ریشهٔ ج ه د

نوشتن تبصره دربارهٔ این اثر

کوشش جدی، به‌کارگیری توان، تحمل مشقت و پایداری برای رسیدن به هدف

صورت‌های قرآنی و لغوی

ریشهٔ «ج ه د» در زبان عربی به کوشش همراه با صرف توان و رویارویی با دشواری مربوط است. این کوشش می‌تواند برای انجام کاری، رسیدن به هدفی، دفاع از حقی، مقابله با مخالف یا حتی وادار کردن دیگری به پذیرش خواسته‌ای نادرست باشد. بنابراین، خود ریشه نه جنگ را به‌عنوان معنای منحصر به فرد در بر دارد و نه درست بودن هدف کوشش را تضمین می‌کند.

در قرآن، این ریشه در زمینه‌های متفاوتی آمده است: از توان محدود انسان برای کمک مالی و سوگندهای شدید گرفته تا فشار پدر و مادر بر فرزند، کوشش در راه خدا، ایستادگی در برابر مخالفان به وسیلهٔ پیام الهی، و فعالیت‌هایی که در سیاق نبرد و دفاع قرار دارند.

شناخت این گستردگی برای فهم «جهاد» اهمیت بنیادی دارد. هر جنگی را نمی‌توان تنها با نام جهاد، مشروع و الهی دانست؛ همان‌گونه که نمی‌توان حضور واقعی کوشش نظامی در برخی کاربردهای قرآنی را انکار کرد. معنای هر مورد باید از ریشه، ساخت واژه، حروف همراه و سیاق آیه به دست آید.

۱. صورت‌های ریشه و هستهٔ معنایی آن

صورت‌های مهم

مهم‌ترین صورت‌های این خانواده در زبان عربی عبارت‌اند از:

  • جَهَدَ ـ يَجْهَدُ: کوشش کرد، خود یا دیگری را به مشقت انداخت، توان خود را به کار گرفت.
  • جَهْد: مشقت، کوشش شدید، نهایت توان یا شدت و مبالغه.
  • جُهْد: توان، ظرفیت و اندازهٔ نیرویی که شخص می‌تواند صرف کند.
  • جَاهَدَ ـ يُجَاهِدُ: کوشش جدی کرد، در برابر دشواری یا مخالفت ایستادگی و مقابله کرد.
  • جِهَاد: کوشش و مقابلهٔ جدی همراه با صرف توان.
  • مُجَاهِد: کسی که چنین کوشش یا مقابله‌ای را انجام می‌دهد.
  • مُجَاهَدَة: کوشش جدی، رویارویی و به‌کارگیری توان.
  • أَجْهَدَ: به مشقت انداخت، توان کسی یا چیزی را فرسود یا به نهایت رساند.
  • اِجْتَهَدَ ـ اِجْتِهَاد: نهایت کوشش خود را برای رسیدن به مقصودی به کار گرفت.
  • مَجْهُود: آنچه برایش کوشش شده یا کسی که در نتیجهٔ فشار و مشقت فرسوده شده است.

این ریشه در قرآن ۴۱ بار در ۳۶ آیه و در پنج گروه صرفی آمده است: پنج بار «جَهْد»، یک بار «جُهْد»، ۲۷ بار فعل باب مفاعلهٔ «جَاهَدَ» با صورت‌های گوناگون آن، چهار بار «جِهَاد» و چهار بار اسم فاعل «مُجَاهِدِين/مُجَاهِدُون».

پیکرهٔ عربی قرآن؛ ۴۱ کاربرد در پنج گروه صرفی

صورت‌های «اِجْتَهَدَ»، «اِجْتِهَاد»، «أَجْهَدَ» و «مَجْهُود» در قرآن نیامده‌اند؛ هرچند در تاریخ زبان عربی و اصطلاحات علمی و فقهی بعدی اهمیت یافته‌اند.

هستهٔ معنایی: کوشش در برابر دشواری

ابن فارس در مقاییس اللغة اصل ریشهٔ «ج ه د» را به «مَشَقَّة» برمی‌گرداند؛ یعنی سختی و دشواری. در لغت‌نامه‌های دیگر، «طاقة»، «وُسع»، «غاية» و «مبالغة» نیز در توضیح این خانواده آمده‌اند.

ابن فارس، مقاییس؛ اصلِ مشقت

این معانی با یکدیگر ارتباط دارند، اما یکسان نیستند. «طاقة» به توانی اشاره می‌کند که انسان در اختیار دارد؛ «مشقّة» به دشواری و فشاری مربوط است که تجربه می‌کند؛ و «غاية» و «مبالغة» نشان می‌دهند که کوشش یا فشار به اندازه‌ای زیاد شده که به حد بالایی رسیده است.

از پیوند این کاربردها می‌توان هستهٔ معنایی ریشه را چنین توضیح داد: به‌کارگیری جدی توان در کاری که کوشش، فشار یا مقابله می‌طلبد. معنای کوتاه ریشه: کوشش جدی و صرف توان در برابر دشواری؛ جَهْد شدت و مشقت، و جُهْد توان و ظرفیت را نیز بیان می‌کند.

در این توضیح، مشقت مهم است، ولی لازم نیست هر بار که واژه‌ای از این ریشه می‌آید، شخص در شدیدترین حالت رنج یا فرسودگی قرار داشته باشد. گاهی سخن از اندازهٔ توان است؛ گاهی از شدت کوشش؛ و گاهی از سختی‌ای که بر کسی وارد می‌شود.

این ریشه با کوشش سبک، گذرا و بی‌اهمیت تفاوت دارد. اما صرف وجود «ج ه د» نیز ثابت نمی‌کند که تمام ظرفیت جسمی و روانی شخص به پایان رسیده است.

تفاوت «جَهْد» و «جُهْد»

در بخشی از سنت لغوی عربی، میان این دو تلفظ فرق گذاشته‌اند: «جَهْد» با فتح جیم را بیشتر مشقت، شدت و نهایت کوشش دانسته‌اند و «جُهْد» با ضم جیم را توان و ظرفیت.

بااین‌حال، این تفاوت در تمام منابع یکسان و مطلق نیست. برخی لغویان هر دو صورت را در معنای توان و طاقت به کار برده‌اند و بعضی نیز برای هر دو، معنای مشقت را ثبت کرده‌اند.

پس نمی‌توان قانونی قطعی ساخت که «جَهْد» همیشه فقط رنج باشد و «جُهْد» همیشه فقط توان.

در قرآن، «جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ» بر شدت سوگند تأکید دارد، درحالی‌که «جُهْدَهُمْ» در توبه ۹:۷۹ به اندازهٔ توان و امکانات محدود اشخاص مربوط است. این تفاوت قرآنی با گرایش یادشده در منابع لغوی سازگار است، بی‌آنکه همهٔ کاربردهای تاریخی دو صورت را از هم جدا کند.

صحاح و لسان؛ ضبط و دامنهٔ جَهد و جُهد

۲. کاربرد ریشه در عربی کهن

کوشش و فشار در زندگی روزمره

در زبان عربی، «جَهَدَ الرَّجُلُ فِي الْأَمْرِ» برای کسی به کار می‌رود که در انجام کاری جدیت و کوشش فراوان نشان می‌دهد.

تعبیر «جَهَدَ دَابَّتَهُ» یا «أَجْهَدَهَا» به فشار آوردن بر حیوان سواری یا بارکش و، در توضیح لغوی، واداشتن آن به حرکتی فراتر از توانش مربوط است. در این کاربرد، جنبهٔ مشقت آشکارتر است؛ زیرا کوشش فقط عمل فاعل نیست، بلکه فشار بر موجود دیگری نیز هست.

«جَهَدَهُ الْمَرَضُ» نیز در لغت‌نامه‌ها برای بیماری‌ای ثبت شده که شخص را فرسوده و ناتوان کرده است. اینجا شخص برای رسیدن به هدفی تلاش نمی‌کند؛ بلکه سختی بر او وارد می‌شود.

بنابراین، خانوادهٔ «ج ه د» هم می‌تواند کنش فعالِ تلاش کردن را بیان کند و هم حالتِ زیر فشار قرار گرفتن را.

شاهدی از شعر عربی کهن

در لسان العرب، بیتی منسوب به اَعشی دربارهٔ حرکت و فشار بر مرکب نقل شده است. این شاهد در توضیح «جَهَدَ» و «أَجْهَدَ» آمده و نشان می‌دهد که این خانواده در توصیف کوشش و فشار بدنی نیز کاربرد داشته است.

در منابع لغوی، از شَمّاخ نیز بیتی دربارهٔ شیر فراوان شتر نقل شده که در ضبط آن اختلاف وجود دارد؛ از جمله میان تعابیر «مَجْهُود» و «غَيْرِ مَجْهُود». در یکی از توضیح‌های لغوی، «مجهود» به شیری مربوط می‌شود که استخراج چربی آن با کوشش همراه بوده است. توضیح‌های دیگر آن را شیر خوش‌گوار و مطلوبی می‌دانند که با اشتیاق نوشیده می‌شود؛ یا «غیر مجهود» را شیری چنان فراوان می‌فهمند که دوشیدن، آن یا شتر را به پایان توان نمی‌رساند.

لسان و مصباح؛ اختلاف ضبط و توضیح شاهد شَمّاخ

به سبب اختلاف ضبط و تفسیر این بیت، نمی‌توان آن را به‌تنهایی دلیل قطعی یک معنای مشخص تاریخی قرار داد. اهمیت این شواهد در آن است که خانوادهٔ «ج ه د» در زبان عربی به میدان کوشش، استخراج توان، فشار و فرسودگی تعلق داشته و به اصطلاح جنگی محدود نبوده است.

«جِهاد» در زبان عربی

در لغت‌نامه‌ها، «جِهاد» به صرف نهایت توان در کوشش و مقابله مربوط شده است. مقابله با دشمن و جنگیدن یکی از کاربردهای شناخته‌شدهٔ این واژه است، اما خود میدان لغوی آن گسترده‌تر است.

ابن منظور در لسان العرب کاربرد جهاد را در جنگ، زبان و دیگر گونه‌های صرف توان توضیح می‌دهد.

باید میان این گستردگی لغوی و حکم شرعی تفاوت گذاشت. اینکه «جهاد» در زبان می‌تواند مقابلهٔ نظامی را نیز در بر گیرد، به‌تنهایی روشن نمی‌کند چه زمانی جنگ مجاز است، چه کسی حق فرمان آن را دارد و مرزهای اخلاقی آن چیست. این مسائل به آیات مربوط به قتال، ظلم، عدالت، پیمان و منع تجاوز نیاز دارند.

همچنین «جَهَاد» با فتح جیم در برخی لغت‌نامه‌ها برای زمین سخت، هموار یا بی‌گیاه ثبت شده است و از نظر اعراب با «جِهَاد» تفاوت دارد. ثبت این استعمال به معنای آن نیست که باید از آن تصویر، معنای جهاد قرآنی را استخراج کرد. شواهد موجود برای اثبات چنین منشأ تاریخیِ مستقیمی کافی نیستند.

منابع لغوی؛ جَهَاد با فتح جیم در وصف زمین

۳. کاربردهای قرآنی «جَهْد» و «جُهْد»

«جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ»؛ شدت سوگند

این ترکیب در چند جای قرآن آمده است. برای نمونه:

انعام ۶:۱۰۹

وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِنْ جَاءَتْهُمْ آيَةٌ لَيُؤْمِنُنَّ بِهَا قُلْ إِنَّمَا الْآيَاتُ عِنْدَ اللَّهِ وَمَا يُشْعِرُكُمْ أَنَّهَا إِذَا جَاءَتْ لَا يُؤْمِنُونَ

برگردان پیشنهادی این پژوهش: «و به خدا با نهایت تأکید در سوگندهایشان قسم خوردند که اگر نشانه‌ای برایشان بیاید، حتماً به آن ایمان خواهند آورد. بگو: نشانه‌ها تنها نزد خداست؛ و چه چیز شما را آگاه می‌سازد که اگر آن نشانه بیاید، ایمان نخواهند آورد؟»

در این آیه، «جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ» به شدت و مبالغه در سوگند مربوط است. گویندگان با تأکید بسیار ادعا می‌کنند که اگر نشانه‌ای ببینند، ایمان خواهند آورد.

اما شدت سوگند، صدق ادعا را ثابت نمی‌کند. ادامهٔ آیه نشان می‌دهد که حتی آمدن نشانه نیز تضمین‌کنندهٔ ایمان آنان نیست.

همین ترکیب در مائده ۵:۵۳، نحل ۱۶:۳۸، نور ۲۴:۵۳ و فاطر ۳۵:۴۲ نیز آمده است. موضوع سوگندها متفاوت است: گاهی دربارهٔ همراهی با مؤمنان، گاهی دربارهٔ رستاخیز، گاهی دربارهٔ اطاعت و گاهی دربارهٔ پذیرش هشدار.

در همهٔ این موارد، عبارت «جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ» شدت تأکید گویندگان را نشان می‌دهد، نه درستی سخنشان را.

نمونهٔ روشنی از این تفاوت در نور ۲۴:۵۳ دیده می‌شود:

وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِنْ أَمَرْتَهُمْ لَيَخْرُجُنَّ قُلْ لَا تُقْسِمُوا طَاعَةٌ مَعْرُوفَةٌ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ

برگردان پیشنهادی این پژوهش: «و به خدا با نهایت تأکید در سوگندهایشان قسم خوردند که اگر آنان را فرمان دهی، حتماً بیرون خواهند رفت. بگو: سوگند نخورید؛ اطاعتی شناخته‌شده است. بی‌گمان خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است.»

در این آیه، تأکید شدید زبانی با مسئلهٔ اطاعت عملی روبه‌رو شده است. ارزش سوگند به بلندی صدا یا شدت ادعا نیست؛ کردار واقعی انسان است که آن را روشن می‌کند.

«جُهْدَهُمْ»؛ تمام توانِ در دسترس

توبه ۹:۷۹

الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الصَّدَقَاتِ وَالَّذِينَ لَا يَجِدُونَ إِلَّا جُهْدَهُمْ فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ

برگردان پیشنهادی این پژوهش: «کسانی که بر مؤمنان داوطلب در صدقه‌ها عیب می‌گیرند و نیز بر کسانی که جز در حد توان خود چیزی نمی‌یابند، و آنان را مسخره می‌کنند، خدا آنان را به تمسخر می‌گیرد و برایشان عذابی دردناک است.»

اینجا «جُهْد» نه به جنگ مربوط است و نه به سوگند. سخن از توان و امکانات محدودی است که اشخاص در اختیار دارند.

عبارت «لَا يَجِدُونَ إِلَّا جُهْدَهُمْ» نشان می‌دهد که آنان جز حاصل توان و امکانات اندک خود چیزی نمی‌یابند که ببخشند.

در این سیاق، میزان ارزش کمک را نمی‌توان فقط از بزرگی مبلغ یا فراوانی مال تعیین کرد. شخصی ممکن است دارایی بسیار داشته باشد و مقدار اندکی بدهد؛ دیگری ممکن است با امکانات محدود، سهمی از آنچه در توان دارد ببخشد.

آیه کسانی را نکوهش می‌کند که این تلاش محدود اما واقعی را موضوع تمسخر قرار می‌دهند.

این کاربرد به‌خوبی نشان می‌دهد که «جُهْد» به اندازهٔ توان شخص ارتباط دارد. سنجش کوشش نیز باید با ظرفیت واقعی او انجام شود، نه با معیار یکسانی که تفاوت امکانات انسان‌ها را نادیده بگیرد.

۴. «جَاهَدَ»؛ کوشش و مقابله‌ای که جهت آن را سیاق تعیین می‌کند

کوشش برای وادار کردن دیگری به شرک

یکی از مهم‌ترین شواهد برای فهم گستردگی این ریشه، کاربرد فعل «جَاهَدَ» دربارهٔ پدر و مادر است.

عنکبوت ۲۹:۸

وَوَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ حُسْنًا وَإِنْ جَاهَدَاكَ لِتُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ

برگردان پیشنهادی این پژوهش: «و انسان را به نیکی با پدر و مادرش سفارش کردیم؛ و اگر آن دو بر تو سخت بکوشند تا چیزی را که به آن دانشی نداری با من شریک قرار دهی، از آنان اطاعت مکن. بازگشت شما به سوی من است؛ پس شما را از آنچه انجام می‌دادید آگاه می‌سازم.»

فعل «جَاهَدَاكَ» به کوشش شدید آن دو برای واداشتن فرزند به پذیرش شرک اشاره دارد.

این کوشش، از نظر هدف، نادرست است. پس فعل «جَاهَدَ» به‌تنهایی معنای ستایش‌آمیز ندارد. ممکن است کسی با تمام توان برای تحقق خواسته‌ای تلاش کند که قرآن آن را رد می‌کند.

آیهٔ لقمان همین مسئله را روشن‌تر بیان می‌کند:

لقمان ۳۱:۱۵

وَإِنْ جَاهَدَاكَ عَلَىٰ أَنْ تُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَيَّ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ

برگردان پیشنهادی این پژوهش: «و اگر آن دو بر تو سخت بکوشند تا چیزی را که به آن دانشی نداری با من شریک قرار دهی، از آنان اطاعت مکن؛ و در دنیا با آنان به نیکی معاشرت کن، و راه کسی را پیروی کن که به سوی من بازگشته است. سپس بازگشت شما به سوی من است و شما را از آنچه انجام می‌دادید آگاه می‌سازم.»

در این آیه، حرف «عَلَىٰ» در ساخت «جَاهَدَاكَ عَلَىٰ أَنْ تُشْرِكَ» جهت فشار را روشن می‌کند. کوشش والدین برای وادار کردن فرزند به کاری است که او نباید بپذیرد.

آیه در همان حال که پیروی از خواستهٔ نادرست را رد می‌کند، معاشرت نیک با پدر و مادر را حفظ می‌نماید.

بنابراین، «مجاهده» در این دو آیه نه یک جنگ نظامی است و نه کوشش ستودهٔ دینی؛ بلکه فشار جدی برای تغییر عقیدهٔ دیگری است.

این کاربرد به‌تنهایی کافی است تا روشن شود «جاهد» در زبان قرآن به معنای انحصاری «جنگید» نیست.

جهاد به وسیلهٔ پیام الهی

فرقان ۲۵:۵۲

فَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَجَاهِدْهُمْ بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا

برگردان پیشنهادی این پژوهش: «پس از کافران اطاعت مکن و به وسیلهٔ آن، در برابرشان کوششی بزرگ و پیگیر انجام بده.»

در این آیه، «جَاهِدْهُمْ» فرمان به کوشش و مقابله با مخالفان است. اما شیوهٔ این مقابله با «بِهِ» مشخص شده است.

با توجه به سیاق آیات پیشین و موضوع پیام و انذار، قرآن مرجع نیرومندتر ضمیر «بِهِ» است. در تفسیرهای کهن این خوانش نقل شده و خوانش دیگری نیز ضمیر را به اسلام بازگردانده است. بنابراین، مرجع ضمیر باید به‌عنوان خوانشی سیاقی بیان شود، نه اسمی که صریحاً در همین آیه نوشته شده است.

طبری؛ دو خوانشِ مرجع ضمیر «به»

این مقابله از جنس رساندن پیام، تبیین، استدلال، پاسخ به مخالفت و ایستادگی در برابر فشار برای ترک یا تغییر حقیقت است.

«جِهَادًا كَبِيرًا» نیز مصدر تأکیدی همراه با صفت «كَبِيرًا» است و بر بزرگی و اهمیت این کوشش دلالت دارد.

هیچ ابزار جنگی در این آیه نام برده نشده است. در این خوانش سیاقی، وسیلهٔ معرفی‌شده همان پیام الهی است.

از این‌رو، ترجمهٔ «جَاهِدْهُمْ بِهِ» به «با آنان جنگ نظامی کن» معنای صریح «بِهِ» و سیاق آیه را حفظ نمی‌کند.

این آیه یکی از روشن‌ترین شواهد قرآنی است که جهاد می‌تواند فعالیتی گسترده، جدی و دشوار در میدان پیام، اندیشه و ابلاغ باشد.

کوشش انسان برای خود اوست

عنکبوت ۲۹:۶

وَمَنْ جَاهَدَ فَإِنَّمَا يُجَاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ

برگردان پیشنهادی این پژوهش: «و هر کس کوشش کند، تنها برای خود کوشش می‌کند؛ بی‌گمان خدا از جهانیان بی‌نیاز است.»

در این آیه، فعل «جَاهَدَ» بدون ذکر دشمن انسانی یا ابزار جنگی آمده است. جمله بر رابطهٔ کوشش انسان با سود و سرانجام خود او تأکید می‌کند.

معنای دقیق کوشش از سیاق سوره به دست می‌آید؛ سوره‌ای که از آزمون ایمان، فشارها، پایداری و کردار انسان سخن می‌گوید.

آیه نشان می‌دهد که تلاش انسان برای خدا، نیازی از خدا را برطرف نمی‌کند. سود کوشش، به خود انسان بازمی‌گردد.

عنکبوت ۲۹:۶۹

وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ

برگردان پیشنهادی این پژوهش: «و کسانی که در راه ما کوشش کردند، بی‌گمان آنان را به راه‌های خود هدایت خواهیم کرد؛ و همانا خدا با نیکوکاران است.»

در این آیه نیز «جَاهَدُوا» به کوشش در جهت خداوند مربوط است. «فِينَا» جهت و تعلق آن کوشش را مشخص می‌کند و ادامهٔ آیه، هدایت و احسان را به آن پیوند می‌دهد.

در سیاق سورهٔ عنکبوت، ایمان با آزمون، فشار اجتماعی، تهدید و پایداری در برابر مخالفت روبه‌رو است. بنابراین، نمی‌توان این آیه را صرفاً به عملیات جنگی محدود کرد.

از سوی دیگر، عبارت «جَاهَدُوا فِينَا» به‌تنهایی فهرست بسته‌ای از کارهایی مانند عبادت، تعلیم، مبارزه با نفس یا نبرد نظامی ارائه نمی‌کند. اینها ممکن است در شرایط مناسب مصداق کوشش در راه خدا باشند، ولی تعیین مصداق و مشروعیت آن به شواهد جداگانه نیاز دارد.

«حَقَّ جِهَادِهِ»؛ کوشش شایسته، نه تکلیف فراتر از توان

حج ۲۲:۷۸

وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاكُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِنْ قَبْلُ وَفِي هَٰذَا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيدًا عَلَيْكُمْ وَتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلَاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَىٰ وَنِعْمَ النَّصِيرُ

برگردان پیشنهادی این پژوهش: «و در راه خدا آن‌گونه که شایستهٔ کوشش در راه اوست بکوشید. او شما را برگزیده و در دین هیچ تنگنایی بر شما قرار نداده است؛ آیین پدرتان ابراهیم. او پیش از این و در این نیز شما را مسلمانان نامیده است، تا رسول بر شما گواه باشد و شما بر مردم گواهان باشید. پس صلاة را برپا دارید و زکات را بدهید و به خدا چنگ زنید؛ او سرپرست شماست؛ پس چه نیکو سرپرستی و چه نیکو یاوری است.»

تعبیر «حَقَّ جِهَادِهِ» بر انجام کوشش به‌گونه‌ای شایسته و متناسب با حق آن تأکید دارد.

اما آیه بلافاصله می‌گوید: «وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ». بنابراین، کوشش شایسته در راه خدا را نباید به تحمیل رنج نامحدود یا تکلیف فراتر از ظرفیت انسان تبدیل کرد.

این فرمان در کنار ملت ابراهیم، گواه بودن، اقامهٔ صلاة، دادن زکات و اعتصام به خدا قرار گرفته است. چنین سیاقی میدان مسئولیت دینی را گسترده‌تر از یک فعالیت نظامی نشان می‌دهد.

«حَقَّ جِهَادِهِ» از نظر زبان، کیفیت و شایستگی کوشش را برجسته می‌کند؛ نه اینکه هرگونه سخت‌تر کردن زندگی دینی یا افزودن تکلیف را فضیلت بشمارد.

۵. جهاد با مال و جان و نسبت آن با قتال

«بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ»

یکی از ترکیب‌های مهم در قرآن، جهاد با مال و جان است.

توبه ۹:۴۱

انْفِرُوا خِفَافًا وَثِقَالًا وَجَاهِدُوا بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ذَٰلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ

برگردان پیشنهادی این پژوهش: «سبک‌بار و سنگین‌بار بیرون روید و با مال‌ها و جان‌های خود در راه خدا کوشش کنید؛ این برای شما بهتر است، اگر بدانید.»

در این آیه، فرمان «انْفِرُوا» با «جَاهِدُوا» همراه شده است. «نَفْر» در این سیاق به بیرون رفتن و بسیج برای مأموریتی دشوار مربوط است و آیات پیرامون، زمینهٔ رویارویی نظامی را روشن می‌کنند.

بنابراین، نمی‌توان کاربرد «جاهدوا» در اینجا را از زمینهٔ جنگی آن جدا کرد.

«بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ» نیز دو شیوهٔ صرف توان و امکانات را نشان می‌دهد: هزینه کردن دارایی و به میدان آوردن جان و شخص خود.

اما همین ترکیب در تمام آیات الزاماً یک فعالیت واحد را توصیف نمی‌کند. مال می‌تواند برای پشتیبانی و تأمین نیازها صرف شود و جان می‌تواند در فعالیت، خطرپذیری، پایداری و مقابله حضور داشته باشد. مصداق خاص آن را سیاق تعیین می‌کند.

تعبیرِ مال و جان در انفال ۸:۷۲، توبه ۹:۲۰، توبه ۹:۸۸، حجرات ۴۹:۱۵ و صف ۶۱:۱۱ نیز آمده است. بقره ۲:۲۱۸، انفال ۸:۷۴، انفال ۸:۷۵ و توبه ۹:۱۹ از کوشش سخن می‌گویند، اما این ترکیبِ خاص را ندارند؛ انفال ۸:۷۳ نیز در سیاق بحثِ حمایت متقابل قرار دارد، ولی مشتقی از ج ه د در آن نیست. این آیات با ایمان، مهاجرت، حمایت یا کوشش در راه خدا پیوند دارند و در برخی از آنها فضای بسیج و درگیری نظامی آشکار است.

پس همان‌گونه که جهاد را نمی‌توان به قتال محدود کرد، نباید قتال را از همهٔ مصادیق جهاد قرآنی حذف کرد.

«الْمُجَاهِدُون» و «الْقَاعِدُون»

نساء ۴:۹۵

لَا يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَىٰ وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا

برگردان پیشنهادی این پژوهش: «آن دسته از مؤمنان که نشسته‌اند، جز صاحبان عذر و آسیب، با کسانی که با مال‌ها و جان‌های خود در راه خدا کوشش می‌کنند برابر نیستند. خداوند کوشش‌کنندگان را با مال‌ها و جان‌هایشان بر نشستگان به درجه‌ای برتری داده است؛ و به هر دو وعدهٔ نیکی داده است؛ و کوشش‌کنندگان را بر نشستگان با پاداشی بزرگ برتری داده است.»

در این آیه، «الْمُجَاهِدُون» در مقابل «الْقَاعِدُون» آمده است. تقابل میان کسانی است که در مسئولیت مورد بحث حضور و مشارکت می‌کنند و کسانی که از آن بازمی‌مانند یا کنار می‌نشینند.

قید «غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ» اهمیت فراوان دارد. آیه کسانی را که به سبب آسیب یا عذر واقعی امکان مشارکت ندارند، از گروه مورد مقایسه کنار می‌گذارد.

این قید با معنای اصلی ریشه نیز ارتباط دارد: کوشش واقعی را نمی‌توان بدون توجه به ظرفیت انسان سنجید.

از سوی دیگر، آیه می‌گوید: «وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَىٰ». یعنی برتری مجاهدان در مسئولیت خاص مورد بحث، به معنای نفی همهٔ خیر از دیگر مؤمنان نیست.

در این سیاق، معنای مجاهد به شرکت‌کننده در کوشش دشوار و پرهزینه‌ای مربوط است که زمینهٔ نظامی آن از آیات پیرامون شناخته می‌شود.

همین اسم فاعل در نساء ۴:۹۵ چند بار و در محمد ۴۷:۳۱ نیز آمده است. آیهٔ اخیر «الْمُجَاهِدِينَ» را در کنار «الصَّابِرِينَ» قرار می‌دهد و از آزمودن انسان‌ها سخن می‌گوید.

جهاد و پایداری در برابر فشار

نحل ۱۶:۱۱۰

ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ هَاجَرُوا مِنْ بَعْدِ مَا فُتِنُوا ثُمَّ جَاهَدُوا وَصَبَرُوا إِنَّ رَبَّكَ مِنْ بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَحِيمٌ

برگردان پیشنهادی این پژوهش: «سپس بی‌گمان پروردگار تو نسبت به کسانی که پس از آنکه گرفتار فتنه شدند هجرت کردند، سپس کوشش نمودند و پایداری ورزیدند، بی‌گمان پروردگار تو پس از آن آمرزندهٔ مهربان است.»

در این آیه، مهاجرت، جهاد و صبر در یک سیاق قرار گرفته‌اند. «جَاهَدُوا» به کوشش فعال و جدی اشاره می‌کند و «صَبَرُوا» بر پایداری و استقامت تأکید دارد.

این دو واژه با یکدیگر ارتباط دارند، ولی مترادف کامل نیستند. جهاد بر صرف توان و اقدام دشوار تأکید دارد، درحالی‌که صبر بر استواری و عقب‌نشینی نکردن از مسیر حق.

کنار هم آمدن این دو نشان می‌دهد که کوشش و پایداری می‌توانند مکمل یکدیگر باشند، بی‌آنکه همهٔ صورت‌های جهاد ضرورتاً نبرد مسلحانه باشند.

۶. جهاد در برابر مخالفان و مرز معنایی آن با جنگ

«جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ»

توبه ۹:۷۳

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ

برگردان پیشنهادی این پژوهش: «ای پیامبر، در برابر کافران و منافقان با جدیت مقابله کن و بر آنان سخت‌گیر باش؛ و جایگاه آنان جهنم است، و چه بد سرانجامی است.»

این فرمان در تحریم ۶۶:۹ نیز با همین ساخت آمده است.

در اینجا «جَاهِدْ» مفعول انسانی دارد: «الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ». بنابراین، سخن از مقابله با گروه‌هایی است که در برابر پیام و جامعهٔ مؤمنان قرار گرفته‌اند.

اما خود فعل «جَاهِدْ» روش واحد مقابله را مشخص نمی‌کند. این مسئله به‌ویژه دربارهٔ منافقان اهمیت دارد؛ زیرا منافق کسی است که ظاهر و باطن او در مسئلهٔ ایمان یکسان نیست و همهٔ افراد این گروه الزاماً در وضعیت نبرد آشکار قرار ندارند.

در نتیجه، از این آیه به‌تنهایی نمی‌توان فرمان جنگ مسلحانه با هر کسی را که منافق شناخته می‌شود استخراج کرد.

«وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ» بر سخت‌گیری و قاطعیت تأکید دارد، اما این قاطعیت نیز باید در چارچوب موضوع و حدودی که قرآن برای رفتار با انسان‌ها تعیین کرده فهمیده شود. سخت‌گیری، واژه‌ای هم‌معنا با کشتن یا تجاوز نیست.

ممکن است مقابله در برخی موقعیت‌ها سیاسی، اجتماعی، حقوقی یا زبانی باشد و در موقعیت جنگی، صورت نظامی پیدا کند. تعیین هر مصداق به شواهد همان وضعیت نیاز دارد. در تفسیرهای کهن نیز روش‌های متفاوتی، از جمله مقابلهٔ زبانی و اجرای حدود، نقل شده است؛ اینها باید به‌عنوان خوانش‌های تفسیری از یکدیگر متمایز بمانند.

طبری؛ اختلاف تفسیر دربارهٔ شیوهٔ مقابله با منافقان

جهاد و قتال یک واژه نیستند

قرآن برای جنگ و کشتن، خانوادهٔ دیگری از واژه‌ها را به کار می‌برد: «قَاتَلَ»، «قِتَال»، «قَتَلَ» و «قَتْل» از ریشهٔ «ق ت ل».

«قِتَال» مستقیماً به جنگیدن و مقابلهٔ مسلحانه مربوط می‌شود، درحالی‌که «جِهَاد» در بنیاد لغوی خود به کوشش و صرف توان اشاره دارد.

رابطهٔ این دو را می‌توان چنین توضیح داد: قتال در برخی شرایط می‌تواند یکی از مصداق‌های جهاد باشد؛ اما هر جهاد، قتال نیست.

این تفاوت به معنای جدایی کامل آن دو در قرآن نیست. در آیات مربوط به جنگ، کوشش با مال و جان و حضور در میدان نبرد می‌تواند بخشی از جهاد باشد. ولی در فرقان ۲۵:۵۲، ابزار مقابله «بِهِ» است؛ و در عنکبوت ۲۹:۸، خود والدین برای تحمیل شرک «جَاهَدَاكَ» می‌کنند.

بنابراین، معنای لغوی «جهاد» از «قتال» گسترده‌تر است.

همچنین، این تفاوت به‌تنهایی همهٔ احکام جنگ را تعیین نمی‌کند. برای شناخت مشروعیت قتال باید آیات مربوط به دفاع، تجاوز، پیمان، صلح و منع اکراه را جدا بررسی کرد.

بقره ۲:۱۹۰ یکی از آیات تعیین‌کنندهٔ این بحث است؛ زیرا فرمان قتال را با نهی از تجاوز همراه می‌کند. حج ۲۲:۳۹ و حج ۲۲:۴۰ نیز اجازهٔ قتال را با ستم و اخراج پیوند می‌دهد و ممتحنه ۶۰:۸ و ممتحنه ۶۰:۹ میان کسانی که با مؤمنان جنگیده یا آنان را بیرون رانده‌اند و کسانی که چنین نکرده‌اند تفاوت می‌گذارد.

از این رو، جهاد را نمی‌توان صرفاً با نام طرف مقابل تعریف کرد. کوشش در راه خدا باید با جهت، روش و حدودی که خود قرآن تعیین می‌کند سنجیده شود.

این مرز در پژوهش مستقل «اکراه در دین نیست؛ وظیفهٔ پیامبر ابلاغ است» نیز با توجه به آزادی عقیده، وظیفهٔ ابلاغ و حدود قتال بررسی شده است.

مطالعهٔ پژوهشِ اکراه و ابلاغ

«فِي سَبِيلِ اللَّهِ»؛ جهت کوشش

عبارت «فِي سَبِيلِ اللَّهِ» در بسیاری از آیات جهاد آمده است. این ترکیب، جهت و غایت کوشش را مشخص می‌کند.

«سَبِيل» راه و مسیر است و افزودن آن به «اللَّه» نسبت کوشش را به راه خداوند بیان می‌کند.

اما این نسبت، صرفاً با ادعای اشخاص یا نام‌گذاری یک گروه ثابت نمی‌شود. اگر عملی با ظلم، تجاوز یا اکراه در دین همراه باشد، نامیدن آن به «جهاد» دلیل قرآنی بر درستی آن نخواهد بود.

از سوی دیگر، وجود این قید به معنای آن نیست که هر کوشش با هر هدفی، جهاد در راه خداست. خود قرآن در عنکبوت ۲۹:۸ و لقمان ۳۱:۱۵ از کوشش شدید برای تحمیل شرک سخن می‌گوید.

پس «جَاهَدَ» نوعی کنش را بیان می‌کند، اما «فِي سَبِيلِ اللَّهِ» جهت مطلوب آن را مشخص می‌سازد. این جهت باید با معیارهای قرآنی شناخته شود.

۸. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان

برای «جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ»، ترجمهٔ «با نهایت تأکید در سوگندهایشان» مناسب است. «با سخت‌ترین سوگندها» نیز ممکن است در برخی سیاق‌ها قابل فهم باشد، اما نباید این تصور را ایجاد کند که آیه چند نوع سوگند حقوقی را طبقه‌بندی کرده است.

برای «جُهْدَهُمْ» در توبه ۹:۷۹، «در حد توانشان» یا «آنچه در توان دارند» برگردان طبیعی‌تری است.

برای «جَاهَدَاكَ» در عنکبوت ۲۹:۸ و لقمان ۳۱:۱۵، «بر تو سخت بکوشند» یا «بر تو فشار آورند تا...» با سیاق تناسب دارد. «با تو جنگ کنند» در این آیات معنای دقیق فعل نیست.

برای «جَاهِدْهُمْ بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا» در فرقان ۲۵:۵۲، «به وسیلهٔ آن، در برابرشان کوششی بزرگ و پیگیر انجام بده» یا «به وسیلهٔ آن، با آنان مقابله‌ای جدی و بزرگ کن» مناسب است.

برای «جَاهَدُوا فِينَا» در عنکبوت ۲۹:۶۹، «در راه ما کوشش کردند» ترجمه‌ای روان است. تعبیر «فِينَا» را می‌توان در توضیح سیاقی دقیق‌تر بررسی کرد.

برای «جَاهِدُوا بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ» در توبه ۹:۴۱، «با مال‌ها و جان‌های خود کوشش کنید» معنای پایه را حفظ می‌کند؛ اما در تحلیل آیه باید فضای بسیج و نبرد آن نیز روشن شود.

برای «الْمُجَاهِدُون»، بسته به سیاق، می‌توان از «کوشش‌کنندگان»، «مقابله‌کنندگان در راه خدا» یا در متن‌های روشن نظامی، «جهادگران» استفاده کرد. حفظ واژهٔ «مجاهدان» نیز در فارسی ممکن است، به شرط آنکه معنای آن از پیش به یک عنوان سیاسی یا نظامی معاصر محدود نشود.

در مجموع، ترجمهٔ ثابت و یکسان «جنگ» برای همهٔ صورت‌های این ریشه مناسب نیست. برگردان باید از معنای پایه آغاز کند و سپس با سیاق هر آیه دقیق شود.

۹. جمع‌بندی

ریشهٔ «ج ه د» در زبان عربی به کوشش جدی، به‌کارگیری توان، مشقت و مقابله در برابر دشواری مربوط است. این خانواده می‌تواند شدت سوگند، ظرفیت محدود انسان، فشار بر دیگری، پایداری در راه حق و کوشش در میدان نبرد را بیان کند.

در قرآن، «جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ» شدت سوگند را نشان می‌دهد و «جُهْدَهُمْ» به توان محدود اشخاص مربوط است. «جَاهَدَاكَ» می‌تواند کوشش نادرست برای واداشتن فرزند به شرک باشد؛ درحالی‌که «جَاهِدْهُمْ بِهِ» به مقابله با مخالفان به وسیلهٔ پیام الهی اشاره دارد.

در آیات دیگری، جهاد با مال و جان در سیاق مهاجرت، حمایت، بسیج و جنگ آمده است. این کاربردها نشان می‌دهند که کوشش نظامی می‌تواند یکی از صورت‌های جهاد باشد، اما تمام معنای آن نیست.

بنابراین، جهاد در اصل نام نوعی کوشش و مقابلهٔ جدی است؛ جهت اخلاقی آن را هدف، روش و سیاق تعیین می‌کنند.

نه هر کوشش دشواری جهاد در راه خداست و نه هر جنگی با نام جهاد مشروع می‌شود. همان‌گونه که خود قرآن از کوشش برای تحمیل شرک سخن می‌گوید، از کوشش با قرآن برای رساندن پیام و از کوشش با مال و جان در شرایط دشوار نیز سخن می‌گوید.

این گستردگی معنایی باید در ترجمه حفظ شود. فروکاستن همهٔ کاربردهای «ج ه د» به جنگ، بخشی از زبان قرآن را پنهان می‌کند؛ و حذف بُعد نظامی از تمام کاربردهای آن نیز با شواهد قرآنی سازگار نیست.

فهم دقیق این ریشه زمانی به دست می‌آید که معنای کوشش و صرف توان، با جهت و حدودی که هر آیه تعیین می‌کند، یکجا بررسی شود.