ریشهٔ قرآنی ع ج ب
شگفتی، غیرمنتظره یافتن، پسندیدن و خودپسندی؛ از واکنش به حقیقت تا فریبندگی ظاهر و شگفتی از آفرینش
صورتهای قرآنی و لغوی
عَجِبَ / يَعْجَبُ
ثلاثی مجرد؛ هشت کاربرد قرآنی
أَعْجَبَ / يُعْجِبُ
باب افعال؛ یازده کاربرد قرآنی
عَجَب
اسم؛ پنج کاربرد قرآنی
عَجِيب
وصف؛ دو کاربرد قرآنی
عُجَاب
وصفِ شدت شگفتی؛ یک کاربرد قرآنی
عُجْب
خودپسندی؛ اسم مستقل در قرآن نیامده
تَعَجَّبَ / تَعَجُّب
فعل و مصدر؛ در این صورتها در قرآن نیامده
اِسْتَعْجَبَ / اِسْتِعْجَاب
شگفتزده شدن؛ در قرآن نیامده
عَجَّبَ / تَعْجِيب
به شگفت آوردن؛ در قرآن نیامده
مُعْجِب
اسم فاعل مستقل در قرآن نیامده
مُعْجَب
تحت تأثیر یا خودپسند؛ در قرآن نیامده
مُتَعَجِّب / مُسْتَعْجِب
شگفتزده؛ در قرآن نیامده
أُعْجُوبَة
چیز بسیار شگفتانگیز؛ در قرآن نیامده
عَجَائِب / أَعَاجِيب
شگفتیها؛ در قرآن نیامده
عَجْب
شاخهٔ جسمانی؛ در قرآن نیامده
عُجُوب
دنبالههای باریک تپههای شنی؛ در قرآن نیامده
۱. معرفی ریشه و صورتهای قرآنی
ریشهٔ سهحرفی «ع ج ب» در زبان عربی با شگفتزده شدن در برابر چیزی، بزرگ یا غیرمعمول یافتن آن، و در بعضی کاربردها، پسندیدن یا تحت تأثیر قرار گرفتن ارتباط دارد. همین خانواده در کاربرد دیگری به خودپسندی انسان و بزرگ دیدن خویش نیز گسترش یافته است.
انسان ممکن است از مشاهده چیزی غیرمنتظره شگفتزده شود، سخنی را زیبا یا تأثیرگذار بیابد، توانایی خود را بیش از اندازه بزرگ ببیند، یا حقیقتی را صرفا به سبب ناسازگاری با انتظار پیشین خود بعید بشمارد.
این وضعیتها به یک خانوادهٔ زبانی تعلق دارند، اما از نظر علت، ارزش اخلاقی و نتیجه یکسان نیستند.
در قرآن، ریشهٔ «ع ج ب» ۲۷ بار در ۲۴ آیه از ۱۷ سوره آمده است. از این موارد، هشت کاربرد از فعل ثلاثی مجرد، یازده کاربرد از باب افعال، پنج مورد اسم «عَجَب»، دو مورد وصف «عَجِيب» و یک مورد وصف «عُجَاب» هستند.
پیکرهٔ عربی قرآن؛ ۲۷ کاربرد در پنج دسته
صورتهای مهم این خانواده عبارتاند از:
- عَجِبَ / يَعْجَبُ: شگفتزده شدن، چیزی را غیرمعمول یا دور از انتظار یافتن. استفاده در قرآن: بلی؛ هشت بار در صورتهای مختلف.
- أَعْجَبَ / يُعْجِبُ: موجب شگفتی یا پسند دیگری شدن، توجه او را جلب کردن یا در نظر او خوشایند جلوه کردن. استفاده در قرآن: بلی؛ یازده بار.
- عَجَب: شگفتی یا چیزی که شگفتآور شمرده میشود. استفاده در قرآن: بلی؛ پنج بار.
- عَجِيب: شگفتانگیز، غیرمعمول یا چیزی که موجب تعجب میشود. استفاده در قرآن: بلی؛ دو بار.
- عُجَاب: بسیار شگفتانگیز یا فراتر از حد معمول شگفتی. استفاده در قرآن: بلی؛ یک بار، در ص ۳۸:۵.
- عُجْب: خودپسندی، بزرگ دیدن خود و تحت تأثیر ارزش یا توانایی خویش قرار گرفتن. استفاده در قرآن: خیر، در این صورت اسمی مستقل.
- تَعَجَّبَ / تَعَجُّب: شگفتزده شدن و اظهار شگفتی. استفاده در قرآن: خیر، در این صورت فعلی و مصدری.
- اِسْتَعْجَبَ / اِسْتِعْجَاب: شگفتزده شدن، در بعضی کاربردها با شدت بیشتر. استفاده در قرآن: خیر.
- عَجَّبَ / تَعْجِيب: کسی را به شگفت آوردن. استفاده در قرآن: خیر.
- مُعْجِب: چیزی یا کسی که موجب پسند یا شگفتی دیگری میشود. استفاده در قرآن: خیر، به صورت اسم فاعل مستقل.
- مُعْجَب: شخصی که از چیزی خوشش آمده یا تحت تأثیر آن قرار گرفته است؛ در ترکیب «مُعْجَب بِنَفْسِهِ»، خودپسند. استفاده در قرآن: خیر، به این صورت مستقل.
- مُتَعَجِّب / مُسْتَعْجِب: شگفتزده یا اظهارکننده شگفتی. استفاده در قرآن: خیر.
- أُعْجُوبَة: چیزی بسیار شگفتانگیز و غیرمعمول. استفاده در قرآن: خیر.
- عَجَائِب / أَعَاجِيب: شگفتیها و چیزهای شگفتانگیز. استفاده در قرآن: خیر.
- عَجْب: در کاربرد جسمانیِ کهن، بخش انتهایی ستون پشت یا استخوان مربوط به پایه دم جانور. استفاده در قرآن: خیر.
- عُجُوب: در کاربرد مادی، بخشهای انتهایی و باریکشونده تپههای شنی؛ جمع یکی از صورتهای جسمانی «عجب». استفاده در قرآن: خیر.
این فهرست نشان میدهد که ریشه در عربی دو میدان متمایز دارد: یکی واکنش شگفتی، پسند و بزرگ یافتن؛ و دیگری نام بخشی از ساختمان بدن جانور و کاربردهای مادی وابسته به آن.
در قرآن، همه کاربردها به میدان نخست تعلق دارند.
بنابراین، نباید برای توضیح شگفتی، خودپسندی یا پسندیدن، تصویری ساختگی از استخوان انتهای بدن جانور وارد معنای آیات کرد.
۲. هستهٔ زبانی؛ بزرگ و غیرمعمول یافتن چیزی
عجب؛ واکنش به چیزی بیرون از انتظار
در زبان عربی، «عَجِبَ مِنْهُ» درباره کسی به کار میرود که چیزی را غیرمعمول، دور از انتظار یا برخلاف شناخت و عادت پیشین خود مییابد.
برای مثال، شخصی ممکن است رویدادی را ببیند که پیشتر نظیر آن را ندیده است. این رویداد در نظر او شگفتآور جلوه میکند.
اما علت شگفتی همیشه یکسان نیست.
گاهی شخص از حقیقتی تازه آگاه میشود و شگفتی او آغاز فهم بیشتر است.
گاهی شگفتی از زیبایی، بزرگی یا تناسب چیزی پدید میآید.
گاهی نیز شخص به سبب وابستگی به تصور پیشین خود، امری را که دلایل روشن دارد بعید میشمارد.
پس شگفتی بهخودیخود ثابت نمیکند که شخص حقیقت را شناخته یا آن را انکار کرده است.
در برخی تعریفهای لغوی، عجب با ناشناخته بودن علت رویداد ارتباط داده شده است.
این توضیح درباره بخشی از تجربه انسانی درست است؛ زیرا انسان گاه از چیزی شگفتزده میشود که سبب آن را نمیداند.
اما نباید ناآگاهی از علت را جزء ضروری تمام کاربردهای عجب دانست.
ممکن است انسان علت یک رویداد را بداند و با این حال، از بزرگی، زیبایی یا اهمیت آن شگفتزده شود.
بنابراین، هسته گستردهتر این خانواده، بزرگ یا غیرمعمول یافتن و تحت تأثیر قرار گرفتن در برابر چیزی است.
عجب و بزرگ شمردن
ابن فارس در «مقاییس اللغة»، یکی از دو اصل این ریشه را با «كِبَر» و «اسْتِكْبَارِ الشَّيْءِ» توضیح میدهد.
ابن فارس، مقاییس اللغة؛ دو اصلِ ریشهٔ ع ج ب
در اینجا باید میان دو معنا تفاوت گذاشت.
یکی آنکه انسان چیزی را در نظر خود بزرگ، برجسته یا فراتر از معمول مییابد.
دیگری آنکه شخص خودش را بزرگ میشمارد و گرفتار خودپسندی میشود.
این دو کاربرد به یک میدان تعلق دارند، اما از نظر اخلاقی یکسان نیستند.
برای نمونه، بزرگ یافتن زیبایی آفرینش میتواند واکنشی طبیعی باشد.
اما بزرگ دیدن خود بهگونهای که انسان توانایی، دارایی یا جایگاه خویش را معیار برتری مطلق بداند، میتواند زمینه غرور و خطا شود.
در قرآن، کاربرد «أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ» در توبه ۹:۲۵ برای بررسی همین مرز اهمیت دارد.
آیا عجب ذاتا نکوهیده است؟
خیر.
در فتح ۴۸:۲۹، رشد یک کشت موجب پسند و شگفتی کشاورزان میشود.
در هود ۱۱:۷۲، همسر ابراهیم از بشارت فرزنددار شدن در پیری شگفتزده میشود.
در جن ۷۲:۱، گروهی از جن، قرآن شنیدهشده را شگفتانگیز معرفی میکنند.
در مقابل، در ق ۵۰:۲، گروهی از آمدن هشداردهندهای از میان خود شگفتزده میشوند و آن را امری عجیب میخوانند.
پس خود شگفتی، معیار ایمان و کفر نیست.
اینکه شخص پس از شگفتی چگونه داوری میکند، چه دلیلی در اختیار دارد و در برابر حقیقت چه رفتاری نشان میدهد، اهمیت دارد.
پسندیدن و حقیقت
در باب افعال، «أَعْجَبَهُ الشَّيْءُ» میتواند به این معنا باشد که چیزی در نظر شخص خوشایند، زیبا یا تأثیرگذار جلوه کرده است.
اما خوشایند بودن و درست بودن، دو مفهوم متفاوتاند.
ممکن است سخنی بسیار زیبا و اثرگذار باشد، اما گوینده آن حقیقت را پنهان کند.
ممکن است شخصی از زیبایی ظاهری دیگری خوشش بیاید، اما شناخت کافی از شخصیت یا رفتار او نداشته باشد.
همچنین ممکن است انسان از فراوانی مال یا شمار افراد گروه خود تحت تأثیر قرار گیرد، در حالی که آن فراوانی برای رسیدن به هدف کافی نباشد.
بنابراین، اعجاب بیانگر واکنش و ارزیابی شخص در برابر چیزی است؛ نه اثبات مستقل حقیقت یا ارزش واقعی آن چیز.
این تمایز یکی از مهمترین نتایج بررسی قرآنی ریشه است.
۳. تصویر مادی و شواهد عربی کهن
آیا این ریشه یک تصویر مادی مشترک دارد؟
ابن فارس در «مقاییس اللغة»، برای «ع ج ب» دو اصل جدا معرفی میکند.
اصل نخست به شگفتی، بزرگ یافتن و خودپسندی مربوط است.
اصل دوم، نام بخشی از ساختمان بدن جانور است؛ بخشی نزدیک به پایه دم و انتهای ستون پشت.
در زبان عربی، نام همین بخش جسمانی به قسمتهای انتهایی و باریکشونده تپههای شنی نیز منتقل شده است.
این کاربرد مادی واقعی و ثبتشده است، اما نمیتوان از آن نتیجه گرفت که شگفتی انسان حتما از شکل استخوان یا دم جانور پدید آمده است.
وجود دو میدان زیر یک مجموعه حروف، اثباتکننده منشأ تاریخی مشترک نیست.
در پژوهش ریشه «ع ج ب»، این تفاوت باید حفظ شود.
شگفتی در شعر اوس بن حجر
در بیتی از اوس بن حجر آمده است:
وَمُسْتَعْجِبٍ مِمَّا يَرَى مِنْ أَنَاتِنَا
وَلَوْ زَبَنَتْهُ الْحَرْبُ لَمْ يَتَرَمْرَمِ
ترجمه فارسی
و بسا کسی که از بردباری و درنگ ما شگفتزده است؛ حال آنکه اگر جنگ او را سخت پس میراند، لب به سخن نمیگشود.
در این بیت، «مُسْتَعْجِب» وصف شخصی است که از رفتار گروهی دیگر تعجب میکند.
موضوع شگفتی، بردباری و درنگ آنان است.
«لم يترمرم» در توضیح لغوی این شاهد، به لب نگشودن و سخن نگفتن مربوط است؛ این تعبیر را به ناتوانی جسمانی در جنبیدن محدود نمیکنیم.
لسان العرب، رمم؛ سخن نگفتن در شاهد اوس
بنابراین، تعجب او بهخودیخود نشانه داوری درست درباره قدرت یا رفتار دیگران نیست.
این شاهد برای شناخت معنای شگفتی در عربی کهن اهمیت دارد.
اوس بن حجر شاعر پیش از اسلام است و بیت در روایتهای دیوان او ثبت شده است. با این حال، مانند دیگر شواهد شعری کهن، اختلافهای جزئی ضبط و انتقال متن باید از قطعیت انتساب جدا نگه داشته شوند.
عُجُوب در شعر لبید
در بیت منسوب به لبید آمده است:
تَجْتَافُ أَصْلًا قَالِصًا مُتَنَبِّذًا
بِعُجُوبِ أَنْقَاءٍ يَمِيلُ هَيَامُهَا
ترجمه فارسی
در پناهِ بنِ درختی با شاخههای جمعشده و کنارهافتاده جای میگیرد؛ در دنبالههای باریک تپههای شنی که شن سستشان میلغزد.
در این بیت، «عُجُوب» به قسمتهای انتهایی و باریکشونده تپههای شنی مربوط است. در ضبطِ مشهور معلّقه، «تجتاف» دربارهٔ گاو وحشیِ پناهگرفته در بنِ درخت است. در نقلهای لغوی «يجتاب» و «يجتاف» نیز ثبت شدهاند؛ تفاوتِ این ضبطها نباید معنای «عجوب» را به شگفتی تبدیل کند.
شرح القصائد السبع الطوال؛ تجتاف و پناه گرفتن در بن درخت
این کاربرد با بخش جسمانی انتهای بدن جانور، در تصویر لغوی ارتباط داده شده است.
اما در اینجا هیچ معنای تعجب، پسندیدن یا خودپسندی وجود ندارد.
بنابراین، بیت لبید شاهدی برای شاخه مادی این خانواده است؛ نه برای تعریف معنای «عجب» در آیات مربوط به شگفتی.
صحاح، لسان العرب و اساس البلاغه؛ عجوب و ضبطهای شاهد
تفاوت شواهد دو شاخه
بیت اوس بن حجر، شگفتزدگی انسان در برابر رفتار دیگران را نشان میدهد.
بیت لبید، یک کاربرد جسمانی و مکانیِ همحروف را معرفی میکند.
از قرار دادن این دو شاهد کنار یکدیگر میتوان فهمید که اشتراک ریشه در فرهنگهای لغوی همیشه به معنای قابل تبدیل بودن همه معانی به یک تصویر اولیه نیست.
در مقاله حاضر، کاربردهای قرآن باید بر محور شگفتی، پسند و بزرگ یافتن تحلیل شوند؛ زیرا شاخه مربوط به بخش انتهایی بدن در قرآن نیامده است.
۴. عَجِبَ؛ شگفتی از آمدن فرستادهای از میان مردم
اعراف ۷:۶۳
متن آیه
أَوَعَجِبْتُمْ أَنْ جَاءَكُمْ ذِكْرٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَلَىٰ رَجُلٍ مِنْكُمْ لِيُنْذِرَكُمْ وَلِتَتَّقُوا وَلَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ
ترجمه فارسی
آیا شگفتزده شدهاید از اینکه یادآوریای از پروردگارتان بر مردی از میان خودتان آمده است تا شما را هشدار دهد و تا پروا کنید و باشد که مورد رحمت قرار گیرید؟
بررسی کاربرد
«أَوَعَجِبْتُمْ» فعل ماضی مخاطب جمع از ثلاثی مجرد است که در ساخت پرسشی آمده است.
موضوع شگفتی نیز صریح است: آمدن یادآوری از سوی پروردگار بر مردی از میان خود مخاطبان.
در اینجا، شگفتی با تصور مردم درباره جایگاه فرستاده الهی ارتباط دارد.
آنان ممکن است آمدن پیام به انسانی از میان خود را غیرمنتظره یا نامتناسب با تصور پیشین خویش بدانند.
اما خود فعل «عجبتم» هنوز به معنای انکار نیست.
نکوهش از سیاق و واکنش گروهی شناخته میشود که پیام و هشدار را نمیپذیرند.
اعراف ۷:۶۹
متن آیه
أَوَعَجِبْتُمْ أَنْ جَاءَكُمْ ذِكْرٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَلَىٰ رَجُلٍ مِنْكُمْ لِيُنْذِرَكُمْ وَاذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَاءَ مِنْ بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ وَزَادَكُمْ فِي الْخَلْقِ بَسْطَةً فَاذْكُرُوا آلَاءَ اللَّهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
ترجمه فارسی
آیا شگفتزده شدهاید از اینکه یادآوریای از پروردگارتان بر مردی از میان خودتان آمده است تا شما را هشدار دهد؟ و به یاد آورید هنگامی که شما را پس از قوم نوح جانشینان قرار داد و در آفرینش به شما گسترش و توان بیشتری داد. پس نعمتهای آن معبود یگانه را به یاد آورید، باشد که رستگار شوید.
بررسی کاربرد
در این آیه نیز همان صورت «أَوَعَجِبْتُمْ» آمده است.
اما سیاق مربوط به قوم عاد و دعوت هود است.
تکرار ساخت نشان میدهد که شگفتی از انسانی بودن فرستاده، مسئلهای محدود به یک قوم نبوده است.
با این حال، از خود ریشه نمیتوان نتیجه گرفت که هر شگفتی نسبت به پیامبری انسان، حتما از تکبر یا عناد سرچشمه میگیرد.
نکته اصلی آن است که در این دو سیاق، شگفتی همراه با مقاومت در برابر یادآوری الهی مطرح شده است.
یونس ۱۰:۲
متن آیه
أَكَانَ لِلنَّاسِ عَجَبًا أَنْ أَوْحَيْنَا إِلَىٰ رَجُلٍ مِنْهُمْ أَنْ أَنْذِرِ النَّاسَ وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ قَالَ الْكَافِرُونَ إِنَّ هَٰذَا لَسَاحِرٌ مُبِينٌ
ترجمه فارسی
آیا برای مردم شگفتآور بوده است که به مردی از میان آنان وحی کردیم که مردم را هشدار دهد و به کسانی که ایمان آوردهاند بشارت دهد که نزد پروردگارشان جایگاهی راستین دارند؟ کسانی که کفر ورزیدند گفتند: «این آشکارا جادوگری است.»
بررسی کاربرد
در این آیه، «عَجَبًا» اسم است، نه فعل.
ساخت جمله، شگفتآور شمردن وحی به یک انسان را مورد پرسش قرار میدهد.
سپس پاسخ گروهی از کافران نقل میشود که موضوع را به جادو نسبت میدهند.
پس باید میان تعجب اولیه و ادعای بعدی تفاوت گذاشت.
واژه «عجب» بهتنهایی به معنای جادو دانستن وحی نیست.
این اتهام از جمله دیگری به دست میآید.
ص ۳۸:۴ و ق ۵۰:۲
در هر دو آیه، «عَجِبُوا» درباره کسانی آمده است که از آمدن هشداردهندهای از میان خود شگفتزده شدهاند.
در ص ۳۸:۴، این شگفتی با ادعای جادوگر و دروغگو بودن فرستاده همراه میشود.
در ق ۵۰:۲ نیز شگفتی از آمدن هشداردهنده، زمینه سخن درباره موضوعی عجیب و سپس انکار رستاخیز قرار میگیرد.
بنابراین، هسته مشترک این آیات، غیرمنتظره یافتن آمدن هشداردهنده انسانی است؛ ولی صورتهای انکار و اتهام در هر سیاق جدا بیان شدهاند.
نتیجه لغوی: «عجب» در این آیات به غیرمعمول یا دور از انتظار یافتن وحی و رسالت انسانی مربوط است. خود شگفتی با تکذیب و نسبت دادن جادو یکسان نیست، هرچند در این سیاقها با آنها همراه شده است.
۵. عَجِيب و عُجَاب؛ شدت شگفتی و داوری درباره ادعا
هود ۱۱:۷۲ و هود ۱۱:۷۳؛ شگفتی همسر ابراهیم
هود ۱۱:۷۲
قَالَتْ يَا وَيْلَتَىٰ أَأَلِدُ وَأَنَا عَجُوزٌ وَهَٰذَا بَعْلِي شَيْخًا إِنَّ هَٰذَا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ
ترجمه فارسی
گفت: «ای شگفتا! آیا من فرزند میآورم، در حالی که زنی سالخوردهام و این شوهرم نیز پیر است؟ بیگمان این چیزی شگفتانگیز است.»
هود ۱۱:۷۳
قَالُوا أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ
ترجمه فارسی
گفتند: «آیا از فرمان آن معبود یگانه شگفتزده میشوی؟ رحمت آن معبود یگانه و برکتهای او بر شما اهل این خانه باد. بیگمان او ستوده و بزرگوار است.»
بررسی کاربرد
در آیه نخست، «عَجِيب» وصف بشارت فرزنددار شدن است.
همسر ابراهیم به سالخوردگی خود و شوهرش اشاره میکند.
پس علت شگفتی از سیاق روشن است: فرزنددار شدن در شرایطی که از نظر تجربه معمول زندگی دور از انتظار است.
اما نباید از این واکنش نتیجه گرفت که او حتما قدرت خداوند را انکار کرده است.
در هود ۱۱:۷۳، فرستادگان الهی از شگفتی او میپرسند و رحمت و برکت خداوند را یادآوری میکنند.
این گفتوگو میتواند شگفتی او را در برابر قدرت الهی و تفاوت میان عادت انسانی و فرمان خداوند قرار دهد.
با این حال، خود «عجيب» به معنای محال یا غیرممکن نیست.
چیزی میتواند از نظر معمول زندگی شگفتانگیز باشد، بیآنکه وقوع آن ناممکن باشد.
این تفاوت برای فهم داستان ضروری است.
ص ۳۸:۵؛ «شَيْءٌ عُجَابٌ»
متن آیه
أَجَعَلَ الْآلِهَةَ إِلَٰهًا وَاحِدًا إِنَّ هَٰذَا لَشَيْءٌ عُجَابٌ
ترجمه فارسی
آیا معبودان را معبودی یگانه قرار داده است؟ بیگمان این چیزی بسیار شگفتانگیز است.
بررسی کاربرد
«عُجَاب» از نظر ساخت وصفی با «عَجِيب» ارتباط دارد.
در توضیحهای کهن، میان این دو تفاوتی مطرح شده است: «عجيب» چیزی است که شگفتی برمیانگیزد، و «عجاب» میتواند بر شدت یا فراتر رفتن از حد معمول شگفتی تأکید کند.
اما این شدت لزوما معنای ستایش ندارد.
در ص ۳۸:۵، گویندگان از یگانگی معبود شگفتزده شدهاند و آن را امری بسیار عجیب میشمارند.
پس «عجاب» در این سیاق واکنش انکارآمیز آنان را برجسته میکند.
این آیه نمونه مهمی است که شگفتی شدید، بهتنهایی دلیل درست بودن داوری شخص نیست.
ممکن است حقیقتی روشن برای کسی که به عادت و باور پیشین خود وابسته است، بسیار غیرعادی جلوه کند.
ق ۵۰:۲؛ «شَيْءٌ عَجِيبٌ»
متن آیه
بَلْ عَجِبُوا أَنْ جَاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ فَقَالَ الْكَافِرُونَ هَٰذَا شَيْءٌ عَجِيبٌ
ترجمه فارسی
بلکه شگفتزده شدند از اینکه هشداردهندهای از میان خودشان نزد آنان آمده است؛ پس کسانی که کفر ورزیدند گفتند: «این چیزی شگفتانگیز است.»
بررسی کاربرد
در این آیه، هم فعل «عَجِبُوا» و هم وصف «عَجِيب» آمده است.
پس یک وضعیت شگفتی نخست در قالب فعل و سپس در سخن گویندگان با وصف «عجيب» بیان شده است.
در ق ۵۰:۳، انکار بازگشت پس از مرگ مطرح میشود.
بنابراین، سخن از شگفتی در برابر رسالت انسانی و رستاخیز است.
اما خود وصف «عجيب» تعیین نمیکند که موضوع شگفتی درست یا نادرست است.
این داوری باید از سیاق و استدلال قرآن شناخته شود.
نتیجه: «عجيب» و «عجاب» هر دو به شگفتآور بودن اشاره دارند؛ «عجاب» میتواند شدت بیشتر را بیان کند، ولی هیچیک ذاتا به معنای محال، باطل یا ستوده نیست.
۶. شگفتی در برابر آیات و رویدادهای غیرمعمول
رعد ۱۳:۵
متن آیه
وَإِنْ تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ أَإِذَا كُنَّا تُرَابًا أَإِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ وَأُولَٰئِكَ الْأَغْلَالُ فِي أَعْنَاقِهِمْ وَأُولَٰئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ
ترجمه فارسی
و اگر شگفتزده میشوی، پس سخن آنان شگفتآور است که میگویند: «آیا هنگامی که خاک شدیم، دوباره در آفرینشی تازه خواهیم بود؟» آنان همان کسانیاند که به پروردگارشان کفر ورزیدند، و آناناند که غلها بر گردنشان خواهد بود، و آنان اهل آتشاند و در آن ماندگارند.
بررسی کاربرد
در این آیه، ریشه دو بار آمده است: «تَعْجَبْ» و «عَجَبٌ».
در قسمت نخست، مخاطب از شگفتی سخن میشنود.
در قسمت دوم، سخن منکران رستاخیز موضوع شگفتی معرفی میشود.
این ساخت اهمیت دارد؛ زیرا جایگاه تعجب را تغییر میدهد.
گروهی از زنده شدن دوباره شگفتزدهاند، اما آیه خودِ سخن و انکار آنان را شگفتآور معرفی میکند.
پس واکنش انسان به چیزی، لزوما معیار واقعیِ شگفتانگیز بودن آن از منظر حق نیست.
کهف ۱۸:۹
متن آیه
أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَبًا
ترجمه فارسی
آیا پنداشتی که اصحاب کهف و رقیم از میان آیات ما چیزی شگفتآور بودهاند؟
بررسی کاربرد
در اینجا «عَجَبًا» وصف شگفتآور بودن یک رویداد است.
اما آیه به صورت پرسشی آمده است.
این ساخت، توجه مخاطب را به جایگاه آن رویداد در میان آیات خداوند جلب میکند.
نباید از عبارت نتیجه گرفت که داستان اصحاب کهف بیاهمیت است یا اصلا شگفتآور نیست.
مقصود میتواند این باشد که آیات و تواناییهای الهی به این رویداد محدود نمیشوند.
همچنین نمیتوان از خود «عجبا» شمار اصحاب کهف، مدت ماندن آنان یا دیگر جزئیات داستان را استخراج کرد.
کهف ۱۸:۶۳
متن آیه
قَالَ أَرَأَيْتَ إِذْ أَوَيْنَا إِلَى الصَّخْرَةِ فَإِنِّي نَسِيتُ الْحُوتَ وَمَا أَنْسَانِيهُ إِلَّا الشَّيْطَانُ أَنْ أَذْكُرَهُ وَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ عَجَبًا
ترجمه فارسی
گفت: «آیا به یاد داری هنگامی که به صخره پناه بردیم؟ من ماهی را فراموش کردم و جز شیطان مرا از یاد کردن آن بازنداشت، و آن ماهی راه خود را در دریا بهگونهای شگفتآور در پیش گرفت.»
بررسی کاربرد
«عَجَبًا» در این آیه درباره رویداد مربوط به ماهی آمده است.
در اینجا، موضوع شگفتی، نحوه راه یافتن ماهی به دریاست.
اما خود واژه «عجبا» تعیین نمیکند که ماهی چگونه حرکت کرد، آب دریا چه حالتی یافت یا چه رویداد جسمانی دیگری رخ داد.
این جزئیات باید از خود آیات یا شواهد معتبر مستقل شناخته شوند.
پس نباید «عجبا» را به معنای «شکافته شدن آب» یا توصیف یک معجزه با ویژگیهای دقیق و افزوده ترجمه کرد.
جن ۷۲:۱
متن آیه
قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا
ترجمه فارسی
بگو: «به من وحی شده است که گروهی از جن گوش فرا دادند و گفتند: ما قرآنی شگفتانگیز شنیدیم.»
بررسی کاربرد
در این آیه، «عَجَبًا» وصف قرآن شنیدهشده است.
در جن ۷۲:۲، همان گروه از هدایت کردن قرآن به سوی رشد سخن میگویند و ایمان خود را اعلام میکنند.
بنابراین، شگفتی در این سیاق با دریافت مثبت و شناخت ارزش هدایت قرآن ارتباط دارد.
اما «عجبا» بهتنهایی به معنای «هدایتکننده» نیست.
هدایت از جمله بعد شناخته میشود. در نجم ۵۳:۵۹ نیز «أَفَمِنْ هَٰذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ» پرسشی دربارهٔ شگفتی مخاطبان از این سخن است؛ نجم ۵۳:۶۰ واکنش خندیدن و گریه نکردنِ آنان را در ادامه مطرح میکند.
این کاربرد در کنار ص ۳۸:۵ تفاوت مهمی را آشکار میکند: گروهی از دعوت به یگانگی خداوند شگفتزده میشوند و آن را رد میکنند؛ گروهی دیگر از شنیدن قرآن شگفتزده میشوند و به آن ایمان میآورند.
پس واکنش شگفتی میتواند نقطه آغاز پذیرش یا انکار باشد؛ خود واژه نتیجه را تعیین نمیکند.
۷. «بَلْ عَجِبْتَ»؛ اختلاف قرائت و مسئله نسبت دادن شگفتی
صافات ۳۷:۱۲
متن آیه در قرائت حفص
بَلْ عَجِبْتَ وَيَسْخَرُونَ
ترجمه فارسی
بلکه تو شگفتزده شدی، در حالی که آنان تمسخر میکنند.
بررسی کاربرد
در این آیه، اختلاف قرائتی مهمی وجود دارد.
در قرائت حفص، «عَجِبْتَ» با فتحه بر حرف تاء خوانده میشود.
در این صورت، فعل مخاطب مفرد است و شگفتی به مخاطب آیه، یعنی پیامبر، نسبت داده میشود.
اما در قرائتهایی مانند قرائت حمزه و کسائی، فعل به صورت «عَجِبْتُ» با ضمه بر حرف تاء خوانده شده است.
در این صورت، فعل متکلم مفرد است و سخن در بیان الهی به خود خداوند نسبت داده میشود.
این اختلاف تنها یک تفاوت آوایی بیاثر نیست؛ فاعل دستوری جمله تغییر میکند.
بنابراین، در پژوهش لغوی نباید یکی از دو قرائت را بدون توضیح، معنای قطعی تمام قرائتهای آیه معرفی کرد.
قرائتهای عَجِبْتَ و عَجِبْتُ در صافات ۳۷:۱۲
آیا تعجب لزوما از ناآگاهی پدید میآید؟
در زبان انسان، تعجب گاهی از ندانستن علت چیزی پدید میآید.
اما همانگونه که در بخش هسته معنایی روشن شد، شگفتی میتواند با بزرگ یافتن، غیرمعمول شمردن یا برجسته دانستن چیزی نیز ارتباط داشته باشد.
از این رو، نمیتوان تعریف محدود «ناآگاهی از علت» را به همه کاربردهای ریشه تحمیل کرد.
در قرائتی که تعجب به خداوند نسبت داده میشود، باید میان معنای زبانی عجب و تصور انسانیِ غافلگیر شدن از چیزی ناشناخته تفاوت گذاشت.
خداوند در قرآن به علم فراگیر توصیف شده است؛ بنابراین، نمیتوان شگفتی منسوب به او را به ناآگاهی از رویداد یا کشف ناگهانی حقیقتی تازه تبدیل کرد.
از سوی دیگر، نباید صرفا به سبب دشواری فهم کیفیت این نسبت، وجود قرائت یادشده را پنهان کرد.
در این زمینه، خوانش بزرگ شمردن و برجسته دانستن رفتار مورد نکوهش، با میدان لغوی ریشه قابل بررسی است؛ اما تعیین دقیق کیفیت نسبت دادن آن به خداوند، فراتر از صرفشناسی و نیازمند تأمل مستقل است.
نقش «وَيَسْخَرُونَ»
در هر دو قرائت، عبارت «وَيَسْخَرُونَ» آمده است.
پس سخن از شگفتی در یک طرف و تمسخر در طرف دیگر است.
«سخر» ریشه مستقلی دارد و به مسخره کردن ارتباط پیدا میکند.
بنابراین، نباید «عجب» را به «تمسخر» ترجمه کرد.
ممکن است شخص از رفتار دیگری شگفتزده شود و در همان حال طرف مقابل به تمسخر بپردازد.
این دو واکنش متفاوتاند.
نتیجه لغوی: اختلاف قرائت صافات ۳۷:۱۲ در فاعل فعل اثر دارد، اما اصل معنای ریشه همچنان در میدان شگفتی و بزرگ یافتن قرار میگیرد. تعیین کیفیت این شگفتی باید با توجه به قرائت و سیاق انجام شود.
۸. أَعْجَبَ؛ خوشایند جلوه کردن بدون تضمین درستی
بقره ۲:۲۰۴
متن آیه
وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللَّهَ عَلَىٰ مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ
ترجمه فارسی
و از مردم کسی است که سخنش در زندگی دنیا تو را خوش میآید، و آن معبود یگانه را بر آنچه در دل دارد گواه میگیرد، در حالی که او سختترین ستیزهجوست.
بررسی کاربرد
«يُعْجِبُكَ» فعل مضارع باب افعال است.
فاعل دستوری آن «قَوْلُهُ» است؛ یعنی سخن آن شخص.
پس آیه میگوید سخن او در نظر مخاطب خوشایند یا تأثیرگذار جلوه میکند.
اما بلافاصله میان سخن ظاهری و وضعیت واقعی شخص فاصلهای مطرح میشود.
در بقره ۲:۲۰۵، رفتار فسادآمیز او توصیف شده است.
بنابراین، خوشایند بودن سخن معیار کافی برای شناخت درستکاری گوینده نیست.
از نظر لغوی، «اعجاب» در اینجا به اثر سخن بر شنونده اشاره دارد؛ نه به راست بودن آن سخن.
این نکته درباره سخنرانی، تبلیغ، وعدههای اجتماعی و روابط فردی نیز قابل فهم است.
ممکن است شخصی با واژگان زیبا و سوگندهای فراوان سخن بگوید، اما کردار او با گفتارش سازگار نباشد.
با این حال، این مثالها توضیح عملیاند و نباید به معنای آن باشند که هر سخن زیبا یا اثرگذار، نشانه فریب است.
بقره ۲:۲۲۱؛ پسند شخصی و معیار ازدواج
متن آیه
وَلَا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكَاتِ حَتَّىٰ يُؤْمِنَّ وَلَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْكُمْ وَلَا تُنْكِحُوا الْمُشْرِكِينَ حَتَّىٰ يُؤْمِنُوا وَلَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكٍ وَلَوْ أَعْجَبَكُمْ أُولَٰئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَيُبَيِّنُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ
ترجمه فارسی
و با زنان مشرک ازدواج نکنید تا ایمان بیاورند؛ و زنی در بندگی که ایمان دارد، از زن مشرک بهتر است، هرچند آن زن مشرک شما را خوش آید. و به مردان مشرک همسر ندهید تا ایمان بیاورند؛ و مردی در بندگی که ایمان دارد، از مرد مشرک بهتر است، هرچند آن مرد مشرک شما را خوش آید. آنان به سوی آتش دعوت میکنند و آن معبود یگانه به اذن خود به سوی بهشت و آمرزش دعوت میکند و آیاتش را برای مردم روشن میسازد، باشد که یادآور شوند.
بررسی کاربرد
در این آیه، ریشه دو بار آمده است:
«أَعْجَبَتْكُمْ» درباره زن، و «أَعْجَبَكُمْ» درباره مرد.
این دو صورت از فعل باب افعال هستند.
معنای آنها خوشایند بودن یا جلب پسند مخاطبان است.
در اینجا، پسند ممکن است از زیبایی ظاهری، جایگاه اجتماعی، دارایی، شخصیت یا ویژگیهای دیگری پدید آمده باشد.
اما خود فعل هیچیک از این علتها را بهصورت انحصاری مشخص نمیکند.
بنابراین، محدود کردن «أعجبتكم» به زیبایی جسمانی، افزودن تفسیری به معنای واژه است.
از سوی دیگر، قرآن میان پسند شخصی و معیار ارزشی مطرحشده در آیه تفاوت گذاشته است.
ممکن است انسانی از شخصی خوشش بیاید، اما این علاقه بهتنهایی برای داوری درباره تناسب دینی و اخلاقی رابطه کافی نباشد.
با این حال، خود ریشه «ع ج ب» به معنای شرک یا ایمان نیست.
این موضوعات در آیه با واژگان مستقل معرفی شدهاند.
همچنین معنای «أَمَة» و «عَبْد» باید در پژوهش مربوط به وضعیت بندگی و پیوندهای اجتماعی بررسی شود؛ نه اینکه از فعل «أعجب» استخراج گردد.
احزاب ۳۳:۵۲؛ زیبایی و پسند
در احزاب ۳۳:۵۲، عبارت «وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ» آمده است.
در اینجا، برخلاف بقره ۲:۲۲۱، علت پسند بهصورت روشن با «حُسْنُهُنَّ» معرفی شده است.
پس در این سیاق، زیبایی زنان موضوع اعجاب است.
این تفاوت نشان میدهد که فعل «أعجب» بهتنهایی علت خوشایند بودن را مشخص نمیکند؛ گاهی واژهای دیگر مانند «حسن» آن را روشن میسازد.
همچنین پسندیدن زیبایی بهخودیخود به معنای انجام یک عمل یا برخورداری از مجوز حقوقی برای آن نیست.
حکم و محدودیت مربوط به ازدواج در ساخت کامل آیه بیان شدهاند.
نتیجه لغوی: «أَعْجَبَ» در این کاربردها به خوشایند یا تأثیرگذار جلوه کردن چیزی در نظر شخص اشاره دارد. این واکنش نه حقیقت سخن را تضمین میکند، نه ارزش اخلاقی فرد را، و نه بهتنهایی حکم یک رابطه را تعیین مینماید.
۹. فراوانی، دارایی و ظاهر؛ مرز اعجاب با غرور
مائده ۵:۱۰۰
متن آیه
قُلْ لَا يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَالطَّيِّبُ وَلَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبِيثِ فَاتَّقُوا اللَّهَ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
ترجمه فارسی
بگو: «ناپاک و پاکیزه یکسان نیستند، هرچند فراوانی ناپاک تو را خوش آید. پس از آن معبود یگانه پروا کنید، ای خردمندان، باشد که رستگار شوید.»
بررسی کاربرد
در این آیه، فاعل فعل «أَعْجَبَكَ»، عبارت «كَثْرَةُ الْخَبِيثِ» است.
پس چیزی که شخص را تحت تأثیر قرار میدهد، فراوانی است.
اما قرآن میان فراوانی و پاکیزگی یا ارزش واقعی تفاوت گذاشته است.
ممکن است چیزی بسیار باشد و همین فراوانی توجه انسان را جلب کند؛ ولی مقدار زیاد، بهتنهایی معیار درست بودن آن نیست.
از نظر لغوی، «أعجب» در اینجا به پسند یا تأثیر ناشی از فراوانی اشاره دارد.
اما «خبیث» و «طیب» دو ریشه مستقلاند.
پس نباید از «عجب» نتیجه گرفت که هر چیز فراوانی ناپاک است یا هر چیز کمی ارزشمند.
نکته آیه، کافی نبودن فراوانی برای داوری درباره ارزش است.
توبه ۹:۲۵؛ خوش آمدن شمار زیاد خود
متن آیه
لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئًا وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ
ترجمه فارسی
بهراستی آن معبود یگانه شما را در جایگاههای بسیاری یاری کرد، و در روز حنین نیز، هنگامی که فراوانی شمار خودتان شما را خوش آمد، اما هیچ سودی برایتان نداشت و زمین با همه فراخیاش بر شما تنگ شد؛ سپس پشتکنان بازگشتید.
بررسی کاربرد
در این آیه، موضوع اعجاب «كَثْرَتُكُمْ» است؛ یعنی شمار زیاد خود مخاطبان.
این کاربرد با خودپسندی و اعتماد بیش از اندازه به توان گروه ارتباط پیدا میکند.
اما باید میان معنای فعل و نتیجه اخلاقی سیاق تفاوت گذاشت.
«أعجبتكم» بهخودیخود به معنای شکست خوردن یا فرار کردن نیست.
در آیه، ابتدا تحت تأثیر قرار گرفتن از شمار زیاد بیان میشود، سپس بیاثر بودن آن فراوانی و عقبنشینی مطرح میگردد.
بنابراین، قرآن میان تصور توانمندی و نتیجه واقعی تفاوت گذاشته است.
از این آیه نمیتوان نتیجه گرفت که شمار زیاد همواره زیانآور است.
مسئله، تکیه نادرست بر فراوانی و گمان کفایت آن در موقعیتی مشخص است.
توبه ۹:۵۵ و توبه ۹:۸۵؛ دارایی و فرزندان
در این دو آیه، عبارتهای نزدیک به «فَلَا تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُمْ» آمده است.
در هر دو، دارایی و فرزندان ممکن است برای مشاهدهکننده جذاب و تأثیرگذار باشند.
اما قرآن هشدار میدهد که برخورداری ظاهری، بهتنهایی نشانه کامیابی حقیقی یا رضایت الهی نیست.
با این حال، از خود ریشه نباید نتیجه گرفت که مال و فرزند ذاتا بد هستند.
همین قرآن در آیات دیگر مال و فرزند را در زندگی انسان بهعنوان نعمت، مسئولیت یا زمینه آزمون معرفی میکند.
پس موضوع، داوری نادرست از روی ظاهر و امکانات است؛ نه نفی ارزش همه داراییها و پیوندهای خانوادگی.
منافقون ۶۳:۴
متن آیه
وَإِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ وَإِنْ يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ
ترجمه فارسی
و هنگامی که آنان را میبینی، بدنهایشان تو را خوش میآید؛ و اگر سخن بگویند، به سخنشان گوش میدهی. گویی چوبهایی تکیهدادهشدهاند. هر فریادی را علیه خود میپندارند. آنان دشمناند؛ پس از آنان برحذر باش. آن معبود یگانه آنان را از رحمت دور سازد؛ چگونه از حقیقت برگردانده میشوند؟
بررسی کاربرد
در این آیه، «تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ» به جذاب یا تأثیرگذار بودن ظاهر جسمانی اشخاص اشاره دارد.
سپس اثر سخن آنان نیز مطرح میشود.
این ساخت با بقره ۲:۲۰۴ ارتباط معنایی دارد؛ زیرا در هر دو، ظاهر سخن یا شخص ممکن است مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد.
اما قرآن میان این تأثیر ظاهری و شناخت حقیقتِ شخصیت آنان تفاوت میگذارد.
از این آیه نباید نتیجه گرفت که انسانهای خوشچهره، تنومند یا خوشسخن ذاتا منافقاند.
موضوع، گروهی است که سیاق رفتار آنان را معرفی کرده است.
پس «تعجبك» به معنای نفاق نیست؛ فقط جلب توجه و پسند را بیان میکند.
نتیجه: در این آیات، اعجاب میتواند از سخن، زیبایی، شمار زیاد، دارایی، فرزند یا ظاهر جسمانی پدید آید. هیچیک از این عوامل بهتنهایی معیار قطعی حقانیت و ارزش انسان نیستند.
۱۰. اعجاب مثبت؛ شگفتی از رشد و زیبایی آفرینش
فتح ۴۸:۲۹
متن آیه
مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَٰلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَىٰ عَلَىٰ سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا
ترجمه فارسی
محمد فرستاده آن معبود یگانه است، و کسانی که با او هستند در برابر کافران سختگیر و میان خود مهرباناند. آنان را در رکوع و سجود میبینی که فضل و خشنودی آن معبود یگانه را میجویند. نشان آنان در چهرههایشان از اثر سجود است. این وصف آنان در تورات است؛ و مثل آنان در انجیل مانند کِشتی است که شاخههای خود را بیرون آورده، پس آن را نیرو داده، سپس ستبر شده و بر ساقههای خود ایستاده است؛ چنانکه کشاورزان را خوش میآید، تا کافران را به خشم آورد. آن معبود یگانه به کسانی از آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، آمرزش و پاداشی بزرگ وعده داده است.
بررسی کاربرد
«يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ» به خوشایند بودن و شگفتیآفرینی رشد کشت در نظر کشاورزان اشاره دارد.
در اینجا، اعجاب نتیجه مشاهده رشد، استواری و شکل گرفتن محصول است.
کشاورز ممکن است از دیدن کِشتی سالم و نیرومند خشنود شود؛ زیرا حاصل کار و رشد آن را مشاهده میکند.
پس اعجاب در این سیاق، واکنشی مثبت یا پسندآمیز است.
اما خود فعل «يعجب» به معنای رشد کردن نیست.
رشد کشت با فعلهای پیشین مانند بیرون آوردن شاخه، نیرو گرفتن، ستبر شدن و ایستادن بیان شده است.
«يعجب» واکنش مشاهدهکننده را به آن وضعیت معرفی میکند.
این تفاوت نشان میدهد که یک پدیده میتواند در یک سیاق موجب پسند باشد، بیآنکه خود واژه «اعجاب» نام پدیده باشد.
حدید ۵۷:۲۰
متن آیه
اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطَامًا وَفِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ
ترجمه فارسی
بدانید که زندگی دنیا بازی و سرگرمی و آرایش و فخرفروشی میان شما و افزونخواهی در اموال و فرزندان است؛ مانند بارانی که رویش آن کشاورزان را به شگفت و پسند آورد، سپس خشک میشود و آن را زرد میبینی، سپس خاشاک میشود. و در آخرت عذابی سخت و آمرزشی از آن معبود یگانه و خشنودی اوست؛ و زندگی دنیا جز بهرهای فریبنده نیست.
بررسی کاربرد
در این آیه، «أَعْجَبَ» درباره رویش گیاه پس از باران آمده است.
از نظر نحوی، «نَبَاتُهُ» فاعل فعل و «الْكُفَّارَ» مفعول آن است.
در کاربرد شناختهشدهٔ عربی، «كافر» میتواند به کشاورزی اشاره کند که بذر را در زمین میپوشاند؛ زیرا ریشه «ك ف ر» با پوشاندن ارتباط دارد.
از این رو، در تصویر کشاورزی این آیه، برگردان «کشاورزان» پشتوانه لغوی دارد.
اما نباید از این کاربرد نتیجه گرفت که همه موارد «كافر» در قرآن به معنای کشاورز است.
در این آیه، رابطه باران و رویش گیاه قرینه اصلی این معناست.
خود «أعجب» نیز مانند فتح ۴۸:۲۹، پسند و تأثیر ناشی از مشاهده رشد گیاه را بیان میکند.
اما در حدید، پس از زیبایی رویش، خشک شدن و از میان رفتن آن مطرح شده است.
پس چیزی میتواند در لحظهای جذاب و شگفتانگیز باشد، اما دوام نداشته باشد.
این نکته در سیاق مثلِ زندگی دنیا اهمیت پیدا میکند.
بااینحال، خود واژه «اعجاب» به معنای فریب یا ناپایداری نیست.
ناپایداری از ادامه تصویر و فریبندگی دنیا از پایان آیه شناخته میشود.
نتیجه لغوی: اعجاب در این دو آیه واکنش مثبت به رشد و زیبایی کشت است. بنابراین، نمیتوان ریشه «ع ج ب» را در همه کاربردهای قرآنی به غرور یا انکار حقیقت محدود کرد.
۱۲. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
برای فعل ثلاثی مجرد «عَجِبَ»، معادلهای «شگفتزده شدن»، «در شگفت شدن» و در سیاق مناسب «غیرمنتظره یافتن» طبیعیاند.
در اعراف ۷:۶۳ و اعراف ۷:۶۹، «أَوَعَجِبْتُمْ» به «آیا شگفتزده شدهاید؟» نزدیک است.
در هود ۱۱:۷۳، «أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ» به «آیا از فرمان آن معبود یگانه شگفتزده میشوی؟» ترجمه میشود.
برای «عَجَب» در یونس ۱۰:۲، «شگفتی» یا «امری شگفتآور» مناسب است.
در کهف ۱۸:۹، «عَجَبًا» را میتوان «چیزی شگفتآور» ترجمه کرد.
در کهف ۱۸:۶۳، «بهگونهای شگفتآور» با ساخت جمله سازگار است.
در جن ۷۲:۱، «قُرْآنًا عَجَبًا» به «قرآنی شگفتانگیز» نزدیک است.
برای «عَجِيب»، معادل پایه «شگفتانگیز» است.
برای «عُجَاب»، به دلیل ظرفیت بیان شدت بیشتر، «بسیار شگفتانگیز» مناسبتر است.
در باب افعال، «أَعْجَبَ» بسته به سیاق میتواند «خوش آمدن»، «تحت تأثیر قرار دادن» یا «پسندیده جلوه کردن» ترجمه شود.
در بقره ۲:۲۰۴، «سخنش تو را خوش میآید» طبیعی است.
در بقره ۲:۲۲۱، «هرچند شما را خوش آید» مناسب است؛ زیرا آیه علت پسند را به زیبایی جسمانی محدود نکرده است.
در احزاب ۳۳:۵۲، به سبب حضور «حُسْنُهُنَّ»، «هرچند زیبایی آنان تو را خوش آید» مناسب است.
در مائده ۵:۱۰۰، «هرچند فراوانی ناپاک تو را خوش آید» معنای عبارت را حفظ میکند.
در توبه ۹:۲۵، «هنگامی که فراوانی شمار خودتان شما را خوش آمد» مناسب است؛ و توضیح خودپسندی و اعتماد نادرست باید از سیاق انجام شود.
در توبه ۹:۵۵ و توبه ۹:۸۵، «دارایی و فرزندانشان تو را به شگفت و پسند نیاورد» به مفهوم جمله نزدیک است.
در منافقون ۶۳:۴، «بدنهایشان تو را خوش میآید» مناسب است.
در فتح ۴۸:۲۹ و حدید ۵۷:۲۰ نیز پسند و شگفتی کشاورزان از رویش گیاه باید حفظ شود.
در صافات ۳۷:۱۲، اگر قرائت حفص مبنای متن باشد، «بلکه تو شگفتزده شدی» مناسب است. اختلاف قرائت با «عَجِبْتُ» باید در یادداشت پژوهشی جداگانه روشن شود.
قاعده اصلی ترجمه آن است که شگفتی، پسندیدن و خودپسندی در یکدیگر ادغام نشوند. همچنین نباید از خود ریشه، ارزش اخلاقی مثبت یا منفی قطعی برای موضوع شگفتی استخراج کرد.
۱۳. جمعبندی نهایی
ریشه «ع ج ب» در زبان عربی با شگفتزدگی، بزرگ یا غیرمعمول یافتن چیزی و در بعضی کاربردها پسندیدن و تحت تأثیر قرار گرفتن ارتباط دارد.
در شاخهای دیگر، همین خانواده با خودپسندی و بزرگ دیدن خویش پیوند پیدا میکند.
اما این کاربردها از نظر اخلاقی یکسان نیستند.
انسان ممکن است از زیبایی و رشد یک کشت شگفتزده شود؛ ممکن است از رخدادی غیرمنتظره مانند بشارت فرزنددار شدن در پیری در شگفت بماند؛ یا ممکن است از حقیقتی که با عادت فکری او ناسازگار است تعجب کند و آن را نپذیرد.
در قرآن، هر سه وضعیت دیده میشود.
در هود ۱۱:۷۲، شگفتی همسر ابراهیم با سالخوردگی او و شوهرش ارتباط دارد.
در جن ۷۲:۱، شگفتی گروهی از جن با شنیدن قرآن و سپس پذیرش هدایت آن همراه است.
در ص ۳۸:۵، گروهی یگانگی معبود را بسیار عجیب میشمارند.
در فتح ۴۸:۲۹ و حدید ۵۷:۲۰، رشد گیاه موجب پسند و شگفتی مشاهدهکنندگان میشود.
این موارد نشان میدهند که عجب، خودبهخود نه انکار است و نه ایمان.
در کاربردهای باب افعال نیز قرآن میان خوشایند بودن ظاهر و حقیقت موضوع تفاوت میگذارد.
در بقره ۲:۲۰۴، سخن شخصی ممکن است دلنشین باشد، اما رفتار او خلاف آن را نشان دهد.
در بقره ۲:۲۲۱، پسندیدن شخص در مسئله ازدواج از معیارهای مطرحشده در آیه جدا شناخته میشود.
در توبه ۹:۲۵، شمار زیاد گروه میتواند موجب اعتماد نادرست شود.
در مائده ۵:۱۰۰، فراوانی ناپاک ممکن است توجه انسان را جلب کند، اما آن را با پاکیزه یکسان نمیسازد.
در منافقون ۶۳:۴، ظاهر بدن و سخن اشخاص میتواند تأثیرگذار باشد، بیآنکه شخصیت واقعی آنان را تضمین کند.
بنابراین، قرآن خودِ واکنش اعجاب را انکار نمیکند؛ بلکه در موارد گوناگون نشان میدهد که این واکنش برای داوری نهایی کافی نیست.
از سوی دیگر، نباید از نکوهش خودپسندی نتیجه گرفت که انسان حق ندارد از زیبایی، دانش، آفرینش یا دستاوردی درست شگفتزده شود.
تفاوت اساسی میان مشاهده ارزش یک چیز و گرفتار شدن در تصور نادرست درباره آن است.
در مسئله رستاخیز نیز شگفتی منکران، بهتنهایی دلیل ناممکن بودن بازآفرینی نیست.
همچنین اختلاف قرائت در صافات ۳۷:۱۲ نشان میدهد که باید میان اصل معنای عجب و تعیین فاعل و کیفیت آن در جمله تفاوت گذاشت.
تعریف نهایی: «ع ج ب» در میدان اصلی کاربرد قرآنی به شگفتزده شدن، بزرگ یا غیرمعمول یافتن چیزی و تحت تأثیر قرار گرفتن از آن اشاره دارد. در باب افعال، میتواند موجب پسند یا شگفتی دیگری شدن را بیان کند؛ و در شاخه خودپسندی، این بزرگ یافتن به خود شخص بازمیگردد.
برای فهم هر کاربرد، باید سه موضوع روشن شود: چه چیزی موجب شگفتی یا پسند شده است، علت واکنش از کجا شناخته میشود، و شخص پس از این واکنش چگونه درباره حقیقت یا ارزش آن موضوع داوری میکند.
پس عجب واکنش انسان در برابر چیزی است؛ اما درستی یا نادرستی داوری او را خودِ شگفتی تعیین نمیکند.
شگفتی میتواند انسان را به اندیشیدن و شناخت بیشتر برساند، یا هنگامی که با پیشداوری، خودپسندی و انکار آگاهانه همراه شود، مانع پذیرش حقیقت گردد.
مرز این دو، نه در خود واژه «عجب»، بلکه در دانش، دلیل، رفتار و جهتگیری انسان آشکار میشود.