ریشهٔ قرآنی ث ل ث

نوشتن تبصره دربارهٔ این اثر

سه، سوم، یک‌سوم و گروه‌های سه‌گانه؛ از شمارش و تقسیم تا مسئولیت‌های زمانی، روابط انسانی و نقد سه‌گانه‌سازی الوهیت

صورت‌های قرآنی و لغوی

۱. معرفی ریشه و صورت‌های قرآنی

ریشهٔ سه‌حرفی «ث ل ث» در زبان عربی به عدد سه و صورت‌های وابسته به آن اشاره دارد. از این ریشه، واژه‌هایی برای شمار سه چیز، سومین عضو یک مجموعه، یک‌سوم از مقدار معین، تقسیم چیزی به سه بخش و قرار گرفتن اشخاص یا اشیا در گروه‌های سه‌تایی ساخته شده‌اند.

در قرآن، این ریشه در موضوعات گوناگونی به کار رفته است: سه روز روزه، سه دوره انتظار، سه ماه، سه نوبت اجازه گرفتن، یک‌سوم و دوسوم میراث، بخش‌هایی از شب، سه فرستاده، گروه‌های سه‌گانه در روز قیامت، سه تاریکی در آفرینش انسان، و نقد ادعاهای سه‌گانه درباره الوهیت.

این تنوع نشان می‌دهد که عدد سه در قرآن به یک موضوع دینی یا یک مفهوم نمادین اختصاص ندارد. گاهی مقدار واقعی است، گاهی سهمی از یک مجموعه، گاهی جایگاه یک عضو در میان دیگران و گاهی در ساختی قرار می‌گیرد که مفهوم گروه‌بندی و توزیع را بیان می‌کند.

ریشهٔ «ث ل ث» در قرآن ۳۲ بار، در ۲۸ آیه از ۲۰ سوره آمده است. تمام کاربردهای آن اسمی یا عددی‌اند و هیچ فعل مستقلی از این ریشه در قرآن نیامده است.

صورت‌های مهم این خانواده عبارت‌اند از:

  • ثَلَاثَة: سه؛ صورت عددی که معمولا با معدود مذکر به کار می‌رود. استفاده در قرآن: بلی؛ در صورت‌های مختلف، سیزده بار.
  • ثَلَاث: سه؛ صورت عددی که معمولا با معدود مؤنث به کار می‌رود. استفاده در قرآن: بلی؛ هشت بار، از جمله در ساخت عددهای سی و سیصد.
  • ثَالِث: سوم؛ عضو سوم یا یکی از سه عضو مجموعه. استفاده در قرآن: بلی؛ دو بار، در مائده ۵:۷۳ و یس ۳۶:۱۴.
  • ثَالِثَة: سوم؛ صورت مؤنث عدد ترتیبی. استفاده در قرآن: بلی؛ یک بار، در نجم ۵۳:۲۰.
  • ثُلَاث: سه‌تا سه‌تا، یا در گروه‌های سه‌تایی. استفاده در قرآن: بلی؛ دو بار، در نساء ۴:۳ و فاطر ۳۵:۱.
  • ثُلُث: یک‌سوم از یک مقدار یا مجموعه. استفاده در قرآن: بلی؛ همراه صورت‌های مثنای آن، شش بار.
  • ثُلُثَان / ثُلُثَا / ثُلُثَيْنِ: دوسوم؛ دو بخش از سه بخش مساوی. استفاده در قرآن: بلی؛ در صورت‌های وابسته به ساختمان مثنا.
  • ثَلَاثُون / ثَلَاثِينَ: سی؛ عدد دهگان. استفاده در قرآن: بلی؛ در اعراف ۷:۱۴۲ و احقاف ۴۶:۱۵.
  • ثَلَثَ / يَثْلِثُ / يَثْلُثُ: در مضارع با کسرهٔ لام، سومین عضو گروه شدن یا دو نفر را سه‌نفره کردن؛ و با ضمهٔ لام، یک‌سوم مال را گرفتن. استفاده در قرآن: خیر.
  • ثَلَّثَ / تَثْلِيث: سه‌تا کردن، به سه بخش تقسیم کردن، یا امری را سه‌گانه ساختن. استفاده در قرآن: خیر.
  • أَثْلَثَ: سه‌تا شدن، سه بخش کردن یا به مرحله سوم رسیدن. استفاده در قرآن: خیر.
  • ثَالُوث: سه‌گانه؛ اصطلاحی که در مباحث الهیاتی نیز کاربرد یافته است. استفاده در قرآن: خیر.
  • ثُلَاثِيّ: سه‌جزئی یا سه‌حرفی. استفاده در قرآن: خیر.
  • الثُّلَاثَاء: نام یکی از روزهای هفته. استفاده در قرآن: خیر.

این صورت‌ها نشان می‌دهند که خانواده زبانی ریشه گسترده‌تر از شکل‌های قرآنی آن است.

پیکرهٔ عربی قرآن؛ سی‌ودو کاربرد ث ل ث

اما باید میان سه موضوع تفاوت گذاشت: عدد سه، جایگاه سوم و نسبت یک‌سوم. اشتراک ریشه به معنای یکسان بودن این مفاهیم نیست.

۲. هستهٔ زبانی ریشه و کاربردهای عربی کهن

سه؛ یک مقدار معین

در عربی، «ثَلَاثَة» و «ثَلَاث» نام عدد سه هستند.

سه در شمارش، مقداری است که از دو بیشتر و از چهار کمتر است. این تعریف ساده، بنیاد کاربردهای عددی ریشه را تشکیل می‌دهد.

ابن فارس در «مقاییس اللغة»، برای ریشه «ث ل ث» اصلی عددی می‌شناسد. برخلاف ریشه‌هایی که میدان معنایی آنها میان چند تصویر مادی و معنوی گسترش یافته، این ریشه اساسا بر عدد و نسبت‌های حاصل از آن استوار است.

مقاییس اللغة؛ اصل عددی ث ل ث

از عدد سه می‌توان صورت‌های متفاوتی ساخت.

وقتی می‌گوییم «سه نفر»، شمار اعضای گروه را بیان کرده‌ایم. وقتی می‌گوییم «سومین نفر»، جایگاه شخص را در ترتیب مشخص می‌کنیم. وقتی می‌گوییم «یک‌سوم مال»، نسبتی از کل دارایی را معرفی می‌کنیم.

این سه عبارت به یک خانواده عددی تعلق دارند، اما از نظر معنا و کاربرد یکسان نیستند.

همچنین «سه بار» با «سه نفر» تفاوت دارد. در یکی، تعداد تکرار عمل شمرده می‌شود؛ در دیگری، شمار اشخاص.

پس معنای عدد ثابت است، ولی چیزی که عدد به آن تعلق می‌گیرد، نقش جمله را تغییر می‌دهد.

سومین عضو شدن

در زبان عربی، «ثَلَثَ الْقَوْمَ» می‌تواند به این معنا باشد که شخص به گروهی بپیوندد و سومین عضو آن شود.

برای مثال، اگر دو نفر حضور داشته باشند و شخص سومی به آنان بپیوندد، می‌توان گفت شمار گروه با او به سه رسیده است.

در این کاربرد، فعل به افزودن عضو سوم ارتباط دارد.

اما این معنا با «ثَالِثُ ثَلَاثَةٍ» دقیقا یکسان نیست.

«سومین نفرِ افزوده‌شده به دو نفر» فرایند پیوستن شخص به گروه را برجسته می‌کند؛ ولی «ثالث ثلاثة» می‌تواند صرفا جایگاه عضوی را در مجموعه‌ای سه‌نفره بیان کند، بدون آنکه درباره زمان پیوستن اعضا سخنی بگوید.

این تفاوت در بررسی آیات مائده ۵:۷۳ و یس ۳۶:۱۴ اهمیت خواهد داشت.

یک‌سوم و تقسیم مقدار

«ثُلُث» در عربی به یک جزء از سه جزء مساوی اشاره دارد.

اگر مالی به سه سهم برابر تقسیم شود، هر سهم یک‌سوم آن است.

«ثُلُثَان» نیز دو سهم از همین سه سهم مساوی است.

در این میدان، عدد سه دیگر شمار مستقیم اشخاص یا اشیا نیست؛ بلکه مبنای تقسیم یک کل قرار می‌گیرد.

از همین خانواده، فعل‌هایی برای گرفتن یک‌سوم مال، تقسیم کردن چیزی به سه قسمت و سه‌تا کردن یک مجموعه ساخته شده‌اند.

اما فعل «ثلث» به معنای گرفتن یک‌سوم، در قرآن نیامده است.

صحاح و مصباح؛ تفاوت یَثْلِثُ و یَثْلُثُ

بنابراین، از وجود «ثُلُث» در آیات میراث نمی‌توان نتیجه گرفت که قرآن برای گرفتن یک‌سوم از هر نوع مال، حکم عمومی مستقلی مقرر کرده است.

سهم یک‌سوم در هر آیه به شرایط و اشخاص مشخصی وابسته است.

تصویر مادی؛ سه پایه و سه رشته

این ریشه تصویر مادی اولیه و مستقلی مانند بریدن، کشیدن یا گرداندن ندارد؛ اما عدد سه در نام‌گذاری اشیای واقعی نیز به کار رفته است.

یکی از نمونه‌های شناخته‌شده در عربی کهن، «ثَالِثَةُ الْأَثَافِي» است.

«أثافی» سنگ‌هایی هستند که برای قرار دادن دیگ بر روی آتش به کار می‌رفته‌اند. در یک ساخت سنتی، دو سنگ قرار داده می‌شد و سنگ سوم یا برجستگی طبیعی زمین، جایگاه سوم را تکمیل می‌کرد.

از اینجا تعبیر «ثالثة الأثافي» در زبان عربی شناخته شده است.

در این کاربرد، عدد سه به تعداد تکیه‌گاه‌ها مربوط است.

همچنین در زبان عربی، بافتن یا تابیدن طناب از سه رشته ثبت شده است.

در چنین نمونه‌ای، سه جزء در کنار یکدیگر ساختاری مادی ایجاد می‌کنند.

اما نباید از این شواهد نتیجه گرفت که معنای اصلی سه، پایداری، استحکام یا کمال است.

ممکن است چیزی با سه پایه استوار باشد و چیز دیگری با چهار یا پنج پایه. عدد به‌خودی‌خود هیچ یک از این ارزش‌ها را تضمین نمی‌کند.

پس تصویر سه تکیه‌گاه یا سه رشته برای شناخت کاربرد مادی عدد سودمند است، اما تعریف خود ریشه همچنان عددی باقی می‌ماند.

۳. شواهد شعر عربی کهن

ابن برّی، در نقل لغوی این شاهد، آن را به عبدالله بن زبیر اسدی نسبت می‌دهد:

فَإِنْ تَثْلِثُوا نَرْبَعْ وَإِنْ يَكُ خَامِسٌ
يَكُنْ سَادِسٌ حَتَّى يُبِيرَكُمُ الْقَتْلُ

ترجمه فارسی

اگر شمار شما به سه برسد، شمار ما را به چهار می‌رسانیم؛ و اگر پنجمی باشد، ششمی خواهیم داشت، تا آنکه کشتار شما را نابود کند.

در این بیت، «تَثْلِثُوا» و «نَرْبَعْ» به افزایش شمار اعضای دو گروه مربوط‌اند.

شاعر در فضای رقابت و رویارویی سخن می‌گوید؛ هر بار که شمار یک گروه بیشتر می‌شود، گروه دیگر نیز شمار خود را افزایش می‌دهد.

در برخی توضیح‌های لغوی، برای «تثلثوا» خوانش دیگری نیز مطرح شده که آن را با کشتن نفر سوم ارتباط می‌دهد.

اما توضیح غالبِ ساخت شمارشی، افزایش اعضای گروه است؛ به‌ویژه آنکه در بیت بعدی نیز افزایش شمار هفت، هشت، نه و ده مطرح شده است.

این شاهد نشان می‌دهد که از عدد سه می‌توان فعل ساخت و آن را برای رسیدن شمار به مرحله سوم به کار برد.

با این حال، زمان دقیق سرایش این بیت به‌طور مستقل روشن نیست. بنابراین، نباید بدون بررسی تاریخ شاعر و خود شعر، آن را شاهد قطعی جاهلی معرفی کرد.

صحاح با نقل ابن برّی؛ انتساب شاهد شعری

در نمونهٔ دیگری از زبان شعری عرب، «ثالثة الأثافي» برای سنگ یا بخش سومی به کار رفته که ساخت سه‌پایه دیگ را کامل می‌کند.

این کاربرد نشان می‌دهد که صفت ترتیبی «ثالث» تنها درباره انسان نیست و می‌تواند جایگاه یک شیء را در ساختاری سه‌جزئی بیان کند.

مجموع شواهد، هسته عددی ریشه را تأیید می‌کنند: شمار سه، جایگاه سوم و تقسیم یک کل به سه بخش.

از این شواهد نمی‌توان نتیجه گرفت که عدد سه در عربی کهن همیشه نماد امر مقدس یا کمال مطلق بوده است.

۴. سه و سه‌تا سه‌تا؛ تفاوت «ثَلَاثَة» و «ثُلَاث»

نساء ۴:۳

متن آیه

وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَىٰ فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَىٰ وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَٰلِكَ أَدْنَىٰ أَلَّا تَعُولُوا

ترجمه فارسی

و اگر بیم دارید که درباره یتیمان به عدالت رفتار نکنید، پس از زنان آنچه برایتان پسندیده است به صورت دوتایی و سه‌تایی و چهارتایی به همسری بگیرید. پس اگر بیم دارید که عدالت را رعایت نکنید، آنگاه یکی، یا آنچه در اختیار شما قرار دارد. این نزدیک‌تر است به اینکه از عدالت منحرف نشوید.

بررسی کاربرد

«ثُلَاثَ» در این آیه با «ثَلَاثَة» تفاوت دارد.

«ثلاثة» نام عدد سه است، اما «ثلاث» در این ساختمان، شمار توزیعی را بیان می‌کند؛ یعنی سه‌تا سه‌تا یا در گروه‌های سه‌تایی.

در عربی، صورت‌هایی مانند «مَثْنَىٰ»، «ثُلَاثَ» و «رُبَاعَ» برای بیان توزیع شمار به کار می‌روند.

این ساخت در جمله به معنای جمع حسابیِ دو و سه و چهار نیست.

بنابراین، از «مَثْنَىٰ وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ» نمی‌توان نتیجه گرفت که عدد مورد نظر حاصل جمع دو، سه و چهار، یعنی نه، است.

همچنین نباید ساخت توزیعی را چنان ترجمه کرد که گویی هر مخاطب باید هر سه صورت را هم‌زمان انجام دهد.

از نظر زبانی، عبارت صورت‌های متفاوت شمار را مطرح می‌کند.

اما موضوع آیه تنها عدد نیست.

عبارت با شرط «وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَىٰ» آغاز می‌شود و در ادامه نیز شرط عدالت و بازگشت به یک همسر مطرح است.

بنابراین، بررسی حکم ازدواج باید با توجه به مسئله یتیمان، عدالت و مسئولیت‌های خانوادگی انجام شود.

از خود «ثُلَاثَ» نمی‌توان یک حق بی‌قید و مستقل از این شروط استخراج کرد.

همچنین صرف توزیعی بودن عدد، به‌تنهایی تمام حدود حکم و شرایط واقعی ازدواج را تعیین نمی‌کند.

مقاله مستقل فرقان درباره چندهمسری، این مسئله را در سیاق عدالت نسبت به یتیمان و حقوق زنان بررسی کرده است. در پژوهش ریشه، نتیجه محدودتر است: «ثُلَاث» صورت توزیعی عدد سه است و نباید با جمع ریاضی یا مجوزی بی‌قید اشتباه گرفته شود.

چندهمسری در قرآن

فاطر ۳۵:۱؛ سه‌تا سه‌تا در وصف بال‌های فرشتگان

متن آیه

الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا أُولِي أَجْنِحَةٍ مَثْنَىٰ وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ

ترجمه فارسی

ستایش از آنِ آن معبود یگانه، پدیدآورنده آسمان‌ها و زمین است؛ همان که فرشتگان را فرستادگانی دارای بال‌هایی دوتایی و سه‌تایی و چهارتایی قرار داده است. او در آفرینش هرچه بخواهد می‌افزاید؛ بی‌گمان آن معبود یگانه بر هر چیزی تواناست.

بررسی کاربرد

در این آیه، همان ساخت «مَثْنَىٰ وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ» آمده است.

اما موضوع آن با نساء ۴:۳ متفاوت است.

در نساء، این صورت‌ها در سیاق ازدواج آمده بودند؛ در فاطر، درباره بال‌های فرشتگان به کار رفته‌اند.

این مقایسه نشان می‌دهد که خود «ثلاث» حکم ازدواج، تعداد همسر یا رابطه خانوادگی را بیان نمی‌کند.

واژه فقط صورت شمارش توزیعی است.

در فاطر ۳۵:۱ نیز نباید از جمع شدن دو، سه و چهار نتیجه گرفت که هر فرشته دقیقا نه بال دارد.

همچنین عبارت «يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاءُ» پس از این شمارها آمده است. بنابراین، نمی‌توان از خود این سه مقدار، سقفی قطعی برای تمام آفرینش الهی تعیین کرد.

نکتهٔ مهم دیگر، وصف بال‌هاست.

از واژه «ثلاث» نمی‌توان شکل جسمانی دقیق، جنس، اندازه یا کارکرد بال فرشتگان را استخراج کرد.

خود آیه این موضوعات را توضیح نمی‌دهد.

نتیجه لغوی: «ثُلَاث» در هر دو آیه، صورت توزیعی عدد سه است. تفاوت متعلق آن در ازدواج و بال‌های فرشتگان نشان می‌دهد که معنای واژه ثابت است، اما احکام و ویژگی‌های موضوع را باید از سیاق مستقل شناخت.

۵. ثَالِث؛ جایگاه سوم در یک مجموعه

یس ۳۶:۱۴؛ فرستاده سوم

متن آیه

إِذْ أَرْسَلْنَا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍ فَقَالُوا إِنَّا إِلَيْكُمْ مُرْسَلُونَ

ترجمه فارسی

هنگامی که دو نفر را به سوی آنان فرستادیم، پس آن دو را تکذیب کردند؛ سپس با نفر سومی تقویت کردیم. پس گفتند: «بی‌گمان ما به سوی شما فرستاده شده‌ایم.»

بررسی کاربرد

«بِثَالِثٍ» به شخص سوم اشاره دارد.

در اینجا، دو فرستاده نخست معرفی شده‌اند و سپس نفر سومی به آنان افزوده می‌شود.

پس «ثالث» در این سیاق با افزودن عضوی به مجموعه موجود ارتباط دارد.

عدد سوم، جایگاه او را در شمار فرستادگان مشخص می‌کند.

اما خود این واژه به معنای تقویت یا یاری نیست. تقویت از فعل «فَعَزَّزْنَا» شناخته می‌شود.

از این رو، نباید تمام معنای جمله را در «ثالث» ادغام کرد.

همچنین از عدد سه نمی‌توان نتیجه گرفت که هر مأموریت الهی باید با سه فرستاده انجام شود.

این عدد مربوط به رویدادی مشخص است.

مائده ۵:۷۳؛ «ثَالِثُ ثَلَاثَةٍ»

متن آیه

لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلَاثَةٍ وَمَا مِنْ إِلَٰهٍ إِلَّا إِلَٰهٌ وَاحِدٌ وَإِنْ لَمْ يَنْتَهُوا عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ

ترجمه فارسی

بی‌گمان کسانی که گفتند آن معبود یگانه سومِ سه‌تاست، کفر ورزیده‌اند؛ در حالی که هیچ معبودی جز معبود یگانه نیست. و اگر از آنچه می‌گویند بازنایستند، کسانی از آنان که کفر ورزیده‌اند به عذابی دردناک گرفتار خواهند شد.

بررسی کاربرد

«ثَالِثُ ثَلَاثَةٍ» از نظر دستوری ترکیبی متفاوت از «بِثَالِثٍ» در یس ۳۶:۱۴ است.

در یس، نفر سوم به دو فرستاده پیشین افزوده می‌شود.

اما در «ثالث ثلاثة»، سوم به‌عنوان یکی از اعضای مجموعه سه‌تایی معرفی شده است.

این تفاوت در زبان عربی شناخته شده است.

«ثالث ثلاثة» ضرورتا درباره شخصی سخن نمی‌گوید که از نظر زمانی پس از دو نفر دیگر آمده است؛ بلکه می‌تواند یکی از سه عضو مجموعه را معرفی کند.

در مائده ۵:۷۳، قرآن همین صورت را در نقل و نقد ادعایی درباره خداوند به کار برده است.

موضوع انتقاد، وارد کردن خداوند در یک شمارش سه‌گانه در مقام الوهیت است.

این معنا از عبارت بعد روشن‌تر می‌شود:

«وَمَا مِنْ إِلَٰهٍ إِلَّا إِلَٰهٌ وَاحِدٌ».

آیه بر یگانگی معبود تأکید می‌کند.

اما از خود عبارت «ثالث ثلاثة» نمی‌توان تمام جزئیات یک نظام کلامی تاریخی یا نام دقیق هر سه جزء ادعاشده را استخراج کرد.

آیه نام آن سه را در همین عبارت مشخص نکرده است.

از سوی دیگر، نباید به سبب نام نبردن اجزا، نقد صریح قرآن نسبت به سه‌گانه‌سازی الوهیت را نیز مبهم یا بی‌اثر کرد.

نتیجه لغوی: «ثالث» در هر دو آیه به سومین عضو یا جایگاه سوم مربوط است؛ اما در یس، نفر سومی به دو نفر افزوده می‌شود و در مائده، ادعای قرار گرفتن خداوند در مجموعه‌ای سه‌گانه نقد شده است.

نجم ۵۳:۲۰؛ سومین در میان معبودهای نام‌برده

در نجم ۵۳:۱۹ و نجم ۵۳:۲۰، لات، عزی و منات نام برده می‌شوند.

درباره منات آمده است:

وَمَنَاةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرَىٰ

ترجمه فارسی

و منات، آن سومیِ دیگر.

«الثالثة» صورت مؤنث عدد ترتیبی سوم است.

در اینجا، جایگاه منات در فهرست نام‌های یادشده معرفی می‌شود.

از خود این واژه نمی‌توان رتبه الوهیت، برتری یا مرتبه تاریخی منات نسبت به دو نام دیگر را تعیین کرد.

«سوم» در این سیاق، پیش از هر چیز جایگاه در شمارش است.

۶. سه‌گانه‌سازی در ادعاهای اعتقادی

نساء ۴:۱۷۱

متن آیه

يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ وَلَا تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَىٰ مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِنْهُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَلَا تَقُولُوا ثَلَاثَةٌ انْتَهُوا خَيْرًا لَكُمْ إِنَّمَا اللَّهُ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ سُبْحَانَهُ أَنْ يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَكِيلًا

ترجمه فارسی

ای اهل کتاب، در دین خود غلو نکنید و درباره آن معبود یگانه جز حق نگویید. مسیح، عیسی پسر مریم، تنها فرستاده آن معبود یگانه و کلمه اوست که آن را به مریم افکند و روحی از اوست. پس به آن معبود یگانه و فرستادگانش ایمان بیاورید و نگویید «سه». بازایستید که برای شما بهتر است. آن معبود یگانه تنها معبودی یگانه است؛ منزه است از اینکه فرزندی داشته باشد. آنچه در آسمان‌ها و زمین است از آن اوست، و آن معبود یگانه برای کارگزاری و سرپرستی کافی است.

بررسی کاربرد

«ثَلَاثَةٌ» در این آیه عدد سه است، اما معدودِ آن به‌صورت صریح در همان عبارت نیامده است.

فرمان چنین است:

«وَلَا تَقُولُوا ثَلَاثَةٌ».

از نظر زبانی، این عبارت از گفتن یا ادعای سه‌گانه‌ای نهی می‌کند.

اما برای شناخت موضوع این نهی باید به سیاق مراجعه کرد.

آیه ابتدا از غلو در دین و نسبت دادن سخن ناحق به خداوند نهی می‌کند؛ سپس درباره مسیح، عیسی پسر مریم، جایگاه رسالت او، کلمه خداوند و روحی از او سخن می‌گوید و در ادامه می‌فرماید «نگویید سه».

پس موضوع، یک عدد انتزاعی و بی‌ارتباط با اعتقاد نیست؛ بلکه ادعایی سه‌گانه در قلمرو الوهیت و نسبت عیسی با خداوند است.

با این حال، خود واژه «ثلاثة» تعیین نمی‌کند که سه جزء مورد ادعا دقیقا چه کسانی یا چه مفاهیمی هستند.

نمی‌توان فقط با استناد به این عدد، یک فرمول تاریخی معین را به همه مخاطبان آیه نسبت داد.

از سوی دیگر، خود آیه نتیجه توحیدی روشنی بیان می‌کند:

«إِنَّمَا اللَّهُ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ».

پس قرآن سه‌گانه‌سازی‌ای را که با یگانگی خداوند ناسازگار است، رد می‌کند.

اما معنای لغوی «ثلاثة» همچنان همان سه است. شرک، غلو و نسبت نادرست به خداوند از سیاق عقیدتی آیه شناخته می‌شوند؛ نه از اینکه عدد سه ذاتا معنایی منفی داشته باشد.

تفاوت سه‌گانه‌سازی با شمارش معمولی

همین قرآن در آیات دیگر از سه روز، سه ماه، سه گروه و سه فرستاده سخن می‌گوید.

پس عدد سه به‌خودی‌خود نه ناپسند است و نه نشانه شرک.

آنچه در نساء ۴:۱۷۱ و مائده ۵:۷۳ نقد می‌شود، قرار دادن الوهیت در یک ساختار سه‌گانه است.

این تفاوت مانع آن می‌شود که هر ساخت سه‌جزئی، مانند سه مرحله یک کار یا سه ویژگی یک پدیده، از نظر دینی محکوم شمرده شود.

در مقابل، نباید برای دفاع از یک نظام اعتقادی، نقد صریح قرآن را تنها به مسئله شمارش ریاضی محدود کرد.

قرآن درباره خداوند و نسبت دادن شریک یا همتا به او سخن می‌گوید.

بنابراین، بحث اعتقادی در جای خود واقعی است، اما معنای لغوی عدد سه نباید با آن یکی شود.

۷. ثُلُث و ثُلُثَان؛ یک‌سوم و دوسوم در میراث

نساء ۴:۱۱

متن آیه

يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلَادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ فَإِنْ كُنَّ نِسَاءً فَوْقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَكَ وَإِنْ كَانَتْ وَاحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَلِأَبَوَيْهِ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِنْ كَانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِنْ كَانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِهَا أَوْ دَيْنٍ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ لَا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعًا فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا

ترجمه فارسی

آن معبود یگانه درباره فرزندانتان به شما سفارش می‌کند: برای پسر سهمی همانند سهم دو دختر است. پس اگر آنان دخترانی بیش از دو نفر باشند، دوسوم آنچه بر جای مانده از آنِ آنان است؛ و اگر یک دختر باشد، نیمی از آن برای اوست. و برای هر یک از پدر و مادر، اگر متوفی فرزندی داشته باشد، یک‌ششم آنچه بر جای مانده است. پس اگر فرزندی نداشته باشد و پدر و مادرش وارث او باشند، برای مادرش یک‌سوم است؛ و اگر برادران یا خواهرانی داشته باشد، برای مادرش یک‌ششم است؛ پس از وصیتی که می‌کند یا بدهی. پدران و فرزندانتان، نمی‌دانید کدام‌یک برای شما سودمندترند. این فریضه‌ای از سوی آن معبود یگانه است؛ بی‌گمان آن معبود یگانه دانا و حکیم است.

بررسی کاربرد

در این آیه، «ثُلُثَا» و «الثُّلُثُ» از ریشه «ث ل ث» آمده‌اند.

«ثُلُثَا» صورت مثنای «ثُلُث» در حالت رفع و اضافه است.

این واژه به معنای دوسوم است؛ یعنی دو سهم از سه سهم برابر.

«الثُّلُثُ» نیز به یک‌سوم اشاره دارد.

بنابراین، از نظر لغوی میان یک‌سوم و دوسوم تفاوت روشن و ریاضی وجود دارد.

اما تعیین اینکه کدام شخص چه سهمی دریافت می‌کند، تنها با شناخت خود کسر ممکن نیست.

در همین آیه، سهم‌ها به وجود فرزند، شمار فرزندان، وضعیت پدر و مادر و وجود خواهران یا برادران وابسته شده‌اند.

پس عدد، مقدار سهم است؛ ولی شرایط برخورداری از آن در ساخت حکم قرار دارد.

نکته دیگر، عبارت «فَوْقَ اثْنَتَيْنِ» است.

این عبارت از نظر لفظی به «بیش از دو» اشاره دارد.

در مقابل، نساء ۴:۱۷۶ درباره دو خواهر به‌صراحت می‌گوید:

«فَإِنْ كَانَتَا اثْنَتَيْنِ فَلَهُمَا الثُّلُثَانِ».

این دو عبارت نباید بدون بررسی تفاوت موضوع و ساختمان نحوی در یکدیگر ادغام شوند.

موضوع نساء ۴:۱۱ فرزندان است، در حالی که نساء ۴:۱۷۶ در سیاق کلاله و خواهران آمده است.

پس تعیین همه سهم‌های میراث نیازمند پژوهش مستقل آیات میراث است؛ نه تنها شناخت ریشه «ث ل ث».

نساء ۴:۱۲؛ یک‌سوم مشترک

در نساء ۴:۱۲ نیز آمده است:

«فَهُمْ شُرَكَاءُ فِي الثُّلُثِ».

در اینجا «الثُّلُث» سهم یک‌سوم را معرفی می‌کند.

اما «شُرَكَاءُ» نشان می‌دهد که موضوع، سهیم بودن چند شخص در این سهم است.

بنابراین، نمی‌توان از خود واژه «ثلث» نتیجه گرفت که هر یک از اشخاص جداگانه یک‌سوم کل میراث را دریافت می‌کنند.

یک‌سومِ مشترک با یک‌سوم برای هر فرد تفاوت دارد.

همچنین همین آیه تقسیم میراث را به وصیت و بدهی و قید پرهیز از زیان رساندن پیوند می‌دهد.

پس عدد و سهم، بخشی از یک ساخت حقوقی بزرگ‌تر هستند.

نساء ۴:۱۷۶؛ دوسوم برای دو خواهر

متن آیه

يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلَالَةِ إِنِ امْرُؤٌ هَلَكَ لَيْسَ لَهُ وَلَدٌ وَلَهُ أُخْتٌ فَلَهَا نِصْفُ مَا تَرَكَ وَهُوَ يَرِثُهَا إِنْ لَمْ يَكُنْ لَهَا وَلَدٌ فَإِنْ كَانَتَا اثْنَتَيْنِ فَلَهُمَا الثُّلُثَانِ مِمَّا تَرَكَ وَإِنْ كَانُوا إِخْوَةً رِجَالًا وَنِسَاءً فَلِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ أَنْ تَضِلُّوا وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ

ترجمه فارسی

از تو نظر می‌خواهند. بگو: «آن معبود یگانه درباره کلاله برای شما حکم را روشن می‌کند: اگر شخصی بمیرد و فرزندی نداشته باشد و خواهری داشته باشد، نیمی از آنچه بر جای گذاشته از آنِ خواهر است؛ و برادر نیز وارث او می‌شود اگر فرزندی نداشته باشد. پس اگر دو خواهر باشند، دوسوم آنچه بر جای مانده از آنِ آن دو است. و اگر خواهران و برادرانی، مرد و زن، باشند، برای مرد سهمی همانند سهم دو زن است.» آن معبود یگانه برای شما روشن می‌کند تا گمراه نشوید؛ و آن معبود یگانه به هر چیزی داناست.

بررسی کاربرد

در این آیه، «الثُّلُثَانِ» صورت مثنای معرفه است.

معنای آن دوسوم است؛ اما مخاطبان سهم در این سیاق دو خواهرند.

در نتیجه، باید میان شمار وارثان و نسبت سهم تفاوت گذاشت.

دو خواهر، شمار اشخاص است؛ دوسوم، نسبت مالی است.

این دو از خانواده عددی مربوط به دو و سه ساخته شده‌اند، اما نقش یکسانی ندارند.

از سوی دیگر، خود آیه سهم دوسوم را در شرایط مشخصی بیان کرده است. نمی‌توان بدون بررسی دیگر آیات، آن را به همه صورت‌های میراث با دو وارث تعمیم داد.

نتیجه لغوی: «ثُلُث» یک‌سوم و «ثُلُثَان» دوسوم است. این صورت‌ها نسبت‌های عددی‌اند؛ تعیین صاحبان سهم، تقدم وصیت و بدهی و رعایت عدالت، از دیگر اجزای آیات میراث شناخته می‌شوند.

۸. یک‌سوم و دوسوم در اندازه‌گیری شب

مزمل ۷۳:۲۰

متن آیه

إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنَىٰ مِنْ ثُلُثَيِ اللَّيْلِ وَنِصْفَهُ وَثُلُثَهُ وَطَائِفَةٌ مِنَ الَّذِينَ مَعَكَ وَاللَّهُ يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ فَتَابَ عَلَيْكُمْ فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَنْ سَيَكُونُ مِنْكُمْ مَرْضَىٰ وَآخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَآخَرُونَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ هُوَ خَيْرًا وَأَعْظَمَ أَجْرًا وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ

ترجمه فارسی

پروردگارت می‌داند که تو کمتر از دوسوم شب و نیم آن و یک‌سوم آن را برمی‌خیزی، و گروهی از کسانی که با تو هستند نیز چنین می‌کنند. و آن معبود یگانه شب و روز را اندازه می‌گیرد. دانست که شما نمی‌توانید آن را به‌دقت اندازه بگیرید، پس به شما بازگشت؛ بنابراین آنچه از قرآن برایتان میسر است بخوانید. دانست که برخی از شما بیمار خواهند شد و گروهی دیگر در زمین سفر می‌کنند و از فضل آن معبود یگانه می‌جویند و گروهی دیگر در راه او می‌جنگند. پس آنچه از قرآن برایتان میسر است بخوانید، صلات را برپا دارید، زکات را بدهید و به آن معبود یگانه وامی نیکو بدهید. و هر خیری که برای خود پیش بفرستید، آن را نزد آن معبود یگانه بهتر و با پاداشی بزرگ‌تر خواهید یافت. و از آن معبود یگانه آمرزش بخواهید؛ بی‌گمان آن معبود یگانه آمرزنده و مهربان است.

بررسی کاربرد

در این آیه، دو صورت از ریشه «ث ل ث» آمده است:

«ثُلُثَيِ اللَّيْلِ» و «ثُلُثَهُ».

اولی دوسوم شب است و دومی یک‌سوم آن.

این دو صورت، نسبت‌هایی از یک کل زمانی‌اند.

در اینجا کل مورد نظر، شب است.

پس یک‌سوم شب با یک‌سوم میراث از نظر نسبت ریاضی یکسان است، ولی موضوع و حکم همراه آنها کاملا متفاوت است.

در آیات میراث، سهم مالی تقسیم می‌شود؛ در مزمل، مدت زمان شب سنجیده می‌شود.

بنابراین، خود «ثلث» به معنای مال یا عبادت نیست؛ بلکه نسبت یک‌سوم را بیان می‌کند.

آیا سه مقدار با هم جمع می‌شوند؟

در آیه، دوسوم، نیم و یک‌سوم در کنار یکدیگر آمده‌اند.

اما نباید آنها را بی‌دلیل با هم جمع کرد و نتیجه گرفت که مخاطب موظف به قیامی طولانی‌تر از یک شب کامل بوده است.

این عبارت درباره مدت‌های قیام شبانه و اندازه‌گیری آنها سخن می‌گوید.

نسبت‌های مختلف می‌توانند بیانگر مقدارهای متفاوت در شب‌های مختلف یا وضعیت‌های متفاوت قیام باشند.

در نتیجه، هر کسر باید در جایگاه نحوی خود شناخته شود.

از سوی دیگر، خود آیه به دشواری اندازه‌گیری دقیق شب اشاره می‌کند و سپس گشایشی برای مخاطبان مطرح می‌سازد.

طبری، مزمل ۷۳:۲۰؛ کمتر از دوسوم و مدت‌های قیام

این موضوع در پژوهش منتشرشده فرقان درباره نسخ قرآن نیز بررسی شده است.

نسخ در قرآن

نکته‌ای که برای ریشه «ث ل ث» اهمیت دارد، محدودتر است: یک‌سوم و دوسوم اندازه‌های واقعی‌اند و از خود آنها نمی‌توان بدون توجه به سیاق، یک جدول ثابت و همگانیِ عبادت شبانه استخراج کرد.

۹. سه دوره، سه ماه و سه روز؛ عدد در تعیین مسئولیت‌های زمانی

بقره ۲:۲۲۸؛ سه قُرُوء

در بقره ۲:۲۲۸ آمده است:

«وَالْمُطَلَّقَاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ».

در این عبارت، «ثَلَاثَةَ» عدد سه است.

«قُرُوءٍ» از ریشه «ق ر أ» است و با دوره‌های مربوط به حیض و پاکی زنان ارتباط دارد.

پس عدد سه، شمار دوره‌ها را مشخص می‌کند؛ اما خود عدد تعیین نمی‌کند که «قُرُوء» دقیقا به حیض، پاکی یا گذار میان این وضعیت‌ها اشاره دارد.

این اختلاف باید در پژوهش همان واژه و سیاق آیه بررسی شود.

به همین دلیل، نباید از «ثلاثة» نتیجه گرفت که سه قُرء حتما همان سه ماه تقویمی است.

در طلاق ۶۵:۴، قرآن از «ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ» سخن می‌گوید؛ اما این عبارت با «ثلاثة قروء» از نظر معدود متفاوت است.

طلاق ۶۵:۴؛ سه ماه

متن آیه

وَاللَّائِي يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ مِنْ نِسَائِكُمْ إِنِ ارْتَبْتُمْ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ وَاللَّائِي لَمْ يَحِضْنَ وَأُولَاتُ الْأَحْمَالِ أَجَلُهُنَّ أَنْ يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْرًا

ترجمه فارسی

و آن دسته از زنانتان که از حیض ناامید شده‌اند، اگر تردید داشتید، دوره انتظارشان سه ماه است؛ و زنانی که حیض نشده‌اند نیز. و زنان باردار، پایان مدتشان آن است که بار خود را بر زمین بگذارند. و هر کس از آن معبود یگانه پروا کند، خداوند در کارش آسانی پدید می‌آورد.

بررسی کاربرد

«ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ» به سه ماه اشاره دارد.

اما در این آیه، گروه‌های متفاوتی مطرح‌اند و وضعیت بارداری نیز حکم جداگانه‌ای دارد.

بنابراین، معنای عدد سه روشن است، ولی تشخیص اینکه حکم دقیقا بر چه کسانی تطبیق می‌شود، از خود عدد به دست نمی‌آید.

همچنین از تعبیر «ثلاثة أشهر» نمی‌توان به‌تنهایی درباره سن ازدواج، رشد یا شرایط صحت ازدواج نتیجه گرفت.

این مسائل باید با آیات مربوط به رشد، مسئولیت، ازدواج و وضعیت زنان بررسی شوند.

سه، یک مقدار زمانی است؛ نه تعریف سن یا صلاحیت ازدواج.

مریم ۱۹:۱۰ و آل‌عمران ۳:۴۱؛ سه شب و سه روز

در مریم ۱۹:۱۰، زکریا نشانه‌ای درخواست می‌کند و پاسخ، سخن نگفتن با مردم برای «ثَلَاثَ لَيَالٍ سَوِيًّا» است.

در آل‌عمران ۳:۴۱، همین موضوع با «ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمْزًا» بیان شده است.

در یکی، سه شب و در دیگری سه روز آمده است.

این تفاوت را نباید بدون بررسی، تناقض یا دو رویداد کاملا مستقل دانست.

در زبان عربی، روز و شب می‌توانند برای بیان یک دوره زمانی پیوسته به کار روند؛ اما در هر آیه باید دید سخن از چه مدتی و با چه قیدی است.

همچنین «سَوِيًّا» و «إِلَّا رَمْزًا» در تحلیل نحوی و فهم نوع سخن نگفتن اهمیت دارند، اما اینها از ریشه «ث ل ث» نیستند.

هود ۱۱:۶۵؛ سه روز مهلت

در هود ۱۱:۶۵، پس از پی کردن ناقه، به قوم صالح گفته می‌شود سه روز در خانه‌های خود بهره‌مند باشند.

«ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ» در این سیاق مدت معینی را بیان می‌کند.

از خود عدد سه نمی‌توان علت انتخاب این مدت یا همه پیامدهای تاریخی آن را استخراج کرد.

نور ۲۴:۵۸؛ سه نوبت اجازه گرفتن

متن آیه

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنْكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ وَالَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْكُمْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ مِنْ قَبْلِ صَلَاةِ الْفَجْرِ وَحِينَ تَضَعُونَ ثِيَابَكُمْ مِنَ الظَّهِيرَةِ وَمِنْ بَعْدِ صَلَاةِ الْعِشَاءِ ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَلَا عَلَيْهِمْ جُنَاحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَيْكُمْ بَعْضُكُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ

ترجمه فارسی

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، کسانی که در اختیار شما قرار دارند و کسانی از شما که هنوز به بلوغ نرسیده‌اند، باید در سه نوبت از شما اجازه بگیرند: پیش از صلات فجر، هنگامی که در میانه روز لباس‌های خود را کنار می‌گذارید، و پس از صلات عشاء. اینها سه هنگامِ حریم خصوصی شماست. پس از این زمان‌ها، نه بر شما و نه بر آنان گناهی نیست؛ زیرا شما پیوسته نزد یکدیگر رفت‌وآمد دارید. این‌گونه آن معبود یگانه آیاتش را برای شما روشن می‌کند، و او دانا و حکیم است.

بررسی کاربرد

در این آیه، ریشه «ث ل ث» دو بار آمده است.

نخست در «ثَلَاثَ مَرَّاتٍ» و سپس در «ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ».

در عبارت نخست، شمار نوبت‌های اجازه گرفتن بیان می‌شود.

در عبارت دوم، همان سه دوره زمانی به‌عنوان موقعیت‌های حریم خصوصی معرفی می‌شوند.

این تفاوت مهم است.

عدد سه در هر دو مورد ثابت است، اما معدود آن تغییر کرده است: «مرات» و «عورات».

در نتیجه، نباید «عورات» را در این سیاق صرفا به سه عضو جسمانی انسان ترجمه کرد.

آیه درباره سه موقعیت زمانی سخن می‌گوید که احتمال کنار گذاشتن لباس و نیاز به حفظ حریم خصوصی در آنها بیشتر است.

اما خود عدد سه به معنای حریم خصوصی نیست؛ این مفهوم از واژه «عورات» و سیاق آیه شناخته می‌شود.

همچنین از سه نوبت مشخص نباید نتیجه گرفت که در همه ساعت‌های دیگر هیچ‌گونه رعایت حریم شخصی لازم نیست.

آیه وضعیت مخاطبان و رفت‌وآمد معمول آنان را توضیح می‌دهد و آیات دیگر نیز درباره اجازه ورود و حریم خانه‌ها سخن می‌گویند.

۱۰. سه نفر، سه گروه و سه شاخه؛ تفاوت موضوع شمارش

مجادله ۵۸:۷؛ خداوند و گفت‌وگوی پنهانی سه نفر

متن آیه

أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ مَا يَكُونُ مِنْ نَجْوَىٰ ثَلَاثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمْ وَلَا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سَادِسُهُمْ وَلَا أَدْنَىٰ مِنْ ذَٰلِكَ وَلَا أَكْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ مَا كَانُوا ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِمَا عَمِلُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ

ترجمه فارسی

آیا نمی‌بینی که آن معبود یگانه آنچه را در آسمان‌ها و زمین است می‌داند؟ هیچ گفت‌وگوی پنهانی میان سه نفر نیست مگر آنکه او چهارم آنان است، و نه میان پنج نفر مگر آنکه او ششم آنان است؛ و نه کمتر از آن و نه بیشتر، مگر آنکه هرجا باشند او با آنان است. سپس روز قیامت آنان را از آنچه انجام داده‌اند آگاه می‌کند؛ بی‌گمان آن معبود یگانه به هر چیزی داناست.

بررسی کاربرد

در این آیه، «ثَلَاثَةٍ» شمار اشخاصی را بیان می‌کند که در گفت‌وگوی پنهانی حضور دارند.

عبارت بعدی، «إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمْ»، از چهارم بودن خداوند سخن می‌گوید.

اما نباید این چهارم بودن را بدون توجه به آغاز و پایان آیه، به حضور جسمانی خداوند در یک مکان محدود تبدیل کرد.

آیه با علم خداوند به آنچه در آسمان‌ها و زمین است آغاز می‌شود و با دانایی او به همه چیز پایان می‌یابد.

بنابراین، سیاق، حضور خداوند را با فراگیری دانش و آگاهی او پیوند می‌دهد.

همچنین آیه فقط به سه نفر محدود نیست. پنج نفر و کمتر و بیشتر از آن نیز مطرح‌اند.

پس عدد سه در اینجا نمونه‌ای برای نشان دادن فراگیری آگاهی الهی است؛ نه اینکه خداوند تنها در گفت‌وگوی سه نفر حاضر باشد.

واقعه ۵۶:۷؛ سه گروه

در واقعه ۵۶:۷ آمده است:

وَكُنْتُمْ أَزْوَاجًا ثَلَاثَةً

ترجمه فارسی

و شما سه گروه خواهید بود.

«ثَلَاثَةً» در اینجا به سه گروه اشاره دارد.

در آیات پس از آن، این گروه‌ها معرفی می‌شوند: اصحاب میمنه، اصحاب مشئمه و پیشگامان.

پس شمار سه از نظر لفظی روشن است، اما ویژگی و سرانجام هر گروه از آیات بعد به دست می‌آید.

نباید خود عدد سه را به معنای نجات، عذاب یا برتری دانست.

زمر ۳۹:۶؛ سه تاریکی

در زمر ۳۹:۶، قرآن از آفرینش انسان در «ظُلُمَاتٍ ثَلَاثٍ» سخن می‌گوید.

در اینجا، سه به شمار تاریکی‌ها اشاره دارد.

اما خود عدد هویت آن تاریکی‌ها را مشخص نمی‌کند.

از این رو، اگر کسی آنها را با سه ساختار مشخص جسمانی یا جنینی تطبیق دهد، باید شواهد مستقل و سازگار ارائه کند.

نمی‌توان تنها با اتکا به عدد سه، فهرستی قطعی از سه پرده، سه بافت یا سه مرحله جنینی به نام قرآن ساخت.

در خود آیه، تأکید بر آفرینش پی‌درپی انسان در شکم مادر و در تاریکی‌های سه‌گانه است.

مرسلات ۷۷:۳۰؛ سایه‌ای با سه شاخه

در مرسلات ۷۷:۳۰ آمده است:

انْطَلِقُوا إِلَىٰ ظِلٍّ ذِي ثَلَاثِ شُعَبٍ

ترجمه فارسی

به سوی سایه‌ای دارای سه شاخه بروید.

در این آیه، «ثَلَاثِ» شمار شاخه‌ها را بیان می‌کند.

از خود عدد نمی‌توان شکل هندسی دقیق سایه یا ماهیت فیزیکی آن را مشخص کرد.

همچنین نباید آن را بدون شاهد به سه گروه انسان یا سه مرحله تاریخی تبدیل کرد.

کهف ۱۸:۲۵؛ سیصد سال و نه سال افزوده

متن آیه

وَلَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلَاثَ مِائَةٍ سِنِينَ وَازْدَادُوا تِسْعًا

ترجمه فارسی

و در غار خود سیصد سال ماندند و نه سال نیز بر آن افزودند.

بررسی کاربرد

«ثَلَاثَ مِائَةٍ» به سیصد اشاره دارد؛ یعنی سه صدتایی.

این صورت از نظر عددی روشن است.

اما در آیه بعد، کهف ۱۸:۲۶، آمده است که خداوند به مدت ماندن آنان داناتر است.

بنابراین، در بررسی سیاق باید دید آیا عبارت سیصد و نه سال، گزارش مستقیم درباره مدت واقعی است یا در پی گفتارها و اختلاف‌هایی آمده که قرآن آنها را نقل و سپس به علم الهی ارجاع می‌دهد.

برای این موضوع، میان خوانش‌های کهن نیز اختلاف وجود داشته است.

طبری، کهف ۱۸:۲۵؛ اختلاف در گزارش مدت

از خود عدد سیصد نمی‌توان این اختلاف را حل کرد. کاربردهای عددی دیگر نیز باید در نظر باشند: سه‌هزار فرشته در آل‌عمران ۳:۱۲۴؛ سه نفری که کارشان به تأخیر افتاده بود در توبه ۹:۱۱۸؛ سی شبِ میعاد موسی در اعراف ۷:۱۴۲؛ و سی ماه برای مجموع بارداری و از شیر گرفتن در احقاف ۴۶:۱۵. سه روز روزه نیز در بقره ۲:۱۹۶ و مائده ۵:۸۹ آمده است. در هر مورد، متعلق عدد و شرایط آن را باید از همان آیه شناخت.

همچنین تطبیق سیصد و نه سال با تفاوت سال خورشیدی و قمری، فرضیه‌ای است که به بررسی تقویمی و سیاقی مستقل نیاز دارد؛ نه معنایی که در خود ریشه «ث ل ث» وجود داشته باشد.

۱۲. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان

در کاربردهای شمارشی، معادل مستقیم «ثلاثة» و «ثلاث» همان «سه» است.

در «ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ»، «سه روز»؛ در «ثَلَاثَ لَيَالٍ»، «سه شب»؛ و در «ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ»، «سه ماه» مناسب است.

برای «ثُلُث»، معادل «یک‌سوم» و برای «ثُلُثَان» یا «ثُلُثَا»، «دوسوم» باید حفظ شود.

در «ثُلُثَيِ اللَّيْلِ»، «دوسوم شب» و در «ثُلُثَهُ»، «یک‌سوم آن» مناسب است.

برای «ثَالِث»، «سوم» یا «سومین» بر حسب سیاق مناسب است.

در یس ۳۶:۱۴، «با نفر سومی تقویت کردیم» ساخت جمله را منتقل می‌کند.

در مائده ۵:۷۳، «ثَالِثُ ثَلَاثَةٍ» را می‌توان «سومِ سه‌تا» ترجمه کرد تا ساخت عددی ادعای مورد نقد حفظ شود. توضیح عقیدتی آن باید در تأمل جدا بیاید.

برای «الثَّالِثَةَ» در نجم ۵۳:۲۰، «سومی» معادل طبیعی است.

برای «ثُلَاث»، معادل «سه‌تا سه‌تا» یا «در گروه‌های سه‌تایی» مناسب است.

در نساء ۴:۳، ترجمه نباید صورت‌های دو، سه و چهار را با هم جمع کند. در فاطر ۳۵:۱ نیز نباید از همان ساختمان تعداد نُه بال را نتیجه بگیرد.

در «ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ»، پیشنهاد اولیه «سه دوره» است؛ اما تعریف «قروء» باید در پژوهش همان ریشه روشن شود.

در «ظُلُمَاتٍ ثَلَاثٍ»، «سه تاریکی» مناسب است. معرفی سه ساختار پزشکی یا جسمانی در ترجمه اصلی بدون نص روشن جایز نیست.

در حجر ۱۵:۸۷، درباره «سَبْعًا مِنَ الْمَثَانِي»، عدد هفت به ریشه دیگری تعلق دارد و نباید به سبب شباهت مفهومی با گروه‌بندی، به این ریشه وارد شود.

اصل مشترک همه این پیشنهادها آن است که عدد، نسبت، ترتیب و توزیع باید در ترجمه از یکدیگر جدا بمانند.

۱۳. جمع‌بندی نهایی

ریشه «ث ل ث» در زبان عربی و قرآن به میدان شمار سه و نسبت‌های وابسته به آن تعلق دارد.

در این خانواده، «ثلاثة» و «ثلاث» شمار سه را بیان می‌کنند؛ «ثالث» جایگاه سوم را؛ «ثلث» یک‌سوم از یک کل را؛ «ثلثان» دوسوم را؛ و «ثلاث» در ساختمان توزیعی «مثنى وثلاث ورباع»، گروه‌های سه‌تایی را.

این تفاوت‌ها واقعی و ضروری‌اند.

در قرآن، عدد سه برای شمارش اشخاص، روزها، شب‌ها، ماه‌ها، دوره‌های انتظار، نوبت‌های اجازه گرفتن، گروه‌ها و ساختارهای مختلف به کار رفته است.

اما موضوع شمارش، معنای عدد را تغییر نمی‌دهد.

سه روز روزه، سه ماه انتظار و سه فرستاده، هر سه از مقدار سه استفاده می‌کنند؛ ولی احکام و ویژگی‌های هرکدام از سیاق مستقل شناخته می‌شوند.

در آیات میراث، یک‌سوم و دوسوم نسبت‌های دقیق‌اند، اما اینکه چه کسی چه سهمی دارد، از شرایط و ساخت حقوقی آیات روشن می‌شود.

در مزمل ۷۳:۲۰ نیز همین نسبت‌ها درباره مدت شب به کار رفته‌اند، بی‌آنکه معنای آنها اقتصادی باشد.

در نساء ۴:۳ و فاطر ۳۵:۱، «ثلاث» صورت توزیعی است و نباید با جمع کردن اعداد یا الزام هم‌زمان به چند صورت اشتباه گرفته شود.

در نساء ۴:۱۷۱ و مائده ۵:۷۳، عدد سه در نقد ادعاهای سه‌گانه درباره الوهیت آمده است. اما خود عدد سه ذاتا معنای شرک ندارد. آنچه مورد نقد قرار گرفته، نسبت دادن ساختاری سه‌گانه به جایگاه یگانه خداوند است.

در مجادله ۵۸:۷، شمار سه نفر برای بیان آگاهی فراگیر خداوند به گفت‌وگوهای پنهانی به کار رفته است؛ بدون آنکه چهارم بودن خداوند به حضور جسمانی او در جمع انسان‌ها محدود شود.

در داستان اصحاب کهف، در کهف ۱۸:۲۲، عدد سه بخشی از گفتارهای نقل‌شده درباره شمار افراد است و باید از داوری نهایی قرآن جدا شناخته شود.

در دیگر آیات نیز عدد سه گاهی مقدار واقعی، گاهی بخشی از تصویر، و گاهی عنصری در توضیح یک رویداد است.

از این رو، سه نه به‌خودی‌خود نماد کمال است، نه ذاتا نشانه امر مقدس، و نه در همه کاربردها معنایی پنهان و یکسان دارد.

تعریف نهایی: «ث ل ث» به عدد سه و صورت‌های وابسته به آن اشاره دارد؛ شامل شمار سه چیز، جایگاه سوم در مجموعه، یک‌سوم و دوسوم یک مقدار، و تقسیم یا توزیع اشخاص و اشیا در گروه‌های سه‌تایی.

در فهم هر کاربرد باید روشن شود که عدد چه چیزی را می‌شمارد، آیا جایگاه ترتیبی یا نسبت کسری را بیان می‌کند، و آیا در متن خبری، تشبیهی، حقوقی، اعتقادی یا گفتاری نقل‌شده قرار گرفته است.

حفظ این تمایزها، معنای لغوی ریشه را دقیق نگه می‌دارد و مانع آن می‌شود که حکم‌های خانوادگی، سهم‌های میراث، ادعاهای الهیاتی یا نظریه‌های علمی به خود عدد سه تحمیل شوند.