ریشهٔ قرآنی م ه د
آماده کردن و هموار ساختن جایگاه؛ از گهوارهٔ کودک و بستر زمین تا فراهم کردن سرانجام خویش و توصیف جایگاه آخرت
صورتهای قرآنی و لغوی
مَهْد
پنج کاربرد؛ گهواره و بستر زمین
مِهَاد
هفت کاربرد؛ شش بار جهنم و یک بار زمین
مَهَدَ / يَمْهَدُ
باب مجرد؛ یک کاربرد قرآنی
مَهَّدَ / يُمَهِّدُ
باب تفعیل؛ یک کاربرد قرآنی
تَمْهِيد
مصدر؛ یک کاربرد قرآنی
مَاهِد
اسم فاعل؛ یک کاربرد به صورت جمع
مُهُود
جمعِ مهد؛ در قرآن نیامده
أَمْهِدَة
جمعِ مهاد؛ در قرآن نیامده
مُمَهَّد
آماده و مناسبشده؛ در قرآن نیامده
تَمَهَّدَ / تَمَهُّد
آماده شدن یا برای خود بستر گرفتن؛ در قرآن نیامده
اِمْتَهَدَ
مهیا کردن، یا گسترده و بلند شدن کوهان؛ در قرآن نیامده
اِسْتَمْهَدَ
بستر گستردن؛ در قرآن نیامده
مَهِيد
کرهٔ خالص؛ در قرآن نیامده
مُهْد / مُهْدَة
کاربردهای عوارض زمین؛ در قرآن نیامده
۱. معرفی ریشه و صورتهای قرآنی
ریشهٔ سهحرفی «م ه د» در زبان عربی با آماده کردن، هموار ساختن و مناسب گردانیدن جایگاهی برای قرار گرفتن، آسودن یا انجام کاری ارتباط دارد. در کاربرد محسوس، انسان میتواند بستری را بگستراند و برای خوابیدن آماده سازد یا جایگاهی را برای کودک مهیا کند. در کاربرد گستردهتر، میتواند شرایط انجام کاری را فراهم آورد و با کردار خود، زمینهای برای آینده خویش بسازد.
در قرآن، این ریشه درباره گهوارهٔ عیسی، زمین بهعنوان جایگاهی آماده برای زندگی، بستر و جایگاه اهل جهنم، فراهم کردن امکانات برای انسانی برخوردار، و آماده ساختن سرانجام خویش از راه عمل صالح آمده است.
این کاربردها به یک خانواده تعلق دارند، اما موضوع آنها یکسان نیست. جایگاه کودک، سطح زمین، امکانات زندگی و سرانجام اعمال انسان را نمیتوان بدون بررسی به یک معنای مادی محدود کرد.
ریشهٔ «م ه د» در قرآن شانزده بار در پانزده آیه از سیزده سوره آمده است. شمار صورتها در این مقاله بر پایهٔ قرائت حفص است. صورتهای مهم قرآنی و لغوی این خانواده عبارتاند از:
پیکرهٔ عربی قرآن؛ شانزده کاربرد در شش صورت
- مَهْد: جایگاه آماده و گسترده؛ در کاربرد مربوط به کودک، گهواره یا بستر کودک. استفاده در قرآن: بلی؛ پنج بار. سه بار درباره گهواره عیسی در آلعمران ۳:۴۶، مائده ۵:۱۱۰ و مریم ۱۹:۲۹، و دو بار درباره زمین در طه ۲۰:۵۳ و زخرف ۴۳:۱۰.
- مِهَاد: بستر، جایگاه گسترده یا آمادهشده برای قرار گرفتن. استفاده در قرآن: بلی؛ هفت بار. شش کاربرد درباره جهنم و یک کاربرد درباره زمین.
- مَهَدَ / يَمْهَدُ: آماده کردن و زمینه فراهم ساختن. استفاده در قرآن: بلی؛ به صورت «يَمْهَدُونَ» در روم ۳۰:۴۴.
- مَهَّدَ / يُمَهِّدُ: آماده و هموار ساختن، فراهم کردن شرایط و آسان گردانیدن کاری. استفاده در قرآن: بلی؛ به صورت «وَمَهَّدْتُ» در مدثر ۷۴:۱۴.
- تَمْهِيد: آمادهسازی، هموار کردن و فراهم ساختن زمینه. استفاده در قرآن: بلی؛ به صورت «تَمْهِيدًا» در مدثر ۷۴:۱۴.
- مَاهِد: آمادهکننده و هموارسازنده جایگاه. استفاده در قرآن: بلی؛ به صورت جمع «الْمَاهِدُونَ» در ذاریات ۵۱:۴۸.
- مُهُود: جمع «مهد»؛ گهوارهها یا جایگاههای آمادهشده. استفاده در قرآن: خیر.
- أَمْهِدَة: از جمعهای ثبتشدهٔ «مهاد» در زبان عربی. استفاده در قرآن: خیر.
- مُمَهَّد: چیزی که آماده، هموار یا مناسب ساخته شده است. استفاده در قرآن: خیر.
- تَمَهَّدَ / تَمَهُّد: آماده یا هموار شدن جایگاه یا شرایط، و در بعضی کاربردها استقرار و تمکن یافتن. استفاده در قرآن: خیر.
- اِمْتَهَدَ: برای خود جایگاهی مهیا کردن؛ و در کاربرد دیگر، گسترده شدن و بالا آمدنِ کوهان. استفاده در قرآن: خیر.
- اِسْتَمْهَدَ: برای خود فرش یا بستری گستردن. استفاده در قرآن: خیر.
- مَهِيد: در کاربرد کهن، کره خالص یا بخش صاف و پاکشده آن. استفاده در قرآن: خیر.
- مُهْد / مُهْدَة: «مُهْد» در نقلی به برآمدگی زمین و در نقلی دیگر به بخشهای فروافتادهٔ شن گفته شده است؛ «مُهْدَة» زمینِ کمارتفاع و هموار است. استفاده در قرآن: خیر.
معجم الوسیط؛ اِسْتَمْهَدَ و صورتهای لغوی
از این صورتها روشن میشود که «مهد» و «مهاد» تنها دو نام برای یک شیء ثابت نیستند. هر دو با جایگاه آماده و مناسب ارتباط دارند، اما میتوانند درباره کودک، زمین یا جایگاهی دیگر به کار روند.
همچنین فعل «مَهَّدَ» در قرآن درباره پهن کردن یک بستر واقعی نیامده، بلکه درباره فراهم شدن شرایط زندگی شخصی به کار رفته است. بنابراین، نباید همه مشتقها را تنها به معنای گهواره یا تشک ترجمه کرد.
۲. هستهٔ زبانی ریشه و تصویر مادی آن
مهد؛ آماده و مناسب کردن جایگاه
در زبان عربی کهن، «مَهَدَ الْفِرَاشَ» به معنای گستردن و آماده کردن بستر است.
در این عمل، شخص جایگاهی را برای خوابیدن یا قرار گرفتن آماده میکند. ممکن است سطحی ناهموار را هموار سازد، چیزی نرم بر آن بگستراند یا شرایط استفاده از آن را فراهم آورد.
پس هسته معنا تنها پهن کردن یک پارچه نیست.
آنچه اهمیت دارد، مناسب ساختن جایگاه برای استفاده مورد نظر است.
ابن فارس در «مقاییس اللغة» این ریشه را با «تَوْطِئَة» و «تَسْهِيل» توضیح میدهد؛ یعنی آماده و هموار کردن و آسان ساختن چیزی.
ابن فارس، مقاییس اللغة؛ توطئه و تسهیل
این تعریف ظرفیت توضیح کاربردهای قرآنی را دارد.
گهواره برای قرار گرفتن کودک آماده میشود. زمین برای زندگی و حرکت انسان جایگاهی مناسب معرفی میگردد. امکانات برای شخصی فراهم میشوند. و انسان با عمل خود برای آینده خویش زمینه میسازد.
اما همین پیوند نباید سبب شود که تفاوت واقعی این کاربردها نادیده گرفته شود.
آیا مهد به معنای سطح کاملا صاف است؟
هموار کردن در میدان این ریشه حضور دارد، اما نباید آن را به معنای نبود هرگونه بلندی، فرورفتگی یا ناهمواری در سطح مورد نظر تبدیل کرد.
برای نمونه، ممکن است انسان در دامنه کوهی جایی مناسب برای نشستن یا خوابیدن آماده کند، بیآنکه تمام کوه را صاف کرده باشد.
همچنین زمینی ممکن است برای راه رفتن، کشاورزی و زندگی مناسب باشد، در حالی که کوه، دره و بلندیهای گوناگون داشته باشد.
پس «هموار و آماده بودن» میتواند ناظر به امکان استفاده و بهرهبرداری باشد، نه ضرورتا شکل هندسی کامل یک سطح.
این تفاوت در آیات مربوط به زمین اهمیت ویژهای دارد.
مَهْد؛ جایگاه آماده کودک
«مَهْدُ الصَّبِيِّ» در عربی به جایگاهی گفته میشود که برای قرار گرفتن یا خوابیدن کودک آماده شده است.
در فارسی، «گهواره» معادل طبیعی آن است.
اما باید میان معنای اصلی جایگاه آماده و ویژگیهای خاص بعضی گهوارهها تفاوت گذاشت.
همه گهوارهها ضرورتا یک شکل، جنس یا سازوکار ندارند.
ممکن است جایگاه کودک از چوب، پارچه یا مواد دیگر ساخته شده باشد. همچنین ممکن است گهوارهای حرکت کند و دیگری ثابت باشد.
پس حرکت دادن یا تکان خوردن، جزء ضروری معنای واژه «مهد» نیست.
ویژگی اصلی، آماده بودن جایگاه برای کودک است.
این نکته هنگام مقایسه مهد کودک با مهد بودن زمین اهمیت پیدا میکند.
مِهَاد؛ بستر گسترده
«مِهَاد» در زبان عربی برای بستر و چیزی که برای قرار گرفتن یا خوابیدن گسترده شده، به کار رفته است.
در بعضی توضیحهای لغوی، گفته شده که «مهاد» از «مهد» گستردهتر است.
این تفاوت از نظر کاربرد قابل فهم است؛ زیرا «مهد» میتواند به جایگاه مشخص کودک اشاره کند، در حالی که «مهاد» برای بستر بزرگتر یا گستردهتر نیز به کار میرود.
اما نباید این تفاوت را قانونی مطلق دانست.
خود قرآن در طه ۲۰:۵۳ و زخرف ۴۳:۱۰، «مَهْدًا» را درباره زمین به کار برده است؛ زمینی که جایگاه زندگی انسانهاست.
در نبأ ۷۸:۶ نیز برای همین زمین از «مِهَادًا» استفاده شده است.
بنابراین، تفاوت این دو صورت، به معنای محدود بودن «مهد» به گهواره کوچک و «مهاد» به بستر بزرگ در تمام کاربردها نیست.
از جایگاه مادی تا زمینهسازی برای کار
در عربی، «مَهَّدَ الْأَمْرَ» درباره کسی گفته شده که کاری را آماده و شرایط انجام آن را آسان کرده است.
در این کاربرد، دیگر ضرورت ندارد بستری بر زمین گسترده شود.
برای مثال، شخصی ممکن است مقدمات سفر، آموزش یا کاری اجتماعی را فراهم کند تا انجام آن برای دیگران ممکنتر شود.
در چنین وضعیتی، زمینه کار مانند بستری است که پیشتر آماده شده است.
اما این تصویر مجازی نباید معنای مادی همه آیات را از میان ببرد.
وقتی قرآن درباره گهواره کودک سخن میگوید، مقصود صرفا فراهم شدن زمینه رشد فکری نیست؛ جایگاهی واقعی برای کودک مطرح است.
همچنین وقتی زمین «مهد» یا «مهاد» معرفی میشود، جایگاه واقعی زندگی و حرکت انسان موضوع سخن است.
هستهٔ مشترک ریشه را میتوان آماده و مناسب ساختن جایگاه یا شرایط برای قرار گرفتن، زندگی کردن یا انجام کاری دانست.
۳. کاربردهای عربی کهن و شواهد شعری
آماده ساختن جایگاه در شعر عربی
در بیتی که در منابع دستوری به مردی از بنیسلیم نسبت داده شده، آمده است:
فَمَا آبَاؤُنَا بِأَمَنَّ مِنْهُ
عَلَيْنَا اللَّاءِ قَدْ مَهَدُوا الْحُجُورَا
ترجمه فارسی
پس پدران ما که آغوشهای خود را برایمان آماده کردهاند، بیش از او بر ما منت ندارند.
در این بیت، «مَهَدُوا الْحُجُورَا» به آماده کردن آغوش و جایگاه نگهداری کودک اشاره دارد.
«حُجُور» جمع «حِجْر» است و در این سیاق به دامان یا آغوش مربوط میشود.
آغوش، جایگاه نگهداری و پرورش کودک است.
پس «مهدوا» در اینجا با آماده ساختن بستری برای نگهداری ارتباط دارد، اما موضوع آن لزوما یک گهواره ساختهشده نیست.
در بیت، کارکرد آغوش و پرورش برجسته است.
این کاربرد نشان میدهد که فعل «مهد» میتواند درباره فراهم کردن محیط و جایگاه مناسب برای انسان نیز به کار رود.
نام دقیق شاعر در نقلهای بررسیشده تثبیت نشده است. بنابراین، این بیت شاهدی از عربی ثبتشده در منابع کهن است، نه شعری که بتوان با اطمینان به یک شاعر جاهلی معین نسبت داد.
شرح الفیهٔ ابن مالک؛ شاهدِ منسوب به مردی از بنیسلیم
«اِمْتَهَدَ» در شعر ابوالنجم
در شعری از ابوالنجم عجلی آمده است:
وَامْتَهَدَ الْغَارِبُ فِعْلَ الدُّمَّلِ
ترجمه فارسی
و بخش بالایی پشتِ [شتر]، مانند دُمّلی، برآمد و گسترش یافت.
در این شاهد، «اِمْتَهَدَ» درباره بخشی از بدن شتر آمده است.
این کاربرد اهمیت دارد؛ زیرا ریشه تنها به فروپهن شدن یا پایین آمدن سطح اشاره نمیکند.
در اینجا، بالا آمدن و گسترش یافتنِ کوهان یا بخش بالایی پشت مطرح است؛ نه صرفاً تخت شدنِ سطح.
پس نمیتوان معنای این خانواده را به «پایین و کاملا تخت کردن همه چیز» محدود ساخت.
ابوالنجم از شاعران دوره اسلامی است؛ بنابراین، این شاهد برای شناخت عربی کهن سودمند است، اما نباید بهعنوان شعر پیشاقرآنی معرفی شود.
صحاح، لسان العرب و تاج العروس؛ بالا آمدنِ کوهان
تمهید در شعر راعی نمیری
در شعری از راعی نمیری آمده است:
تَمَهَّدْنَ دِيبَاجًا وَعَالَيْنَ عِقْمَةً
وَأَنْزَلْنَ رَقْمًا قَدْ أَجَنَّ الْأَكَارِعَا
ترجمه فارسی
دیبا را بستر خود ساختند و پوششِ «عِقْمَة» را بر آن افراشتند؛ و پارچهای نقشدار فرو آویختند که بخشهای پایینِ پاهای شتران را پوشاند.
در این بیت، «تَمَهَّدْنَ» به برای خود بستر گرفتن مربوط است؛ زمخشری در شرحِ بخش پایانی، فروافتادن پارچه بر پاهای شتران را تصریح میکند.
این شاهد، معنای مادی و شناختهشدهٔ ریشه را در محیط زندگی و استفاده از پوششهای گستردنی نشان میدهد.
راعی نمیری شاعر دوره اموی است و شاهد او نیز نباید بدون دلیل به دوره جاهلیت منتقل شود.
زمخشری، اساس البلاغه؛ پارچه بر پاهای شتران
نتیجه شواهد کهن
در این سه شاهد، ریشه برای آماده کردن آغوش، شکل گرفتن یا گسترش سطحی از بدن شتر، و پهن کردن بستر به کار رفته است.
این کاربردها نشان میدهند که «مهد» با آماده بودن، هموار شدن و مناسب ساختن ارتباط دارد، اما شکل مادی واحدی را در همه موارد توصیف نمیکند.
از همین رو، وقتی قرآن زمین را مهد معرفی میکند، باید دید کدام ویژگی در سیاق مطرح است؛ نه اینکه تمام خصوصیات یک گهواره یا بستر انسانی به زمین منتقل شود.
۴. مَهْد؛ گهواره عیسی و جایگاه سخن گفتن کودک
آلعمران ۳:۴۶
متن آیه
وَيُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَمِنَ الصَّالِحِينَ
ترجمه فارسی
و با مردم در گهواره و در میانسالی سخن میگوید، و از شایستگان است.
بررسی کاربرد
«الْمَهْدِ» در این آیه اسم معرفه و مجرور پس از حرف «فِي» است.
در سیاق آیات، سخن درباره عیسی پسر مریم است.
عبارت دو وضعیت را کنار یکدیگر قرار میدهد: سخن گفتن در مهد و سخن گفتن در میانسالی.
در اینجا، «مهد» به جایگاه کودک اشاره دارد.
از نظر زبانی، اهمیت عبارت در آن است که سخن گفتن به کسی نسبت داده میشود که هنوز در وضعیت کودکی و گهواره است.
در مقابل، «كَهْلًا» مرحلهای دیگر از زندگی را معرفی میکند.
پس گهواره و میانسالی دو وضعیت متمایزند.
از این تفاوت میتوان فهمید که قرآن سخن گفتن عیسی را در دورهای معرفی میکند که سخن گفتنِ معمول و کامل انسان هنوز انتظار نمیرود.
اما خود «مهد» به معنای سخن گفتن، نبوت یا معجزه نیست.
این مفاهیم از فعل «يُكَلِّمُ»، وضعیت کودک و مجموعه داستان شناخته میشوند.
مریم ۱۹:۲۹
متن آیه
فَأَشَارَتْ إِلَيْهِ قَالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كَانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا
ترجمه فارسی
پس به سوی او اشاره کرد. گفتند: «چگونه با کسی سخن بگوییم که کودکی در گهواره است؟»
بررسی کاربرد
در این آیه نیز «الْمَهْدِ» به جایگاه کودک اشاره دارد.
اما این بار عبارت از زبان کسانی نقل شده که مریم به سوی کودک اشاره کرده است.
آنان از امکان سخن گفتن با کودکی در گهواره شگفتزده میشوند.
این واکنش با وضعیت معمول کودک در آن مرحله زندگی سازگار است.
اما خود واژه «مهد» ثابت نمیکند که کودک دقیقا چند روزه یا چندماهه بوده است.
«صَبِيًّا» نیز کودکی او را بیان میکند.
از این رو، نباید جزئیاتی مانند شکل گهواره، جنس آن، زمان دقیق تولد یا مدت حضور عیسی در آن را بدون شواهد مستقل وارد ترجمه کرد.
در آیه بعد، مریم ۱۹:۳۰، عیسی سخن میگوید و خود را بنده خداوند معرفی میکند.
پس اهمیت رویداد از مجموعه داستان روشن میشود.
مائده ۵:۱۱۰
در مائده ۵:۱۱۰ نیز خداوند به عیسی یادآوری میکند که او به یاری روحالقدس با مردم در گهواره و در میانسالی سخن میگفت.
این سومین کاربرد «الْمَهْدِ» درباره عیسی است.
در هر سه آیه، معنای گهواره یا جایگاه کودک ثابت است.
اما نقش جمله متفاوت است.
در آلعمران، سخن گفتن در مهد بخشی از بشارت مربوط به عیسی است.
در مریم، رویداد در جریان دفاع مریم و سخن گفتن خود عیسی رخ میدهد.
در مائده، همان توانایی در شمار نعمتها و تأییدهای الهی یادآوری میشود.
بنابراین، یک واژه میتواند در سه سیاق متفاوت به موضوعی واحد اشاره کند، بیآنکه معنای ریشه تغییر کند.
آیا «مهد» فقط استعارهای از آغاز زندگی است؟
در زبان عربی، مهد میتواند به صورت تصویری برای آغاز رشد چیزی نیز به کار رود.
اما در این سه آیه، «فِي الْمَهْدِ» همراه با سخن گفتن کودک آمده است.
پس خوانش مستقیم و روشن، جایگاه واقعی کودک است.
میتوان درباره معنای نمادین آغاز زندگی یا جایگاه تربیت نیز اندیشید؛ اما چنین خوانشی نباید جای واقعیت زبانی و داستانی آیه را بگیرد.
نتیجه لغوی: «الْمَهْد» در آیات مربوط به عیسی، گهواره یا جایگاه آماده کودک است. شگفتی سخن گفتن از نسبت فعل با وضعیت کودکی شناخته میشود، نه از اینکه خود واژه مهد به معنای معجزه باشد.
۵. زمین بهعنوان مهد و مهاد؛ آماده بودن برای زندگی
طه ۲۰:۵۳
متن آیه
الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْدًا وَسَلَكَ لَكُمْ فِيهَا سُبُلًا وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْ نَبَاتٍ شَتَّىٰ
ترجمه فارسی
همان که زمین را برای شما بستری آماده قرار داد و در آن راههایی برایتان پدید آورد و از آسمان آبی فرود آورد؛ پس با آن، گونههای گوناگونی از گیاهان را بیرون آوردیم.
بررسی کاربرد
«مَهْدًا» در این آیه همان اسمی است که در آیات دیگر برای گهواره کودک آمده است.
اما موضوع آن متفاوت است.
در اینجا، زمین بهعنوان مهد انسانها معرفی شده است.
عبارت «لَكُمُ» اهمیت دارد؛ زیرا آماده بودن زمین در نسبت با زندگی و نیازهای مخاطبان مطرح شده است.
در ادامه، راهها، آب و گیاهان نیز آمدهاند.
پس سیاق درباره زمین بهعنوان جایگاهی است که زندگی و حرکت انسان در آن ممکن شده است.
از همین پیوند میتوان فهمید که «مهد» در این آیه به مناسب بودن زمین برای زیستن، حرکت کردن و بهره گرفتن ارتباط دارد.
اما خود این واژه همه ویژگیهای زمین را توضیح نمیدهد.
برای مثال، وجود راهها از «سُبُلًا» و فعل همراه آن شناخته میشود، نه از اینکه «مهد» بهتنهایی به معنای جاده باشد.
همچنین آب و رویش گیاهان با فعلها و واژگان مستقل بیان شدهاند.
زخرف ۴۳:۱۰
متن آیه
الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْدًا وَجَعَلَ لَكُمْ فِيهَا سُبُلًا لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ
ترجمه فارسی
همان که زمین را برای شما بستری آماده قرار داد و در آن راههایی برایتان پدید آورد، باشد که راه یابید.
بررسی کاربرد
در این آیه نیز «مَهْدًا» درباره زمین آمده است.
پیوند آن با «سُبُلًا» بار دیگر اهمیت دارد.
زمین جایگاهی معرفی میشود که انسان میتواند در آن راه پیدا کند و حرکت کند.
اما نباید «لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ» را فقط از خود ریشه مهد تعریف کرد.
هدایت از ریشه «ه د ي» است.
این عبارت میتواند در سیاق راهیابی به وسیله راههای زمین و نیز شناخت نعمت و هدایت الهی بررسی شود.
اما «مهد» بهخودیخود به معنای هدایت نیست.
نبأ ۷۸:۶
متن آیه
أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا
ترجمه فارسی
آیا زمین را بستری آماده قرار ندادیم؟
بررسی کاربرد
در این آیه، برخلاف طه و زخرف، صورت «مِهَادًا» آمده است.
اما موضوع همچنان زمین است.
از نظر زبانی، «مهاد» به بستر گسترده و مناسب اشاره دارد.
در اینجا، زمین در جایگاه بستری برای زندگی معرفی شده است.
اما باید دقت کرد که آیه در مقام تعریف شکل هندسی زمین نیست.
«مهاد» نام یک سطح ریاضیِ کاملا تخت نیست؛ همانگونه که در زبان عربی، آماده بودن بستر یا جایگاه به معنای نبود هرگونه بلندی و فرورفتگی در تمام اجزای آن نیست.
از سوی دیگر، خود این واژه نیز حرکت زمین را بهصراحت بیان نمیکند.
اگر کسی بخواهد میان تصویر مهد و حرکت گهوارهوار ارتباطی تمثیلی برقرار کند، باید نشان دهد که چنین ویژگیای در همین کاربرد با شواهد سیاقی پشتیبانی میشود.
صرف اینکه بعضی گهوارهها حرکت میکنند، برای اثبات حرکت زمین از کلمه «مهد» کافی نیست.
بنابراین، معنای روشن و پایه در این آیات، آماده و مناسب بودن زمین برای قرار گرفتن و زندگی است.
تفاوت «مَهْدًا» و «مِهَادًا»
از نظر ساختمان صرفی، «مهد» و «مهاد» دو صورت نزدیکاند.
در منابع لغوی، برای رابطه این دو چند تحلیل ثبت شده است.
در یک توضیح، «مهاد» از «مهد» گستردهتر دانسته میشود.
در توضیح دیگر، هر دو به بستر و جایگاه آماده اشاره دارند.
همچنین برخی لغتشناسان، «مهاد» را صورت جمع یا صورت مصدری مرتبط با «مهد» بررسی کردهاند.
این اختلاف نشان میدهد که نباید یک مرز قطعی و تغییرناپذیر میان دو صورت ساخت.
خود قرآن هر دو را درباره زمین به کار برده است.
پس در ترجمه فارسی، «بستر آماده» میتواند برای هر دو مناسب باشد.
در تأمل لغوی میتوان توضیح داد که «مهاد» ظرفیت برجستهتری برای تصویر جایگاه گسترده دارد؛ اما این نکته نباید به ادعای تفاوت قطعی دو نوع زمین یا دو ساختمان کیهانی تبدیل شود.
اختلاف قرائت در طه و زخرف
در طه ۲۰:۵۳ و زخرف ۴۳:۱۰، اختلاف قرائتی نیز وجود دارد.
در قرائت حفص، «مَهْدًا» آمده است.
در قرائتهای معتبر دیگر، از جمله قرائت نافع و چند قاری دیگر، «مِهَادًا» خوانده شده است.
این اختلاف از نظر صرفی اهمیت دارد؛ زیرا خوانش دوم همان صورتی را به کار میگیرد که در نبأ ۷۸:۶ آمده است.
اما هر دو صورت در میدان بستر و جایگاه آماده قرار دارند.
از این رو، نباید از اختلاف قرائت، دو نظریه متعارض درباره شکل زمین استخراج کرد.
همچنین در ترجمهای که بر قرائت حفص بنا شده است، صورت عربی «مَهْدًا» باید مطابق همان قرائت حفظ شود؛ مگر آنکه بررسی قرائتها بهصورت مستقل مورد نظر باشد.
شرح النظم الجامع لقراءة الإمام نافع؛ مِهادًا در طه و زخرف
آیا زمین مانند گهواره کودک است؟
از نظر زبانی، مقایسه قابل فهم است: گهواره برای کودک آماده میشود و زمین برای زندگی انسان جایگاهی مناسب معرفی شده است.
اما تشبیه یا کاربرد یک واژه مشترک، همه خصوصیات دو چیز را منتقل نمیکند.
زمین، گهواره چوبی نیست.
همچنین قرآن در آیات دیگر از کوهها، درهها، راهها، دریاها و بخشهای گوناگون زمین سخن میگوید.
پس مناسب بودن زمین برای زندگی به معنای یکسان بودن همه سطوح آن نیست.
این بیان درباره امکان زندگی و بهرهبرداری از زمین است؛ نه انکار واقعیتهای جغرافیایی و نه اثبات یک نظریه خاص درباره حرکت اجرام آسمانی.
نتیجه لغوی: «مهد» و «مهاد» در این آیات، زمین را بهعنوان جایگاهی آماده و مناسب برای زندگی انسان معرفی میکنند. معنای پایه نه مسطح بودن هندسی کامل زمین است و نه حرکت گهوارهوار آن.
۶. الْمَاهِدُونَ؛ وصف الهیِ آماده ساختن زمین
ذاریات ۵۱:۴۸
متن آیه
وَالْأَرْضَ فَرَشْنَاهَا فَنِعْمَ الْمَاهِدُونَ
ترجمه فارسی
و زمین را گستردیم؛ پس چه نیکو آمادهکنندگان و هموارسازندگانی هستیم.
بررسی کاربرد
«الْمَاهِدُونَ» اسم فاعل جمع مذکر سالم از فعل ثلاثی مجرد است.
در این آیه، وصف به خداوند در بیان جمعِ تعظیم نسبت داده شده است.
این صورت با «مهد» و «مهاد» ارتباط مستقیم دارد، اما نقش آن متفاوت است.
«مهد» و «مهاد» نام جایگاه یا بسترند.
«ماهدون» وصف کسانی است که جایگاه را آماده و مناسب میسازند.
در اینجا، فاعل کار خداوند است.
رابطه با «فَرَشْنَاهَا»
در آغاز آیه آمده است:
«وَالْأَرْضَ فَرَشْنَاهَا».
فعل «فَرَشْنَا» از ریشه «ف ر ش» است و با گستردن ارتباط دارد.
سپس عبارت «فَنِعْمَ الْمَاهِدُونَ» آمده است.
بنابراین، گستردن زمین و آماده ساختن آن در یک ساخت پیوسته قرار گرفتهاند.
این همنشینی نشان میدهد که میدان «مهد» با فراهم کردن و مناسب ساختن جایگاه ارتباط دارد.
اما نباید «مهد» و «فرش» را در تمام کاربردها مترادف کامل دانست.
«فرش» بیشتر بر گستردن و پهن کردن تأکید دارد؛ در حالی که «مهد» میتواند آماده و هموار ساختن جایگاه یا شرایط را نیز دربر گیرد.
در این آیه، هر دو مفهوم در توصیف زمین با یکدیگر همراه شدهاند.
آیا «الْمَاهِدُونَ» نام مستقل خداوند است؟
قرآن در این آیه وصف «الماهدون» را در مقام ستایش و بیان توانایی خداوند به کار برده است.
اما باید میان وصفِ فعلی و نام مستقل الهی تفاوت گذاشت.
«الماهدون» در ساخت آیه به آماده ساختن زمین ارتباط دارد.
بنابراین، میتوان گفت خداوند در قرآن بهعنوان آمادهکننده و هموارسازنده زمین ستایش شده است.
اما از این کاربرد بهتنهایی نمیتوان نتیجه گرفت که صورت مفرد «الماهد» بهعنوان نام مستقل الهی در قرآن آمده است.
چنین صورتی در متن این آیه وجود ندارد.
همچنین جمع بودن «الماهدون» به معنای وجود چند خدا نیست. ساخت جمله در بیان الهی و با فعل جمعِ «فرشناها» هماهنگ است.
نتیجه لغوی: «الماهدون» وصفی قرآنی برای آماده ساختن و مناسب گردانیدن زمین است. این وصف با ستایش الهی همراه آمده، اما نباید بدون دلیل به نام مستقل تازهای تبدیل شود.
۷. يَمْهَدُونَ؛ آماده ساختن سرانجام خویش
روم ۳۰:۴۴
متن آیه
مَنْ كَفَرَ فَعَلَيْهِ كُفْرُهُ وَمَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِأَنْفُسِهِمْ يَمْهَدُونَ
ترجمه فارسی
هر کس کفر ورزد، کفرش بر عهده خود اوست؛ و کسانی که کار شایسته انجام دهند، برای خودشان زمینه آماده میسازند.
بررسی کاربرد
«يَمْهَدُونَ» فعل مضارع غایب جمع مذکر از ثلاثی مجرد است.
این صورت برخلاف کاربردهای اسمیِ مربوط به بستر زمین و گهواره کودک، درباره عمل انسان آمده است.
در عبارت «فَلِأَنْفُسِهِمْ يَمْهَدُونَ»، فعل با «لِأَنْفُسِهِمْ» همراه شده است.
پس آماده کردن به سود خود اشخاص معرفی میشود.
اما نوع چیزی که آماده میشود، بهصورت یک مفعول صریح در آیه ذکر نشده است.
از این رو، نباید بدون توضیح، در ترجمه مستقیم «برای خودشان کاخهای بهشت میسازند» یا «بسترهای بهشتی میگسترانند» افزود.
اینها میتوانند برداشتهای سیاقی یا تصویری باشند، اما خود واژهها در آیه نیامدهاند.
رابطه عمل صالح و فراهم کردن آینده
در بخش نخست آیه، کفر و مسئولیت آن به خود شخص بازگردانده شده است.
در بخش دوم، عمل صالح و آماده ساختن زمینه برای خود انسان آمده است.
این تقابل اهمیت دارد.
قرآن از یک سو مسئولیت کفر را متوجه صاحب آن میداند و از سوی دیگر، نتیجه آمادهسازیِ عمل صالح را به خود انجامدهندگان بازمیگرداند.
بنابراین، آماده کردن در اینجا با کردار انسان ارتباط دارد.
انسان با انجام کار شایسته، چیزی برای سرانجام خود فراهم میکند.
اما خود فعل «يمهدون» تعیین نمیکند که آن نتیجه دقیقا در چه شکل مادی یا غیرمادی ظاهر میشود.
از سوی دیگر، این آیه اجازه نمیدهد عمل صالح را تنها به آرزو یا ادعای درونی تبدیل کنیم.
عبارت «عَمِلَ صَالِحًا» صریح است.
پس آماده ساختن آینده در این سیاق از عمل جدا نیست.
آیا «مهد» به معنای ساختن بستر آخرت است؟
در توضیحهای لغوی و تفسیری، این تعبیر با فراهم کردن بستر یا جایگاه مناسب برای خود در آخرت مرتبط دانسته شده است.
این توضیح با تصویر ریشه سازگار است.
اما آیه نام بستر یا مکان معینی را پس از «يمهدون» نیاورده است.
بنابراین، بهتر است در ترجمه مستقیم، معنای «برای خود زمینه آماده میسازند» حفظ شود.
سپس در تأمل میتوان پیوند آن را با نتیجه اعمال صالح و سرانجام انسان توضیح داد.
این تفاوت مانع آن میشود که یک تصویر لغوی، بدون دلیل به توصیفی قطعی از ساختمان جایگاه آخرت تبدیل شود.
نتیجه لغوی: «يَمْهَدُونَ» در روم ۳۰:۴۴ به آماده ساختن و فراهم کردن زمینهای برای خود اشاره دارد. سیاق، این آمادهسازی را با عمل صالح پیوند میدهد؛ اما موضوع و شکل دقیق نتیجه از خود فعل بهتنهایی به دست نمیآید.
۸. مَهَّدْتُ لَهُ تَمْهِيدًا؛ فراهم کردن امکانات زندگی
مدثر ۷۴:۱۴
متن آیه
وَمَهَّدْتُ لَهُ تَمْهِيدًا
ترجمه فارسی
و برای او بهخوبی زمینه را آماده ساختم.
بررسی کاربرد
در این آیه، ریشه دو بار آمده است:
«مَهَّدْتُ» و «تَمْهِيدًا».
«مَهَّدْتُ» فعل ماضی متکلم مفرد از باب تفعیل است.
«تَمْهِيدًا» مصدر همان باب است که در جایگاه مفعول مطلق آمده است.
این تکرار صرفی بر تأکید و تحقق کامل عمل آمادهسازی دلالت میکند.
اما موضوع دقیق تمهید باید از آیات پیرامون شناخته شود.
در مدثر ۷۴:۱۱، مدثر ۷۴:۱۲ و مدثر ۷۴:۱۳، از آفرینش شخص، مال گسترده و فرزندانی که حضور دارند سخن رفته است.
پس در آیه ۱۴، تمهید به فراهم شدن شرایط و امکانات زندگی او ارتباط پیدا میکند.
اما خود «مهدت» به معنای مال یا فرزند نیست.
اینها از آیات پیشین شناخته میشوند.
معنای باب تفعیل و مفعول مطلق
در عربی، باب تفعیل میتواند بر فراهم ساختن، انجام دادن با تأکید یا تحقق گستردهتر یک عمل دلالت کند.
اما نباید از وزن صرفی بهتنهایی، تعداد مراحل آمادهسازی یا نوع امکانات را استخراج کرد.
در این آیه، مفعول مطلق «تمهيدا» نیز وجود دارد.
این ساخت، فعل را تأکید میکند.
از این رو، «بهخوبی آماده ساختم» یا «کاملا مهیا کردم» در ترجمه طبیعی مناسب است.
اما افزودن فهرستی از داراییها، مقام سیاسی یا توان اجتماعی که در خود آیات بیان نشدهاند، از معنای لغوی ریشه فراتر میرود.
آیا تمهید همیشه نشانه رضایت الهی است؟
خیر.
در این سیاق، فراهم شدن امکانات برای شخصی مطرح است که در آیات بعد، خواستهها و رفتار او مورد نقد قرار میگیرند.
بنابراین، برخورداری از امکانات بهتنهایی نشانه رضایت قطعی خداوند یا درستکاری شخص نیست.
ممکن است انسان از مال، فرزندان و شرایط مناسب برخوردار باشد، اما در برابر حقیقت رفتار نادرستی نشان دهد.
از سوی دیگر، خود فعل «مهدت» به معنای نکوهش یا مجازات نیست.
آیه از فراهم شدن شرایط سخن میگوید؛ داوری درباره شخص از سیاق گستردهتر شناخته میشود.
تفاوت با روم ۳۰:۴۴
در روم ۳۰:۴۴، اشخاص با عمل صالح برای خود زمینه آماده میکنند.
در مدثر ۷۴:۱۴، خداوند از آماده ساختن شرایط برای شخصی سخن میگوید.
پس فاعل دو جمله متفاوت است.
در روم، فعل ثلاثی مجرد «يمهدون» آمده است.
در مدثر، فعل باب تفعیل همراه با مصدر تأکیدی آمده است.
با این حال، هسته معنایی در هر دو ثابت است: فراهم و آماده کردن.
موضوع و ارزش آن از سیاق شناخته میشود.
۹. مِهَاد؛ بستر جهنم و تفاوت جایگاه با آسایش
اعراف ۷:۴۱
متن آیه
لَهُمْ مِنْ جَهَنَّمَ مِهَادٌ وَمِنْ فَوْقِهِمْ غَوَاشٍ وَكَذَٰلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ
ترجمه فارسی
برای آنان از جهنم بستری است و از بالای سرشان پوششهایی؛ و اینگونه ستمگران را جزا میدهیم.
بررسی کاربرد
«مِهَادٌ» در این آیه به بستر یا جایگاه زیرین اشاره دارد.
عبارت «مِنْ جَهَنَّمَ» جنس یا منشأ آن بستر را مشخص میکند.
سپس «مِنْ فَوْقِهِمْ غَوَاشٍ» آمده است.
پس آیه تصویری از زیر و بالا ارائه میکند: بستر از جهنم و پوششهایی بر فراز اشخاص.
در اینجا، کاربرد «مهاد» به معنای بستری آسایشبخش نیست.
موضوع، جایگاهی از جهنم است.
بنابراین، نمیتوان از معنای معمول بستر در زندگی روزمره نتیجه گرفت که «مهاد» همیشه محل راحتی، آرامش و آسایش است.
واژه میتواند به چیزی اشاره کند که شخص بر آن قرار میگیرد؛ اما کیفیت آن را سیاق تعیین میکند.
در این آیه، کیفیت جایگاه با جهنم و پوششهای فراگیر آن پیوند خورده است.
بقره ۲:۲۰۶
متن آیه
وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ
ترجمه فارسی
و هنگامی که به او گفته شود از آن معبود یگانه پروا کن، عزتطلبی او را به گناه میکشاند؛ پس جهنم برایش کافی است، و چه بد بستری است.
بررسی کاربرد
«الْمِهَادُ» در این آیه معرفه است و در ساخت نکوهش «لَبِئْسَ الْمِهَادُ» آمده است.
پس بستر یا جایگاه مورد نظر، به صراحت نکوهیده معرفی میشود.
نکته مهم آن است که خود واژه «مهاد» به معنای بدی نیست.
بد بودن از «لَبِئْسَ» و سیاق جهنم شناخته میشود.
همین واژه در نبأ ۷۸:۶ درباره زمین آمده است.
پس نمیتوان از کاربرد نکوهیده آن در جهنم نتیجه گرفت که مهاد ذاتا واژهای منفی است.
دیگر آیات مهاد جهنم
در آلعمران ۳:۱۲ آمده است:
قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا سَتُغْلَبُونَ وَتُحْشَرُونَ إِلَىٰ جَهَنَّمَ وَبِئْسَ الْمِهَادُ
ترجمه فارسی
به کسانی که کفر ورزیدهاند بگو: «شکست خواهید خورد و به سوی جهنم گرد آورده میشوید؛ و چه بد بستری است.»
در آلعمران ۳:۱۹۷ آمده است:
مَتَاعٌ قَلِيلٌ ثُمَّ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمِهَادُ
ترجمه فارسی
بهرهای اندک است؛ سپس جایگاهشان جهنم است، و چه بد بستری است.
در ص ۳۸:۵۶ نیز آمده است:
جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ الْمِهَادُ
ترجمه فارسی
جهنم؛ در آن داخل میشوند و سوز آن را میچشند؛ پس چه بد بستری است.
در رعد ۱۳:۱۸ نیز «بِئْسَ الْمِهَادُ» در پایان توصیف سرانجام گروهی آمده است که پاسخ درست به پروردگار ندادهاند.
این کاربردها نشان میدهند که «مهاد» در توصیف جهنم، واژهای تکرارشونده برای جایگاه یا بستر است.
اما نباید از تکرار آن نتیجه گرفت که جهنم از نظر مادی دقیقا مانند بستری از پارچه، پنبه یا پشم ساخته شده است.
همچنین نباید اصل تصویر جایگاه را بهطور کامل حذف کرد و «مهاد» را صرفا «عذاب» ترجمه نمود.
عذاب و جایگاه دو مفهوم مرتبط اما متفاوتاند.
مهاد و مأوا
در چند آیه، «مَأْوَىٰ» و «مِهَاد» نزدیک یکدیگر آمدهاند.
«مأوا» از ریشه «أ و ي» است و با پناه بردن یا جای گرفتن ارتباط دارد.
«مهاد» از ریشه «م ه د» است و به بستر یا جایگاه آماده اشاره میکند.
این دو بسیار نزدیکاند، اما مترادف کامل نیستند.
«مأوا» میتواند مقصد یا جایگاه قرار گرفتن را برجسته کند؛ «مهاد» تصویر بستر و قرارگاه را.
از این رو، نباید تنها به دلیل نزدیکی آنها، هر دو را در تمام آیات به یک واژه ثابت تبدیل کرد.
آیا «مهاد» در جهنم به معنای آرامگاه است؟
در فارسی، واژه «آرامگاه» ممکن است با آسودگی، سکون و حتی آرامش پس از مرگ ارتباط پیدا کند.
چنین بار معنایی در آیات جهنم مناسب نیست.
بنابراین، «بستر» یا «جایگاه زیرین» برای حفظ تصویر عربی دقیقتر است.
در عین حال، باید توجه داشت که «مهاد» در این سیاق، بستری برای آسایش نیست.
نتیجه لغوی: «مهاد» در آیات جهنم، بستر یا جایگاه قرار گرفتن را بیان میکند؛ ولی کیفیت آن از توصیف جهنم و ساخت نکوهش شناخته میشود. خود ریشه نه به معنای آسایش است و نه به معنای عذاب.
۱۱. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
برای «الْمَهْدِ» در آیات مربوط به عیسی، «گهواره» معادل طبیعی است.
در آلعمران ۳:۴۶، مائده ۵:۱۱۰ و مریم ۱۹:۲۹، معنای گهواره با وضعیت کودکی و سخن گفتن در آن هماهنگ است.
اما در طه ۲۰:۵۳ و زخرف ۴۳:۱۰، «مَهْدًا» درباره زمین آمده است. در اینجا «بستر آماده» یا «جایگاهی مناسب و آماده» طبیعیتر است.
اگر «گهواره» بهعنوان معادل تصویری برای زمین انتخاب شود، باید در تأمل روشن گردد که مقصود مناسب بودن جایگاه است، نه انتقال تمام ویژگیهای گهواره کودک به زمین.
برای «مِهَادًا» در نبأ ۷۸:۶، «بستر آماده» مناسب است.
برای «مِهَاد» در آیات جهنم، «بستر» یا در سیاق مناسب «جایگاه زیرین» میتواند تصویر اصلی را حفظ کند.
در اعراف ۷:۴۱، «برای آنان از جهنم بستری است» به ساخت عربی نزدیک است.
در عبارتهای «بِئْسَ الْمِهَادُ» و «لَبِئْسَ الْمِهَادُ»، «چه بد بستری است» مناسب است.
برای «يَمْهَدُونَ» در روم ۳۰:۴۴، «برای خود زمینه آماده میسازند» پیشنهاد میشود.
در ترجمه مستقیم، نباید جایگاه یا پاداش مشخصی را که در خود عبارت نام برده نشده، وارد کرد.
برای «وَمَهَّدْتُ لَهُ تَمْهِيدًا» در مدثر ۷۴:۱۴، «و برای او بهخوبی زمینه را آماده ساختم» یا «و برایش شرایط را کاملا مهیا کردم» طبیعی است.
برای «الْمَاهِدُونَ» در ذاریات ۵۱:۴۸، «آمادهکنندگان» یا «هموارسازندگان» مناسب است.
در این کاربرد، نباید وصف را به نام مستقل الهی تبدیل کرد یا ساخت جمع را به وجود چند فاعل مستقل تفسیر نمود.
اصل مهم ترجمه آن است که گهواره، بستر، آماده ساختن جایگاه و فراهم کردن زمینهٔ کار در یک معادل ثابت ادغام نشوند.
۱۲. جمعبندی نهایی
ریشهٔ «م ه د» در زبان عربی با آماده کردن، هموار ساختن و مناسب گردانیدن جایگاه یا شرایط ارتباط دارد.
این معنا در کاربردهای محسوس، مانند گستردن بستر و آماده کردن گهواره کودک، روشن است.
در کاربردهای گستردهتر، تمهید به فراهم ساختن شرایط انجام کاری یا آماده کردن سرانجام انسان مربوط میشود.
در قرآن، «مَهْد» درباره گهواره عیسی و نیز زمین آمده است.
این دو کاربرد از نظر موضوع متفاوتاند، اما پیوند آنها در آماده بودن جایگاه قابل فهم است.
«مِهَاد» درباره زمین و جهنم به کار رفته است. در هر دو، معنای بستر یا جایگاه حضور دارد؛ ولی کیفیت آن یکسان نیست.
زمین در سیاق زندگی و امکانات انسان معرفی شده، در حالی که مهاد جهنم بستری نکوهیده است.
پس خود «مهاد» نه به معنای آسایش قطعی است و نه عذاب قطعی؛ ویژگی جایگاه از سیاق شناخته میشود.
در روم ۳۰:۴۴، انسانها با عمل صالح برای خود زمینه آماده میکنند.
در مدثر ۷۴:۱۴، خداوند از فراهم ساختن شرایط زندگی برای شخصی سخن میگوید.
در ذاریات ۵۱:۴۸، خداوند در مقام آمادهکننده و هموارسازنده زمین ستایش شده است.
این کاربردها نشان میدهند که تمهید میتواند درباره جایگاه مادی، شرایط زندگی یا نتیجه اعمال انسان مطرح باشد.
اما نوع و ارزش آنچه آماده میشود، از خود ریشه بهتنهایی تعیین نمیشود.
همچنین از مهد و مهاد بودن زمین نمیتوان نظریهای قطعی درباره شکل هندسی یا حرکت آن استخراج کرد.
آیات مربوط، مناسب بودن زمین برای زندگی و بهرهبرداری انسان را بیان میکنند؛ و راهها، آب، گیاهان و دیگر امکانات با واژگان مستقل در همان سیاق معرفی شدهاند.
تعریف نهایی: «م ه د» به آماده و مناسب ساختن جایگاه یا شرایط برای قرار گرفتن، زندگی کردن یا انجام کاری اشاره دارد. در کاربرد اسمی، مهد و مهاد میتوانند به گهواره، بستر یا جایگاه آماده اشاره کنند؛ و در کاربرد فعلی، آمادهسازی و فراهم کردن زمینه برجسته میشود.
برای فهم هر کاربرد باید روشن شود چه چیزی آماده شده است، این آمادهسازی برای چه کسی یا چه هدفی انجام گرفته، و آیا آیه درباره جایگاهی محسوس سخن میگوید یا شرایط و سرانجامی که از طریق عمل فراهم میشود.
هستهٔ ریشه، آماده و مناسب ساختن است؛ اما آسایش، عذاب، ارزش اخلاقی و شکل واقعی چیزی که آماده شده، از ساخت جمله و سیاق قرآن شناخته میشود.