ریشهٔ ج ن ب
پهلو، کنار، فاصله و دوری گزیدن؛ از نزدیکی جسمانی تا اجتناب، جنابت و مسئولیت انسان در قرآن
صورتهای قرآنی و لغوی
جَنْب
پهلو و کنار؛ هشت کاربرد اسمی
جُنُوب
جمع پهلو؛ صورت قرآنی
جَانِب
جانب؛ نه کاربرد قرآنی
جُنُب
دور، بیگانه و وضعیت طهارتی؛ چهار کاربرد
اجْنُبْنِي
امر ثلاثی مجرد در دعا؛ ابراهیم ۱۴:۳۵
يُجَنَّبُهَا
مجهول تفعیل؛ لیل ۹۲:۱۷
يَتَجَنَّبُهَا
تفعّل؛ اعلی ۸۷:۱۱
اجْتَنَبَ
افتعال؛ نه کاربرد قرآنی با تصریفهای گوناگون
أَجْنَبَ
إفعال؛ صورت لغوی و اختلاف قرائت
جَانَبَ
مفاعله؛ غیرقرآنی
مُجَانَبَة
مصدر مفاعله؛ غیرقرآنی
جَنَاب
ناحیه و جانب؛ غیرقرآنی
جَنَابَة
دوری و عنوان طهارتی؛ مصدر غیرقرآنی
جَنِيب
حیوان هدایتشده در کنار؛ غیرقرآنی
جَنَائِب
جمع در کاربرد حیوانات؛ غیرقرآنی
جَنُوب
جنوب و باد جنوبی؛ غیرقرآنی
۱. معرفی ریشه
ریشهٔ سهحرفی «ج ن ب» در زبان عربی با پهلو، کنار، جانب، نزدیکی و فاصله گرفتن ارتباط دارد. «جَنْب» در کاربرد جسمانی به پهلوی انسان یا حیوان گفته میشود؛ یعنی یکی از دو سوی بدن. با این معنای محسوس، کاربردهای گستردهتری پیوند دارند: قرار گرفتن در کنار چیزی، همراهی با دیگری، دور شدن از یک جایگاه و کنار گذاشتن چیزی از مسیر زندگی یا رفتار انسان.
در نگاه نخست، «کنار بودن» و «دور بودن» ممکن است دو معنای متضاد به نظر برسند. اما در این خانواده، هر دو از رابطه میان دو چیز با یکدیگر شناخته میشوند.
کسی که در کنار انسان قرار دارد، از جهت مکانی به او نزدیک است. اما همان شخص نسبت به کسانی که در سوی دیگر قرار گرفتهاند، جدا و دور محسوب میشود. همچنین، هنگامی که انسان از چیزی فاصله میگیرد، آن را از مسیر مستقیم خود کنار میگذارد و خود در جانب دیگری قرار میگیرد.
در همین میدان معنایی، فعلهایی مانند «جَنَّبَ» به معنای دور ساختن، «تَجَنَّبَ» به معنای دوری گزیدن، و «اجْتَنَبَ» به معنای کنار گرفتن و پرهیز کردن با یکدیگر مرتبطاند.
اما همه این صورتها یک معنا ندارند.
«جَنْب» میتواند نام پهلوی بدن باشد. «جَانِب» به یک سو یا جهت اشاره میکند. «اجْتَنَبَ» عملی ارادی درباره فاصله گرفتن از چیزی است. «جُنُب» در بعضی کاربردها به شخص دور و بیگانه گفته میشود و در کاربرد دیگری، وضعیت جنابت را معرفی میکند.
بنابراین، نباید از وجود ریشه مشترک نتیجه گرفت که هر «جَنْب» به معنای گناه، هر «اجتناب» به معنای نجاست، یا هر «جُنُب» به معنای دوری جغرافیایی است.
قرآن این ریشه را ۳۳ بار در ۳۱ آیه و در هفت دسته صرفی به کار برده است.
پیکرهٔ عربی قرآن؛ ۳۳ کاربرد در هفت دسته
کاربردهای آن بسیار متنوعاند: پهلوهای انسان و حیوان، جایگاههای مکانی مانند جانب کوه، همسایه و همراه نزدیک، دوری از رفتارهای نادرست، وضعیت جنابت، و تعبیر کنایی «فِي جَنْبِ اللَّهِ».
این تنوع نشان میدهد که «ج ن ب» را نمیتوان به یک اصطلاح دینی مانند «جنابت» محدود کرد. حتی «اجتناب» که در فرمانهای اخلاقی و دینی قرآن اهمیت دارد، تنها یکی از شاخههای این خانواده است.
از نظر روششناختی، باید نخست معنای جسمانی و مکانی ریشه شناخته شود؛ سپس ساختمان صرفی و سیاق هر کاربرد تعیین کند که سخن از پهلو، نزدیکی، فاصله، پرهیز یا وضعیت دیگری است.
۲. هستههای معنایی در عربی کهن
«ناحیه» و «بُعد»
ابن فارس در مقاییس اللغة مینویسد:
الْجِيمُ وَالنُّونُ وَالْبَاءُ أَصْلَانِ مُتَقَارِبَانِ: أَحَدُهُمَا النَّاحِيَةُ، وَالْآخَرُ الْبُعْدُ.
ترجمه: «جیم، نون و باء دو اصل معنایی نزدیک دارند: یکی جانب و سویه، و دیگری دوری.»
این تعریف، مهمترین دو شاخه ریشه را روشن میکند. معنای کوتاه ریشه: پهلو، کنار و جانب؛ فاصله گرفتن، دور ساختن و پرهیز کردن. «جُنُب» در سیاق طهارت، وضعیتِ نیازمند پاک شدن است.
«نَاحِيَة» به سویه، کنار یا بخشی از یک مکان یا جسم اشاره دارد.
«بُعْد» به فاصله داشتن یا دور شدن مربوط است.
ابن فارس این دو را نزدیک به یکدیگر میداند، اما آنها را یک معنای کاملا یکسان معرفی نمیکند.
این احتیاط اهمیت دارد؛ زیرا ممکن است چیزی در جانب انسان باشد و از نظر مکانی بسیار نزدیک قرار گیرد.
در مقابل، ممکن است شخص یا چیزی از انسان دور باشد، بیآنکه در یک سوی مشخص جسمانی قرار داشته باشد.
بنابراین، پهلو و دوری دو میدان مرتبطاند، نه دو واژه مترادف در تمام کاربردها.
«جَنْب»؛ پهلوی بدن
در زبان عربی، «جَنْب» به پهلوی انسان یا حیوان گفته میشود.
پهلوی بدن در کنار سینه، شکم و پشت قرار دارد و یکی از دو سوی پیکر را تشکیل میدهد.
از همین رو، «جَنْب» میتواند درباره انسان خوابیده یا ایستاده به کار رود.
در کاربرد مربوط به خواب، انسان ممکن است بر پهلوی خود قرار گیرد.
در کاربرد مربوط به دام، پهلوی حیوان میتواند هنگام افتادن بر زمین یا در وضعیتهای دیگر توصیف شود.
جمع شناختهشده آن «جُنُوب» است.
این جمع در قرآن درباره پهلوهای انسان و دام آمده است.
اما «جَنُوب» با فتح جیم، نام باد جنوبی و جهت جنوب نیز هست. آن کاربرد باید از «جُنُوب» با ضم جیم، جمع «جَنْب» در آیات مربوط به بدن، جدا شناخته شود.
در قرآن، تمام صورتهای «جُنُوب» از این ریشه در موارد بررسیشده به پهلوهای بدن اشاره دارند، نه به جهت جنوب جغرافیایی.
«جَانِب»؛ سویه و جهت
«جَانِب» از همین خانواده است و به یک طرف، سویه یا بخش معینی از مکان اشاره میکند.
برای مثال، ممکن است شخص در جانب راست یک راه یا در جانب غربی یک منطقه قرار داشته باشد.
در این کاربرد، منظور لزوما پهلوی بدن نیست.
«جانب» میتواند درباره کوه، سرزمین، دریا یا هر محیط دیگری به کار رود که بتوان برای آن جهت یا سویهای تشخیص داد.
در قرآن، «جَانِبِ الطُّورِ» درباره سوی کوه طور آمده است.
همچنین، «جَانِبَ الْبَرِّ» درباره بخشی از خشکی یا سویه مربوط به خشکی به کار رفته است.
پس پیوند معنایی میان پهلوی بدن و جانب یک مکان در عربی شناختهشده است؛ اما این پیوند بهتنهایی ترتیب تاریخی پیدایش دو کاربرد را ثابت نمیکند.
«جُنُب»؛ شخص دور یا بیگانه
در لسان العرب آمده است:
وَرَجُلٌ جَانِبٌ وَجُنُبٌ: غَرِيبٌ.
ترجمه: «شخصی که جانب یا جنب نامیده میشود، میتواند غریب و بیگانه باشد.»
لسان؛ جانب و جنب به معنای غریب
در این کاربرد، فاصله اجتماعی یا خویشاوندی مطرح است.
ممکن است شخصی از قبیله یا خاندان دیگری باشد و در میان مردمی زندگی کند که از نظر نسب با آنان پیوند ندارد.
چنین شخصی «جُنُب» یا «جَانِب» نامیده شده است.
این معنا در نساء ۴:۳۶ اهمیت دارد، زیرا قرآن از «الْجَارِ الْجُنُبِ» سخن میگوید.
همسایه ممکن است از نظر مکانی نزدیک باشد، ولی از نظر خویشاوندی یا وابستگی اجتماعی با انسان فاصله داشته باشد.
بنابراین، «دور بودن» در این ترکیب ضرورتا به معنای دور بودن خانه همسایه نیست.
این تفاوت از نکات بنیادی پژوهش ریشه است.
۳. صورتها و مشتقهای مهم ریشه
«جَنْب» و «جُنُوب»
«جَنْب» نام پهلو یا کنار است.
جمع آن «جُنُوب» است.
در قرآن، این خانواده در هشت موضع با صورتهایی مانند «جُنُوبِهِمْ»، «جُنُوبِكُمْ»، «جُنُوبُهَا» و «جَنْبِ» آمده است.
در بیشتر این موارد، پهلوی جسمانی انسان یا حیوان منظور است.
در زمر ۳۹:۵۶، «جَنْبِ اللَّهِ» در یک تعبیر کنایی آمده که جداگانه بررسی خواهد شد.
«جَانِب»
«جَانِب» در عربی به سویه، جانب و کنار چیزی اشاره دارد.
در قرآن، این صورت نه بار آمده است.
کاربردهای آن بیشتر مکانیاند؛ مانند جانب طور، جانب غربی و جانب خشکی.
در دو آیه نیز «نَأَىٰ بِجَانِبِهِ» آمده است که در سیاق رویگردانی انسان، معنایی فراتر از بیان یک جهت جغرافیایی دارد.
«جَنَبَ» و «جَنَّبَ»
«جَنَبَ» در بعضی کاربردها به کنار بردن و دور ساختن چیزی مربوط است.
«جَنَّبَ» از باب تفعیل، میتواند به دور نگه داشتن کسی یا چیزی از وضعیت یا خطر معینی اشاره کند.
در لیل ۹۲:۱۷، صورت مجهول «يُجَنَّبُهَا» آمده است.
این فعل به دور نگه داشته شدن از آتش اشاره دارد.
«أَجْنَبَ»
«أَجْنَبَ» از باب إفعال است.
در یک کاربرد به دور ساختن چیزی یا کسی اشاره میکند.
در کاربرد دیگری، با وضعیت جنابت ارتباط دارد.
همچنین، «أَجْنَبَ» در کاربردهایی درباره رفتن به سوی جنوب یا وارد شدن در باد جنوبی به کار رفته است.
پس همه این کاربردها باید جدا شناخته شوند.
در قرائتِ متن قرآنِ مورد استفادهٔ این سایت، صورت باب إفعال «أَجْنَبَ» نیامده است؛ هرچند منابع لغوی برای ابراهیم ۱۴:۳۵ قرائتِ «أَجْنِبْنِي» را نیز نقل کردهاند.
«تَجَنَّبَ»
«تَجَنَّبَ» از باب تفعّل است و به کنار گرفتن، دور شدن یا پرهیز کردن اشاره دارد.
در اعلی ۸۷:۱۱، «يَتَجَنَّبُهَا» درباره کسی آمده است که از یادآوری دوری میکند.
این صورت نشان میدهد که دوری گزیدن میتواند ارادی باشد.
اما خود فعل تعیین نمیکند که موضوع دوری، خوب است یا بد.
انسان ممکن است از خطری واقعی دور شود؛ در وضعیت دیگری، ممکن است از یادآوری حق رویگردان گردد.
ارزش این رفتار از متعلق و سیاق آن شناخته میشود.
«اجْتَنَبَ»
«اجْتَنَبَ» از باب افتعال است.
این صورت در قرآن نه بار آمده است.
در کاربردهای قرآنی، با دوری گزیدن از گناه، طاغوت، گفتار دروغ و بعضی رفتارهای نکوهیده ارتباط دارد.
«اجتناب» در این ساخت به انتخاب فاصله از چیزی اشاره دارد.
اما نباید از وزن افتعال بهتنهایی نتیجه گرفت که هر اجتناب، بدون توجه به متعلق آن، یک حکم شرعی همسان دارد.
«جَانَبَ» و «مُجَانَبَة»
«جَانَبَ» در عربی به دوری گرفتن و در جانب دیگری قرار گرفتن نیز مربوط است.
«مُجَانَبَة» به پرهیز، فاصله گرفتن یا دوری گزیدن اشاره دارد.
از همین خانواده، «مُجَانِب» درباره کسی به کار میرود که از دیگری فاصله میگیرد.
این صورتها در قرآن نیامدهاند.
«جَنَاب» و «جَنَابَة»
«جَنَاب» در عربی به ناحیه و جانب اشاره دارد.
«جَنَابَة» در بعضی کاربردهای کهن به دوری و بیگانگی مربوط است.
در کاربرد مربوط به طهارت نیز «جنابت» نام وضعیتی شناختهشده است که در قرآن با فرمان غسل یا پاک شدن همراه شده است.
لغویان این دو کاربرد را از راه مفهوم دوری به هم مرتبط دانستهاند؛ اما این توضیح، یکسانی دو کاربرد یا همه مراحل تحول تاریخی آنها را ثابت نمیکند.
«جُنُب» در وضعیت جنابت
در نساء ۴:۴۳ و مائده ۵:۶، «جُنُبًا» درباره وضعیت شخصی آمده است که برای انجام صلات به پاک شدن نیاز دارد.
در این کاربرد، واژه دیگر تنها به معنای غریب یا دور از وطن نیست.
«جُنُب» عنوان یک وضعیت مربوط به طهارت است.
اما این عنوان نباید بدون شاهد به معنای انسان گناهکار، آلوده از نظر اخلاقی یا فردی فاقد کرامت تبدیل شود.
«جَنِيب» و «جَنَائِب»
«جَنِيب» در عربی به حیوانی گفته شده است که در کنار شخص یا حیوان دیگری هدایت میشود.
«جَنَائِب» نیز میتواند جمع حیواناتی باشد که همراه و در کنار گروه اصلی حرکت داده میشوند.
این کاربرد با میدان معنایی جانب و کنار بودن ارتباط مستقیم دارد.
در اینجا، موضوع دوری اخلاقی یا جنابت نیست؛ بلکه جایگاه حیوان نسبت به راهبر آن مطرح است.
«الْجَنُوب»؛ جهت جنوب و باد جنوبی
«جَنُوب» در عربی به جهت جنوب و باد جنوبی نیز گفته میشود.
در منابع کهن، این باد با ویژگیهای اقلیمی و رفتاری خاصی توصیف شده است.
اما نمیتوان از خود این نام نتیجه گرفت که هر باد جنوبی در همه مناطق، گرم، مرطوب یا بارانآور است.
ویژگی باد به جغرافیا و شرایط واقعی بستگی دارد.
این صورت در قرآن بهعنوان نام جهت جنوب نیامده است.
همچنین، نباید «جَنُوب» به معنای جنوب جغرافیایی را با «جُنُوب» جمع پهلو یکی گرفت.
۴. شواهد عربی کهن و شعر جاهلی
«جَنَابَة» به معنای دوری؛ شعر علقمة بن عبدة
علقمة بن عبدة، مشهور به علقمة فحل، از شاعران شناختهشده جاهلی است.
او در شعری خطاب به حارث بن جبلة، هنگام درخواست آزادی برادرش شأس، میگوید:
وَفِي كُلِّ حَيٍّ قَدْ خَبَطْتَ بِنِعْمَةٍ
فَحَقٌّ لِشَأْسٍ مِنْ نَدَاكَ ذَنُوبُ
ترجمه: «به هر قبیلهای از بخشندگی تو بهرهای رسیده است؛ پس سزاوار است شأس نیز سهمی از بخشش تو داشته باشد.»
سپس میگوید:
فَلَا تَحْرِمَنِّي نَائِلًا عَنْ جَنَابَةٍ
فَإِنِّي امْرُؤٌ وَسْطَ الْقِبَابِ غَرِيبُ
ترجمه: «پس از این دوری و غربت، مرا از بخششی محروم مکن؛ زیرا من در میان این خیمهها مردی غریبم.»
لسان؛ علقمه و درخواست آزادی شأس
در این بیت، «جَنَابَة» به معنای دوری و غربت است.
شاعر خود را در میان مردمی معرفی میکند که به آنان تعلق خویشاوندی نزدیک ندارد.
این کاربرد با تحلیل ابن فارس درباره «بُعد» سازگار است.
همچنین، نشان میدهد که جنابت در عربی کهن تنها نام وضعیت طهارت پس از رابطه جنسی نبوده است.
اما از این شاهد نمیتوان نتیجه گرفت که «جُنُبًا» در نساء ۴:۴۳ نیز صرفا به مسافر یا غریب اشاره دارد؛ زیرا سیاق آن آیه درباره طهارت و غسل است.
صورتها و کاربردها باید جدا شناخته شوند.
«جَنَابَة» در شعر اعشی
طبری در توضیح نساء ۴:۳۶ این بیت را از اعشی نقل میکند:
أَتَيْتُ حُرَيْثًا زَائِرًا عَنْ جَنَابَةٍ
فَكَانَ حُرَيْثٌ فِي عَطَائِي جَامِدَا
ترجمه: «از جایی دور و با بیگانگی به دیدار حریث آمدم، اما حریث در بخشیدن به من دستبسته بود.»
طبری؛ شاهد اعشی و دوری خویشاوندی
در این بیت، «عَنْ جَنَابَةٍ» با دوری و بیگانگی ارتباط دارد.
شاعر شخصی را وصف میکند که از جای دیگر آمده و در نسبت با میزبان، غریب به شمار میرود.
این شاهد برای فهم «الْجَارِ الْجُنُبِ» در نساء ۴:۳۶ اهمیت دارد.
همسایه میتواند از نظر مکانی نزدیک باشد، اما از نظر نسب یا وابستگی اجتماعی غریب محسوب شود.
اعشی از شاعران شناختهشده اواخر دوران جاهلیت است. بااینحال، برای تعیین تاریخ دقیق سرایش این بیت، تنها شناخت دوره زندگی شاعر کافی نیست.
ارزش مستقیم شاهد در ثبت معنای دوری و غربت در زبان عربی کهن است.
دوری در روابط انسانی
در لسان العرب این بیت نیز نقل شده است:
وَإِنِّي لِمَا قَدْ كَانَ بَيْنِي وَبَيْنَهَا
لَمُوفٍ وَإِنْ شَطَّ الْمَزَارُ الْمُجَانِبُ
ترجمه: «و من به آنچه میان من و او بوده وفادارم، هرچند جای دیدار دور افتاده باشد.»
در این بیت، «الْمُجَانِب» با دوری و فاصله گرفتن ارتباط دارد.
اما دوری مکانی در اینجا به معنای قطع وفاداری نیست.
شاعر میگوید با وجود فاصله، پیوند یا عهد پیشین را حفظ میکند.
این شاهد نشان میدهد که دور بودن در عربی لزوما به معنای دشمنی یا بیمهری نیست.
بااینحال، انتساب دقیق و تاریخ سرایش این بیت در نقل لغوی بررسیشده روشن نیست؛ بنابراین، نمیتوان آن را شاهد قطعی شعر جاهلی معرفی کرد.
لسان؛ شاهد وفاداری با وجود دوری
شواهد و حدود نتیجهگیری
شواهد علقمه و اعشی، معنای دوری و بیگانگی را در خانواده «ج ن ب» روشن میکنند.
شاهد سوم نیز نشان میدهد که «مجانبة» میتواند درباره فاصله مکانی در روابط انسانی به کار رود.
اما این کاربردها تمام معنای ریشه را تشکیل نمیدهند.
برای شناخت «جَنْب» به معنای پهلو، «جَانِب» به معنای سویه و «جُنُب» در وضعیت جنابت، باید شواهد مربوط به همان صورتها نیز بررسی شوند.
۵. پهلوهای بدن در قرآن
آل عمران ۳:۱۹۱؛ یاد خدا در حالتهای مختلف
الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ
برگردان پیشنهادی این پژوهش: «آنان که خداوند را ایستاده و نشسته و بر پهلوهایشان یاد میکنند و در آفرینش آسمانها و زمین میاندیشند: پروردگارا، این را بیهوده نیافریدهای؛ تو منزهی، پس ما را از عذاب آتش نگاه دار.»
در این آیه، «جُنُوبِهِمْ» به پهلوهای آنان اشاره دارد.
سه وضعیت جسمانی در کنار یکدیگر آمدهاند: ایستادن، نشستن و قرار گرفتن بر پهلوها.
این توالی نشان میدهد که یاد خدا به یک حالت بدنی محدود نشده است.
اما «جُنُوب» خود به معنای ذکر یا تفکر نیست.
یاد کردن از فعل «يَذْكُرُونَ» و اندیشیدن از «يَتَفَكَّرُونَ» شناخته میشود.
«جُنُوب» تنها وضعیت جسمانی بخشی از این تصویر را بیان میکند.
نساء ۴:۱۰۳؛ یاد خدا پس از صلات
فَإِذَا قَضَيْتُمُ الصَّلَاةَ فَاذْكُرُوا اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِكُمْ ۚ فَإِذَا اطْمَأْنَنتُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ ۚ إِنَّ الصَّلَاةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَابًا مَّوْقُوتًا
برگردان پیشنهادی این پژوهش: «پس هنگامی که صلات را به پایان رساندید، خداوند را ایستاده و نشسته و بر پهلوهایتان یاد کنید؛ پس هنگامی که آرامش یافتید، صلات را برپا دارید. بیگمان صلات برای مؤمنان فریضهای وقتدار است.»
در این آیه نیز «جُنُوبِكُمْ» به پهلوها اشاره دارد.
از نظر معنای ریشه، کاربرد آن با آل عمران ۳:۱۹۱ نزدیک است.
اما سیاق متفاوت است.
در نساء، موضوع یاد خدا پس از صلات و بازگشت به وضعیت اطمینان مطرح است.
پس نباید تنها از شباهت عبارت، تمام شرایط دو آیه را یکسان دانست.
همچنین، پهلو در اینجا به وضعیت بدن مربوط است؛ نه به جهت جغرافیایی یا مفهوم جنابت.
توبه ۹:۳۵؛ پیشانی، پهلو و پشت
در توبه ۹:۳۵، از داغ شدن طلا و نقره و داغ نهادن بر پیشانیها، پهلوها و پشتهای اشخاص سخن میرود.
«جُنُوبُهُمْ» در این آیه به پهلوهای بدن اشاره دارد.
وجود «جِبَاهُهُمْ» و «ظُهُورُهُمْ» در کنار آن، معنای جسمانی را روشن میکند.
اما خود ریشه «ج ن ب» به معنای عذاب یا داغ نهادن نیست.
این اعمال از فعلها و دیگر واژههای همان آیه شناخته میشوند.
یونس ۱۰:۱۲؛ دعا در حالت درازکش
وَإِذَا مَسَّ الْإِنسَانَ الضُّرُّ دَعَانَا لِجَنْبِهِ أَوْ قَاعِدًا أَوْ قَائِمًا فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَن لَّمْ يَدْعُنَا إِلَىٰ ضُرٍّ مَّسَّهُ ۚ كَذَٰلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ
برگردان پیشنهادی این پژوهش: «و هنگامی که به انسان زیانی برسد، ما را در حالی که بر پهلوی خود است یا نشسته یا ایستاده میخواند؛ پس هنگامی که زیانش را از او برطرف کنیم، چنان میگذرد که گویی برای زیانی که به او رسیده بود ما را نخوانده است. اینگونه برای زیادهروان آنچه انجام میدادند آراسته شده است.»
در این آیه، «لِجَنْبِهِ» به حالت قرار گرفتن انسان بر پهلو مربوط است.
اما نکوهش آیه متوجه پهلو خوابیدن نیست.
موضوع، رفتار انسانی است که هنگام دشواری خداوند را میخواند، ولی پس از برطرف شدن خطر، چنان رفتار میکند که گویی پیشتر درخواست یاری نکرده است.
این نتیجه از سیاق به دست میآید، نه از خود «جَنْب».
سجده ۳۲:۱۶؛ پهلوهایی که از بستر دور میشوند
تَتَجَافَىٰ جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ
ترجمهٔ موجود فرقان: «پهلوهایشان از بسترها دور میشود؛ پروردگارشان را با بیم و امید میخوانند و از آنچه روزیشان دادهایم انفاق میکنند.»
در این آیه، «جُنُوبُهُمْ» از ریشه «ج ن ب» است، اما فعل «تَتَجَافَىٰ» از ریشه «ج ف و» آمده است.
این تفاوت باید حفظ شود.
«جُنُوب» نام پهلوهاست.
«تَتَجَافَىٰ» دور شدن آنها از بستر را بیان میکند.
پس در یک جمله، دو ریشه متفاوت درباره پهلو و حرکت آن به کار رفتهاند.
از همین رو، نباید «ج ن ب» را به معنای برخاستن یا دور شدن از بستر محدود کرد.
حج ۲۲:۳۶؛ پهلوهای دامها
وَالْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَكُم مِّن شَعَائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فِيهَا خَيْرٌ ۖ فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا صَوَافَّ ۖ فَإِذَا وَجَبَتْ جُنُوبُهَا فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْقَانِعَ وَالْمُعْتَرَّ ۚ كَذَٰلِكَ سَخَّرْنَاهَا لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
ترجمهٔ موجود فرقان: «و شتران قربانی را برای شما از نشانههای آن معبود یگانه قرار دادیم؛ در آنها برای شما خیری است. پس نام آن معبود یگانه را بر آنها در حالی که صف کشیدهاند یاد کنید. پس چون پهلوهایشان بر زمین افتاد، از آنها بخورید و به قناعتکننده و درخواستکننده بخورانید. اینگونه آنها را برای شما رام کردیم، باشد که سپاس گزارید.»
در این آیه، «جُنُوبُهَا» به پهلوهای دامها اشاره دارد.
«وَجَبَتْ» از ریشه «و ج ب» است و در این سیاق به افتادن و قرار گرفتن پهلوها بر زمین مربوط میشود.
بنابراین، نباید معنای «وجوب شرعی» را بهجای معنای افتادن قرار داد.
همچنین، «جُنُوب» در این آیه نام پهلوهای حیوان است؛ نه نام یک مرحله مستقل از مناسک.
جزئیات مربوط به قربانی، خوراک دادن و شعائر باید از همه عبارتهای آیه و آیات مرتبط بررسی شوند.
۶. کنار و جانب در کاربردهای مکانی
جانب طور
در مریم ۱۹:۵۲، طه ۲۰:۸۰ و قصص ۲۸:۲۹ و قصص ۲۸:۴۶، صورت «جَانِب» درباره کوه طور آمده است.
در این کاربردها، واژه به سویه یا بخشی از یک مکان اشاره دارد.
برای مثال، «جَانِبِ الطُّورِ الْأَيْمَنِ» به سوی راست طور مربوط است.
اما از خود «جَانِب» نمیتوان جهت دقیق جغرافیایی را به دست آورد.
راست و چپ بودن به چارچوب جهتیابی و متعلق وصف نیز وابسته است.
بنابراین، نباید تنها از این واژه نقشهای قطعی از موقعیت موسی یا محل دقیق رخداد تاریخی ساخت.
قصص ۲۸:۴۴؛ جانب غربی
وَمَا كُنتَ بِجَانِبِ الْغَرْبِيِّ إِذْ قَضَيْنَا إِلَىٰ مُوسَى الْأَمْرَ وَمَا كُنتَ مِنَ الشَّاهِدِينَ
برگردان پیشنهادی این پژوهش: «و تو در جانب غربی نبودی، هنگامی که فرمان را به موسی رساندیم، و از گواهان نبودی.»
در این آیه، «بِجَانِبِ» به قرار گرفتن در سویهای از یک مکان اشاره دارد.
«الْغَرْبِيِّ» جهت را مشخص میکند.
بنابراین، واژه «جَانِب» بهتنهایی به معنای غرب نیست؛ غربی بودن از صفت همراه آن شناخته میشود.
همچنین، آیه از نبودن مخاطب در آن جایگاه هنگام رخداد سخن میگوید.
از این ساخت نباید نتیجه گرفت که «جانب» به معنای گواهی یا آگاهی تاریخی است.
اسراء ۱۷:۶۸؛ جانب خشکی
در اسراء ۱۷:۶۸، «جَانِبَ الْبَرِّ» آمده است.
در این عبارت، «جَانِب» به بخش یا سویهای از خشکی اشاره دارد.
اما خود واژه نوع خطر یا رخداد یادشده در آیه را تعیین نمیکند.
همچنین، از آن نمیتوان نتیجه گرفت که جانب خشکی همیشه ساحل دریاست؛ زیرا معنای دقیق آن به سیاق مربوط است.
صافات ۳۷:۸؛ از هر جانب
در صافات ۳۷:۸، «مِنْ كُلِّ جَانِبٍ» آمده است.
این تعبیر به سویههای مختلف اشاره دارد.
در اینجا، «جَانِب» معنای مکانی گسترده دارد و به عضو جسمانی یا وضعیت جنابت مربوط نیست.
«نَأَىٰ بِجَانِبِهِ»؛ رویگردانی انسان
در اسراء ۱۷:۸۳ و فصلت ۴۱:۵۱، تعبیر «نَأَىٰ بِجَانِبِهِ» آمده است.
«نَأَىٰ» از ریشه «ن أ ي» و به دور شدن مربوط است.
«بِجَانِبِهِ» به جانب شخص اشاره دارد.
در سیاق این آیات، انسان هنگام برخورداری از نعمت رویگردان میشود، اما با رسیدن دشواری واکنش دیگری نشان میدهد.
بنابراین، دوری جسمانی در این تعبیر میتواند تصویری از رویگردانی رفتاری باشد.
بااینحال، خود «جَانِب» به معنای تکبر یا ناسپاسی نیست.
این معانی از فعل «أَعْرَضَ» و سیاق آیات شناخته میشوند.
۷. «جُنُب»؛ دوری، بیگانگی و نزدیکی اجتماعی
قصص ۲۸:۱۱؛ دیدن از دور
وَقَالَتْ لِأُخْتِهِ قُصِّيهِ ۖ فَبَصُرَتْ بِهِ عَن جُنُبٍ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ
ترجمهٔ موجود فرقان: «و به خواهرش گفت: او را دنبال کن. پس از دور او را دید، در حالی که آنان درنمییافتند.»
در این آیه، «عَن جُنُبٍ» به دیدن از فاصله مربوط است.
خواهر موسی او را دنبال میکند، اما بهگونهای که دیگران متوجه رابطه او با کودک نمیشوند.
بنابراین، در اینجا «جُنُب» به معنای جنابت نیست.
همچنین، از خود واژه نمیتوان فاصله دقیق خواهر موسی تا او را تعیین کرد.
«از دور» در این سیاق معادل طبیعی و مناسب است.
نساء ۴:۳۶؛ همسایه دور و همراه کنار دست
وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلَا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا ۖ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَبِذِي الْقُرْبَىٰ وَالْيَتَامَىٰ وَالْمَسَاكِينِ وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَىٰ وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَن كَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا
برگردان پیشنهادی این پژوهش: «و آن معبود یگانه را بپرستید و چیزی را شریک او نکنید؛ و به پدر و مادر و خویشاوندان و یتیمان و نیازمندان و همسایه نزدیک و همسایه دور و همراه کنار دست و درراهمانده و آنچه دستهای راستتان مالک شده است نیکی کنید. همانا آن معبود یگانه هیچ خودپسند فخرفروشی را دوست ندارد.»
در این آیه، ریشه «ج ن ب» دو بار آمده است.
نخست در «الْجَارِ الْجُنُبِ».
دوم در «وَالصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ».
این دو عبارت، با وجود ریشه مشترک، از نظر معنا و جایگاه اجتماعی یکسان نیستند.
«الْجَارِ الْجُنُبِ»؛ همسایهای بیرون از پیوند نزدیک
در مقابل «الْجَارِ ذِي الْقُرْبَىٰ»، تعبیر «الْجَارِ الْجُنُبِ» آمده است.
در منابع لغوی و تفسیرهای کهن، «جُنُب» در اینجا به همسایهای معنا شده که با انسان پیوند خویشاوندی نزدیک ندارد یا از خاندان و گروه دیگری است.
این خوانش با معنای عربی «جُنُب» به معنای غریب و بیگانه ارتباط دارد.
بنابراین، ممکن است دو خانه کنار هم قرار داشته باشند، ولی ساکنان آنها از نظر خویشاوندی یا وابستگی اجتماعی به یکدیگر نزدیک نباشند.
در چنین وضعیتی، همسایه از نظر مکان نزدیک است، اما از نظر نسب «جُنُب» شمرده میشود.
ترجمه «همسایه دور» میتواند این تفاوت را منتقل کند، اما ممکن است در فارسی تنها فاصله زیاد خانهها را به ذهن بیاورد.
ازاینرو، در توضیح ریشه باید روشن شود که دوری در این عبارت میتواند به دوری خویشاوندی یا اجتماعی مربوط باشد، نه ضرورتا فاصله جغرافیایی.
در این کاربرد، اصل فرمان احسان همچنان برقرار است.
پس متفاوت بودن خویشاوندی یا تعلق اجتماعی، حق همسایگی را از میان نمیبرد.
آیا «الْجَارِ الْجُنُبِ» فقط همسایه غیرمسلمان است؟
در بعضی توضیحهای کهن، این تعبیر درباره همسایه یهودی یا مسیحی نیز به کار رفته است.
اما خود واژه «جُنُب» به معنای غیرمسلمان نیست.
میتواند درباره شخصی از خاندان، قبیله یا گروه دیگر باشد.
بنابراین، محدود کردن آن به یک دسته دینی، بدون قرینه لفظی، معنای واژه را تنگ میکند.
در مقابل، همسایه دارای باور متفاوت میتواند یکی از مصداقهای آن باشد.
«الصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ»؛ همراه نزدیک
این تعبیر از شخصی سخن میگوید که در کنار انسان قرار دارد و با او همراه است.
در توضیحهای کهن، مصداقهای متفاوتی ذکر شدهاند: همسفر، همسر، همراه نزدیک و کسی که به سبب ارتباط کاری یا اجتماعی با انسان همراه است.
این تفاوتها نشان میدهند که تعبیر از نظر لغوی ظرفیت گستردهتری دارد.
طبری؛ همسایه دور و همراه کنار دست
خود «الصَّاحِب» به همراهی مربوط است.
«بِالْجَنْبِ» نزدیکی یا قرار گرفتن در کنار را برجسته میکند.
بنابراین، محدود کردن آن تنها به همسر یا تنها به همسفر، بدون دلیل مستقل، تمام ظرفیت لفظی عبارت را دربر نمیگیرد.
در برگردانِ پیشنهادی این پژوهش، «همراه کنار دست» مناسب است؛ زیرا معنای همراهی و نزدیکی را حفظ میکند و مصداقی خاص را بیدلیل جایگزین لفظ نمیسازد.
۸. «جُنُب» و وضعیت جنابت
نساء ۴:۴۳
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنتُمْ سُكَارَىٰ حَتَّىٰ تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ وَلَا جُنُبًا إِلَّا عَابِرِي سَبِيلٍ حَتَّىٰ تَغْتَسِلُوا ۚ وَإِن كُنتُم مَّرْضَىٰ أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِّنكُم مِّنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَفُوًّا غَفُورًا
ترجمهٔ موجود فرقان: «ای کسانی که ایمان آوردهاید، در حال مستی به صلات نزدیک نشوید تا بدانید چه میگویید؛ و نه در حال جنابت، مگر در حال گذر از راه، تا خود را بشویید. و اگر بیمار یا در سفر بودید، یا یکی از شما از محل قضای حاجت آمد، یا با زنان تماس داشتید و آبی نیافتید، به خاکی پاک روی آورید و صورتها و دستهایتان را مسح کنید. همانا آن معبود یگانه بسیار گذشتکننده و آمرزنده است.»
در این آیه، «جُنُبًا» به یک وضعیت مربوط به طهارت اشاره دارد.
این کاربرد در زبان دینی به «جنابت» شناخته شده است.
اما باید میان معنای لغوی خانواده و عنوان این وضعیت تفاوت گذاشت.
در عربی کهن، «جُنُب» میتواند دور یا غریب باشد. در کاربرد مربوط به طهارت، نام وضعیتی شده است که شخص تا انجام غسل، از برخی اعمال عبادی بازداشته میشود.
لغویان رابطه این نامگذاری را با کنار بودن یا دور ماندن از برخی اعمال عبادی توضیح دادهاند.
این توضیح ریشهشناختی، خودبهخود درباره ناپاکی اخلاقی شخص حکمی نمیسازد.
جنابت و آلودگی اخلاقی
«جُنُب» در نساء ۴:۴۳ عنوان وضعیت شخص است.
در متن، فرمان مربوط به غسل یا شستن مطرح شده است.
اما قرآن در این آیه نمیگوید که شخص جنب از نظر اخلاقی گناهکار است یا ارزش انسانی کمتری دارد.
همچنین، از این وضعیت نمیتوان نتیجه گرفت که هر چیزی که شخص جنب لمس کند، ضرورتا از نظر جسمانی آلوده میشود.
اینها موضوعهای مستقلی هستند و برای اثبات هر حکم به دلیل نیاز دارند.
«إِلَّا عَابِرِي سَبِيلٍ»
در این عبارت، درباره معنای گذر از راه اختلاف تفسیری وجود دارد.
در یک خوانش، موضوع عبور از محل صلات یا مسجد است.
در خوانش دیگر، سخن از شخصی در حال سفر است.
این دو خوانش از نظر مصداق متفاوتاند.
اما معنای «جُنُبًا» در هر دو همچنان به وضعیت جنابت مربوط است.
نباید اختلاف درباره «عَابِرِي سَبِيلٍ» را به اختلافی ساختگی درباره معنای اصل ریشه «ج ن ب» تبدیل کرد.
مائده ۵:۶
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ ۚ وَإِن كُنتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا ۚ وَإِن كُنتُم مَّرْضَىٰ أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِّنكُم مِّنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ مِّنْهُ ۚ مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُم مِّنْ حَرَجٍ وَلَٰكِن يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
ترجمهٔ موجود فرقان: «ای کسانی که ایمان آوردهاید، هنگامی که برای صلات برمیخیزید، صورتها و دستهایتان را تا آرنجها بشویید و سرهایتان و پاهایتان را تا دو قوزک مسح کنید. و اگر جنب بودید، خود را پاک کنید. و اگر بیمار یا در سفر بودید، یا یکی از شما از محل قضای حاجت آمد، یا با زنان تماس داشتید و آبی نیافتید، به خاکی پاک روی آورید و از آن صورتها و دستهایتان را مسح کنید. آن معبود یگانه نمیخواهد بر شما تنگنایی قرار دهد، بلکه میخواهد شما را پاک کند و نعمتش را بر شما تمام کند، باشد که سپاس بگزارید.»
در این آیه نیز «جُنُبًا» درباره وضعیت جنابت آمده است.
«فَاطَّهَّرُوا» فرمان پاک شدن را بیان میکند.
در ادامه، درباره شرایط بیماری، سفر و نبود آب، دستور تیمم آمده است.
بنابراین، قرآن میان وضعیت شخص و شیوه پاک شدن تفاوت گذاشته است.
خود «جُنُب» نام وضعیت است.
چگونگی پاک شدن از فعلها و عبارتهای دیگر شناخته میشود.
آیا جنابت به معنای گناه جنسی است؟
خیر. از خود عنوان جنابت چنین نتیجهای به دست نمیآید.
در کاربرد مربوط به طهارت، وضعیت جنب با امور جنسی و قواعد غسل ارتباط دارد.
اما رابطه جنسی مشروع نیز میتواند سبب وضعیتی شود که در زبان دینی جنابت نامیده میشود.
بنابراین، نباید عنوان جنب را به معنای زناکار یا گناهکار جنسی تعریف کرد.
همچنین، همه جزئیات مربوط به علت پیدایش جنابت، وظایف شخص و شرایط غسل باید با آیات و شواهد مربوط بررسی شوند.
این موضوع در پژوهش مستقل صلاة و طهارت جایگاه مناسبتری دارد.
۹. «اجتناب»؛ دوری آگاهانه از یک عمل یا وضعیت
معنای اصلی اجتناب
«اجْتَنَبَ» به کنار گرفتن و دوری گزیدن اشاره دارد.
در این ساخت، شخص میکوشد خود را از چیزی دور نگه دارد یا وارد آن نشود.
این دوری میتواند جسمانی باشد؛ مانند فاصله گرفتن از محل خطر.
اما در قرآن، کاربردهای اجتناب بیشتر اخلاقی و رفتاریاند.
برای مثال، دوری از طاغوت به معنای فاصله گرفتن چند قدمی از یک جسم نیست.
ممکن است شخص از پیروی، اطاعت یا بندگی چیزی دوری کند، حتی اگر در همان محیط اجتماعی حضور داشته باشد.
بنابراین، معنای اجتناب در هر آیه باید با متعلق آن شناخته شود.
نساء ۴:۳۱؛ دوری از گناهان بزرگ
إِن تَجْتَنِبُوا كَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُم مُّدْخَلًا كَرِيمًا
برگردان پیشنهادی این پژوهش: «اگر از گناهان بزرگ آنچه از آن نهی میشوید دوری کنید، بدیهایتان را از شما میزداییم و شما را به جایگاهی گرامی درمیآوریم.»
در این آیه، «تَجْتَنِبُوا» درباره دوری از گناهان بزرگ آمده است.
پس متعلق اجتناب، اعمال و رفتارهایی است که قرآن از آنها نهی میکند.
از این کاربرد روشن میشود که اجتناب میتواند به خودداری از انجام یک عمل مربوط باشد، نه صرفا دور شدن جسمانی از مکان آن.
اما خود ریشه، تعریف گناه بزرگ را تعیین نمیکند.
این موضوع از «كَبَائِرَ» و شبکه آیات مربوط به گناه شناخته میشود.
نحل ۱۶:۳۶؛ دوری از طاغوت
در نحل ۱۶:۳۶، فرمان «وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ» آمده است.
این عبارت در کنار فرمان بندگی خداوند قرار گرفته است.
در این سیاق، اجتناب از طاغوت به فاصله گرفتن از بندگی یا پیروی از آن مربوط میشود.
اما از خود واژه نمیتوان نتیجه گرفت که انسان باید از هر شخص یا گروهی که دارای باور نادرست است، از نظر جسمانی دوری کند.
موضوع اصلی، رابطه بندگی و تبعیت است.
در زمر ۳۹:۱۷ نیز دوری از طاغوت با نپرستیدن آن و بازگشت به سوی خداوند همراه شده است.
این همراهی، معنای رفتاری اجتناب را روشنتر میسازد.
مائده ۵:۹۰؛ اجتناب از رجس
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
برگردان پیشنهادی این پژوهش: «ای کسانی که ایمان آوردهاید، خمر و میسر و انصاب و ازلام پلیدیای از کار شیطاناند؛ پس از آن دوری کنید، باشد که رستگار شوید.»
در این آیه، «فَاجْتَنِبُوهُ» فرمان دوری است.
ضمیر مفرد «هُ» پس از معرفی مجموعهای از امور و وصف «رِجْسٌ» آمده است.
در تحلیل نحوی، بازگشت ضمیر به رجس یا مجموعه یادشده بهعنوان یک امر نکوهیده قابل بررسی است.
اما از نظر ریشهشناسی، «اجتناب» به دوری گزیدن اشاره دارد.
این دوری در چنین سیاقی به پرهیز عملی مربوط است؛ نه صرفا فاصله فیزیکی از یک شیء.
در عین حال، خود ریشه «ج ن ب» تعیین نمیکند که «خمر»، «میسر»، «انصاب» و «ازلام» دقیقا چه مصداقهایی دارند.
این مفاهیم باید در پژوهشهای مستقل خود بررسی شوند.
همچنین، نباید از معنای اجتناب بهتنهایی احکام اضافی درباره هر نوع ارتباط، مشاهده یا تماس با اشیای مرتبط استخراج کرد.
دامنه فرمان از متعلق آن و دیگر شواهد قرآنی شناخته میشود.
حج ۲۲:۳۰؛ دو فرمان اجتناب
در حج ۲۲:۳۰، این ریشه دو بار آمده است:
«فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ».
«وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ».
نخستین فرمان به دوری از رجس مربوط به اوثان اشاره دارد.
دومین فرمان به دوری از گفتار زور و ناراستی مربوط است.
این دو موضوع متفاوتاند، اما قرآن برای هر دو از فعل اجتناب استفاده کرده است.
این نکته نشان میدهد که اجتناب به دوری جسمانی محدود نیست.
گفتار دروغ یک شیء مادی نیست که بتوان فقط با فاصله گرفتن مکانی از آن پرهیز کرد.
در اینجا، اجتناب به خودداری از گفتن یا مشارکت در گفتار ناراست مربوط است.
حجرات ۴۹:۱۲؛ دوری از بسیاری گمانها
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ ۖ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضًا ۚ أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِيمٌ
ترجمهٔ موجود فرقان: «ای کسانی که ایمان آوردهاید، از بسیاری گمانها دوری کنید؛ برخی گمانها گناه است. و جاسوسی نکنید و برخی از شما غیبت برخی دیگر را نکند. آیا یکی از شما دوست دارد گوشت برادر مردهاش را بخورد؟ پس آن را ناخوش میدارید. و از آن معبود یگانه پروا کنید؛ بیگمان آن معبود یگانه توبهپذیر و دارای رحمت ویژه است.»
در این آیه، «اجْتَنِبُوا» درباره بسیاری از گمانها آمده است.
اما بلافاصله گفته میشود: «إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ».
بنابراین، قرآن خود میان همه گمانها و بخشی از آنها که گناهاند تفاوت گذاشته است.
این نکته نشان میدهد که اجتناب باید با متعلق و قیدهای همان آیه فهمیده شود.
از سوی دیگر، در ادامه «وَلَا تَجَسَّسُوا» آمده است.
تجسس از ریشه «ج س س» است، نه «ج ن ب».
پس دو رفتار جدا مطرحاند: دوری از بسیاری گمانها و پرهیز از جاسوسی و جستوجوی پنهانی در امور دیگران.
نباید این دو ریشه را به دلیل حضور در یک آیه یکی گرفت.
اجتناب از فواحش و گناهان بزرگ
در شوری ۴۲:۳۷ و نجم ۵۳:۳۲، از کسانی سخن میرود که از گناهان بزرگ و فواحش دوری میکنند.
در هر دو مورد، «يَجْتَنِبُونَ» به رفتار پرهیزکارانه اشاره دارد.
اما «فواحش» و «كبائر الإثم» هرکدام میدان معنایی مستقل دارند.
از خود فعل اجتناب نمیتوان نتیجه گرفت که تمام گناهان از یک درجهاند یا همه رفتارهای نکوهیده احکام یکسانی دارند.
۱۰. دور ساختن و دور ماندن؛ صورتهای دیگر قرآنی
ابراهیم ۱۴:۳۵؛ درخواست دوری از بندگی بتها
وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَٰذَا الْبَلَدَ آمِنًا وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَن نَّعْبُدَ الْأَصْنَامَ
برگردان پیشنهادی این پژوهش: «و هنگامی که ابراهیم گفت: پروردگارا، این سرزمین را امن قرار ده و من و فرزندانم را از بندگی بتها دور نگه دار.»
در این آیه، «وَاجْنُبْنِي» فعل امر در قالب دعاست.
ابراهیم از پروردگار میخواهد که او و فرزندانش را از بندگی بتها دور نگه دارد.
در اینجا، دوری به رابطه عبادی و رفتاری مربوط است.
موضوع، فاصله گرفتن چند قدمی از یک شیء سنگی یا چوبی نیست.
همچنین، از خود فعل نمیتوان نتیجه گرفت که همه فرزندان ابراهیم در تمام نسلها ضرورتا از بتپرستی مصون خواهند ماند.
آیه یک درخواست و دعا را نقل میکند و نتیجه تاریخی یا سرنوشت همه افراد باید از شواهد دیگر شناخته شود.
اعلی ۸۷:۱۱؛ دوری از یادآوری
وَيَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى
برگردان پیشنهادی این پژوهش: «و بدبختترین از آن دوری خواهد کرد.»
در این آیه، «يَتَجَنَّبُهَا» به دوری گزیدن از یادآوری مربوط است.
مرجع ضمیر «هَا» از آیات پیشین شناخته میشود.
در اینجا، دوری از موضوعی مثبت و هدایتگر، رفتاری نکوهیده است.
پس نمیتوان گفت هر تجنب و اجتنابی در قرآن همیشه فضیلت است.
ارزش دوری گزیدن از چیزی، به خود آن چیز و زمینه عمل مربوط است.
لیل ۹۲:۱۷؛ دور نگه داشته شدن از آتش
وَسَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى
برگردان پیشنهادی این پژوهش: «و پرواپیشهترین از آن دور نگه داشته خواهد شد.»
در این آیه، «يُجَنَّبُهَا» صورت مجهول از باب تفعیل است.
مرجع ضمیر «هَا» آتشی است که در آیات پیشین مطرح شده است.
بنابراین، اینجا شخص از آتش دور نگه داشته میشود.
این کاربرد با اعلی ۸۷:۱۱ تفاوت دارد.
در اعلی، شخص از یادآوری دوری میگزیند.
در لیل، شخص از آتش دور نگه داشته میشود.
در یکی، فعل به رفتار خود شخص مربوط است و در دیگری، به دور ساخته شدن او از چیزی.
این تفاوت باید در ترجمه محفوظ بماند.
۱۱. «فِي جَنْبِ اللَّهِ»؛ تعبیر کنایی در زمر ۳۹:۵۶
أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَتَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّطتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ
برگردان پیشنهادی این پژوهش: «مبادا کسی بگوید: افسوس بر من برای آنچه در حق آن معبود یگانه کوتاهی کردم، و من از مسخرهکنندگان بودم.»
این آیه یکی از مهمترین کاربردهای غیرمستقیم «جَنْب» در قرآن است.
در زبان عادی، «جَنْب» میتواند پهلوی بدن باشد.
اما در ترکیب «فِي جَنْبِ اللَّهِ»، معنای جمله را نمیتوان بدون بررسی سیاق به یک عضو جسمانی نسبت داد.
«فَرَّطتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ»
«فَرَّطتُ» از ریشه «ف ر ط» است و در این سیاق به کوتاهی کردن و ضایع ساختن مسئولیت مربوط میشود.
«فِي جَنْبِ اللَّهِ» متعلق این کوتاهی را معرفی میکند.
در توضیحهای لغوی و تفسیری کهن، چند تعبیر نزدیک آمده است: کوتاهی در حق خداوند، کوتاهی در طاعت او، کوتاهی در راه او و کوتاهی در چیزی که انسان را به رضایت او نزدیک میکند.
طبری؛ کوتاهی در امر و طاعت خداوند
این توضیحها از نظر مصداق تفاوتهایی دارند، اما در یک موضوع مشترکاند: سخن از مسئولیت انسان در نسبت با خداوند است.
بنابراین، ترجمه «در حق آن معبود یگانه کوتاهی کردم» طبیعی و با سیاق سازگار است.
آیا «جَنْبِ اللَّهِ» به معنای پهلوی جسمانی خداوند است؟
از خود این ترکیب چنین نتیجهای به دست نمیآید.
در عربی، نام اندام یا سویه میتواند در تعبیرهای کنایی برای بیان نزدیکی، حق، جایگاه یا نسبت با کسی به کار رود.
برای مثال، ممکن است در زبان گفته شود شخصی در جانب حق قرار دارد. چنین تعبیرهایی ضرورتا به مکان جسمانی ثابت اشاره ندارند.
در زمر ۳۹:۵۶ نیز موضوع پشیمانی انسان از کوتاهی در حق خداوند است.
آیات پیش و پس، از بازگشت به خدا، پیروی از وحی و پشیمانی از تکذیب و استکبار سخن میگویند.
پس سیاق، خوانش مربوط به مسئولیت دینی را پشتیبانی میکند.
اما این نتیجه نباید به معنای آن باشد که هر «جَنْب» در قرآن کنایی است.
در آیاتی مانند توبه ۹:۳۵ و حج ۲۲:۳۶، معنای جسمانی پهلو روشن است.
«جَنْب» و حق
در عربی، «فِي جَنْبِ» میتواند به معنای «در نسبت با» یا «در حق» باشد.
برای مثال، اگر گفته شود شخصی در جانب دوست خود کوتاهی کرده است، ممکن است مقصود کوتاهی در حق یا رابطه او باشد.
در زمر ۳۹:۵۶، همین کاربرد با مسئولیت انسان در برابر خداوند ارتباط دارد.
اما نباید تمام معنای ریشه «ج ن ب» را به «حق» تبدیل کرد.
«حق» در اینجا معادل سیاقی یک ترکیب است، نه معنای عمومی تمام مشتقهای ریشه.
۱۳. چالشهای فهم و ترجمه
آیا همه کاربردهای این ریشه درباره پهلوی بدن است؟
خیر.
پهلوی بدن یکی از کاربردهای اصلی آن است، اما ریشه درباره جانب مکان، دوری اجتماعی، اجتناب و وضعیت جنابت نیز به کار رفته است.
در زمر ۳۹:۵۶، «فِي جَنْبِ اللَّهِ» تعبیر کنایی است و معنای آن از سیاق مسئولیت انسان در برابر خداوند شناخته میشود.
آیا اجتناب همیشه به معنای دور شدن جسمانی است؟
خیر.
در قرآن، اجتناب از طاغوت، گفتار دروغ و بسیاری گمانها مطرح شده است.
این موارد به انتخاب و رفتار انسان مربوطاند.
بنابراین، اجتناب میتواند فاصله گرفتن عملی و اخلاقی باشد.
آیا هر اجتنابی به معنای یک حکم شرعی یکسان است؟
خیر.
خود ریشه به دوری گزیدن اشاره دارد.
اما شدت، دامنه و موضوع فرمان باید از متعلق آن و دیگر آیات مرتبط شناخته شود.
برای مثال، اجتناب از بسیاری گمانها در حجرات ۴۹:۱۲ با قید «كَثِيرًا» آمده است.
در همان آیه، برخی گمانها گناه معرفی شدهاند.
بنابراین، نمیتوان همه موارد اجتناب را بدون توجه به عبارت کامل، یکسان دانست.
آیا «جُنُب» همیشه به معنای شخص نیازمند غسل است؟
خیر.
در نساء ۴:۴۳ و مائده ۵:۶، این معنا مطرح است.
اما در قصص ۲۸:۱۱، «عَن جُنُبٍ» به معنای از دور است.
در نساء ۴:۳۶، «الْجَارِ الْجُنُبِ» به همسایهای مربوط است که از نظر پیوند خویشاوندی یا اجتماعی دور محسوب میشود.
پس صورت واحد میتواند در سیاقهای متفاوت کاربردهای متفاوت داشته باشد.
آیا شخص جنب از نظر اخلاقی ناپاک است؟
از خود این واژه چنین نتیجهای به دست نمیآید.
در آیات مربوط، جنابت وضعیتی است که با فرمان پاک شدن برای صلات ارتباط دارد.
این وضعیت نباید به گناهکار بودن شخص یا فقدان کرامت انسانی او تبدیل شود.
آیا «الْجَارِ الْجُنُبِ» فقط همسایه دارای خانه دور است؟
نه لزوما.
در عربی کهن، «جُنُب» میتواند درباره غریب یا شخصی از خاندان و قبیله دیگر باشد.
بنابراین، همسایه ممکن است از نظر خانه نزدیک، ولی از نظر نسب دور باشد.
این نکته در تحلیل واژه باید توضیح داده شود.
آیا «جَنْبِ اللَّهِ» معنای جسمانی قطعی دارد؟
خیر.
در زمر ۳۹:۵۶، تعبیر در سیاق پشیمانی از کوتاهی در حق خداوند آمده است.
خوانش مربوط به حق، طاعت و راه خدا از نظر زبان و سیاق پشتوانه دارد.
از خود این ترکیب نمیتوان درباره ساختمان جسمانی خداوند حکم صادر کرد.
آیا دوری گزیدن همیشه رفتار نیکوست؟
خیر.
در نساء ۴:۳۱، دوری از گناهان بزرگ ستوده است.
اما در اعلی ۸۷:۱۱، دوری از یادآوری به شخصی نسبت داده شده که قرآن او را «الْأَشْقَى» معرفی میکند.
پس ارزش اجتناب از متعلق و جهت رفتار شناخته میشود.
۱۴. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
برای «جَنْب» در کاربرد جسمانی، معادل اصلی «پهلو» است.
برای «جُنُوب»، «پهلوها» مناسب است.
در آل عمران ۳:۱۹۱، نساء ۴:۱۰۳، توبه ۹:۳۵، یونس ۱۰:۱۲، حج ۲۲:۳۶ و سجده ۳۲:۱۶، همین معنا باید حفظ شود.
برای «جَانِب»، معادلهای «جانب»، «سو» و «کنار» مناسباند.
در کاربردهای مربوط به کوه طور، «جانب طور» یا «سوی کوه طور» طبیعی است.
در قصص ۲۸:۴۴، «جانب غربی» معنای روشن واژه را منتقل میکند.
برای «نَأَىٰ بِجَانِبِهِ» در اسراء ۱۷:۸۳ و فصلت ۴۱:۵۱، میتوان در ترجمه مستقیم تصویر «کناره گرفتن و دور شدن» را حفظ کرد و معنای رفتاری رویگردانی را در تحلیل توضیح داد.
برای «اجْتَنَبَ»، معادل اصلی «دوری گزید» یا «پرهیز کرد» است.
در فرمانهای قرآنی مانند «اجْتَنِبُوا» و «فَاجْتَنِبُوهُ»، «دوری کنید» یا «از آن پرهیز کنید» طبیعی است.
اما نباید بدون قرینه، متعلق فرمان را از خود حذف یا مصداقهای تازهای به آن اضافه کرد.
برای «وَاجْنُبْنِي» در ابراهیم ۱۴:۳۵، «مرا دور نگه دار» مناسب است.
برای «يَتَجَنَّبُهَا» در اعلی ۸۷:۱۱، «از آن دوری میکند» مناسب است.
برای «يُجَنَّبُهَا» در لیل ۹۲:۱۷، «از آن دور نگه داشته میشود» دقیقتر است؛ زیرا صورت مجهول بودن فعل را حفظ میکند.
برای «جُنُبًا» در نساء ۴:۴۳ و مائده ۵:۶، «در حال جنابت» یا «جنب» مناسب است.
در قصص ۲۸:۱۱، «عَن جُنُبٍ» به «از دور» ترجمه میشود.
در نساء ۴:۳۶، «الْجَارِ الْجُنُبِ» میتواند «همسایه دور» ترجمه شود، ولی در توضیح باید روشن گردد که دوری خویشاوندی یا اجتماعی از مهمترین معانی این تعبیر است.
در همان آیه، «الصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ» به «همراه کنار دست» ترجمه میشود.
برای «فِي جَنْبِ اللَّهِ» در زمر ۳۹:۵۶، ترجمه «در حق آن معبود یگانه» دقیق و با سیاق سازگار است.
در این کاربرد، نباید «جَنْب» را بهصورت جداگانه «پهلوی جسمانی» ترجمه کرد و سپس همان معنا را بر ترکیب کنایی تحمیل نمود.
برای کاربردهای غیرقرآنی، «جَنِيب» میتواند حیوانی باشد که در کنار شخص هدایت میشود؛ «جَنَائِب» جمع آن است؛ و «جَنُوب» در کاربرد جغرافیایی به جنوب یا باد جنوبی اشاره دارد.
این معانی نباید بدون قرینه به کاربردهای قرآنی منتقل شوند.
۱۵. جمعبندی
ریشهٔ «ج ن ب» در زبان عربی با دو میدان معنایی نزدیک ارتباط دارد: کنار و جانب، و دوری و فاصله گرفتن.
ابن فارس این دو را بهصورت مستقل اما مرتبط معرفی کرده است.
در شاخه نخست، «جَنْب» به پهلو و «جَانِب» به سویه و جهت اشاره دارد.
در شاخه دوم، صورتهایی مانند «جَنَّبَ»، «تَجَنَّبَ» و «اجْتَنَبَ» به دور ساختن، دور شدن و پرهیز کردن مربوطاند.
از همین خانواده، «جُنُب» میتواند درباره شخص دور یا غریب به کار رود و در کاربرد دیگری، وضعیت جنابت را معرفی کند.
شواهد منقول از علقمة بن عبدة و اعشی نشان میدهند که «جَنَابَة» در عربی کهن به معنای دوری و غربت نیز شناخته شده است؛ محدودیتهای تاریخگذاریِ هر شاهد که در متن توضیح داده شد همچنان محفوظ است.
این کاربردها اهمیت دارند، زیرا مانع آن میشوند که تمام معنای ریشه به اصطلاح جنابت در فقه و طهارت محدود شود.
قرآن ریشه را ۳۳ بار به کار برده است.
در بعضی آیات، «جُنُوب» پهلوهای انسان یا حیوان را معرفی میکند.
در بعضی دیگر، «جَانِب» به سویه کوه، خشکی یا مکان دیگری اشاره دارد.
در نساء ۴:۳۶، دو کاربرد اجتماعی مهم دیده میشوند: همسایهای که از نظر پیوند نزدیک دور است و همراهی که در کنار انسان قرار دارد.
در قصص ۲۸:۱۱، «عَن جُنُبٍ» دیدن از دور را بیان میکند.
در نساء ۴:۴۳ و مائده ۵:۶، «جُنُبًا» درباره وضعیتی مربوط به طهارت آمده است.
در زمر ۳۹:۵۶، «فِي جَنْبِ اللَّهِ» در یک تعبیر کنایی به کوتاهی انسان در حق خداوند مربوط میشود.
در آیات مربوط به اجتناب، همین خانواده از میدان مکانی به رفتار ارادی انسان گسترش یافته است.
انسان میتواند از گناهان بزرگ، طاغوت، گفتار دروغ و بسیاری گمانها دوری کند. اما فعلی همریشه در اعلی ۸۷:۱۱ درباره دوری از یادآوری نیز آمده است.
پس خود دور شدن یا اجتناب کردن همیشه فضیلت نیست؛ ارزش آن از متعلق و جهت رفتار شناخته میشود.
همچنین، در ابراهیم ۱۴:۳۵، درخواست دور نگه داشتن از بندگی بتها مطرح است و در لیل ۹۲:۱۷، دور نگه داشته شدن از آتش.
این تفاوت میان دوری گزیدن شخص، دور ساختن دیگری و دور نگه داشته شدن باید در ترجمه حفظ شود.
برای فرقان، «پهلو» معادل اصلی «جَنْب» در کاربرد جسمانی، «جانب» و «سو» معادلهای «جَانِب»، و «دوری گزیدن» و «پرهیز کردن» معادلهای مناسب «اجتناب» هستند.
در کاربرد مربوط به طهارت، «جُنُب» همان عنوان شناختهشده جنابت است؛ اما این عنوان نباید به گناهکار بودن یا آلودگی اخلاقی شخص تبدیل شود.
در تعبیر «فِي جَنْبِ اللَّهِ»، ترجمه «در حق آن معبود یگانه» معنای سیاقی را بهتر از ترجمه جسمانی پهلو منتقل میکند.
رابطه کنار بودن و فاصله گرفتن، راهی قابل دفاع برای پیوند دادن معانی این خانواده است: پهلو، جانب، همراهی، بیگانگی، دور ساختن و پرهیز کردن. این پیوند مفهومی بهتنهایی ترتیب تاریخی پیدایش معانی را ثابت نمیکند؛ هر کاربرد در ساختمان و سیاق مخصوص خود معنا پیدا میکند.
حفظ این تفاوت اجازه میدهد کاربردهای قرآنی «ج ن ب» بدون فروکاستن همه آنها به جنابت، بدون تبدیل هر اجتناب به حکم یکسان و بدون تحمیل معنای جسمانی بر تعبیرهای کنایی، بهدرستی فهمیده شوند.