ریشهٔ ج ن د
جُند؛ نیروی گردآمده برای یاری و رویارویی، از سپاهیان انسانها تا جنود الهی در قرآن
صورتهای قرآنی و لغوی
جُنْد
اسم جمعی قرآنی؛ سپاه و نیروهای همراه
جُنُود
جمع قرآنیِ جند
أَجْنَاد
جمع دیگر؛ غیرقرآنی
جُنْدِيّ
صورت نسبتی؛ سرباز؛ غیرقرآنی
جَنَّدَ
باب تفعیل؛ غیرقرآنی
تَجْنِيد
مصدر باب تفعیل؛ غیرقرآنی
تَجَنَّدَ
باب تفعّل؛ غیرقرآنی
مُجَنَّد
اسم مفعول باب تفعیل؛ غیرقرآنی
جُنْدٌ مُجَنَّدٌ
سپاه گردآوردهشده؛ غیرقرآنی
جَنَد
با فتح جیم و نون؛ زمین سنگلاخی؛ غیرقرآنی
أَجْنَادُ الشَّامِ
کاربرد تاریخی نواحی نظامی؛ غیرقرآنی
جُنَيْد
نام خاص؛ غیرقرآنی
جُنَاد
نام خاص؛ غیرقرآنی
جُنَادَة
نام خاص؛ غیرقرآنی
۱. معرفی ریشه
ریشهٔ سهحرفی «ج ن د» در زبان عربی با گرد آمدن، سازمان یافتن و یاری رساندن ارتباط دارد. واژهٔ اصلی این خانواده، «جُنْد»، به گروهی از نیروها گفته میشود که برای پشتیبانی از یک شخص، فرمانروا، گروه یا هدف گرد آمدهاند. در کاربرد شناختهشده نظامی، این واژه به سپاه و لشکر اشاره دارد؛ اما میدان معنایی آن از سربازان مسلح فراتر میرود.
«جُنْد» در عربی کهن میتواند به یاوران و پشتیبانان نیز گفته شود. همچنین در بعضی کاربردها، گروهی از آفریدگان که از دیگر گروهها متمایزند، جند نامیده شدهاند.
این تفاوت اهمیت دارد. هر جمعیتی جند نیست. مردمی که بهطور اتفاقی در بازار گرد آمدهاند، صرفا به دلیل شمار فراوانشان سپاه یا نیروی پشتیبان یکدیگر نیستند. در کاربرد اصلی جند، علاوه بر گرد آمدن، نوعی همراهی، پیوند، سازمانیافتگی یا جهت مشترک وجود دارد.
از سوی دیگر، جند بودن بهخودیخود نشان نمیدهد که گروه یادشده برای حق فعالیت میکند یا برای باطل. قرآن هم از جنود فرعون و ابلیس سخن میگوید و هم از جنود سلیمان و نیروهایی که به خداوند نسبت داده شدهاند.
پس ارزش اخلاقی یک جند از خود واژه به دست نمیآید؛ بلکه از فرماندهی، هدف، رفتار و سیاق آن شناخته میشود.
نکته مهم دیگر این است که «جُنْد» ضرورتا نام یک سرباز نیست. این واژه در عربی اسم جمعی است و میتواند به یک مجموعه از نیروها اشاره کند. «جُنُود» جمع آن است و میتواند درباره چند سپاه، چند گروه از نیروها یا مجموعه نیروهای وابسته به یک فرمانده به کار رود.
در زبان عربی، «جُنْدِيّ» برای اشاره به فردی از سپاه نیز ساخته شده است؛ اما این صورت در قرآن نیامده است.
قرآن ریشهٔ «ج ن د» را ۲۹ بار در ۲۷ آیه و ۱۸ سوره به کار برده است. تمام این کاربردها از خانواده اسمی «جُنْد» هستند. فعلهایی مانند «جَنَّدَ» و «تَجَنَّدَ» در قرآن نیامدهاند.
پیکرهٔ عربی قرآن؛ ۲۹ کاربرد در ۲۷ آیه
کاربردهای قرآنی را میتوان در چند زمینه شناخت: سپاههای انسانی مانند نیروهای طالوت، جالوت و فرعون؛ سپاه سازمانیافته سلیمان از جن، انسان و پرندگان؛ گروههایی که در رویارویی با مؤمنان گرد میآیند؛ جنود ابلیس؛ و نیروهایی که به خداوند نسبت داده شدهاند و برخی از آنها برای انسانها دیدنی نیستند.
بنابراین، در ترجمه باید هم معنای مشترک «نیروی گردآمده و پشتیبان» حفظ شود و هم تفاوت میان سپاه جسمانی انسانها، گروههای همراه و جنود الهی از بین نرود. معنای کوتاه ریشه: نیروهای گردآمده برای یاری، پشتیبانی و اقدام مشترک؛ در کاربرد نظامی، سپاه.
۲. هسته معنایی ریشه در عربی کهن
گرد آمدن و یاری رساندن
ابن فارس در مقاییس اللغة مینویسد:
الْجِيمُ وَالنُّونُ وَالدَّالُ يَدُلُّ عَلَى التَّجَمُّعِ وَالنُّصْرَةِ.
ترجمه: «جیم، نون و دال بر گرد آمدن و یاری رساندن دلالت دارند.»
او سپس میافزاید:
يُقَالُ هُمْ جُنْدُهُ، أَيْ أَعْوَانُهُ وَنُصَّارُهُ.
ترجمه: «گفته میشود آنان جند او هستند؛ یعنی یاوران و پشتیبانان اویند.»
این توضیح دو ویژگی را معرفی میکند.
نخست، نیروها به صورت مجموعهای گرد آمدهاند.
دوم، این مجموعه در نسبت با شخص یا هدفی، نقش یاری و پشتیبانی دارد.
این دو ویژگی با کاربرد نظامی جند سازگارند. یک سپاه از افراد و گروههایی تشکیل میشود که برای هدفی مشترک گرد آمدهاند و میتوانند تحت فرماندهی معینی عمل کنند.
اما همین اصل میتواند در کاربردهای گستردهتر نیز حضور داشته باشد. گروهی که از یک رهبر یا اندیشه پشتیبانی میکند، ممکن است از نظر تشبیهی جند آن رهبر یا اندیشه معرفی شود، حتی اگر همه اعضای آن سرباز رسمی نباشند.
بااینحال، نباید از تعریف ابن فارس نتیجه گرفت که هر نوع همکاری اجتماعی، بدون تفاوت، جند نامیده میشود.
برای مثال، چند نفر ممکن است برای ساختن خانهای همکاری کنند، ولی در زبان عادی لزوما سپاه یا جند یکدیگر شمرده نمیشوند.
در کاربرد شناختهشده جند، رابطه نیرو، پشتیبانی و آمادگی برای اقدام برجستهتر است.
«جُنْد»؛ یاوران و سپاه
در لسان العرب آمده است:
الْجُنْدُ: الْأَعْوَانُ وَالْأَنْصَارُ.
ترجمه: «جند، یاوران و پشتیباناناند.»
در ادامه آمده است:
وَالْجُنْدُ: الْعَسْكَرُ، وَالْجَمْعُ أَجْنَادٌ.
ترجمه: «و جند، سپاه است و جمع آن أجناد است.»
لسان و صحاح؛ یاوران، سپاه و جمعهای آن
این تعریفها نشان میدهند که واژه در زبان عربی دو کاربرد نزدیک داشته است: معنای عمومیتر نیروهای پشتیبان، و معنای شناختهشده سپاه نظامی.
سپاه میتواند یکی از روشنترین مصداقهای جند باشد، اما معنای یاری و پشتیبانی به ساختمان نظامی محدود نمیماند.
در قرآن، این گستردگی اهمیت دارد. جنود فرعون در یک وضعیت تاریخی، نیروهای وابسته به فرمانروایی او هستند. اما در تعبیر «جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ»، میدان واژه از سپاه انسانی فراتر میرود.
در هر دو مورد، رابطه نیرو و توان اقدام حضور دارد، اما نوع نیروها یکسان نیست.
آیا جند فقط گروهی مسلح است؟
در کاربرد نظامی، جند معمولا شامل نیروهایی است که برای جنگیدن یا پشتیبانی از جنگ سازمان یافتهاند.
اما از معنای عمومیتر «أَعْوَان» و «أَنْصَار» روشن میشود که واژه میتواند درباره کسانی نیز به کار رود که نقش یاری و پشتیبانی دارند.
این پشتیبانی ممکن است در شرایط جنگی باشد، اما خود یاری رساندن همیشه به کشتن یا استفاده از سلاح محدود نیست.
برای مثال، سپاه ممکن است افزون بر جنگجویان، کسانی را دربر گیرد که وظیفه رساندن آذوقه، جابهجایی تجهیزات، نگهداری وسایل یا پشتیبانی از نیروهای دیگر را بر عهده دارند.
این نمونهها برای روشن کردن میدان کاربرد واژه مفیدند، ولی نباید آنها را بهعنوان فهرست قطعی تشکیلات همه سپاههای عصر نزول معرفی کرد.
در نتیجه، «جند» در کاربرد نظامی به مجموعه نیروهای وابسته به یک اقدام مشترک اشاره دارد، نه ضرورتا به تکتک افرادی که مستقیم در حال جنگیدناند.
۳. صورتهای اصلی و کاربردهای صرفی
«جُنْد»؛ اسم جمعی
«جُنْد» اسم جمعی است.
این واژه میتواند درباره یک مجموعه از نیروها به کار رود، بدون آنکه هر عضو گروه جداگانه نام برده شود.
در عربی، ممکن است گفته شود:
«هَذَا جُنْدٌ قَدْ أَقْبَلَ».
یعنی: «این سپاهی است که فرا رسیده است.»
در این جمله، با آنکه سپاه از افراد بسیاری تشکیل شده، واژه «جُنْد» از نظر ساختمان مفرد است.
در ص ۳۸:۱۱ نیز همین ویژگی دیده میشود؛ «جُنْدٌ» با وصف مفرد «مَهْزُومٌ» همراه آمده است.
پس نباید از مفرد بودن واژه نتیجه گرفت که تنها یک سرباز منظور است.
«جُنُود»؛ جمع جند
«جُنُود» جمع شناختهشده «جُنْد» است و در قرآن بیشترین کاربرد این خانواده را دارد.
جمع میتواند چند سپاه یا مجموعه نیروها را معرفی کند.
برای مثال، در بقره ۲:۲۴۹، سخن از سپاهیان طالوت و جالوت است.
در احزاب ۳۳:۹ نیز دو بار «جُنُود» آمده است: نخست درباره نیروهایی که به سوی مؤمنان آمدند و سپس درباره نیروهایی که خداوند فرستاد و آنان را نمیدیدند.
در چنین کاربردهایی، نوع و نقش نیروها از سیاق شناخته میشود.
خود جمع «جُنُود» تعیین نمیکند که سپاه چند نفر، چند گروه یا چند واحد نظامی داشته است.
«أَجْنَاد»؛ جمع دیگر
«أَجْنَاد» جمع دیگری از «جُنْد» است.
در منابع لغوی، هر دو جمع «جُنُود» و «أَجْنَاد» ثبت شدهاند.
در بعضی ساختمانهای عربی، یکی از صورتهای جمع میتواند با شمار کمتر و دیگری با شمار بیشتر ارتباط داشته باشد، اما چنین تفاوتی را نباید بدون قرینه به تمام کاربردهای زبانی تحمیل کرد.
در قرآن، صورت «جُنُود» آمده است و «أَجْنَاد» نیامده است.
ازاینرو، بحث درباره تفاوت دو جمع، بخشی از پژوهش زبان عربی است؛ نه مجوز افزودن شمار مشخصی از سپاهیان به آیات.
«جُنْدِيّ»؛ فرد وابسته به جند
«جُنْدِيّ» صورت نسبتی است که به شخص وابسته به سپاه اشاره دارد.
در زبان عربی امروز، این واژه به سرباز گفته میشود.
جمع آن «جُنْدِيُّون» یا «جُنُود» در کاربردهای معمول امروزی است.
اما از نظر تاریخ ساختمان واژه، «جُنْد» در اصل نام مجموعه است و «جُنْدِيّ» شخص وابسته به آن مجموعه را معرفی میکند.
بنابراین، در آیهای که «جُنْد» آمده، نباید بدون قرینه آن را به «یک سرباز» ترجمه کرد.
«جَنَّدَ» و «تَجْنِيد»
«جَنَّدَ» از باب تفعیل است و در کاربرد عربی به گردآوردن و سامان دادن نیروها مربوط میشود.
«تَجْنِيد» مصدر آن است.
در زبان امروز، تجنید به سربازگیری، سازمان دادن نیروهای نظامی یا به خدمت گرفتن افراد برای هدفی مشخص گفته میشود.
اما همه کاربردهای امروزی تجنید، مانند اصطلاحات اداری ارتشهای جدید، لزوما در همان صورت در عربی عصر نزول وجود نداشتهاند.
در منابع کهن نیز «جَنَّدَ الْجُنُودَ» به گردآوردن نیروها مربوط است.
این صورت در قرآن نیامده است.
«تَجَنَّدَ»؛ نیرو گرد آوردن
«تَجَنَّدَ» در کاربردهای عربی به فراهم کردن نیرو یا آماده شدن در قالب جند مربوط است.
این فعل میتواند درباره شخص یا گروهی باشد که خود را در خدمت یک اقدام یا مجموعه قرار میدهد.
اما کاربرد امروزی آن در معنای ثبتنام رسمی در ارتش، نباید بدون بررسی به تمام دورههای تاریخی زبان نسبت داده شود.
«مُجَنَّد»؛ گردآورده و سازمانیافته
در لسان العرب آمده است:
جُنْدٌ مُجَنَّدٌ: مَجْمُوعٌ.
ترجمه: «جند مجند، سپاهی گردآوردهشده است.»
در این کاربرد، «مُجَنَّد» ویژگی گردآوری و سامان یافتن مجموعه را برجسته میکند.
اما خود این وصف تعیین نمیکند که سپاه از نظر اخلاقی برای حق میجنگد یا برای باطل.
این داوری به هدف و رفتار نیروها مربوط است.
۴. کاربردهای غیرنظامی و تاریخی خانواده
«جَنَد»؛ زمین سخت و سنگلاخی
در مقاییس اللغة، ابن فارس کاربرد دیگری از همین حروف را گزارش میکند:
وَالْجَنَدُ: الْأَرْضُ الْغَلِيظَةُ فِيهَا حِجَارَةٌ بِيضٌ.
ترجمه: «جَنَد، زمین سختی است که در آن سنگهای سفید وجود دارد.»
در اینجا، حرکتهای واژه با «جُنْد» به معنای سپاه متفاوتاند.
موضوع، نوعی زمین سخت یا سنگلاخی است.
ابن فارس درباره رابطه این کاربرد با معنای تجمع و یاری، قطعیت اظهار نمیکند. او احتمال میدهد که این واژه از همان خانواده باشد یا در اثر جانشینی حرفی از ریشه دیگری پدید آمده باشد.
این احتیاط مهم است.
نمیتوان تنها به سبب شباهت حروف، نتیجه گرفت که سپاه در اصل از نام زمین سنگلاخی گرفته شده است.
در بعضی منابع، چنین ارتباطی مطرح شده، اما ابن فارس آن را بهعنوان تاریخ قطعی واژه معرفی نکرده است.
بنابراین، در پژوهش ریشه باید تفاوت «جُنْد» و «جَنَد» حفظ شود و رابطه تاریخی احتمالی آنها فراتر از شواهد قطعی معرفی نگردد.
ابن فارس؛ جَنَد و احتیاط درباره پیوند اشتقاقی
«جُنْد» به معنای منطقه نظامی
در زبان اداری دورههای آغازین اسلامی، «جُنْد» برای بخشهای نظامی و اداری بعضی سرزمینها نیز به کار رفته است.
از نمونههای شناختهشده، «أَجْنَادُ الشَّامِ» است.
در منابع جغرافیایی و تاریخی، پنج جند معروف شام عبارتاند از دمشق، حمص، قنسرین، اردن و فلسطین.
در این کاربرد، جند تنها نام سربازان نیست؛ بلکه میتواند به ناحیهای اشاره کند که نیروهای نظامی به آن وابستهاند و نظام اداری و پرداختهای مربوط به آنان در آن سامان یافته است.
بنابراین، معنای منطقهای از کاربرد نظامی واژه قابل فهم است.
اما نباید این تقسیمبندی اداری را به عصر پیش از اسلام یا زمان نزول قرآن نسبت داد، مگر آنکه برای همان دوره شاهد تاریخی وجود داشته باشد.
همچنین، چنین کاربردی در قرآن نیامده است.
صحاح؛ پنج جند شام و شاهد فرزدق
نامهای جغرافیایی
«جَنَد» نام ناحیهای در یمن نیز ثبت شده است.
«جُنْدَيْسَابُور» نام شهری تاریخی است.
«أَجْنَادَيْن» نیز نام موضعی در سرزمین شام است که در تاریخ فتوحات اسلامی شناخته شده است.
این نامها بخشی از تاریخ زبان و جغرافیا هستند، اما نباید هر نام خاص را بدون سند از معنای سپاه مشتق دانست.
برای مثال، وجود واژهای شبیه «جند» در یک نام جغرافیایی، بهتنهایی دلیل نمیشود که آن محل از آغاز اردوگاه نظامی بوده است.
«جُنَيْد»، «جُنَاد» و «جُنَادَة»
در منابع عربی، این صورتها بهعنوان نام اشخاص یا گروهها ثبت شدهاند.
وجود آنها نشان میدهد که خانواده واژگانی میتواند در نامگذاری نیز به کار رود.
اما نام خاص، همیشه معنای عمومی واژه را در گفتار حفظ نمیکند.
بنابراین، نمیتوان از نام شخصی مانند «جُنَيْد» درباره شمار نیروهای نظامی یا جایگاه او در یک سپاه نتیجه گرفت.
۵. شواهد شعر جاهلی و آغاز اسلام
«جُنْدُ كِسْرَى» در شعر اعشی
اعشی میمون بن قیس، از شاعران برجسته عرب در اواخر دوران جاهلیت، در شعری درباره رویارویی عربها با نیروهای ساسانی در ذیقار میگوید:
وَجُنْدُ كِسْرَى غَدَاةَ الْحِنْوِ صَبَّحَهُمْ
مِنَّا كَتَائِبُ تُزْجِي الْمَوْتَ فَانْصَرَفُوا
ترجمه: «و سپاه کسری را بامدادان در حنو، دستههای جنگی ما که مرگ را پیش میراندند مورد حمله قرار دادند؛ پس آنان بازگشتند.»
در این بیت، «جُنْدُ كِسْرَى» به نیروهای وابسته به فرمانروایی کسری اشاره دارد.
شاعر از یک گروه پراکنده و بیارتباط سخن نمیگوید، بلکه سپاهی را نام میبرد که به قدرت سیاسی و نظامی معینی وابسته است.
در مصراع دوم، «كَتَائِب» آمده است.
«كَتِيبَة» به دسته یا واحد جنگی مربوط است.
بنابراین، در همین بیت، «جُنْد» به سپاه یک فرمانروا و «كَتَائِب» به گروههای جنگی در جریان رویارویی اشاره دارند.
این نزدیکی برای شناخت تفاوت دو واژه مهم است.
جند میتواند نام مجموعه سپاه باشد، در حالی که کتیبه میتواند گروه یا بخشی از نیروهای جنگی را معرفی کند.
البته این تفاوت نباید به تقسیمبندی دقیق ارتشهای مدرن تبدیل شود؛ زیرا اندازه و سازمان واحدهای نظامی در دورههای تاریخی متفاوت بوده است.
شعر اعشی در منابع دیوانی و ادبی ثبت شده است. در ضبط بعضی عبارتهای قصیده اختلاف وجود دارد، اما تعبیر «جُنْدُ كِسْرَى» و ارتباط آن با رویارویی ذیقار در روایتهای شناختهشده حضور دارد.
اعشی دوران جاهلیت و آغاز اسلام را درک کرده است. بنابراین، شاهدی نزدیک به عصر نزول به شمار میرود؛ اما تاریخ دقیق سرایش این قصیده را نباید صرفا بر اساس دوره زندگی شاعر قطعی دانست.
متن قصیدهٔ اعشی؛ سپاه کسری و ذیقار
سپاه و پیوند آن با قدرت سیاسی
در بیت اعشی، سپاه به کسری نسبت داده شده است.
این نسبت نشان میدهد که جند میتواند با شخص یا نهادی که نیروها را فرماندهی میکند شناخته شود.
اما نسبت دادن سپاه به یک فرمانروا به معنای آن نیست که تمام اعضای سپاه از نظر عقیده، انگیزه یا مسئولیت فردی یکساناند.
ممکن است نیروهای یک سپاه از گروههای مختلف تشکیل شده باشند و افراد آن وظایف و مسئولیتهای متفاوت داشته باشند.
از نظر زبان، «جُنْدُ كِسْرَى» مجموعه وابسته به فرمانروایی او را معرفی میکند، نه اینکه درباره همه ویژگیهای اخلاقی اعضای آن حکم جداگانهای صادر کند.
این تفاوت در کاربردهای قرآنی «جُنُودُ فِرْعَوْنَ» و «جُنُودُ سُلَيْمَانَ» نیز اهمیت دارد.
«أَجْنَادُ الشَّامِ» در شعر فرزدق
فرزدق، شاعر دوره اموی، میگوید:
فَقُلْتُ مَا هُوَ إِلَّا الشَّامُ تَرْكَبُهُ
كَأَنَّمَا الْمَوْتُ فِي أَجْنَادِهِ الْبَغَرُ
ترجمه نزدیک به سیاق: «پس گفتم آن چیزی جز سرزمین شام نیست که راه آن را در پیش میگیری؛ گویی مرگ در نواحی نظامی آن، چون بیماری عطشزای شتران پراکنده است.»
لسان العرب؛ معنای بَغَر در شاهد فرزدق
در این بیت، «أَجْنَاد» به نواحی شناختهشده شام اشاره دارد.
این کاربرد با معنای عمومی سپاه ارتباط دارد، اما به واحدهای جغرافیایی و اداری نیز گسترش یافته است.
بنابراین، شعر فرزدق شاهدی برای تحول کاربرد جند در دوره اسلامی است.
اما فرزدق شاعر جاهلی نیست. نباید کاربرد اداری «أَجْنَاد» در شعر او را بدون دلیل به زبان پیش از اسلام منتقل کرد.
همچنین، در ضبط بعضی واژههای بیت اختلاف وجود دارد؛ از جمله صورت فعل مربوط به رفتن به شام و ضبط واژه پایانی.
معنای مربوط به «أَجْنَاد» در نقل لغوی روشن است، ولی جزئیات ضبط شعر باید با دیوان شاعر مقابله شود.
صحاح؛ روایتِ ترکبه در شاهد فرزدق
نتیجه شواهد تاریخی
شاهد اعشی، کاربرد «جند» را در معنای سپاه وابسته به یک فرمانروا نشان میدهد.
شاهد فرزدق، گسترش همان خانواده را به واحدهای نظامی و جغرافیایی دوره اسلامی روشن میکند.
این دو کاربرد به یکدیگر مربوطاند، اما از نظر زمان و میدان کاربرد یکسان نیستند.
همچنین، منابع لغوی درباره زمین سخت، نام مکانها و گروههای گوناگون کاربردهایی ثبت کردهاند که نباید بدون دلیل همه آنها را از یک معنای اولیه مشتق دانست.
برای شناخت کاربرد قرآنی، مهمترین نتیجه آن است که «جُنْد» در زبان نزدیک به عصر نزول، نامی شناختهشده برای سپاه و مجموعه نیروهای وابسته به یک فرمانده بوده است.
۶. همه کاربردهای قرآنی ریشه
بر اساس نمایه صرفی، ۲۹ کاربرد ریشه در ۲۷ آیه قرار دارند. دو آیه، هرکدام دو بار این ریشه را به کار بردهاند: بقره ۲:۲۴۹ و احزاب ۳۳:۹.
برای آنکه هیچ کاربردی از بررسی بیرون نماند، میتوان آنها را چنین دستهبندی کرد.
سپاهیان در روایتهای تاریخی: بقره ۲:۲۴۹، بقره ۲:۲۵۰؛ یونس ۱۰:۹۰؛ طه ۲۰:۷۸؛ نمل ۲۷:۱۷، نمل ۲۷:۱۸، نمل ۲۷:۳۷؛ قصص ۲۸:۶، قصص ۲۸:۸، قصص ۲۸:۳۹، قصص ۲۸:۴۰؛ دخان ۴۴:۲۴؛ ذاریات ۵۱:۴۰.
سپاهها و نیروهای مخالف در رویارویی با مؤمنان: احزاب ۳۳:۹؛ ص ۳۸:۱۱؛ بروج ۸۵:۱۷.
نیروهای پشتیبان، جند و نسبت آنها با یاری یا ناتوانی: مریم ۱۹:۷۵؛ یس ۳۶:۷۵؛ ملک ۶۷:۲۰.
جنود ابلیس: شعراء ۲۶:۹۵.
نیروهای الهی و یاری یا غلبه آنان: توبه ۹:۲۶، توبه ۹:۴۰؛ یس ۳۶:۲۸؛ صافات ۳۷:۱۷۳؛ فتح ۴۸:۴، فتح ۴۸:۷؛ مدثر ۷۴:۳۱.
این تقسیمبندی فقط برای سامان پژوهش است. بعضی آیات میتوانند در بیش از یک محور بررسی شوند. برای مثال، احزاب ۳۳:۹ هم از نیروهای انسانی مهاجم سخن میگوید و هم از جنود فرستادهشده الهی.
همچنین، ذکر یک آیه در گروه «سپاهیان انسانی» به معنای آن نیست که تمام افراد آن سپاه از یک قوم یا دارای یک نقش مشخص نظامی بودهاند. جنود سلیمان صریحاً موجودات غیرانسانی را نیز دربرمیگیرند؛ بنابراین، روایت او نباید در دستهای منحصراً انسانی قرار گیرد.
۷. سپاهیان طالوت و جالوت
بقره ۲:۲۴۹؛ جند در دو سوی رویارویی
در بقره ۲:۲۴۹، ریشه «ج ن د» دو بار آمده است.
نخست، درباره سپاهیانی که همراه طالوت حرکت میکنند:
«بِالْجُنُودِ».
سپس، درباره نیروهای جالوت:
«جُنُودِهِ».
در این آیه، طالوت با سپاهیان خود از محل پیشین حرکت میکند و آنان را درباره آزمونی در کنار رود آگاه میسازد.
پس از عبور، گروهی از همراهان درباره رویارویی با جالوت و سپاهیان او ابراز ناتوانی میکنند.
بنابراین، هر دو کاربرد به نیروهای انسانی در وضعیت آمادگی برای جنگ اشاره دارند.
اما خود واژه «جند» میزان توان، شمار سربازان یا سرانجام نبرد را تعیین نمیکند.
در ادامه آیه، از گروه اندک و گروه فراوان سخن گفته میشود و این نکته مطرح میگردد که گروهی اندک میتواند به اذن خداوند بر گروهی بزرگ غلبه کند.
پس شمار زیاد جند بهتنهایی تضمین پیروزی نیست.
بقره ۲:۲۵۰؛ رویارویی با سپاهیان جالوت
وَلَمَّا بَرَزُوا لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُوا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ
ترجمهٔ پیشنهادی بر پایهٔ این پژوهش: «و چون در برابر جالوت و سپاهیانش آشکار شدند، گفتند: پروردگارا، بر ما صبر فرو ریز و گامهایمان را استوار بدار و ما را بر قوم کافر یاری کن.»
در این آیه، «جُنُودِهِ» به سپاهیان جالوت اشاره دارد.
جالوت و نیروهایش در یک طرف رویاروییاند و گروه همراه طالوت در طرف دیگر قرار دارد.
در اینجا، جند نام گروه پشتیبان فرمانده است.
اما در ادامه، پیروزی تنها به شمار و سازمان سپاه نسبت داده نمیشود؛ پایداری و یاری الهی نیز مطرحاند.
این نکته نباید معنای جند را تغییر دهد.
سپاه همچنان سپاه است. پایداری، دعا و یاری الهی موضوعهاییاند که در کنار آن قرار گرفتهاند.
تفاوت جند با فئه
در بقره ۲:۲۴۹، «فِئَةٍ قَلِيلَةٍ» و «فِئَةً كَثِيرَةً» آمده است.
«فِئَة» به گروهی اشاره دارد که از اعضای آن نوعی پیوند و پشتیبانی متقابل انتظار میرود.
«جند» نیز با مجموعه نیروهای پشتیبان ارتباط دارد.
این دو واژه در زمینه جنگی به یکدیگر نزدیکاند، اما مترادف کامل نیستند.
در داستان طالوت، «جند» نام سپاهیان و «فئة» وصف گروههای رویارو از نظر شمار است.
بنابراین، نباید تمام کاربردهای فئه را به سپاه رسمی یا همه کاربردهای جند را به گروهی اندک یا فراوان محدود کرد.
۸. جنود فرعون و مسئولیت قدرت
فرعون و نیروهای وابسته به او
قرآن در یونس ۱۰:۹۰، طه ۲۰:۷۸، قصص ۲۸:۶، قصص ۲۸:۸، قصص ۲۸:۳۹، قصص ۲۸:۴۰ و ذاریات ۵۱:۴۰ از جنود فرعون یا نیروهای وابسته به او سخن گفته است.
در بعضی آیات، هامان نیز در کنار فرعون نام برده شده است.
این همراهی نشان میدهد که قدرت فرعون تنها در شخص او خلاصه نمیشود. او از مجموعهای از نیروها و پشتیبانان برخوردار است که در اقدامات فرمانروایی او نقش دارند.
اما خود واژه «جُنُود» تعیین نمیکند که همه اعضای سپاه در تمام تصمیمها و جنایتهای فرمانروا به یک اندازه مسئول بودهاند.
قصص ۲۸:۳۹؛ تکبر فرمانروا و سپاهیان
وَاسْتَكْبَرَ هُوَ وَجُنُودُهُ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَيْنَا لَا يُرْجَعُونَ
ترجمهٔ پیشنهادی بر پایهٔ این پژوهش: «و او و سپاهیانش در زمین به ناحق بزرگیطلبی کردند و پنداشتند که به سوی ما بازگردانده نمیشوند.»
در این آیه، استکبار به فرعون و جنود او نسبت داده شده است.
پس در این مورد، قرآن خود درباره رفتار مجموعه نیروها داوری کرده است.
اما این داوری از فعل «اسْتَكْبَرَ» و سیاق آیه به دست میآید، نه از اینکه «جند» ذاتا به معنای گروه ستمگر باشد.
سپاهیان دیگر ممکن است در شرایط متفاوت، رفتار متفاوتی داشته باشند.
قصص ۲۸:۴۰؛ پایان فرعون و سپاه او
فَأَخَذْنَاهُ وَجُنُودَهُ فَنَبَذْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ
ترجمهٔ پیشنهادی بر پایهٔ این پژوهش: «پس او و سپاهیانش را گرفتیم و در دریا افکندیم؛ پس بنگر سرانجام ستمگران چگونه بود.»
در این آیه، فرعون و نیروهایش در یک رخداد مشترک گرفتار میشوند.
تعبیر «جُنُودَهُ» نشان میدهد که فرمانروای متکبر تنها نیست؛ گروهی از نیروهای وابسته به او در مسیر قدرت و رویارویی همراهش بودهاند.
اما نباید از این رخداد نتیجه گرفت که هر سرباز در هر سپاهی ضرورتا ستمگر است.
در این آیه، داوری درباره سپاه مشخصی در سیاق فرعون مطرح شده است.
پیوند جند و مسئولیت
قدرت سیاسی و نظامی میتواند از افراد و گروههای گوناگون تشکیل شود.
گاهی شخصی فرمان میدهد، دیگری اجرا میکند و گروههایی دیگر امکانات و پشتیبانی فراهم میسازند.
در شناخت مسئولیت یک رخداد، باید نقش واقعی اشخاص و میزان اختیار آنان بررسی شود.
از سوی دیگر، عضویت در یک سپاه بهتنهایی همه جزئیات مسئولیت فردی را تعیین نمیکند.
ریشه «ج ن د» تنها رابطه نیرو و مجموعه را معرفی میکند؛ عدالت و مسئولیت هر فرد موضوعی جداست.
۹. جنود سلیمان؛ مجموعهای فراتر از سپاه انسانی
نمل ۲۷:۱۷
وَحُشِرَ لِسُلَيْمَانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ وَالطَّيْرِ فَهُمْ يُوزَعُونَ
ترجمهٔ موجود فرقان: «و سپاهیان سلیمان از جن و انسان و پرندگان برای او گرد آورده شدند و به نظم نگه داشته میشدند.»
در این آیه، جنود سلیمان از سه گروه معرفی شدهاند: جن، انسان و پرندگان.
بنابراین، خود قرآن نمونهای روشن ارائه میکند که در آن «جند» به انسانهای مسلح محدود نیست.
پرندگان نیز در شمار نیروهای وابسته به سلیمان آمدهاند.
این نکته بسیار مهم است.
اگر «جند» را همیشه فقط «سرباز انسانی» معنا کنیم، کاربرد صریح این آیه را بهدرستی توضیح ندادهایم.
از سوی دیگر، نباید از حضور پرندگان نتیجه گرفت که هر حیوانی در جهان، در هر سیاقی، سپاهی شناختهشده با ساختار نظامی انسانی دارد.
قرآن در اینجا درباره سلیمان و نیروهای ویژه او سخن میگوید.
«فَهُمْ يُوزَعُونَ»؛ نظم و مهار مجموعه
در پایان آیه، «فَهُمْ يُوزَعُونَ» آمده است.
این فعل از ریشه «و ز ع» است و با بازداشتن، مهار کردن یا سامان دادن به یک مجموعه ارتباط دارد.
در سیاق سپاهیان سلیمان، معنای نظم و مهار نیروها مناسب است.
پس مجموعه جند در این آیه تنها جمعیتی انبوه و بیسامان نیست.
نیروها گرد آمدهاند و حرکات یا جایگاه آنان تحت نظارت قرار دارد.
اما خود «جند» به معنای نظم دادن نیست؛ این ویژگی از «يُوزَعُونَ» به دست میآید.
نمل ۲۷:۱۸؛ سپاه و مسئولیت در برابر موجودات کوچک
در آیه بعد، مورچهای به دیگر مورچگان هشدار میدهد که وارد خانههای خود شوند تا سلیمان و سپاهیانش آنان را ناآگاهانه درهم نشکنند.
این آیه نشان میدهد که حرکت یک مجموعه بزرگ از نیروها میتواند برای موجودات کوچکتر خطر ایجاد کند، حتی اگر خود سپاهیان متوجه آن خطر نباشند.
در این سیاق، واژه جند از نظر لغوی همان مجموعه نیروهای همراه سلیمان است.
اما موضوع ناآگاهانه بودن از عبارت «وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ» به دست میآید، نه از معنای جند.
بنابراین، نباید ناآگاهی یا بیاحتیاطی را جزء تعریف سپاه قرار داد.
نمل ۲۷:۳۷؛ نیرو و تهدید رویارویی
ارْجِعْ إِلَيْهِمْ فَلَنَأْتِيَنَّهُم بِجُنُودٍ لَّا قِبَلَ لَهُم بِهَا وَلَنُخْرِجَنَّهُم مِّنْهَا أَذِلَّةً وَهُمْ صَاغِرُونَ
ترجمهٔ پیشنهادی بر پایهٔ این پژوهش: «به سوی آنان بازگرد؛ حتما با سپاهیانی به سراغشان میآییم که توان رویارویی با آنها را ندارند، و آنان را خوار و سرافکنده از آنجا بیرون خواهیم کرد.»
در این آیه، «بِجُنُودٍ» درباره نیروهایی آمده است که سلیمان از توان بسیج آنان برخوردار است.
عبارت «لَا قِبَلَ لَهُم بِهَا» ناتوانی طرف مقابل از رویارویی با آن نیروها را بیان میکند.
بنابراین، قدرت سپاه از ترکیب آیه شناخته میشود.
خود جند بهتنهایی به معنای سپاه شکستناپذیر نیست.
همچنین، این آیه درباره یک وضعیت مشخص در داستان سلیمان است و نباید به مجوز عمومی تهدید و تحقیر دیگر ملتها تبدیل شود.
۱۰. سپاههای مخالف و نیروهای انسانی در قرآن
احزاب ۳۳:۹؛ سپاههای مهاجم و نیروهای نادیدنی
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَاءَتْكُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا وَجُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا ۚ وَكَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرًا
ترجمهٔ پیشنهادی بر پایهٔ این پژوهش: «ای کسانی که ایمان آوردهاید، نعمت خداوند را بر خود یاد کنید؛ هنگامی که سپاهیانی به سوی شما آمدند، پس بر آنان بادی و نیروهایی فرستادیم که آنها را نمیدیدید؛ و خداوند به آنچه میکنید بیناست.»
در این آیه، «جُنُود» دو بار آمده است.
نخست، به نیروهایی اشاره دارد که در برابر مؤمنان گرد آمدهاند.
دوم، به نیروهایی که خداوند فرستاده و مخاطبان آنها را نمیدیدند.
بنابراین، یک واژه در همان آیه برای دو مجموعه با نقشهای متفاوت به کار رفته است.
این نکته نشان میدهد که جند بودن، بهتنهایی، تعیینکننده حق یا باطل بودن نیرو نیست.
همچنین، در آیه از باد نیز جداگانه سخن گفته شده است.
پس نباید بدون توضیح، «رِيحًا» و «جُنُودًا» را یک واژه واحد دانست.
در تفسیرهای کهن، جنود نادیدنی به فرشتگان تفسیر شدهاند. این خوانش با آیات دیگر درباره یاری فرشتگان قابل بررسی است.
اما خود عبارت «لَّمْ تَرَوْهَا» تنها نادیده بودن نیروها برای مخاطبان را بیان میکند. هویت دقیق آنها باید از شواهد دیگر شناخته شود.
ص ۳۸:۱۱؛ سپاه شکستخورده
جُنْدٌ مَّا هُنَالِكَ مَهْزُومٌ مِّنَ الْأَحْزَابِ
ترجمهٔ پیشنهادی بر پایهٔ این پژوهش: «سپاهی از گروهها در آنجا شکستخورده است.»
در این آیه، «جُنْدٌ» مفرد است و با «مَهْزُومٌ» نیز وصف مفرد آمده است.
اما مقصود یک سرباز نیست؛ یک مجموعه نیروست.
«مِنَ الْأَحْزَابِ» آن مجموعه را با گروهها و دستههای همپیمان مرتبط میکند.
نکته مهم آن است که وصف شکست از «مَهْزُومٌ» به دست میآید.
خود «جند» به معنای شکستخورده نیست.
بروج ۸۵:۱۷ و بروج ۸۵:۱۸؛ خبر سپاهیان
بروج ۸۵:۱۷
هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْجُنُودِ
ترجمهٔ پیشنهادی بر پایهٔ این پژوهش: «آیا خبر سپاهیان به تو رسیده است؟»
بروج ۸۵:۱۸
فِرْعَوْنَ وَثَمُودَ
ترجمهٔ موجود فرقان: «فرعون و ثمود؟»
در این دو آیه، «الْجُنُود» به گروههایی اشاره دارد که در ادامه با فرعون و ثمود معرفی میشوند.
این کاربرد نشان میدهد که نام جند میتواند در یادآوری قدرت و مجموعههای انسانی پیشین به کار رود.
اما نباید از خود «جند» نتیجه گرفت که تمام افراد قوم ثمود سرباز نظامی بودهاند.
سیاق، از قدرت و مجموعه نیروهای گروههایی سخن میگوید که در تاریخ خود با پیامبران و دعوت آنان روبهرو شدند.
۱۱. جند در معنای یاری و پشتیبانی
مریم ۱۹:۷۵؛ ضعف جند
در مریم ۱۹:۷۵، درباره فرجام گروههایی سخن میرود که بر موقعیت و توان خود تکیه میکنند.
در پایان آیه، «أَضْعَفُ جُنْدًا» آمده است.
این تعبیر به ضعف نیرو و پشتیبانی مربوط است.
در اینجا، واژه «جند» میتواند با توان اجتماعی یا نظامی یک گروه ارتباط پیدا کند.
اما خود «أَضْعَفُ» ضعف را بیان میکند.
«جند» نام مجموعه نیروهاست و بهتنهایی نه قوی است و نه ضعیف.
ملک ۶۷:۲۰؛ چه کسی سپاه یاریرسان شماست؟
أَمَّنْ هَٰذَا الَّذِي هُوَ جُنْدٌ لَّكُمْ يَنصُرُكُم مِّن دُونِ الرَّحْمَٰنِ ۚ إِنِ الْكَافِرُونَ إِلَّا فِي غُرُورٍ
ترجمهٔ پیشنهادی بر پایهٔ این پژوهش: «یا چه کسی است که برای شما سپاهی باشد و جز آن رحمان یاریتان کند؟ کافران جز در فریب نیستند.»
در این آیه، «جُنْدٌ لَّكُمْ» به نیرویی اشاره دارد که میتواند در خدمت یا پشتیبانی مخاطبان باشد.
فعل «يَنصُرُكُم» معنای یاری رساندن را روشنتر میکند.
این کاربرد با تعریف ابن فارس، یعنی تجمع و نصرت، ارتباط مستقیم دارد.
اما باید توجه کرد که پرسش آیه، اتکای انسان به نیرویی مستقل از خداوند را به چالش میکشد.
از این آیه نمیتوان نتیجه گرفت که استفاده از هر نوع نیروی انسانی یا همکاری اجتماعی ممنوع است.
مسئله، ادعای یاری مستقل از رحمان است؛ نه نفی تمام صورتهای معمول کمک و همکاری میان انسانها.
یس ۳۶:۷۵؛ سپاه حاضر برای معبودان
لَا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَهُمْ وَهُمْ لَهُمْ جُنْدٌ مُّحْضَرُونَ
ترجمهٔ پیشنهادی بر پایهٔ این پژوهش: «توان یاری آنان را ندارند؛ و آنان سپاهی حاضر برای آنها هستند.»
این آیه پس از سخن از کسانی آمده است که معبودانی جز خداوند گرفتهاند، به امید آنکه از سوی آنان یاری شوند.
در فهم مرجع ضمیرهای «هُمْ» و «لَهُمْ»، دو خوانش مشهور وجود دارد.
در خوانش نخست، پرستندگان برای معبودان خود به صورت جندی حاضر میشوند؛ یعنی از آنها دفاع میکنند، در حالی که آن معبودان توان یاری پرستندگان را ندارند.
در خوانش دوم، معبودان یا چیزهایی که پرستیده میشوند در روز حساب حاضر میشوند، اما نه برای یاری واقعی پرستندگان.
خوانش نخست از نظر تقابل جملهها روشن است: انسان از معبود خود انتظار یاری دارد، اما در عمل خود به پشتیبانی از آن معبود برخاسته است.
طبری نیز این خوانش را ترجیح داده است.
طبری؛ ترجیح پشتیبانی پرستندگان از معبودان
بااینحال، وجود اختلاف در مرجع ضمیرها باید در تأویل مستقل آیه بررسی شود.
نکته لغوی در هر دو خوانش محفوظ است: «جُنْد» به مجموعهای اشاره دارد که در نسبت با طرفی دیگر، نقش همراهی یا پشتیبانی پیدا میکند.
این آیه نمونهای است که نشان میدهد جند میتواند در کاربردی نکوهشی درباره وفاداری انسانها به معبودان ناتوان نیز به کار رود.
۱۲. جنود ابلیس
شعراء ۲۶:۹۵
وَجُنُودُ إِبْلِيسَ أَجْمَعُونَ
ترجمهٔ موجود فرقان: «و سپاهیان ابلیس، همگی.»
این آیه بخشی از توصیف صحنهای است که در آن گمراهان و معبودهای باطل به دوزخ افکنده میشوند.
«جُنُودُ إِبْلِيسَ» به نیروها یا گروههای وابسته به ابلیس اشاره دارد.
اما خود آیهٔ ۹۵ فهرست دقیقی از اعضای این جنود ارائه نمیکند.
ممکن است در بررسی سیاق و آیات دیگر، از شیاطین و انسانهایی سخن گفته شود که از ابلیس پیروی کردهاند.
اما نباید فقط از واژه جند نتیجه گرفت که ابلیس حتما ارتشی با همان تشکیلات، تجهیزات و رتبههای سپاه انسانی دارد.
در اینجا، نسبت دادن جنود به ابلیس، پیوند و همراهی نیروها با او را نشان میدهد.
از سوی دیگر، جند بودن این گروهها به معنای مشروع بودن پیروی از ابلیس نیست.
همان واژهای که در قرآن برای جنود سلیمان و نیروهای الهی آمده، میتواند درباره جنود ابلیس نیز به کار رود.
پس ارزش اخلاقی از نسبت و رفتار نیروها شناخته میشود، نه از خود ریشه.
۱۳. جنود الهی؛ نیروهایی فراتر از سپاه انسانی
توبه ۹:۲۶ و توبه ۹:۴۰
در توبه ۹:۲۶، قرآن از فرستادن جنودی سخن میگوید که مخاطبان آنها را ندیدهاند.
در توبه ۹:۴۰ نیز از یاری پیامبر بهوسیله نیروهایی سخن میرود که دیده نمیشدند.
این کاربردها با احزاب ۳۳:۹ نزدیکی دارند.
در هر سه مورد، «جُنُود» درباره نیروهایی آمده است که در یاری الهی نقش دارند و برای مخاطبان دیدنی نبودهاند.
اما «نادیدنی بودن» بهتنهایی نوع وجودی این نیروها را با تمام جزئیات مشخص نمیکند.
ممکن است شواهد دیگری درباره نقش فرشتگان در یاری مؤمنان وجود داشته باشد؛ مانند انفال ۸:۹ و آل عمران ۳:۱۲۴ و آل عمران ۳:۱۲۵.
این آیات باید در کنار هم بررسی شوند.
بااینحال، نباید تمام کاربردهای «جُنُود» در قرآن را صرفا به فرشتگان محدود کرد.
جنود سلیمان شامل جن، انسان و پرندهاند. جنود فرعون انسانیاند. نیروهای نادیدنی نیز در سیاق خود باید شناخته شوند.
یس ۳۶:۲۸؛ بینیازی از فرستادن سپاه
وَمَا أَنزَلْنَا عَلَىٰ قَوْمِهِ مِن بَعْدِهِ مِن جُندٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَمَا كُنَّا مُنزِلِينَ
ترجمهٔ موجود فرقان: «و پس از او بر قومش هیچ سپاهی از آسمان فرو نفرستادیم و فروفرستنده نبودیم.»
در آیه بعد، از یک بانگ سخن گفته میشود که سبب خاموش شدن آن قوم میگردد.
این تقابل اهمیت دارد.
قرآن در اینجا تصریح میکند که برای رخداد یادشده، سپاهی از آسمان فرستاده نشده است.
بنابراین، نباید هر نابودی یا مجازات الهی را بدون دلیل به حضور یک سپاه مستقل از نیروهای آسمانی نسبت داد.
خداوند میتواند در آیات مختلف از باد، آب، بانگ یا عوامل دیگری سخن بگوید.
اما نامگذاری همه اینها به «جنود» در تمام سیاقها، نیازمند شاهد لفظی یا توضیحی مستقل است.
صافات ۳۷:۱۷۳؛ جنود ما پیروزند
وَإِنَّ جُندَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ
ترجمهٔ پیشنهادی بر پایهٔ این پژوهش: «و بیگمان سپاهیان ما همان چیرهشوندگاناند.»
در آیات پیشین، از وعده الهی درباره رسولان و یاری آنان سخن رفته است.
بنابراین، «جُنْدَنَا» در این سیاق با نیروهایی ارتباط دارد که در مسیر فرمان و یاری الهی قرار میگیرند.
اما آیه نام و شمار تمام اعضای این جند را مشخص نمیکند.
همچنین، نباید از این جمله نتیجه گرفت که هر گروهی که خود را سپاه خدا مینامد، ضرورتا پیروز و برحق است.
ادعای وابستگی به خداوند با اثبات آن وابستگی یکسان نیست.
همچنین، مفهوم غلبه باید در سیاق کامل آیات و فرجام دعوت رسولان بررسی شود.
ممکن است مؤمنان در یک نبرد یا دوره تاریخی شکست موقت بخورند. از خود «جُنْدَنَا» نمیتوان نتیجه گرفت که هر نیروی مدعی ایمان در تمام رویاروییهای نظامی پیروز خواهد شد.
فتح ۴۸:۴؛ جنود آسمانها و زمین
هُوَ الَّذِي أَنزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَانًا مَّعَ إِيمَانِهِمْ ۗ وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا
ترجمهٔ پیشنهادی بر پایهٔ این پژوهش: «اوست که آرامش را در دلهای مؤمنان فرو فرستاد تا بر ایمان خود ایمانی بیفزایند؛ و سپاهیان آسمانها و زمین از آن خداوندند؛ و خداوند دانا و حکیم است.»
در این آیه، گستره جنود الهی به آسمانها و زمین نسبت داده شده است.
این تعبیر از سپاه انسانی یک فرمانروا بسیار گستردهتر است.
در اینجا، سخن از نیروهایی است که در قلمرو آسمانها و زمین به خداوند تعلق دارند.
اما از عبارت نمیتوان فهرست بستهای از تمام مصداقهای جنود الهی استخراج کرد.
همچنین، نباید نتیجه گرفت که هر رخداد طبیعی در قرآن ضرورتا با نام «جند» معرفی شده است.
آیه از گستردگی نیروهای متعلق به خداوند سخن میگوید، ولی جزئیات نقش هر نیرو در هر رخداد باید از شواهد همان موضوع شناخته شود.
فتح ۴۸:۷؛ تکرار جنود آسمانها و زمین
وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا
ترجمهٔ پیشنهادی بر پایهٔ این پژوهش: «و سپاهیان آسمانها و زمین از آن خداوندند؛ و خداوند شکستناپذیر و حکیم است.»
در این آیه، همان تعبیر درباره جنود آسمانها و زمین تکرار شده است.
اما پایان دو آیه متفاوت است.
در فتح ۴۸:۴، «عَلِيمًا حَكِيمًا» آمده است.
در فتح ۴۸:۷، «عَزِيزًا حَكِيمًا» آمده است.
این تفاوت نشان میدهد که تعبیر جنود الهی در دو سیاق نزدیک، با اوصاف متفاوت خداوند همراه شده است.
بااینحال، نباید معنای «جند» را در یک آیه «دانش» و در دیگری «قدرت شکستناپذیر» دانست.
این اوصاف به خداوند مربوطاند و معنای خود را از ریشههای مستقل دارند.
مدثر ۷۴:۳۱؛ شمار جنود پروردگار
در مدثر ۷۴:۳۱ آمده است:
«وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ».
یعنی: «و سپاهیان پروردگارت را جز او کسی نمیشناسد.»
این عبارت در آیهای آمده است که پیشتر از نگهبانان آتش و فرشتگان سخن گفته است.
پس میان جنود پروردگار و نیروهای فرشتهگون در همین سیاق ارتباط وجود دارد.
اما نباید از این آیه نتیجه گرفت که تمام جنود الهی در قرآن فقط همان گروه مشخصاند.
عبارت، علم کامل به جنود پروردگار را مخصوص خود او معرفی میکند.
طبری؛ جنود پروردگار و سیاق نگهبانان
از همین رو، ادعای شمار دقیق یا فهرست کامل جنود الهی بدون شاهد روشن با مضمون آیه سازگار نیست.
این نکته بهویژه در پژوهشهایی اهمیت دارد که میکوشند هر نیروی طبیعی، هر گروه انسانی یا هر پدیده ناشناختهای را با قطعیت یکی از جنود الهی معرفی کنند.
چنین تطبیقهایی ممکن است در مقام احتمال مطرح شوند، اما اثبات آنها به دلیل نیاز دارد.
۱۴. آیا جنود الهی همان فرشتگاناند؟
در بعضی آیات، پیوند میان یاری الهی و فرشتگان روشن است.
برای نمونه، در انفال ۸:۹، درباره یاری با فرشتگان سخن گفته شده است.
در آل عمران ۳:۱۲۴ و آل عمران ۳:۱۲۵ نیز از امداد فرشتگان در زمینه نبرد یاد شده است.
این آیات نشان میدهند که فرشتگان میتوانند در شمار نیروهایی باشند که خداوند برای یاری به کار میگیرد.
اما معنای «جُنُود» در قرآن به فرشتگان محدود نیست.
در نمل ۲۷:۱۷، جنود سلیمان از جن، انسان و پرندگان معرفی شدهاند.
در قصص ۲۸:۳۹، جنود فرعون نیروهای وابسته به اویند.
در شعراء ۲۶:۹۵، از جنود ابلیس سخن رفته است.
در فتح ۴۸:۴ و فتح ۴۸:۷، جنود آسمانها و زمین به خداوند نسبت داده شدهاند.
بنابراین، «جند» نام یک نوع موجود معین نیست؛ بلکه به نیروها یا مجموعههایی اشاره دارد که در نسبت با فرمانده، هدف یا قدرتی قرار میگیرند.
نوع موجودات تشکیلدهنده جند باید در هر آیه جدا شناخته شود.
همچنین، نادیدنی بودن یک جند بهتنهایی ثابت نمیکند که همه اعضای آن فرشتهاند.
ممکن است سیاق و آیات دیگر چنین خوانشی را پشتیبانی کنند، اما خود صفت نادیدنی بودن، تعریف کامل ماهیت نیرو نیست.
۱۶. چالشهای فهم و ترجمه
آیا «جُنْد» همیشه سپاه نظامی است؟
خیر.
سپاه نظامی یکی از روشنترین مصداقهای جند است.
اما منابع لغوی آن را به یاوران و پشتیبانان نیز معنا کردهاند.
در قرآن نیز جند درباره مجموعههایی فراتر از نیروهای انسانی مسلح به کار رفته است.
بنابراین، در بعضی سیاقها «نیروها» میتواند از «سربازان» دقیقتر باشد.
آیا «جُنْد» به معنای یک سرباز است؟
در کاربرد قرآنی، «جُنْد» اسم جمعی است.
ممکن است از نظر ساختمان مفرد باشد، اما مجموعهای از نیروها را معرفی کند.
بنابراین، در ص ۳۸:۱۱ یا ملک ۶۷:۲۰، ترجمه «یک سرباز» معنای جمله را بهدرستی منتقل نمیکند.
آیا تمام جنود الهی فرشتهاند؟
خیر.
قرآن در بعضی زمینهها از فرشتگان بهعنوان نیروهای یاریرسان سخن گفته است، اما جند را به فرشتگان محدود نکرده است.
در فتح ۴۸:۴ و فتح ۴۸:۷، جنود آسمانها و زمین به خداوند نسبت داده شدهاند.
در مدثر ۷۴:۳۱ نیز علم کامل به جنود پروردگار مخصوص او معرفی شده است.
بنابراین، نباید فهرستی قطعی از تمام جنود الهی بدون شاهد قرآنی ساخت.
آیا هر نیروی طبیعی جند خداوند است؟
همه نیروهای جهان در قلمرو آفرینش و قدرت خداوند قرار دارند.
اما از این اصل نمیتوان نتیجه گرفت که قرآن در هر مورد، تمام نیروهای طبیعی را با واژه «جند» نامیده است.
برای مثال، در احزاب ۳۳:۹، باد و جنود جداگانه ذکر شدهاند.
در یس ۳۶:۲۸، قرآن از نفرستادن جند آسمانی سخن میگوید و در آیه بعد، یک بانگ را معرفی میکند.
پس نسبت دادن نام جند به یک پدیده مشخص، در مقام تفسیر، به شاهد نیاز دارد.
آیا جند بودن نشاندهنده حقانیت است؟
خیر.
قرآن از جنود فرعون و ابلیس نیز سخن گفته است.
پس جند بودن تنها به مجموعه نیروهای همراه اشاره دارد.
حق یا باطل بودن از هدف، رفتار و نسبت واقعی نیروها با فرمانهای الهی شناخته میشود.
آیا جند خدا بودن با ادعای اشخاص ثابت میشود؟
خیر.
هیچ گروهی تنها با نام گذاشتن بر خود، نمیتواند ثابت کند که جند خداوند است.
در قرآن، ادعاهای دینی باید با شواهد روشن سنجیده شوند.
ازاینرو، اگر شخص یا گروهی خود را سپاه خدا معرفی کند، این عنوان بهتنهایی مجوز اطاعت، جنگ یا نسبت دادن مشروعیت الهی به رفتار او نیست.
آیا فراوانی جنود تضمین پیروزی است؟
خیر.
در داستان طالوت و جالوت، قرآن از امکان غلبه گروه اندک بر گروه فراوان سخن گفته است.
همچنین، در ص ۳۸:۱۱ از جندی شکستخورده یاد شده است.
بنابراین، نام جند بهتنهایی نه پیروزی را تضمین میکند و نه شکست را.
آیا جنود سلیمان فقط انسان بودند؟
خیر.
نمل ۲۷:۱۷ صریحا جن، انسان و پرندگان را معرفی میکند.
بنابراین، محدود کردن جند به سرباز انسانی با این کاربرد قرآنی سازگار نیست.
اما این گستردگی نیز نباید به معنای یکسان بودن نقش و ماهیت تمام این گروهها دانسته شود.
آیا «جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» همان همه موجودات جهان است؟
این تعبیر گستره بسیار وسیعی از نیروهای الهی را معرفی میکند.
اما از نظر دقت زبانی، «جنود» نام مجموعه نیروهاست، نه معادل مستقیم همه موجودات.
ممکن است آفریدگان گوناگون در قلمرو قدرت و فرمان الهی قرار داشته باشند، ولی تبدیل تمام موجودات به سپاهیانی با وظیفه مشخص نیازمند شاهد مستقل است.
بنابراین، بهتر است در ترجمه، خود تعبیر «جنود آسمانها و زمین» حفظ شود و مصداقهای احتمالی آن در تحلیل بررسی شوند.
۱۷. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
برای «جُنْد» در کاربرد نظامی، «سپاه» و «لشکر» معادلهای اصلیاند.
برای جمع «جُنُود»، «سپاهیان»، «سپاهها» یا «نیروها» مناسباند.
انتخاب میان این معادلها باید از سیاق شناخته شود.
در داستان طالوت و جالوت، «سپاهیان» طبیعی است؛ زیرا سخن از نیروهای انسانی در رویارویی جنگی است.
در داستان فرعون نیز «سپاهیان فرعون» معنای روشنی دارد.
در نمل ۲۷:۱۷، «سپاهیان سلیمان» مناسب است، اما باید توجه داشت که این سپاهیان از جن، انسان و پرندگان تشکیل شدهاند؛ پس «سربازان انسانی» معادل کاملی نیست.
در احزاب ۳۳:۹، برای نیروهای مهاجم میتوان «سپاهیان» و برای جنود فرستادهشده الهی «نیروها» یا «سپاهیان» نوشت.
در فتح ۴۸:۴ و فتح ۴۸:۷، «سپاهیان آسمانها و زمین» معنا و تصویر قرآنی را حفظ میکند. «نیروهای آسمانها و زمین» نیز برای توضیح گستردگی کاربرد قابل دفاع است، اما نباید معنای سپاه و پشتیبانی را بهطور کامل حذف کند.
در شعراء ۲۶:۹۵، «سپاهیان ابلیس» مناسب است.
در یس ۳۶:۷۵، «سپاهی حاضر» تصویر وابستگی و پشتیبانی را حفظ میکند.
در ملک ۶۷:۲۰، «سپاه» یا «نیروی یاریرسان» با سیاق پرسش درباره نصرت سازگار است.
در مدثر ۷۴:۳۱، «سپاهیان پروردگارت» معادل طبیعی است و نباید در ترجمه پایه، فهرستی از مصداقهای جنود افزوده شود.
برای صورتهای غیرقرآنی نیز معادلها متفاوتاند.
«أَجْنَاد» در کاربرد نظامی به سپاهها و در کاربرد اداری تاریخی به نواحی یا واحدهای نظامی اشاره دارد.
«جُنْدِيّ» در زبان معمول به سرباز گفته میشود.
«جَنَّدَ» در کاربرد مربوط به گردآوری نیروها میتواند «نیرو گرد آورد» یا «بسیج کرد» ترجمه شود.
«تَجْنِيد» به گردآوری و سازمان دادن نیروها مربوط است.
«جُنْدٌ مُجَنَّدٌ» به سپاه گردآوردهشده یا سامانیافته اشاره دارد.
«جَنَد» در کاربرد زمینشناختی کهن، زمین سخت و سنگلاخی است.
این معانی نباید بدون قرینه جای یکدیگر قرار گیرند.
در متن فارسی فرقان، بهتر است برای کاربردهای نظامی انسانی، «سپاه» و «سپاهیان» معادلهای پایه باشند و در کاربردهای گستردهتر الهی، در صورت نیاز، توضیح «نیروهای تحت فرمان یا یاریرسان» افزوده شود.
اما چنین توضیحی نباید بدون ضرورت در خود ترجمه آیه وارد شود.
۱۸. جمعبندی
ریشهٔ «ج ن د» در عربی با گرد آمدن و یاری رساندن ارتباط دارد.
ابن فارس همین دو ویژگی را هسته معنایی خانواده معرفی کرده است: «التَّجَمُّعُ وَالنُّصْرَةُ».
در کاربرد اصلی، «جُنْد» نام مجموعهای از نیروهاست که در خدمت یک فرمانده، گروه یا هدف قرار دارند.
این مجموعه میتواند سپاه نظامی باشد، اما معنای واژه به سربازان انسانی مسلح محدود نیست.
در منابع عربی، «جند» به یاوران و پشتیبانان نیز گفته شده است.
همچنین، در دورههای آغازین اسلامی، این واژه برای نواحی نظامی و اداری مانند «أَجْنَادُ الشَّامِ» به کار رفته است.
در کنار این کاربردها، «جَنَد» با فتح جیم و نون، درباره زمین سخت و سنگلاخی نیز ثبت شده است؛ اما رابطه تاریخی آن با نام سپاه قطعی نیست.
شواهد شعر کهن، معنای نظامی ریشه را روشن میکنند.
در شعر اعشی، «جُنْدُ كِسْرَى» به سپاه وابسته به فرمانروایی کسری اشاره دارد.
در شعر فرزدق، «أَجْنَاد» درباره نواحی نظامی شام به کار رفته است.
این دو شاهد نشان میدهند که معنای سپاه در زبان نزدیک به عصر نزول شناختهشده بوده و بعدها به کاربردهای اداری نیز گسترش یافته است.
قرآن این ریشه را ۲۹ بار در ۲۷ آیه به کار برده است.
در بقره ۲:۲۴۹ و بقره ۲:۲۵۰، جنود به سپاهیان طالوت و جالوت مربوط است.
در آیات مربوط به فرعون، جنود مجموعه نیروهای وابسته به فرمانروایی اویند.
در نمل ۲۷:۱۷، جنود سلیمان از جن، انسان و پرندگان تشکیل شدهاند.
در احزاب ۳۳:۹، هم از سپاههای مهاجم و هم از نیروهای نادیدنی فرستادهشده الهی سخن میرود.
در شعراء ۲۶:۹۵، از جنود ابلیس یاد شده است.
در فتح ۴۸:۴ و فتح ۴۸:۷، جنود آسمانها و زمین به خداوند نسبت داده شدهاند.
در مدثر ۷۴:۳۱ نیز علم کامل به جنود پروردگار مخصوص خود او معرفی شده است.
این کاربردهای متفاوت، یک نتیجه روشن دارند: «جند» نام یک نوع موجود معین نیست؛ بلکه مجموعهای از نیروها را در نسبت با فرماندهی، همراهی، یاری یا هدفی مشترک معرفی میکند.
ازاینرو، جند میتواند انسانی یا غیرانسانی، دیدنی یا نادیدنی و در خدمت حق یا باطل باشد.
این ویژگیها از خود واژه به دست نمیآیند؛ بلکه سیاق هر آیه آنها را روشن میکند.
همچنین، فراوان بودن یک جند بهتنهایی نشانه قدرت شکستناپذیر نیست. قرآن هم از سپاههای شکستخورده سخن گفته و هم از غلبه گروههای اندک بر گروههای فراوان.
برای فرقان، «سپاه» و «سپاهیان» معادلهای اصلی این ریشه در کاربردهای انسانی و نظامیاند.
در کاربردهای گستردهتر، بهویژه درباره جنود الهی، «نیروها» میتواند به روشن شدن دامنه معنا کمک کند، مشروط بر آنکه مفهوم مجموعه پشتیبان و تحت فرمان از بین نرود.
هسته قابل دفاع این ریشه، نیروهای گردآمده برای یاری و اقدام مشترک است؛ نه صرف جمعیت، نه ضرورتا جنگجوی انسانی، و نه عنوانی که خودبهخود حقانیت یا پیروزی یک گروه را ثابت کند.
حفظ این تفاوت اجازه میدهد همه کاربردهای قرآنی «ج ن د» ـ از سپاهیان فرعون تا جنود سلیمان و نیروهای الهی ـ بدون یکسان ساختن ماهیت آنها و بدون نسبت دادن جزئیات نانوشته به قرآن بررسی شوند.