ریشهٔ ب ر ك (بَرَکَة، مُبَارَک و تَبَارَکَ) در قرآن
پایداری و فزونی خیر؛ از نشستن شتر و ماندگاری آب تا برکت سرزمین، انسان، کتاب و بزرگداشت آن معبود یگانه
صورتهای قرآنی و لغوی
بَارَكْنَا
فعل معلوم؛ شش کاربرد قرآنی
بَارَكَ
فعل معلومِ سومشخص؛ فصلت ۴۱:۱۰
بُورِكَ
فعل مجهول؛ نمل ۲۷:۸
تَبَارَكَ
نه کاربرد قرآنی در مقام ستایش
بَرَكَات / بَرَكَاتُهُ
جمعِ مؤنث سالم، با ضمیر و بدون ضمیر؛ سه کاربرد
مُبَارَك
وصف مفعولی مذکر؛ هشت کاربرد قرآنی
مُبَارَكَة
صورت مؤنث؛ چهار کاربرد قرآنی
بَرَكَ الْبَعِيرُ
کاربرد لغویِ نشستن شتر؛ این صورت در قرآن نیامده
بَرَكَة
صورت مفردِ لغوی؛ به این صورت در قرآن نیامده
بِرْكَة
آبگیر در لغت؛ در قرآن نیامده
بَرَاكَاءُ الْقِتَال
کاربرد شعریِ پایداری در نبرد؛ در قرآن نیامده
۱. معرفی ریشه و صورتهای قرآنی
«بَرَکَة» در زبان عربی به خیر و فزونی سودمندی گفته میشود که در چیزی قرار میگیرد، برقرار میماند یا از آن پدید میآید. این خیر ممکن است در روزی و محصول زمین آشکار شود، از دانشی سودمند حاصل گردد، در زندگی انسان اثر بگذارد یا با زمان و مکانی خاص ارتباط داشته باشد.
در کاربرد قرآنی، برکت تنها افزایش مقدار نیست. کتابی میتواند مبارک باشد، انسانی میتواند مبارک قرار داده شود، زمینی میتواند از برکت برخوردار باشد و آبی که از آسمان فرو میآید نیز مبارک نامیده شود. بنابراین، برکت را نمیتوان به بیشتر شدن پول، فراوانی محصول یا زیاد شدن تعداد فرزندان محدود کرد.
از سوی دیگر، نباید معنای برکت را چنان گسترده ساخت که هر چیز خوشایند یا هر موفقیتی، بدون توجه به سیاق و شواهد، ضرورتا نشانه برکت الهی شمرده شود.
ریشه «ب ر ك» در قرآن ۳۲ بار آمده است. این کاربردها در پنج گروه صرفی ثبت شدهاند: هشت بار فعل باب مفاعله «بَارَكَ»، نه بار «تَبَارَكَ» از باب تفاعل، سه بار جمعِ مؤنث سالمِ «بَرَكَات»، چهار بار «مُبَارَكَة» و هشت بار «مُبَارَك».
در صورتهای باب مفاعله، هفت کاربرد معلوم و یک کاربرد مجهول، یعنی «بُورِكَ»، دیده میشود. صورتهای «مبارک» و «مبارکة» نیز از نظر ساختمان، وصف مفعولی این خانوادهاند.
در قرآن، صورتهای سادهای مانند «بَرَكَ الْبَعِيرُ» به معنای نشستن شتر، یا اسم مفرد «بَرَكَة» بدون ضمیر و به همین صورت، نیامدهاند. صورتهای قرآنی به معنای خیر و برکت، برکت بخشیدن و بزرگداشت آن معبود یگانه مربوطاند.
این خانواده از نظر پژوهشی یک ویژگی مهم دارد: «بَارَكَ» و «تَبَارَكَ» را نباید یکسان ترجمه کرد. در «بَارَكَ»، برکت بخشیدن به چیزی یا کسی مطرح است؛ اما «تَبَارَكَ» در قرآن در مقام ستایش و بزرگداشت آن معبود یگانه آمده و معنای آن را نمیتوان به افزایش یافتن دارایی یا دریافت برکت از دیگری فروکاست.
همچنین میان «مبارک بودن» یک مخلوق و «تبارک» درباره آن معبود یگانه باید تفاوت گذاشت. مخلوق میتواند از خیر و برکتی که آن معبود یگانه قرار داده برخوردار شود؛ اما آن معبود یگانه در مقام بخشنده و سرچشمه خیر معرفی میشود، نه موجودی که از بیرون برکت دریافت کند.
۲. معنای پایه در عربی کهن؛ ثبات، قرار گرفتن و فزونی خیر
نشستن شتر و برقرار ماندن در یک جایگاه
ابن فارس در مقاییس اللغة، هسته معنایی ریشه را چنین معرفی میکند:
«الْبَاءُ وَالرَّاءُ وَالْكَافُ أَصْلٌ وَاحِدٌ، وَهُوَ ثَبَاتُ الشَّيْءِ»
ترجمه: «باء، راء و کاف یک اصل معنایی دارند و آن پابرجا ماندن چیزی است.»
او سپس «بَرَكَ الْبَعِيرُ يَبْرُكُ بُرُوكًا» را بهعنوان کاربرد شناختهشده همین خانواده معرفی میکند؛ یعنی شتر نشست و در جای خود قرار گرفت.
در این کاربرد، «بَرْك» نیز به بخش جلویی بدن شتر، بهویژه سینهای که هنگام نشستن به زمین میرسد، گفته شده است. محل نشستن شتر نیز «مَبْرَك» نام دارد.
این تصویر از زندگی روزمره عربهای پرورشدهنده شتر به دست آمده است. شتر پس از حرکت، سینه و بخش جلویی بدن را بر زمین میگذارد و در جای خود قرار میگیرد. تا زمانی که برنخاسته است، همان جایگاه را حفظ میکند.
از نظر زبانشناختی، این کاربرد رابطه روشنی با قرار گرفتن و ماندن دارد.
اما باید احتیاط کرد: نشستن شتر بهتنهایی اثبات نمیکند که همه معانی مربوط به خیر و برکت، از نظر تاریخی حتما از همین رفتار جسمانی پدید آمدهاند. ابن فارس این کاربردها را در یک خانواده معنایی توضیح میدهد؛ ولی یک تبیین ریشهشناختی، همیشه سند قطعی ترتیب تاریخی پیدایش معانی نیست.
برکه آب؛ ماندگاری و گرد آمدن آب
در عربی، «بِرْكَة» با کسره باء به گودی یا حوضی گفته میشود که آب در آن جمع میشود و باقی میماند.
خلیل بن احمد، بنا بر نقل ابن فارس، آن را گودیای در زمین میداند که برای گرد آمدن آب ساخته میشود. در همین گزارش، از حوضهایی سخن رفته که دیواره بلندِ ساختهشده بر سطح زمین ندارند.
در کاربردهای دیگر، حوضها و آبگیرهای ساختهشده برای نگهداری آب نیز با همین اسم شناخته شدهاند.
رابطه این کاربرد با ثبات روشن است: آبی که ممکن بود از محل عبور کند، در جایی جمع شده و برای مدتی باقی میماند.
این تصویر میتواند پیوند میان ماندگاری و خیر سودمند را ملموس کند؛ زیرا آبِ ذخیرهشده در محیط خشک، امکان نوشیدن، سیراب کردن جانوران و آبیاری را فراهم میسازد.
اما نباید از این تصویر نتیجه گرفت که «برکت» در قرآن به معنای مخزن آب، آب زیرزمینی یا انباشته شدن یک ماده است. برکه آب یک کاربرد محسوس این خانواده است؛ برکت الهی معنای تثبیتشده دیگری دارد که با آن ارتباط زبانی و تصویری پیدا کرده است.
«برکت»؛ خیرِ برقرار و فزاینده
در لسان العرب، «البَرَكَة» با دو معنای مهم معرفی شده است: «النَّمَاءُ وَالزِّيَادَةُ»، یعنی رشد و فزونی. در توضیحهای دیگر همین خانواده، پایداری و دوام آنچه بخشیده شده نیز برجسته است.
راغب اصفهانی در مفردات برکت را چنین تعریف میکند:
«الْبَرَكَةُ: ثُبُوتُ الْخَيْرِ الْإِلَهِيِّ فِي الشَّيْءِ»
ترجمه: «برکت، برقرار ماندن خیر الهی در چیزی است.»
او «مبارک» را چیزی میداند که این خیر در آن وجود داشته باشد. همچنین توضیح میدهد که خیر الهی ممکن است به شیوهای پدیدار شود که انسان از پیش اندازه یا چگونگی آن را بهطور کامل نمیشناسد.
این تعریف برای فهم قرآن سودمند است، اما دو نکته باید از یکدیگر جدا بمانند.
نخست، «ثبات خیر» و «فزونی خیر» دو جهت مرتبطاند. خیر ممکن است باقی بماند، آثارش گسترش یابد یا استفاده سودمند از آن استمرار پیدا کند.
دوم، هر فزونی عددی لزوما برکت نیست. ممکن است دارایی کسی افزایش یابد، ولی آن دارایی از راه ستم و فساد به دست آمده باشد. فراوانی مادی بهخودیخود گواه برکت مورد ستایش قرآن نیست.
برعکس، چیزی ممکن است از نظر مقدار محدود باشد، اما برای صاحبش و دیگران سودی پایدار به همراه آورد.
پس در کاربرد دینی، برکت را بهتر است خیرِ برقرار، سودمند و فزاینده بشناسیم، بیآنکه همه این ویژگیها را به شکل یک فرمول اجباری در ترجمه هر آیه وارد کنیم.
۳. کاربردهای کهن؛ از شتران نشسته تا پایداری در میدان نبرد
«بُرُوک» و شتران در حال استراحت
در مقاییس اللغة، پس از توضیح نشستن شتر، این رجز نیز نقل شده است:
بَرْكُ هُجُودٍ بِفَلَاةٍ قَفْرِ
أَحْمَى عَلَيْهَا الشَّمْسَ أَبْتُ الْحَرِّ
ترجمه: «شترانی آرامگرفته در بیابانی خشک و بیآبوعلف، که گرمای سخت و بیباد آفتاب بر آن افتاده است.»
در این شاهد، «بَرْك» به شترانی اشاره دارد که در بیابان نشستهاند. «هُجُود» نیز حالت آرامگرفتن و آرمیدن آنها را توصیف میکند.
ابن فارس این رجز را در نقل از کاربردهای عربی آورده، اما نام شاعر و زمان دقیق سرایش آن در همان گزارش روشن نیست. بنابراین، این بیت شاهدی ثبتشده در سنت لغوی کهن است؛ نه شعری که بتوان با اطمینان آن را به شاعری مشخص از دوران جاهلیت نسبت داد.
اهمیت آن در شناخت رفتار شناختهشده شتر و واژههای مربوط به آن است. شتر در جای خود نشسته و برقرار مانده است؛ هیچ معنای دینی یا الهیاتی درباره برکت در این توصیف وجود ندارد.
«بَرَاكَاءُ الْقِتَال»؛ پایداری در میدان نبرد
در شعری از بشر بن ابی خازم آمده است:
وَلَا يُنْجِي مِنَ الْغَمَرَاتِ إِلَّا
بَرَاكَاءُ الْقِتَالِ أَوِ الْفِرَارُ
ترجمه: «و از سختیهای فراگیر نبرد، چیزی جز پایداری در جنگ یا گریختن نجات نمیدهد.»
این بیت در دیوان بشر بن ابی خازم، مقاییس اللغة و خزانة الأدب نقل شده است. در توضیح لغوی آن، «براكاء القتال» به رویارویی سختی اشاره دارد که جنگجویان در آن جای خود را حفظ میکنند و به نبرد ادامه میدهند.
در اینجا، واژه دیگر درباره استراحت شتر نیست؛ سخن از ماندن و پایداری در میدان جنگ است.
این کاربرد نشان میدهد که از خانواده «ب ر ك»، صورتهایی برای برقرار ماندن در یک موقعیت نیز شناخته شدهاند.
اما خود واژه به معنای شجاعت، پیروزی یا فضیلت نیست. شاعر حتی دو راه متفاوت را در برابر هم قرار داده است: پایداری در جنگ یا گریختن. شرایط نبرد و رفتار جنگجویان، معنای اخلاقی و نتیجه کار را تعیین میکنند.
بنابراین، از این شاهد میتوان پیوند زبانشناختی با ثبات و ملازمت را شناخت، اما نمیتوان نتیجه گرفت که «برکت» در قرآن به معنای جنگیدن یا پایداری نظامی است.
ماندن بر یک کار
در منابع لغوی، تعبیر «بَرَكَ فُلَانٌ عَلَى الْأَمْرِ» درباره کسی آمده است که بر کاری مداومت میکند و آن را ادامه میدهد.
این کاربرد از نظر معنایی به شتر نشسته و جنگجویی که در جایگاهش میماند نزدیک است: در هر سه، نوعی ثبات یا ملازمت وجود دارد.
اما باید میان خودِ ماندن و خیر بودنِ آنچه باقی میماند تفاوت گذاشت.
ممکن است کسی در کاری سودمند مداومت کند و دیگری بر رفتاری زیانبار پافشاری ورزد. پایداری بهتنهایی نشاندهنده درستی یا نادرستی کار نیست.
ازاینرو، مفهوم «خیر» را نباید صرفا از نشستن و ماندن استخراج کرد. برکت در کاربرد دینی، افزون بر پایداری، با خیر و سودمندی ارتباط دارد.
کاربردهای دیگری که نباید با برکت الهی آمیخته شوند
در عربی کهن، «بِرْكَة» برای گودی نگهداری آب، «مَبْرَك» برای محل نشستن شتر و «البَرْك» برای بخش جلویی بدن آن آمده است. همچنین در بعضی منابع، «بركة» درباره شیردوشی در زمان مشخصی از روز ثبت شده و «ابترك السحاب» برای بارشی که بر یک جا مداومت میکند به کار رفته است.
این کاربردها به شناخت گستره خانواده کمک میکنند، ولی هیچیک بهتنهایی تعریف «برکت الهی» نیست.
آنچه برای فهم قرآن اهمیت دارد، این است که خیر و سودمندی میتواند با دوام، برقرار ماندن و فزونی ارتباط داشته باشد؛ اما از این رابطه نباید تصویر جسمانی ثابت یا یک نظریه قطعی درباره چگونگی عمل آن معبود یگانه ساخت.
۴. «بَارَكَ» و «بَرَكَات»؛ خیر در زمین، انسان و زندگی
برکتهای آسمان و زمین
اعراف ۷:۹۶
وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَىٰ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَٰكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ
ترجمه: «و اگر مردم آبادیها ایمان آورده و تقوا پیشه کرده بودند، بیگمان برکتهایی از آسمان و زمین بر آنان میگشودیم؛ ولی تکذیب کردند، پس آنان را به سبب آنچه به دست میآوردند گرفتار ساختیم.»
در این آیه، «بَرَكَاتٍ» جمع «برکت» است و به خیرهای متعددی اشاره دارد که از آسمان و زمین در اختیار مردم قرار میگیرند.
قرآن در اینجا برکت را با ایمان و تقوا مرتبط میکند. اما خود واژه «برکات» به معنای ایمان یا تقوا نیست؛ این دو شرط در ساختمان جمله آمدهاند.
همچنین تعبیر «مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ» سرچشمهها یا زمینههای بهرهمندی مردم را مشخص میکند.
از نظر مصداق، باران، رویش گیاهان، محصول زمین و دیگر امکانهای زندگی میتوانند نمونههایی از خیرهای آسمان و زمین باشند. اما نباید همه برکت آیه را تنها به افزایش بارندگی یا برداشت محصول محدود کرد.
از سوی دیگر، آیه نباید به فرمولی ساده تبدیل شود که بر اساس آن هر جامعه ثروتمند ضرورتا باایمان و باتقواست، یا هر جامعه فقیر حتما گرفتار عذاب الهی شده است.
آیه یک رابطه مشروط را درباره مردم مورد بحث بیان میکند؛ اما از خود واژه برکت نمیتوان علت تمام تفاوتهای اقتصادی، اقلیمی و تاریخی جوامع را استخراج کرد.
این احتیاط اهمیت دارد؛ زیرا ممکن است گروهی از مردم با وجود کوشش، درستکاری و تقوا، گرفتار خشکسالی، جنگ یا ستم دیگران شوند. قرآن در آیات دیگر از آزمونهای زندگی و تفاوت شرایط انسانها نیز سخن گفته است.
پس برکت الهی را نباید به نشانهای ساده برای داوری درباره شایستگی اخلاقی ثروتمندان و نیازمندان تبدیل کرد.
برکت بر نوح و گروههایی پس از او
هود ۱۱:۴۸
قِيلَ يَا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلَامٍ مِنَّا وَبَرَكَاتٍ عَلَيْكَ وَعَلَىٰ أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَكَ ۚ وَأُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ يَمَسُّهُمْ مِنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ
ترجمه: «گفته شد: ای نوح، با سلامتی و امنیتی از سوی ما و برکتهایی بر تو و بر امتهایی از همراهانت فرود آی؛ و امتهایی نیز خواهند بود که بهرهمندشان میسازیم، سپس عذابی دردناک از سوی ما به آنان میرسد.»
در این آیه، برکات در کنار سلام آمده است. این همراهی نشان میدهد که برکت با امنیت و سلامت ارتباط دارد، اما این دو عنوان یکسان نیستند.
سلامت و امنیت، وضعیت رهایی از آسیب را بیان میکنند؛ برکات به خیرهایی مربوطاند که بر نوح و گروههایی از همراهان او قرار میگیرند.
نکته مهم دیگر، پایان آیه است. قرآن در همان جمله از امتهای دیگری سخن میگوید که از بهرهمندی دنیوی برخوردار میشوند، ولی سرانجام به عذاب گرفتار خواهند شد.
بنابراین، بهرهمندی دنیوی و برکت مورد ستایش قرآن را نباید بیدلیل یکسان دانست.
همچنین نمیتوان از برکت بر نوح و گروههایی از همراهان او نتیجه گرفت که تمام نسلهای بعدی آنان، صرفا به سبب نسب، از داوری اخلاقی مستقل معافاند. خود آیه میان گروههایی با سرنوشت متفاوت فرق گذاشته است.
برکت بر خاندان ابراهیم
هود ۱۱:۷۳
قَالُوا أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ ۖ رَحْمَتُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ ۚ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ
ترجمه: «گفتند: آیا از فرمان آن معبود یگانه شگفتی میکنی؟ رحمت آن معبود یگانه و برکتهای او بر شما، اهل این خانه، باد. بیگمان او ستوده و باشکوه است.»
در این آیه، «بَرَكَاتُهُ» جمع برکت همراه با ضمیر «ه» است؛ یعنی برکتهای او.
این برکتها در کنار رحمت آمدهاند و به خاندان مورد خطاب نسبت داده شدهاند.
«رحمت» و «برکت» دو واژه نزدیکاند، اما قرآن آنها را با دو اسم مستقل بیان کرده است. بنابراین، در ترجمه نباید یکی را حذف کرد یا هر دو را به یک واژه عمومی مانند «خوشبختی» فروکاست.
رحمت میتواند با لطف و مهربانی الهی ارتباط داشته باشد و برکت با خیر و سودمندیای که از سوی او برقرار میشود. این تفاوت از مجموعه کاربردها قابل بررسی است، هرچند دو مفهوم میتوانند در آثار و مصداقهایشان همپوشانی داشته باشند.
از سوی دیگر، برکت بر اهل یک خانه به معنای آن نیست که هر فردی که در آینده از نظر نسبی با آنان ارتباط پیدا کند، ضرورتا درستکار خواهد بود.
قرآن این مرز را در آیه دیگری درباره ابراهیم و اسحاق صریحتر بیان میکند.
برکت بر ابراهیم و اسحاق، بدون تضمین نیکوکاری همه فرزندان
صافات ۳۷:۱۱۳
وَبَارَكْنَا عَلَيْهِ وَعَلَىٰ إِسْحَاقَ ۚ وَمِنْ ذُرِّيَّتِهِمَا مُحْسِنٌ وَظَالِمٌ لِنَفْسِهِ مُبِينٌ
ترجمه: «و بر او و بر اسحاق برکت نهادیم؛ و از نسل آن دو، برخی نیکوکارند و برخی آشکارا بر خود ستم میکنند.»
این آیه از روشنترین شواهد قرآنی برای شناخت حدود برکت است.
آن معبود یگانه از برکت بخشیدن بر ابراهیم و اسحاق سخن میگوید، اما بلافاصله بیان میکند که در نسل آن دو هم نیکوکار وجود دارد و هم کسی که آشکارا بر خود ستم میکند.
پس برکت بر دو پیامبر، ضمانت بیقیدوشرط نیکوکاری تمام فرزندان و نسلهای بعدی آنان نیست.
از نظر لغوی، «بَارَكْنَا عَلَيْهِ» برکت بخشیدن را بیان میکند. موضوع نیکوکاری یا ستمگری افراد نسل از جمله مستقل بعد به دست میآید.
این تفاوت مانع آن میشود که مفهوم برکت به یک امتیاز موروثی و تغییرناپذیر تبدیل شود.
همچنین نمیتوان از این آیه نتیجه گرفت که برکت الهی بیاثر بوده است؛ بلکه آیه خود نشان میدهد که وجود برکت و مسئولیت اخلاقی انسانها دو موضوع متفاوتاند.
۵. «بَارَكْنَا فِيهَا»؛ برکت زمین و جایگاههای مشخص
زمین مبارک در داستان ابراهیم و لوط
انبیاء ۲۱:۷۱
وَنَجَّيْنَاهُ وَلُوطًا إِلَى الْأَرْضِ الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا لِلْعَالَمِينَ
ترجمه: «و او و لوط را به سوی سرزمینی که در آن برای جهانیان برکت نهاده بودیم نجات دادیم.»
در این آیه، «بَارَكْنَا» فعل ماضی از باب مفاعله است و آن معبود یگانه فاعل آن است. عبارت «فِيهَا» به سرزمین بازمیگردد و «لِلْعَالَمِينَ» گستره بهرهمندی از آن خیر را بیان میکند.
در منابع تاریخی و تفسیری، این سرزمین بیشتر با ناحیه شام و فلسطین شناخته شده است؛ جایی که ابراهیم و لوط به سوی آن مهاجرت کردند.
اما نام جغرافیایی سرزمین، جزء معنای خود ریشه «ب ر ك» نیست. واژه برکت به خیر و سودمندی مربوط است؛ تعیین محل از داستان و شواهد تاریخی به دست میآید.
همچنین آیه از برکت این سرزمین «برای جهانیان» سخن میگوید، نه از امتیازی که تنها یک قوم بتواند بهصورت انحصاری از آن بهرهمند شود.
از این برکت نیز نمیتوان بهتنهایی مالکیت سیاسی همیشگی یک قوم، حق ستم بر ساکنان دیگر یا مصونیت اخلاقی مردمان آن سرزمین را نتیجه گرفت. چنین ادعاهایی از معنای «بارکنا» به دست نمیآیند.
در انبیاء ۲۱:۸۱ نیز همین تعبیر درباره سرزمینی آمده که باد به فرمان سلیمان به سوی آن روان میشد.
این کاربردها نشان میدهند که برکت سرزمین در قرآن، وصفی واقعی و معنادار است؛ اما نه نام قوم مالک آن در خود واژه وجود دارد و نه کیفیت تمام بهرهمندیهای آن از ریشه بهتنهایی روشن میشود. در اعراف ۷:۱۳۷ نیز از مشرقها و مغربهای سرزمینِ برکتیافته در سیاقِ وارث ساختنِ مردمِ بهضعفکشیدهشده و پایداری آنان سخن رفته است؛ وصفِ برکت را باید از این رخدادها و اوصافِ جداگانه تمیز داد.
پیرامون مسجدالاقصی
اسراء ۱۷:۱
سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَىٰ بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا ۚ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ
ترجمه: «منزه است آنکه بندهاش را شبانه از مسجدالحرام به مسجدالاقصی برد؛ همان که پیرامونش را برکت بخشیدهایم، تا برخی از نشانههای خود را به او نشان دهیم. بیگمان او همان شنوای بیناست.»
در این آیه، «بَارَكْنَا» با «حَوْلَهُ» همراه شده است.
این تفاوت با «بَارَكْنَا فِيهَا» اهمیت دارد. در آیات مربوط به زمین مبارک، برکت در سرزمین بیان شده؛ اما در اسراء ۱۷:۱، آنچه بهصراحت متعلق فعل است، پیرامون مسجدالاقصی است.
پس در ترجمه مستقیم، «پیرامونش را برکت بخشیدهایم» دقیقتر از آن است که «حوله» حذف شود و فقط گفته شود «مسجد مبارک».
این تفاوت نحوی، وجود خیر یا حرمت دیگر برای مسجد را نفی نمیکند؛ بلکه همان چیزی را که این جمله بهصراحت بیان کرده حفظ میکند.
همچنین از برکت پیرامون مسجدالاقصی نمیتوان نتیجه گرفت که انسانها در آن ناحیه امکان ستم، جنگ یا فساد ندارند. برکت یک سرزمین بهخودیخود تمام رفتارهای ساکنان آن را درست نمیسازد.
سرزمینهای آباد و راههای امن
در سبأ ۳۴:۱۸، قرآن از آبادیهایی سخن میگوید که میان قوم سبأ و آبادیهای برکتیافته قرار داشتند. در همان آیه، فاصله راهها و امکان سفر امن در شب و روز مطرح شده است.
این کاربرد نشان میدهد که برکت یک سرزمین میتواند با منافع زندگی مردم، آبادی و ارتباط میان مناطق همراه باشد.
اما از این همراهی نباید نتیجه گرفت که خود «برکت» در لغت به معنای امنیت راه، شبکه حملونقل یا آبادانی شهری است.
اینها ویژگیهاییاند که در سیاق مستقل آیه بیان شدهاند.
به همین ترتیب، نمیتوان از این آیه یک نقشه قطعی درباره تمام شهرها و مسیرهای تاریخی ساخت، مگر آنکه شواهد جغرافیایی مستقل وجود داشته باشد.
برکت زمین در کنار روزیهای آن
فصلت ۴۱:۱۰
وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ مِنْ فَوْقِهَا وَبَارَكَ فِيهَا وَقَدَّرَ فِيهَا أَقْوَاتَهَا فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَوَاءً لِلسَّائِلِينَ
ترجمه: «و در آن کوههای استوار از فرازش قرار داد و در آن برکت نهاد و روزیهایش را در چهار روز اندازهگذاری کرد؛ بهگونهای برابر برای پرسشگران.»
در این آیه، سه فعل در کنار یکدیگر آمدهاند: قرار دادن کوهها، برکت بخشیدن به زمین و اندازهگذاری روزیهای آن.
همراهی برکت با «أَقْوَاتَهَا» اهمیت دارد؛ زیرا خوراک و روزی موجودات از مصداقهای روشن خیر موجود در زمیناند.
اما «قوت» و «برکت» دو واژه متفاوتاند. از خود «بارک» نمیتوان معنای اندازهگذاری، کوه یا خوراک را استخراج کرد.
برکت زمین میتواند با قابلیتهای سودمند و امکانهای زندگی پیوند داشته باشد؛ ولی تعیین تعداد روزها و چگونگی آفرینش از دیگر بخشهای آیه فهمیده میشود.
برکت در صحنه ندای موسی؛ «بُورِكَ»
نمل ۲۷:۸
فَلَمَّا جَاءَهَا نُودِيَ أَنْ بُورِكَ مَنْ فِي النَّارِ وَمَنْ حَوْلَهَا وَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ
ترجمه: «پس هنگامی که به آن رسید، ندا داده شد که برکت داده شد به آنکه در آتش است و آنکه پیرامون آن است؛ و منزه است آن معبود یگانه، پروردگار جهانیان.»
«بُورِكَ» در این آیه فعل ماضی مجهول از باب مفاعله است. این تنها کاربرد مجهول این باب در خانواده قرآنی «ب ر ك» است.
از نظر ساختمان جمله، کسانی که برکت به آنان نسبت داده شده با عبارتهای «مَنْ فِي النَّارِ» و «مَنْ حَوْلَهَا» معرفی شدهاند.
اما هویت دقیق مرجع «مَنْ فِي النَّارِ» در تفسیرهای کهن محل اختلاف بوده است.
طبری چند توضیح را گزارش میکند: برخی آتش را در این صحنه با نور مرتبط دانستهاند و دربارهٔ فرشتگان و موسی و نسبتشان با آتش و پیرامون آن توضیحهای متفاوتی آوردهاند. در کشافِ زمخشری نیز برکتِ جایگاه و رخدادِ آن با تکلیم موسی پیوند داده شده است.
خود واژه «بُورِكَ» به معنای جسمانی بودن آن معبود یگانه در درون آتش نیست. این فعل از برکت بخشیدن سخن میگوید؛ هویت کسانی که در عبارت معرفی شدهاند، مسئلهای جداگانه است.
از سوی دیگر، نباید صرف دشواری تفسیر عبارت را بهانهای برای حذف «مَنْ فِي النَّارِ» از ترجمه ساخت.
معنای مستقیم جمله باید حفظ شود و اختلاف درباره مرجع آن با بررسی سیاق، از جمله نمل ۲۷:۷، نمل ۲۷:۸ و نمل ۲۷:۹، جداگانه سنجیده شود.
در این کاربرد نیز معنای خیر و برکت برقرار است؛ اما کیفیت صحنه و هویت اشخاص را خود ریشه تعیین نمیکند.
۶. «مُبَارَك» و «مُبَارَكَة»؛ خیر در انسان، کتاب، زمان و چیزهای دیگر
«مُبَارَك» و «مُبَارَكَة» از صورتهای مهم این خانوادهاند.
از نظر صرفی، اینها وصفهای مفعولی باب مفاعله هستند. در کاربرد قرآنی، به شخص یا چیزی اشاره میکنند که از برکت برخوردار است یا خیر و سودمندی در آن قرار داده شده است.
اما اسم مفعول بهتنهایی کیفیت آن خیر را تعیین نمیکند. برای فهمیدن اینکه چه چیزی مبارک است و چگونه سود میرساند، باید متعلق وصف و سیاق آیه بررسی شود.
خانهای مبارک و هدایت برای جهانیان
آل عمران ۳:۹۶
إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِلْعَالَمِينَ
ترجمه: «بیگمان نخستین خانهای که برای مردم قرار داده شد، همان است که در بکه است؛ مبارک و مایه هدایت برای جهانیان.»
در این آیه، «مُبَارَكًا» وصف خانه مورد اشاره است.
در کنار آن، «هُدًى لِلْعَالَمِينَ» آمده است. این همراهی نشان میدهد که برکت خانه، در سیاقی قرار دارد که هدایت مردم نیز از مقاصد برجسته آن است.
اما «مبارک» و «هدی» از نظر لغوی یکسان نیستند. قرآن هر دو را جداگانه بیان کرده است.
از این آیه نمیتوان نتیجه گرفت که برکت خانه تنها به محصول زمین یا ثروت اقتصادی مربوط است. همچنین نمیتوان برکت آن را به نیرویی جسمانی تبدیل کرد که صرف تماس با بنا، بدون توجه به عبادت و رفتار انسان، نتیجه اخلاقی معینی ایجاد کند.
این آیه برکت را در کنار جایگاه خانه برای مردم و هدایت جهانیان مطرح میکند؛ جزئیات مناسک و آثار آن باید از آیات مربوط به همان موضوع بررسی شوند.
عیسی؛ انسانی مبارک
مریم ۱۹:۳۱
وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنْتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا
ترجمه: «و مرا هرجا که باشم مبارک قرار داده و تا زمانی که زندهام مرا به صلات و زکات سفارش کرده است.»
در این آیه، عیسی از مبارک قرار داده شدن خویش سخن میگوید.
تعبیر «أَيْنَ مَا كُنْتُ» نشان میدهد که برکت او در این بیان، به حضور در یک مکان خاص محدود نیست.
مجاهد، از مفسران نخستین، «مبارکا» را در این آیه به «نَفَّاعًا»، یعنی بسیار سودرسان، توضیح داده است. طبری این گزارش را در کنار توضیحهای دیگر نقل میکند.
این تفسیر با معنای خیر سودمند تناسب دارد. انسانی مبارک میتواند با هدایت، دانش، رفتار شایسته و یاری دیگران منشأ خیر باشد.
اما «مبارک» را نباید در لغت فقط به «معلم» یا «شفادهنده» معنا کرد. اینها میتوانند از مصداقهای برکت در زندگی عیسی باشند، ولی خود وصف دامنه گستردهتری دارد.
همچنین آیه نمیگوید عیسی برکت را مستقل از آن معبود یگانه در اختیار گرفته است. فعل «جَعَلَنِي» روشن میکند که مبارک قرار داده شدن او به آن معبود یگانه نسبت داده میشود.
از این رو، میان مبارک بودن یک انسان و تبارک درباره آن معبود یگانه تفاوت وجود دارد. انسان از برکت برخوردار میشود و میتواند برای دیگران سودمند باشد؛ اما سرچشمه این خیر در آیه آن معبود یگانه است.
کتاب مبارک؛ برکت در هدایت و تدبر
ص ۳۸:۲۹
كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ
ترجمه: «کتابی است که آن را بر تو نازل کردیم؛ مبارک است، تا در آیاتش تدبر کنند و خردمندان یادآور شوند.»
در این آیه، «مُبَارَكٌ» وصف کتاب است و پس از آن، دو مقصد بیان شدهاند: تدبر در آیات و یادآوری صاحبان خرد.
بنابراین، برکت کتاب در سیاقی قرار گرفته که فهمیدن، اندیشیدن و بهرهمندی از هدایت آن نقش اصلی دارد.
در انعام ۶:۹۲، قرآن نیز کتاب نازلشده را مبارک و تصدیقکننده آنچه پیش از آن است معرفی میکند.
در انعام ۶:۱۵۵، پس از مبارک خواندن کتاب، فرمان پیروی از آن و تقوا آمده است.
در انبیاء ۲۱:۵۰ نیز «ذکر» نازلشده، مبارک نامیده شده است.
از کنار هم قرار گرفتن این آیات، روشن میشود که برکت کتاب تنها یک وصف تشریفاتی و جدا از محتوای آن نیست. کتاب از آن رو در زندگی انسان سودمند است که پیام و هدایتش میتواند شناخته و به کار گرفته شود.
بااینحال، خود واژه «مبارک» را نمیتوان به «کتابی که باید تدبر شود» تعریف کرد. تدبر از عبارت مستقل ص ۳۸:۲۹ به دست میآید.
همچنین از مبارک بودن کتاب نمیتوان بدون شاهد قرآنی نتیجه گرفت که نگهداری نسخه مادی آن در هر مکان، تکرار بیفهم الفاظ یا استفاده از آن مانند یک شیء جادویی، ضرورتا آثار معینی در ثروت، سلامت یا رفع مشکلات ایجاد میکند.
آیات یادشده، برکت کتاب را در پیوند با وحی، هدایت، تدبر، پیروی و تقوا مطرح میکنند.
آب مبارک؛ خیر محسوس و رویش زندگی
ق ۵۰:۹
وَنَزَّلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً مُبَارَكًا فَأَنْبَتْنَا بِهِ جَنَّاتٍ وَحَبَّ الْحَصِيدِ
ترجمه: «و از آسمان آبی مبارک فرو فرستادیم؛ پس بهوسیله آن باغها و دانههای کشتِ برداشتنی را رویاندیم.»
در این آیه، «مُبَارَكًا» وصف آب است.
برخلاف مواردی که آثار برکت بهصورت گسترده بیان میشوند، در اینجا نمونههای محسوس خیر نیز بلافاصله آمدهاند: رویش باغها و دانههای کشت.
پس برکت آب با قابلیت آن برای پرورش گیاه و فراهم شدن روزی ارتباط دارد.
اما نباید نتیجه گرفت که خود «مبارک» در لغت به معنای باران، آب پاک یا کود طبیعی است. این واژه وصف خیر موجود در آب مورد اشاره است؛ کاربرد و اثر آن از جمله بعد شناخته میشود.
از سوی دیگر، این آیه دلالت نمیکند که هر بارانی، در هر زمان و با هر مقدار، برای همه انسانها سودمند است. بارندگی ممکن است در بعضی شرایط به سیل و زیان نیز بینجامد.
آیه از آبی سخن میگوید که آن معبود یگانه آن را مبارک معرفی کرده و رویش باغها و محصول را از آثارش بیان کرده است. این بیان نباید به یک حکم مطلق درباره تمام رخدادهای جوی تبدیل شود.
فرود آمدن در جایگاهی مبارک
در مؤمنون ۲۳:۲۹، دعای فرود آمدن در «مُنْزَلًا مُبَارَكًا» آمده است.
در این ترکیب، «منزل» محل یا وضعیت فرود آمدن را بیان میکند و «مبارک» وصف آن است.
از نظر لغوی، درخواست منزل مبارک، درخواست فرود آمدن در جایگاهی همراه با خیر است.
اما نباید «مبارک» را به «خانه بزرگ»، «زمین پرآب» یا «مکانی با امنیت دائمی» تبدیل کرد. چنین ویژگیهایی ممکن است در مصداق مناسب وجود داشته باشند، ولی همه آنها اجزای معنای خود واژه نیستند.
درخت مبارک در تمثیل نور
در نور ۲۴:۳۵، قرآن در تمثیل نور از «شَجَرَةٍ مُبَارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ» سخن میگوید.
در این عبارت، «مبارکة» وصف درخت و «زیتونة» نام نوع آن است.
درخت زیتون میتواند از نظر میوه، روغن و دیگر منافعش برای انسان سودمند باشد. در سیاق آیه نیز روغن آن در تصویر نور و چراغ نقش دارد.
اما نباید برکت درخت را به این ادعا محدود کرد که هر درخت زیتون در همه شرایط، قدرتی خارقالعاده یا ویژگی درمانی یکسانی دارد.
همچنین از خود واژه «مبارکة» نمیتوان نتیجه گرفت که درخت مورد بحث حتما به یک شخص یا مکان تاریخی مشخص تعلق داشته است.
آیه از درخت در ساخت یک تمثیل بهره میگیرد. معنای جسمانی و شناختهشده زیتون حفظ میشود، اما جایگاه آن در تمثیل نیز باید با دیگر اجزای آیه بررسی گردد.
بقعه مبارک در ندای موسی
در قصص ۲۸:۳۰، «الْبُقْعَةِ الْمُبَارَكَةِ» در صحنه ندا به موسی آمده است.
«بقعه» به جایگاه یا قطعهای از زمین اشاره دارد و «مبارکة» وصف آن است.
در اینجا، برکت مکان با رخداد مهمی در داستان موسی ارتباط دارد. اما «مبارک» بهخودیخود به معنای درخت، آتش یا ندا نیست؛ این عناصر در جملههای مستقل معرفی شدهاند.
همچنین نمیتوان از وصف مبارک، تمام جزئیات جغرافیایی یا کیفیت فیزیکی تجلی و ندا را استخراج کرد.
مکان در سیاق داستان جایگاهی ویژه دارد، ولی معنای لغوی برکت همان خیر و سودمندی است.
شب مبارک
دخان ۴۴:۳
إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُبَارَكَةٍ ۚ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ
ترجمه: «بیگمان آن را در شبی مبارک نازل کردیم؛ بیگمان ما هشداردهنده بودهایم.»
در این آیه، «مُبَارَكَةٍ» وصف «لَيْلَةٍ» است.
پس برکت میتواند به زمان نیز نسبت داده شود. اما خود واژه، نام ماه یا تاریخ مشخص آن شب را تعیین نمیکند.
برای شناسایی شب باید آیات دیگر مربوط به نزول قرآن، از جمله بقره ۲:۱۸۵ و قدر ۹۷:۱، بررسی شوند.
در اینجا نیز نباید معنای «مبارک» را به یک عدد خاص از پاداش، یک عمل آیینی مشخص یا آثار تضمینشده هر رفتار در آن شب تبدیل کرد، مگر اینکه برای همان ادعا دلیل مستقل وجود داشته باشد.
تحیتی مبارک
در نور ۲۴:۶۱، قرآن از تحیتی «مُبَارَكَةً طَيِّبَةً» سخن میگوید که هنگام ورود به خانهها بیان میشود.
این کاربرد اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا برکت در آن نه به مادهای جسمانی، بلکه به یک رفتار زبانی و اجتماعی نسبت داده شده است.
تحیت و سلام میتوانند وسیله خیرخواهی، احترام و رابطه نیک میان انسانها باشند.
بااینحال، «مبارکة» و «طیبة» دو وصف مستقلاند. اولی به برخورداری از خیر و برکت اشاره دارد و دومی به پاکیزگی و پسندیدگی.
همچنین خود واژه «مبارکة» نام یک عبارت ثابت را تعیین نمیکند. صورت و آداب سلام باید از مجموع آیات مربوط به تحیت و سلام بررسی شوند.
در نتیجه، برکت در قرآن محدود به چیزهای مادی نیست؛ میتواند با سخن و رفتار نیک انسان نیز ارتباط داشته باشد.
۷. «تَبَارَكَ»؛ برکت، بزرگی و ستایش آن معبود یگانه
مهمترین تفاوت در خانواده قرآنی «ب ر ك»، میان «بَارَكَ» و «تَبَارَكَ» است.
در فعل «بَارَكَ»، آن معبود یگانه برکت را در چیزی قرار میدهد یا بر کسی میبخشد. در چنین ساختی، میان بخشنده برکت و دریافتکننده آن تفاوت وجود دارد.
اما «تَبَارَكَ» در قرآن بهصورت تعبیر ستایش و بزرگداشت آمده است. این فعل به خیر فراوان، شکوه و بلندی جایگاه آن معبود یگانه اشاره میکند.
ابن فارس گزارش میکند که «تَبَارَكَ اللَّهُ» در زبان لغویان با تعظیم و تجلیل توضیح داده شده و به «تَعَالَى اللَّهُ» نیز تفسیر شده است. راغب اصفهانی، در مقابل، پیوند آن با سرچشمه بودن آن معبود یگانه برای خیرها و نعمتها را برجسته میکند.
این دو توضیح میتوانند مکمل یکدیگر باشند.
بزرگداشت آن معبود یگانه در «تبارک» با خیر و برکت او ارتباط دارد، اما معنای عبارت نباید صرفا به افزایش یافتن چیزی در وجود آن معبود یگانه فروکاسته شود.
«تَبَارَكَ» با «بَارَكَ» یکسان نیست
از نظر صرفی، «تَبَارَكَ» بر وزن «تَفَاعَلَ» است.
این وزن در بعضی افعال عربی میتواند مشارکت دو طرف را بیان کند، اما در همه کاربردها چنین معنایی ندارد. وزن تفاعل برای معانی دیگری، از جمله اظهار یک ویژگی یا تاکید و مبالغه نیز به کار میرود.
بنابراین، نمیتوان تنها از صورت صرفی «تبارک» نتیجه گرفت که آن معبود یگانه از موجود دیگری برکت دریافت میکند یا میان او و مخلوقات، برکت به شکل متقابل مبادله میشود.
در قرآن، «تبارک» در مقام ستایش آن معبود یگانه و نام او آمده است.
این کاربرد با وصف «مبارک» برای مخلوقات تفاوت دارد. آن معبود یگانه میتواند انسانی یا زمینی را مبارک قرار دهد؛ اما هنگامی که «تبارک» درباره آن معبود یگانه آمده، سخن از بزرگی و خیر فراوانی است که به او نسبت داده میشود.
این تفاوت را میتوان از خود کاربردهای قرآن شناخت، بیآنکه برای آن یک نظریه فلسفی درباره چگونگی ذات آن معبود یگانه ساخته شود.
«تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ»؛ بزرگداشت در کنار وحی
فرقان ۲۵:۱
تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَىٰ عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا
ترجمه: «بزرگ و پربرکت است آنکه فرقان را بر بندهاش فرو فرستاد تا برای جهانیان هشداردهنده باشد.»
در این آیه، «تَبَارَكَ» در آغاز سوره آمده است.
پس از آن، آن معبود یگانه با عمل فرو فرستادن فرقان معرفی میشود. بنابراین، بزرگداشت او در سیاق وحی، هدایت و هشدار به جهانیان قرار گرفته است.
از نظر لغوی، «تبارک» خود به معنای نازل کردن کتاب یا هشدار دادن نیست. این دو مفهوم از فعل «نَزَّلَ» و عبارت «لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا» به دست میآیند.
اما پیوند آنها در جمله نشان میدهد که نزول فرقان از زمینههایی است که آن معبود یگانه در آن ستایش میشود.
این ارتباط با مبارک خوانده شدن خود کتاب در انعام ۶:۹۲ و ص ۳۸:۲۹ نیز هماهنگ است.
آن معبود یگانه تبارک خوانده میشود و کتابی که از سوی او فرستاده شده مبارک است. اما این دو وصف در یک سطح نیستند: یکی ستایش آن معبود یگانه و دیگری وصف کتابی است که از خیر و هدایت برخوردار است.
آفرینش و ستایش آن معبود یگانه
در مؤمنون ۲۳:۱۴، پس از بیان مراحل آفرینش انسان، جمله «فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ» آمده است.
در این ساخت، «تبارک» با آفرینندگی آن معبود یگانه همراه شده است.
در اعراف ۷:۵۴، پس از بیان آفرینش آسمانها و زمین، تدبیر جهان و تعلق خلق و امر به آن معبود یگانه، همین فعل برای بزرگداشت پروردگار جهانیان آمده است.
در غافر ۴۰:۶۴ نیز پس از سخن از زمین، آسمان، صورتبخشی انسان و روزیهای پاکیزه، عبارت «فَتَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ» قرار دارد.
این کاربردها یک ویژگی مشترک دارند: «تبارک» در مقام ستایش آن معبود یگانه پس از یادآوری افعال و نعمتهای او آمده است.
اما خود فعل را نمیتوان به «آفرید» یا «روزی داد» ترجمه کرد. آن معبود یگانه به سبب آنچه در آیه بیان شده ستوده میشود، ولی معنای هر فعل باید مستقل باقی بماند.
در فرقان ۲۵:۱۰ نیز «تبارک» در سیاق توان آن معبود یگانه برای فراهم کردن خیر و امکانات بهتر آمده است.
در فرقان ۲۵:۶۱، این تعبیر پس از آن با قرار دادن برجهای آسمان، چراغ و ماه نورافشان ارتباط یافته است.
پس در این سوره، برکت و بزرگی آن معبود یگانه در کنار وحی، توانایی بخشیدن و نظام آسمان مطرح شده است.
فرمانروایی و قدرت
ملک ۶۷:۱
تَبَارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
ترجمه: «بزرگ و پربرکت است آنکه فرمانروایی در دست اوست و او بر هر چیزی تواناست.»
در این آیه، «تبارک» با فرمانروایی و توانایی آن معبود یگانه همراه شده است.
تعبیر «بِيَدِهِ الْمُلْكُ» در زبان قرآن، فرمانروایی و اختیار را به آن معبود یگانه نسبت میدهد. اما این عبارت نباید به معنای آن باشد که خود ریشه «ب ر ك» بر مالکیت یا قدرت دلالت دارد.
«ملک» از خانوادهای مستقل است و «قدیر» نیز از ریشه دیگری میآید.
در زُخرف ۴۳:۸۵، همین بزرگداشت در کنار فرمانروایی آسمانها و زمین، علم قیامت و بازگشت انسانها به سوی آن معبود یگانه آمده است.
این کاربردها نشان میدهند که تبارک، تعبیر ستایش آن معبود یگانه است و در سیاقهای گوناگون با ویژگیها و افعال او ارتباط پیدا میکند.
اما نباید تمام این ویژگیها را بهعنوان اجزای ثابت معنای لغوی «تبارک» معرفی کرد.
«تَبَارَكَ اسْمُ رَبِّكَ»؛ برکت نام پروردگار
الرحمن ۵۵:۷۸
تَبَارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ
ترجمه: «والا و پربرکت است نام پروردگارت، صاحب شکوه و بزرگواری.»
این آیه از نظر ساختمان نحوی با بسیاری از موارد دیگر تفاوت دارد.
در آیات دیگر، «تبارک» درباره آن معبود یگانه با تعبیرهایی مانند «تبارک الله» یا «تبارک الذي» آمده است.
اما در این آیه، فاعل فعل «تَبَارَكَ»، «اسْمُ رَبِّكَ» است.
بنابراین، نباید در تحلیل صرفی ادعا کرد که فاعل نحوی تمام نه کاربرد «تبارک» مستقیما اسم «الله» یا ضمیر اشارهکننده به آن معبود یگانه است.
در اینجا، نام پروردگار ستوده و پربرکت معرفی شده است.
طبری در تفسیر این آیه، برکت نام را به برکت یاد و ذکر پروردگار توضیح میدهد. ابن عاشور نیز آن را در مقام ستایش و بزرگداشت آن معبود یگانه در پایان سوره بررسی میکند.
این توضیح نشان میدهد که برکت میتواند در نسبت با نام و یاد آن معبود یگانه نیز مطرح شود.
اما از این آیه نمیتوان نتیجه گرفت که الفاظ نام آن معبود یگانه، مستقل از او، موجوداتی دارای قدرت جداگانهاند.
از سوی دیگر، نباید برکت نام پروردگار را چنان انتزاعی معنا کرد که خودِ نام و یاد کردن از آن معبود یگانه در آیه بیاهمیت شود.
قرآن نام پروردگار را آشکارا ذکر کرده است. نسبت آن با ستایش، یادکرد و جایگاه صاحب نام میتواند بررسی شود، اما هیچیک از این توضیحها مجوز حذف «اسم» از ترجمه پایه نیست.
حاصل بررسی نه کاربرد «تبارک»
نه کاربرد این فعل در اعراف ۷:۵۴، مؤمنون ۲۳:۱۴، فرقان ۲۵:۱، فرقان ۲۵:۱۰، فرقان ۲۵:۶۱، غافر ۴۰:۶۴، زخرف ۴۳:۸۵، الرحمن ۵۵:۷۸ و ملک ۶۷:۱ آمدهاند.
در همه آنها، سخن در مقام ستایش آن معبود یگانه یا نام پروردگار است.
بااینحال، از اینکه «تبارک» تنها در این کاربردها آمده، نباید بیدلیل یک قاعده تاریخی درباره تمام استعمالهای ممکن زبان عربی ساخت. آنچه از قرآن ثابت است، شیوه بهکارگیری همین فعل در متن آن است.
تفاوت اصلی چنین است: آن معبود یگانه برکت میبخشد؛ مخلوق میتواند مبارک شود؛ و «تبارک» در قرآن تعبیر ستایش و بزرگداشت آن معبود یگانه و نام اوست.
۹. تفاوت برکت الهی با طلب برکت و تبرکجویی
در زبان عربی، «تَبْرِيك» برای دعا و درخواست برکت ثبت شده است. برای نمونه، در تعبیر «بارك الله عليك»، شخص برای دیگری از آن معبود یگانه برکت میخواهد.
در لسان العرب، این کاربرد از «بَارَكَ» گزارش شده و «تَبَرَّكَ» نیز در بعضی کاربردهای زبان عربی با جستن خیر و برکت از چیزی ارتباط یافته است.
اما در قرآن، صورت «تَبَرَّكَ» به معنای برکتجویی انسان از یک شیء یا شخص نیامده است. آنچه آمده، «تَبَارَكَ» در مقام بزرگداشت آن معبود یگانه است.
این تفاوت صرفی و معنایی باید حفظ شود.
از طرف دیگر، وجود یک واژه در زبان عربی برای برکتجویی، بهتنهایی مجوز آن نیست که همه رفتارهای متأخر درباره لمس اشیا، طلب برکت از اشخاص یا استفاده از مکانها به همان معنا، فرمان قرآنی شناخته شوند.
برای چنین داوریای باید شواهد مستقل قرآن بررسی شوند.
همچنین نباید از نبود فعل «تبرک» در قرآن نتیجه گرفت که هیچ انسانی حق ندارد برای دیگری دعای خیر و برکت کند. خود قرآن در هود ۱۱:۷۳ از برکتهای الهی بر اهل خانه سخن میگوید و در نور ۲۴:۶۱ تحیت مبارک را مطرح میکند.
بنابراین، سه امر متفاوتاند: برکت بخشیدن از سوی آن معبود یگانه، درخواست خیر و برکت برای دیگری، و نسبت دادن اثر مستقلی به یک شیء یا شخص بدون پشتوانه روشن.
این تمایز برای فهم توحیدی برکت اهمیت دارد، ولی خود ریشه بهتنهایی تمام احکام مربوط به دعا و رفتارهای آیینی را تعیین نمیکند.
۱۰. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
در فارسی، «برکت»، «مبارک» و «برکت بخشیدن» واژههایی شناختهشدهاند و در بیشتر موارد نیازی به ساختن معادل تازه برای آنها نیست.
برای «بَرَكَات»، معادل «برکتها» مناسب است. در اعراف ۷:۹۶، تعبیر «برکتهایی از آسمان و زمین» گستره خیر را حفظ میکند، بیآنکه آن را به باران یا محصول معینی محدود سازد.
برای «بَارَكْنَا»، «برکت بخشیدیم» یا «برکت نهادیم» قابل استفاده است. انتخاب حرف اضافه باید از ساخت خود آیه پیروی کند. در انبیاء ۲۱:۷۱، «در آن برکت نهادیم»؛ در اسراء ۱۷:۱، «پیرامونش را برکت بخشیدیم»؛ و در صافات ۳۷:۱۱۳، «بر او و بر اسحاق برکت نهادیم» مناسباند.
برای «بُورِكَ» در نمل ۲۷:۸، مجهول بودن فعل باید محفوظ بماند. «برکت داده شد» یا «برکت یافته است» از نظر ساختمان مناسبتر از افزودن یک فاعل نامبردهنشده است. ابهام درباره مرجع «من في النار» در توضیح بررسی شود، نه با تغییر خودسرانه متن ترجمه.
برای «مُبَارَك» و «مُبَارَكَة»، معادل «مبارک» روشن و طبیعی است. در مریم ۱۹:۳۱، «مرا مبارک قرار داده»؛ در ق ۵۰:۹، «آبی مبارک»؛ و در دخان ۴۴:۳، «شبی مبارک» با ساختمان عربی سازگارند.
اما درباره «تَبَارَكَ» احتیاط بیشتری لازم است.
ترجمه «برکت یافت» درباره آن معبود یگانه ممکن است این تصور را ایجاد کند که او از موجودی دیگر برکت دریافت کرده است.
ترجمه «برکت داد» نیز آن را با «بارک» یکسان میسازد و معنای ستایش و بزرگداشت را کمرنگ میکند.
«پربرکت است» در فارسی شناختهشده است و با معنای خیر فراوان ارتباط دارد؛ اما برای رساندن جهت بزرگداشت، در بعضی سیاقها «بزرگ و پربرکت است» یا «والا و پربرکت است» روشنتر خواهد بود.
پیشنهاد اصلی برای فرقان چنین است:
«تَبَارَكَ»: «بزرگ و پربرکت است»، با امکان برگردان «والا و پربرکت است» در سیاق مناسب.
در الرحمن ۵۵:۷۸، باید «اسْمُ رَبِّكَ» نیز حفظ شود؛ زیرا خود نام پروردگار فاعل جمله است.
همچنین نباید برای این فعل تعبیرهایی مانند «آن معبود یگانه برکتش را افزایش داد»، «از برکت برخوردار شد» یا «خود را برکت بخشید» به کار برد؛ زیرا چنین عبارتهایی معنای تثبیتشده ستایشی «تبارک» را بهدرستی منتقل نمیکنند.
معادل «پربرکتترین» نیز ضروری نیست. خود «تبارک» صیغه تفضیل نیست و برای رساندن بزرگی و فراوانی خیر، نیازی به مقایسه آن معبود یگانه با دیگران وجود ندارد.
۱۱. جمعبندی
ریشه «ب ر ك» در عربی کهن با ثبات و برقرار ماندن ارتباط دارد. نشستن شتر، ماندگاری در یک جایگاه و گرد آمدن آب در برکه، از کاربردهای محسوس این خانوادهاند.
در شاخه دیگر، «برکت» به خیر، فزونی سودمندی و برقرار شدن خیر مربوط است. لغویان قدیم میان این کاربردها رابطهای از جهت پایداری دیدهاند، ولی این توضیح نباید به منشأ تاریخی قطعی تمام معانی تبدیل شود.
در قرآن، این ریشه ۳۲ بار و در پنج گروه صرفی آمده است.
برکت میتواند به زمین، آب، خانه، زمان، انسان، کتاب و تحیت نسبت داده شود. این گستردگی نشان میدهد که معنای آن تنها افزایش ثروت و روزی نیست.
در اعراف ۷:۹۶، برکتهای آسمان و زمین در پیوند با ایمان و تقوا مطرح شدهاند. در ق ۵۰:۹، آب مبارک با رویش باغها و محصول ارتباط دارد. در مریم ۱۹:۳۱، مبارک بودن عیسی به شخص او نسبت داده شده و در ص ۳۸:۲۹، کتاب مبارک در سیاق تدبر و یادآوری آمده است.
بنابراین، برکت میتواند آثار مادی و غیرمادی داشته باشد؛ اما کیفیت هر اثر از خود واژه بهتنهایی معلوم نمیشود.
در آیات مربوط به سرزمین مبارک نیز باید میان خیر یک مکان و رفتار ساکنان آن تفاوت گذاشت. برکت سرزمین، مجوز ستم و انحصارطلبی نیست؛ همانگونه که برکت بر ابراهیم و اسحاق، ضمانت نیکوکاری همه فرزندان آنان نشده است.
مهمترین تمایز صرفی این خانواده، رابطه «بارک»، «مبارک» و «تبارک» است.
«بارک» برکت بخشیدن را بیان میکند. «مبارک» وصف شخص یا چیزی است که از برکت برخوردار است. «تبارک» در قرآن در مقام ستایش و بزرگداشت آن معبود یگانه و نام پروردگار آمده است.
این سه کاربرد به یک خانواده معنایی تعلق دارند، ولی نباید در ترجمه و تحلیل به جای یکدیگر بنشینند.
همچنین برکت را نباید با افزایش عددی، ثروتمندی، خوشایندی موقت، سلامت جسمانی یا قداست آیینی یکسان دانست. هر یک از اینها میتواند در سیاقی با برکت ارتباط پیدا کند، اما خود واژه دامنهای گستردهتر دارد.
تعریف نهایی مناسب برای فرقان:
«ب ر ك» در عربی خانوادهای است که با ثبات و برقرار ماندن ارتباط دارد و در کاربرد مربوط به خیر، بر دوام، فزونی و سودمندی آن دلالت میکند. در قرآن، برکت خیری است که از سوی آن معبود یگانه در اشخاص، چیزها، مکانها، زمانها و کارها قرار میگیرد و آثار آن با توجه به سیاق شناخته میشود. «بَارَكَ» برکت بخشیدن، «مُبَارَك» برخوردار بودن از برکت، و «تَبَارَكَ» در کاربرد قرآنی، بزرگداشت آن معبود یگانه و نام او را بیان میکند. برکت نه به افزایش مقدار محدود است و نه بهخودیخود ضمانت نیکوکاری، رفاه همیشگی یا مصونیت از زیان. معنای دقیق و آثار آن باید از متعلق واژه و مجموعه آیات شناخته شوند.»