ریشه قرآنی ب د ل
عوض کردن، چیزی را به جای چیز دیگر نشاندن، تغییر جایگاه یا معنا.
۱. معرفی کوتاه ریشه
ریشه ب د ل در میدان معنایی جایگزینی، عوضکردن و قرار دادن چیزی در موقعیت یا نقش چیزی دیگر حرکت میکند. این جایگزینی گاهی میان دو چیز مستقل رخ میدهد؛ مانند انتخاب کفر به جای ایمان، قرار دادن نعمتی دیگر به جای نعمت پیشین، یا جایگزینشدن قومی با قوم دیگر. گاهی نیز یک وضع، وصف، سخن یا رفتار به وضع و صورتی دیگر تبدیل میشود.
هسته این ریشه را نباید به «نابودی کامل ذات نخست و آوردن ذات کاملا تازه» محدود کرد. قرآن ب د ل را هم برای جایگزینی اشخاص و اشیا به کار میبرد، هم برای تغییر سخن، پیمان، نعمت، وضعیت، امنیت، زمین، پوست و اعمال. در بعضی کاربردها، دو طرف جایگزینی آشکارا دو موجود یا دو وضعیت جدا هستند؛ اما در برخی موارد، همان موضوع در صورت، وصف، کارکرد یا وضعیت دیگری قرار میگیرد.
بنابراین تعریف آغازین و محتاطانه این ریشه چنین است:
ب د ل بر کناررفتن، کنارگذاشتن یا دگرگونشدن یک چیز یا وضعیت، همراه با قرارگرفتن چیز یا وضعیت دیگری به جای آن دلالت دارد. چگونگی و اندازه این جایگزینی را باید از ساخت و سیاق هر آیه شناخت.
۲. صورتها و مشتقهای قرآنی ریشه
ریشه ب د ل در قرآن چهلوچهار بار و در هشت صورت صرفی آمده است:
- بیستوسه بار فعل باب تفعیل: بَدَّلَ و صورتهای صرفشده آن
- سه بار فعل باب افعال: أَبْدَلَ
- سه بار فعل باب تفعل: تَبَدَّلَ
- سه بار فعل باب استفعال: اسْتَبْدَلَ
- یک بار بَدَل
- هفت بار مصدر تَبْدِيل
- سه بار اسم فاعل مُبَدِّل
- یک بار مصدر اسْتِبْدَال
این آمار نشان میدهد که کاربرد غالب قرآنی این ریشه در باب تفعیل است، اما تفاوت بابها باید از مجموعه کاربردها شناخته شود، نه از یک قاعده ثابت و از پیش ساختهشده.
بَدَّلَ و تَبْدِيل
برای عوضکردن سخن، نعمت، وضعیت، پوست، زمین، آیه، امنیت، بدیها و نیکیها، یا قرار دادن چیزی دیگر به جای چیزی پیشین به کار رفته است.
أَبْدَلَ
در سه آیه برای جایگزینکردن چیزی بهتر آمده است؛ اما «بهتر بودن» از واژه خَيْرًا در همان آیات فهمیده میشود، نه از باب افعال بهتنهایی.
تَبَدَّلَ
در قرآن برای انتخاب، گرفتن یا پذیرفتن چیزی به جای چیز دیگر آمده است؛ مانند انتخاب کفر به جای ایمان یا مال ناپاک به جای مال پاک.
اسْتَبْدَلَ
هم برای انتخاب چیزی فروتر به جای چیزی بهتر آمده است و هم برای جایگزینکردن قومی با قوم دیگر. بنابراین این باب در قرآن همیشه به معنای «مطالبه جایگزین» یا «اقدام حکومتی» نیست.
بَدَل
به معنای چیزی که به جای چیز دیگری گرفته یا انتخاب میشود.
مُبَدِّل
کسی که چیزی را دگرگون یا جایگزین میکند. در قرآن در جملههای نفی به کار رفته است: «لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ».
۳. کارتهای قابل ارجاع برای مشتقهای قرآنی
عوضکردن، دگرگونساختن یا قرار دادن چیزی یا وضعی دیگر به جای آنچه پیشتر بوده است.
قرار دادن چیزی دیگر به جای چیز پیشین؛ کیفیت جایگزین از سیاق فهمیده میشود.
گرفتن، برگزیدن یا پذیرفتن چیزی به جای چیز دیگر.
جایگزینکردن یا انتخاب چیزی به جای چیز دیگر.
آنچه به جای چیز دیگری گرفته یا پذیرفته میشود.
عمل دگرگونکردن یا جایگزینکردن.
کسی که تغییر یا جایگزینی ایجاد میکند.
قرار دادن شخص یا چیزی به جای شخص یا چیز دیگر.
۴. هسته معنایی ریشه
هسته مشترک کاربردهای ب د ل، وجود دو سوی قابل تمایز است:
1. چیزی که پیشتر وجود، اعتبار، موقعیت یا نقش داشته است؛
2. چیزی یا وضعی که به جای آن قرار میگیرد.
اما این دو سوی جایگزینی همیشه دو شیء کاملا مستقل نیستند. گاهی موضوع واحد باقی است و وضعیت، صورت یا وصف آن عوض میشود. برای نمونه:
- پوستهای سوخته با پوستهایی دیگر جایگزین میشوند.
- خوف به امنیت تبدیل میشود.
- زمین به زمینی دیگر بدل میشود.
- سخنی که گفته شده بود با سخنی دیگر عوض میشود.
- بدیها با نیکیها جایگزین میشوند.
- نعمت با کفر پاسخ داده میشود.
پس ب د ل تنها «پرکردن یک جای خالی فیزیکی» نیست. جایگزینی میتواند مادی، زبانی، رفتاری، ارزشی، اجتماعی یا وجودی باشد.
۵. تصویر مادی ریشه
تصویر ساده و دفاعپذیر این ریشه، برداشتن یا کنارگذاشتن چیزی و قرار دادن چیز دیگری به جای آن است؛ مانند عوضکردن لباس، وسیله، همراه، نگهبان، کالا یا جایگاه.
این تصویر برای فهم ساخت پایه ریشه کافی است. اما داستانهایی مانند تعویض شتر خسته در کاروان، جنگجویی که جای فرد کشتهشده را میگیرد، یا نامگذاری خاص لباسهای جایگزین، بدون شاهد روشن نباید بهعنوان منشأ تاریخی یا تصویر قطعی ریشه وارد مقاله شوند.
تصویر مادی همچنین نباید تمام کاربردهای ریشه را کنترل کند. در «تبدیل سخن»، «تبدیل نعمت به کفر» یا «تبدیل خوف به امنیت»، جایگزینی لزوما به معنای برداشتن یک جسم و نشاندن جسمی دیگر در مکان آن نیست.
۶. کاربرد ریشه در عربی کهن
در زبان عربی، بَدَّلَ الشَّيْءَ بِغَيْرِهِ و أَبْدَلَهُ مِنْهُ برای قرار دادن چیزی به جای چیز دیگر به کار میرود. بَدَل و بَدِيل نیز به چیزی گفته میشود که جانشین یا عوض چیز دیگری باشد.
کاربردهای زبان عربی نشان میدهند که این ریشه میتواند هم بر تعویض دو چیز دلالت کند و هم بر تغییر حالت یا صورت یک چیز. بنابراین لغت بهتنهایی اجازه نمیدهد در همه آیات بگوییم ذات نخست کاملا نابود شده و ذات کاملا دیگری به جای آن آفریده شده است.
در برخی ساختها، «تبدیل» به معنای تغییر در سخن، پیمان، شیوه یا حالت است؛ در برخی دیگر، جایگزینی آشکار میان دو شخص، دو گروه، دو شیء یا دو وضعیت رخ میدهد. این گوناگونی با کاربردهای قرآنی ریشه نیز سازگار است.
۷. چالشهای فهم و برگردان
محدودکردن ب د ل به تغییر سطحی
ترجمه ب د ل فقط به «تغییر دادن» ممکن است عنصر جایگزینی را کمرنگ کند. در بسیاری از آیات، یک چیز، وصف یا وضعیت به جای چیز دیگری قرار میگیرد و ترجمه باید این نسبت را نشان دهد.
محدودکردن ب د ل به تعویض کامل ذات
افراط مقابل نیز مشکلساز است. نمیتوان در همه موارد ادعا کرد که موضوع نخست بهطور کامل نابود میشود و موجودی با هویت کاملا تازه جای آن را میگیرد. در آیات مربوط به سخن، نعمت، خوف، دین یا اعمال، چنین تعریف جسمانی و مطلقی همیشه قابل دفاع نیست.
واردکردن نتیجه تفسیری در معنای واژه
برای نمونه، در فرقان ۲۵:۷۰ آیه میگوید:
يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ
اما از خود فعل نمیتوان جزئیاتی مانند حذف یک پرونده آسمانی، ساخت پروندهای تازه، تبدیل هر گناه به یک ثواب هماندازه یا تغییر تاریخی خود عمل گذشته را قطعی دانست. آیه جایگزینی بدیها با نیکیها را بیان میکند؛ چگونگی این جایگزینی باید باز و محتاطانه بماند.
نسبتدادن معنای مثبت یا منفی به باب صرفی
باب افعال در سه آیه با «خَيْرًا» همراه شده است، ولی این واژه است که بهتر بودن جایگزین را میگوید. خود أَبْدَلَ لزوما به معنای جایگزینی بهتر نیست.
همچنین اسْتَبْدَلَ لزوما بر جایگزینی کارگزار ناکارآمد یا یک اقدام حکومتی دلالت ندارد. در بقره ۲:۶۱ انسانها چیزی فروتر را به جای چیزی بهتر میخواهند، و در بقره ۲:۱۰۸ کفر را به جای ایمان میگیرند.
۸. تبصره روششناختی
در بررسی هر آیه باید این پرسشها جداگانه مطرح شوند:
- چه چیزی کنار گذاشته یا دگرگون شده است؟
- چه چیزی به جای آن آمده است؟
- آیا دو طرف جایگزینی صریحا در جمله آمدهاند؟
- آیا تغییر در ذات، وصف، حالت، نقش، سخن یا رابطه رخ داده است؟
- مثبت یا منفی بودن جایگزینی از خود ریشه میآید یا از واژهها و سیاق پیرامون؟
- آیا حرف اضافه، مفعول دوم، واژه «غَيْر»، «مَكَان» یا «مِن بَعْد» رابطه میان دو طرف را روشن کرده است؟
همچنین باید میان این سه سطح فرق گذاشت:
معنای پایه: قرار گرفتن چیزی یا وضعی به جای چیز یا وضع دیگر.
نتیجه سیاقی: بهترشدن، بدترشدن، کیفر، پاداش، خیانت، ثبات یا نابودی.
تامل گسترده: پیامهای اجتماعی، اخلاقی یا تمدنی که از مجموعه آیات به دست میآیند.
تامل گسترده نباید به معنای لغوی ریشه تبدیل شود.
۹. کاربردهای قرآنی ریشه
تغییر سخن یا فرمان
بقره ۲:۵۹
فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا قَوْلًا غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ
پس کسانی که ستم کردند، سخن را به چیزی غیر از آنچه به آنان گفته شده بود عوض کردند.
در این آیه، مفعول «قَوْلًا» و وصف «غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ» نشان میدهد که سخن گفتهشده با سخنی دیگر جایگزین شده است. آیه خود آن سخن جایگزین را نام نمیبرد؛ بنابراین نباید آن را با روایت بیرونی در ترجمه تکمیل کرد.
اعراف ۷:۱۶۲
فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ قَوْلًا غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ
این آیه همان ساخت اصلی بقره ۲:۵۹ را تکرار میکند: تبدیل یک سخن به سخنی غیر از آنچه گفته شده بود.
بقره ۲:۱۸۱
فَمَنْ بَدَّلَهُ بَعْدَ مَا سَمِعَهُ فَإِنَّمَا إِثْمُهُ عَلَى الَّذِينَ يُبَدِّلُونَهُ
پس هرکس آن را پس از شنیدن تغییر دهد، گناه آن تنها بر کسانی است که آن را تغییر میدهند.
ضمیر «هُ» به وصیت بازمیگردد. تبدیل در اینجا میتواند شامل تغییر متن، سهمها، مفاد یا اجرای وصیت باشد. آیه نوع تغییر را محدود نکرده است.
یونس ۱۰:۱۵
ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَٰذَا أَوْ بَدِّلْهُ
قرآنی غیر از این بیاور یا آن را تغییر ده.
دو درخواست از هم جدا شدهاند: آوردن قرآنی غیر از این، یا تغییر همین قرآن. این ساخت نشان میدهد که ب د ل همیشه به معنای آوردن موجودی کاملا جدا نیست؛ میتواند بر تغییر در همان متن یا پیام نیز دلالت کند.
قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِي
بگو: مرا نرسد که آن را از پیش خود تغییر دهم.
این جمله مرجع و اختیار تغییر را نفی میکند. پیامبر اجازه ندارد قرآن را از جانب خود دگرگون کند.
فتح ۴۸:۱۵
يُرِيدُونَ أَنْ يُبَدِّلُوا كَلَامَ اللَّهِ
میخواهند سخن آن معبود یگانه را تغییر دهند.
آیه از کوشش انسان برای تغییر سخن یا حکم گفتهشده سخن میگوید. این با «لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ» تعارض ندارد؛ انسان ممکن است در گفتار، نقل یا رفتار خود قصد تحریف و تخلف کند، ولی نمیتواند حقیقت و تحقق نهایی کلمات الهی را از اختیار آن معبود یگانه خارج سازد.
تغییر نعمت، وضعیت یا رفتار
بقره ۲:۲۱۱
وَمَنْ يُبَدِّلْ نِعْمَةَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُ
و هرکس نعمت آن معبود یگانه را پس از آنکه به او رسید عوض کند.
آیه نمیگوید که خود نعمت به ماده دیگری تبدیل میشود. سیاق میتواند به عوضکردن جایگاه نعمت، پاسخدادن نادرست به آن یا قرار دادن کفر و ناسپاسی به جای پذیرش آن اشاره کند.
ابراهیم ۱۴:۲۸
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْرًا
آیا ندیدی کسانی را که نعمت آن معبود یگانه را با کفر عوض کردند؟
در این آیه دو سوی جایگزینی آشکارند: نعمت و کفر. این ساخت نشان نمیدهد که «نعمت» از نظر ماهوی به «کفر» تبدیل شده است؛ بلکه آنان در برابر نعمت، کفر را برگزیدند یا نعمت را با کفر پاسخ دادند.
اعراف ۷:۹۵
ثُمَّ بَدَّلْنَا مَكَانَ السَّيِّئَةِ الْحَسَنَةَ حَتَّىٰ عَفَوْا
سپس به جای سختی، نیکی را قرار دادیم تا فزونی یافتند.
وجود «مَكَانَ» رابطه جایگزینی را صریح میکند. سیئه و حسنه در این سیاق باید از وضعیت قوم و آیات پیرامون فهمیده شوند؛ ترجمه آنها به سختی و آسایش یا تنگی و گشایش از سیاق میآید، نه از ریشه ب د ل.
نمل ۲۷:۱۱
إِلَّا مَنْ ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْنًا بَعْدَ سُوءٍ
مگر کسی که ستم کرده باشد، سپس پس از بدی، نیکی را جایگزین کند.
عبارت «بَعْدَ سُوءٍ» ترتیب زمانی را روشن میکند. شخص پس از بدی، رفتار نیک را در پیش میگیرد. اینجا تبدیل به معنای تغییر مسیر عملی و اخلاقی است.
احزاب ۳۳:۲۳
وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا
و هیچ دگرگونیای ندادند.
سیاق از کسانی سخن میگوید که بر عهد خود با آن معبود یگانه پایدار ماندند. تبدیل در اینجا تغییر عهد، موضع یا وفاداری است، نه تعویض یک شیء مادی.
جایگزینی میان اشخاص، گروهها یا اشیا
نساء ۴:۲۰
وَإِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَكَانَ زَوْجٍ
و اگر خواستید همسری را به جای همسری دیگر قرار دهید.
«مَكَانَ» دو سوی جایگزینی را روشن میکند. آیه درباره پایان یک رابطه و تشکیل رابطهای دیگر سخن میگوید، اما موضوع اصلی ادامه آیه جلوگیری از پسگرفتن مالی است که به همسر پیشین داده شده است.
توبه ۹:۳۹
وَيَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ
و قومی غیر از شما را جایگزین میکند.
در این آیه، جایگزینی قوم با قوم دیگر صریح است. علت آن از شرط آغاز آیه میآید: خودداری از حرکت و مسئولیت مورد درخواست. با این حال، «استبدال» در معنای لغوی خود به «نیروی کارآمد تمدنی» محدود نیست.
محمد ۴۷:۳۸
وَإِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ
و اگر روی بگردانید، قومی غیر از شما را جایگزین میکند؛ سپس آنان مانند شما نخواهند بود.
آیه پیوند روشنی میان رویگردانی و جایگزینی برقرار میکند. «لَا يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ» تفاوت قوم جایگزین را بیان میکند، اما جزئیات هویت و تاریخ آن قوم را تعیین نمیکند.
معارج ۷۰:۴۰ تا ۴۱
إِنَّا لَقَادِرُونَ عَلَىٰ أَنْ نُبَدِّلَ خَيْرًا مِنْهُمْ
ما تواناییم که بهتر از آنان را جایگزین کنیم.
بهتر بودن جایگزین از «خَيْرًا مِنْهُمْ» فهمیده میشود. فعل نُبَدِّلَ بهتنهایی این برتری را بیان نمیکند.
واقعه ۵۶:۶۰ تا ۶۱
وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ عَلَىٰ أَنْ نُبَدِّلَ أَمْثَالَكُمْ
و ما ناتوان نیستیم از اینکه همانندان شما را جایگزین کنیم.
آیه درباره قدرت آن معبود یگانه بر مرگ، جایگزینی و آفرینش سخن میگوید. «أَمْثَالَكُمْ» لزوما به معنای نسخههای کاملا یکسان نیست؛ بر همانندان یا موجوداتی از نوع و جایگاه قابل مقایسه دلالت دارد.
انسان ۷۶:۲۸
وَإِذَا شِئْنَا بَدَّلْنَا أَمْثَالَهُمْ تَبْدِيلًا
و هرگاه بخواهیم، همانندان آنان را بهطور کامل جایگزین میکنیم.
مصدر «تَبْدِيلًا» فعل را تاکید میکند. شدت تاکید نحوی نباید به نظریهای درباره سازوکار جسمانی جایگزینی تبدیل شود.
تبدیل مادی یا وجودی
نساء ۴:۵۶
كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَيْرَهَا لِيَذُوقُوا الْعَذَابَ
هرگاه پوستهایشان پخته شود، پوستهایی دیگر به جای آنها قرار میدهیم تا عذاب را بچشند.
این آیه از روشنترین نمونههای جایگزینی مادی است. «جُلُودًا غَيْرَهَا» نشان میدهد پوستهایی دیگر جای پوستهای پختهشده قرار میگیرند.
اما آیه درباره سازوکار زیستی، زمانبندی سلولی، دستگاه عصبی یا فیزیولوژی آخرت توضیح نمیدهد. تصویر آیه باید حفظ شود، بدون آنکه کیفیت مادی جهان آخرت با دانش بدن دنیوی قطعی شود.
ابراهیم ۱۴:۴۸
يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَالسَّمَاوَاتُ
روزی که زمین به زمینی دیگر و آسمانها نیز دگرگون میشوند.
عبارت «غَيْرَ الْأَرْضِ» دگرگونی یا جایگزینی زمین را بیان میکند، اما مشخص نمیسازد که ماده زمین کاملا نابود و مادهای بیارتباط آفریده میشود، یا همین زمین به صورت و وضعیت دیگری درمیآید. آیه تصویر دگرگونی بنیادین را میدهد و کیفیت آن را باز میگذارد.
نحل ۱۶:۱۰۱
وَإِذَا بَدَّلْنَا آيَةً مَكَانَ آيَةٍ
و هنگامی که آیهای را به جای آیهای قرار دهیم.
«مَكَانَ آيَةٍ» جایگزینی را صریح میکند. اما تعیین اینکه «آیه» در اینجا دقیقا حکم، نشانه، بخش وحی یا مرحلهای از پیام است، نیازمند بررسی جداگانه سیاق و مفهوم آیه است. خود ریشه ب د ل مسئله نسخ فقهی را اثبات یا تعریف نمیکند.
تبدیل خوف، دین و اعمال
نور ۲۴:۵۵
وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا
و پس از خوفشان، امنیت را جایگزین خواهد کرد.
خوف و امنیت دو وضعیتاند. آیه جایگزینی یک حالت اجتماعی و روانی با حالت دیگر را بیان میکند، نه تعویض دو شیء.
غافر ۴۰:۲۶
إِنِّي أَخَافُ أَنْ يُبَدِّلَ دِينَكُمْ
من میترسم که دین شما را تغییر دهد.
این سخن فرعون است. تبدیل دین در اینجا تغییر نظام اعتقادی، آیینی یا اجتماعی مردم است. چون این ادعای فرعون است، نباید نگرانی او را داوری تاییدشده قرآن درباره موسی دانست.
فرقان ۲۵:۷۰
فَأُولَٰئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ
پس آنان کسانیاند که آن معبود یگانه بدیهایشان را با نیکیها جایگزین میکند.
آیه پس از توبه، ایمان و عمل صالح آمده است. «سَيِّئَاتِهِمْ» مفعول نخست و «حَسَنَاتٍ» مفعول دوم است؛ بنابراین ساخت نحوی بر جایگزینی بدیها با نیکیها دلالت دارد.
اما آیه چگونگی این تبدیل را شرح نمیدهد. چند سطح ممکن است در معنای آن حضور داشته باشد:
- زندگی و رفتار بد پیشین با کردار نیک جایگزین میشود.
- آثار و مسیر بدیها در نتیجه توبه و اصلاح به نیکی میانجامد.
- در سنجش و داوری الهی، بدیهای توبهشده جای خود را به نیکیها میدهند.
متن اجازه نمیدهد یکی از این توضیحات بدون دلیل تنها معنای ممکن معرفی شود. همچنین تعبیر «پرونده پیشین کاملا محو و پرونده تازهای ساخته میشود» توضیحی تفسیری است، نه معنای مستقیم فعل.
انتخاب چیزی به جای چیزی دیگر
بقره ۲:۶۱
أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَىٰ بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ
آیا چیزی فروتر را به جای چیزی بهتر میگیرید؟
در این ساخت، چیزی که انتخاب میشود «الَّذِي هُوَ أَدْنَى» و چیزی که کنار گذاشته میشود «الَّذِي هُوَ خَيْرٌ» است. حرف «باء» بر سر آن چیزی آمده که در برابر گزینه انتخابشده رها میشود.
بقره ۲:۱۰۸
وَمَنْ يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالْإِيمَانِ
و هرکس کفر را به جای ایمان برگزیند.
کفر گرفته میشود و ایمان کنار گذاشته میشود. منفیبودن این جایگزینی از دو سوی آن و ادامه آیه فهمیده میشود، نه از باب تفعل بهتنهایی.
نساء ۴:۲
وَلَا تَتَبَدَّلُوا الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ
و ناپاک را به جای پاک نگیرید.
در سیاق اموال یتیمان، آیه از آن بازمیدارد که مال نامرغوب یا ناپاک خود را بردارند و مال پاک یتیم را به جای آن تصاحب کنند. «الخَبِيثَ» چیزی است که گرفته میشود و «الطَّيِّبِ» چیزی است که با آن معاوضه یا جایگزین میشود.
احزاب ۳۳:۵۲
وَلَا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ
و نیز اینکه همسرانی دیگر را به جای آنان بگیری.
ساخت آیه نشان میدهد که همسران موجود کنار گذاشته شوند و همسران دیگری جای آنان قرار گیرند. جزئیات دامنه حکم باید از کل آیه و سیاق آن فهمیده شود.
بدلگرفتن به جای آن معبود یگانه
کهف ۱۸:۵۰
أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا
آیا او و فرزندانش را به جای من اولیا میگیرید، در حالی که دشمن شمایند؟ چه بد جایگزینی برای ستمگراناند.
بَدَل در اینجا چیزی است که به جای رابطه درست با آن معبود یگانه گرفته میشود. بدبودن این بدل از «بِئْسَ» و دشمنبودن آنان فهمیده میشود.
تغییرناپذیری کلمات، خلق و سنت
انعام ۶:۳۴
وَلَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ
هیچ دگرگونکنندهای برای کلمات آن معبود یگانه نیست.
انعام ۶:۱۱۵
لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ
هیچکس کلمات او را دگرگون نمیکند.
کهف ۱۸:۲۷
لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ
هیچ دگرگونکنندهای برای کلمات او نیست.
این جملهها بر نبود قدرتی دلالت دارند که کلمات الهی را از جایگاه، صدق، تحقق یا مراد نهایی آنها خارج کند. معنای دقیق «کلمات» باید در هر سیاق جداگانه بررسی شود و نباید در همه موارد به یک مفهوم محدود شود.
یونس ۱۰:۶۴
لَا تَبْدِيلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ
برای کلمات آن معبود یگانه هیچ تبدیلی نیست.
روم ۳۰:۳۰
لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ
برای آفرینش آن معبود یگانه تبدیلی نیست.
این جمله در سیاق فطرت و برپاداشتن روی به سوی دین آمده است. نمیتوان آن را بدون بررسی سیاق به این ادعا گسترش داد که هیچ آفریدهای در جهان هرگز تغییر نمیکند؛ خود قرآن از دگرگونیهای فراوان در آفرینش سخن میگوید. «خلق الله» در این جمله باید در پیوند با فطرت و ساختار آیه فهمیده شود.
احزاب ۳۳:۶۲، فاطر ۳۵:۴۳ و فتح ۴۸:۲۳
وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا
برای سنت آن معبود یگانه هیچ تبدیلی نخواهی یافت.
در فاطر ۳۵:۴۳، «تَبْدِيلًا» در کنار «تَحْوِيلًا» آمده است:
فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلًا وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلًا
همنشینی این دو واژه نشان میدهد که کاملا هممعنا نیستند. تبدیل بیشتر بر قرارگرفتن چیزی دیگر به جای آنچه هست دلالت دارد؛ تحویل بر گرداندن، انتقالدادن یا تغییر مسیر و حالت تاکید بیشتری دارد. اما مرز دقیق آنها باید از مجموعه کاربردهای هر دو ریشه بررسی شود.
۱۰. بررسی بابهای صرفی
باب تفعیل: بَدَّلَ
باب تفعیل گستردهترین صورت قرآنی این ریشه است. در آن فاعل باعث میشود چیزی، وصفی، سخنی یا وضعی به چیز یا وضع دیگری بدل شود.
با این حال، باب تفعیل بهتنهایی بر «تغییر کامل ذات»، «فراگیری مطلق» یا «تعویض همهجانبه» دلالت نمیکند. اندازه تغییر از مفعولها و سیاق معلوم میشود.
باب افعال: أَبْدَلَ
در قرآن تنها در سه آیه آمده است:
فَأَرَدْنَا أَنْ يُبْدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَيْرًا مِنْهُ
عَسَىٰ رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ يُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَيْرًا مِنْكُنَّ
عَسَىٰ رَبُّنَا أَنْ يُبْدِلَنَا خَيْرًا مِنْهَا
در هر سه مورد، بهتر بودن جایگزین با «خَيْرًا» بیان شده است. بنابراین نمیتوان از این سه نمونه قاعده ساخت که أَبْدَلَ ذاتا همیشه جایگزینی بهتر است.
باب تفعل: تَبَدَّلَ
در سه آیه، فاعل چیزی را به جای چیز دیگر میگیرد یا انتخاب میکند. حضور دو طرف در ساختهای «الْكُفْرَ بِالْإِيمَانِ»، «الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ» و «تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ» رابطه معاوضه یا انتخاب را روشن میکند.
باب استفعال: اسْتَبْدَلَ
در قرآن هم برای انتخاب فروتر به جای بهتر و هم برای جایگزینی یک قوم با قوم دیگر آمده است.
از این کاربردها نمیتوان نتیجه گرفت که باب استفعال همیشه معنای درخواست جایگزینی دارد. در «يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ»، آن معبود یگانه جایگزین میکند، نه اینکه از دیگری جایگزین بخواهد.
۱۱. نکات نحوی و ساختاری
ساخت دارای دو مفعول
در جملههایی مانند:
يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ
«سَيِّئَاتِهِمْ» چیزی است که جای خود را از دست میدهد و «حَسَنَاتٍ» چیزی است که جای آن قرار میگیرد.
همین ساخت در مواردی مانند «بَدَّلَ حُسْنًا بَعْدَ سُوءٍ» یا «نُبَدِّلَ خَيْرًا مِنْهُمْ» با تفاوتهای نحوی ظاهر میشود.
ساخت «مَكَان»
واژه «مَكَان» رابطه جایگزینی را آشکار میکند:
وَإِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَكَانَ زَوْجٍ
وَإِذَا بَدَّلْنَا آيَةً مَكَانَ آيَةٍ
ثُمَّ بَدَّلْنَا مَكَانَ السَّيِّئَةِ الْحَسَنَةَ
در این موارد، یک چیز یا وضعیت در جایگاه چیز یا وضعیت دیگر قرار میگیرد.
ساخت دارای «غَيْر»
«غَيْر» تفاوت جایگزین را صریح میکند:
قَوْلًا غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ
جُلُودًا غَيْرَهَا
قَوْمًا غَيْرَكُمْ
الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ
اما «غیر» همیشه جدایی کامل همه ویژگیها را ثابت نمیکند. چیزی میتواند «غیر» چیز پیشین باشد و در عین حال از نوع، پیوستگی یا رابطهای با آن برخوردار بماند.
حرف «باء» در ساختهای معاوضه
در نمونههای روشن قرآنی، چیزی که گرفته یا انتخاب میشود پیش از «باء» میآید و چیزی که کنار گذاشته میشود پس از آن:
الْكُفْرَ بِالْإِيمَانِ
الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ
الَّذِي هُوَ أَدْنَىٰ بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ
پس میتوان گفت در این ساختهای مشخص، «باء» بر سوی واگذارشده یا کنارگذاشتهشده وارد شده است.
اما این الگو نباید بدون بررسی به همه جملههای عربی یا همه بابهای ریشه تعمیم داده شود. برای نمونه، ساخت «بَدَّلْنَاهُمْ بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ» پیچیدگی نحوی دیگری دارد و باید مستقل بررسی شود.
۱۲. بررسی آیه سبأ ۳۴:۱۶
وَبَدَّلْنَاهُمْ بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَوَاتَيْ أُكُلٍ خَمْطٍ وَأَثْلٍ وَشَيْءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِيلٍ
و دو باغشان را برای آنان با دو باغ دارای میوه تلخ و شورهگز و اندکی سدر جایگزین کردیم.
در این جمله، «جَنَّتَيْهِمْ» پس از باء و «جَنَّتَيْنِ» بهعنوان جایگزین آمده است. باغهای نخست از دست رفتند و باغهایی با محصولی نامطلوب جای آنها را گرفتند.
این آیه نشان میدهد که بهتر یا بدتر بودن جایگزین از وصف دو طرف و سیاق فهمیده میشود. خود ب د ل جهت ارزشی ثابت ندارد.
۱۳. مقایسه با ریشههای نزدیک
ب د ل (بَدَل) در مقایسه با غ ي ر (غَيْر)
غ ي ر میدان گستردهتری دارد و بر متفاوتبودن، دیگرشدن یا تغییر دلالت میکند. ب د ل بر رابطه جایگزینی تاکید بیشتری دارد.
اما مرز «غیر فقط تغییر صفت با حفظ ذات است و بدل همیشه تغییر ذات» درست نیست. خود قرآن در ساختهای ب د ل از «غَيْر» استفاده میکند:
جُلُودًا غَيْرَهَا
قَوْمًا غَيْرَكُمْ
الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ
غ ي ر تفاوت را بیان میکند؛ ب د ل رابطه قرارگرفتن یک طرف به جای طرف دیگر را.
ب د ل (بَدَل) در مقایسه با خ ل ف (خَلَف)
خ ل ف با پشتسرآمدن، جانشینی، پسماندن یا قرارگرفتن در پی دیگری پیوند دارد. جانشین ممکن است پس از دیگری بیاید، بدون اینکه عمل تعویض مستقیم در جمله برجسته باشد.
ب د ل بیشتر بر خود عمل جایگزینی یا عوضکردن تمرکز دارد. با این حال، هر دو ریشه میتوانند در برخی سیاقهای جانشینی به هم نزدیک شوند.
ب د ل (بَدَل) در مقایسه با ح و ل (حَوَل)
ح و ل با گردش، انتقال، تغییر جهت، دگرگونی حالت یا جابهجایی پیوند دارد. در فاطر ۳۵:۴۳، تبدیل و تحویل کنار هم آمدهاند و همین همنشینی نشان میدهد که یکی جای دیگری را کاملا پر نمیکند.
تبدیل بیشتر جایگزینی یک چیز یا وضع با چیز یا وضع دیگر را برجسته میکند؛ تحویل بیشتر انتقال، گرداندن یا بردن از حالتی و جهتی به حالت و جهت دیگر را.
این تفاوت گرایشی است و نباید به قانون مکانیکی تبدیل شود.
ب د ل (بَدَل) در مقایسه با ن س خ (نَسَخ)
نسخ میتواند با برداشتن، انتقالدادن، ثبتکردن یا جایگزینی یک حکم یا نوشته پیوند داشته باشد. ب د ل ریشهای عامتر برای جایگزینی است.
وجود «بَدَّلْنَا آيَةً مَكَانَ آيَةٍ» بهتنهایی همه نظریههای پساقرآنی نسخ را اثبات نمیکند. بررسی ن س خ و مفهوم آیه باید مستقل انجام شود.
ب د ل (بَدَل) در مقایسه با ص ر ف (صَرَف)
صرف بیشتر بر گرداندن، منصرفکردن، جهتدادن یا به گونههای مختلف بازگرداندن دلالت دارد. ب د ل بر قرار دادن چیز یا وضع دیگری به جای وضع پیشین تاکید دارد.
۱۴. ثبات کلمات و سنت الهی
کاربردهای «لَا مُبَدِّلَ» و «لَا تَبْدِيلَ» نشان میدهند که برخی امور در حوزه اراده، داوری و سنت الهی از دسترس تغییر مستقل دیگران بیروناند.
اما این آیات نباید به این گزاره ساده فروکاسته شوند که «هیچ چیز در آفرینش هرگز تغییر نمیکند». خود قرآن افعال فراوان ب د ل را به آن معبود یگانه نسبت میدهد:
- تبدیل خوف به امنیت
- تبدیل پوستها
- تبدیل زمین
- جایگزینی اقوام
- تبدیل بدیها به نیکیها
- قرار دادن آیهای به جای آیه دیگر
پس مسئله، نفی مطلق هرگونه تغییر نیست؛ بلکه نفی قدرتی است که بتواند کلمات، سنت یا حکم نهایی آن معبود یگانه را برخلاف اراده او جابهجا کند.
۱۵. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
یک معادل واحد برای همه مشتقهای ب د ل مناسب نیست. ترجمه باید از ساخت آیه پیروی کند.
بَدَّلَ
معادلهای مناسب:
- عوض کرد
- تغییر داد
- جایگزین کرد
- به چیزی دیگر بدل کرد
- چیزی دیگر را به جای آن قرار داد
أَبْدَلَ
معادل مناسب:
- به جای آن قرار داد
- جایگزین کرد
بهتر بودن جایگزین فقط وقتی در ترجمه بیاید که «خَيْرًا» یا قرینهای مشابه در آیه باشد.
تَبَدَّلَ
معادلهای مناسب:
- چیزی را به جای چیزی گرفت
- چیزی را به چیز دیگر عوض کرد
- چیزی را برگزید و چیز دیگر را کنار گذاشت
اسْتَبْدَلَ
معادلهای مناسب:
- جایگزین کرد
- چیزی را به جای چیزی گرفت
- کسی یا گروهی دیگر را به جای آنان آورد
تَبْدِيل
معادلهای مناسب:
- تغییر
- جایگزینی
- دگرگونسازی
«جایگزینسازی عینی» برای بسیاری از آیات سنگین، غیرطبیعی و بیش از اندازه محدودکننده است.
بَدَل
معادلهای مناسب:
- جایگزین
- عوض
- آنچه به جای دیگری گرفته میشود
فرقان ۲۵:۷۰
ترجمه پایه پیشنهادی:
پس آنان کسانیاند که آن معبود یگانه بدیهایشان را با نیکیها جایگزین میکند.
توضیح جداگانه:
این آیه پس از توبه، ایمان و عمل صالح آمده است. چگونگی تبدیل بدیها به نیکیها در خود آیه شرح داده نشده و نباید به یک نظریه محدود شود.
نساء ۴:۵۶
ترجمه پایه پیشنهادی:
هرگاه پوستهایشان پخته شود، پوستهایی دیگر به جای آنها قرار میدهیم تا عذاب را بچشند.
نور ۲۴:۵۵
ترجمه پایه پیشنهادی:
و پس از خوفشان، امنیت را جایگزین خواهد کرد.
محمد ۴۷:۳۸
ترجمه پایه پیشنهادی:
و اگر روی بگردانید، قومی غیر از شما را جایگزین میکند؛ سپس آنان مانند شما نخواهند بود.
۱۶. تعریف نهایی مشتقها
بَدَّلَ
سبب شد چیزی، سخنی، وضعی یا وصفی کنار رود، دگرگون شود، یا چیز و وضع دیگری جای آن قرار گیرد.
أَبْدَلَ
چیزی دیگر را به جای چیز پیشین قرار داد. کیفیت جایگزین از سیاق فهمیده میشود.
تَبَدَّلَ
چیزی را به جای چیز دیگر پذیرفت، گرفت یا برگزید.
اسْتَبْدَلَ
چیزی یا کسی را با چیز یا کس دیگر جایگزین کرد، یا چیزی را به جای دیگری گرفت.
بَدَل
چیزی که به جای چیز دیگر گرفته یا پذیرفته میشود.
تَبْدِيل
عمل دگرگونکردن یا جایگزینکردن.
مُبَدِّل
کسی که تغییر یا جایگزینی ایجاد میکند.
اسْتِبْدَال
قرار دادن شخص یا چیزی به جای شخص یا چیز دیگر.
۱۷. جمعبندی
ریشه ب د ل در قرآن بر رابطهای دلالت دارد که در آن چیزی، شخصی، سخنی، وصفی یا وضعی کنار میرود، دگرگون میشود یا جایگاه پیشین خود را از دست میدهد و چیز یا وضع دیگری به جای آن قرار میگیرد.
این جایگزینی شکلهای گوناگون دارد:
- سخنی با سخنی دیگر عوض میشود.
- وصیت یا کلام تغییر داده میشود.
- نعمتی با کفر پاسخ داده میشود.
- سختی جای خود را به آسایش میدهد.
- خوف به امنیت بدل میشود.
- پوستهایی دیگر جای پوستهای سوخته قرار میگیرند.
- زمینی دیگر جای زمین پیشین را میگیرد یا زمین به صورتی دیگر درمیآید.
- قومی با قوم دیگر جایگزین میشود.
- کفر به جای ایمان و ناپاک به جای پاک انتخاب میشود.
- بدیها پس از توبه، ایمان و عمل صالح با نیکیها جایگزین میشوند.
از این مجموعه روشن میشود که ب د ل نه فقط «تغییر سطحی» است و نه همیشه «نابودی کامل ذات و آفرینش موجودی بیارتباط». عنصر ثابت آن، رابطه میان وضع یا طرف پیشین و جایگزینی است که پس از آن یا به جای آن قرار میگیرد.
تفاوت بابهای صرفی واقعی است، اما نباید بیش از شواهد قرآن معنا تولید کند. باب افعال ذاتا جایگزینی بهتر نیست؛ بهتر بودن از «خَيْرًا» فهمیده میشود. باب استفعال همیشه طلب جایگزین یا اقدام تمدنی نیست. باب تفعیل نیز همیشه بر تغییر کامل ذات دلالت ندارد.
تعریف نهایی و محتاطانه ریشه چنین است:
ب د ل بر عوضشدن یا عوضکردن یک چیز، شخص، سخن، وصف یا وضعیت دلالت دارد؛ به گونهای که چیز یا وضع دیگری به جای آن قرار میگیرد. نوع، اندازه، جهت و ارزش این جایگزینی از مشتق، ساخت نحوی و سیاق هر آیه به دست میآید، نه از ریشه بهتنهایی.