ریشه قرآنی ت ب ع
قرار گرفتن در پیِ شخص، چیز، اثر یا مسیری و ادامه دادن حرکت در امتداد آن.
کارتهای مشتقهای قرآنی
پشت سر آمد، دنبال کرد یا پس از چیزی قرار گرفت.
بخش مربوط: پیروی ارادی و دنبالآمدن غیرارادی
در پی چیزی رفت، راه آن را گرفت یا از آن پیروی کرد.
بخش مربوط: متعلق اتباع و جهت اخلاقی آن
در پی رفت، تعقیب کرد، به دنبال رسید یا چیزی را در پی چیز دیگری آورد.
بخش مربوط: تعقیب، الحاق و ترتیب پیامدها
پیرو یا گروه پیروان.
بخش مربوط: رابطه پیروان و پیشروان
دنبالکننده، پیرو یا همراه وابسته.
بخش مربوط: صورتهای اسمی پیروی
کسی که در پی مطالبه، پیگیری یا بازخواست میآید.
بخش مربوط: گسترش دنبال کردن به پیگیری حق
دو چیز که بیفاصله و پیدرپی میآیند.
بخش مربوط: پیوستگی زمانی
عمل دنبال کردن، پیروی یا پیگیری.
بخش مربوط: اتباع اعتقادی و اتباع به معنای مطالبه
کسانی که تعقیب یا دنبال میشوند.
بخش مربوط: تعقیب فیزیکی
معرفی کوتاه ریشه
ریشه ت ب ع در میدان دنبال کردن، پشت سر چیزی رفتن، در پی اثر یا مسیر آن حرکت کردن، و قرار گرفتن چیزی پس از چیز دیگر حرکت میکند.
در تصویر بنیادین این ریشه، چیزی پیشاپیش قرار دارد و چیز دیگری در پی آن میآید. این رابطه گاهی حرکتی و مکانی است؛ مانند سپاهی که گروهی را تعقیب میکند. گاهی فکری، دینی یا اجتماعی است؛ مانند کسی که هدایت، رسول، راه، هوا یا گمان را دنبال میکند. گاهی نیز رابطهای میان عمل و پیامد آن است؛ مانند صدقهای که آزار در پی آن میآید، یا قومی که لعنت در دنیا و آخرت دنبالشان میکند.
بنابراین، اتباع صرفاً دانستن، موافقت ذهنی یا شنیدن نیست. در کاربردهای ارادی، پیرو جهت خود را با چیزی که پیشاپیش قرار گرفته هماهنگ میکند و در امتداد آن حرکت میکند.
در عبارتی کوتاه، هسته این ریشه را میتوان چنین بیان کرد:
قرار گرفتن در پیِ شخص، چیز، اثر یا مسیری و ادامه دادن حرکت در امتداد آن.
صورتها و مشتقهای مهم ریشه
ریشه ت ب ع در قرآن در صورتهای فعلی و اسمی متنوعی آمده است. صورتهای اصلی آن عبارتاند از:
تَبِعَ
فعل ثلاثی مجرد است و بر دنبال کردن، پشت سر آمدن یا پس از چیزی قرار گرفتن دلالت میکند.
فَمَنْ تَبِعَ هُدَايَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ
«پس هرکس هدایت مرا دنبال کند، نه ترسی بر آنان است و نه اندوهگین میشوند.»
این صورت میتواند درباره پیروی ارادی انسان باشد، اما گاهی ترتیب و دنبالآمدن غیرارادی را نیز بیان میکند:
تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ
«و آن دیگری در پی آن میآید.»
اتَّبَعَ
فعل باب افتعال و پرکاربردترین صورت این ریشه در قرآن است. این صورت بر در پی چیزی رفتن، راه آن را گرفتن، از آن پیروی کردن یا خود را در امتداد آن قرار دادن دلالت میکند.
اتَّبِعُوا مَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ
«آنچه را از سوی پروردگارتان به سوی شما نازل شده دنبال کنید.»
وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَىٰ
«و هوا را دنبال مکن.»
خود فعل ارزش مثبت یا منفی ندارد. ارزش آن از متعلق، جهت و سیاق پیروی روشن میشود.
أَتْبَعَ
فعل باب افعال است. در قرآن میتواند بر در پی کسی رفتن، تعقیب کردن، به او رسیدن یا چیزی را در پی چیزی آوردن دلالت کند.
فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ بِجُنُودِهِ
«پس فرعون با سپاهیانش در پی آنان رفت.»
در بعضی کاربردها، فاعل چیزی را در پی چیز دیگری قرار میدهد:
فَأَتْبَعْنَا بَعْضَهُمْ بَعْضًا
«پس برخی از آنان را در پی برخی دیگر آوردیم.»
میان أَتْبَعَ و دیگر صورتهای این ریشه همپوشانی وجود دارد. بنابراین، نباید در همه آیات برای آن یک معنای سببی یا تعقیبی ثابت ساخت.
تَبَع
اسم است و میتواند به پیرو یا گروهی از پیروان اشاره کند. این صورت در قرآن هم برای مفرد جمعی و هم برای گروه پیروان به کار رفته است:
إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعًا
«ما پیرو شما بودیم.»
صورت جمع مشهور أَتْبَاع در زبان عربی شناخته شده است، اما این صورت در متن قرآن نیامده است.
تَابِع
اسم فاعل است و بر کسی دلالت میکند که دنبال میکند یا پیرو است:
وَمَا أَنْتَ بِتَابِعٍ قِبْلَتَهُمْ
«و تو پیرو قبله آنان نیستی.»
در نور ۲۴:۳۱، التَّابِعِينَ در سیاق کسانی آمده است که به خانواده یا خانه وابسته و همراهاند.
تَبِيع
اسمی از همین خانواده است که میتواند بر دنبالکننده، مطالبهکننده یا کسی که در پی بازخواست و گرفتن حق میآید دلالت کند:
ثُمَّ لَا تَجِدُوا لَكُمْ عَلَيْنَا بِهِ تَبِيعًا
«سپس برای خود در برابر ما کسی را نخواهید یافت که آن را پیگیری و مطالبه کند.»
در این کاربرد، تصویر دنبال کردن به معنای پیگیری حق یا بازخواست گسترش یافته است.
مُتَتَابِعَيْن
اسم فاعل باب تفاعل در حالت تثنیه است و بر دو ماه پیدرپی و بدون گسست دلالت میکند:
فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ
«پس روزه دو ماه پیدرپی.»
در این صورت، دنبالآمدن زمانی و بیفاصله برجسته است.
اتِّبَاع
مصدر باب افتعال است و بر عمل پیروی، دنبال کردن یا پیگیری دلالت میکند:
إِلَّا اتِّبَاعَ الظَّنِّ
«جز دنبال کردن گمان.»
در بقره ۲:۱۷۸، فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ درباره پیگیری حق به شیوه پسندیده و شناختهشده آمده است، نه درباره پیروی اعتقادی از یک شخص.
مُتَّبَعُون
اسم مفعول باب افتعال است:
إِنَّكُمْ مُتَّبَعُونَ
«بیگمان شما تعقیب خواهید شد.»
در اینجا، کسانی که شبانه خارج میشوند، موضوع تعقیب قرار خواهند گرفت.
هسته معنایی ریشه
هسته معنایی ت ب ع بر رابطهای میان پیشرو و آنچه پس از او میآید استوار است. یکی جلوتر قرار میگیرد و دیگری در امتداد اثر، جهت، حرکت یا موقعیت او قرار میگیرد.
این رابطه همیشه میان دو انسان نیست. متبوع میتواند شخص، راه، هدایت، وحی، کتاب، نور، ذکر، شریعت، فرمان، رضوان، حق، باطل، گمان، هوا، شهوت یا گامهای شیطان باشد. حتی یک پیامد نیز میتواند در پی عمل بیاید.
ازاینرو، ترجمه «پیروی کردن» در بسیاری از آیات مناسب است، اما تمام میدان ریشه را منتقل نمیکند. «پیروی» در فارسی گاهی فقط رابطهای فکری یا فرمانپذیرانه را به ذهن میآورد، در حالی که ت ب ع تصویر حرکت و دنبالآمدن را نیز حفظ میکند.
اتباع همچنین با اطاعت یکسان نیست. ممکن است انسان از فرمانی اطاعت کند، زیرا آن را پذیرفته یا در برابر آن تسلیم شده است. در اتباع، تمرکز بر این است که انسان کدام شخص، راه یا جهت را پیشاپیش خود قرار داده و در امتداد آن حرکت میکند.
این دو میدان میتوانند در یک رفتار جمع شوند، اما از نظر تصویری یکسان نیستند. قرآن نیز گاهی دو فعل را در کنار هم میآورد:
فَاتَّبِعُونِي وَأَطِيعُوا أَمْرِي
«پس مرا دنبال کنید و از فرمانم اطاعت کنید.»
کنارهمآمدن این دو فعل نشان میدهد که اتباع و اطاعت همپوشانی دارند، اما عیناً یک واژه و یک تصویر نیستند.
تصویر مادی ریشه
تصویر مادی ریشه، حرکت در پیِ رد، قدم، کاروان، راهنما یا موجودی پیشرو است.
انسانی را میتوان تصور کرد که پیشاپیش حرکت میکند و دیگری رد پای او را میگیرد. پیرو جهت خود را مستقلاً از نو نمیسازد؛ مسیر موجود را ادامه میدهد. اگر پیشرو جهت عوض کند، پیرو نیز با ادامه همان نسبت، جهتش تغییر میکند.
منابع لغوی برای توضیح این ریشه از نمونهای ملموس یاد کردهاند: تَبِيع به بچه گاوی گفته شده که در سال نخست پشت سر مادر خود حرکت میکند. این کاربرد تصویر ریشه را روشن میسازد: موجودی که حرکت و جهت خود را با پیشروی دیگری هماهنگ میکند.
قرآن همین تصویر را در تعبیر خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ آشکار میسازد:
وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ
«گامهای شیطان را دنبال نکنید.»
موضوع فقط پذیرش یک عقیده نیست؛ سخن از قرار دادن قدم در جای قدم و ادامه دادن یک مسیر است.
تصویر دوم، دنبالآمدن چیزی پس از چیز دیگر است:
قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَمَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ يَتْبَعُهَا أَذًى
«گفتاری پسندیده و گذشت، بهتر از صدقهای است که آزاری در پی آن میآید.»
در اینجا آزار تصمیم نمیگیرد که از صدقه «پیروی» کند؛ بلکه پس از آن میآید و اثر آن را همراهی میکند. این کاربرد نشان میدهد که تقدم و تأخر، پیوستگی و دنبالآمدن، بخشی از هسته ریشهاند.
کاربرد ریشه در عربی کهن
در منابع لغوی عربی، تَبِعَهُ و اتَّبَعَهُ برای کسی به کار رفتهاند که پشت سر دیگری راه میرود، یا دیگری از کنار او میگذرد و او همراهش به راه میافتد.
این خانواده همچنین برای چند میدان نزدیک به کار رفته است:
دنبال کردن اثر و رد؛ رسیدن به کسی که پیشتر حرکت کرده؛ پیدرپی آمدن چیزها؛ همراهی و موافقت با شخص در یک کار؛ پیگیری تدریجی چیزی؛ و مطالبه حقی که در پی شخص یا مال باقی مانده است.
صورت تَتَبَّعَ در عربی به جستوجو و پیگیری مرحلهبهمرحله نزدیک است: شخص چیزی را جزءبهجزء یا اثر به اثر دنبال میکند. این صورت در قرآن نیامده، اما برای شناخت گسترش زبانی ریشه مفید است.
صورت تَبِعَة نیز در عربی برای پیامد، مسئولیت، مطالبه یا حقی به کار رفته که در پی یک عمل یا مال باقی میماند. این کاربرد نشان میدهد که تصویر دنبالآمدن از حرکت جسمانی به رابطه عمل و پیامد نیز گسترش یافته است.
در منابع لغوی درباره تفاوت دقیق تَبِعَ، اتَّبَعَ و أَتْبَعَ یک نظر واحد وجود ندارد. بعضی آنها را در بخشهایی هممعنا دانستهاند و بعضی برای أَتْبَعَ معنای رسیدن، تعقیب یا چیزی را در پی چیزی آوردن برجستهتر شمردهاند.
بنابراین، کاربرد قرآنی هر صورت باید در سیاق خودش بررسی شود و نباید بر پایه باب صرفی بهتنهایی معنایی مکانیکی بر آن تحمیل گردد.
تاریخچه فهم، محدودسازی یا خلط معنایی
یکی از محدودسازیهای رایج این است که اتباع همیشه فقط «اطاعت» ترجمه شود. این ترجمه در بعضی سیاقها ممکن است بخشی از نتیجه را منتقل کند، اما تصویر حرکت در پیِ شخص یا مسیر را کاهش میدهد.
برای نمونه:
فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ
«پس آن را دنبال کنید و راههای دیگر را دنبال نکنید.»
در این آیه، تصویر راه و چند راه حضور دارد. «اطاعت کنید» بهتنهایی این ساخت مکانی و جهتی را بهخوبی نشان نمیدهد.
محدودسازی دیگر این است که أَتْبَعَ همیشه «سبب شد که دنبال کند» معنا شود. این باب در بعضی آیات معنای سببی دارد، اما در آیات دیگر خود فاعل در پیِ دیگری میرود:
فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ
«پس فرعون در پی آنان رفت.»
همچنین نباید اتَّبَعَ را همیشه پیروی آگاهانه و تأییدشده دانست. قرآن همین فعل را درباره دنبال کردن هوا، گمان، شهوت، شیطان، باطل و فرمان فرعون نیز به کار میبرد.
از سوی دیگر، پیروی از رسول در قرآن نباید صرفاً به همراهی جسمانی یا وابستگی به شخصیت او کاهش یابد. در اعراف ۷:۱۵۷، پیروی از رسول در کنار پیروی از نوری قرار گرفته است که با او نازل شده:
الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ
و سپس:
وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ
این همنشینی، پیروی از رسول را در پیوند با رسالت، پیام و نور نازلشده قرار میدهد. بااینحال، خود ریشه ت ب ع بهتنهایی همه بحثهای مربوط به مرجعیت رسول را حل نمیکند؛ آن بحث باید از مجموع آیات بررسی شود.
تبصره روششناختی
در بررسی این ریشه باید میان چند نوع رابطه تفاوت گذاشت.
نخست، است؛ مانند دنبال کردن هدایت، وحی، رسول، راه، هوا یا گمان. در این کاربرد، انسان چیزی را پیشرو خود قرار میدهد.
دوم، است؛ مانند حرکت فرعون و سپاهیانش در پی موسی و همراهان او.
سوم، است؛ مانند رخداد بعدی که در پی رخداد نخست میآید، یا دو ماهی که پیدرپی قرار میگیرند.
چهارم، است؛ مانند آزاری که پس از صدقه میآید یا لعنتی که در پی یک قوم قرار داده میشود.
پنجم، است؛ مانند تَبِيع و فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ، که در آنها ریشه به تعقیب شخصی یا اعتقادی محدود نیست.
این کاربردها از یک تصویر مشترک گسترش یافتهاند، اما نباید همه با یک ترجمه ثابت پوشانده شوند.
همچنین، ارزش اخلاقی اتباع از خود فعل به دست نمیآید. متعلق و جهت پیروی تعیین میکند که اتباع هدایتبخش یا گمراهکننده باشد.
کاربردهای قرآنی ریشه
پیروی از هدایت
فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدًى فَمَنْ تَبِعَ هُدَايَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ
«پس اگر از سوی من هدایتی برای شما آمد، هرکس هدایت مرا دنبال کند، نه ترسی بر آنان است و نه اندوهگین میشوند.»
هدایت در این آیه چیزی نیست که تنها دریافت یا تصدیق شود؛ انسان باید در پی آن قرار گیرد. فعل تَبِعَ رابطهای میان آمدن هدایت و حرکت انسان در امتداد آن میسازد.
همین ساخت در طه آمده است:
فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَىٰ
«پس هرکس هدایت مرا دنبال کند، نه گمراه میشود و نه به شقاوت میرسد.»
اتباع هدایت در اینجا در برابر ضلال قرار میگیرد. هدایت جهت را نشان میدهد و اتباع، حرکت انسان در همان جهت است.
پیروی از آنچه نازل شده است
اتَّبِعُوا مَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَلَا تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ
«آنچه را از سوی پروردگارتان به سوی شما نازل شده دنبال کنید و جز او از سرپرستان و مراجع دیگری پیروی نکنید.»
متعلق نخست ما أُنزل إليكم است: آنچه نازل شده. در برابر آن، پیروی از اولیایی جز او قرار میگیرد. آیه معیار حرکت را نازلشده الهی قرار میدهد.
همین تقابل درباره میراث پدران دیده میشود:
وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا
«و هنگامی که به آنان گفته شود آنچه را خدا نازل کرده دنبال کنید، میگویند: بلکه آنچه را پدران خود بر آن یافتهایم دنبال میکنیم.»
آیه هر آنچه از گذشتگان رسیده باشد را صرفاً به سبب قدیمی بودن نفی نمیکند. تقابل بر سر معیار نهایی است: آیا آنچه نازل شده پیشرو است، یا آنچه از پدران به ارث رسیده جای آن را گرفته است؟
پیروی از کتاب، ذکر، شریعت و راه
قرآن متعلق اتباع را به یک صورت محدود نمیکند:
وَهَٰذَا كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ
«و این کتابی پربرکت است که آن را نازل کردیم؛ پس آن را دنبال کنید.»
إِنَّمَا تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ
«تو تنها کسی را هشدار میدهی که ذکر را دنبال کند.»
ثُمَّ جَعَلْنَاكَ عَلَىٰ شَرِيعَةٍ مِنَ الْأَمْرِ فَاتَّبِعْهَا
«سپس تو را بر راه و روشنی از امر قرار دادیم؛ پس آن را دنبال کن.»
وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَيَّ
«و راه کسی را دنبال کن که به سوی من بازگشته است.»
در همه این موارد، چیزی بهعنوان مسیر، جهت یا پیشرو قرار میگیرد و مخاطب مأمور میشود حرکت خود را با آن هماهنگ کند.
پیروی از رسول، رسولان و پیامآوران
الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ
«کسانی که رسول، پیامبر امی را دنبال میکنند.»
در همان آیه آمده است:
وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ
«و نوری را که با او نازل شده دنبال کردند.»
این دو عبارت پیروی از رسول و پیروی از نور نازلشده را در یک ساخت واحد قرار میدهند. رسول حامل و نشاندهنده مسیری است که نور نازلشده آن را روشن میکند.
در یس نیز گفته میشود:
اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ اتَّبِعُوا مَنْ لَا يَسْأَلُكُمْ أَجْرًا وَهُمْ مُهْتَدُونَ
«فرستادگان را دنبال کنید؛ کسانی را دنبال کنید که از شما مزدی نمیخواهند و خود راهیافتهاند.»
در این سیاق، بیمزد بودن و هدایتیافتگی از نشانههاییاند که صلاحیت متبوع را روشن میکنند.
پیروی از پیامبر در کنار اطاعت
فَاتَّبِعُونِي وَأَطِيعُوا أَمْرِي
«پس مرا دنبال کنید و فرمانم را اطاعت کنید.»
این کنارهمآمدن نشان میدهد که اتباع و اطاعت دو زاویه مرتبط دارند. اتباع تصویر حرکت در پی شخص را میسازد؛ اطاعت بر پذیرش فرمان او تمرکز دارد.
در آیهای دیگر:
أَلَّا تَتَّبِعَنِ أَفَعَصَيْتَ أَمْرِي
«چرا مرا دنبال نکردی؟ آیا از فرمانم سرپیچی کردی؟»
عدم اتباع در سیاق به عصیان از امر پیوند خورده است، اما دو فعل همچنان ساختهای جداگانه خود را حفظ میکنند.
پیروی از شیطان و گامهای او
وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ
«و گامهای شیطان را دنبال نکنید.»
تعبیر تصویر حرکتی ریشه را تقویت میکند. شیطان بهعنوان یک مسیرساز یا پیشرو تصویر میشود و انسان از قرار دادن قدم خود در پی آن قدمها بازداشته میشود.
این تعبیر خود بهتنهایی ثابت نمیکند که هر گمراهی الزاماً به صورت روانشناختی و تدریجی رخ میدهد، اما تصویر گامها امکان حرکت مرحلهبهمرحله را در خود دارد.
در آیهای دیگر، موضوع خود شیطان است:
وَيَتَّبِعُ كُلَّ شَيْطَانٍ مَرِيدٍ
«و هر شیطان سرکشی را دنبال میکند.»
در اینجا، انسان شخص یا نیروی گمراهکننده را مستقیماً بهعنوان متبوع انتخاب میکند.
پیروی از هوا و شهوت
وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَىٰ فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ
«و هوا را دنبال مکن، که تو را از راه خدا گمراه میکند.»
در این ساخت، هوا جای پیشرو را میگیرد. انسان به جای آنکه میل را در برابر حق بسنجد، جهت حرکت خود را از آن میگیرد.
فَإِنْ لَمْ يَسْتَجِيبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّمَا يَتَّبِعُونَ أَهْوَاءَهُمْ
«پس اگر به تو پاسخ ندادند، بدان که تنها هواهای خود را دنبال میکنند.»
و:
فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ
«پس پس از آنان جانشینانی آمدند که صلات را ضایع کردند و شهوتها را دنبال نمودند.»
و یک واژه نیستند، اما در هر دو، کشش درونی در موقعیت پیشرو قرار میگیرد.
پیروی از گمان
إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَمَا تَهْوَى الْأَنْفُسُ
«آنان جز گمان و آنچه نفسها میل دارند دنبال نمیکنند.»
در این آیه، گمان و میل نفس در کنار هم قرار گرفتهاند. گمان بهجای علم و هدایت، مسیر حرکت میشود.
إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا
«آنان جز گمان را دنبال نمیکنند، در حالی که گمان هیچ چیزی را در برابر حق کفایت نمیکند.»
مسئله صرف وجود گمان در ذهن نیست؛ مسئله قرار دادن آن در جای معیار و پیشرو است.
پیروی از حق و باطل
ذَٰلِكَ بِأَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا اتَّبَعُوا الْبَاطِلَ وَأَنَّ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّبَعُوا الْحَقَّ مِنْ رَبِّهِمْ
«این بدان سبب است که کسانی که کفر ورزیدند، باطل را دنبال کردند و کسانی که ایمان آوردند، حقی را که از سوی پروردگارشان بود دنبال نمودند.»
این آیه بهروشنی نشان میدهد که فعل اتباع فینفسه نه مثبت است و نه منفی. تفاوت در متبوع است: باطل یا حقی که از سوی پروردگار آمده است.
پیروی از فرمان و راه رهبران
فَاتَّبَعُوا أَمْرَ فِرْعَوْنَ وَمَا أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِيدٍ
«پس فرمان فرعون را دنبال کردند، در حالی که فرمان فرعون راهیافته نبود.»
در این آیه، پیشرو قرار گرفته است. پیروان تنها شخص فرعون را دوست نداشتند؛ جهت و فرمان او را دنبال کردند.
وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا اتَّبِعُوا سَبِيلَنَا
«و کسانی که کفر ورزیدند به کسانی که ایمان آوردند گفتند: راه ما را دنبال کنید.»
اتباع میتواند وابستگی به شخص، فرمان یا راهی را بیان کند که او عرضه میکند.
رابطه کسانی که پیروی شدند و کسانی که پیروی کردند
إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا وَرَأَوُا الْعَذَابَ وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبَابُ
«هنگامی که کسانی که مورد پیروی قرار گرفتند از کسانی که پیروی کردند بیزاری جویند، عذاب را ببینند و پیوندها میان آنان گسسته شود.»
آیه میان دو صورت تمایز روشن میگذارد:
الَّذِينَ اتُّبِعُوا: کسانی که مورد پیروی قرار گرفتند.
الَّذِينَ اتَّبَعُوا: کسانی که پیروی کردند.
در دنیا میان آنها رابطه رهبری، نفوذ و دنبالهروی وجود داشت. در صحنه داوری، پیشروان از پیروان بیزاری میجویند و پیوندهایی که این رابطه را نگه میداشت گسسته میشود.
وَقَالَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ
«و کسانی که پیروی کردند گفتند: کاش برای ما بازگشتی بود تا از آنان بیزاری جوییم.»
آیه مسئولیت پیرو را با استناد به وجود پیشرو از میان نمیبرد. پیروی خود یک جهتگیری و انتخاب است.
تَبَع؛ پیروان در برابر پیشروان
إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعًا فَهَلْ أَنْتُمْ مُغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذَابِ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ
«ما پیرو شما بودیم؛ آیا میتوانید چیزی از عذاب خدا را از ما دفع کنید؟»
تَبَعًا در اینجا به گروه پیروان اشاره دارد. آنان به کسانی که در دنیا پیشروشان بودند مراجعه میکنند، اما رابطه اتباع توان انتقال یا حذف مسئولیت را ندارد.
همین ساخت در غافر ۴۰:۴۷ نیز آمده است.
پیروی با احسان
وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ
«و کسانی که آنان را با احسان دنبال کردند.»
قید بِإِحْسَانٍ کیفیت اتباع را مشخص میکند. آیه هر شکلی از نسبت دادن خود به پیشینیان را یکسان نمیشمارد؛ اتباع مورد ستایش، با احسان همراه است.
بااینحال، در این عبارت از نظر لغوی به معنای «نقد کردن» یا «سنجش مستقل» نیست. میتوان از قید آن فهمید که کیفیت و چگونگی پیروی اهمیت دارد، اما نباید معنای کامل احسان را تنها از ریشه ت ب ع استخراج کرد.
تعقیب فیزیکی
فَأَتْبَعُوهُمْ مُشْرِقِينَ
«پس هنگام برآمدن آفتاب در پی آنان رفتند.»
فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ بِجُنُودِهِ
«پس فرعون با سپاهیانش در پی آنان رفت.»
در این موارد، تعقیب مکانی و حرکتی روشن است. فرعون و همراهانش پشت سر گروهی حرکت میکنند که پیشتر از آنان دور شدهاند.
دنبال کردن سبب یا مسیر
فَأَتْبَعَ سَبَبًا
«پس راه یا وسیلهای را در پی گرفت.»
این عبارت سه بار در داستان ذوالقرنین آمده است. سَبَبًا میتواند راه، وسیله یا امکان دسترسی را دربر گیرد. فعل نشان میدهد که او آن سبب را گرفت و در امتدادش حرکت کرد.
این کاربرد را نباید صرفاً «تعقیب دشمن» ترجمه کرد؛ متعلق آن شخص نیست، بلکه است.
دنبال شدن انسان توسط شیطان یا شهاب
فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ
«پس شیطان در پی او افتاد و او از گمراهان شد.»
در اینجا، شیطان فاعل و انسان موضوع تعقیب است. تعبیر میتواند رسیدن، ملازم شدن یا در پی افتادن شیطان را برساند.
فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ
«پس شهابی نافذ در پی او میآید.»
باز هم چیزی پس از چیزی قرار میگیرد و آن را دنبال میکند.
دنبال شدن عمل توسط پیامد
ثُمَّ لَا يُتْبِعُونَ مَا أَنْفَقُوا مَنًّا وَلَا أَذًى
«سپس آنچه را انفاق کردهاند با منت و آزار دنبال نمیکنند.»
منت و آزار ممکن است پس از انفاق بیایند و به آن ملحق شوند. ریشه در اینجا رابطه عمل و پیامد بعدی را بیان میکند.
وَأُتْبِعُوا فِي هَٰذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ
«و در این دنیا لعنتی در پی آنان قرار داده شد و در روز قیامت نیز.»
در این ساخت مجهول، لعنت بهعنوان پیامدی معرفی میشود که در پی آنان قرار گرفته است.
در قصص ۲۸:۴۲ نیز ساخت فعال آمده است:
وَأَتْبَعْنَاهُمْ فِي هَٰذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً
«و در این دنیا لعنتی را در پی آنان قرار دادیم.»
دو ساخت فعال و مجهول، رابطه میان قوم و پیامدی را نشان میدهند که پس از آنان میآید و همراهشان میماند.
پیدرپی آمدن زمانی
فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ
«پس روزه دو ماه پیدرپی.»
مُتَتَابِعَيْن بیان میکند که دو ماه باید یکی در پی دیگری و بدون گسست مورد نظر قرار گیرند.
در اینجا، ریشه نه به پیروی از شخص مربوط است و نه به تعقیب دشمن؛ رابطه زمانی و استمرار میان دو واحد برجسته است.
اتباع به معنای پیگیری حق
فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ
«پس پیگیری باید به شیوه پسندیده باشد و پرداخت به او با احسان انجام گیرد.»
در این آیه، اتِّبَاع به پیگیری حق و مطالبه آن مربوط است. صاحب حق باید آن را به معروف پیگیری کند و طرف دیگر نیز آن را با احسان بپردازد.
بنابراین، ترجمه عمومی «پیروی کردن» در اینجا مناسب نیست. «پیگیری»، «مطالبه به معروف» یا «دنبال کردن حق به شیوه پسندیده» به سیاق نزدیکتر است.
بررسی مشتقهای مهم در قرآن
تفاوت تَبِعَ و اتَّبَعَ
هر دو صورت میتوانند بر دنبال کردن و پیروی دلالت کنند.
تَبِعَ صورت سادهتر ریشه است و در قرآن هم درباره پیروی ارادی آمده است:
فَمَنْ تَبِعَ هُدَايَ
و هم درباره دنبالآمدن غیرارادی:
تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ
اتَّبَعَ دامنه بسیار گستردهای دارد و درباره پیروی از هدایت، رسول، هوا، گمان، باطل، حق، راه و اشخاص به کار رفته است.
نمیتوان گفت اتَّبَعَ در همه موارد از تَبِعَ آگاهانهتر یا عمیقتر است. چنین تفاوتی ممکن است در بعضی سیاقها احساس شود، اما از همه کاربردهای قرآن بهصورت یک قانون ثابت به دست نمیآید.
تفاوت أَتْبَعَ و اتَّبَعَ
أَتْبَعَ در بسیاری از کاربردهای قرآنی حرکت تعقیبی یا دنبالآمدن سریع و مستقیم را برجسته میکند:
فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ
اما گاهی معنای سببی دارد:
فَأَتْبَعْنَا بَعْضَهُمْ بَعْضًا
«برخی را در پی برخی دیگر آوردیم.»
در بعضی آیات نیز مرز آن با دنبال کردن عادی باریک است:
فَأَتْبَعَ سَبَبًا
بنابراین، باب افعال در این ریشه هم میتواند متعدیساز باشد و هم خود حرکت در پیِ چیز دیگری را بیان کند.
مجهول اتُّبِعُوا و معلوم اتَّبَعُوا
در بقره ۲:۱۶۶ تفاوت ضبط بسیار مهم است:
الَّذِينَ اتُّبِعُوا
«کسانی که مورد پیروی قرار گرفتند.»
در برابر:
الَّذِينَ اتَّبَعُوا
«کسانی که پیروی کردند.»
تفاوت حرکت و تشدید در نوشتار بدون اعراب ممکن است نادیده بماند، اما از نظر ساخت و معنا دو گروه کاملاً متفاوتاند.
تَبَع و تَابِع
تَبَع میتواند اسم جمعی یا اسمی باشد که یک یا چند پیرو را دربر گیرد:
إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعًا
تَابِع اسم فاعل روشنتر است:
وَمَا أَنْتَ بِتَابِعٍ قِبْلَتَهُمْ
صورت أَتْبَاع جمع شناختهشده عربی است، اما در قرآن نیامده است.
تَبِيع
تَبِيع از تصویر کسی میآید که در پی موضوعی میرود. در اسراء ۱۷:۶۹، معنای مطالبهکننده، پیگیر یا بازخواستکننده مناسبتر از «پیرو» معمولی است.
این کاربرد نشان میدهد که پیگیری حق و پیامد نیز در میدان ریشه قرار دارند.
مُتَتَابِعَيْن
باب تفاعل در این صورت، رابطه متقابل یا پیدرپی میان دو واحد را نشان میدهد. دو ماه یکی در پی دیگری قرار میگیرند.
در ترجمه آن، «پیدرپی»، «پیوسته» یا «متوالی» مناسب است؛ نه «دو ماه پیرو».
اتِّبَاع
مصدر اتِّبَاع به خود عمل دنبال کردن اشاره دارد، اما متعلق و سیاق معنای دقیقش را مشخص میکند.
در:
إِلَّا اتِّبَاعَ الظَّنِّ
به معنای دنبال کردن گمان است.
در:
فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ
به معنای پیگیری و مطالبه به شیوه معروف است.
مُتَّبَعُون
مُتَّبَعُون اسم مفعول است، نه «پیروان»:
إِنَّكُمْ مُتَّبَعُونَ
یعنی «شما مورد تعقیب قرار خواهید گرفت» یا «در پی شما خواهند آمد.»
این صورت نباید با مُتَّبِعُون، یعنی «دنبالکنندگان»، اشتباه شود.
نکات نحوی و ساختاری
اهمیت متعلق فعل
در ریشه ت ب ع، مفعول یا متعلق فعل برای فهم معنای دقیق بسیار مهم است:
اتَّبَعَ الهُدَىٰ: هدایت را دنبال کرد.
اتَّبَعَ الرَّسُولَ: رسول را دنبال کرد.
اتَّبَعَ مَا أُنْزِلَ: آنچه نازل شده را دنبال کرد.
اتَّبَعَ الْهَوَىٰ: هوا را پیشرو خود قرار داد.
اتَّبَعَ الظَّنَّ: گمان را معیار حرکت قرار داد.
اتَّبَعَ سَبِيلًا: راهی را گرفت و ادامه داد.
اتَّبَعَ خُطُوَاتٍ: قدم در پی قدم گذاشت.
خود فعل تغییر بنیادی نمیکند؛ متعلق، نوع مسیر را روشن میسازد.
اتَّبَعَ با مفعول مستقیم
در بیشتر کاربردها، چیزی که دنبال میشود بدون حرف اضافه و بهصورت مفعول مستقیم میآید:
اتَّبِعُوا مَا أُنْزِلَ
وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَىٰ
اتَّبَعُوا الْحَقَّ
این ساخت نزدیکی مستقیم میان پیرو و متبوع را نشان میدهد.
اتَّبَعَ با عَلَىٰ
در گفتوگوی موسی با بنده دانا آمده است:
هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَىٰ أَنْ تُعَلِّمَنِ
«آیا میتوانم تو را دنبال کنم، بر این اساس که از آنچه آموخته شدهای به من بیاموزی؟»
عَلَىٰ أَنْ شرط، مبنا یا غایت این همراهی را روشن میکند.
أَتْبَعَ با دو مفعول
در ساختهایی مانند:
فَأَتْبَعْنَا بَعْضَهُمْ بَعْضًا
یک گروه در پی گروه دیگر قرار داده میشود. این ساخت ظرفیت سببی باب افعال را آشکار میکند.
همین الگو در:
وَأَتْبَعْنَاهُمْ فِي هَٰذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً
دیده میشود: لعنت در پی آنان قرار داده میشود.
مجهول أُتْبِعُوا
وَأُتْبِعُوا فِي هَٰذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً
فاعل در ساخت مجهول ذکر نشده و تمرکز بر قومی است که لعنت در پی آنان آمده است.
بِإِحْسَانٍ و بِالْمَعْرُوفِ
قیدها و جارومجرورها کیفیت عمل را روشن میکنند:
اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ
پیروی با احسان.
فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ
پیگیری به معروف.
وجود در هر دو ساخت به معنای یکسان بودن دو کاربرد نیست. یکی در سیاق پیروی از پیشینیان و دیگری در سیاق پیگیری حق آمده است.
لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ
وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ
«راهها را دنبال نکنید که شما را از راه او پراکنده سازند.»
جمع السُّبُل در برابر مفرد سَبِيلِهِ قرار گرفته است. اتباع راههای متعدد به پراکندگی از راه اصلی پیوند خورده است. تصویر مسیر در این آیه باید در ترجمه حفظ شود.
مقایسه با ریشههای نزدیک
ت ب ع (تَبَع) در مقایسه با ط و ع (طَوَع)؛ اتباع و اطاعت
ریشه در میدان پذیرفتن، رام و آماده بودن، و انجام دادن فرمان بدون اکراه حرکت میکند. بیشتر بر رابطه با امر، فرمان و فرمانپذیری تمرکز دارد.
ریشه ت ب ع تصویر قرار گرفتن در پیِ شخص، راه یا جهت را حفظ میکند.
ممکن است کسی با دنبال کردن یک رسول، فرمان او را نیز اطاعت کند؛ اما از نظر زبانی، یکی حرکت در امتداد پیشرو و دیگری پذیرش امر او را برجسته میکند.
ت ب ع (تَبَع) در مقایسه با ق ف و (قَفَو)؛ اتباع و قَفو
ریشه نیز بر در پی اثر رفتن و پشت سر چیزی حرکت کردن دلالت دارد. در:
وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ
اسراء ۱۷:۳۶
معنای نزدیک، دنبال نکردن چیزی است که درباره آن علم وجود ندارد.
تصویر دنبال کردن اثر و رد را روشنتر نگه میدارد. اتباع میدان گستردهتری دارد و میتواند پیروی دینی، اجتماعی، فکری، حرکتی و پیامدی را دربر گیرد.
مرز دو ریشه مطلق نیست، اما قفو به دنبالکردن اثر نزدیکتر است.
ت ب ع (تَبَع) در مقایسه با ل ح ق (لَحِق)؛ اتباع و الحاق
ریشه بر رسیدن به کسی یا چیزی که جلوتر است و به آن پیوستن دلالت دارد.
اتباع میتواند پیش از رسیدن و در تمام مدت حرکت ادامه داشته باشد. شخص در پی دیگری است، حتی اگر هنوز به او نرسیده باشد.
الحاق لحظه یا نتیجه پیوستن را برجسته میکند؛ اتباع مسیر و رابطه دنبالکردن را.
ت ب ع (تَبَع) در مقایسه با ق د و (قَدَو)؛ اتباع و اقتدا
ریشه در صورت بر الگو قرار دادن و رفتار خود را مطابق نمونه یا پیشوا ساختن دلالت دارد.
اتباع گستردهتر است. انسان میتواند کسی را تعقیب کند، از راهی پیروی نماید یا چیزی را پس از چیز دیگر بیاورد، بدون آنکه حتماً آن را الگوی رفتاری خود قرار داده باشد.
اقتدا بر جنبه نمونهبرداری و پیشواگیری تأکید بیشتری دارد.
ت ب ع (تَبَع) در مقایسه با س ل ك (سَلَک)؛ اتباع و سلوک
ریشه بر وارد کردن یا وارد شدن در راه، گذرگاه یا رشته و پیمودن آن دلالت دارد.
در سلوک، خود راه و ورود در آن برجسته است. در اتباع، افزون بر مسیر، چیزی یا کسی پیشاپیش قرار دارد که جهت حرکت را تعیین میکند.
ممکن است انسان راهی را بسلوکد، اما هنگامی که همان راه، شخص یا فرمانی را بهعنوان پیشرو میگیرد، میدان اتباع برجستهتر میشود.
ت ب ع (تَبَع) در مقایسه با م ش ي (مَشَی)؛ اتباع و راه رفتن
ریشه خود عمل راه رفتن و حرکت کردن را بیان میکند.
اتباع نوعی رابطه میان حرکتکننده و چیزی است که جلوتر قرار دارد. هر اتباع حرکتی ممکن است با مشی همراه باشد، اما هر راه رفتنی دنبال کردن چیزی نیست.
ت ب ع (تَبَع) در مقایسه با ر د ف (رَدَف)؛ اتباع و رِدف
ریشه بر پشت سر آمدن، در عقب قرار گرفتن یا بلافاصله پس از چیزی رسیدن دلالت دارد.
در:
تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ
هر دو میدان کنار یکدیگر قرار گرفتهاند: رخداد دوم در پی رخداد نخست میآید و از پشت آن میرسد.
ردف بیشتر جایگاه پسینی و پشت سر بودن را برجسته میکند؛ اتباع رابطه دنبالآمدن یا حرکت در پی را.
ت ب ع (تَبَع) در مقایسه با ت ل و (تَلَو)؛ اتباع و تلو
ریشه بر پس از چیزی آمدن و نیز خواندن و تلاوت کردن دلالت دارد. در تصویر اصلی، چیزی در پی چیز دیگر قرار میگیرد.
تلو و اتباع در ترتیب و دنبالآمدن همپوشانی دارند. بااینحال، تلو در قرآن میدان خاص تلاوت آیات و خواندن پیدرپی را نیز یافته است؛ اتباع بیشتر بر دنبال کردن شخص، مسیر، راه، متعلق فکری یا پیامد دلالت دارد.
ت ب ع (تَبَع) در مقایسه با ط ر د (طَرَد)؛ اتباع و تعقیب
ریشه بیشتر به راندن، دور کردن و به حرکت واداشتن از پشت نزدیک است.
در تعقیب با أَتْبَعَ، فاعل خود در پی هدف حرکت میکند یا چیزی را در پی آن قرار میدهد. در طرد، فشار برای دور کردن و راندن هدف برجستهتر است.
ت ب ع (تَبَع) در مقایسه با أ ث ر (أَثَر)؛ اتباع و دنبال کردن اثر
ریشه به نشانه، باقیمانده، رد و اثری مربوط است که چیزی از خود بر جا میگذارد.
اتباع میتواند دنبال کردن همان اثر باشد، اما ریشه بر خود عمل دنبال کردن تمرکز دارد؛ اثر چیزی است که امکان این دنبالکردن را فراهم میسازد.
پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
تَبِعَ
بسته به سیاق:
دنبال کرد؛ پیروی کرد؛ در پی آمد؛ پس از آن آمد؛ یا همراه مسیر آن شد.
برای:
فَمَنْ تَبِعَ هُدَايَ
پیشنهاد مناسب:
برای:
تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ
پیشنهاد مناسب:
اتَّبَعَ
بسته به متعلق:
دنبال کرد؛ پیروی کرد؛ راه آن را گرفت؛ در پی آن رفت؛ در امتداد آن حرکت کرد.
برای هدایت، وحی، کتاب و راه، «دنبال کردن» تصویر ریشه را بهتر حفظ میکند.
برای اشخاص و رسولان، «پیروی کردن» در فارسی طبیعیتر است، اما در توضیح باید بُعد حرکت در امتداد راه آنان حفظ شود.
اتَّبَعَ الْهَوَىٰ
- هوا را دنبال کرد
- از هوای خود پیروی کرد
- میل خود را پیشرو قرار داد، بهصورت توضیحی
اتَّبَعَ الظَّنَّ
- گمان را دنبال کرد
- از گمان پیروی کرد
- گمان را معیار حرکت قرار داد، بهصورت توضیحی
اتَّبَعَ الرَّسُولَ
- رسول را دنبال کرد
- از رسول پیروی کرد
- در راه رسول حرکت کرد، بهصورت توضیحی
برای ترجمه مستقیم، «از رسول پیروی کرد» طبیعیتر است؛ «دنبال کرد» تصویر ریشه را روشنتر نگه میدارد.
أَتْبَعَ
بسته به ساخت:
در پی رفت؛ تعقیب کرد؛ دنبال کرد؛ به او رسید؛ در پی چیزی قرار داد؛ یا چیزی را پس از چیز دیگر آورد.
برای:
فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ
پیشنهاد اصلی:
یا:
برای:
فَأَتْبَعْنَا بَعْضَهُمْ بَعْضًا
پیشنهاد اصلی:
تَبَع
- پیرو
- پیروان
- دنبالهروان، در سیاق مناسب
برای:
إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعًا
پیشنهاد اصلی:
تَابِع
- پیرو
- دنبالکننده
- همراه وابسته، در نور ۲۴:۳۱ و متناسب با سیاق
تَبِيع
- پیگیر
- مطالبهکننده
- بازخواستکننده
- کسی که در پی گرفتن حق میآید
برای اسراء ۱۷:۶۹:
مُتَتَابِعَيْن
- دو ماه پیدرپی
- دو ماه متوالی
- دو ماه پیوسته
«پیدرپی» طبیعیترین برابر فارسی است.
اتِّبَاع
بسته به سیاق:
پیروی؛ دنبال کردن؛ پیگیری؛ مطالبه.
برای:
إِلَّا اتِّبَاعَ الظَّنِّ
برای:
فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ
مُتَّبَعُون
- تعقیب خواهید شد
- در پی شما خواهند آمد
- شما دنبالشدگان هستید، بهصورت لفظیتر
پیشنهاد طبیعی:
الَّذِينَ اتُّبِعُوا و الَّذِينَ اتَّبَعُوا
الَّذِينَ اتُّبِعُوا:
کسانی که مورد پیروی قرار گرفتند؛ پیشروان مورد پیروی.
الَّذِينَ اتَّبَعُوا:
کسانی که پیروی کردند؛ پیروان.
در ترجمه باید تفاوت معلوم و مجهول کاملاً روشن بماند.
جمعبندی
ریشه ت ب ع بر دنبال کردن، در پی چیزی رفتن، پشت سر آن حرکت کردن و قرار گرفتن چیزی پس از چیز دیگر دلالت دارد. تصویر بنیادین آن رابطه میان پیشرو و آن چیزی است که در امتداد مسیر، اثر یا جهت او میآید.
در قرآن، این ریشه فقط درباره پیروی دینی یا اطاعت از یک شخص به کار نرفته است. هدایت، وحی، کتاب، رسول، نور، ذکر، شریعت، راه، حق، باطل، هوا، شهوت، گمان، فرمان، پدران و گامهای شیطان همگی میتوانند متعلق اتباع باشند.
همین ریشه تعقیب مکانی فرعون، دنبالآمدن شهاب، در پی یکدیگر آمدن اقوام، همراه شدن لعنت با یک قوم، آمدن آزار پس از صدقه، روزه دو ماه پیدرپی و پیگیری حق را نیز بیان میکند.
صورتهای تَبِعَ و اتَّبَعَ همپوشانی معنایی گسترده دارند. صورت أَتْبَعَ در بسیاری از آیات تعقیب، رسیدن یا چیزی را در پی چیز دیگر قرار دادن را برجسته میکند، اما این تفاوت در همه سیاقها یکسان و مکانیکی نیست.
تَبَع صورت قرآنی برای پیرو یا پیروان است؛ جمع مشهور أَتْبَاع در قرآن نیامده است. تَبِيع در سیاق پیگیری و مطالبه، مُتَتَابِعَيْن در معنای پیدرپی، و مُتَّبَعُون در معنای کسانی که تعقیب خواهند شد به کار رفتهاند.
اتباع و اطاعت نیز یکسان نیستند. اطاعت بیشتر پذیرش فرمان را برجسته میکند؛ اتباع حرکت در امتداد شخص، راه یا جهتی را که پیشاپیش قرار گرفته است. این دو میتوانند در یک رابطه جمع شوند، اما نباید در همه ترجمهها جای یکدیگر بنشینند.
ریشه ت ب ع (تَبَع) با ریشههایی چون ط و ع (طَوَع)، ق ف و (قَفَو)، ل ح ق (لَحِق)، ق د و (قَدَو)، س ل ك (سَلَک)، م ش ي (مَشَی)، ر د ف (رَدَف)، ت ل و (تَلَو)، ط ر د (طَرَد) و أ ث ر (أَثَر) همپوشانی دارد، اما ویژگی مرکزی آن رابطه دنبالکننده با شخص، چیز، اثر یا مسیری است که پیش از او قرار گرفته است.