ریشهٔ قرآنی و ق ت
زمان معین، موعد مقرر و تعیین حد زمانی برای کار یا رویداد
صورتهای قرآنی و لغوی
وَقْت
اسم؛ سه کاربرد قرآنی
مِيقَات
اسم مفرد؛ هفت کاربرد قرآنی
مَوَاقِيت
جمع میقات؛ یک کاربرد قرآنی
مَوْقُوت
اسم مفعول؛ یک کاربرد قرآنی
أُقِّتَتْ
فعل مجهول باب تفعیل؛ یک کاربرد قرآنی
وَقَتَ / يَقِتُ
فعل مجرد در لغت؛ در قرآن نیامده
وَقَّتَ / يُوَقِّتُ
باب تفعیل؛ تنها در صورت أُقِّتَتْ قرآنی است
تَوْقِيت
مصدر؛ در قرآن نیامده
مُوَقَّت
اسم مفعول باب تفعیل؛ در قرآن نیامده
مُوَاقَتَة
مصدر باب مفاعله؛ در قرآن نیامده
مَوْقِت
صورت لغوی و شعری؛ در قرآن نیامده
۱. معرفی ریشه و صورتهای قرآنی
ریشهٔ سهحرفی «و ق ت» در زبان عربی با زمان، تعیین موعد و مشخص کردن حد زمانی یک کار یا رویداد ارتباط دارد. «وقت» میتواند بخشی از زمان باشد که برای کاری شناخته یا تعیین شده است؛ «میقات» بیشتر موعد یا جایگاه تعیینشده برای تحقق امری را نشان میدهد؛ و «موقوت» وصف چیزی است که زمان یا حد زمانی آن مقرر شده است.
در قرآن این ریشه درباره نشانههای تعیین وقت، صلات، دیدارهای مقرر، گردآوری اشخاص در زمانی معلوم و روز فصل به کار رفته است.
این ریشه در قرآن ۱۳ بار، در ۱۳ آیه از ۱۰ سوره آمده است. صورتهای مهم آن عبارتاند از:
- وَقْت: زمان، هنگام یا حد زمانی معین. استفاده در قرآن: بلی؛ سه بار.
- مِيقَات: موعد مقرر، زمان تعیینشده برای کاری یا دیداری. استفاده در قرآن: بلی؛ هفت بار.
- مَوَاقِيت: موعدها و نشانههای تعیین وقت؛ جمع «میقات». استفاده در قرآن: بلی؛ یک بار.
- مَوْقُوت: دارای وقت معین یا حد زمانی مقرر. استفاده در قرآن: بلی؛ یک بار.
- أُقِّتَتْ: برای آن وقت تعیین شد یا در موعد مقرر قرار داده شد؛ فعل مجهول از باب تفعیل. استفاده در قرآن: بلی؛ یک بار.
- وَقَتَ / يَقِتُ: وقت تعیین کردن و حد زمانی چیزی را مشخص ساختن. استفاده در قرآن: خیر، در این صورت فعلی.
- وَقَّتَ / يُوَقِّتُ: زمانبندی کردن و وقت مقرر ساختن. استفاده در قرآن: بلی، تنها در صورت «أُقِّتَتْ» که همزه در آغاز آن جانشین واو شده است.
- تَوْقِيت: تعیین وقت و زمانبندی. استفاده در قرآن: خیر، در این صورت مصدری.
- مُوَقَّت: زمانبندیشده و محدود به زمان معین. استفاده در قرآن: خیر، در همین صورت.
- مُوَاقَتَة: قرار زمانی گذاشتن یا وقت معینی را برای کاری میان طرفها تعیین کردن. استفاده در قرآن: خیر.
- مَوْقِت: زمان یا جایگاه مقرر. استفاده در قرآن: خیر، در این صورت.
در قرآن، همهٔ کاربردهای این ریشه به نحوی با تعیین و شناخت زمان ارتباط دارند. با این حال، «میقات» در زبان عربی میتواند معنای مکانی نیز داشته باشد و در بعضی آیات، زمان و جایگاه ملاقات به یکدیگر پیوند میخورند.
۲. هستهٔ معنایی ریشه در زبان عربی
وقت؛ بخشی از زمان با حد مشخص
در زبان عربی، «وَقْت» به مقدار یا بخشی از زمان گفته میشود. هنگامی که برای کاری زمان معینی مقرر میکنند، آن کار «موقوت» یا «مؤقت» میشود.
تعبیر «وَقَتَ الشَّيْءَ» به معنای تعیین کردن وقت یا حد چیزی ثبت شده است. «وَقَّتَ لَهُ يَوْمًا» نیز یعنی روزی را برای آن تعیین کرد.
در این کاربردها، توجه بر مشخص بودن زمان یا حد آن است. برای نمونه، تفاوت دارد که گفته شود کاری در آینده انجام خواهد شد یا گفته شود آن کار برای روز معینی مقرر شده است.
در حالت نخست، تنها از آینده بودن رویداد آگاه میشویم. در حالت دوم، زمان وقوع یا انجام آن نیز تعیین شده است.
از همینجا میتوان میان «زمان» بهعنوان گستره عمومی گذشته، حال و آینده، و «وقت» بهعنوان بخشی مشخص از آن تفاوت گذاشت.
با این حال، نباید این تفاوت را مطلق کرد. در عربی، «وقت» میتواند در بیان عمومی زمان نیز به کار رود و «زمان» ممکن است با قید و وصف به دورهای کاملا مشخص اشاره کند.
بنابراین، گرایش اصلی ریشه «و ق ت» تعیین و تحدید زمان است، نه اینکه همیشه یک لحظه دقیق و کوتاه را بیان کند.
مفردات، مصباح و لسان العرب؛ وقت و تعیین حد زمانی
آیا وقت حتما یک لحظه است؟
خیر. وقت ممکن است یک لحظه، یک بازه، یک روز یا دورهای معین باشد.
برای نمونه، تعیین وقت یک دیدار ممکن است به لحظه آغاز آن اشاره کند. اما وقتی از وقت انجام کاری سخن میرود، ممکن است آن کار در بازهای مشخص انجامپذیر باشد.
در قرآن نیز «مِيقَاتُ رَبِّهِ» در اعراف ۷:۱۴۲ با چهل شب ارتباط دارد؛ بنابراین، نمیتوان همه کاربردهای ریشه را به یک نقطه زمانی بدون امتداد محدود کرد.
همچنین در نساء ۴:۱۰۳، «مَوْقُوتًا» درباره صلات آمده است. این وصف، زماندار بودن تکلیف را نشان میدهد، ولی بهتنهایی تعیین نمیکند که وقت آن یک لحظه است یا بازهای با آغاز و پایان.
این تفاوت باید در هر کاربرد جداگانه بررسی شود.
از موعد زمانی تا جایگاه ملاقات
«مِيقَات» در زبان عربی عمدتا به وقت مقرر برای انجام کاری اشاره میکند، اما برای مکان تعیینشدهٔ یک عمل یا ملاقات نیز به کار رفته است.
این گسترش قابل فهم است. هنگامی که برای دیدار یا انجام کاری وقت معین میشود، ممکن است مکانی نیز برای آن تعیین گردد. بهتدریج نام موعد میتواند بر جایگاه آن عمل نیز اطلاق شود.
با این حال، تعیین وقت و تعیین مکان دو مفهوم مستقلاند. هر میقات زمانی، لزوما مکان ویژهای ندارد؛ و هر کاربرد مکانی این واژه نیز نباید در ترجمه صرفا «زمان» معرفی شود.
در کاربردهای مربوط به حج، واژه «میقات» در زبان فقهی پساقرآنی برای جایگاههای معینی به کار رفته که آغاز برخی اعمال به آنها وابسته شده است. این کاربرد زبانی ثبت شده است، ولی احکام و مکانهای تعیینشده در فقه را نمیتوان صرفا از معنای ریشه «و ق ت» به قرآن نسبت داد.
شواهد عربی کهن
در رجز منسوب به عجاج، شاعر دورهٔ اموی، آمده است:
وَالْجَامِعُ النَّاسَ لِيَوْمِ الْمَوْقِتِ
یعنی: «و آنکه مردم را برای روز مقرر گرد میآورد.»
«المَوْقِت» در این عبارت به وقت یا موعد معین ارتباط دارد. پیوند آن با گردآوری مردم نشان میدهد که ریشه در بیان زمانی که جمع شدن در آن مقرر است به کار رفته است.
این شاهد از زبان عربی سده نخست هجری است و نباید شعر جاهلی معرفی شود.
صحاح جوهری، مادهٔ وقت؛ شاهد عجاج و صورت مَوْقِت
در توضیحهای لغوی همچنین تعبیر «الهِلَالُ مِيقَاتُ الشَّهْرِ» ثبت شده است؛ یعنی هلال نشانهٔ تعیین آغاز ماه است.
این کاربرد نشان میدهد که «میقات» همیشه خودِ زمان نیست؛ گاهی چیزی است که زمان به وسیله آن شناخته میشود.
البته ثبت این تعبیر در منابع لغوی متأخر، بهتنهایی زمان نخستین کاربرد آن را اثبات نمیکند. شاهد مستقل و روشنتر این معنا در خود قرآن، بقره ۲:۱۸۹ است.
اساس البلاغة، مادهٔ وقت؛ هلال و میقات ماه
برای این ریشه، شاهد شعری قابل اطمینانی که زمان سرودن آن قطعا پیش از اسلام باشد و بتوان با همان اطمینان نقل کرد، در دادههای بررسیشده به دست نیامد. بنابراین، به جای ساختن شاهد جاهلی، کاربردهای مستند عربی کهن و خود قرآن مبنای تحلیل قرار میگیرند.
۳. مواقيت؛ نشانههای شناخت و تنظیم زمان
بقره ۲:۱۸۹؛ هلالها و تعیین وقت
متن آیه
يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَٰكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَىٰ وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
ترجمه فارسی
از تو درباره هلالها میپرسند. بگو: «آنها نشانههای تعیین وقت برای مردم و حجاند.» و نیکی آن نیست که از پشت خانهها وارد شوید، بلکه نیکی از آنِ کسی است که پروا کند. و از درهای خانهها وارد شوید و از آن معبود یگانه پروا کنید، باشد که رستگار شوید.
بررسی کاربرد
«مَوَاقِيت» جمع «مِيقَات» است. در این آیه، هلالها بهعنوان مواقيت برای مردم و حج معرفی شدهاند.
این کاربرد اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا خود قرآن میان نشانه آسمانی و شناخت زمان ارتباط برقرار میکند.
دگرگونیهای دیدنی ماه به مردم امکان میدهد که گذر دورههای ماهانه را بشناسند و زمان کارها و مناسک خود را تعیین کنند.
اما عبارت «لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ» را نباید نادیده گرفت. قرآن تنها نمیگوید هلالها برای حجاند؛ نخست از مردم سخن میگوید و سپس حج را جداگانه ذکر میکند.
بنابراین، کاربرد هلالها در تعیین وقت، گستردهتر از یک مناسک خاص است.
در عین حال، از این آیه بهتنهایی نمیتوان همه جزئیات یک روش تقویمی را استخراج کرد. اینکه آغاز ماه در هر منطقه چگونه احراز شود یا اختلاف افقها چه اثری بر تعیین روزهای عبادی داشته باشد، مسائل مستقلی هستند که به بررسی شواهد دیگر نیاز دارند.
واژه «مواقيت» به خودی خود حکم نمیکند که هر فرد باید شخصا هلال را ببیند، یا اینکه مشاهده در یک منطقه برای تمام مناطق زمین کافی است.
معنای مستقیم آن در این آیه، نقش هلالها در شناخت و تعیین وقت است.
همچنین «مواقيت» به معنای خودِ «ماهها» نیست، هرچند هلالها برای شناخت ماهها به کار میروند. «شَهْر» واحد ماهانه زمان است؛ «هلال» نشانهای دیدنی، و «میقات» موعد یا نشانه تعیین وقت.
این سه مفهوم در یک نظام زمانی با یکدیگر ارتباط دارند، اما مترادف نیستند.
وقت و حج
نام بردن از حج در این آیه نشان میدهد که مناسک حج با زمانی شناختهشده ارتباط دارند.
در بقره ۲:۱۹۷ نیز آمده است:
«الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ».
یعنی حج در ماههای معلوم است.
این دو آیه یکدیگر را روشن میکنند: هلالها در شناخت و شمارش دورههای زمانی نقش دارند و حج نیز در ماههای شناختهشده قرار گرفته است.
با این حال، از کنار هم گذاشتن آنها نباید نتیجه گرفت که خود واژه «میقات» در بقره ۲:۱۸۹ به معنای یک محل جغرافیایی خاص برای آغاز احرام است.
در این آیه، متعلق سخن «الأهلة» است؛ یعنی نشانههای آسمانیِ مربوط به زمان. موضوع اصلی تعیین وقت است، نه فهرست مکانهای ورود به مناسک.
شناخت جایگاه حج، مناسک واقعی آن، امنیت مردم و حدود احکامش به بررسی مستقل آیات حج نیاز دارد.
۴. مَوْقُوت؛ صلات بهعنوان تکلیفی دارای وقت مقرر
نساء ۴:۱۰۳
متن آیه
فَإِذَا قَضَيْتُمُ الصَّلَاةَ فَاذْكُرُوا اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِكُمْ فَإِذَا اطْمَأْنَنْتُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَابًا مَوْقُوتًا
ترجمه فارسی
پس هنگامی که صلات را به انجام رساندید، آن معبود یگانه را در حال ایستاده و نشسته و بر پهلوهایتان یاد کنید. پس هنگامی که آرامش یافتید، صلات را برپا دارید؛ بیگمان صلات بر مؤمنان تکلیفی با وقت مقرر بوده است.
بررسی کاربرد
«مَوْقُوتًا» اسم مفعول از ریشه «و ق ت» است. در این ساخت، چیزی توصیف میشود که برای آن وقت یا حد زمانی تعیین شده است.
در عبارت «كِتَابًا مَوْقُوتًا»، واژه «موقوت» وصف «کتابا» است.
بنابراین، نباید آن را بهصورت مستقل و جدا از «کتاب» معنا کرد. آیه از صلات بهعنوان امری مقرر بر مؤمنان سخن میگوید که زمان آن نیز تعیین شده است.
«کِتَابًا» در این سیاق به نوشتهای که صرفا برای مطالعه روی کاغذ قرار گرفته باشد اشاره نمیکند؛ بلکه با امری مقرر و الزامآور ارتباط دارد.
«مَوْقُوتًا» ویژگی زمانی این امر مقرر را بیان میکند.
پس ترکیب، دو جنبه مرتبط دارد: اصل مقرر بودن صلات و وقتدار بودن آن.
این نکته با سیاق آیه نیز سازگار است. در آیات پیشین، وضعیت خطر و شیوه برگزاری صلات مطرح شده است. سپس از یاد خداوند در حالتهای گوناگون و برپایی صلات پس از بازگشت آرامش سخن میرود.
در نتیجه، اصل صلات در وضعیتهای متفاوت انسانی حضور دارد، اما نحوه انجام آن ممکن است با شرایط واقعی ارتباط پیدا کند.
آیا «موقوتا» شمار دقیق اوقات را تعیین میکند؟
خیر. خود این واژه تنها وقتدار بودن صلات را بیان میکند.
از «موقوتا» نمیتوان بهتنهایی نتیجه گرفت که صلات دقیقا در چند نوبت روزانه مقرر شده، هر نوبت در چه دقیقهای آغاز میشود، یا چه مدت ادامه دارد.
برای شناخت اوقات باید آیات دیگر نیز بررسی شوند؛ از جمله اسراء ۱۷:۷۸، هود ۱۱:۱۱۴ و بقره ۲:۲۳۸.
اما این محدودیت به معنای بیاهمیت بودن زمان نیست.
آیه صریحا نشان میدهد که صلات، عملی کاملا رها از وقت نیست. زمانمند بودن در ساخت حکم آن جای دارد.
از سوی دیگر، زمانمند بودن به معنای تبدیل تمام حقیقت صلات به رعایت ساعت نیز نیست. قرآن برای صلات، آثار و ویژگیهای دیگری چون یاد خداوند، طهارت، آگاهی، قیام، رکوع و سجود را نیز بیان کرده است.
بنابراین، وقت یکی از عناصر واقعی صلات است، نه جایگزین همه عناصر آن.
وقت مقرر و شرایط اضطراری
در نساء ۴:۱۰۳، فرمان برپایی صلات پس از آرامش آمده است، در حالی که آیات پیشین از صلات در وضعیت خطر سخن گفتهاند.
این پیوند نشان میدهد که وقتدار بودن یک تکلیف، ضرورتا به معنای یکسان بودن تمام شیوههای انجام آن در همه شرایط نیست.
اصل وقتدار بودن باقی است، اما چگونگی عمل در وضعیت خوف باید از خود آیات مربوط به خوف و امنیت شناخته شود.
از این رو، نه میتوان به بهانه انعطاف در شرایط دشوار، اصل وقتدار بودن صلات را نادیده گرفت، و نه میتوان از «موقوتا» نتیجه گرفت که تمام جزئیات صورت عادی صلات باید بدون توجه به خطر و وضعیت انسان اجرا شوند.
ریشه «و ق ت» حد زمانی را روشن میکند؛ حدود انعطاف در انجام مسئولیت از مجموع فرمانهای همان موضوع به دست میآید.
۵. میقات؛ قرار مقرر و دیدار در زمان مشخص
اعراف ۷:۱۴۲؛ میقات چهلشبه موسی
متن آیه
وَوَاعَدْنَا مُوسَىٰ ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَقَالَ مُوسَىٰ لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ
ترجمه فارسی
و با موسی برای سی شب وعده قرار دادیم و آن را با ده شب کامل کردیم؛ پس میقات پروردگارش چهل شب کامل شد. و موسی به برادرش هارون گفت: «در میان قومم جانشین من باش و اصلاح کن و راه فسادگران را پیروی مکن.»
بررسی کاربرد
«مِيقَاتُ رَبِّهِ» در این آیه با یک دوره زمانی مشخص پیوند دارد.
نخست سی شب مطرح شده و سپس ده شب به آن افزوده شده است. حاصل، چهل شب است.
این ساخت اهمیت دارد؛ زیرا نشان میدهد «میقات» لزوما یک لحظه کوتاه نیست. در اینجا موعد مقرر با دورهای چهلشبه ارتباط دارد.
همچنین فعلهای «وَاعَدْنَا»، «أَتْمَمْنَاهَا» و «تَمَّ» در تعیین معنای سیاقی نقش دارند. وعده و قرار، مدت و کامل شدن آن در کنار یکدیگر آمدهاند.
اما خود «میقات» مترادف «چهل شب» نیست. چهل شب، مقدار زمانیِ این میقات مشخص است.
از این تفاوت میتوان نتیجه گرفت که معنای عمومی میقات، زمان یا قرار مقرر است؛ مقدار آن ممکن است در هر سیاق متفاوت باشد.
همچنین نسبت دادن میقات به پروردگار موسی به معنای وابستگی خداوند به زمان نیست. عبارت از قرار و موعدی سخن میگوید که در رابطه میان خداوند و موسی مقرر شده است.
از این رو، نباید «مِيقَاتُ رَبِّهِ» را به محدود شدن وجود خداوند در دورهای چهلشبه معنا کرد.
اعراف ۷:۱۴۳؛ آمدن موسی به میقات
متن آیه
وَلَمَّا جَاءَ مُوسَىٰ لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَنْ تَرَانِي وَلَٰكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَىٰ صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ
ترجمه فارسی
و هنگامی که موسی به میقات ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت، گفت: «پروردگارا، خود را به من نشان بده تا به تو بنگرم.» فرمود: «مرا نخواهی دید؛ ولی به کوه بنگر، پس اگر در جای خود استوار ماند، مرا خواهی دید.» پس هنگامی که پروردگارش بر کوه تجلی کرد، آن را درهم کوبید و موسی بیهوش بر زمین افتاد. پس هنگامی که به هوش آمد، گفت: «منزهی تو؛ به سوی تو بازگشتم و من نخستین مؤمنانم.»
بررسی کاربرد
در این آیه، «لِمِيقَاتِنَا» همراه فعل «جَاءَ» آمده است.
موسی به میقات میآید. همین ترکیب نشان میدهد که موعد مقرر میتواند با حضور یافتن در جایگاهی معین نیز ارتباط داشته باشد.
اما باید میان دو چیز تفاوت گذاشت: معنای خود واژه و واقعیت ملاقات در سیاق.
از «جاء موسى لميقاتنا» میتوان دریافت که موسی برای تحقق قرار مقرر حضور یافته است. این حضور در داستان، بُعد مکانی نیز دارد.
ولی از خود واژه «میقات» نمیتوان نتیجه گرفت که خداوند در مکانی محدود قرار گرفته یا موعد الهی همانند ملاقات دو انسان در یک فضای مشترک جسمانی بوده است.
آیه سخن گفتن پروردگار با موسی را بیان میکند، اما کیفیت آن را نباید صرفا از واژه «میقات» استخراج کرد.
بنابراین، در این آیه «موعد مقرر ما» یا «قرار مقرر ما» میتواند معنای اصلی را حفظ کند؛ توضیح مکان و چگونگی رویداد باید در تأمل سیاقی بررسی شود.
اعراف ۷:۱۵۵؛ انتخاب هفتاد نفر برای میقات
متن آیه
وَاخْتَارَ مُوسَىٰ قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلًا لِمِيقَاتِنَا فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ قَالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَكْتَهُمْ مِنْ قَبْلُ وَإِيَّايَ أَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ السُّفَهَاءُ مِنَّا إِنْ هِيَ إِلَّا فِتْنَتُكَ تُضِلُّ بِهَا مَنْ تَشَاءُ وَتَهْدِي مَنْ تَشَاءُ أَنْتَ وَلِيُّنَا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنْتَ خَيْرُ الْغَافِرِينَ
ترجمه فارسی
و موسی از قوم خود هفتاد مرد برای میقات ما برگزید. پس هنگامی که لرزش آنان را فراگرفت، گفت: «پروردگارا، اگر میخواستی آنان و مرا پیش از این هلاک میکردی. آیا ما را به سبب آنچه سبکخردان ما انجام دادهاند هلاک میکنی؟ این جز آزمون تو نیست؛ هر که را بخواهی با آن گمراه میسازی و هر که را بخواهی هدایت میکنی. تو سرپرست مایی؛ پس ما را بیامرز و بر ما رحمت آور، و تو بهترین آمرزندگانی.»
بررسی کاربرد
در این آیه نیز «لِمِيقَاتِنَا» آمده است، اما این بار موسی هفتاد نفر از قوم خود را برای آن برمیگزیند.
پس میقات میتواند قراری باشد که اشخاص معینی برای حضور در آن انتخاب میشوند.
این کاربرد با معنای موعد مقرر سازگار است. وجود شرکتکنندگان معین و رویدادی که در جریان قرار رخ میدهد، مفهوم ملاقات و اجتماع را برجسته میکند.
با این حال، نباید تنها به سبب تکرار «لميقاتنا»، تمام جزئیات این رویداد را بیبررسی با واقعه اعراف ۷:۱۴۳ یکی دانست.
همچنین عدد هفتاد، شمار افراد انتخابشده است؛ جزئی از معنای لغوی میقات نیست.
در نتیجه، دو آیهٔ اعراف ۷:۱۴۳ و اعراف ۷:۱۵۵ نشان میدهند که میقات میتواند محل و زمان تحقق یک قرار را در سیاق دربر گیرد، ولی تعریف آن نباید به یک مکان خاص یا یک رویداد تاریخی محدود شود.
شعراء ۲۶:۳۸؛ میقات روز معلوم
متن آیه
فَجُمِعَ السَّحَرَةُ لِمِيقَاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ
ترجمه فارسی
پس ساحران برای موعد روزی معلوم گردآورده شدند.
بررسی کاربرد
در این آیه، میقات درباره گردآوری ساحران در داستان موسی و فرعون آمده است.
«لِمِيقَاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ» موعدی را بیان میکند که به روز معینی وابسته است.
اینجا میقات به قرار اجتماع و رویارویی مربوط میشود. زمانِ شناختهشده، زمینه گردآوری اشخاص را فراهم میکند.
در این کاربرد، برخلاف اعراف ۷:۱۴۲، دوره چهلشبهای مطرح نیست؛ بلکه موعد روزی مشخص در نظر است.
این تفاوت نشان میدهد که «میقات» مقدار ثابتی از زمان نیست. بسته به موضوع میتواند با یک روز، یک دوره یا لحظهای تعیینشده ارتباط داشته باشد.
همچنین «مَعْلُومٍ» وصف روز است. شناخته بودن موعد از این وصف و سیاق روشن میشود؛ نه اینکه هر وقتِ مقرر ضرورتا برای تمام مردم شناختهشده باشد.
۶. وقت معین و دانایی به زمان وقوع رویداد
اعراف ۷:۱۸۷؛ وقت قیامت و محدودیت دانش انسان
متن آیه
يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِنْدَ رَبِّي لَا يُجَلِّيهَا لِوَقْتِهَا إِلَّا هُوَ ثَقُلَتْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَا تَأْتِيكُمْ إِلَّا بَغْتَةً يَسْأَلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِيٌّ عَنْهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِنْدَ اللَّهِ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ
ترجمه فارسی
از تو درباره ساعت میپرسند که چه زمانی فرا میرسد. بگو: «دانش آن تنها نزد پروردگار من است. جز او هیچ کس آن را در وقت خودش آشکار نمیکند. بر آسمانها و زمین سنگین است؛ جز ناگهانی به سراغ شما نمیآید.» از تو میپرسند، گویی از آن آگاهی کاملی داری. بگو: «دانش آن تنها نزد آن معبود یگانه است، ولی بیشتر مردم نمیدانند.»
بررسی کاربرد
«لِوَقْتِهَا» از اسم «وقت» و ضمیر «ها» ساخته شده است. این ضمیر به «السَّاعَة» برمیگردد.
آیه میگوید ساعت، وقتی دارد که آشکار شدن آن به خداوند تعلق دارد.
نکته مهم آن است که تعیین داشتن وقت با شناخته بودن آن برای انسان یکسان نیست.
قرآن بهروشنی میان وجود وقت و دانش نسبت به آن تفاوت میگذارد. اینکه رویدادی وقت معینی دارد، به معنای آن نیست که پیامبر یا دیگر انسانها از آن وقت آگاهاند.
آیه حتی تأکید میکند که قیامت جز ناگهانی فرا نمیرسد.
بنابراین، از ریشه «و ق ت» نمیتوان نتیجه گرفت که زمان هر رویداد مقرر را میتوان با نشانهها یا محاسبات انسانی کشف کرد.
در این آیه، وقت قیامت واقعی است؛ اما دانایی به آن در اختیار خداوند معرفی شده است.
از سوی دیگر، نباید «وقت» را به معنای خودِ قیامت گرفت. قیامت رویداد است و وقت، هنگام وقوع آن.
حجر ۱۵:۳۸؛ روز وقت معلوم
متن آیه
إِلَىٰ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ
ترجمه فارسی
تا روزِ وقت معلوم.
بررسی کاربرد
این عبارت در پاسخ به درخواست ابلیس درباره مهلت یافتن آمده است.
در اینجا «الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ» زمان یا موعدی را توصیف میکند که برای پایان مهلت یا تحقق رویدادی مقرر شده است.
«مَعْلُومِ» وصف «وقت» است؛ اما آیه نام کسی را که جزئیات این وقت را میداند، در خود این عبارت مشخص نمیکند.
از همین رو، نمیتوان تنها با استناد به «معلوم» نتیجه گرفت که ابلیس یا انسانها تاریخ دقیق آن را میدانند.
سیاق نشان میدهد که درخواست ابلیس با حدی روبهرو شده است؛ اما تعیین دقیق آن حد و نسبتش با مراحل رستاخیز باید از مجموعه آیات بررسی شود.
ص ۳۸:۸۱
متن آیه
إِلَىٰ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ
ترجمه فارسی
تا روزِ وقت معلوم.
بررسی کاربرد
همین عبارت در سوره ص نیز تکرار شده است.
در اینجا نیز «وقت معلوم» یک موعد تعیینشده است. تکرار لفظ بهتنهایی اطلاعات تازهای درباره تاریخ دقیق آن موعد به دست نمیدهد.
نکته اصلی در هر دو آیه، محدود بودن مهلت است. در مقابل درخواست ابلیس برای مهلت یافتن، حدی مقرر معرفی میشود.
با این حال، خود این تعبیر نه تاریخ قیامت را مشخص میکند و نه به انسان اختیار میدهد که درباره زمان آن ادعای دانش قطعی کند.
پس معنای پایه «وقت» در هر دو آیه ثابت است: هنگامی مقرر و شناختهشده در چارچوب علم و فرمان الهی.
۷. میقات روز فصل؛ زمان گردآوری و داوری
دخان ۴۴:۴۰
متن آیه
إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ مِيقَاتُهُمْ أَجْمَعِينَ
ترجمه فارسی
بیگمان روز فصل، موعد مقرر همه آنان است.
بررسی کاربرد
«مِيقَاتُهُمْ» از «میقات» و ضمیر جمع ساخته شده است.
در این آیه، روز فصل موعد همه کسانی معرفی میشود که موضوع سخناند.
«أَجْمَعِينَ» شمول و همگانی بودن را تأکید میکند. با این حال، اصل گردآوری یا همگانی بودن از ریشه «و ق ت» به دست نمیآید؛ ضمیر جمع، تعبیر روز فصل و واژه «أجمعین» این معنا را در سیاق کامل میکنند.
«میقات» بر موعد مقرر تأکید دارد.
همچنین روز فصل را نباید صرفا به یک نقطه زمانی بدون رخداد تبدیل کرد. در این سیاق، موعد با جداسازی و داوری ارتباط دارد؛ ولی ماهیت فصل و داوری از ریشه «ف ص ل» و مجموعه آیات شناخته میشود.
واقعه ۵۶:۵۰
متن آیه
لَمَجْمُوعُونَ إِلَىٰ مِيقَاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ
ترجمه فارسی
بیگمان برای موعد روزی معلوم گردآورده خواهند شد.
بررسی کاربرد
در این آیه، «ميقات» همراه با «لَمَجْمُوعُونَ» آمده است؛ «مجموعون» اسم مفعولِ جمع مذکر از ریشهٔ «ج م ع» است.
«لَمَجْمُوعُونَ» از گردآورده شدن سخن میگوید و «إِلَىٰ مِيقَاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ» مقصد زمانی این گردآوری را مشخص میکند.
به این ترتیب، گردآوری و موعد دو مفهوم مرتبطاند، اما مترادف نیستند.
ممکن است برای کاری موعدی مقرر باشد، بیآنکه موضوع آن گردآوری افراد باشد؛ چنانکه در نساء ۴:۱۰۳، سخن از وقتدار بودن صلات است.
در این آیه، نوع رویداد سبب شده که میقات با گردآوری پیوند پیدا کند.
وصف «معلوم» نیز بار دیگر به روز اضافه شده است. اما آیه نمیگوید که تاریخ این روز برای تمام انسانها آشکار است.
نبأ ۷۸:۱۷
متن آیه
إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ كَانَ مِيقَاتًا
ترجمه فارسی
بیگمان روز فصل، موعدی مقرر بوده است.
بررسی کاربرد
در این آیه، «مِيقَاتًا» خبر «كان» است.
روز فصل بهعنوان موعدی مقرر معرفی میشود. برخلاف دخان ۴۴:۴۰، در اینجا ضمیر «هم» وجود ندارد؛ اصل موعد بودن روز فصل بیان شده است.
این کاربرد نشان میدهد که میقات میتواند وصف زمانی خود یک رویداد مهم باشد، نه فقط قرار میان دو شخص.
در آیات پس از آن، از دمیده شدن در صور و آمدن مردم به صورت گروهها سخن میرود.
بنابراین، موضوع موعد با وقوع رویدادهایی در روز فصل پیوند دارد؛ اما خود «میقات» به معنای صور، گردآوری یا داوری نیست.
۸. أُقِّتَتْ؛ مقرر شدن وقت برای رسولان
مرسلات ۷۷:۱۱
متن آیه
وَإِذَا الرُّسُلُ أُقِّتَتْ
ترجمه فارسی
و هنگامی که برای رسولان وقت مقرر شود.
بررسی کاربرد
«أُقِّتَتْ» تنها فعل بهکاررفته از ریشه «و ق ت» در قرآن است.
این صورت در ساختمان صرفی با «وُقِّتَتْ» ارتباط دارد؛ فعلی مجهول از باب تفعیل که به تعیین وقت برای چیزی اشاره میکند.
همزه آغازین در «أُقِّتَتْ» نباید سبب شود آن را از ریشهای مستقل به صورت «أ ق ت» بدانیم. در زبان عربی، تبدیل واو آغازین به همزه در بعضی ساختهای آوایی ثبت شده است.
در قرائتها و نقلهای زبانی کهن، صورتهای مربوط به «وُقِّتَتْ» و «وُقِتَتْ» نیز گزارش شدهاند. این تفاوتها به ساختمان صرفی و تلفظ واژه مربوطاند، در حالی که میدان اصلی معنا همچنان با وقت و تعیین موعد ارتباط دارد.
لسان العرب، مادهٔ وقت؛ أُقِّتَتْ و صورتهای قرائتیِ واوی
وقت چه چیزی تعیین میشود؟
در این آیه، «الرُّسُلُ» موضوع فعل است. ساخت مجهول نشان میدهد که وقت یا قرار آنان مقرر میشود، اما خود عبارت کوتاه آیه جزئیات آن را بیان نمیکند.
برای فهم بهتر باید به آیات پس از آن مراجعه کرد.
در مرسلات ۷۷:۱۲ پرسیده میشود:
«لِأَيِّ يَوْمٍ أُجِّلَتْ».
و در مرسلات ۷۷:۱۳ پاسخ میآید:
«لِيَوْمِ الْفَصْلِ».
این پیوند نشان میدهد که مقرر شدن وقت رسولان با روز فصل ارتباط دارد.
از اینجا میتوان فهمید که موضوع آیه صرفا تعیین زمان فرستاده شدن رسولان در زندگی دنیوی نیست؛ بلکه در سیاق روز فصل و داوری نهایی قرار گرفته است.
با این حال، «أُقِّتَتْ» را نباید بدون توضیح به «رسولان گردآورده شدند» ترجمه کرد. گرچه اجتماع رسولان در موعد مقرر میتواند یکی از نتایج سیاقی باشد، فعل به خودی خود بر تعیین وقت تأکید دارد.
برای گردآوری، قرآن ریشه «ج م ع» را نیز به کار میبرد؛ چنانکه در واقعه ۵۶:۵۰ دیده شد.
بنابراین، ترجمه «برای رسولان وقت مقرر شود» معنای فعلی را حفظ میکند. توضیح اینکه این موعد چه نسبتی با حضور رسولان برای گواهی و داوری دارد، به تأمل آیات روز فصل تعلق میگیرد.
۱۰. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
برای اسم «وَقْت»، معادلهای «وقت»، «زمان» و «هنگام» مناسباند. در عبارتی مانند «لِوَقْتِهَا» در اعراف ۷:۱۸۷، «در وقت خودش» یا «در هنگام مقرر آن» طبیعی است.
در عبارت «الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ»، «وقت معلوم» معادل مستقیم و وفادار به لفظ است. افزودن تاریخ یا مصداقی مشخص به ترجمه مجاز نیست.
برای «مِيقَات»، معادلهای «موعد»، «موعد مقرر» و «قرار مقرر» مناسباند.
در اعراف ۷:۱۴۲، «میقات پروردگارش چهل شب کامل شد» رابطه اسم با مدت را حفظ میکند.
در اعراف ۷:۱۴۳ و اعراف ۷:۱۵۵، «میقات ما» یا «موعد مقرر ما» میتواند به کار رود. اگر در متن توضیحی، جایگاه ملاقات نیز مورد بحث باشد، باید روشن شود که این بعد از سیاق آیه شناخته شده است.
در شعراء ۲۶:۳۸، «برای موعد روزی معلوم» مناسب است.
در دخان ۴۴:۴۰ و نبأ ۷۸:۱۷، «موعد مقرر» معنای اصلی را منتقل میکند.
برای «مَوَاقِيت»، در بقره ۲:۱۸۹، «نشانههای تعیین وقت» از ترجمه صرف «زمانها» روشنتر است؛ زیرا آیه خودِ هلالها را بهعنوان وسیله شناخت زمان معرفی میکند.
برای «مَوْقُوتًا» در نساء ۴:۱۰۳، «دارای وقت مقرر» یا «زمانبندیشده» مناسب است. در ترکیب کامل «كِتَابًا مَوْقُوتًا»، «تکلیفی با وقت مقرر» معنای نحوی و سیاقی را بهتر منتقل میکند.
برای «أُقِّتَتْ» در مرسلات ۷۷:۱۱، «برای آنان وقت مقرر شد» ترجمهای نزدیک به ساخت فعل است. تعبیر «گردآورده شدند» بدون توضیح، جایگزین مستقیم فعل نیست.
در تمام این موارد، ترجمه باید میان زمانِ یک رویداد، موعد انجام یک کار و مکان احتمالی ملاقات تفاوت بگذارد.
۱۱. جمعبندی نهایی
ریشه «و ق ت» در زبان عربی به تعیین زمان، مشخص کردن موعد و قرار گرفتن کار یا رویداد در محدودهای شناخته یا مقرر اشاره دارد.
در قرآن این ریشه چهار شاخه کاربردی دارد: «وقت» بهعنوان زمان یا هنگام معین؛ «میقات» و «مواقیت» بهعنوان موعدهای مقرر یا نشانههای تعیین زمان؛ «موقوت» بهعنوان وصف چیزی که وقت آن تعیین شده؛ و «أُقِّتَتْ» به معنای مقرر شدن وقت.
این کاربردها نشان میدهند که وقت همیشه یک لحظه کوتاه نیست. در میقات موسی، دوره چهلشبه مطرح شده است؛ در موعد ساحران، روزی معلوم؛ و در موضوع صلات، اصل زماندار بودن یک مسئولیت.
همچنین تعیین بودن زمان با دانسته بودن آن برای همه انسانها یکسان نیست. قرآن از وقت قیامت سخن میگوید، اما دانش زمان وقوع آن را به خداوند اختصاص میدهد.
بنابراین، وقت داشتن یک رویداد، به معنای توانایی انسان برای شناخت یا محاسبه زمان دقیق آن نیست.
از سوی دیگر، «میقات» میتواند در زبان عربی با مکان ملاقات نیز ارتباط پیدا کند، اما نباید تمام کاربردهای آن را مکانی دانست. در بقره ۲:۱۸۹، هلالها نشانههای تعیین وقتاند؛ در اعراف ۷:۱۴۳، قرار مقرر با حضور موسی پیوند دارد؛ و در نبأ ۷۸:۱۷، روز فصل خود موعدی مقرر معرفی میشود.
نکته مهم دیگر آن است که وقت، ماه، روز، اجل و وعده با یکدیگر ارتباط دارند، اما هیچیک را نمیتوان در همه آیات جای دیگری نشاند.
تعریف نهایی: «و ق ت» به زمان یا حد زمانی معین و به عمل تعیین کردن آن برای کار، قرار یا رویدادی مشخص اشاره دارد. این تعیین ممکن است ناظر به آغاز، انجام، استمرار یا موعد تحقق یک امر باشد؛ و در کاربردهای مرتبط با ملاقات، میتواند با جایگاه آن نیز پیوند یابد.
از این رو، برای فهم هر کاربرد باید سه موضوع جدا بررسی شود: چه چیزی دارای وقت است، چه حد یا موعدی برای آن تعیین شده، و آیا آیه آن موعد را برای مخاطبان نیز آشکار کرده است یا نه.
این تمایز، هم در فهم اوقات صلات و حج اهمیت دارد و هم در بررسی میقاتهای موسی و موعد روز فصل. معنای ریشه باید حفظ شود، بیآنکه جزئیات آیینی، تاریخی یا غیبیِ اثباتنشده به آن افزوده گردد.