ریشهٔ قرآنی ع ش ر
ده، یکدهم، معاشرت و پیوند اجتماعی؛ بررسی کاربردهای عددی، خانوادگی و گروهی
صورتهای قرآنی و لغوی
عَشْر / عَشَر
ده؛ مستقل یا در ترکیب عددی؛ قرآنی
عَشَرَة
ده؛ قرآنی
عِشْرُونَ
بیست؛ قرآنی
مِعْشَار
یکدهم؛ قرآنی
عِشَار
جمع عشراء؛ قرآنی
عَاشَرَ / وَعَاشِرُوهُنَّ
باب مفاعله؛ فقط صورت امر قرآنی است
عَشِير
همراه؛ قرآنی
عَشِيرَة
خویشاوندان؛ قرآنی
مَعْشَر
جماعت؛ قرآنی
عِشْرَة
اسم معاشرت؛ در قرآن نیامده
مُعَاشَرَة
مصدر؛ در قرآن نیامده
تَعَاشَرَ
باب تفاعل؛ در قرآن نیامده
عُشْر
یکدهم؛ صورت مستقل در قرآن نیامده
عَشَّرَ / تَعْشِير
باب تفعیل؛ در قرآن نیامده
عَشَّار
گیرندهٔ یکدهم؛ در قرآن نیامده
عَاشُورَاء
نام روز؛ در قرآن نیامده
۱. معرفی ریشه و صورتهای قرآنی
ریشهٔ سهحرفی «ع ش ر» در قرآن دو میدان معنایی برجسته دارد: نخست عدد ده و صورتهای وابسته به آن؛ دوم معاشرت، همراهی و پیوند میان انسانها. در کنار این دو، واژهٔ «عِشَار» برای شتران مادهٔ آبستن نیز از همین خانواده آمده است؛ نامی که با شمار ماههای آبستنی ارتباط دارد.
در زبان عربی، «عَشَرَة» نام عدد ده است، «عُشْر» یک جزء از ده جزء را بیان میکند، «عِشْرَة» به معاشرت و زندگی همراه با دیگران اشاره دارد، «عَشِير» همراه یا هممعاشر است، «عَشِيرَة» جماعتی است که اعضای آن با پیوند خویشاوندی یا اجتماعی به یکدیگر وابستهاند، و «مَعْشَر» به گروه یا جماعتی با ویژگی مشترک گفته میشود.
این واژهها از یک ریشهاند، اما معنای آنها را نباید یکی گرفت. بهویژه نمیتوان «عشیره» و «معشر» را صرفا به معنای ده نفر دانست یا «عاشروهن» را بر پایه عدد ده توضیح داد.
ریشه «ع ش ر» در قرآن ۲۷ بار، در ۲۶ آیه از ۱۹ سوره آمده است. صورتهای قرآنی آن عبارتاند از:
- عَشْر / عَشَر: ده؛ در شمارش مستقل یا ترکیبهای عددی. استفاده در قرآن: بلی.
- عَشَرَة: ده؛ در ساختهای مربوط به شمارش. استفاده در قرآن: بلی.
- عِشْرُونَ: بیست. استفاده در قرآن: بلی؛ در انفال ۸:۶۵.
- مِعْشَار: یکدهم یا بخشی به اندازه یکدهم. استفاده در قرآن: بلی؛ در سبأ ۳۴:۴۵.
- عِشَار: شتران مادهای که آبستنی آنان به مرحله نزدیک به زایمان رسیده است. استفاده در قرآن: بلی؛ در تکویر ۸۱:۴.
- عَاشَرَ / يُعَاشِرُ: معاشرت کردن، زندگی و ارتباط نزدیک داشتن. استفاده در قرآن: بلی؛ تنها به صورت امر «وَعَاشِرُوهُنَّ» در نساء ۴:۱۹.
- عَشِير: همراه، هممعاشر و شخصی که رابطه نزدیک و مستمر با دیگری دارد. استفاده در قرآن: بلی؛ در حج ۲۲:۱۳.
- عَشِيرَة: خویشاوندان، تبار یا گروهی دارای پیوند اجتماعی و خانوادگی. استفاده در قرآن: بلی؛ در توبه ۹:۲۴، شعراء ۲۶:۲۱۴ و مجادله ۵۸:۲۲.
- مَعْشَر: گروه، جماعت یا مجموعهای از اشخاص دارای ویژگی یا پیوند مشترک. استفاده در قرآن: بلی؛ در انعام ۶:۱۲۸ و انعام ۶:۱۳۰ و الرحمن ۵۵:۳۳.
- عِشْرَة: معاشرت و زندگی همراه با دیگری. استفاده در قرآن: خیر، در این صورت اسمی.
- مُعَاشَرَة: همراهی، همزیستی و رفتار متقابل در یک رابطه. استفاده در قرآن: خیر، در این صورت مصدری.
- تَعَاشَرَ: با یکدیگر معاشرت کردن. استفاده در قرآن: خیر.
- عُشْر: یکدهم از یک مقدار یا مال. استفاده در قرآن: خیر، در این صورت مستقل؛ اما «مِعْشَار» آمده است.
- عَشَّرَ / تَعْشِير: دهتا کردن، یکدهم گرفتن، یا در کاربردهای دیگر تکرار عمل به شمار معین. استفاده در قرآن: خیر.
- عَشَّار: کسی که یکدهم مال یا عوارضی را میگیرد. استفاده در قرآن: خیر.
- عَاشُورَاء: نام شناختهشدهٔ روز دهم محرم در کاربردهای تاریخی و پساقرآنی. استفاده در قرآن: خیر.
صورتهای عددی، در مجموع پرکاربردترین شاخهٔ این ریشه در قرآناند؛ اما مشتقهای مربوط به معاشرت و پیوند اجتماعی نیز جایگاه مستقلی دارند.
۲. دو میدان معنایی در زبان عربی کهن
ده و شمارش
«عَشَرَة» در زبان عربی نام عدد ده است. ده، یک مقدار معین و قابل شمارش است و در نظام شمارش، پایهای برای ساخت اعداد بزرگتر و ترکیبهایی مانند یازده، دوازده و بیست نیز به شمار میرود.
از همین میدان، واژههایی برای یکدهم، دهمین شخص، رسیدن شمار یک گروه به ده نفر، دهتا دهتا بودن و گرفتن یکدهم مال ساخته شدهاند.
برای نمونه، در عربی «عَشَرْتُ الْقَوْمَ» در یکی از کاربردها به معنای آن است که شخص به گروهی نهنفره بپیوندد و دهمین عضو آن شود.
در کاربرد دیگر، همین خانواده میتواند درباره گرفتن یکدهم مال به کار رود.
این دو معنا را شمار ده به یکدیگر پیوند میدهد، اما یکی شدن دهمین عضو گروه با گرفتن یکدهم دارایی درست نیست.
همچنین «عُشْر» به معنای یکدهم، با «عَشْر» به معنای ده تفاوت حرکتی و معنایی دارد. این تمایز در خواندن واژگان عربی اهمیت دارد؛ زیرا تغییر حرکت میتواند عدد کامل را به نام یکی از اجزای آن تبدیل کند.
معاشرت و همراهی
دومین میدان معنایی ریشه، «عِشْرَة» و «مُعَاشَرَة» است.
در این کاربرد، سخن از شمار افراد نیست؛ بلکه از زندگی کردن، همراهی داشتن، در ارتباط بودن و تعامل با دیگری است.
«عَاشَرَهُ» در زبان عربی به معنای با او معاشرت و زندگی کردن آمده است. این ارتباط میتواند میان همسران، خویشاوندان یا دیگر اشخاصی باشد که بهصورت مستمر با یکدیگر رابطه دارند.
«عَشِير» نیز کسی است که با دیگری ارتباط نزدیک و معاشرت دارد.
این ارتباط ممکن است مطلوب یا نامطلوب باشد. معنای لغوی معاشرت بهخودیخود تضمین نمیکند که همراه شخص نیکوکار، وفادار یا درستکار باشد.
در قرآن نیز «العشير» در یک عبارت نکوهشآمیز آمده است؛ در حالی که «عاشروهن» همراه با «بالمعروف» یک فرمان مثبت درباره شیوه رفتار در رابطه است.
پس بار اخلاقی از سیاق شناخته میشود، نه از خود ریشه بهتنهایی.
آیا معاشرت از عدد ده پدید آمده است؟
میتوان تصور کرد که زندگی در یک گروه کوچک و شناختهشده، از جمله گروهی دهنفره، زمینه نامگذاری بعضی روابط اجتماعی بوده باشد.
اما صرف اشتراک ریشه برای اثبات چنین منشأ تاریخی کافی نیست.
در تحلیل ابن فارس در «مقاییس اللغة»، برای «ع ش ر» دو اصل متمایز معرفی شده است: یکی عدد معین و دیگری مخالطت و معاشرت.
در این تحلیل، «عشیره» با معاشرت اعضای گروه توضیح داده میشود؛ نه اینکه لزوما از ده نفر تشکیل شده باشد.
بنابراین، نباید برای ایجاد یک تعریف واحد و جذاب، ادعا کنیم که همه معانی ریشه از جمع شدن ده نفر در یک خانه یا قبیله پدید آمدهاند.
چنین تصویری، بدون شاهد تاریخی مستقل، تنها یک فرضیه است.
نتیجه زبانی: ریشه «ع ش ر» دستکم دو میدان تثبیتشده دارد: شمارش بر پایه عدد ده و معاشرت و ارتباط میان اشخاص. در تحلیل کاربردهای قرآنی، این دو میدان باید جدا بمانند.
۳. شواهد عربی کهن؛ شمارش، معاشرت و زندگی اجتماعی
معاشرت در شعر زهیر
در شعری منسوب به زهیر بن ابیسلمی آمده است:
لَعَمْرُكَ وَالْخُطُوبُ مُغَيِّرَاتٌ
وَفِي طُولِ الْمُعَاشَرَةِ التَّقَالِي
ترجمه فارسی
به جانت سوگند، رخدادهای زندگی دگرگونکنندهاند و در معاشرت طولانی نیز ممکن است دلزدگی و دوری پدید آید.
در این بیت، «المعاشرة» به ارتباط و همراهی مستمر اشاره دارد.
نکته مهم آن است که شاعر از شمار ده نفر یا ده روز سخن نمیگوید. معاشرت در اینجا رابطهای است که با گذر زمان میتواند دگرگون شود.
همچنین خود واژه «معاشرت» به معنای دلزدگی نیست. دلزدگی از عبارت «التقالي» شناخته میشود.
این شاهد متعلق به سنت شعری منسوب به شاعری پیش از اسلام است و کاربرد اجتماعی خانواده ریشه را نشان میدهد.
معشر در شعر امرؤ القیس
در بیت دیگری از شعر منسوب به امرؤ القیس آمده است:
تَجَاوَزْتُ أَحْرَاسًا إِلَيْهَا وَمَعْشَرًا
عَلَيَّ حِرَاصًا لَوْ يُسِرُّونَ مَقْتَلِي
ترجمه فارسی
برای رسیدن به او از نگهبانان و گروهی گذشتم که بر کشتنم حریص بودند و اگر میتوانستند، پنهانی مرا میکشتند.
در این بیت، «معشر» به گروهی از اشخاص اشاره دارد.
از متن بیت هیچ دلیلی به دست نمیآید که آن گروه دقیقا ده نفر بودهاند.
بنابراین، کاربرد کهن «معشر» به معنای جماعت با کاربرد قرآنی آن سازگار است؛ جایی که «معشر الجن والإنس» به گروههای انسانی و جنی اشاره میکند، نه به جماعتهای دهنفره.
شرح شافیهٔ کمال؛ شاهد معشر و شرح کشتن پنهانی
أعشار در شعر امرؤ القیس
در معلّقه منسوب به امرؤ القیس آمده است:
وَمَا ذَرَفَتْ عَيْنَاكِ إِلَّا لِتَضْرِبِي
بِسَهْمَيْكِ فِي أَعْشَارِ قَلْبٍ مُقَتَّلِ
ترجمه فارسی
چشمانت اشک نریختند مگر برای آنکه با دو تیر خود بر پارههای دلی زخمخورده ضربه بزنی.
«أعشار» در این بیت درباره پارهها یا بخشهای دل به کار رفته است.
در توضیح کهن این بیت دو خوانش مهم وجود دارد: یکی ارتباط «أعشار» با تکههای شکسته، مانند ظرفی که پارهپاره شده؛ و دیگری ارتباط با بخشهای دهگانه و تقسیمشده. در توضیحِ مبتنی بر میسر، دو تیرِ «مُعَلّى» و «رَقیب» با هفت و سه سهم، تصاحب همهٔ ده سهم را تصویر میکنند؛ از این رو، «دو تیر» در این خوانش صرفاً دو پرتابِ جنگی نیست.
در هر دو صورت، بیت کاربرد تصویری واژه را نشان میدهد.
اما نباید از آن نتیجه گرفت که دل انسان واقعا در زبان عربی به ده قسمت جسمانی تقسیم میشده یا شاعر درباره ساختمان تشریحی قلب سخن میگوید.
این تصویر شعری است.
صحاح و لسان العرب، مادهٔ عشر؛ أعشار و دو تیر میسر
عِشار و زندگی دامداری
«عُشَرَاء» در عربی برای شتر مادهای به کار رفته که آبستنی آن به حدود ده ماه رسیده و به زایمان نزدیک شده است. جمع آن «عِشَار» است.
این نامگذاری با عدد ده ارتباط آشکار دارد.
در جامعهای که شتر از داراییهای مهم و وسیله حملونقل و معیشت بوده، شتر مادهٔ نزدیک به زایمان میتوانسته ارزش اقتصادی ویژهای داشته باشد.
اما این زمینه تاریخی جزئی از معنای لغوی «عشار» نیست؛ واژه نخست حیوانی را در وضعیت مشخص آبستنی معرفی میکند.
در منابع لغوی، درباره ادامه اطلاق این نام پس از زایمان نیز گزارشهایی وجود دارد. بنابراین، نمیتوان بدون بررسی گفت که این نام در تمام کاربردهای عربی فقط در یک روز یا مرحله کاملا ثابت اطلاق میشده است.
در قرآن، همین واژه در سوره تکویر آمده است.
۴. عدد ده در قرآن؛ شمار معین، نه نماد خودکار کمال
بقره ۲:۱۹۶؛ سه روز و هفت روز
متن آیه
وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَلَا تَحْلِقُوا رُءُوسَكُمْ حَتَّىٰ يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَٰلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ
ترجمه فارسی
و حج و عمره را برای آن معبود یگانه به تمام رسانید. پس اگر بازداشته شدید، آنچه از هدی میسر است؛ و سرهای خود را نتراشید تا هدی به جایگاهش برسد. پس هر کس از شما بیمار باشد یا از ناحیه سر خود آزاری داشته باشد، فدیهای از روزه یا صدقه یا نسک است. پس هنگامی که در امنیت بودید، هر کس از عمره تا حج بهرهمند شد، آنچه از هدی میسر است؛ و هر کس نیافت، سه روز در حج و هفت روز هنگامی که بازگشتید روزه بگیرد. این ده روز کامل است. این برای کسی است که خانوادهاش از حاضران مسجدالحرام نباشند. و از آن معبود یگانه پروا کنید و بدانید که آن معبود یگانه سختکیفر است.
بررسی کاربرد
در عبارت «تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ»، عدد ده بهصورت صریح آمده است.
پیش از آن، سه روز و هفت روز ذکر شدهاند. بنابراین، ده در این آیه مجموع دو مقدار مشخص است.
نکته اصلی آن است که نباید «عشرة» را بهتنهایی به معنای کمال اخلاقی یا پایان یافتن یک سیر معنوی دانست.
«کاملة» از ریشه مستقل «ك م ل» است و کامل بودن شمار را بیان میکند.
در این آیه، ده روز مقدار مشخص مسئولیتی است که در سیاق حج مطرح شده است. بنابراین، عدد ده باید معنای عددی خود را حفظ کند.
همچنین نمیتوان از حضور عدد ده در این آیه نتیجه گرفت که هر مجموعه دهتایی در قرآن دارای مرتبهای ثابت و ویژه از قداست است.
بقره ۲:۲۳۴؛ چهار ماه و ده روز
متن آیه
وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجًا يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْرًا فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا فَعَلْنَ فِي أَنْفُسِهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ
ترجمه فارسی
و کسانی از شما که وفات میکنند و همسرانی بر جای میگذارند، آن زنان چهار ماه و ده روز درباره خود انتظار میکشند. پس هنگامی که به پایان مدت خود رسیدند، در آنچه به شیوه پسندیده درباره خود انجام دهند، گناهی بر شما نیست؛ و آن معبود یگانه به آنچه انجام میدهید آگاه است.
بررسی کاربرد
در این آیه، «عَشْرًا» در کنار چهار ماه آمده است.
در ساخت عربی، معدودِ ده بهصورت صریح ذکر نشده است. با توجه به کاربرد شمارش مدت در زبان عربی، عبارت به ده روز و شب مربوط میشود.
در ترجمه طبیعی فارسی، «چهار ماه و ده روز» معنا را منتقل میکند.
این کاربرد نشان میدهد که عدد ده میتواند برای تعیین یک مدت حقوقی مشخص به کار رود.
اما معنای عدد از موضوع حکم جداست. ده بهخودیخود به معنای انتظار، سوگواری یا محدودیت ازدواج نیست. این مفاهیم از ساخت کامل آیه به دست میآیند.
اعراف ۷:۱۴۲؛ کامل شدن میقات موسی
متن آیه
وَوَاعَدْنَا مُوسَىٰ ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَقَالَ مُوسَىٰ لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ
ترجمه فارسی
و با موسی برای سی شب وعده قرار دادیم و آن را با ده شب کامل کردیم؛ پس میقات پروردگارش چهل شب کامل شد. و موسی به برادرش هارون گفت: «در میان قومم جانشین من باش و اصلاح کن و راه فسادگران را پیروی مکن.»
بررسی کاربرد
«بِعَشْرٍ» به ده شب دیگر اشاره دارد. معدود در خود عبارت تکرار نشده، اما از «ثَلَاثِينَ لَيْلَةً» شناخته میشود.
در این آیه نیز شمار ده، مقداری مشخص است که به سی افزوده میشود.
نتیجه چهل شب است.
بنابراین، از خود عدد ده نمیتوان مرحلهای پنهان از یک نظریه رمزی یا عرفانی درباره سیر موسی استخراج کرد.
موضوع میقات، وعده، و کامل شدن مدت در ساخت کامل آیه مطرح شده است؛ اما خود «عشر» فقط مقدار ده را بیان میکند.
مائده ۵:۸۹؛ خوراک ده نیازمند
متن آیه
لَا يُؤَاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلَٰكِنْ يُؤَاخِذُكُمْ بِمَا عَقَّدْتُمُ الْأَيْمَانَ فَكَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاكِينَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ ذَٰلِكَ كَفَّارَةُ أَيْمَانِكُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ وَاحْفَظُوا أَيْمَانَكُمْ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
ترجمه فارسی
آن معبود یگانه شما را به سبب سوگندهای بیهودهتان بازخواست نمیکند، بلکه به سبب سوگندهایی که استوار کردهاید بازخواست میکند. پس کفاره آن، خوراک دادن به ده نیازمند از خوراک میانهای است که به خانوادههای خود میدهید، یا پوشاندن آنان، یا آزاد کردن یک گردن. پس هر کس نیابد، سه روز روزه بگیرد. این کفاره سوگندهای شماست، هنگامی که سوگند میخورید؛ و سوگندهای خود را نگه دارید. اینگونه آن معبود یگانه آیاتش را برای شما روشن میکند، باشد که سپاسگزار شوید.
بررسی کاربرد
در این آیه، «عَشَرَةِ مَسَاكِينَ» شمار نیازمندان را تعیین میکند.
خود عدد ده به معنای خوراک، صدقه یا کفاره نیست؛ موضوع و نوع مسئولیت را دیگر عبارتهای آیه بیان میکنند.
همچنین باید میان ده شخص نیازمند و ده وعده خوراک تفاوت گذاشت. در عبارت عربی، «مساكين» معدودِ عدد است؛ یعنی ده نیازمند.
از خود ساخت عبارت نمیتوان بدون استدلال مستقل نتیجه گرفت که خوراک دادن ده بار به یک شخص، دقیقا همان معنای لفظی خوراک دادن به ده نیازمند است.
این نکته نشان میدهد که اعداد در احکام قرآن باید با معدود و ساخت نحوی خود خوانده شوند.
۵. دیگر کاربردهای عددی؛ از یازده و دوازده تا بیست
در قرآن، خانواده «ع ش ر» برای ساخت اعداد مرکب نیز به کار رفته است.
در بقره ۲:۶۰ و اعراف ۷:۱۶۰، تعبیر «اثْنَتَا عَشْرَةَ» درباره دوازده چشمه آمده است. در همان اعراف ۷:۱۶۰، «اثْنَتَيْ عَشْرَةَ» درباره دوازده گروه از بنیاسرائیل به کار رفته است.
در مائده ۵:۱۲، «اثْنَيْ عَشَرَ» درباره دوازده نقیب آمده است.
این تفاوت صورتها به جنسیت دستوری معدود و نقش نحوی عبارت مربوط است؛ نه اینکه در هر مورد، مفهوم عدد دوازده تغییر کرده باشد.
در یوسف ۱۲:۴، «أَحَدَ عَشَرَ» عدد یازده را برای ستارگان رؤیا بیان میکند.
در توبه ۹:۳۶، «اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا» شمار دوازده ماه سال است.
در مدثر ۷۴:۳۰ آمده است:
عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ
ترجمه فارسی
بر آن نوزده است.
در این آیه، ترکیب «تِسْعَةَ عَشَرَ» عدد نوزده را بیان میکند. معدود در خود مدثر ۷۴:۳۰ بهصورت صریح نیامده و مدثر ۷۴:۳۱ درباره فرشتگانِ مأمور بر آتش سخن میگوید.
بنابراین، خود عدد نوزده را نباید بدون شواهد مستقل به یک نظریه فراگیر درباره تمام ساختار عددی قرآن تبدیل کرد.
در انفال ۸:۶۵، عدد بیست آمده است:
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ يَغْلِبُوا أَلْفًا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَفْقَهُونَ
ترجمه فارسی
ای پیامبر، مؤمنان را به پیکار برانگیز. اگر از شما بیست نفر پایدار باشند، بر دویست نفر چیره میشوند؛ و اگر از شما صد نفر باشند، بر هزار نفر از کسانی که کفر ورزیدهاند چیره میشوند؛ زیرا آنان گروهی هستند که نمیفهمند.
در اینجا «عِشْرُونَ» نام عدد بیست است.
نسبت بیست به دویست، بخشی از ساخت آیه است؛ اما معنای عدد بیست بهخودیخود پایداری، پیروزی یا قدرت جنگی نیست.
همچنین در آیه بعد، انفال ۸:۶۶، وضعیت توان و ضعف مخاطبان در بیان نسبتها اهمیت پیدا میکند. از این رو، عددهای جنگی نباید جدا از شرایط و سیاق به یک قانون مطلق درباره تمام نبردهای تاریخی تبدیل شوند.
ده سوره، ده شب و ده واحد زمان
در هود ۱۱:۱۳، «بِعَشْرِ سُوَرٍ» از ده سوره سخن میگوید.
در قصص ۲۸:۲۷، «عَشْرًا» درباره تکمیل یک مدت خدمت یا کار مطرح است که از جمله پیشین شناخته میشود.
در طه ۲۰:۱۰۳، «عَشْرًا» در گفتار کسانی آمده که مدت ماندن خود را بسیار کوتاه میپندارند. این شمار، در سیاق گفتار آنان است و نباید بدون توجه به گوینده به یک اندازهگیری قطعی بیرونی تبدیل شود.
در فجر ۸۹:۲ نیز آمده است:
وَلَيَالٍ عَشْرٍ
ترجمه فارسی
و سوگند به ده شب.
واژه «عشر» در این آیه به ده شب اشاره دارد.
اما خود آیه نام این شبها را نمیآورد. بنابراین، تعیین آنها بهعنوان ده شب نخست یا پایانیِ ماهی مشخص، از معنای لغوی عدد به دست نمیآید و نیازمند شاهد مستقل است.
مجموع این کاربردها نشان میدهد که عدد ده در قرآن، پیش از هر برداشت نمادین، یک مقدار واقعی و قابل شمارش است. در انعام ۶:۱۶۰ نیز «فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا» پاداش دهبرابریِ نیکی را بیان میکند؛ این نسبت از ترکیب عدد و «أمثال» شناخته میشود، نه از معنایی مستقل برای عدد ده.
۶. مِعْشَار؛ یکدهم از یک مقدار
سبأ ۳۴:۴۵
متن آیه
وَكَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَمَا بَلَغُوا مِعْشَارَ مَا آتَيْنَاهُمْ فَكَذَّبُوا رُسُلِي فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِ
ترجمه فارسی
و کسانی که پیش از آنان بودند نیز تکذیب کردند؛ و اینان به یکدهم آنچه به آنان داده بودیم نرسیدهاند. پس فرستادگان مرا تکذیب کردند؛ پس چگونه بود انکار و مؤاخذه من؟
بررسی کاربرد
«مِعْشَار» از مشتقهای عددی ریشه «ع ش ر» است.
در معنای مشهور لغوی و در تفسیر طبری از این آیه، این واژه به یکدهم از چیزی اشاره دارد. در برخی نقلهای لغوی نسبتهای کوچکتر نیز گزارش شدهاند، اما «یکدهم» خوانش مشهور و مبنای ترجمهٔ حاضر است.
در این آیه، «مِعْشَارَ مَا آتَيْنَاهُمْ» یک نسبت مقایسهای را بیان میکند.
قرآن، مخاطبان کنونیِ هشدار را با گروههای پیشین مقایسه میکند و میگوید آنان به یکدهم آنچه به پیشینیان داده شده بود نرسیدهاند.
در سیاق، مسئله تکذیب فرستادگان خداوند و پیامد آن مطرح است.
پس «معشار» در اینجا معیار کوچکیِ مقدار در برابر مقدار بزرگتر است.
از این تعبیر نمیتوان نتیجه گرفت که آیه درباره مالیات یکدهم، سهم واجب اقتصادی یا درآمد حکومت سخن میگوید.
«معشار» در اینجا نام یک نسبت است، نه حکم گرفتن آن نسبت از اموال مردم.
همچنین کاربرد مقایسهایِ یکدهم میتواند شدت تفاوت دو وضعیت را برجسته کند، اما نباید اصل معنای عددی را بدون دلیل به نسبتی کاملا نامعین تبدیل کرد.
بنابراین، معادل مناسب «یکدهم» است؛ و کارکرد مقایسهای عبارت در توضیح جدا بررسی میشود.
۷. عَاشِرُوهُنَّ؛ معاشرت و زندگی همراه با معروف
نساء ۴:۱۹
متن آیه
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهًا وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَىٰ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا
ترجمه فارسی
ای کسانی که ایمان آوردهاید، برای شما روا نیست که زنان را به اکراه به ارث ببرید؛ و آنان را در تنگنا قرار ندهید تا بخشی از آنچه به آنان دادهاید بازپس گیرید، مگر آنکه مرتکب فحشایی آشکار شوند. و با آنان به شیوه پسندیده معاشرت کنید. پس اگر آنان را ناخوش دارید، چهبسا چیزی را ناخوش دارید و آن معبود یگانه در آن خیر فراوانی قرار دهد.
ساختمان فعل
«عَاشِرُوهُنَّ» فعل امر از باب مفاعله است.
فاعل آن مخاطبان جمعاند و ضمیر «هُنَّ» مفعول آن است.
فعل به معاشرت کردن، در رابطه بودن و زندگی همراه با دیگری اشاره دارد.
در این سیاق، رابطه مورد نظر رابطه زناشویی و خانوادگی است.
اما معنای لغوی «عاشر» به عمل جنسی محدود نیست.
معاشرت شامل زندگی در ارتباط با دیگری و رفتار در جریان آن رابطه است. نزدیکی جسمانی ممکن است بخشی از رابطه زناشویی باشد، اما تمام معنای معاشرت نیست.
این تفاوت اهمیت دارد؛ زیرا اگر «عاشروهن» صرفا به رابطه جنسی ترجمه شود، بخش عمدهای از میدان معنایی واژه از میان میرود.
در مقابل، اگر آن را فقط به محبت قلبی یا احساس خوشایند محدود کنیم، جنبه واقعی رفتار و زندگی مشترک را نادیده گرفتهایم.
معاشرت، رابطهای عملی است که در رفتار، برخورد و زندگی روزمره آشکار میشود.
نقش «بِالْمَعْرُوفِ»
فرمان قرآن تنها «عاشروهن» نیست؛ بلکه «وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ» است.
«معروف» از ریشه «ع ر ف» میآید و در این عبارت، کیفیت معاشرت را تعیین میکند.
بنابراین، معنای خود «عاشر» با قید «بالمعروف» باید جدا بررسی شود.
معاشرت ممکن است خوب یا بد باشد؛ اما قرآن در این آیه معاشرت به معروف را فرمان میدهد.
این قید مانع آن است که هر شیوه رفتار رایج در یک جامعه، صرفا به سبب رواج داشتن، خودبهخود معروف و شایسته شمرده شود.
برای نمونه، اگر در جامعهای تحقیر، فشار مالی، محروم کردن زن از حق خود یا مجبور کردن او به ماندن در رابطهای آسیبزا رایج باشد، رواج آن رفتار بهتنهایی دلیل معروف بودنش نیست.
این نتیجه از پیوند فرمان معاشرت با ممنوعیتهای پیشین آیه نیز پشتیبانی میشود.
ارتباط معاشرت با منع اکراه و فشار
در آغاز آیه، ارث بردن زنان به اکراه منع شده است.
سپس از قرار دادن زنان در تنگنا برای بازپس گرفتن بخشی از آنچه به آنان داده شده، نهی میشود.
پس از این دو نهی، فرمان معاشرت به معروف قرار گرفته است.
این ترتیب نشان میدهد که رفتار پسندیده در رابطه خانوادگی از حقوق و اختیار زن جدا نیست.
نمیتوان از یک سو با زور، فشار یا محرومیت مالی بر زن ستم کرد و از سوی دیگر، صرف ادامه زندگی در یک خانه را مصداق کافی معاشرت به معروف دانست.
با این حال، معنای لغوی «معاشرت» بهخودیخود همه جزئیات حقوق زناشویی را تعیین نمیکند.
موضوع مهریه، طلاق، اصلاح رابطه، داوری خانوادگی و حقوق متقابل باید از آیات مرتبط بررسی شود.
این مسائل در پژوهش مستقل فرقان با عنوان «ازدواج قرآنی» نیز بررسی شدهاند.
«فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ»؛ رفتار در وضعیت ناخوشایند
آیه بلافاصله پس از فرمان معاشرت به معروف، احتمال ناخوش داشتن همسر را مطرح میکند.
این پیوند مهم است؛ زیرا نشان میدهد معاشرت پسندیده تنها برای زمانی نیست که انسان از رابطه خشنود است.
ممکن است انسان در رابطهای با اختلاف، دلخوری یا ناخشنودی روبهرو شود. چنین احساسی، بهخودیخود مجوز رفتار ظالمانه نیست.
در عین حال، عبارت «فَعَسَىٰ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا» به معنای آن نیست که هر رابطه زیانبار باید در هر شرایطی ادامه پیدا کند.
قرآن در آیات دیگر راه اصلاح، داوری و جدایی را نیز معرفی میکند.
پس این عبارت را نباید وسیله مجبور ساختن انسان به تحمل ظلم یا تحقیر قرار داد.
نتیجه روشن آن است که ناخوش داشتن شخص با حق بدرفتاری نسبت به او یکسان نیست.
آیا باب مفاعله رفتار متقابل را ثابت میکند؟
باب مفاعله در عربی ظرفیت بیان رابطه یا مشارکت میان طرفها را دارد.
اما از این وزن بهتنهایی نمیتوان نتیجه گرفت که در هر کاربرد، دو طرف دقیقا یک عمل یکسان انجام میدهند.
در نساء ۴:۱۹، فرمان به مخاطبان داده شده و ضمیر زنان مفعول فعل است.
پس ساختمان آیه بهصراحت مسئولیت مخاطبان را در رفتار با زنان بیان میکند.
طبیعت معاشرت، رابطهای میان اشخاص را پیشفرض میگیرد، اما حدود حقوق و مسئولیتهای متقابل باید از مجموع آیات خانواده شناخته شود؛ نه فقط از وزن «فاعل».
نتیجه لغوی: «عاشروهن» به معنای با آنان معاشرت و زندگی کنید است. «بالمعروف» شیوه این معاشرت را تعیین میکند. این فرمان را نباید به رابطه جنسی، محبت درونی یا اطاعت یکطرفه فروکاست.
۸. عَشِير؛ همراهی که میتواند بد باشد
حج ۲۲:۱۳
متن آیه
يَدْعُو لَمَنْ ضَرُّهُ أَقْرَبُ مِنْ نَفْعِهِ لَبِئْسَ الْمَوْلَىٰ وَلَبِئْسَ الْعَشِيرُ
ترجمه فارسی
کسی را میخواند که زیانش از سودش نزدیکتر است؛ چه بد سرپرستی و چه بد همراهی است.
بررسی کاربرد
«العشير» در این آیه به همراه یا هممعاشر اشاره دارد.
این واژه از خانواده معاشرت است، نه از میدان عدد ده.
در عربی، «عشير» میتواند برای شخصی به کار رود که رابطه نزدیک یا همراهی مستمر با دیگری دارد. در بعضی کاربردها، همسر نیز «عشير» نامیده شده است.
اما در این آیه، سیاق درباره کسی است که غیر خدا را میخواند و به چیزی روی آورده که زیانش از سودش نزدیکتر است.
بنابراین، «العشير» در اینجا نباید به «شوهر» ترجمه شود.
واژه با «المولى» در کنار یکدیگر آمده است و همراهی یا اتکای نامطلوب را توصیف میکند.
نکته مهم آن است که «عشير» بهخودیخود وصف ستایشآمیز نیست.
همان رابطهای که میتواند زمینه یاری و همزیستی مطلوب باشد، ممکن است به همراهی زیانبار تبدیل شود.
از این رو، در ترجمه این آیه «همراه» یا «هممعاشر» مناسب است؛ و نکوهش آن از «لَبِئْسَ» شناخته میشود.
۹. عَشِيرَة؛ خویشاوندی و پیوند اجتماعی
شعراء ۲۶:۲۱۴؛ هشدار به نزدیکترین عشیره
متن آیه
وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ
ترجمه فارسی
و خویشاوندان نزدیکتر خود را هشدار ده.
بررسی کاربرد
«عَشِيرَتَكَ» به گروه خویشاوندی و پیوند اجتماعی نزدیک پیامبر اشاره دارد.
«الأقربين» نیز نزدیکی آنان را برجسته میکند.
در این آیه، عشیره یک جماعت دهنفره نیست. سخن از کسانی است که به سبب پیوند خانوادگی و اجتماعی، نزدیکترین گروه به مخاطباند.
اما نمیتوان از خود واژه نتیجه گرفت که همه اعضای عشیره دارای ایمان، اخلاق یا مسئولیت یکساناند.
همچنین فرمان هشدار دادن به عشیره به معنای واگذاری حق اجبار دینی به رئیس خانواده یا تبار نیست.
موضوع، رساندن هشدار به نزدیکان است؛ نه مالکیت بر باور آنان.
توبه ۹:۲۴؛ محبت خویشاوندی و جایگاه وفاداری
متن آیه
قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّىٰ يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ
ترجمه فارسی
بگو: «اگر پدرانتان و فرزندانتان و برادرانتان و همسرانتان و خویشاوندانتان و اموالی که به دست آوردهاید و تجارتی که از کسادی آن بیم دارید و خانههایی که میپسندید، نزد شما از آن معبود یگانه و فرستادهاش و کوشش در راه او محبوبترند، پس انتظار بکشید تا آن معبود یگانه فرمانش را بیاورد؛ و آن معبود یگانه گروه نافرمانان را هدایت نمیکند.»
بررسی کاربرد
در این آیه، «عَشِيرَتُكُمْ» در کنار پدران، فرزندان، برادران و همسران آمده است.
این همنشینی اهمیت دارد؛ زیرا نشان میدهد که عشیره در این سیاق از یک رابطه فردی نزدیک گستردهتر است و به جمع خویشاوندان یا تبار اجتماعی اشاره دارد.
با این حال، نباید از فهرست یادشده نتیجه گرفت که محبت به خانواده و خویشاوندان ذاتا ناپسند است.
مسئله آیه، جایگاه محبت و وفاداری در برابر خواست خداوند است.
ممکن است شخصی خانواده خود را دوست داشته باشد و در همان حال به حق و عدالت وفادار بماند. اما اگر خواست خانواده یا جماعت چنان بر تصمیم او مسلط شود که آگاهانه حق را زیر پا بگذارد، مسئله دیگری پدید میآید.
این نتیجه از سیاق آیه به دست میآید؛ نه از اینکه خود «عشیره» به معنای تعلق باطل یا شرک باشد.
مجادله ۵۸:۲۲؛ پیوند نسبی و مرز مخالفت آگاهانه
در مجادله ۵۸:۲۲ نیز «عَشِيرَتَهُمْ» در کنار پدران، فرزندان و برادران آمده است.
در آن آیه، مسئله رابطه مؤمنان با کسانی است که با خداوند و فرستادهاش به مقابله برخاستهاند.
بنابراین، موضوع، صرف تفاوت اندیشه یا وابستگی خانوادگی نیست؛ عبارت «حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ» باید در جای خود بررسی شود.
از خود «عشیره» نمیتوان فرمان قطع تمام روابط خویشاوندی با اشخاص دارای اعتقاد متفاوت استخراج کرد.
در قرآن، رفتار نیک و عادلانه با کسانی که جنگ و اخراج را پیش نگرفتهاند، در ممتحنه ۶۰:۸ نیز مطرح شده است.
پس پیوند خانوادگی و داوری درباره رفتار انسان دو موضوع جدا هستند.
نتیجه لغوی: «عشیره» به جماعت خویشاوندی و پیوند اجتماعی اشاره دارد. این پیوند بهخودیخود نه فضیلت قطعی است و نه انحراف؛ ارزش رفتار اعضا از عمل و جایگاه وفاداری آنان شناخته میشود.
۱۰. مَعْشَر؛ جماعت دارای ویژگی مشترک
«مَعْشَر» در قرآن سه بار آمده است و در هر سه مورد با خطاب به جن یا جن و انس ارتباط دارد.
انعام ۶:۱۳۰
متن آیه
يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي وَيُنْذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَٰذَا قَالُوا شَهِدْنَا عَلَىٰ أَنْفُسِنَا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَشَهِدُوا عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُوا كَافِرِينَ
ترجمه فارسی
ای جماعت جن و انس، آیا فرستادگانی از میان خودتان نزد شما نیامدند که آیات مرا برای شما بازگویند و از دیدار این روزتان هشدارتان دهند؟ گفتند: «بر ضد خود گواهی دادیم.» و زندگی دنیا آنان را فریفته بود و بر ضد خود گواهی دادند که کافر بودهاند.
بررسی کاربرد
«مَعْشَرَ» در این آیه منادا و به معنای جماعت است.
این واژه نه عدد ده را بیان میکند و نه به یک خانواده خونی محدود است.
در همین سیاق، جن و انس بهعنوان گروههایی مورد خطاب قرار گرفتهاند.
پس معشر میتواند جماعتی را معرفی کند که اعضای آن به سبب نوع یا ویژگی مشترکی در یک خطاب گرد آمدهاند.
اما این معنا بهتنهایی تعیین نمیکند که جن و انس از نظر ماهیت، توانایی یا تکلیف کاملا یکساناند. چنین مسائلی به بررسی آیات مربوط نیاز دارند.
انعام ۶:۱۲۸ و الرحمن ۵۵:۳۳
در انعام ۶:۱۲۸، «يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ» خطاب به جماعت جن است و در ادامه رابطه جن و انسانها مطرح میشود.
در الرحمن ۵۵:۳۳ نیز خطاب «يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ» آمده و از توان گذر کردن از اقطار آسمانها و زمین سخن میرود.
در هر سه آیه، «معشر» بر جماعت یا گروهی مورد خطاب دلالت دارد.
از این واژه نمیتوان نتیجه گرفت که شمار افراد دقیقا ده نفر است یا اینکه همه اعضای جماعت رابطه خویشاوندی دارند.
تفاوت معشر و عشیره
«عشیره» در کاربردهای قرآنی بیشتر با خویشاوندی و تبار اجتماعی ارتباط دارد.
«معشر» دامنهای گستردهتر دارد و میتواند درباره جماعتی دارای ویژگی مشترک به کار رود، حتی اگر اعضای آن از یک خانواده یا نسب نباشند.
این تفاوت در قرآن روشن است: عشیره درباره نزدیکان و خویشاوندان آمده، اما معشر در خطاب به جن و انس استفاده شده است.
با این حال، نباید این تفاوت را قانونی مطلق برای تمام زبان عربی دانست. در کاربردهای کهن، «معشر» میتواند برای جماعتهای انسانی گوناگون، از جمله گروههای دارای پیوند خانوادگی، نیز به کار رود.
۱۱. عِشَار؛ شتران آبستن در تصویر دگرگونی بزرگ
تکویر ۸۱:۴
متن آیه
وَإِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ
ترجمه فارسی
و هنگامی که شتران مادهٔ نزدیک به زایمان رها و بیرسیدگی گذاشته شوند.
بررسی کاربرد
«الْعِشَار» جمع «عُشَرَاء» است.
در زبان عربی، این نام برای شتران مادهای به کار رفته که آبستنی آنان به حدود ده ماه رسیده است.
بنابراین، ارتباط این اسم با عدد ده واقعی و مستند است.
اما خود «عشار» به معنای ده شتر نیست. واژه به نوعی از شتران در وضعیت معین آبستنی اشاره دارد و شمار آنها از خود اسم معلوم نمیشود.
«عُطِّلَتْ» از ریشه «ع ط ل» است و به رها یا بیاستفاده و بیرسیدگی گذاشتن اشاره دارد.
پس آیه دو مفهوم جدا دارد: شتران آبستن نزدیک به زایمان، و رها شدن آنها.
در سیاق سوره تکویر، رویدادهایی بزرگ توصیف میشوند که نظم شناختهشده جهان و زندگی انسان را دگرگون میکنند.
رها شدن شتران ارزشمند در این تصویر میتواند نشان دهد که وضعیت چنان دگرگون میشود که حتی داراییهای مهم نیز دیگر توجه معمول صاحبانشان را جلب نمیکنند.
اما این نتیجه از سیاق و جایگاه اقتصادی شتر در زندگی مردم به دست میآید.
خود واژه «عشار» به معنای ثروت، تجارت یا بیارزش شدن مال نیست.
از سوی دیگر، نباید آن را بدون دلیل به «ابرها» یا پدیدهای کاملا متفاوت تبدیل کرد. معنای شناختهشده و دارای پشتوانه قوی در عربی، شتران مادهٔ نزدیک به زایمان است.
۱۳. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
در کاربردهای عددی، معادل مستقیم باید حفظ شود:
«عشر» و «عشرة» در جای مناسب «ده» است؛ «عشرون» «بیست»؛ «معشار» «یکدهم»؛ و ترکیبهای عددی مانند «أحد عشر»، «اثنا عشر» و «تسعة عشر» به ترتیب یازده، دوازده و نوزده ترجمه میشوند.
در بقره ۲:۱۹۶، «تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ» به «این ده روز کامل است» نزدیک است.
در بقره ۲:۲۳۴، «أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْرًا» را میتوان «چهار ماه و ده روز» ترجمه کرد.
در سبأ ۳۴:۴۵، «مِعْشَار» همان «یکدهم» است، نه مالیات یا یک سهم شرعی از دارایی.
برای «وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ»، پیشنهاد اصلی «و با آنان به شیوه پسندیده معاشرت کنید» است. «با آنان به نیکی زندگی کنید» نیز از نظر معنایی قابل دفاع است، اما فعل «زندگی کنید» بهتنهایی ممکن است جنبه رفتار و معاشرت را کمرنگ کند.
برای «العشير» در حج ۲۲:۱۳، «همراه» یا «هممعاشر» مناسب است.
برای «عشيرة»، معادلهای «خویشاوندان»، «تبار» یا «جماعت خویشاوندی» بر حسب سیاق مناسباند.
برای «معشر»، «جماعت» یا «گروه» مناسبتر است. نباید آن را «ده نفر» ترجمه کرد.
برای «العشار» در تکویر ۸۱:۴، «شتران مادهٔ نزدیک به زایمان» معنای طبیعی و قابل فهم را منتقل میکند. اگر نیاز به توضیح لغوی باشد، در تأمل میتوان ارتباط آن را با حدود ده ماه آبستنی بیان کرد.
در هیچیک از این موارد نباید همه معانی ریشه در یک ترجمه جمع شوند. عدد ده، یکدهم، معاشرت، خویشاوندی، جماعت و شتر آبستن، هرکدام در ساخت و سیاق خود معنای مشخص دارند.
۱۴. جمعبندی نهایی
ریشه «ع ش ر» در قرآن دو میدان معنایی اصلی دارد: شمارش بر پایه عدد ده و معاشرت و پیوند میان اشخاص.
در میدان نخست، عدد ده و ترکیبهای آن برای شمارش روزها، شبها، اشخاص، گروهها، سورهها و نسبتهای عددی به کار رفتهاند. «معشار» به یکدهم اشاره دارد و «عشار» نام شتران مادهای است که آبستنی آنان به مرحله نزدیک به زایمان رسیده است.
این کاربردها نشان میدهند که عدد ده، پیش از هر برداشت نمادین، مقدار مشخصی است. نه ده بهخودیخود نشانه کمال اخلاقی است و نه حضور آن در یک حکم دینی، آن عدد را به قانونی همگانی برای همه موضوعات تبدیل میکند.
در میدان دوم، «عاشروهن» به معاشرت و زندگی همراه با زنان در سیاق روابط خانوادگی اشاره دارد. «عشير» همراه یا هممعاشر است؛ «عشيرة» جماعت خویشاوندی؛ و «معشر» گروهی دارای ویژگی یا پیوند مشترک.
این واژهها با وجود اشتراک ریشه، از نظر دامنه یکسان نیستند. معاشرت به رفتار و رابطه اشاره دارد؛ عشیره به پیوند خانوادگی و اجتماعی؛ و معشر به جماعتی که میتواند فراتر از روابط خویشاوندی باشد.
همچنین ریشه «ع ش ر» ذاتا بار اخلاقی مثبت یا منفی ندارد. معاشرت میتواند شایسته یا ناپسند باشد. خویشاوندی میتواند زمینه یاری و وفاداری به حق باشد یا هنگامی که جای عدالت را بگیرد، سبب انحراف شود. همراهی نیز ممکن است سودمند یا زیانبار باشد.
از این رو، در نساء ۴:۱۹، وصف «بالمعروف» اهمیت اساسی دارد. قرآن تنها به وجود رابطه اکتفا نمیکند، بلکه شیوه معاشرت را نیز به معروف پیوند میدهد.
تعریف نهایی: «ع ش ر» در یک شاخه به عدد ده و نسبتها و صورتهای مشتق از آن اشاره دارد؛ و در شاخه دیگر، با معاشرت، همراهی و تعلق به جماعتی از اشخاص ارتباط دارد. پیوند این دو میدان را نباید بدون شاهد تاریخی مستقل به یک تصویر واحد فروکاست.
در کاربردهای قرآنی، معنای دقیق هر صورت از ساختمان صرفی، موضوع جمله و سیاق شناخته میشود.
بنابراین، «عشرة» ده است، «معشار» یکدهم، «عشار» شتران مادهٔ نزدیک به زایمان، «عاشروهن» فرمان معاشرت، «عشير» همراه، «عشيرة» خویشاوندان و «معشر» جماعت.
حفظ همین تمایزها، هم ریشهشناسی را از حدسهای بیپشتوانه دور نگه میدارد و هم مانع آن میشود که احکام عددی، حقوق خانوادگی و پیوندهای اجتماعی به یک معنای ساختگی و یکسان فروکاسته شوند.