کاربردهای قرآنی
کهف ۱۸:۱۲ ـ دو گروه، نه لزوماً دو فرقهٔ دینی
متن آیه:
ثُمَّ بَعَثْنَاهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصَىٰ لِمَا لَبِثُوا أَمَدًا
برگردان پیشنهادی این پژوهش:
«سپس آنان را برانگیختیم تا بدانیم کدامیک از دو گروه، مدت ماندنشان را دقیقتر به شمار آورده است.»
در این آیه، «الْحِزْبَيْنِ» صورت مثنای «حزب» است.
مقصود دو گروه است.
موضوع تفاوت آنان، سنجش مدت ماندن اصحاب کهف است.
اما خودِ آیه هویت دقیق این دو گروه را بهصراحت نام نمیبرد.
در تفسیرهای قدیمی، دربارهٔ اینکه این دو گروه از خود اصحاب کهف بودهاند یا شامل گروههای دیگری در ارتباط با آنان میشدهاند، نظرهای متفاوتی وجود دارد.
از نظر ریشهشناسی، نکتهٔ روشنتر آن است که «حزب» در این آیه الزاماً به فرقهٔ مذهبی، حزب سیاسی یا سپاه جنگی اشاره ندارد.
دو گروه ممکن است در یک مسئلهٔ مشخص، مانند محاسبهٔ مدت زمان، از یکدیگر متمایز باشند.
بنابراین، نمیتوان از خود واژه نتیجه گرفت که دو گروه با یکدیگر دشمن بودهاند.
این کاربرد یکی از شواهد مهم برای گستردگی معنای «حزب» در قرآن است.
طبری؛ دو گروه و اختلاف نظر در تعیین آنان
مؤمنون ۲۳:۵۳ ـ جدا کردن امر مشترک به گروهها
متن آیه:
فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ زُبُرًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ
برگردان پیشنهادی این پژوهش:
«پس امر خود را میان خویش به بخشهایی پراکنده کردند؛ هر گروه به آنچه نزد خود دارد دلخوش است.»
در این آیه، «حِزْبٍ» به گروه یا دسته اشاره دارد.
اما برای فهم جهت این گروهبندی، جملهٔ پیشین اهمیت دارد:
فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ زُبُرًا
در اینجا، از پارهپاره شدن امر مشترک سخن میرود.
بنابراین، گروهها در نتیجهٔ جدایی و اختلاف بر سر امری که باید پیوند آن حفظ میشد، معرفی شدهاند.
پس نکوهش آیه تنها به وجود چند گروه انسانی مربوط نیست؛ بلکه با پراکنده کردن امر مشترک و دلخوشی هر گروه به آنچه نزد خود دارد پیوند یافته است.
«كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ»
در این عبارت، «كُلُّ حِزْبٍ» از نظر صورت مفرد است.
اما «لَدَيْهِمْ» و «فَرِحُونَ» با ضمیر و وصف جمع آمدهاند.
این تفاوت از نظر دستور عربی طبیعی است؛ زیرا «حزب» از نظر لفظ مفرد، ولی از نظر معنا مجموعهای از اشخاص است.
بنابراین، جمله دربارهٔ افراد هر گروه سخن میگوید.
نکتهٔ دیگر، معنای «فَرِحُونَ» است.
این واژه از ریشهٔ «ف ر ح» به شادی و خوشحالی مربوط است.
در این سیاق، گروهها به آنچه نزد خود دارند دلخوش و خرسند شدهاند.
اما خودِ «حزب» به معنای خودپسندی یا شادی نیست.
این ویژگی از «فَرِحُونَ» شناخته میشود.
پس نباید در تعریف کوتاه ریشه نوشت: «حزب یعنی گروهی که همیشه خود را برحق میداند.»
خودپسندیِ گروهی ممکن است در این سیاق مطرح باشد، ولی جزء ثابت معنای لغوی «حزب» نیست.
روم ۳۰:۳۲ ـ گروهبندی در دین
متن آیه:
مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ
برگردان پیشنهادی این پژوهش:
«از کسانی که دین خود را پراکنده کردند و دستهدسته شدند؛ هر گروه به آنچه نزد خود دارد دلخوش است.»
در این آیه نیز همان عبارت پایانی مؤمنون ۲۳:۵۳ آمده است.
اما آغاز جمله بهروشنی موضوع گروهبندی را مشخص میکند:
فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا
سخن از کسانی است که دین خود را پراکنده کرده و به گروههایی جدا تبدیل شدهاند.
بنابراین، نکوهش آیه در رابطه با تفرقه در دین است.
اما در خودِ واژهٔ «حزب»، معنای «پارهپاره کردن دین» وجود ندارد.
این معنا از «فَرَّقُوا» و «شِيَعًا» به دست میآید.
این تفاوت برای پژوهش ریشه ضروری است.
آیا قرآن هر نوع گروه و جماعت را نکوهش میکند؟
از این دو آیه چنین نتیجهای به دست نمیآید.
اگر «حزب» ذاتاً نام گروهی نادرست بود، کاربرد «حزب الله» در مائده ۵:۵۶ و مجادله ۵۸:۲۲ قابل توضیح نبود.
همچنین، در کهف ۱۸:۱۲ دو گروه بدون داوری اخلاقی مستقیم دربارهٔ خودِ گروهبودن معرفی شدهاند.
پس باید میان گروهبودن و فرقهگراییِ نکوهیده تفاوت گذاشت.
در مؤمنون و روم، موضوع تفرقه در دین و دلخوشی گروهها به داشتههای خود است.
اما همکاری اشخاص برای انجام کاری درست، تعلیم، خدمت اجتماعی یا دفاع از حق، بهخودیخود همان تفرقهٔ نکوهیده نیست.
درستی یا نادرستی گروه به هدف، رفتار و نسبت آن با حق و عدالت وابسته است.
۴. «أَحْزَاب»؛ گروهها، ائتلافها و امتهای پیشین
احزاب ۳۳:۲۰ ـ ائتلاف نیروهای مهاجم
متن آیه:
يَحْسَبُونَ الْأَحْزَابَ لَمْ يَذْهَبُوا وَإِنْ يَأْتِ الْأَحْزَابُ يَوَدُّوا لَوْ أَنَّهُمْ بَادُونَ فِي الْأَعْرَابِ يَسْأَلُونَ عَنْ أَنْبَائِكُمْ وَلَوْ كَانُوا فِيكُمْ مَا قَاتَلُوا إِلَّا قَلِيلًا
برگردان پیشنهادی این پژوهش:
«میپندارند گروههای همپیمان هنوز نرفتهاند؛ و اگر آن گروهها بازآیند، دوست دارند در میان بادیهنشینان باشند و تنها از خبرهای شما بپرسند؛ و اگر در میان شما بودند، جز اندکی نمیجنگیدند.»
در این آیه، اسم «أحزاب» دو بار آمده است: نخست منصوب، «الْأَحْزَابَ»، و بار دوم مرفوع، «الْأَحْزَابُ».
سیاق سوره دربارهٔ رویارویی جنگی با نیروهای مخالف است.
بنابراین، «أحزاب» در اینجا به گروههایی اشاره دارد که برای مقابله با مؤمنان با یکدیگر همراه شدهاند.
در چنین سیاقی، «گروههای همپیمان» یا «ائتلاف نیروهای مهاجم» ترجمهٔ مناسبی است.
اما باید دقت کرد که معنای «ائتلاف مهاجم» از مجموعهٔ سیاق به دست میآید.
خودِ «أحزاب» در عربی تنها به معنای سپاه جنگی نیست.
احزاب ۳۳:۲۲ ـ واکنش مؤمنان به ائتلاف دشمن
متن آیه:
وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَٰذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا
برگردان پیشنهادی این پژوهش:
«و هنگامی که مؤمنان گروههای همپیمان را دیدند، گفتند: این همان چیزی است که آن معبود یگانه و رسولش به ما وعده داده بودند؛ و آن معبود یگانه و رسولش راست گفتند. و این جز بر ایمان و تسلیم آنان نیفزود.»
در این آیه نیز «الْأَحْزَابَ» به همان نیروهای همپیمان در رویارویی جنگی مربوط است.
اما واکنش مؤمنان با واکنش گروهی که در احزاب ۳۳:۲۰ توصیف شده بود تفاوت دارد.
در احزاب ۳۳:۲۰، ترس و میل به دور ماندن از میدان خطر برجسته است.
در احزاب ۳۳:۲۲، پایداری و اعتماد مؤمنان بیان میشود.
این تفاوت از نظر سیاق اهمیت دارد.
اما معنای «أحزاب» در هر دو آیه یکی است: گروههای همپیمانِ حاضر در رویارویی.
در نتیجه، نباید معنای واژه را بر پایهٔ واکنش متفاوت اشخاص تغییر داد.
آیا «احزاب» همیشه به جنگ خندق اشاره دارد؟
خیر.
در سنت تاریخی اسلامی، «یوم الأحزاب» به جنگ خندق نیز گفته شده است.
این نامگذاری با آیات سورهٔ احزاب ارتباط دارد.
اما در قرآن، «أحزاب» در آیات دیگری نیز آمده است که دربارهٔ جنگ خندق نیستند.
برای نمونه، در غافر ۴۰:۳۰، تعبیر «يَوْمِ الْأَحْزَابِ» در سخن مرد مؤمنی از قوم فرعون آمده است.
بنابراین، نباید هرجا قرآن «الأحزاب» میگوید، آن را نام خاص جنگ خندق دانست.
غافر ۴۰:۳۰ ـ گروههای پیشین
متن آیه:
وَقَالَ الَّذِي آمَنَ يَا قَوْمِ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ مِثْلَ يَوْمِ الْأَحْزَابِ
برگردان پیشنهادی این پژوهش:
«و آن مردی که ایمان آورده بود گفت: ای قوم من، بر شما از سرانجامی مانند روز گروههای پیشین بیم دارم.»
در اینجا، «الأحزاب» به گروههای پیشین مربوط است.
غافر ۴۰:۳۱ از قوم نوح، عاد، ثمود و گروههایی پس از آنان سخن میگوید.
بنابراین، خودِ سیاق نشان میدهد که این «أحزاب» همان ائتلاف جنگیِ سورهٔ احزاب نیستند.
در این کاربرد، گروههای تاریخیای مطرحاند که در برابر پیامبران موضع گرفتهاند.
نکتهٔ مهم این است که آنان لزوماً در یک زمان و در یک میدان جنگ گرد نیامده بودند.
ممکن است امتهایی در دورههای متفاوت از نظر رفتار و موضع با یکدیگر شباهت داشته باشند و از این جهت «احزاب» نامیده شوند.
پس اشتراک موضع و کردار میتواند برای کاربرد واژه کافی باشد؛ حضور همزمان و سازمانیافتگیِ همهٔ گروهها شرط همیشگی نیست.
ص ۳۸:۱۱، ص ۳۸:۱۲ و ص ۳۸:۱۳ ـ گروهها و سرانجام تاریخی آنان
در ص ۳۸:۱۱، از گروهی شکستخورده در میان «الأحزاب» سخن رفته است.
در ص ۳۸:۱۲، قوم نوح، عاد و فرعون یاد شدهاند.
در ص ۳۸:۱۳ نیز ثمود، قوم لوط و اصحاب ایکه معرفی میشوند و سپس آمده است:
أُولَٰئِكَ الْأَحْزَابُ
در این کاربرد، «أحزاب» به گروههای تاریخیِ متفاوت اشاره دارد.
پس واژه تنها نام یک ائتلاف همزمان نیست.
همچنین، نمیتوان از آن نتیجه گرفت که تمام این امتها، با وجود فاصلهٔ تاریخی، یک سازمان مشترک داشتهاند.
در اینجا، شباهت موضع آنان در برابر پیامبران، زمینهٔ گرد آمدنشان زیر یک عنوان مشترک است.
غافر ۴۰:۵ ـ گروههای پس از نوح
در غافر ۴۰:۵، از تکذیب قوم نوح و گروههایی پس از آنان سخن رفته است.
در ادامه، تلاش امتها برای گرفتار کردن رسولانشان یاد میشود.
بنابراین، «الأحزاب» در این آیه به گروههایی از امتهای پیشین اشاره دارد که با پیامبران خود رویارویی داشتهاند.
در اینجا نیز معنای گروه و دسته حفظ میشود.
اما نوع مخالفت آنان از افعال و سیاق جمله شناخته میشود؛ نه از خودِ اسم «أحزاب».
۵. احزاب در اختلافهای دینی و فکری
مریم ۱۹:۳۷ و زخرف ۴۳:۶۵
در مریم ۱۹:۳۷ و زخرف ۴۳:۶۵، عبارت «فَاخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ مِنْ بَيْنِهِمْ» آمده است.
در هر دو سیاق، سخن با موضوع عیسی ارتباط دارد.
«أحزاب» در اینجا به گروههایی اشاره دارد که دربارهٔ موضوع مورد بحث اختلاف پیدا کردهاند.
اما خودِ «أحزاب» به معنای «اختلاف» نیست.
اختلاف از فعل «اخْتَلَفَ» بیان میشود.
«أحزاب» گروههایی هستند که میان آنان اختلاف رخ داده است.
این تفکیک برای ترجمه اهمیت دارد.
اگر «أحزاب» به «اختلافات» ترجمه شود، نقش فاعل جمله از میان میرود.
همچنین، از این آیات نمیتوان نتیجه گرفت که تمام پیروان عیسی در همهٔ زمانها یک موضع یا سرانجام یکسان دارند.
آیات دربارهٔ گروهها و اختلافهای مشخص سخن میگویند و داوری دربارهٔ کردار و باورها باید با شواهد مربوط انجام شود.
هود ۱۱:۱۷ و رعد ۱۳:۳۶
در هود ۱۱:۱۷، از کسانی در میان «الأحزاب» سخن رفته است که به پیام مورد بحث کفر میورزند.
در رعد ۱۳:۳۶ نیز آمده است که از میان گروهها کسانی بخشی از آنچه نازل شده را انکار میکنند.
این کاربردها نشان میدهند که «أحزاب» میتواند گروههای دارای موضع فکری یا دینی را معرفی کند.
اما خودِ واژه مشخص نمیکند که آن گروهها از نظر عقیده چه میگویند.
کفر یا انکار از افعال همراه آنها شناخته میشود.
بنابراین، در ترجمهٔ پایه، «گروهها» مناسب است و توضیح دربارهٔ موضع آنان باید از خودِ جمله گرفته شود.
۶. «حِزْبُ اللَّهِ» و «حِزْبُ الشَّيْطَانِ»
مائده ۵:۵۶ ـ حزب خدا و مسئلهٔ وفاداری
متن آیه:
وَمَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ
برگردان پیشنهادی این پژوهش:
«و هرکس آن معبود یگانه و رسول او و کسانی را که ایمان آوردهاند به سرپرستی و همراهی بگیرد، پس بیگمان گروه آن معبود یگانه همان پیروزاناند.»
در این آیه، «حِزْبَ اللَّهِ» آمده است.
اما آیه با نامگذاری یک حزب آغاز نمیشود.
ابتدا از «يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا» سخن میگوید.
بنابراین، رابطهٔ وفاداری و همراهی، زمینهٔ معرفی حزب خداست.
«يَتَوَلَّ» از ریشهٔ «و ل ي» است و باید با کاربردهای همان خانواده بررسی شود.
از خودِ «حزب» نمیتوان معنای کامل ولایت، سرپرستی یا همراهی را استخراج کرد.
آنچه روشن است، ارتباط میان وابستگی به خدا و رسول و مؤمنان با تعبیر «حزب الله» است.
آیا «حزب الله» نام یک سازمان سیاسی مشخص است؟
خودِ آیه چنین نامگذاریای انجام نمیدهد.
در متن قرآن، نشانی، ساختار اداری، نام رهبر حزبی، شیوهٔ ثبت عضویت یا مرزهای سیاسیِ یک سازمان به نام «حزب الله» معرفی نشده است.
«حزب الله» ترکیبی است که گروه یا مجموعهٔ وابسته به خدا را بیان میکند.
در زبان امروز، ممکن است سازمانهایی با نام «حزبالله» وجود داشته باشند.
اما انتخاب این نام، بهتنهایی اثبات نمیکند که آن سازمان مصداق قطعی و انحصاریِ «حزب الله» در قرآن است.
چنین ادعایی باید با معیارهای خودِ قرآن سنجیده شود.
همچنین، از عنوان قرآنی نمیتوان حق فرمانروایی یا مصونیت از نقد برای هر گروهی که این نام را بر خود گذاشته است نتیجه گرفت.
مجادله ۵۸:۲۲ ـ ویژگیهای حزب خدا
متن آیه:
لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَٰئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَٰئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
برگردان پیشنهادی این پژوهش:
«گروهی را که به آن معبود یگانه و روز آخرت ایمان دارند نمییابی که با کسانی که با آن معبود یگانه و رسول او به مخالفت برخاستهاند، دوستی و وفاداری برقرار کنند؛ هرچند پدران، فرزندان، برادران یا خویشاوندانشان باشند. آنان کسانیاند که آن معبود یگانه ایمان را در دلهایشان ثبت کرده و با روحی از سوی خود یاریشان داده است؛ و آنان را به باغهایی وارد میکند که از زیر آنها نهرها جاری است و در آنها ماندگارند. آن معبود یگانه از آنان خشنود است و آنان از او خشنودند. آنان حزب آن معبود یگانه هستند؛ آگاه باشید که حزب آن معبود یگانه همان رستگاراناند.»
در این آیه، «حزب الله» دو بار آمده است: نخست «حِزْبُ اللَّهِ» و سپس، پس از «إِنَّ»، «حِزْبَ اللَّهِ».
اما پیش از این نامگذاری، ویژگیهایی بیان شدهاند.
نخست، ایمان به خدا و روز آخرت.
دوم، وفادار نبودن به کسانی که با خدا و رسول او به مخالفت برخاستهاند، حتی اگر از نزدیکان باشند.
سوم، استواری ایمان و یاری الهی.
چهارم، خشنودی متقابل خداوند و آنان.
بنابراین، حزب خدا در این آیه با اوصاف و رابطهٔ وفاداری معرفی شده است؛ نه با یک نام ظاهری.
«حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ» و مرز وفاداری
در این آیه، فعل «حَادَّ» از ریشهٔ «ح د د» آمده است.
این فعل به مخالفت و رویارویی مربوط است.
پس موضوع، کسانیاند که در برابر خدا و رسول او موضع مخالفانه گرفتهاند.
اما «حَادَّ» نام هر شخصی نیست که از نظر دینی با فرد مؤمن اختلاف دارد.
برای تعیین دامنهٔ مخالفت مورد بحث، باید سیاق و کاربردهای دیگر این ریشه بررسی شود.
همچنین، آیه دربارهٔ «يُوَادُّونَ» سخن میگوید؛ یعنی رابطهٔ محبت و وفاداری با کسانی که در موضع مخالفت قرار گرفتهاند.
این موضوع را نباید بدون دلیل به نفی همهٔ حقوق انسانی، عدالت یا رفتار شایسته با خویشاوندان تبدیل کرد.
در لقمان ۳۱:۱۵، قرآن حتی دربارهٔ پدر و مادری که فرزند را به شرک وامیدارند، از همراهی شایسته با آنان در دنیا سخن میگوید.
در ممتحنه ۶۰:۸ نیز نیکی و عدالت نسبت به کسانی که به سبب دین با مؤمنان نجنگیده و آنان را از خانههایشان بیرون نکردهاند، نفی نشده است.
بنابراین، باید میان وفاداری به موضع مخالف حق و رعایت حقوق انسانها تفاوت گذاشت.
از معنای «حزب الله» نمیتوان مجوز بیعدالتی در حق دیگران استخراج کرد.
پیروزی و رستگاری حزب خدا
در مائده ۵:۵۶، حزب خدا «الْغَالِبُونَ» معرفی شده است.
در مجادله ۵۸:۲۲، «الْمُفْلِحُونَ» آمده است.
این دو تعبیر از دو خانوادهٔ متفاوتاند.
«غَلَبَ» به چیره شدن و پیروزی مربوط است.
«فَلَحَ» به رستگاری و کامیابی اشاره دارد.
بنابراین، نباید هر دو را بدون بررسی به یک معنای محدود، مانند پیروزی نظامی در هر نبرد، تبدیل کرد.
از خودِ «حزب» نیز نمیتوان نتیجه گرفت که هر گروهِ مدعی وابستگی به خدا، در هر زمان و در هر رقابت سیاسی یا جنگی حتماً پیروز خواهد شد.
آیات دربارهٔ گروهی با ویژگیهای مشخص سخن میگویند.
پس عنوان و نتیجهٔ بیانشده باید در نسبت با همان ویژگیها فهمیده شوند.
فاطر ۳۵:۶ ـ حزب شیطان و دعوت او
متن آیه:
إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا إِنَّمَا يَدْعُو حِزْبَهُ لِيَكُونُوا مِنْ أَصْحَابِ السَّعِيرِ
برگردان پیشنهادی این پژوهش:
«بیگمان شیطان دشمن شماست؛ پس او را دشمن بدانید. او تنها گروه خود را فرا میخواند تا از اهل آتش سوزان باشند.»
در این آیه، «حِزْبَهُ» از «حزب» و ضمیر متصل «هُ» ساخته شده است.
ضمیر به شیطان بازمیگردد.
بنابراین، عبارت به گروه یا پیروان شیطان اشاره دارد.
اما نکتهٔ مهم، فعل «يَدْعُو» است.
شیطان گروه خود را دعوت میکند.
از همین ساخت روشن میشود که موضوع، رابطهٔ دعوت و پیروی است.
در خودِ این آیه، نام یک سازمان انسانی با ثبت رسمی یا نشانهٔ ظاهری مشخص بیان نشده است.
مجادله ۵۸:۱۹ ـ حزب شیطان و فراموشی یاد خدا
متن آیه:
اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطَانُ فَأَنْسَاهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُولَٰئِكَ حِزْبُ الشَّيْطَانِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُونَ
برگردان پیشنهادی این پژوهش:
«شیطان بر آنان چیره شده و یاد آن معبود یگانه را از خاطرشان برده است؛ آنان گروه شیطاناند. آگاه باشید که گروه شیطان همان زیانکاراناند.»
در این آیه، «حزب الشيطان» دو بار آمده است: نخست «حِزْبُ الشَّيْطَانِ» و سپس «حِزْبَ الشَّيْطَانِ».
اما پیش از این نامگذاری، وضع اشخاص توصیف شده است:
اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطَانُ فَأَنْسَاهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ
بنابراین، حزب شیطان در این سیاق با چیرگی شیطان و فراموشی یاد خدا ارتباط دارد.
در آیات پیشین نیز از رفتارهایی مانند سوگند دروغ و استفاده از سوگند برای بازداشتن دیگران از راه خدا سخن رفته است.
پس موضوع تنها داشتن نام یا هویت اجتماعی مشخص نیست.
رفتار و جهتگیری اشخاص، زمینهٔ معرفی آنان بهعنوان حزب شیطان است.
آیا «حزب شیطان» نام هر مخالف مذهبی است؟
خودِ آیه چنین قاعدهای ارائه نمیکند.
ممکن است اشخاص یا گروههای مختلف دربارهٔ فهم یک آیه اختلاف نظر داشته باشند.
صرف وجود اختلاف، بهتنهایی ثابت نمیکند که یکی حزب خدا و دیگری حزب شیطان است.
در مجادله ۵۸:۱۹، ویژگیهایی مانند چیرگی شیطان و فراموشی یاد خدا مطرحاند.
در مجادله ۵۸:۲۲ نیز برای حزب خدا ویژگیهایی معرفی شدهاند.
بنابراین، نسبت دادن عنوان «حزب شیطان» به افراد مشخص، تنها بر پایهٔ مخالفت آنان با یک عالم، مذهب، حزب سیاسی یا رهبر انسانی، از معنای خودِ ریشه به دست نمیآید.
چنین داوریای نیازمند دلیل روشن دربارهٔ رفتار و موضع اشخاص است.
۸. چالشهای فهم و تحول معنایی
آیا «حزب» در قرآن همان حزب سیاسی امروز است؟
خیر، نه بهصورت انحصاری.
حزب سیاسی در زبان امروز معمولاً سازمانی است که اعضا، هدفهای سیاسی، برنامه و ساختار مشخصی دارد و برای اثرگذاری بر قدرت یا ادارهٔ جامعه فعالیت میکند.
اما «حزب» در قرآن میتواند دو گروه در یک اختلاف، گروههای تاریخی، ائتلاف نیروهای مهاجم یا مجموعهای از پیروان یک جهتگیری باشد.
بنابراین، معنای قرآنی گستردهتر از نهاد سیاسی امروز است.
بااینحال، کاربرد امروزی حزب سیاسی با معنای گروه و همپیمانی بیارتباط نیست؛ یکی از توسعههای اجتماعی همان میدان معنایی به شمار میرود.
آیا نام یک حزب، حقانیت آن را تعیین میکند؟
خیر.
در قرآن، «حزب الله» با ویژگیهای اشخاص و رابطهٔ آنان با خدا و رسول معرفی شده است.
پس انتخاب نامی دینی، بهتنهایی معیار حقانیت نیست.
گروهی ممکن است خود را حزب خدا بنامد، اما رفتار آن با عدالت، صداقت و فرمانهای روشن قرآن سازگار نباشد.
در مقابل، ممکن است اشخاصی بدون داشتن عنوان رسمیِ حزب، در رفتار و وفاداری خود به حق نزدیک باشند.
بنابراین، نام و ادعا باید از واقعیت کردار جدا سنجیده شوند.
آیا فرقهگرایی با هر نوع سازمانیافتگی یکسان است؟
خیر.
در مؤمنون ۲۳:۵۳ و روم ۳۰:۳۲، پراکنده شدن دین و دلخوشی هر گروه به داشتههای خود نکوهش شده است.
اما قرآن در مائده ۵:۵۶ و مجادله ۵۸:۲۲ از حزب خدا سخن میگوید.
همچنین، آیات بسیاری از همکاری، مشورت، وفای به عهد و انجام کار نیک حمایت میکنند.
بنابراین، نمیتوان اصل همکاری و تشکیل گروه را به سبب نکوهش فرقهگرایی ممنوع دانست.
مسئلهٔ اصلی آن است که وابستگی گروهی جای حق و عدالت را نگیرد.
آیا وابستگی حزبی میتواند مانع شناخت حق شود؟
بله؛ چنین خطری از نظر تجربهٔ انسانی قابل فهم است.
وقتی شخص حقیقت را تنها با نام گروه خود بسنجد، ممکن است خطای آن گروه را نبیند یا سخن درستِ دیگران را رد کند.
در روم ۳۰:۳۲، دلخوشی هر حزب به آنچه نزد خود دارد در سیاق پراکندگی دین آمده است.
این تصویر با خطر جانبداریِ بیدلیل ارتباط دارد.
اما باید میان استفاده از آیه برای تأمل در رفتار انسان و ادعای قطعی دربارهٔ همهٔ اعضای یک گروه تفاوت گذاشت.
از خودِ آیه نمیتوان نتیجه گرفت که هر فرد وابسته به هر گروه، لزوماً متعصب یا ناتوان از شناخت حق است.
رفتار و داوری اشخاص باید با دلیل سنجیده شود.
آیا «حزب الله» و «حزب الشيطان» دو سازمان با عضویت رسمیاند؟
خودِ آیات چنین ساختاری را معرفی نمیکنند.
در مجادله ۵۸:۱۹، چیرگی شیطان و فراموشی یاد خدا مطرح است.
در مجادله ۵۸:۲۲، ایمان و وفاداری به خدا و رسول، در برابر مخالفت با آنان، مطرح شده است.
بنابراین، این دو تعبیر به دو جهتگیری متفاوت اشاره دارند.
اما از خودِ واژهٔ حزب نمیتوان نظام ثبتنام، عضویت، اخراج یا فرماندهی سازمانی استخراج کرد.
همچنین، تعیین وضعیت نهایی یک شخص از روی نام و عنوان گروهی که در آن حضور دارد، بدون شناخت باور و رفتار او، داوری مستدلی نیست.
آیا «أحزاب» در همهٔ آیات گروههای همزمان هستند؟
خیر.
در احزاب ۳۳:۲۰ و احزاب ۳۳:۲۲، گروههای همپیمان در یک رویارویی مشخص حضور دارند.
اما در غافر ۴۰:۳۰ و ص ۳۸:۱۳، گروههای تاریخیِ دورههای متفاوت مطرحاند.
پس لازم نیست تمام احزاب در یک زمان و مکان گرد آمده باشند.
وجه مشترک آنان ممکن است شباهت موضع یا رفتار باشد.
این تفاوت یکی از مهمترین نکات برای جلوگیری از محدود شدن معنای واژه به ائتلاف نظامی است.
۹. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
برای «حِزْب» در کاربرد عمومی، «گروه» یا «دسته» مناسب است.
«حزب» نیز در فارسی شناختهشده است، اما ممکن است ذهن خواننده را بیدرنگ به سازمان سیاسی امروز ببرد.
ازاینرو، در مواردی که موضوع صرفاً گروه انسانی است، «گروه» میتواند طبیعیتر باشد.
برای «الْحِزْبَيْنِ» در کهف ۱۸:۱۲، «دو گروه» مناسب است.
برای «كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ» در مؤمنون ۲۳:۵۳ و روم ۳۰:۳۲، «هر گروه به آنچه نزد خود دارد دلخوش است» مناسب است.
برای «الْأَحْزَاب» در احزاب ۳۳:۲۰ و احزاب ۳۳:۲۲، «گروههای همپیمان» یا «نیروهای همپیمان» مناسب است.
برای «الْأَحْزَاب» در غافر ۴۰:۳۰ و ص ۳۸:۱۳، «گروههای پیشین» در توضیح سیاقی مناسب است؛ اما در ترجمهٔ مستقیم باید توجه داشت که واژهٔ «پیشین» از خودِ «أحزاب» به دست نمیآید.
برای «الْأَحْزَاب» در مریم ۱۹:۳۷ و زخرف ۴۳:۶۵، «گروهها» یا «دستههای مختلف» مناسب است.
برای «حِزْبُ اللَّهِ»، «گروه خدا» یا با حفظ اصطلاح شناختهشده، «حزب خدا» مناسب است.
برای «حِزْبُ الشَّيْطَانِ»، «گروه شیطان» یا «حزب شیطان» مناسب است.
در این دو ترکیب، باید نسبت اضافه حفظ شود و نباید بدون شاهد، نام یک سازمان سیاسی یا مذهبی مشخص به جای آن نشانده شود.
در باکس واژگانی فرقان، دو بخش مستقل باید حفظ شوند.
معنای کوتاه ریشه: «گرد آمدن و تشکیل مجموعه؛ گروهی از افراد با پیوند، موضع یا هدف مشترک.»
معنای در کهف ۱۸:۱۲: «دو گروهِ متمایز در مسئلهٔ مدت ماندن اصحاب کهف.»
معنای در مؤمنون ۲۳:۵۳ و روم ۳۰:۳۲: «گروههای جداشده در موضوع دین، که هرکدام به داشتههای خود دلخوشاند.»
معنای در احزاب ۳۳:۲۰ و احزاب ۳۳:۲۲: «گروهها و نیروهای همپیمانی که در رویارویی جنگی گرد آمدهاند.»
معنای در غافر ۴۰:۳۰ و ص ۳۸:۱۳: «گروهها و امتهای پیشین که با پیامبران خود مخالفت کردهاند.»
معنای در مائده ۵:۵۶ و مجادله ۵۸:۲۲: «کسانی که در وفاداری و همراهی با خدا و رسول او قرار دارند.»
معنای در فاطر ۳۵:۶ و مجادله ۵۸:۱۹: «پیروان و همراهان شیطان در رفتار و جهتگیری مورد نکوهش آیات.»
این تفاوتها باید حفظ شوند؛ زیرا یک معادل ثابت مانند «فرقه» یا «حزب سیاسی» نمیتواند همهٔ کاربردهای قرآن را بهدرستی بیان کند.
۱۰. جمعبندی
ریشهٔ «ح ز ب» در عربی به گرد آمدن و تشکیل مجموعه مربوط است.
«حِزْب» به گروهی از افراد گفته میشود که بر پایهٔ رأی، هدف، موضع یا وابستگی مشترک به یکدیگر پیوند یافتهاند.
در کاربردهای دیگر، این واژه برای بخش مشخصی از یک مجموعه، مانند سهمی از مال یا بخشی از متن، نیز شناخته شده است.
در زبان کهن، صورتهای دیگری مانند «حَزَبَهُ الْأَمْرُ» برای دشواری و فشار، «حَزَابِي» برای درشتی ساخت بدن و «حِزْبَاء» برای زمین سخت و ناهموار ثبت شدهاند.
اما در قرآن، همهٔ کاربردهای این ریشه دربارهٔ گروههای انسانیاند.
این گروهها همیشه یک ماهیت ندارند.
در کهف ۱۸:۱۲، دو گروه در مسئلهای مربوط به مدت زمان از یکدیگر متمایزند.
در مؤمنون ۲۳:۵۳ و روم ۳۰:۳۲، گروهبندی با پراکنده شدن امر دین و دلخوشی هر گروه به داشتههای خود همراه است.
در احزاب ۳۳:۲۰ و احزاب ۳۳:۲۲، «أحزاب» به نیروهای همپیمان در یک رویارویی جنگی اشاره دارد.
در غافر و ص، گروههای تاریخیِ دورههای متفاوت زیر عنوان احزاب یاد شدهاند.
در مائده ۵:۵۶ و مجادله ۵۸:۲۲، «حزب الله» با وفاداری به خدا و رسول و ویژگیهای مؤمنان ارتباط دارد.
در فاطر ۳۵:۶ و مجادله ۵۸:۱۹ نیز «حزب الشيطان» به پیروان و همراهان شیطان در جهتگیری و رفتار اشاره میکند.
بنابراین، حزببودن در قرآن ذاتاً فضیلت یا گناه نیست؛ بلکه صورتِ گروهیِ یک وابستگی است که ارزش آن از جهت و کردار اعضای آن شناخته میشود.
این نکته در فهم فرقهگرایی نیز اهمیت دارد.
قرآن گروههایی را نکوهش میکند که امر دین را پراکنده کردهاند و هرکدام به داشتههای خود دلخوشاند؛ اما از این نکوهش نمیتوان نتیجه گرفت که اصل همکاری، همپیمانی یا سازمانیافتگی انسانها ممنوع است.
از سوی دیگر، هیچ گروهی نمیتواند تنها با انتخاب نام «حزب خدا»، خود را از سنجش بر پایهٔ حق و عدالت بینیاز بداند.
معیار، نام گروه نیست؛ حقیقتِ پیوند و رفتار آن است.
برای فرقان، «گروه» معادل پایهٔ مناسبی برای «حزب» است؛ «گروههای همپیمان» برای احزاب در زمینهٔ جنگی مناسبتر است؛ و «حزب خدا» و «حزب شیطان» میتوانند با حفظ ترکیب قرآنی ترجمه شوند.
این شیوه، معنای لغوی را حفظ میکند و اجازه نمیدهد کاربردهای سیاسی و فرقهایِ دورههای بعد، بهعنوان معنای انحصاریِ «حزب» بر همهٔ آیات تحمیل شوند.